آژانس: پرونده ابهامات هستهای سوریه بسته شد، در پرونده ایران هیچ پیشرفتی بهدست نیامده است
خبرگزاری رویترز با استناد به گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت از نظر این نهاد به پرسشهای باقیمانده درباره فعالیتهای مخفی هستهای سوریه در دوران حکومت خاندان اسد پاسخ داده شده، اما در پرونده ایران هیچ پیشرفتی به دست نیامده است.
رویترز سهشنبه ۱۰ شهریور نوشت در یکی از گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی که پیش از نشست فصلی هفته آینده شورای حکام آژانس برای کشورهای عضو ارسال شده، از مقامهای جدید سوریه بهدلیل «شفافیت و همکاری» آنها در کمک به روشن شدن فعالیتهای گذشته و تعیین تکلیف مواد هستهای باقیمانده تمجید شده است.
از زمان برکناری بشار اسد، در اواخر سال ۲۰۲۴، مقامهای جدید این کشور متعهد شدهاند با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری کنند.
بهنوشته رویترز در این گزارش آمده است: «آژانس پس از دریافت اطلاعات و دسترسیهای لازم از سوریه، ... توانسته است پرسشهای خود درباره مسائل پادمانی حلنشدهای را که پیشتر به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند.»
دهها تن سوخت راکتور هستهای
اسرائیل در سال ۲۰۰۷ یک سایت اعلامنشده در استان دیرالزور در شرق سوریه را بمباران کرد؛ گزارش روز سهشنبه تایید کرده که این سایت یک راکتور هستهای در حال ساخت بوده است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنین وجود حدود ۷۳ تن متریک فلز اورانیوم طبیعی را در مکانی مرتبط با این تاسیسات تایید کرده است که ۵۵ تن آن به شکل میلههای سوخت بوده است. در این گزارش همچنین آمده است که سوخت این راکتور در مکانی در داخل سوریه تولید شده بود.
بر اساس این گزارش، تمام مواد هستهای «در حال حاضر تحت تدابیر مهار و نظارت آژانس» قرار دارند. سوریه اعلام کرده است که این مواد در داخل کشور باقی خواهند ماند.
در گزارش آمده است: «آژانس توانسته است احراز کند که مقامهای سابق سوریه، برخلاف الزامات موجود، مواد هستهای، تاسیسات و فعالیتهای هستهای را گزارش نکرده بودند.»
این گزارش راکتور، کارخانه ساخت سوخت و محلی را که سوخت در آن نگهداری میشد، از جمله تاسیساتی برشمرده است که باید به آژانس اعلام میشدند.
در گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته شده است: «سوریه با ارائه گزارشهای لازم درباره حسابداری مواد هستهای و اطلاعات طراحی تاسیسات یادشده به آژانس، اقداماتی برای اصلاح این وضعیت انجام داده است.»
«نگرانی اشاعهای» درباره ایران
در همین حال گزارش مربوط به ایران نشان میدهد که بار دیگر هیچ پیشرفتی در روابط آژانس و تهران حاصل نشده است و از جمله بازرسان هنوز به سایتهای هستهای که ایالات متحده و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴بمباران کردند، بازنگشتهاند.
تا پیش از این حملات، برآورد آژانس بینالمللی انرژی اتمی این بود که حکومت ایران ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد در اختیار داشته است؛ سطحی که فاصله اندکی با غنای حدود ۹۰ درصدی مورد نیاز برای اورانیوم با درجه تسلیحاتی دارد.
بر اساس معیار آژانس، این میزان مواد، در صورت غنیسازی بیشتر، برای ساخت ۱۰ سلاح هستهای کافی است. جمهوری اسلامی همچنین مواد هستهای غنیشده در سطوح پایینتر در اختیار داشت.
اینکه چه مقدار از این مواد همچنان باقی مانده است، مشخص نیست.
در گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی آمده است: «بیش از یک سال از زمانی میگذرد که آژانس تداوم آگاهی خود را درباره موجودیهای اعلامشده پیشین اورانیوم با غنای پایین (LEU) و اورانیوم با غنای بالا (HEU)، غنیشده تا سطح ۶۰ درصد اورانیوم-۲۳۵، در تاسیسات هستهای اعلامشدهای که در حملات ژوئن ۲۰۲۵ آسیب دیدند، از دست داده است.»
در این گزارش گفته شده است: «فقدان اطلاعات آژانس درباره این مواد هستهای و نبود دسترسی به تاسیسات برای راستیآزمایی آنها، موضوعی مایه نگرانی از منظر اشاعه هستهای است ... و باید با نهایت فوریت به آن رسیدگی شود.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بارها تاکید کرده است که اجازه دستیابی ایران به سلاح هستهای را نخواهد داد.
مقامهای جمهوری اسلامی نیز تاکید کردهاند که در شرایط کنونی به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه بازدید از سایتهای بمبارانشده را نخواهند داد.
نمایی از یک نفتکش چینی در پایانه نفتی بندر تسینگیی، هنگکنگ
رفتار چین در هفتههای اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است: پکن در بازار نفت نه بر پایه وفاداری سیاسی، بلکه بر اساس محاسبه سود، قیمت، امنیت عرضه و امکان تحویل تصمیم میگیرد.
چین نفت ایران را تا زمانی میخرد که ارزان، قابل تحویل و از نظر اقتصادی جذاب باشد. هرگاه یکی از این مزیتها از میان برود، پالایشگاههای چینی بدون تعهد سیاسی به فروشنده ایرانی، گزینههای دیگر را بررسی میکنند.
