اکسیوس: دولت ترامپ برای مهار ایران پس از جنگ، در حال تدوین راهبرد منطقهای است


اکسیوس به نقل از دو مقام آمریکایی و دو منبع مطلع گزارش داد دولت ترامپ در حال تدوین راهبردی برای دوران پس از جنگ با ایران است که هدف آن مهار ایران و گسترش عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای منطقه است.
این گزارش به نقل از منابع نوشت که ترامپ در هفتههای اخیر دو نشست با مشاوران ارشد خود برگزار کرده که در آنها این طرح مورد بحث قرار گرفته و ایدههایی مطرح شده است. ترامپ در گفتوگوهای خصوصی گفته است که در حال کار روی «چیزی بسیار بزرگتر» در خاورمیانه است.
بنا بر این گزارش، سه محور اصلی این طرح شامل ایجاد همسویی منطقهای میان متحدان آمریکا برای مهار ایران با تضمین واشینگتن، پیشبرد مرحله بعدی طرح ترامپ برای غزه، دستیابی به توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه و اجرای توافق اسرائیل و لبنان است.
یک منبع مطلع گفت تدوین این راهبرد چند هفته دیگر زمان میبرد و هنوز مشخص نیست همه متحدان آمریکا در منطقه با آن همراه شوند.






دو پسر جوان و شاید نوجوان در مترو ترانهای رپ میخوانند. صدایشان اعتراضی در فضای خفقان است: «ازم نخواه آروم بشم/ پر کابوس شب، چیزی نمونده تا نابود بشم. ... معترضم، اعتراض دارم/ میزنم حرف حقیقت و بهت نیاز دارم.»
چهرههایشان پیدا نیست. در ابتدای ویدیو فقط پای مسافران دیده میشود، ولی شلوار جینها و کفشها هم حرف میزنند. سخن از چهرههای حذف شده، صداهای سانسور شده است. خودسانسوری راوی تصاویری است که از در و دیوار خودش را به رخ میکشد. هرچند صدا مانده است، آن هم کوبنده، بیتعارف، راسخ و معترض.
پیشتر ترانههای خیابانی زیادی، مسیر خوانندگانشان را به دادگاههای سیاسی و احکام غیر انسانی زندان و شلاق ختم کردهاند؛ زارا اسماعیلی، پرستو احمدی، و بسیار کسان دیگر.
پس این نوجوانان رپر حق دارند که هم با صدایشان فضای عمومی مترو را از آن خود کنند و هم خیلی ساده امنیتشان را هم در نظر گیرند.
روایت این ترانه رپ، قصه زندگی روزمره مردم ایران است: « اصلا یه پله نیست/ چرا همه بد شدن؟/ ببندم دل به کی؟/ خدایا چقدر سخت شده اینجا زندگی؟ تو هم هر روز حالمونو بیا هی بگیر. ... پدره دو شیفت داره کار میکنه/ پس چی؟ / بازار فروش آدم خوبه، بریم وصل شیم؟»
بر صندلیهای مترو مردم کنار هم نشستهاند. کمی بیتفاوت، کمی کنجکاو. شاید نمیخواهند زندگیشان مثل فیلمی پیش رویشان بازخوانی شود.
شاید هم در ذهنشان خود را هدف انتقادهای تند این دو جوان رپر میبینند: «مردم چرا خودشونو گول میزنن؟ .../ می کنن زیر پاتو خالی تا که بری از دست./ ... همه میذارن سر هم کلاه/ همهش میره بالا قیمت دلار / زندگی تو دود و دم و جنایت و گناه / آدمام میکنن به هم خیانت، چرا؟»
اما حکایت اندوه نشسته بر برخی چهرهها بیشتر همدلی در یک فاجعه مشترک است. آنها بازیگران ناخواسته روایت تلخ جامعهای هستند که بیش از آنکه هدف این واژهها باشند، خود را شاید قربانی این واژهها میبینند.
