سنتکام: ادعای جمهوری اسلامی درباره حمله به فرودگاه کویت کاملا نادرست است


فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرد ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه به ترمینال مسافری فرودگاه بینالمللی کویت حمله نکرده و خسارت ناشی از یک موشک رهگیر آمریکایی بوده، «کاملا نادرست» است.
سنتکام اعلام کرد جمهوری اسلامی با پهپاد به این فرودگاه غیرنظامی حمله کرده و این اقدام را «عامدانه، محاسبهشده و بیدلیل» توصیف کرد.







ویدیویی که به تازگی از شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ به دست ایراناینترنشنال رسیده، رگبار مسلسل ماموران را به سوی معترضان شهرک واوان در اسلامشهر و مجروح شدن یکی از مردم نشان میدهد.
ارسالکننده این ویدیو به ایراناینترنشنال گفت در این شب شاهد اصابت گلوله به پنج نفر بوده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با شبکه لبنانی المیادین گفت: «دو طرف در حال بررسی متنهایی هستند که میان آنها رد و بدل شده است.»
عراقچی گفت: «اگر اسرائیل به بیروت حمله کند، جمهوری اسلامی قاطعانه پاسخ خواهد داد.»
وزیر خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرد: «تماسهای ما با آمریکا قطع نشده است، اما هیچ پیشرفتی در مذاکرات حاصل نشده است.»
بلومبرگ بر اساس سندی محرمانه که از سوی این رسانه مشاهده شده است، گزارش داد که خطر تلاش پنهانی جمهوری اسلامی با هدف دستیابی به سلاح هستهای، امروز نسبت به پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه بیشتر است.
این رسانه چهارشنبه ۱۳ خرداد در مقالهای، با استناد به صحبتهای دو دیپلمات ارشد آشنا با سند محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت، این گزارش نشان میدهد دو جنگ اخیر چگونه به ایجاد معضلات هستهای تازهای منجر شدهاند که پیشتر وجود نداشت.
بلومبرگ در توضیح دقیقتر این سند نوشت: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشورهای عضو درباره خطرات تازه اشاعه هستهای هشدار داده است. این خطرها از ذخایر بزرگ اورانیوم با غنای نزدیک به سطح ساخت بمب در ایران ناشی میشود. پیش از حمله هوایی ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۱) که آغازگر جنگی ۱۲روزه بود، این مواد برای اطمینان از اینکه به سمت ساخت تسلیحات منحرف نشدهاند، تحت بازرسی هفتگی آژانس قرار داشتند. اکنون دیگر چنین نیست.»
دیپلماتهای ارشد که بهشرط ناشناس ماندن با این رسانه مصاحبه کردهاند، گفتند هرچه این مواد مدت بیشتری خارج از پادمانهای آژانس باقی بمانند، خطر استفاده احتمالی از آنها با اهداف غیرصلحآمیز افزایش مییابد.
در این سند محرمانه ۱۱۹ صفحهای که ماه گذشته در وین در اختیار کشورها قرار گرفت، تاکید شده است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی نمیتواند درباره وضعیت این مواد هستهای به جمعبندی برسد.
در بخش دیگری از این سند آمده است: «این موضوع موجب نگرانی از منظر اشاعه میشود، زیرا این مواد هستهای که آژانس قادر به راستیآزمایی آنها نیست، مقدار زیادی اورانیوم با غنای بالا را شامل میشود.»
این هشدار در حالی مطرح میشود که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۱۲ اردیبهشت در جریان بازدید از نیروگاه هستهای براکه در امارات متحده عربی گفت در پی جنگ ۴۰ روزه، بخش بزرگی از فعالیتهای هستهای ایران متوقف شده و قرار گرفتن این برنامه در معرض حملات نظامی، ارزیابی آژانس از برنامه هستهای جمهوری اسلامی را بهطور بنیادین تغییر داده است.
تازهترین گزارش موسسه علوم و امنیت بینالملل که ۱۶ اردیبهشت منتشر شد از اقدامهای احتمالا دفاعی جمهوری اسلامی در سایت زیرزمینی کوه کلنگ در جنوب مجتمع هستهای نطنز خبر داد.
