سیامک صادقی چهرازی، فعال صنفی معلمان خوزستان به توهین به حسن نصرالله متهم شد
جلسه رسیدگی به اتهامات سیامک صادقی چهرازی، فعال صنفی معلمان و عضو هیاتمدیره کانون صنفی معلمان خوزستان، چهارشنبه ششم آبان در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز برگزار شد. او به تبلیغ علیه نظام و توهین به حسن نصرالله در فضای مجازی متهم شده است. کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با اعلام این خبر، بر ضرورت رعایت حقوق قانونی فعالان صنفی تاکید کرد و خواستار رعایت حق برخورداری آنان از دادرسی عادلانه و اصل برائت شد. این شورا افزود فعالیت صنفی و دفاع از حقوق معلمان نباید زمینهساز تضییع حقوق قانونی و مدنی این فعالان شود.
علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در گفتگویی در حاشیه مسابقات جهانی کشتی در آستانه قزاقستان، از غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، به طور ویژه تشکر کرد.
او گفته است: «من باید از آقای اژهای تشکر کنم، شما نمیدانید چه اتفاقاتی افتاده است، من میدانم چطور هوای این بچهها را داشت، که این بچهها از نظر روحی… محبت کرد، پدری کرد برای موردهایی که ما داشتیم.»
اما علیرضا دبیر بابت کدام خدمت محسنیاژهای به ورزشکاران تشکر میکند؟ از اعدامهای تکراری کشتیگیران و ورزشکاران ایرانی بهدست قوه قضاییه جمهوری اسلامی و با ریاست غلامحسین محسنیاژهای و یا بازداشتهای گسترده ورزشکاران رشتههای مختلف و صدور احکام طولانی زندان برای آنها؟
چه کسی فراموش کرده در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه، ورزشکاران معترضی مانند مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، کیان (محمد) حسینی، صالح میرهاشمی، صالح محمدی، ساسان آزادوار جونقانی، غلامرضا خانی شکرآب، سیاوش جمشیدی خیرآبادی و علیسینا مصطفوی اعدام شدهاند.
مجیدرضا رهنورد، کشتیگیر ۲۳ ساله مشهدی ۲۱ آذر ۱۴۰۱ و تنها ۲۳ روز پس از بازداشت در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی، اعدام شد. او در جریان دادگاه، بدون طی شدن مراحل قانونی و درحالی که از داشتن وکیل انتخابی محروم بود، به کشتن دو بسیجی و زخمی کردن ۴ بسیجی دیگر در روز ۲۶ آبان، متهم شد؛ مجیدرضا که ۲۸ آبان بازداشت شده بود، در یکی از سریعترین دادگاههای تاریخ، ۲۳ روز بعد اعدام شد.
محمدمهدی کرمی، قهرمان کاراته، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. این جوان ۲۱ ساله در جریان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان جنبش مهسا، به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شد.
او تحت فشارهای شدید و شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفت تا علیه خود اعتراف کند. محمدمهدی کرمی سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ به همراه کیان حسینی اعدام شد.
کیان (محمد) حسینی، مربی رزمی، ۱۷ دی ۱۴۰۱ در کرج اعدام شد. او متهم ردیف دوم پرونده روحالله عجمیان بود.
وكيل این ورزشکار پیشتر گفته بود که کیان حسینی برای اعتراف اجباری انواع شکنجه را تحمل کرد؛ از ضربوشتم با چشم و دستوپای بسته تا لگد به سر و بیهوشی، و البته شوکر. ورزشکار تنهایی که به کودکان فقیر هنرهای رزمی را به رایگان آموزش میداد.
سرگذشت کیان یکی از تلخترین قتلهای حکومتی و دردناکترین سرنوشتها در جمهوری اسلامی است؛ او پدر و مادر خود را سالها قبل از دست داده بود و کسی را نداشت تا پیگیر پروندهاش باشد. کیان با وجود حمایتهای بینالمللی و پذیرش کفالت سیاسی توسط نمایندگان اروپایی، سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شد و در آرامستان بهشتعلی اشتهارد آرام گرفت.
