بقائی در واکنش به تحریمهای تازه آمریکا: کشورها قلدری نظاممند واشینگتن را نخواهند پذیرفت


اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به «عملیات بزرگ اقتصادی» آمریکا علیه تهران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تهدید کشورها، بانکها، شرکتها و بنادر به انتخاب میان تبعیت از واشینگتن یا مواجهه با اقدامات آمریکا، دیگر تنها به ایران مربوط نمیشود.»
او افزود: «چنین رویکردی به معنای از بین بردن اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل، از جمله احترام به برابری حاکمیتی و حق تعیین سرنوشت کشورها است.»
بقائی گفت: «هیچ کشوری که برای حاکمیت و منافع ملی خود ارزش قائل باشد، عادیسازی چنین قانونشکنی گسترده و قلدری نظاممند را نخواهد پذیرفت.» او افزود: «کانادا از جمله کشورهایی است که در حال آموختن این درس است.»






سرویس مخفی آمریکا اعلام کرد از ویدیویی که صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش کرده و در آن جان بارون ترامپ، کوچکترین پسر رییسجمهوری آمریکا، را تهدید میکند، آگاه است. این ویدیو با عنوان «بارون ترامپ را کجا و چطور بکشیم؟» بهطور گسترده در رسانههای نزدیک به حکومت ایران بازنشر شده است.
نیت هرینگ، سخنگوی سرویس مخفی آمریکا، سهشنبه سوم شهریور در بیانیهای رسمی و مکتوب به سیانان گفت: «سرویس مخفی ایالات متحده از این ویدیو آگاه است و هر چیزی را که بتوان آن را تهدیدی علیه افراد تحت حفاظت ما تلقی کرد، بررسی میکند. بهدلیل نگرانیهای مربوط به امنیت عملیاتی، درباره مسائل مرتبط با اطلاعات حفاظتی اظهارنظر نمیکنیم.»
آسوشیتدپرس نیز این بیانیه را منتشر کرد و گزارش داد سرویس مخفی از تهدید علیه بارون ترامپ مطلع است.
ادعای جمهوری اسلامی از عبور یک زن از تدابیر امنیتی و ملاقات با بارون ترامپ
شبکه سه صداوسیما یکشنبه یکم شهریور یک ویدیوی سهدقیقهای پخش کرد که با عنوان «بارون ترامپ را کجا بکشیم؟» به زبان انگلیسی آغاز میشد. در این ویدیو اطلاعاتی درباره رفتوآمد بارون ترامپ و مکانهایی نمایش داده میشود که سازندگان ویدیو میگویند میتوان پسر رییسجمهوری آمریکا را در آنجا هدف قرار داد. برج ترامپ در نیویورک از جمله مکانهایی است که در تصاویر دیده میشود.
در بخشی از این ویدیو ادعا میشود اطلاعات مرتبط با بارون ترامپ، از دیدار او با زنی بهدست آمده است که توانسته از سدهای امنیتی و حفاظتی آمریکا عبور و با بارون ترامپ ملاقات کند.
گوینده در پایان ویدیو میگوید افرادی «بیصبرانه منتظر دریافت جایزه ۱۰ میلیون دلاری ما هستند».
وبسایت حکومتی تبیان نیز این ویدیو را با عنوان «بارون ترامپ را کجا و چطور بکشیم؟» منتشر کرد و پس از آن حسابهای کاربری نزدیک به حکومت در شبکههای اجتماعی بخشهایی از ویدیو را منتشر کردند.
سیانان به نقل از یک منبع در نهادهای فدرال مجری قانون به سیانان گفت این ویدیو بخشی از کارزاری متشکل از چندین ویدیو است که در ایران تولید شدهاند و دونالد ترامپ و اعضای خانوادهاش را هدف قرار میدهند.