اما تاثیرگذارترین چهره، از نیمههای ویدیو ظاهر میشود؛ کودکی که نگاهش به دو خواننده جوان روبهرو که تنشان با ترمزهای مترو تاب میخورد خیره و مبهوت است. حتی وقتی که اجرای رپ این دو نوجوان به اینجا میرسد که «تهش به آزادی میرسم/ ببین! یا اینکه تهش زندانم؟»
او از واژههای سرگردان در فضای مترو هنوز درک واضحی ندارد. ترانه تمام میشود. اما از اینجا به بعد قهرمان این قصه همین کودک است؛ تنها نقطه امید. امید پس از اعتراض.
نه واژههای این رپ و انتقادها و اعتراضهایش متوجه اوست، نه او هنوز بازیگر این واژههاست. کسی چه میداند؟ شاید سرنوشت این ترانه معترض، از همین نگاه اوست که آینده مسافران هممسیر را هدایت میکند؟ شاید او نسلی است که این روایت را جور دیگری تجربه و روایت خواهد کرد.
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخی اختصاصی به ایراناینترنشنال، تهدیدهای اخیر ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، مبنی بر قرار دادن روزنامهنگاران رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در «بانک اهداف نظامی» را بهشدت محکوم کرد.
وزارت امور خارجه کانادا همچنین بر تعهد تزلزلناپذیر خود در حمایت از آزادی بیان و مقابله با سرکوب فراملی تهران تاکید کرد.
وزارت امور خارجه کانادا در این موضعگیری رسمی اعلام کرد: «کانادا به عنوان یکی از اعضای بنیانگذار "ائتلاف آزادی رسانهها" (Media Freedom Coalition)، تهدیدهای حکومت ایران علیه روزنامهنگاران، چه در داخل و چه در خارج از کشور را به شدت محکوم میکند. روزنامهنگاران، فعالان و اهالی رسانه ستون اصلی جوامع عادل، مقتدر و پویا هستند و باید آزاد باشند تا بدون ترس از اقدامات تلافیجویانه، مداخلات سیاسی یا تهدید و ارعاب، وظایف حرفهای خود را انجام دهند.»
در پاسخ وزارت امور خارجه کانادا به ایراناینترنشنال همچنین تاکید شده است: «کانادا عمیقا بر این باور است که آزادی رسانهها بخش مهمی از جوامع دموکراتیک و لازمه حفاظت از حقوق بشر و آزادیهای بنیادین است. شهروندان به رسانههای آزاد نیاز دارند تا با دستیابی به اطلاعات دقیق و تحلیلهای آگاهانه، بتوانند حکومتها را پاسخگو نگه دارند. کانادا قاطعانه از حقوق روزنامهنگاران و رسانهها در سراسر جهان برای فعالیت در محیطی عاری از ارعاب و اذیت و آزار نهادهای حکومتی حمایت میکند.»
از شلیک به هواپیمای مسافربری تا اعلام جنگ علیه رسانهها
ابوالفضل شکارچی، چهارشنبه چهارم شهریور رسانههای فارسیزبان خارج از کشور از جمله ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا را به ارتباط مستقیم با سرویسهای اطلاعاتی متهم کرد و بدون ارائه هیچگونه سندی مدعی شد این مجموعهها «رسانه نیستند» و خبرنگاران آنها «میتوانند در بانک اهداف نظامی قرار بگیرند».
شکارچی پیش از این نیز نقشی پررنگ در پروندههای کلیدی امنیتی جمهوری اسلامی داشته است.
او از چهرههای اصلی بود که پس از سرنگونی پرواز پیاس۷۵۲ با موشکهای پدافند هوایی سپاه پاسداران در دی ۱۳۹۸، حقیقت ماجرا را «دروغ محض» و «مضحک» خواند. شکارچی علاوه بر این، در سرکوب اعتراضات سراسری و ارعاب زنان مخالف حجاب اجباری، پیوسته از ادبیات تند نظامی علیه منتقدان استفاده کرده است.