صالح میرهاشمی بلطاقی، مربی و قهرمان کاراته، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ و در ۳۷ سالگی و یک روز پس از قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر در اصفهان اعدام شد. صالح متهم ردیف اول پرونده «خانه اصفهان» مربوط به اعتراضات زن، زندگی، آزادی در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ بود.
به ادعای قوه قضاییه، این مربی و قهرمان کشوری کاراته، دو بسیجی و یک سرهنگ یگان ویژه در این حادثه و به دست معترضان کشته شدند.
دادگاه به استناد اعترافاتی که اجباری از صالح گرفته شده بود، در نهایت او را به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح، تشکیل گروه مجرمانه و همکاری با گروههای مخالف به اعدام و ۱۰ سال حبس محکوم کرد.
این ورزشکار در سحرگاه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ همراه با دو همپروندهای خود، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، اعدام شد.
صالح محمدی، کشتیگیر، ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، شب سال نو، به همراه سعید داوودی، مهدی قاسمی، دو معترض دیگر در میدان نبوت قم، در ملاعام، اعدام شد. این آزادکار ۱۹ ساله به اتهام مشارکت در قتل دو مامور امنیتی در جریان اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴، در قم و یک روز پیش از نوروز به دار آویخته شد.
صالح شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران مدال برنز جام بینالمللی سایتییف را در کراسنویارسک روسیه به دست آورده بود.
نهادهای حقوق بشری گزارش دادهاند که صالح محمدی در مرحله بازجویی و تحقیقات مقدماتی وادار به اعتراف علیه خود شد. او در دادگاه گفته بود که اعترافاتش تحت فشار و شکنجه بوده. است، اما دادگاه این ادعا را نپذیرفت و اعترافات او را به عنوان یکی از مستندات اصلی پرونده مورد استناد قرار داد.
اتهامات متعدد به او در حالی مطرح شد که به گفته نزدیکان صالح محمدی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش بوده است، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. همچنین، به گواه ملیپوشان، مربیان و همباشگاهیهای او، صالح هرگز چاقو نداشته است.
ساسان آزادوار جونقانی، کاراتهکا، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در اصفهان اعدام شد. اتهامهای این ورزشکار ۲۱ ساله، «همکاری موثر با دشمن، تخریب خودروی نیروی انتظامی، تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور و تشویق دیگران به اغتشاشات و آشوب در کشور» عنوان شد.
غلامرضا خانی شکرآب، ورزشکار پیشین امامای، مربی و داور بینالمللی، ۵ خرداد ۱۴۰۴ در تهران اعدام شد. خانی شکرآب دوم مهر ۱۴۰۴ بازداشت و به اتهام «همکاری با اسرائیل و مشخصا سازمان اطلاعاتی موساد» محاکمه و به اعدام محکوم شده بود.
خانی شکرآب، متولد ۱۳۷۱، پیش از بازداشت در ترکیه زندگی میکرد و حدود یک سال پیش در جریان سفری به عراق، توسط عوامل جمهوری اسلامی ربوده و به ایران منتقل شد.
سیاوش جمشیدی خیرآبادی، تکواندوکار، ۱۱ مهر ۱۴۰۵ اعدام شد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، نوشت جمشیدی به اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح گرم و شلیک با آن» به سوی نیروهای امنیتی و همچنین «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده بود. اما در اطلاعات منتشرشده مدرکی مبنی بر مشارکت او در قتل ارائه نشده است.
سیاوش جمشیدی مخفیانه اعدام شد؛ تا پیش از اعلام اجرای حکم، هیچ اطلاعاتی درباره نحوه رسیدگی قضایی به پرونده سیاوش جمشیدی منتشر نشده بود. این ورزشکار پیشتر در اینستاگرام ویدیوهایی از تمرینات تکواندو خود منتشر کرده بود.