به گفته این منبع، برخی ویدیوهای این کارزار شامل جزییات رفتوآمد اعضای خانواده ترامپ و پیشنهادهایی برای کشتن اعضای این خانواده بودهاند. او افزود عملیات حفاظتی بر اساس اطلاعات امنیتی سرویس مخفی، دیگر نهادها، پلیس و کشورهای دیگر، پیوسته جابهجا و تنظیم میشود.
این نخستین بار نیست که رسانههای نزدیک و وابسته به حکومت ایران اعضای خانواده رییسجمهوری آمریکا را به قتل تهدید میکنند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، پنجم مرداد ویدیویی با عنوان «ملانیا ترامپ کجا و چگونه در دسترس است؟!» منتشر کرد که با نمایش محلهای رفتوآمد و فروشگاههای مورد مراجعه او، مخاطبان را به اقدام علیه بانوی اول آمریکا تشویق میکرد. این رسانه اعلام کرد اطلاعات بهکاررفته در این ویدیو از «چند شبکه امنیتی ناشناس» به دست آمده است.
در پایان همین ویدیو بارون ترامپ، فرزند دونالد ترامپ، نیز با نمایش عبارت «Barron Trump, wait for us» تهدید میشود و راوی میگوید او «باید منتظر ما باشد».
همان روز، روزنامه همشهری، وابسته به شهرداری تهران، یک اینفوگرافی با عنوان «فهرست انتقام» منتشر کرد که تصاویر ۱۳ رهبر خارجی، از جمله ترامپ، نتانیاهو و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در آن دیده میشد.
ششم تیر نیز ۶۶ عضو مجلس خبرگان رهبری در بیانیهای، ترامپ و نتانیاهو را «مهدورالدم» خواندند و قتل آنان را بر «هر مکلفی که به آنان دسترسی یابد» واجب دانستند.
همزمان، مقامها و رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی بارها بر «قصاص» و «انتقام» تاکید کردند و در مواردی ترامپ و نتانیاهو را بهطور مستقیم به مرگ تهدید کردند.
پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در نخستین ثانیههای آغاز جنگ ۴۰ روزه، موجی از تهدید از سوی مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی علیه دونالد ترامپ به راه افتاد. در تجمعهای شبانه حامیان حکومت و همینطور در مراسم تشییع جنازه خامنهای پدر، بنرهای متعددی حاوی تهدید ترامپ به مرگ و مطالبه انتقام در دست شرکتکنندگان بود.
ترامپ ۱۹ تیر گفت اگر اتفاقی برای او بیفتد، از پیش دستور داده است جمهوری اسلامی با حملاتی روبهرو شود که «هرگز چنین سطحی از آن را ندیده است».
عباس محمدحسنی، رییس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی، ۲۹ مرداد با تهدید ترامپ و همسرش ملانیا ترامپ گفت: «ما با کسی که پدر ما را کشته است، کوتاه نخواهیم آمد و شمشیر را غلاف نخواهیم کرد، ولو اینکه این امر زمان ببرد.»
تهدید پسر ترامپ، پس از تلاش برای سوءقصد به جان پسر نتانیاهو
انتشار این گزارش پس از آن صورت گرفت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از تلاش جمهوری اسلامی برای کشتن یکی از پسرانش خبر داد و گفت تهدیدهای امنیتی، حفاظت از فرزندانش را ضروری کرده است.
نتانیاهو دوشنبه دوم شهریور در گفتوگویی زنده با کانال ۱۴ اسرائیل گفت: «ایران یکی از پسرانم را هدف قرار داد. ایران تلاش کرد یکی از پسرانم را ترور کند، بکشد. تلاش کرد او را ترور کند.»
او مشخص نکرد کدامیک از پسرانش هدف قرار گرفته و درباره زمان، مکان و چگونگی این اقدام نیز توضیحی نداد.
نخستوزیر اسرائیل افزود حفاظت از پسرانش اقدامی تجملی نیست و گفت: «بدون آن، بهسادگی در این کار موفق خواهند شد.»
رسانه اسرائیلی «سروگیم» گزارش داد اطلاعات مربوط به تلاش برای کشتن یکی از پسران نتانیاهو ماهها بهدلیل محدودیتهای سانسور اجازه انتشار نداشت.