در سالهای گذشته، پالایشگاههای مستقل چین از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بهره بردهاند.
ایران که بهدلیل تحریمها بخش عمده بازارهای رسمی خود را از دست داده بود، ناچار شد نفت را با تخفیف، از طریق واسطهها و شبکه نفتکشهای سایه و غالبا با دریافت یوان به چین بفروشد.
در چنین رابطهای، چین حق انتخاب داشت، اما گزینههای ایران بسیار محدود بود. بنابراین آنچه در تهران «همکاری راهبردی» معرفی میشد، در عمل رابطهای نامتوازن میان یک فروشنده تحت فشار و خریداری قدرتمند بود.
چین طی سالهای اخیر مقصد بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران بوده است. این رقم در ظاهر میتواند نشانه اهمیت ایران برای چین تلقی شود، اما در واقع بیش از آنکه وابستگی پکن به تهران را نشان دهد، وابستگی جمهوری اسلامی به تنها مشتری عمده باقیمانده خود را آشکار میکند.
چین میتواند نفت مورد نیازش را از کشورهای مختلف تامین کند، اما ایران برای فروش نفت تحریمشده خود بازار جایگزین گستردهای در اختیار ندارد.
شرکتهای بزرگ دولتی چین از سال ۲۰۱۹ عمدتا از خرید رسمی نفت ایران فاصله گرفتهاند، زیرا با نظام بانکی و بازارهای غربی ارتباط دارند و نمیخواهند با خطر تحریمهای ثانویه آمریکا روبهرو شوند.
بخش مهمی از نفت ایران را پالایشگاههای مستقل چین، موسوم به «تیپات»، خریداری میکنند.
این محمولهها معمولا از طریق شبکهای از واسطهها، انتقال کشتیبهکشتی و اعلام غیرشفاف منشا نفت وارد بازار چین میشوند و گاه در اسناد تجاری بهعنوان نفت مالزیایی یا اندونزیایی معرفی میشوند.
پکن در سطح سیاسی با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت میکند و بر حق خود برای تجارت تاکید دارد، اما مواضع دیپلماتیک چین را نباید با رفتار اقتصادی شرکتها و پالایشگاههای آن یکسان دانست.
شرکت چینی زمانی وارد معامله میشود که سود حاصل از تخفیف نفت ایران از هزینه و خطر تحریم، حملونقل و تامین مالی بیشتر باشد.
به بیان دیگر، مخالفت سیاسی چین با تحریمهای آمریکا به معنای تعهد آن کشور به خرید نفت ایران در هر شرایطی نیست.
محاصره دریایی اخیر این واقعیت را آشکارتر کرده است. بر اساس گزارشی که رویترز دهم شهریور منتشر کرد، همینطور بر اساس دادههای شرکتهای ورتکسا، کپلر و تانکرترکرز، از زمان برقراری مجدد محاصره دریایی در ۲۳ تیر، هیچ محموله تازه و قابلتوجه نفت خام ایران نتوانسته با عبور از تنگه هرمز خود را به چین برساند.
در نتیجه، خریدهای محدود چین اکنون باید از نفتی تامین شود که پیشتر از ایران خارج شده و در نفتکشها یا مخازن شناور اطراف مالزی و دیگر نقاط آسیایی قرار گرفته است.
این وضعیت به معنای توقف کامل تحویل نفت ایران به چین نیست. بخشی از ذخایر شناور قبلی همچنان از طریق انتقال کشتیبهکشتی به نفتکشهای واسطه منتقل و سپس راهی بنادر چین میشود.
اما این ذخایر قابل تجدید نیست، زیرا نفتکش تازهای از ایران به آنها نمیپیوندد. بنابراین چین میتواند از نفتی که از قبل در نزدیکی بازار آن قرار گرفته استفاده کند، اما برای آزاد کردن نفتکشهای گرفتار جمهوری اسلامی یا باز کردن مسیر صادرات ایران، هزینه و ریسک ویژهای نپذیرفته است.
بر اساس دادههای مقدماتی کپلر که رویترز ۳۰ مرداد منتشر کرد، دریافت نفت ایران در چین تا آن مقطع از ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته بود؛ در حالی که متوسط خرید چین در سال گذشته حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز برآورد میشد.
این کاهش نشان میدهد بازار چین برای نفت ایران تضمینشده نیست و پالایشگاههای چینی در صورت اختلال در تحویل، منتظر جمهوری اسلامی نمیمانند.
گزارشها حاکی از آن است که یکی از پالایشگاههای مستقل چین نفت لاپای برزیل را خریداری کرده است و پالایشگاههای دیگری نیز نفت بصره عراق و گزینههای سایر تولیدکنندگان را بررسی کردهاند.
نفت روسیه نیز یکی از منابعی است که پالایشگاههای چینی میتوانند در سبد خرید خود جای دهند.
تصمیم این پالایشگاهها بیش از هر چیز به قیمت، کیفیت نفت، هزینه حملونقل، حاشیه سود پالایش و اطمینان از تحویل وابسته است.
چین به نفت ایران نیاز مطلق ندارد؛ این جمهوری اسلامی است که برای تامین درآمد ارزی خود به خریدار چینی وابسته شده است.
اگر نفت ایران بهموقع نرسد، پالایشگاه چینی میتواند نفت عراق، روسیه، برزیل یا دیگر تولیدکنندگان را خریداری کند.
اما اگر نفت ایران روی آب باقی بماند و حکومت برای دریافت ارز تحت فشار قرار گیرد، خریدار چینی میتواند تخفیف بیشتر، شرایط پرداخت طولانیتر و انتقال بخش بزرگتری از هزینه و ریسک معامله به فروشنده ایرانی را مطالبه کند.