علیسینا مصطفوی، کوهنوردی و هیمالیانورد، ۲۲ مهر ۱۴۰۵ در کرمان اعدام شد. قوه قضاییه جمهوری اسلامی، این ورزشکار ۳۸ ساله اهل بم را عضو «گارد جاویدان» خوانده و گفته در تلاش برای تصرف فرودگاه کرمان و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی بوده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی مصطفوی را به دست داشتن در دو مورد تیراندازی در کرمان در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ متهم کرده بود. این نهاد همچنین اعلام کرد او در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ حضور داشته و تصاویر و ویدیوهایی را برای شبکههای فارسیزبان خارج از کشور ارسال کرده است. اما بر اساس گزارشها، علیسینا زیر شکنجه وادار به اعتراف اجباری علیه خودش شده بود.
جاویدنام مصطفوی صعودهای متعددی در ایران داشت. او همچنین قلههای آیلند پیک و کالا پاتار را در هیمالیا فتح کرده بود. علیسینا نوازنده تار و از شاگردان کیوان ساکت در نوازندگی این ساز بود.
اما غیر از این ورزشکاران که در دوره ریاست غلامحسین محسنیاژهای بر قوه قضاییه اعدام شدهاند، نوید افکاری، هم در دورهای که اژهای، معاون اول قوه قضاییه بود، اعدام شد.
نوید افکاری، کشتیگیر ایرانی، ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ اعدام شد. او از معترضان اعتراضات مرداد سال ۱۳۹۷ بود که با وجود درخواست و واکنش نهادهای بینالمللی، حقوقبشری و همچنین چهرههای سرشناس بینالمللی در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ توسط حکومت ایران اعدام شد.
دادگاه نوید افکاری که پس از اعتراضات مرداد سال ۹۷ در شیراز بازداشت شده را به قتل حسین ترکمان، کارمند حراست آبفای شیراز، متهم کرد. این درحالی است که به گفته وکیل نوید، تنها مستندات دادگاه درباره اتهام قتل، اعترافات نوید افکاری است. او اعلام کرده بود این اعترافات تحت شکنجه گرفته شده است.
مقامهای زندان برای اجرای حکم آنقدر عجله داشتند که حق نوید افکاری برای آخرین دیدار با خانواده را از آنها سلب کردند.
از سوی دیگر، تعداد زیادی از ورزشکاران معترض بازداشت شده در جریان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی تا انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴، در زندانهای جمهوری اسلامی در بند هستند؛ از جمله امیررضا نصرآزادانی، بازیکن پیشین تیمهای فوتبال سپاهان و تراکتور، که از هشتم آبان ۱۴۰۱ در پرونده موسوم به «خانه اصفهان» بازداشت شد و با خطر اعدام روبهرو بود، هنوز در زندان است. او به ۲۶ سال حبس محکوم شد و همچنان بدون مرخصی در زندان است.
همزمان با ادامه تنشها در منطقه، خبرگزاری فرانسه از حمله موشکی حوثیهای یمن به فرودگاه عدن در جنوب این کشور خبر داد. در پی این حمله، پروازها در فرودگاه متوقف شد.
یک مقام پلیس یمن چهارشنبه ششم آبان به خبرگزاری فرانسه گفت: «موشک حوثیها منطقه تحت کنترل نیروهای عربستان سعودی در محوطه فرودگاه عدن را هدف قرار داد.»
بر اساس این گزارش، فرودگاه عدن در روز چهارشنبه دو بار هدف حمله قرار گرفت. خبرنگار شبکه العربیه نیز از وقوع انفجارهایی در این فرودگاه خبر داد.
شهر بندری عدن محل استقرار دولت قانونی و مورد حمایت عربستان سعودی است. حوثیها در هفتههای اخیر بارها به این شهر حمله کردهاند.
اندکی پیش از حمله اخیر، یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خواستار تخلیه فوری فرودگاه عدن شده بود.
او دلیل صدور این هشدار را حضور یک هواپیمای باری نظامی عربستان سعودی در فرودگاه عنوان کرد که به گفته او، حامل تسلیحات بود.