نیویورکتایمز ۲۱ مرداد به نقل از دو مقام آمریکایی نوشت نهادهای اطلاعاتی ۱۷ تیر و هنگام بازگشت ترامپ از نشست ناتو در ترکیه، از تهدیدی معتبر برای هدف قرار دادن هواپیمای او با موشک زمینبههوا مطلع شدند. افزون بر این، آنها از حضور فردی مجهز به موشک دوشپرتاب در نزدیکی نشست ناتو و اطلاع جمهوری اسلامی از ساختمان و طبقه محل اقامت ترامپ آگاه بودند. جدی بودن تهدید، مقامهای آمریکایی را به اجرای عملیاتی فریبنده برای خروج ترامپ از ترکیه واداشت.
امیرمحمد مجلل چوبری، شهروند ۲۲ ساله و یکی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شد.
سایت حقوق بشری هرانا سهشنبه سوم شهریور با اعلام این خبر گزارش داد مجلل چوبری اکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
بر اساس این گزارش، او پیشتر در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران، موسوم به دادسرای امنیت، با اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در اغتشاشات»، «شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن ماموران» و «تمرد نسبت به ماموران» روبهرو شده بود.
مجلل چوبری ۱۲ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در تهران بازداشت و به زندان قزلحصار منتقل شد.
ایراناینترنشنال ۳۱ فروردین بر اساس پیامهای دریافتی گزارش داده بود مجلل چوبری در معرض خطر صدور حکم اعدام قرار دارد.
در این گزارش آمده بود پدر او کارگر و مادرش خانهدار است و وکیل پرونده از خانوادهاش شش میلیارد تومان حقالزحمه برای جلوگیری از صدور حکم اعدام درخواست کرده بود.
خانواده مجلل چوبری توانسته بودند یک میلیارد تومان از این مبلغ را تهیه کنند، اما بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، وکیل پس از دریافت این مبلغ پاسخ خانواده را نداده بود.
تشدید صدور و اجرای احکام اعدام
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در ماههای اخیر صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی را شتاب بخشیده است.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای سال جاری حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند و دهها نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی حکم اعدام گرفتهاند.
در یکی از تازهترین موارد، سازمان حقوق بشر برای ورزش خبر داد علی پیشهورزاده، ۲۸ ساله و معروف به «علی استاد»، ورزشکار و عضو پیشین تیم واترپلوی چوکای گیلان، از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب گیلان به اعدام محکوم شده و در خطر اجرای حکم قرار دارد.
پیش از آن، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بامداد یکشنبه اول شهریور اجرا شد.
هرانا نیز ۳۰ مرداد گزارش داد دیوان عالی کشور حکم اعدام ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله محبوس در زندان اوین، را تایید کرده است. شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی در تیرماه او را به اتهام «بغی» به اعدام محکوم کرده بود.
در ماههای گذشته، گزارشگران ویژه سازمان ملل، کارشناسان حقوق بشر و سازمانهای بینالمللی بارها درباره افزایش صدور، تایید و اجرای احکام اعدام در ایران، بهویژه علیه معترضان و زندانیان سیاسی، هشدار داده و خواستار توقف فوری این روند شدهاند.
همچنین ۲۴ چهره دانشگاهی، سیاسی و مدافع حقوق بشر، از جمله آنجلا دیویس و جودیت باتلر، ۲۹ مرداد در نامهای سرگشاده بر ضرورت توقف فوری اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران تاکید کردند.
ویدیوها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از صفهای طولانی، تعطیلی برخی جایگاههای سوخت و دشواری دسترسی به بنزین در شماری از شهرهای ایران حکایت دارند.
در دو روز گذشته گزارشهایی از استانهای البرز، تهران، خراسان جنوبی و خراسان رضوی درباره بحران سوخت به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
ویدیوهای رسیده نیز نشان میدهند با اینکه جایگاه سوخت گوهردشت کرج چراغها را خاموش کرده و تعطیل است، خودروها برای دریافت بنزین مقابل این جایگاه صف بستهاند.