در چنین شرایطی، نفت محبوس ایران از دو جهت ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد: نخست بهدلیل هزینه نفتکش، بیمه، نگهداری، انتقال کشتیبهکشتی، واسطهگری و خوابیدن سرمایه، و دوم بهدلیل افزایش قدرت چانهزنی خریدار.
هرچه نفت ایران مدت بیشتری بدون مقصد قطعی روی آب باقی بماند، قدرت جمهوری اسلامی برای تعیین قیمت و شرایط پرداختْ کمتر میشود و از سوی دیگر توان خریدار چینی برای تحمیل شرایط افزایش مییابد.
روابط راهبردی واقعی معمولا در روزهای بحران آزموده میشوند. اگر چین خود را شریک راهبردی صنعت نفت ایران میدانست، انتظار میرفت برای حفظ جریان صادرات، تامین مالی یا کاهش فشار بر فروشنده ایرانی اقدامی فراتر از موضعگیری سیاسی انجام دهد.
اما تا این مرحله، شواهد موجود نشان نمیدهد که پکن حاضر شده باشد برای نجات صادرات نفت جمهوری اسلامی، هزینه اقتصادی یا خطر مستقیم قابل توجهی بپذیرد.
بهتر است رابطه نفتی جمهوری اسلامی و چین را نه یک «اتحاد شرقی»، بلکه معاملهای مبتنی بر فرصت و عدم توازن توصیف کنیم.
ایران نفت ارزان و پرریسک عرضه میکند و چین تا زمانی آن را میخرد که تخفیف دریافتی از هزینه و خطر معامله بیشتر باشد.
به محض آنکه تحویل نفت نامطمئن شود یا فروشنده دیگری پیدا شود که شرایط مناسبتری ارائه میکند، شعارهای سیاسی جای خود را به محاسبه سرد اقتصادی میدهند.
واقعیت بازار نفت ساده است: چین دوست دائمی هیچ فروشندهای نیست؛ مشتری نفت ارزان، مطمئن و قابل تحویل است.
تهران این رابطه تجاری نامتوازن را «شراکت راهبردی» نامیده، اما رفتار پکن نشان میدهد چین نه ناجی صنعت نفت ایران، بلکه یکی از اصلیترین بهرهبرداران از انزوای نفتی جمهوری اسلامی بوده است.
تفنگداران دریایی آمریکا در جریان یک رزمایش در خاورمیانه، یک سامانه راکتی توپخانهای با تحرک بالا ام۱۴۲ (هیمارس) را درون یک فروند هواپیمای KC-130J سوپر هرکولس بارگیری میکنند. عکس از حساب سنتکام در ایکس
همزمان با تشدید تنشها در منطقه، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) از آغاز حملات نیروهای این کشور به مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد. رییسجمهوری آمریکا نیز گفت اگر جمهوری اسلامی به دنبال تلافیجویی باشد، بار دیگر و اینبار در سطحی بسیار شدیدتر هدف قرار خواهد گرفت.
سنتکام حوالی هشت شب سهشنبه ۱۰ شهریور به وقت ایران در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد این عملیات در واکنش به تلاشهای اخیر سپاه برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و نظامیان آمریکایی مستقر در منطقه انجام میگیرد.
در سوی دیگر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد صدای انفجار در بندرعباس، قشم، چابهار، سیریک و کنارک شنیده شده است.
علی خلیلآبادی، معاون امنیتی و انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان، از اصابت «چهار پرتابه» به شهرستانهای چابهار و کنارک خبر داد.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامی نوشت: «بندرعباس را سنگین زدند؛ ناحیه هوایی، نبوت، شقو، الهیه، طلاییه و پردیس.»
شهروندی دیگر گفت ساعت ۱۹:۵۰ به وقت محلی، صدای چندین انفجار در بخش بمانی شهرستان سیریک شنیده شد.
هشدار ترامپ به تهران درباره حمله تلافیجویانه
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پس از آغاز حملات با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال اعلام کرد عملیات اخیر ارتش ایالات متحده در واکنش به «تلاش ناکام» جمهوری اسلامی برای مینگذاری در تنگه هرمز انجام میشود.
به گفته او، این حملات همچنین پاسخی به اقدام پیشین حکومت ایران در شلیک هشت موشک به پایگاه نظامی آمریکا در اردن است که همگی با موفقیت رهگیری شدند.
ترامپ افزود: «اگر کشور شکستخورده ایران در واکنش به این حمله کاملا موجه، اقدامی انجام دهد، بار دیگر و این بار در سطحی بسیار شدیدتر و بالاتر هدف قرار خواهد گرفت. اما آن نیز بزرگترین حمله نخواهد بود.»
رییسجمهوری آمریکا ادامه داد: «بزرگترین حمله در راه است و پس از پایان آن، چیز چندانی از جمهوری اسلامی ایران باقی نخواهد ماند.»
در سوی دیگر، سپاه پاسداران، ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا تهدید کردند حکومت ایران به حملات تازه آمریکا پاسخ خواهد داد.
سخنگوی سپاه در همین رابطه گفت آمریکا از حملات جدید خود «پشیمان خواهد شد» و «تنبیه سختی» در انتظار آن خواهد بود.
حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز طی روزهای اخیر به تنشهای منطقهای دامن زده است.