اکنون گسترش این تهدیدها به سطح «اهداف نظامی»، کارزار بینالمللی ارعاب و تلاش حکومت برای بستن مسیر گردش آزاد اطلاعات را آشکارتر کرده است.
پیگیری نقض حقوق بشر و اقدامات بازدارنده اتاوا
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ خود به ایراناینترنشنال با تاکید بر اینکه کارزار سرکوب حکومت ایران تنها به داخل مرزها ختم نمیشود، یادآور شد: «کانادا نقض گسترده و مداوم حقوق بشر از سوی رژیم ایران، ارعاب مردم این کشور و کارزار سرکوب فراملی آن را محکوم مینماید. ما در کنار مردم ایران که خواهان احترام به حقوق بنیادین خود هستند و صدایشان باید شنیده شود، میایستیم و با آنان اعلام همبستگی میکنیم.»
کانادا در همین چارچوب اعلام کرد که کمتر از سه هفته دیگر در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل، کانادا برای بیست و چهارمین سال پیاپی رهبری قطعنامه وضعیت حقوق بشر در ایران را بر عهده خواهد داشت تا فشارهای بینالمللی بر تهران، بهویژه در زمینه محکومیت سرکوب مدافعان حقوق بشر و روزنامهنگاران، بدون وقفه حفظ شود.
وزارت امور خارجه کانادا همچنین تاکید کرد که این کشور طی ماههای گذشته تحریمهای گستردهای را علیه مقامها و شبکههای مرتبط با اقدامات نظامی، تسلیحاتی و همچنین عاملان سرکوب فراملی جمهوری اسلامی اعمال کرده است و پس از قرار دادن رسمی سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی ذیل قانون کیفری کانادا در ژوئن ۲۰۲۴، اتاوا موضع خود مبنی بر شناختن جمهوری اسلامی به عنوان «دولت حامی تروریسم» را تثبیت کرده است.
نفوذ و سرکوب فراملی؛ زنگ خطر در خاک کانادا
موضع قاطع وزارت امور خارجه کانادا در قبال تهدیدهای فرامرزی جمهوری اسلامی بازتابدهنده بحرانی است که اکنون به یکی از دغدغههای امنیتی محوری در سیاست داخلی و خارجی این کشور بدل شده است.
در سالهای اخیر، «سرکوب فراملی» (Transnational Repression) از چارچوب یک نگرانی حقوق بشری فراتر رفته و بهعنوان تهدیدی مستقیم برای حاکمیت ملی کانادا شناسایی شده است.
جامعه بزرگ ایرانیان مقیم کانادا سالهاست که با ارسال پیامهای تهدیدآمیز، ارعاب اعضای خانواده در ایران و تلاش عوامل نفوذی برای رصد و پروندهسازی مواجه بودهاند. با این حال، گزارشهای مکرر نهادهای اطلاعاتی از جمله سازمان اطلاعات و امنیت کانادا (CSIS) و پلیس سوارهنظام سلطنتی (RCMP) نشان میدهد که نفوذ عناصر وابسته به جمهوری اسلامی و بهرهگیری آنها از ابزارهای بزهکاری فرامرزی، امروز به نگرانی مشترک تمام احزاب و شهروندان کانادایی تبدیل شده و ضرورت اقدامات بازدارنده ملموس در برابر تروریسم دولتی تهران را دوچندان کرده است.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد به قطعنامهای برای بهکارگیری نقشهای جدید از جهان رای داد که اندازه واقعی کشورها را نسبت به یکدیگر نشان میدهد. این اقدام پس از درخواست کشورهای آفریقایی برای اصلاح تحریفی تاریخی صورت گرفت که چند قرن قدمت دارد.
قطعنامه «اصلاح نقشه» که کشورهای عضو اتحادیه آفریقا به همراه باهاما ارائه کرده بودند، جمعه ۱۳ شهریور با رای موافق ۱۶۴ کشور به تصویب رسید. شش کشور به آن رای ممتنع دادند و تنها ایالات متحده با آن مخالفت کرد.