بر اساس این گزارش دو دهانه تونل شرقی این سایت بهطور جزئی با «مواد خاکی خاکستری» مسدود شدهاند. اقدامی که ظاهرا با هدف جلوگیری از ورود خودرو به این دو دهانه انجام گرفته است.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی و نگرانی آمریکا از احتمال دستیابی آنها به سلاح هستهای، مهمترین محل اختلاف حکومت ایران با ایالات متحده است. تهران همواره اتهام تلاش برای رسیدن به سلاح اتمی را رد کرده است، از سوی دیگر غرب و در راس آنها آمریکا بر اساس گزارشهای اطلاعاتی میگویند تهران تلاشهای خود برای رسیدن به سلاح هستهای را پشت برنامههای صلحآمیز هستهای پنهان میکند.
همزمان با مذاکرات جاری میان آمریکا و جمهوری اسلامی که یکی از محورهای آن ضرورت تعلیق برنامه هستهای است، والاستریت ژورنال، ۱۵ اردیبهشت نیز در سرمقالهای هشدار داد جمهوری اسلامی تلاش میکند چارچوب توافق را «مبهم» نگه دارد و سپس اجرای آن را فرسایشی کند؛ موضوعی که به نوشته این روزنامه، ضرورت تعیین دقیق خطوط قرمز آمریکا را دوچندان میکند.
بر اساس گفتوگوی والاستریت ژورنال با مقامهای ارشد، آمریکا در مذاکرات خواهان آن است که جمهوری اسلامی بهطور رسمی اعلام کند به دنبال سلاح هستهای نیست، تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان برچیده شوند، هرگونه فعالیت هستهای زیرزمینی ممنوع شود و بازرسیهای فوری و بدون محدودیت، همراه با مجازات برای تخلف، انجام گیرد.
این روزنامه نوشت واشینگتن همچنین خواهان توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم در ایران و تحویل تمام مواد غنیشده است. در مقابل، جمهوری اسلامی باید تنگه هرمز را ابتدا بهصورت تدریجی و سپس بهطور کامل بازگشایی کند؛ اقدامی که همزمان با کاهش تدریجی محاصره آمریکا انجام خواهد شد.
بلومبرگ اواخر آبان سال گذشته نیز در گزارشی، ابهام در وضعیت برنامه هستهای جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه را «عمیقتر» از پیش از وقوع این جنگ خوانده و نوشته بود که با در نظر گرفتن توقف بازرسی تاسیسات هستهای واقع در ایران از سوی جمهوری اسلامی و نامعلوم ماندن محل ذخایر اورانیوم با غنای بالا، آژانس با وضعیت مبهم و «بهشدت نگرانکنندهای» مواجه است.
در آن گزارش آمده بود که تصاویر ماهوارهای جدید از فعالیتهای تازهای در اطراف سایتهای بمبارانشده هستهای در فردو، نطنز و اصفهان حکایت دارند اما بازرسان نمیدانند این فعالیتها صرفا با هدف «پاکسازی» انجام میشوند یا «انتقال مواد هستهای».
خبرگزاری رویترز بهنقل از افراد آگاه گزارش داد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، مشارکت خود را در برخی ارزیابیهای اطلاعاتی، از جمله گزارشهای مربوط به جنگ ایران، که از سوی دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا تهیه میشود متوقف کرده است.
رویترز در گزارش خود این اقدام را نشاندهنده تشدید اختلافات بر سر اشتراکگذاری اطلاعات و تعیین حدود مسئولیتها میان دو نهاد بهویژه در میانه جنگ ایران دانسته است.
یک مقام آمریکایی و سه فرد که بهطور مستقیم در جریان موضوع قرار دارند، به رویترز گفتند که درگیری میان سیا و دفتر مدیر اطلاعات ملی (ODNI) بیش از یک سال است که شدت گرفته و همکاری آنها در تهیه تحلیلهای امنیت ملی را مختل کرده است؛ تحلیلهایی که روسای جمهوری آمریکا سالها برای مواجهه با چالشهای پیچیده خارجی به آنها اتکا کردهاند.
این منابع به دلیل حساسیت موضوعات داخلی، به شرط ناشناس ماندن با رویترز گفتوگو کردند.
منشاء اختلافات
بهگفته منابع، ریشه اصلی اختلافات به یک کارگروه بازمیگردد که در آوریل ۲۰۲۵ از سوی تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی وقت آمریکا، تشکیل شد.