شامگاه هشتم شهریور، ارتش ایالات متحده دو سکوی پرتاب موشک سپاه پاسداران را در جزیره لارک هدف قرار داد.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز در پاسخ، به پایگاههای نظامی در اردن و امارات متحده عربی حمله کردند.
رییسجمهوری آمریکا ۹ شهریور هشدار داده بود واشینگتن حمله سپاه به نیروهای آمریکایی در اردن را بیپاسخ نخواهد گذاشت و «ضربه سختی» به جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد.
افزایش فشار بر منابع مالی سپاه پاسداران
همزمان با درگیریهای نظامی، کارزار فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی نیز ادامه دارد و آمریکا میکوشد شریانهای مالی حکومت ایران را بیش از پیش محدود کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۱۰ شهریور بر ادامه فشارها بر تهران تاکید کرد و گفت: «ما در حال دفن کردن سر مار سمی ایران هستیم. مار هنوز نمیداند که مرده است، اما وقتی خورشید غروب کند، دیگر تکان نخواهد خورد.»
او خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی افزود: «ما در حال ردیابی داراییهای سپاه پاسداران هستیم. میدانیم حسابهایتان در شرکتهای تراستی در جزایر ویرجین بریتانیا کجاست و خانههای صد میلیون دلاری شما در سراسر جهان را هم میشناسیم.»
حمله به نفتکشها و افت شدید تردد در تنگه هرمز
خبرگزاری رویترز در گزارشی حمله به دو نفتکش حامل نفت عربستان سعودی و کاهش ۵۰ درصدی تردد کشتیها از تنگه هرمز را نشانههای تازه از گسترش ناامنی دریایی در منطقه ارزیابی کرد.
شرکتهای اطلاعات و ردیابی کشتیرانی مریسکس و کپلر سهشنبه ۱۰شهریور اعلام کردند دو ابرنفتکش حامل نفت عربستان سعودی شامگاه ۹ شهریور هنگام خروج از تنگه هرمز و با فاصله چند دقیقه از یکدیگر، هدف پرتابههای ناشناس قرار گرفتند.
هر یک از این دو کشتی هفته گذشته دو میلیون بشکه نفت خام عربستان سعودی را در پایانه جعیمه بارگیری کرده بودند.
شرکت آرامکوی عربستان سعودی در هفتههای گذشته بارگیری و فروش نفت از داخل تنگه هرمز را از سر گرفته بود.
نفتکش «سدر» با پرچم عربستان سعودی در شمالشرق خصب عمان هدف قرار گرفت. دقایقی بعد، سه پرتابه به نفتکش «سنگال پراسپریتی» اصابت کرد؛ شناوری با پرچم لیبریا که تحت بهرهبرداری یک شرکت کره جنوبی قرار دارد.
تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
دادههای کشتیرانی از کاهش چشمگیر رفتوآمد در این آبراه حکایت دارند. ۹ شهریور، تنها پنج مورد تردد به ثبت رسید؛ چهار کشتی وارد خلیج فارس شدند و تنها یک کشتی از آن خارج شد. هشتم شهریور، شمار عبور شناورها از این گذرگاه ۱۰ مورد بود.
تلاش میانجیها برای مهار بحران
تلاشهای دیپلماتیک هنوز به توافقی برای بازگشایی کامل تنگه هرمز منجر نشده است. ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، ۱۰ شهریور اعلام کرد دوحه تماسهای خود را برای بازگرداندن تهران و واشینگتن به میز مذاکره شدت بخشیده است.
او هشدار داد ادامه بحران در تنگه هرمز به تمامی طرفها آسیب خواهد زد.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز گفت تلاشهای دیپلماتیک تاکنون بینتیجه ماندهاند و تاکید کرد آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز باید رعایت شود.
توقف تقریبا کامل صادرات نفت ایران، کاهش چشمگیر تردد کشتیها و حملات متوالی به نفتکشها نشان میدهد مناقشه بر سر تنگه هرمز دیگر تنها یک رویارویی نظامی نیست و این آبراه به یکی از مهمترین اهرمهای فشار اقتصادی دو طرف تبدیل شده است.
کشتیها در نزدیکی تنگه هرمز، از نمای مسندم در عمان، ۳۱ اوت ۲۰۲۶. رویترز/استرینگر
به گزارش رویترز صادرات نفت خام ایران در پی محاصره دریایی آمریکا در عمل متوقف شده و طی حدود هفت هفته محموله قابلتوجهی از تنگه هرمز خارج نشده است. همزمان حمله به دو نفتکش در شامگاه ۹ شهریور و تهدیدهای متقابل تهران و واشینگتن به ازسرگیری حملات تنش در این آبراه را تشدید کرده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۱۰ شهریور، با استناد به دادههای شرکتهای ردیابی دریایی، گزارش داد جمهوری اسلامی برای نخستین بار در آمار ثبتشده، حدود هفت هفته است صادرات قابلتوجه نفت خام از تنگه هرمز نداشته است.
رویترز بر اساس دادههای مورد بررسی نتیجه گرفته است که این وضعیت نشاندهنده موفقیت طرح محاصره دریایی آمریکا است و این کشور برخلاف سالها تحریم، توانسته انتقال محمولههای تازه نفت ایران به چین، تنها مشتری عمده باقیمانده نفت این کشور، را متوقف کند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی، سهشنبه در واکنش به ادامه محاصره هشدار داد تشدید محاصره با پاسخ نظامی روبهرو خواهد شد. او گفت: «اگر محاصره را تشدید کنند، حتما پاسخ نظامی میدهیم و همه ضرر خواهند کرد.»