سیانان گزارش داد هدف این قطعنامه، ارائه تصویری «عادلانه» از مناطق مختلف جهان، بهویژه آفریقا است.
در متن قطعنامه آمده است تحریفهای موجود در نقشههای کنونی جهان، موجب «کوچکنمایی نمادین» قاره آفریقا در ذهن جمعی مردم شده است.
در حال حاضر، بسیاری از نقشههای جهان بر پایه «تصویر مرکاتور» ترسیم میشوند؛ روشی که گراردوس مرکاتور، نقشهنگار اروپایی، در سال ۱۵۶۹ ابداع کرد.
این نوع نقشه بهدلیل نمایش مسیرها با جهت ثابت نسبت به استوا، کاربرد گستردهای در مسیریابی دارد.
با این حال، تصویر مرکاتور برای نمایش نقشه جهان چندان مناسب نیست، زیرا مقیاسها در آن تحریف میشوند و سرزمینهای دورتر از خط استوا، بهطور نامتناسبی بزرگتر از مناطق نزدیک به آن به نظر میرسند.
برای نمونه، در این نقشه گرینلند بزرگتر از قاره آمریکای جنوبی و تقریبا هماندازه آفریقا دیده میشود.
این در حالی است که مساحت واقعی گرینلند تقریبا با جمهوری دموکراتیک کنگو برابر است و قاره آفریقا نیز ۱۴ برابر گرینلند وسعت دارد.
تصویر مرکاتور و دامن زدن به تصور «برتری» غرب
منتقدان معتقدند استفاده گسترده از تصویر مرکاتور به این دلیل ادامه یافته است که اروپا را در مرکز نقشه قرار میدهد و آن را همراه با دیگر مناطق غربی مانند آمریکای شمالی، بزرگتر از اندازه واقعی به نمایش میگذارد؛ امری که به تصور «برتری» اروپا دامن میزند.
در قطعنامه سازمان ملل متحد «با نگرانی» آمده است که این تحریف، اندازه آفریقا، آمریکای لاتین و جنوب آسیا را در نگاه مردم کوچکتر جلوه میدهد و تصویری نامتوازن از جهان را تداوم میبخشد.
بر اساس این قطعنامه، چنین تحریفهایی موجب میشوند ابعاد واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی، نیازهای زیرساختی، ظرفیتهای توسعه و رفاه در مناطق جنوبی جهان کمتر از میزان واقعی به نظر برسد و میتوانند به پیشداوریها در حوزههای زیستمحیطی، ژئوپلیتیکی و امنیتی دامن بزنند.
در این قطعنامه پیشنهاد شده است که بهعنوان «اقدامی در راستای عدالت شناختی و جبران تاریخی»، تصویر مرکاتور با تصویر «زمین برابر» جایگزین شود.
در تصویر زمین برابر که سال ۲۰۱۸ در کنفرانس انجمن اطلاعات نقشهنگاری آمریکای شمالی معرفی شد، اروپا و گرینلند کوچکتر و برزیل و آفریقا بسیار بزرگتر دیده میشوند.
حمایت فرانسه از تغییر نقشه جهان
ژاننوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، ۱۳ شهریور اعلام کرد این کشور تصویر مرکاتور را کنار خواهد گذاشت و از نقشههایی استفاده خواهد کرد که مساحت کشورها را با دقت بیشتری نشان میدهند.
به گفته بارو، آمریکا، روسیه و چین در مقایسه با آفریقا، آمریکای لاتین یا آسیای جنوب شرقی، در نقشهها «بهشکلی نامتناسب برجسته دیده میشوند».
او اضافه کرد: «تحریفها بهتدریج در ذهنها ریشه میدوانند و اکنون زمان اصلاح آنها فرا رسیده است.»
اتحادیه آفریقا ماه مارس نقشه «زمین برابر» را پذیرفت و توگو نیز ماه آوریل به نمایندگی از این اتحادیه، از کشورهای عضو سازمان ملل خواست اقدامی مشابه انجام دهند. در پی این درخواست، پیشنویس قطعنامهای تهیه شد و مجمع عمومی سازمان ملل ماه ژوئیه رایزنیهای غیررسمی درباره آن برگزار کرد.