دو نفر از منابع گفتند سیا به ریاست جان رتکلیف معتقد است «گروه ابتکارات مدیر» (Director's Initiatives Group) که گبرد آن را ایجاد کرده بود، با دور زدن سازوکارهای سنتی اشتراکگذاری و رفع محرمانگی اطلاعات، رفتاری بیپروا داشته است.
در مقابل، مقامهای دفتر مدیر اطلاعات ملی میگویند سیا بهطور مستمر دسترسی این گروه به اطلاعات مورد نیاز را مسدود کرده است.
فروپاشی همکاری میان نهادهای اطلاعاتی در زمانی رخ میدهد که دولت ترامپ با چالشهای امنیتی متعددی روبهروست؛ از جنگ ایران گرفته تا گسترش توان نظامی چین و ادامه جنگ روسیه در اوکراین.
بهنوشته رویترز، این وضعیت همچنین نشان میدهد اصلاحات پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که به ایجاد سمت مدیر اطلاعات ملی برای هماهنگی میان ۱۸ سازمان اطلاعاتی آمریکا انجامید، نتوانسته به طور کامل مشکلات ساختاری این جامعه اطلاعاتی را برطرف کند.
بت سانر، معاون پیشین مدیر اطلاعات ملی در دولت اول ترامپ، گفت: «قرار بود دفتر مدیر اطلاعات ملی مانند روغنی باشد که در سیستم جریان پیدا میکند و شریانهای جامعه اطلاعاتی را روان نگه میدارد و گرهها را باز میکند.»
او افزود: «وقتی این اتفاق نمیافتد، این احتمال ایجاد میشود که سازمانها دوباره به ساختارهای جداگانه و منزوی خود بازگردند و در نتیجه زمینه برای شکستهای اطلاعاتی فراهم شود.»
مسیرهای جایگزین سیا
فراتر از ارزیابیهای دفتر مدیر اطلاعات ملی، سیا همچنان راههای دیگری برای رساندن اطلاعات خود، از جمله درباره ایران ــ به رییسجمهوری و دیگر سیاستگذاران دارد.
بخش بزرگی از این اطلاعات در «گزارش روزانه رییسجمهوری» (Presidential Daily Brief) گنجانده میشود؛ مجموعهای فوقمحرمانه از گزارشهای اطلاعاتی که هر روز برای رییسجمهوری ایالات متحده تهیه میشود.
گبرد هفته گذشته اعلام کرد که بهدلیل بیماری همسرش در ۳۰ ژوئن از سمت مدیر اطلاعات ملی کنارهگیری خواهد کرد.
ترامپ نیز سهشنبه ۱۲ خرداد اعلام کرد که بیل پولت، رییس آژانس تامین مالی مسکن فدرال، را بهعنوان سرپرست موقت این سمت منصوب میکند.
اولیویا کولمن، سخنگوی دفتر مدیر اطلاعات ملی، گفت: «رییسجمهوری و سیاستگذاران همچنان بهترین اطلاعات و تحلیلها را از نهادهای اطلاعاتی دریافت میکنند.»
او افزود که دفتر مدیر اطلاعات ملی و سازمانهای زیرمجموعه آن «روزانه با همتایان خود در سیا درباره طیف کامل محصولات و عملیات اطلاعاتی در ارتباط و همکاری هستند.»
کولمن همچنین گفت: «گروه ابتکارات مدیر در چارچوب اختیارات نظارتی دفتر مدیر اطلاعات ملی و در حمایت از دستورات اجرایی رییسجمهوری فعالیت میکرد.»
رویترز در فوریه گزارش داده بود که گبرد این گروه را در پی بررسیهای کنگره منحل و کارکنان آن را به بخشهای دیگر منتقل کرده است.
لیز لیونز، مدیر روابط عمومی سیا، گفت: «تحت مدیریت رتکلیف، سیا به سرعت اولویتهای رییسجمهوری ترامپ را دنبال و با پذیرش ریسکهای هوشمندانه، برای پیشی گرفتن از دشمنان و ایجاد برتری قاطع برای آمریکا عمل کرده است.»
دیویس اینگل، سخنگوی کاخ سفید، نیز گفت سیاست خارجی ترامپ مبتنی بر «صلح از طریق قدرت» است و تلاش رسانهها برای ایجاد اختلاف داخلی بینتیجه خواهد بود.