شهروندی نیز درباره جایگاه ملاصدرا در کرج گفت این پمپبنزین پس از حدود یک هفته همچنان کاملا تعطیل است و به مراجعهکنندگان گفته شده نازلها از کار افتادهاند.
مخاطبی دیگر از گوهردشت گفت مشکل «از صفهای طولانی گذشته» و افزود برای دریافت بنزین به سه جایگاه مراجعه کرده که هر سه تعطیل بودهاند.
در هفتههای اخیر، همزمان با ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، ناتوانی دولت در تامین بنزین مورد نیاز مردم بیش از پیش آشکار شده است.
دولت جمهوری اسلامی همزمان با کاهش واردات و افزایش کسری سوخت، سه سناریو را برای تغییر توزیع بنزین بررسی میکند؛ طرحهایی که از محدود کردن عرضه تا فروش بنزین آزاد و اختصاص سهمیه به همه شهروندان را در بر میگیرد.
محسن حاجیمیرزایی، رییس دفتر مسعود پزشکیان، پیشتر در همین راستا کاهش سهمیه بنزین را «قطعی» خوانده و گفته بود افرادی که بخواهند بیش از سهمیه تعیینشده بنزین بخرند، باید قیمت بالاتری بپردازند.
بحران بنزین در تهران
بخشی از گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، مربوط به کمبود سوخت و تعطیلی جایگاهها در استان تهران است.
شهروندی از پاکدشت استان تهران گفت نیمی از پمپبنزینهای این شهر بنزین ندارند و مابقی بسیار شلوغ هستند.
به گفته او، جمهوری اسلامی میخواهد «به زور مردم را به گرانی بنزین راضی کند».
مخاطبی دیگر خبر داد دوم شهریور پمپ بنزینهای شمال تهران تعطیل بودند.
فریدون یاسمی، مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، سوم شهریور به گزارشها درباره تعطیلی برخی جایگاههای سوخت پایتخت واکنش نشان داد و گفت افزایش ناگهانی تقاضا و ترافیک مسیرهای مواصلاتی باعث اتمام بنزین در تعدادی از جایگاهها و تعطیلی چندساعته آنها شد.
او گفت دوم شهریور بیش از ۲۶ میلیون لیتر بنزین در تهران توزیع شد که رکورد توزیع بنزین در پایتخت در سال ۱۴۰۵ را شکست.
با وجود این سخنان، گزارشها همچنان از تداوم بحران سوخت در تهران حکایت دارد.
بر اساس پیامهای دریافتی، شماری از جایگاههای اتوبان تهران-کرج بهدلیل نداشتن بنزین تعطیل شدهاند.
به گفته یک شهروند، شرکت واحد تهران گازوییل ندارد و «روزی ۳۰۰ نفر راننده چون ماشینی برای کار ندارند، بیکار مینشینند».
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نیز صف طولانی خودروها را مقابل جایگاه سوخت در شهرک محلاتی تهران برای دریافت بنزین نشان میدهد.
یک شهروند با ارسال ویدیویی گفت ۴۵ دقیقه در صف پمپبنزین بوده اما قبل از آنکه نوبتش شود، جایگاه تعطیل کرده است.
صفهای طولانی و محدودیت عرضه در مشهد و خراسان جنوبی
یک مخاطب ایراناینترنشنال از مشهد گفت بنزین آزاد عرضه نمیشود و صفها به حدی طولانی است که برای دریافت ۱۰ لیتر بنزین باید حدود دو ساعت منتظر ماند.
چند شهروند دیگر تاکید کردند برخی جایگاههای مشهد حتی با کارت سوخت نیز بنزین ارائه نمیکنند.
یک شهروند از خراسان جنوبی هم گفت کارتهای سوخت جایگاهها حذف شده و صفها طولانی است.