نیوزیلند نیز به نقشه مرکاتور انتقاد کرده است. در سال ۲۰۱۸، در یک آگهی گردشگری با حضور جاسیندا آردرن، نخستوزیر وقت این کشور، بهشوخی گفته شد نیوزیلند بهدلیل قرار گرفتن در گوشه پایین سمت راست نقشه، «در حال ناپدید شدن از نقشههای جهان است».
نقشه «زمین برابر» این مشکل را برطرف میکند و نسخههای گوناگونی دارد؛ از جمله نسخهای که بهجای گرینویچ لندن، اقیانوسیه را در مرکز جهان قرار میدهد.
گرینویچ از دیرباز مبنای استاندارد زمان جهانی و مرجع جغرافیایی بینالمللی بوده است.
پلتفرمهای نقشه دیجیتال، از جمله نقشه گوگل، در حال حاضر از گونهای از تصویر مرکاتور استفاده میکنند.
این قطعنامه از شرکتهای فناوری میخواهد با کشورهای عضو سازمان ملل و سازمانهای منطقهای همکاری کنند و تصویر «زمین برابر» را به کار گیرند.
وزارت خزانهداری آمریکا، جمعه ۱۳ شهریور اعلام کرد که در چارچوب «عملیات طرد اقتصادی»، شریانهای مالی حیاتی حکومت ایران در ترکیه را قطع کرده است و یک بانک ترکیهای و دو موسسه مالی وابسته به آن را به فهرست تحریمهای خود افزوده است.
براساس اعلام دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC)، موسسه مالی سرمایهگذاری گلدن گلوبال و دو موسسه مالی وابسته به آن را که در ترکیه مستقر هستند، به فهرست تحریمهای خود افزوده شدهاند.
بهگفته وزارت خزانهداری آمریکا، این موسسات تراکنشهایی به ارزش دهها میلیون دلار را برای نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تسهیل و دسترسی کلیدی حکومت ایران به خدمات بانکداری کارگزاری را فراهم کردهاند و این دسترسی به جمهوری اسلامی امکان میدهد وجوه خود را در سطح بینالمللی جابهجا کند.
هفته گذشته، آمریکا فعالیتهای بانک مصر در امارات متحده عربی را هدف قرار داد و شعبههای این بانک در امارات متحده عربی را از انجام معاملات دلاری محروم کرد.
در همین حال تحقیقات ایراناینترنشنال نشان میدهد شبکه بانکداری سایه ایران بسیار عمیقتر و گستردهتر از شبکهای است که ماه گذشته هدف کارزار طرد اقتصادی برای فشار و تحریمهای بیشتر آمریکا قرار گرفت.
این تحقیقات نشان میدهد که تهران برای دسترسی به نظام مالی جهانی دستکم از ۱۵ بانک در چین و امارات متحده عربی استفاده کرده است.
ایراناینترنشنال همچنین دریافت که تحقیقات آمریکا درباره برخی بانکها سالها از فعالیتهای این شبکه عقب بوده است؛ شبکهای که فعالیت خود را در چندین کشور گسترش داده و با وجود تحریمها میلیاردها دلار برای جمهوری اسلامی جابهجا کرده است.
با این حال اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پس از افزوده شدن بانک ترکیهای گلدن گلوبال گفت: «موسسات مالی همچنان به سختترین شکل ممکن متوجه میشوند که ما درباره عملیات طرد اقتصادی جدی هستیم. در حالی که امیدواریم دیگر نیازی به تحریم بانکهای بیشتری نباشد، این در نهایت بستگی دارد به اینکه جامعه بینالمللی با چه سرعتی سر عقل بیاید و حمایت از حکومت جنایتکار ایران را متوقف کند. ما میدانیم شما چه کسانی هستید، میدانیم کجا هستید و همراه با متحدان و شرکایمان به اقدامات خود ادامه خواهیم داد تا زمانی که سر مار ایرانی را دفن کنیم.»