او همچنین تهدید کرد اگر آمریکا بخواهد مانع صادرات نفت ایران از خلیج فارس شود، «هیچکس نخواهد توانست نفت صادر کند».
قالیباف در عین تهدید به استفاده از نیروی نظامی، پای تفاهمنامه اسلامآباد و مسیر مذاکره با آمریکا را نیز به میان کشید و گفت تا زمانی که واشینگتن به تعهدهای مورد نظر جمهوری اسلامی در این تفاهمنامه عمل نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد.
او افزود تهران در دوره اجرای آن بیش از ۸۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده بود. قالیباف همزمان مدعی شد کنترل کامل تنگه هرمز در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است و گفت اگر آمریکا به تعهدهایش عمل نکند، تهران «با زبان قدرت» آن را وادار به اجرای آنها خواهد کرد.
محاصرهای که جریان تازه نفت ایران را قطع کرد
ادههای شرکتهای ردیابی دریایی نشان میدهد کاهش صادرات ایران پس از آغاز محاصره بسیار شدید بوده است. برآوردهای ورتکسا و کپلر حاکی است جمهوری اسلامی در ماه اوت، از ۱۰ مرداد تا ۹ شهریور، روزانه تنها حدود ۲۲۰ هزار تا ۲۵۵ هزار بشکه نفت خام و میعانات گازی بارگیری کرده است. این رقم در ژوئیه، از ۱۰ تیر تا ۹ مرداد، حدود ۷۴۰ هزار بشکه در روز بود. در ماه مارس، از ۱۰ اسفند تا ۱۱ فروردین و همزمان با آغاز جنگ ۴۰روزه، میزان بارگیری روزانه حدود دو میلیون بشکه بود.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر کپلر، به رویترز گفت افت صادرات میتواند تهران را برای تامین هزینههای خود به چاپ پول بیشتر سوق دهد و در نتیجه فشار تورمی افزایش یابد. صندوق بینالمللی پول نرخ تورم ایران در سال جاری را نزدیک به ۷۰ درصد برآورد کرده است.
محاصره دریایی آمریکا همه سواحل ایران را در بر نمیگیرد. خط اصلی آن در جنوب تنگه هرمز و میان دریای عمان و دریای عرب قرار دارد؛ جایی که شناورهای نیروی دریایی آمریکا کشتیهایی را که به سوی بنادر ایران میروند یا از آنها خارج میشوند، بررسی میکنند.
این وضعیت باعث شده بخشی از نفت ایران که پیش از محاصره از خلیج فارس خارج شده بود همچنان در بازار موجود باشد، اما امکان جایگزینکردن آن با محمولههای تازه بهشدت محدود شود.
رویترز به نقل از معاملهگران نوشت نفت خام ایران هنوز برای تحویل در سپتامبر و اکتبر به خریداران چینی پیشنهاد میشود، اما حجم آن کاهش یافته است. دلیل اصلی این کاهش، پایینآمدن ذخایر شناور نفت ایران در بیرون از خلیج فارس است. چین در هفتههای گذشته برای تامین بخشی از نفت مورد نیاز خود به این ذخایر متکی بوده است.
دادههای ورتکسا نشان میدهد مجموع نفت خام ایران موجود روی آب از ۱۳۵ میلیون بشکه در هفته اول مرداد، به ۱۰۷ میلیون بشکه در هفته اول شهریور کاهش یافته است. در مقابل، نفت گرفتار در محدوده داخل خط محاصره که امکان انتقال آزادانه آن به بازارهای آسیایی وجود ندارد، افزایش یافته و به بیش از ۴۱ میلیون بشکه رسیده است.
ناوگان سایه گرفتار شده است
سمیر مدنی، از بنیانگذاران تانکرترکرز، به رویترز گفت ۲۹ نفتکش حامل بیش از ۳۶ میلیون بشکه نفت خام در داخل محدوده تنگه هرمز قرار دارند. در بیرون از این محدوده نیز دهها نفتکش «ناوگان سایه» مرتبط با ایران همچنان فعالاند، اما این ناوگان با مشکل تازهای روبهرو شده است: کشتیهایی که محمولههای پیشین خود را در آسیا تحویل میدهند، بهدلیل محاصره امکان بازگشت به بنادر ایران و بارگیری دوباره ندارند.
بر اساس دادههای ورتکسا، دستکم ۲۷ نفتکش تحریمشده مرتبط با تجارت نفت ایران اکنون بدون محموله در آبهای نزدیک سریلانکا متوقف ماندهاند و نمیتوانند به ایران بازگردند. به این ترتیب، حتی اگر چین در کوتاهمدت بتواند نفت ذخیرهشده روی آب را خریداری کند، ادامه صادرات در سطح گذشته به ورود دوباره نفتکشهای خالی به خلیج فارس وابسته است؛ مسیری که محاصره آمریکا آن را مسدود کرده است.
واشینگتن همزمان در حال افزودن فشار مالی به محدودیت دریایی است. دولت آمریکا هفته گذشته کشورهایی را که به تجارت با جمهوری اسلامی ادامه دهند به تحریمهای ثانویه تهدید کرد، هرچند هنوز مجازات فوری علیه خریداران بزرگ اعمال نکرده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، سهشنبه گفت واشینگتن احتمالا همین هفته یک بانک دیگر را در چارچوب کارزار اقتصادی علیه جمهوری اسلامی تحریم خواهد کرد و هفته آینده نیز اقدام مشابهی انجام میدهد. او همچنین گفت آمریکا و چین درباره جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای و ضرورت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز اشتراک نظر دارند.