او افزود: «رییسجمهوری ترامپ به طور کامل به تیم برجسته امنیت ملی خود اعتماد دارد.»
کاهش همکاری در ارزیابیهای اطلاعاتی
بهنوشته رویترز یکی از جدیترین پیامدهای بیاعتمادی متقابل میان دو نهاد، تصمیم سیا برای کاهش چشمگیر مشارکت در ارزیابیهایی است که از سوی دفتر گبرد تهیه میشد.
سیا یکی از اصلیترین تامینکنندگان اطلاعات برای گزارشهای شورای اطلاعات ملی (NIC)، مهمترین نهاد تحلیلی جامعه اطلاعاتی آمریکا، بوده است.
این گزارشها بهویژه در زمان جنگ از اهمیت ویژهای برخوردارند.
دو نفر از منابع آگاه گفتند ارزیابیهای مربوط به ایران از جمله گزارشهایی هستند که سیا دیگر به طور منظم در تهیه آنها مشارکت نمیکند.
بهگفته این منابع، سیا و دفتر مدیر اطلاعات ملی اکنون عملا مانند دو مرکز تحلیلی مستقل از یکدیگر فعالیت میکنند.
سال گذشته، در اوج تنشها، سیا انتشار گزارشهای شورای اطلاعات ملی را در سامانه داخلی توزیع اطلاعات که تحت کنترل خود داشت متوقف کرد و برای مدتی دسترسی به این گزارشها محدود شد.
یک مقام آمریکایی گفت این گزارشها تنها «چند ساعت» و بهدلیل «یک مشکل فنی در پردازش» منتشر نشدند.
آغاز تنشها
چهار منبع آگاه اما به رویترز گفتند اختلافات میان دو نهاد اندکی پس از آن آغاز شد که گبرد در فوریه ۲۰۲۵ مسئولیت خود را بر عهده گرفت.
یکی از نخستین اقدامات او اعمال کنترل بیشتر بر تهیه گزارش روزانه رییسجمهوری بود؛ گزارشی که سیا سالها نقش محوری در تهیه آن داشت.
روابط دو نهاد پس از تشکیل گروه ابتکارات مدیر برای «ریشهکن کردن سیاسیکاری در جامعه اطلاعاتی» بیش از پیش تیره شد.
این گروه همچنین مسئول رفع محرمانگی اسناد مرتبط با ترور جان اف. کندی، رییسجمهوری پیشین آمریکا، بررسی امنیت دستگاههای رأیگیری و تحقیق درباره منشاء ویروس کووید-۱۹ بود.
منتقدان، از جمله برخی مقامهای سابق اطلاعاتی، معتقد بودند این گروه ابزاری برای تسویهحساب با دشمنان سیاسی مورد نظر ترامپ بوده است.
بهگفته دو نفر از منابع، اعضای این گروه بارها از سیا خواستند اطلاعات و اسناد لازم برای تحقیقات محوله از سوی دفتر مدیر اطلاعات ملی را در اختیارشان بگذارد، اما معتقد بودند همکاری کافی صورت نگرفته است.
برکناری مقامهای ارشد سیا
در ماه مه ۲۰۲۵، گبرد دو مقام ارشد سیا را برکنار کرد که شورای اطلاعات ملی را هدایت میکردند.
یک مقام اطلاعاتی که نخواست نامش فاش شود گفت: «آنها بهدلیل ایجاد محیط کاری سمی که در نظرسنجی کارکنان مستند شده بود و همچنین سابقه سیاسیسازی اطلاعات برکنار شدند.»
با این حال، او هیچ مدرکی برای اثبات این ادعاها ارائه نکرد.
سپس در ماه اوت، گبرد مجوزهای امنیتی ۳۷ مقام فعلی و سابق را لغو کرد؛ اقدامی که در جریان آن هویت یک مامور مخفی سیا که در خارج از کشور فعالیت میکرد نیز فاش شد.
گبرد این افراد را به سیاسیسازی و افشای اطلاعات متهم کرد اما هیچ مدرکی ارائه نداد.
مقامهای سابق و دیگر منتقدان گفتند این اقدام تا حدی در واکنش به ارزیابی اطلاعاتی سال ۲۰۱۷ صورت گرفت که نتیجه گرفته بود روسیه برای تاثیرگذاری بر انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ به نفع ترامپ، عملیات گسترده نفوذ انجام داده است.