گلدن گلوبال بانک
بهگفته وزارت خزارنهداری آمریکا، بانک گلدن گلوبال (Golden Global Yatirim Bankasi Anonim Sirketi) مستقر در ترکیه با هدف فراهم کردن امکان انتقال درآمدهای نفتی حکومت ایران از چین به ترکیه برای شبکه راهبر ایران تاسیس شد؛ جایی که این درآمدها سپس میتوانست توسط صرافهای راهبر به پول نقد و طلا تبدیل شود.
براساس این بیانیه گلدن گلوبال بانک آگاهانه پیشنهاد ارائه خدمات بانکداری کارگزاری به مؤسسات مالی ایرانی را داده و از این طریق امکان انجام تراکنش از طریق حسابهایی را فراهم کرده است که تحت کنترل نیروی قدس سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی آن قرار دارند. از جمله این حسابها، حسابهای مرتبط با سیتکی آیان (Sitki Ayan)، بازرگان ترک، و شرکتهای او بوده است؛ شبکهای که اوفک در سال ۲۰۲۲ بهدلیل جابهجایی صدها میلیون دلار مرتبط با فروش نفت نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرد.
گلدن گلوبال بانک دو شرکت تابعه مستقر در ترکیه را کنترل میکند که این دو شرکت نیز به فهرست تحریمهای آمریکا افزوده شدهاند: شرکت گلدن گلوبال وارلیک (Golden Global Varlik Kiralama Anonim Sirketi) و شرکت گلدن گلوبال پورتفوی (Golden Global Portfoy Yonetimi Anonim Sirketi).
«عملیات طرد اقتصادی در حال منزوی کردن حکومت ایران است»
در بیانیه وزارت خزانه داری آمریکا تاکید شده است که «عملیات طرد اقتصادی» که اسکات بسنت آغاز آن را در دوم شهریور و با عنوان «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) اعلام کرد، در حال قطع کردن شریانهای اقتصادی باقیماندهای است که حکومت ایران را سرپا نگه میدارند.
در این بیانیه گفته شده است که وزارت خزانهداری شبکهها، تسهیلکنندگان و کانالهای مالی را که جمهوری اسلامی برای قاچاق نفت، دور زدن تحریمها و تامین مالی تروریسم استفاده میکند، شناسایی و نقشهبرداری کرده است. وزارت خزانهداری با همکاری شرکای خود در سراسر دولت آمریکا، اتحادیه اروپا، بریتانیا، شرکای حوزه خلیج فارس و دیگران، هر منبع درآمد غیرقانونی حکومت ایران و همچنین طرحهای آن برای دور زدن تحریمها و جابهجایی پول را هدف قرار میدهد.
در این بیانیه هشدار داده شده است که عملیات طرد اقتصادی، خطر تحریم برای کسانی را که همچنان انتخاب میکنند با ایران تجارت کنند، بهطور قابل توجهی افزایش داده است.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین هشدار داده است که هر نهادی که از طرف جمهوری اسلامی پولشویی یا دور زدن تحریمها را تسهیل کند، با خطر قطع دسترسی به نظام مالی آمریکا روبهرو خواهد شد و این وزارتخانه همچنین دامنه مواجهه با تحریمهای ثانویه را برای کسانی که همچنان با حکومت ایران تجارت میکنند گسترش داده و سرعت اقدامات اجرایی آمریکا را افزایش خواهد داد.
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد ایالات متحده و سه کشور اروپایی در پی آن هستند که زمینه را برای ارجاع دوباره پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد بهدلیل نقض تعهدات منع اشاعه فراهم کنند.
بر اساس این گزارش که جمعه ۱۳ شهریور منتشر شد، آمریکا به همراه فرانسه، بریتانیا و آلمان، موسوم به تروئیکای اروپایی، میکوشند اعضای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی را برای تصویب قطعنامهای در نشست هفته آینده متقاعد کنند.