شماری از ساکنان عدن به خبرگزاری رویترز گفتند پیش از صدور هشدار حوثیها، صدای انفجارهایی در نقاط مختلف شهر شنیده شده بود.
دو مقام وزارت حملونقل یمن نیز اعلام کردند پس از حمله به فرودگاه، تمامی پروازها متوقف شد.
بنا بر اعلام یک منبع امدادرسان، شماری از کارکنان سازمان ملل متحد اندکی پیش از حمله فرودگاه را ترک کرده بودند در این حمله کسی کشته یا زخمی نشد.
حوثیها که کنترل صنعا و بخش گستردهای از شمال یمن را در اختیار دارند، پیش از این نیز بارها فرودگاه عدن را هدف قرار دادهاند.
این فرودگاه یکی از شریانهای حیاتی انتقال کمکهای بشردوستانه و مسیر اصلی ورود به جنوب یمن به شمار میرود. حملات اخیر به نگرانیها درباره اختلال در امدادرسانی به مردم این کشور دامن زده است.
یمن که یکی از فقیرترین کشورهای منطقه محسوب میشود، سالهاست با بحرانی گسترده دستوپنجه نرم میکند.
سازمانهای امدادرسان هشدار دادهاند با تشدید درگیریها، بحران انسانی در یمن بهسرعت رو به وخامت گذاشته است.
حمله به فرودگاه عدن در حالی صورت گرفت که درگیریها میان حوثیها و ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی در هفتههای اخیر شدت گرفته و یمن به یکی از جبهههای پرتنش نبرد آمریکا و جمهوری اسلامی در منطقه تبدیل شده است.
حوثیها ماه گذشته با تصرف مناطقی راهبردی در سواحل دریای سرخ، به سوی تنگه بابالمندب پیشروی کردند.
در مقابل، نیروهای دولت یمن عملیاتی را برای بازپسگیری مناطق تصرفشده آغاز کردند و ائتلاف به رهبری عربستان سعودی نیز در واکنش به افزایش حملات حوثیها به خاک این کشور، حملات خود علیه مواضع این گروه را شدت بخشید.
محمد آلجابر، سفیر عربستان سعودی در یمن، ۱۷ مهر اعلام کرد نیروهای حوثی از تنگه بابالمندب عقب رانده شدهاند.
بابالمندب یکی از گذرگاههای حیاتی تجارت دریایی جهان و از مسیرهای مهم انتقال نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای بینالمللی است.
این تنگه در جنوب غربی شبهجزیره عربستان قرار دارد و تنگه هرمز در سوی دیگر این شبهجزیره، در شمال شرقی آن، واقع شده است.
حوثیها یکی از مهمترین گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه به شمار میروند و روابط سیاسی و نظامی نزدیکی با تهران دارند.
در تازهترین نشانه از ادامه حمایت حکومت ایران از این گروه، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پنجم آبان با ابراهیم الدیلمی، سفیر حوثیها، در تهران دیدار کرد.
رضایی در این دیدار از حوثیها بهدلیل آنچه «دفاع از فلسطین» و «نبرد افتخارآمیز» با اسرائیل خواند، قدردانی کرد.
در واکنش به افزایش حملات حوثیها، پارلمان اروپا ۳۰ مهر با تصویب قطعنامهای خواستار قرار گرفتن این گروه، از جمله شاخههای سیاسی و نظامی آن، در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا شد. تصمیم نهایی در این زمینه بر عهده کشورهای عضو اتحادیه خواهد بود.
برخورد دو قطار سریعالسیر در اسپانیا در روز چهارشنبه شش آبان، دستکم ۶۴ نفر کشته بر جای گذاشت. این دومین سانحه مرگبار در کمتر از یک سال در این خط ریلی است و احتمالاً در آستانه انتخابات زودهنگام ماه نوامبر، پرسشهای بیشتری را درباره زیرساختهای ریلی اسپانیا برخواهد انگیخت.