او افزود خودروهای سنگین نیز با مشکل دسترسی به گازوییل روبهرو هستند.
ایراناینترنشنال پیشتر بارها، از جمله در اواسط اسفند و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، از تعطیلی برخی جایگاههای سوخت در تهران، کرج و شهرهای اطراف و همچنین جیرهبندی بنزین خبر داده بود.
اواخر اردیبهشت نیز شهروندان در پیامهایی از کمبود بنزین، صفهای طولانی در جایگاههای سوخت، محدودیتهای عرضه و گسترش بازار سیاه سوخت در شهرهای مختلف خبر داده بودند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از تداوم قطع گسترده آب و برق در نقاط مختلف ایران حکایت دارد. شهروندان میگویند خاموشیها به جدولهای اعلامشده و دو ساعت در روز محدود نیست و در برخی مناطق، برق چندین ساعت یا بیش از یک بار در روز، قطع میشود.
به گفته مخاطبان، قطع و وصل مکرر و نوسان شدید برق به وسایلی مانند یخچال و کولر آسیب زده و در شرایط افزایش قیمت لوازم خانگی و هزینه تعمیرات، فشار مالی بیشتری بر خانوادهها وارد کرده است.
خاموشیهای چندباره و خارج از برنامه
شماری از مخاطبان میگویند مدت و دفعات قطع برق در هفتههای اخیر افزایش یافته و زمان خاموشی در مواردی با جدولهای اعلامشده مطابقت ندارد.
مخاطبی از سنندج نوشته است: «روزی دو بار و هر بار دو ساعت برق قطع میشود؛ یکبار صبح و یکبار شب. هر روز نیز به بهانه تعمیرات، آب مناطق مختلف را قطع میکنند.»
شهروندانی از شیراز، مرودشت و آمل نیز در پیامهایی خبر دادهاند که از دوم شهریور قطعی برق در این شهرها در دو نوبت اعمال میشود؛ یک بار از ساعت ۱۱ تا ۱۳، همزمان با اوج گرما، و بار دیگر از ساعت ۱۹ تا ۲۱ و در تاریکی شب.
مدت خاموشی در برخی شهرها از دو ساعت فراتر رفته است.
یکی از مخاطبان در بوشهر خبر داده است دوم شهریور، برق از ساعت شش تا ۱۰ صبح به بهانه تعمیرات قطع شد. به گفته او، برق پس از آن تنها برای یک دقیقه وصل شد و بار دیگر تا ساعت ۱۲ قطع ماند.
قطع و وصل مکرر و وسایلی که میسوزند
مخاطبان ایراناینترنشنال طی هفتههای گذشته اعلام کردهاند قطعیهای مکرر برق، فعالیت کسبوکارها را با اختلال جدی روبهرو کرده و به وسایل برقی خانهها آسیب زده است.
یک مخاطب از خرمآباد نوشته است: «علاوه بر اینکه روزی دو ساعت برق قطع میشود، در فاصلههای کوتاه، برای مثال هر پنج دقیقه، برق را قطع و وصل میکنند؛ یعنی بیش از ۱۰ بار در روز. برخی وسایل برقی خانه سوخته است، اما برای مسئولان جمهوری اسلامی اهمیتی ندارد.»
عباس علیآبادی، وزیر نیرو، ۳۰ تیر گفته بود چهار استان جنوبی ایران بهدلیل حملات نظامی آمریکا به این مناطق، از قطعی برق معاف خواهند بود. با این حال، مخاطبان در اندیمشک، بوشهر، بندرعباس و آبادان میگویند خاموشیها ادامه دارد و همزمان با دمای بالای ۵۰ درجه، سلامت شهروندان را به خطر انداخته است.
از گرمای آبادان تا خسارت مغازهداران
مخاطبی از آبادان نوشته است: «در گرما و شرجی شدید، برق خانههای آبادان را از ساعت چهار تا هفت صبح قطع کردند. فردی که ناراحتی قلبی دارد، در این گرما دوام نمیآورد.»