دیپلماتها گفتند پیشنویس این قطعنامه هنوز بهطور رسمی در اختیار شورای حکام قرار نگرفته و رایزنیها درباره متن دقیق آن ادامه دارد.
نشست دورهای شورای حکام قرار است از ۱۶ تا ۲۰ شهریور در وین، پایتخت اتریش، برگزار شود.
احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت پس از ۲۰ سال
قطعنامه مورد نظر آمریکا و تروئیکای اروپایی در ادامه مصوبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شورای حکام خواهد بود؛ قطعنامهای که یک روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه تصویب شد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، سه سایت هستهای نطنز، فردو و اصفهان هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
در قطعنامه پیشین، حکومت ایران بهدلیل عدم همکاری کامل با تحقیقات آژانس درباره کشف آثار اورانیوم در مکانهای اعلامنشده، ناقض تعهدات خود شناخته شده بود.
تصویب قطعنامه جدید میتواند به ارجاع دوباره پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت پس از ۲۰ سال بینجامد.
پیشتر در بهمن ۱۳۸۴، شورای حکام پرونده هستهای حکومت ایران را به شورای امنیت ارجاع داده بود.
شورای امنیت در ماههای بعد با تصویب قطعنامه ۱۶۹۶، توقف غنیسازی اورانیوم را الزامی کرد و سپس در قطعنامه ۱۷۳۷ و چند قطعنامه دیگر، تحریمهایی علیه تهران اعمال کرد.
این تحریمها در روز اجرای توافق برجام، ۲۶ دی ۱۳۹۴، لغو شدند.
بنبست در پرونده هستهای تهران
ارجاع احتمالی پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنیت با رای شورای حکام ۳۵ عضوی آژانس، نقطه اوج بنبستی خواهد بود که بر سر دسترسی بازرسان به تاسیسات اتمی بمبارانشده ایران شکل گرفته است.
تهران طی ماههای گذشته اجازه نداده است بازرسان آژانس به این تاسیسات بازگردند یا میزان باقیمانده ذخایر اورانیوم غنیشده را راستیآزمایی کنند.
شورای حکام طی یک سال گذشته دو قطعنامه تصویب کرده و در آنها از حکومت ایران خواسته است موجودی اورانیوم غنیشده خود را اعلام کند و دسترسی کامل آژانس برای راستیآزمایی این ذخایر را فراهم آورد.
ایران تنها کشوری است که بدون برخورداری از سلاح هستهای، اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی میکند. آژانس این میزان غنیسازی را «مایه نگرانی جدی» میداند.
سرنوشت مبهم ذخایر اورانیوم غنیشده
رویترز ۱۰ شهریور با استناد به گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی خبر داد در روابط تهران و این نهاد پیشرفتی حاصل نشده و بازرسان همچنان نتوانستهاند به سایتهای هستهای بمبارانشده در جنگ ۱۲ روزه بازگردند.
پیش از این حملات، آژانس برآورد کرده بود حکومت ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی که با غنای حدود ۹۰ درصدی مورد نیاز برای تولید اورانیوم با درجه تسلیحاتی فاصله چندانی ندارد.
بر اساس معیارهای آژانس، این میزان مواد در صورت غنیسازی بیشتر میتواند برای ساخت ۱۰ سلاح هستهای کافی باشد. جمهوری اسلامی همچنین مقادیر دیگری اورانیوم با غنای پایینتر در اختیار داشت.
آژانس برآورد میکند بیش از ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا از بمبارانها در امان مانده و در تونلهای مجتمع هستهای اصفهان و تاسیسات نطنز نگهداری میشود.
مقامهای جمهوری اسلامی در ماههای گذشته از مذاکره درباره برنامه هستهای خودداری کرده و بر ادامه غنیسازی اورانیوم پافشاری کردهاند.
اقدام آمریکا و سه کشور اروپایی بخشی از تلاشها برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی با هدف بازگرداندن تهران به میز مذاکره و یافتن راهحلی برای مناقشه هستهای، بحران تنگه هرمز و تنشهای منطقهای است.