در ادامه، برخی از مرگبارترین سوانح ریلی اسپانیا مرور شده است:
آداموس (۲۰۲۶)
روز ۱۸ ژانویه، در اثر خروج یک قطار سریعالسیر از ریل و برخورد آن با قطاری که از جهت مخالف میآمد، در نزدیکی آداموس در استان کوردوبا در جنوب اسپانیا، ۴۶ نفر کشته و بیش از ۱۲۰ نفر زخمی شدند.
تحقیقات درباره این سانحه همچنان ادامه دارد. گزارش مقدماتی گارد مدنی اسپانیا در ماه فوریه، نقص در بستر خط آهن، ریل یا محل جوش اتصال دو بخش ریل را فرضیه اصلی علت سانحه دانست، اما بررسی هفت فرضیه دیگر را نیز باز گذاشت.
حادثه مرگبار آداموس در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶
سانتیاگو د کومپوستلا (۲۰۱۳)
در تابستان ۲۰۱۳، بر اثر خروج یک قطار سریعالسیر هشتواگنه از ریل در یک پیچ تند در نزدیکی شهر سانتیاگو د کومپوستلا در شمال غرب اسپانیا، ۸۰ نفر کشته و ۱۴۵ نفر زخمی شدند. قطار پس از خروج از ریل به دیواری بتنی برخورد کرد و آتش گرفت.
یک کمیسیون وابسته به وزارت حملونقل نتیجه گرفت که سرعت غیرمجاز و حواسپرتی راننده قطار در اثر تماس تلفنی یکی از مقامهای مافوق، علت وقوع سانحه بوده است. با این حال، انجمن قربانیان این حادثه، علاوه بر خطای انسانی، سامانههای ایمنی راهآهن را نیز در وقوع آن مقصر دانست.
بمبگذاری در قطارهای حومهای مادرید (۲۰۰۴)
روز ۱۱ مارس ۲۰۰۴، در ساعت اوج رفتوآمد در مادرید، ۱۰ بمب جاسازیشده در کولهپشتیها در چهار قطار حومهای شبکه «سرکانیاس» منفجر شد که در اثر آن ۱۹۳ نفر کشته و هزاران نفر دیگر زخمی شدند. این حملات را اسلامگرایانی انجام دادند که با مشارکت اسپانیا در جنگ عراق مخالف بودند.
خروج قطار از ریل در سانتیاگو د کومپوستلا در تابستان ۲۰۱۳
الکوئروو (۱۹۷۲)
در سال ۱۹۷۲، در اثر برخورد شاخبهشاخ دو قطار در مسیر کادیس به سویل، در نزدیکی شهر الکوئروو در جنوب اسپانیا، ۸۶ نفر کشته و بیش از ۱۵۰ نفر زخمی شدند. بر اساس تحقیقات شرکت راهآهن دولتی رنفه، این سانحه بهدلیل توقف نکردن یکی از رانندگان در برابر چراغ قرمز ایستگاه الکوئروو رخ داد.
اوردولیس (۱۹۷۰)
در تابستان ۱۹۷۰، برخورد شاخبهشاخ دو قطار در شهر اوردولیس، در نزدیکی شهر بیلبائو در شمال اسپانیا، به کشته شدن ۳۳ نفر انجامید. در ابتدا رییس یکی از ایستگاهها مقصر این سانحه شناخته شد، اما بعدا مشخص شد که او در چهار روز پیش از حادثه، هر روز شیفتهای کاری ۱۶ ساعته داشته است.
بمبگذاری در قطار مادرید در ۲۰۰۴
گریسن (۱۹۶۵)
در سال ۱۹۶۵، قطاری در مسیر مادرید به بارسلون در شهر گریسن، در نزدیکی ساراگوسا در شمال شرق اسپانیا، دچار آتشسوزی شد و دهها مسافر جان باختند. اگرچه شرکت بهرهبردار قطار در آن زمان شمار کشتهشدگان را ۳۰ نفر اعلام کرد، گزارشهای بعدی حاکی از آن بود که شمار واقعی قربانیان ممکن است به ۸۰ نفر رسیده باشد و حکومت فرانکو تلاش کرده بود ابعاد این فاجعه را کماهمیت جلوه دهد.