بسنت در عین حال گفت کشورهای منطقه در حال توسعه مسیرهای زمینی انتقال نفتاند و پیشبینی کرد وابستگی به تنگه هرمز طی دو سال آینده بهشدت کاهش یابد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، این هفته در حالی با وزیران دارایی بزرگترین اقتصادهای جهان دیدار میکند که ایالات متحده تعرفههایی تهاجمی علیه متحدان اصلی خود اعمال کرده کرده و جنگ ایران نیز قیمت نفت و بنزین را همچنان بالا نگه داشته است.
بسنت دوشنبه ۹ شهریور در آغاز نشستهای وزیران دارایی گروه ۲۰ در شهر اشویل در ایالت کارولینای شمالی گفت میخواهد بر راههای رشد اقتصاد جهانی و مهار بدهیهای فزاینده تمرکز کند، اما این نشست پس از ازسرگیری خصومتها میان آمریکا و جمهوری اسلامی برگزار میشود و همزمان، اصطکاک تجاری با کانادا نیز پس از شکست مذاکراتی که به تشدید تعرفهها انجامید، افزایش یافته است.
بسنت یکشنبه هشت شهریور در گفتوگو با آسوشیتدپرس گفت قصد دارد با تحریم یک بانک دیگر فشار بر حکومت ایران را افزایش دهد؛ اقدامی که بخشی از طرحی است که او آن را «عملیات طرد اقتصادی» مینامد. دولت آمریکا اوایل ماه جاری اقداماتی برای محدود کردن فعالیتهای یک بانک مصری در امارات متحده عربی انجام داد. بسنت گفت دولت آماده است «اگر لازم باشد، خشونت مالی اعمال کند.»
بسنت دوشنبه ۹ شهریور هم در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره اینکه چه مدت طول میکشد اقتصاد ایران فروبپاشد، گفت: «فکر میکنم ممکن است ظرف چند هفته یا چند ماه اتفاق بیفتد اما اقتصاد لزوما نباید فروبپاشد؛ فقط لازم است حکومت ایران سر عقل بیاید.»
بسنت گفت اتحادیه اروپا با «حمایت کامل» از تلاشهای تحریمی او پشتیبانی کرده است. اتحادیه اروپا یکشنبه در بیانیهای اعلام کرد از افزایش فشار اقتصادی بر ایران استقبال میکند و با آمریکا و دیگر شرکا برای حفظ این فشار همکاری خواهد کرد.
رولان لسکور، وزیر دارایی فرانسه، به خبرنگاران گفت امیدوار است گروه ۲۰ بتواند درباره مسیری مورد توافق برای رشد اقتصادی در سراسر جهان بیانیهای مشترک صادر کند.
او گفت اقتصاد جهانی «کمی شبیه آبوهوای اشویل است، غیرقابل پیشبینی و مهآلود.»
در همین حال، وزارت دارایی روسیه اعلام کرد آنتون سیلوانوف، وزیر دارایی این کشور، دوشنبه در حاشیه این نشست با بسنت دیدار کرده است.
از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پرسیده شد چرا با وجود ادامه جنگ در اوکراین و انتقادهای اروپاییها، مقام روس بار دیگر به نشست گروه ۲۰ دعوت شده است. ترامپ گفت: «ما دوست داریم با همه کنار بیاییم.»
رویترز گزارش داد که بسنت در این دیدار به وزیر دارایی روسیه گفته تحریمها و فشار اقتصادی علیه مسکو تا زمان پایان جنگ اوکراین رفع نمیشود.
دنیل فرید، معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا در امور اروپا در دولت جمهوریخواه جورج دبلیو بوش، گفت آمریکا ممکن است در چنین شرایطی «برای گرد هم آوردن دوستان و متحدان همیشگی خود با دشواری روبهرو شود.»
او گفت اگر بسنت و دیگر مقامهای دولت خواهان حمایت بینالمللی هستند، باید «در مشورت با متحدان و شرکا دقت و توجه بیشتری نسبت به آنچه آمریکا در ماههای اخیر نشان داده است، به خرج دهند.»
بسنت میخواهد کشورهای دیگر به آمریکا کمک کنند حکومت ایران را منزوی کند تا تهران در جنگی که اخیرا از مرز شش ماه گذشته، وادار به تسلیم شود. با اینکه آمریکا شامگاه یکشنبه بار دیگر ایران را هدف قرار داد، دولت پیشتر اعلام کرده بود قصد دارد برای رسیدن به اهداف خود بیشتر بر فشار اقتصادی تکیه کند تا اقدام نظامی.
ترامپ تاکنون تهدید خود درباره یک «روز دی اقتصادی» علیه جمهوری اسلامی را عملی نکرده و عمدتا به هشدار دادن به شرکای تجاری ایران بسنده کرده است. یکی از چالشهای اصلی در این زمینه چین است که بزرگترین خریدار نفت ایران به شمار میرود.
بسنت به آسوشیتدپرس گفت در زمینه تحریم پکن به دلیل ادامه خرید نفت ایران، «همه گزینهها روی میز است.»
نیکلاس مولدر، مورخ دانشگاه کرنل و متخصص تحریمها، گفت: «ممکن است شاهد روند تدریجی اضافه شدن نامهای کوچکتر به فهرست تحریمها باشیم، اما تحریم گسترده نهادی مانند یک بانک بزرگ چینی میتواند آشفتگی جدی ایجاد کند و واکنش متقابل در پی داشته باشد.»