تحقیقات بازرس کل
تنش میان سیا و دفتر مدیر اطلاعات ملی ماه گذشته علنی شد؛ زمانی که یک افسر سیا که به گروه ابتکارات مدیر مامور شده بود، در برابر یک کمیته سنای آمریکا شهادت داد که سیا دسترسی این گروه به اطلاعات مربوط به منشاء کووید-۱۹ را مسدود کرده است.
بهگفته دو منبع آگاه، این اختلاف اکنون موجب آغاز تحقیقاتی از سوی دفتر بازرس کل جامعه اطلاعاتی شده است؛ نهادی مستقل که در ساختار دفتر مدیر اطلاعات ملی فعالیت میکند.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که نتوانسته دامنه و جزئیات این تحقیقات را مشخص کند.
نشریه اکیپ فرانسه در گزارشی درباره آمار بازیکنان دعوت شده به جام جهانی ۲۰۲۶ نوشته است: «پنج لیگ بزرگ اروپایی، همانطور که انتظار میرفت، بیشترین بازیکن را به جام جهانی میفرستند. انگلیس در صدر قرار دارد؛ ۱۶۶ بازیکن دعوتشده در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ در لیگ برتر بازی میکردند.»
و شگفتانگیز اینکه چمپیونزشیپ، لیگ دست دوم انگلستان هم با ۳۷ بازیکن، در جمع ۱۰ لیگ پر بازیکن جام جهانی ۲۰۲۶ است. حتی بیشتر سری آ برزیل (۳۲ بازیکن)، لیگ برتر پرتغال و لیگ ستارگان قطر (هر کدام ۲۹ بازیکن).
و جالبتر از همه اینها جایگاه ششم لیگ حرفهای عربستان سعودی در این ردهبندی و پس از «بیگ فایو» است؛ این لیگ آسیایی در جام جهانی پیش رو، ۴۶ نماینده دارد.
پس از لیگ برتر انگلستان، بوندس لیگا با ۱۰۱ بازیکن، لالیگا با ۸۲ بازیکن، لیگ یک فرانسه با ۸۱ و سری آ ایتالیا با ۶۶ بازیکن، بیشترین نماینده در میان ۱۲۴۸ بازیکن حاضر را در بزرگترین تورنمنت فوتبال دنیا دارند.
اما بیشترین نماینده را در جام جهانی، منچسترسیتی با ۱۹ بازیکن، بایرن مونیخ با ۱۸ بازیکن، آرسنال و پاریسنژرمن هرکدام با ۱۶ بازیکن، بارسلونا با ۱۴ بازیکن و سپس منچستر یونایتد و کریستال پالاس با ۱۳ بازیکن، بیشترین نماینده را در جام جهانی دارند.
و عجیب اینجاست که با حذف بازیکنان رئال مادرید از تیم ملی اسپانیا، این تیم حتی به اندازه الهلال و النصر که هر کدام ۱۱ بازیکن در جام جهانی دارند، هم نماینده در این مسابقات ندارد. رئال، ثروتمندترین باشگاه دنیا فقط ۱۰ بازیکن در جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد داشت.
در کل دنیا، ۴۴۹ باشگاه از ۷۱ کشور، حداقل یک نماینده در فهرست بازیکنان منتخب جام جهانی کانادا، آمریکا و مکزیک دارند.
و البته عجیب اینجاست که از میان ۴۸ تیم حاضر در جام جهانی، شش تیم هیچ بازیکنی از لیگ داخلی فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ در فهرست خود ندارند؛ کیپورد، کوراسائو، ساحل عاج، جمهوری دموکراتیک کنگو، سنگال و اروگوئه.
در مقابل، تیم ملی انگلستان (۲۱ بازیکن از ۲۶ نفر) و آلمان (۱۹ از ۲۶) بهشدت به بازیکنان شاغل در لیگهای داخلی خود تکیه کردهاند؛ همانطور که جمهوری چک و اسپانیا (۱۷ از ۲۶) نیز چنین کردهاند. در تیم ملی ایران هم ۱۷ بازیکن از لیگ برتر انتخاب شدهاند و ۹ بازیکن منتخب امیر قلعهنویی، در لیگهای خارجی بازی میکنند.