توره دل بیرسو (۱۹۴۴)
برخورد سه قطار در سال ۱۹۴۴ در منطقه البیرسو در استان لئون، یکی از مرگبارترین سوانح ریلی تاریخ اسپانیا به شمار میرود. شمار تخمینی قربانیان این سانحه، یعنی ۷۸ نفر، همچنان محل اختلاف است؛ موضوعی که به سانسور اعمالشده در دوران حکومت فرانسیسکو فرانکو بازمیگردد.
قطاری که از مادرید به مقصد لاکرونیا حرکت میکرد، بهدلیل نقص در سامانه ترمز، در داخل یک تونل با یک لوکوموتیو برخورد کرد. اندکی بعد، قطار سومی وارد همان تونل شد و با لاشه قطارهای سانحهدیده برخورد کرد.
بهدنبال افزایش شدید قیمت بستههای اینترنت همراه، مخاطبان ایراناینترنشنال از تغییر اجباری سبک زندگی آنلاین خود گفتند که منجر به یک «رژیم مصرف اضطرابآور» شده است. نظرات شهروندان تصویری روشن از آسیبهای روانی، نابودی مشاغل خرد و فوران خشم عمومی علیه حکومت ارائه میدهد.
همراه اول و ایرانسل، دو اپراتور اصلی تلفن همراه در ایران، از ابتدای آبانماه تعرفه مکالمه، پیامک و بستههای اینترنت خود را تا سقف ۴۰ درصد افزایش دادند.
ایراناینترنشنال در اینستاگرام از مخاطبان خود پرسید افزایش قیمت اینترنت چه تاثیری روی خرید بسته یا میزان مصرف آنان گذاشته است.
صدها نفر به این پرسش پاسخ دادند که بررسی پاسخها، تصویری از فشار هزینه، محدود شدن استفاده روزمره و تغییر عادتهای آنلاین ارائه میدهد.
این جوابها نشان میدهند اثر گرانی اینترنت برای همه یکسان نیست. برای عدهای اینترنت به خدمتی تبدیل شده که باید مصرف آن را مدیریت کنند، در حالی که برای برخی دیگر ارتباط آنلاین همچنان ضرورتی است که نمیتوان از آن صرفنظر کرد.
تغییر اجباری سبک زندگی
مهمترین تغییری که در پیامهای مخاطبان به چشم میخورد، تغییر اجباری سبک زندگی دیجیتال است.
بسیاری نوشتهاند که مجبور شدهاند کیفیت تماشای ویدیوها را پایین بیاورند، گشتوگذار در شبکههای اجتماعی و «اکسپلورگردی» را محدود کنند و مدام نگران تمام شدن حجم بستههایشان باشند.
این تجربه، حالا به سوهان روان بسیاری از کاربران تبدیل شده است.
یکی از مخاطبان در همین زمینه نوشت: «میزان مصرفم تغییری نکرده، اما حس و حالم چرا؛ لذت نمیبرم، مدام چک میکنم بستهام تمام نشود. مثل قبل نمیشود با خیال راحت استفاده کرد.»
برای برخی کاربران، این ریاضت از راه حضور کمتر در اینستاگرام و یوتیوب و دانلود فیلم و سریال رخ میدهد و برای برخی دیگر، از مسیر کاهش دفعات سر زدن به گوشی موبایل.
شماری دیگر گفتند برای دوام آوردنِ بستههای اینترنتی، پیجهای سرگرمی را حذف کردهاند و تنها به دنبال کردن صفحات مهم خبری اکتفا میکنند.
یک شهروند نوشت: «دیگر رغبت نمیکنم بروم سر گوشی. خیلی به سختی و محدود استفاده میکنیم؛ یعنی فقط اخبار مهم و پیجهای خبری را دنبال میکنم تا بستهام دستکم سه چهار روزی دوام بیاورد. دیگر به صفحه بلاگرهای مورد علاقهام سر نمیزنم.»