اما بسنت این نظر را که دولت آمریکا از رویارویی با چین اکراه دارد رد کرد و آن را «روایتی کاملا نادرست» خواند. او تأکید کرد چین و آمریکا در ضرورت بازگشایی تنگه هرمز و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اتفاق نظر دارند.
مولدر همچنین هشدار داد هرگونه اختلال در جریان جهانی نفت در نتیجه تحریمهای ثانویه، تورم را افزایش خواهد داد و فدرال رزرو را وادار میکند نرخهای بهره را بالا ببرد.
مولدر گفت: «با توجه به اینکه وزارت خزانهداری بسنت همین حالا هم مجبور است نگرانی فزاینده در بازار اوراق قرضه را مهار کند، انجام همین کار در حوزه اجرای تحریمها به شکلی معتبر، بسیار دشوار خواهد بود.»
شش ماه پس از آغاز حملههای آمریکا و اسرائیل به ایران، هنوز سایه جنگ بر فراز کشور گسترده است. مقامات ایران پس از اعلام آتشبس، کشورهای منطقه و پایگاههای آمریکا را به جنگی دیگر تهدید میکنند و از بازگرداندن نبرد به سطح منطقهای و حتی زمینی کردن آن سخن میگویند.
تهران معتقد است راهبرد جنگ با کشورهای خلیج فارس در جنگ ۳۹ روزه موفق بوده و دلیلی برای کنار گذاشتن آن نیست.
از نظر تهران، جنگ منطقهای بخش بزرگی از هزینه نبرد را از دوش ایران برمیدارد و آن را میان کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی سرشکن میکند.
حکومت با سیاست «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچکس از منطقه صادر نخواهد شد» هم بهدنبال ایجاد بازدارندگی در مقابل حملات به ویژه به زیرساختها است و هم بهدنبال امتیازگیری از آمریکا.
اما بار تهدید در این رویکرد جدید حکومت، محوریتر شده است، چرا که فرماندهان سپاه میگویند رویکرد جمهوری اسلامی دیگر دفاعی نیست و تهاجمی شده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است: «در صورت ادامه وضعیت محاصره، نخواهیم گذاشت که یک قطره نفت خلیج فارس از هیچ راهی خارج شود؛ همچنین ما تاکنون به منافع اقتصادی آمریکا حمله نکردهایم و در صورت ادامه شرارتها، این اقدام نیز در دسترس ماست.»
واکنش نسبتا تند جمهوری اسلامی به حمله آمریکا به لارک در شامگاه یکشنبه ۸ شهریور را نیز در همین زمینه میتوان فهمید.
منطق حاکم بر تصمیمگیری در تهران، منطق موازنه قدرت به معنای کلاسیک آن نیست. جمهوری اسلامی در توازن سختافزاری جنگ شانس بالایی ندارد و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، دستکم در دو نوبت به این موضوع اشاره کرده است.
از سوی دیگر ارزیابیهای نظامی از تخریب حدود ۹۰ درصد سامانههای پدافند هوایی ایران خبر میداد. بر این اساس تهران میخواهد جنگ احتمالی را از حوزه هوایی صرف خارج کرده و به حوزهای که در آن دستکم برابر است منتقل کند، یعنی جنگ زمینی که در آن امکان تحمل درد و ضربهزنی بیشتری وجود دارد.
در ذهنیت مسئولان، پیروزی یعنی بقای نظام، و این بقا از راه توسعه افقی جنگ و اتکا به عامل زمان و فرسایش اراده طرف مقابل دنبال میشود.
مقامات جمهوری اسلامی فکر میکنند آنچه در آن امکان پایداری بیشتر دارند زمان است. محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه، گفته است: «حتی اگر جنگ چند سال طول بکشد، موشکهای بالستیک ما همچنان بر سر دشمنان فرود خواهد آمد.» حکومت معتقد است در این نبرد، برنده کسی است که دیرتر خسته شود و کشورهای منطقه و همچنین آمریکا امکان پایداری درازمدت در این جنگ را ندارند.
آنچه جمهوری اسلامی بر روی آن حساب باز کرده این است که کشورهای منطقه از آنجایی که به پایگاههای آمریکایی در کشورهای خود اجازه موجودیت دادهاند، پس میتوانند به آمریکا فشار بیاورند تا جنگ را به پایان برسانند. بخشی از گفتههای مقامات مختص به از بین بردن این پایگاهها است. منوچهر متکی نماینده مجلس و وزیر امور خارجه سابق میگوید: «جنگ زمینی یعنی اینکه ما یکی از پایگاههای آمریکا در عراق، کویت یا بحرین را بگیریم.»
محمدباقر قالیباف در عین آنکه میگوید جمهوری اسلامی هنوز کارتهایی دارد که بازی نکرده است، اقدامات مختلف آمریکا علیه کشور را «جنگی چندوجهی» میداند که این روزها بیشتر در حوزه اقتصادی در جریان است؛ پس اگر آمریکا اقدامی علیه ایران مانند محاصره انجام دهد، میتوانند بهواسطه محاصره این کشورها پاسخ دهند و به همین خاطر است که نماینده مجلسی مانند حمید رضا حاجیبابایی میگوید: «نباید اجازه دهیم خطوط لوله جدید نفت ایجاد و از مسیرهایی صادر شود که تنگه هرمز را تضعیف کند.»
برای شکستن این فشار است که جمهوری اسلامی به محور مقاومت و بهویژه حوثیها نقش کلیدی داده است. در واقع این نیروها میتوانند ریسک را توزیع کنند، در عین حال که میتوانند به واسطه تهدید شریانهای تجاری، قیمت نفت را بالا نگه دارند. یکی از دلایل اصلی اینکه جمهوری اسلامی تنگه هرمز را بسته نگه داشته این است که قیمت نفت بالا برود و این افزایش را بخشی از پیروزی خود در نبرد میداند و به همین سبب است که میخواهد به هر شیوه که میتواند حاکمیت خود بر این آبراه را تثبیت کند.