بخش دیگری از پیامها به آسیبهای اقتصادی و نابودی مشاغل خرد اشاره دارند.
در شرایط بحرانی اقتصاد ایران که فضای مجازی به تنها راه ارتزاق طیف گستردهای از مردم تبدیل شده، گران شدن ابزار کار، سایه ورشکستگی را بیش از پیش بر سر آنها انداخته است.
در پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز صاحبان کسبوکارهای اینترنتی از کاهش کاربران اینستاگرام و افت شدید فروش خود خبر دادند
مخاطبی نوشت: «گرانی اینترنت که به مشکل دائمی سرعت پایین اضافه شده، ما آنلاینشاپها را دارد نابود میکند.»
برخی دیگر گفتند دورکاری میکنند و شغلشان وابسته به اینترنت است و هزینه خرید بسته و تمام شدن سریع حجم اینترنت در کنار فیلترینگ، درآمدشان را به خطر انداخته است.
با وجود اینترنت گران، کُند و بیکیفیت، مردم همچنان ناچار به خرید آن هستند.
پیامهای شهروندان نشان میدهد این اجبار ریشه در دو مساله دارد؛ نخست «وابستگیِ معیشتی و حیاتی» مشاغل خرد به این فضا، و دوم «نیاز به باز بودن روزنه امید و برقراری ارتباط با جهان».
برخی یادآوری کردند در کشوری که حکومت تمام درهای شادی، تفریح و رفاه را روی جامعه بسته، گوشیهای موبایل تنها پنجره رو به دنیای آزاد محسوب میشوند.
پیامهای کاربران نشان میدهند بسیاری حاضرند از نیازهای اولیهای مثل خوراک و پوشاک بگذرند، اما این تنها دلخوشی و پلِ ارتباطی با جهان را از دست ندهند.
یک مخاطب این شرایط را چنین توصیف کرد: «مجبوریم از مخارج دیگر بزنیم تا خرج اینترنت را تهیه کنیم. مثل معتادی که از خرجهای دیگر میزند تا پول مواد را جور کند، به اینترنت وابستهایم.»
شهروند دیگری نوشت جمهوری اسلامی پیشتر خورد و خوراک، پوشاک و تفریح را نابود کرد، و حالا میخواهد همین «دریچه کوچک برای نفس کشیدن و ارتباط با دنیای آزاد» را هم از مردم بگیرد.
تحلیل پیامها نشان میدهد افکار عمومی این گرانی را صرفا یک تصمیم اقتصادی نمیداند.
برخی از کاربران به صراحت اشاره کردهاند که جمهوری اسلامی در حال اجرای پروژه «سانسورِ اقتصادی» است تا مردمی را که نتوانسته با فیلترینگ ساکت کند، با گرانی از میدان به در کند.
اما شهروندان گفتند «تسلیم» این باجگیریِ آشکار نخواهند شد.
شمار زیادی از کاربران تاکید کردند ارتباطشان را با یکدیگر و با دنیای آزاد قطع نمیکنند.
یکی از مخاطبان با اشاره به همین ایستادگی نوشت: «روی مصرف تاثیر نداشت. به جیب خیلی آسیب رسانده؛ اما الان وقت صرفهجویی برای اینترنت نیست. این حداقل هزینهای است که برای مبارزه پرداخت میکنیم.»
مهمترین نکته در کلمات شهروندان، خشم متراکم شده و شدید است.
دهها نفر اشاره کردند که فحش و نفرینهایشان نسبت به حکومت و شخص رهبر جمهوری اسلامی دهها برابر شده است
یک شهروند نوشت: «مصرفم را خرج فحش دادن به خامنهای میکنم.»
دیگری تاکید کرد: «میزان کامنت فحش گذاشتن و ناسزا گفتن به باعث و بانیاش بیشتر شده است.»
برخی یادآوری کردند هر ریال اضافهای که برای اینترنت پرداخت میشود، آجری است که بر دیوارِ خشمِ عمومی گذاشته میشود. خشمی متراکم که روزی همین دیوار را بر سر مسببانش آوار خواهد کرد.
استقرار نیروهای امنیتی در برابر سفارت اسرائیل در بلگراد، ششم آبان
ایویتسا داچیچ، وزیر کشور صربستان، اعلام کرد فردی مسلح به دو چاقو به یکی از ماموران پلیس مستقر مقابل سفارت اسرائیل در بلگراد یورش برد و او را زخمی کرد، اما با شلیک گلوله این مامور از پا درآمد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، داچیچ چهارشنبه ششم آبان گفت مهاجم اندکی پس از نیمهشب در حالی که فریاد «اللهاکبر» سر میداد، در اقدامی «تروریستی» به سوی مامور ژاندارمری در مقابل سفارت اسرائیل هجوم برد.
بر اساس بیانیه دادستانی عالی بلگراد، مهاجم که لباس سیاه بر تن داشت، در اتاقک نگهبانی مقابل سفارت را باز کرد و با دو چاقو به سوی مامور پلیس یورش برد.
او سپس یکی از چاقوها را به طرف مامور پرتاب کرد که به گونه چپش اصابت کرد. مامور نیز سلاح سازمانی خود را بیرون کشید و با شلیک چند گلوله، مهاجم را در محل کشت.
دادستانی اقدام مامور پلیس را دفاع مشروع تشخیص داد و اعلام کرد تحقیقات درباره این حادثه ادامه دارد.
در سالهای اخیر، مراکز و اماکن مرتبط با یهودیان و اسرائیل در نقاط مختلف اروپا هدف حمله قرار گرفتهاند. این حملات بهویژه پس از حمله هفتم اکتبر حماس و عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه افزایش یافتهاند.
رسانهها گزارش دادند عامل حمله به مامور حفاظت سفارت اسرائیل در بلگراد شهروند صربستان و زیر سن قانونی بود، اما هنوز هویتش مشخص نشده است. گمان میرود او اهل شهر شاباتس در غرب این کشور باشد.
وزیر کشور صربستان اعلام کرد این فرد از هواداران شناختهشده گروه دولت اسلامی (داعش) به شمار میرفت و نهادهای امنیتی از پیش فعالیتهایش را زیر نظر داشتند.
داچیچ افزود مهاجم پیشتر تصویری از پرچم سیاه و نشان داعش را در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده بود.
مامور پلیس در جریان این حادثه از ناحیه صورت زخمی شد، اما جراحتش سطحی بود و نیازی به بستری شدن در بیمارستان نداشت.
داچیچ که پس از حمله به دیدار این مامور رفته بود، وضعیت جسمانی او را مساعد توصیف کرد.
وزارت خارجه اسرائیل نیز تایید کرد هنگام وقوع حمله، سفارت این کشور تعطیل بوده و هیچیک از کارکنان آن آسیب ندیدهاند.
این نخستین بار نیست که ماموران حفاظت از سفارت اسرائیل در پایتخت صربستان هدف حمله قرار میگیرند.
در ژوئن ۲۰۲۴ نیز مردی با استفاده از کمان زنبورکی، یک مامور پلیس را از ناحیه گردن هدف قرار داد و بهشدت زخمی کرد. مامور با وجود جراحت شدید، به سوی مهاجم تیراندازی کرد و او را از پا درآورد.
کمان زنبورکی سلاحی شبیه کمان است که روی بدنهای تفنگمانند قرار دارد و تیر آن با کشیدن ماشه رها میشود.
به گزارش روزنامه لوموند، عامل حمله سال ۲۰۲۴ مردی ۲۵ ساله و اهل روستایی در نزدیکی بلگراد بود که پس از گرویدن به اسلام، به دیدگاههای افراطگرایانه تمایل پیدا کرده بود.
حمله تازه در حالی به وقوع پیوست که جنبش دانشجویی صربستان در انتخابات سوم آبان به زمامداری طولانیمدت الکساندر ووچیچ پایان داد. با این حال، دولت کنونی تا زمان تشکیل دولت جدید، همچنان اداره امور کشور را بر عهده دارد.