تهران اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به جنگ و محاصره پایان ندهد و داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد نکند، بازگشایی نخواهد شد. حکومت بستن تنگه را نه صرفا اقدامی تلافیجویانه، بلکه ضمانت اجرای خواستههایش معرفی میکند و خود را مطالبهگر اجرای توافق جا میزند، در حالی که برخی در ایران و همچنین دونالد ترامپ از پایان یافتن این تفاهمنامه میگویند.
وسوسه زمین و جایی که محاسبه میلنگد
جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ ۳۹ روزه اعلام کرد که در صورت وقوع جنگی دیگر، آن نبرد فرامنطقهای خواهد بود. با این حال، در درگیریهای پس از آتشبس که به «جنگ سوم» معروف شد، تهران همچنان راهبرد جنگ منطقهای را پیش گرفت؛ با این تفاوت که در این دوره بیشترین حملات خود را متوجه بحرین و کویت کرد، در حالی که در طول جنگ «رمضان»، امارات هدف اصلی حملات جمهوری اسلامی بود.
نکته قابلتوجه پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائيل در ۹ اسفند، شکلگیری نوعی نارضایتی در تهران از میزان ضرباتی بود که به کشورهای عرب خلیج فارس، بهویژه امارات، کویت و بحرین، وارد کرده بود.
در ماههای گذشته در صداوسیما، این کشورها بارها تهدید شدهاند. نمایندگان مجلس و چهرههای رسانهای با تاکید بر ضرورت حملات شدیدتر، معتقد بودند این سه کشور آنطور که باید «تنبیه» نشدهاند؛ تا جایی که حتی از لزوم تغییر رژیم در آنها نیز سخن به میان آمد.
اما این ضربات به کشورهای بحرین و کویت را میتوان استراتژی جدید تهران در «حذف حلقههای ضعیف دشمن» همزمان با فشار برای خروج آمریکا از منطقه دانست. برای جمهوری اسلامی، هدفگیری این دو کشور از نظر فنی کمهزینهتر است، اما از نظر نظامی و همچنین پیام سیاسی جدیتر، چرا که برخی از مهمترین پایگاههای آمریکا در این کشورها قرار دارند و عملا تهران میخواهد به واشینگتن اعلام کند که هزینه ماندن در منطقه بالا رفته است.
اما این رویکرد جمهوری اسلامی بیپاسخ نمانده و ممکن است حتی هزینهسازتر هم بشود. رافائل کوهن از موسسه رند استدلال میکند که با حمله به کشورهایی که رسما دشمن نبودند، جمهوری اسلامی کشورهای هدف را در وضعیتی قرار داده که «به همان اندازه که ممکن است برای آتشبس فشار بیاورند، ممکن است به جبهه مقابل تهران بپیوندند.»
برای این موضوع کشورهای منطقه اقداماتی نیز انجام دادهاند. در ماههای گذشته مانورهای نظامی مشترکی از سوی برخی کشورهای عربی خلیج فارس با آمریکا ترتیب داده شده است که بخشی از آنها برای عملیات زمینی بوده است.
همچنین ائتلافهای منطقهای نیز در حال شکل گرفتن است که مهمترین آن همسویی عربستان، ترکیه و پاکستان در توافق «مکه» است که حمله به هر عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند.
از سوی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس بهدنبال انجام اقدامات اقتصادی نیز هستند؛ از جمله امارات که در ۲۸ مرداد، پس از آنچه پرتاب موشک به سرزمین خود خواند، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد، و احتمال آنکه دیگر کشورها نیز به ویژه به خواست ترامپ چنین رویکردی اتخاذ کنند وجود دارد.
با این حال، با وجود همه خطراتی که تداوم جنگطلبی و جنگ منطقهای میتواند به همراه آورد، به نظر میرسد جنگ منطقهای برای جمهوری اسلامی تنها شکلی از نبرد است که در آن امکان شکست کمتر و امکان بقا بیشتر است، بهویژه در شرایطی که محاصره دریایی فشار اقتصادی شدیدی بر کشور وارد کرده و اختلافنظرهای داخلی، نظم سیاسی را بهطور قابلتوجهی متزلزل ساخته است.
تهران گمان میکند که آمریکا در مذاکرات بعدی حتی امتیازات بیشتری طلب خواهد کرد و اکنون وقت مناسبی برای عقبنشینی نیست؛ بنابراین استراتژی مقابله خود را بر پایه آسیب زدن به کشورهای مختلف و توزیع هزینه جنگ تنظیم کرده است.
کشاندن جنگ به ابعاد گستردهتر و حتی تلاش برای زمینی کردن آن، از دید تهران موقعیتی است که در آن برتری هوایی دشمن کماثرتر و توانایی نیروی نظامی جمهوری اسلامی بیشتر است. در محاسبه حکومت، پیروزی به معنای غلبه بر آمریکا نیست، بلکه به معنای ماندن و تحمیل کردن خواستههاست. اما این محاسبه به یک شرط وابسته است: اینکه شمار بیشتری از بازیگران منطقهای و جهانی هزینه بدهند. تهران بر آن است که همین بازیگران، وقتی هزینه برایشان سنگین شود، تنها کسانی خواهند بود که میتوانند به جنگ پایان دهند.