شهروند دیگری پیشتر گفته بود علاوه بر گرمازدگی نوزاد خانواده، یخچال قدیمی آنان نیز بر اثر خاموشی سوخته است و توان خرید یخچال جایگزین را ندارند.
قطع برق برای صاحبان کسبوکار نیز خسارات مالی به همراه داشته است.
مغازهداری از کرمانشاه میگوید: «روزی چهار تا شش ساعت قطعی برق داریم و تمام مواد غذایی داخل یخچال من خراب شده است.»
کاسبی از بندرعباس نیز با اشاره به خاموشی در اوج گرمای این شهر نوشته است: «منِ مغازهدار باید کولر مغازه را بهدلیل نگهداری مواد غذایی، شبانهروز روشن نگه دارم. وقتی مواد غذایی مرتب آب و دوباره منجمد میشوند، برای سلامت مردم خطرناک خواهند بود.»
اختلال در کشاورزی و تولید
کشاورزان نیز از افزایش ساعات قطعی برق و تاثیر آن بر آبیاری زمینهای کشاورزی خبر دادهاند.
یک کشاورز در شهرستان بیضا با اشاره به سخنان وزیر نیرو درباره کاهش خاموشیها در مقایسه با سال گذشته، نوشته است: «چند روز پیش برق چاههای کشاورزی را شش ساعت قطع میکردند؛ اکنون چند روز است که تا هشت ساعت در روز برق نداریم و محصولاتم خشک شدهاند.»
پیشتر نیز مدیران کارگاههای تولیدی در شهرهای مختلف به ایراناینترنشنال گفته بودند بهدلیل قطعیهای مکرر برق، قادر به تامین نیاز بازار نیستند و برخی از آنان در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند.
این گلایهها در حالی مطرح میشوند که مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، یکم مرداد در نشست هماهنگی مدیریت تامین برق صنایع وعده داده بود برای جلوگیری از توقف تولید، حفظ اشتغال و پیشگیری از بیکاری، برق صنایع قطع نشود.
با رسیدن قیمت دلار به ۲۰۵ هزار تومان، پایه مزد کارگران در ایران به حدود ۸۰ دلار در ماه رسیده است. این رقم نشاندهنده کاهش شدید ارزش دلاری دستمزد در یک دهه اخیر است و از تشدید فقر در میان کارگران و ناتوانی جمهوری اسلامی در مهار سقوط ارزش دستمزدها حکایت دارد.
خبرگزاری کار ایران، ایلنا، وابسته به خانه کارگر، سهشنبه سوم شهریور در گزارشی درباره کاهش قدرت خرید کارگران نوشت پایه مزد کارگران در سال جاری ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده است. این رسانه با محاسبه دستمزد بر اساس نرخ نزدیک به ۲۰۰ هزار تومانی دلار، ارزش آن را حدود ۸۳ دلار اعلام کرد.
حداقل دریافتی کارگر متاهل دارای یک فرزند نیز با احتساب همه مزایا ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است که با نرخ ۲۰۵ هزار تومانی دلار در سوم شهریور، حدود ۱۲۲ دلار ارزش دارد.
این در حالی است که رقم رسمی سبد معیشت در اسفند ۱۴۰۴ حدود ۴۲ میلیون تومان تعیین شده بود، اما شورای عالی کار، نهادی حکومتی، پایه مزد سال ۱۴۰۵ را کمتر از ۱۷ میلیون تومان تعیین کرد.
محسن باقری، عضو کارگری این شورا، ۳۰ مرداد گفت محاسبات تازه گروه کارگری نشان میدهد هزینه سبد معیشت از ۸۰ میلیون تومان عبور کرده و نسبت به رقم اسفند تقریبا دو برابر شده است.
شورای بازنشستگان ایران نیز ۱۳ مرداد خط فقر برای یک خانواده چهار نفره در تهران را ۹۰ میلیون تومان و هزینه سبد معیشت برای «زندگی نرمال» را بیش از ۱۵۰ میلیون تومان برآورد کرد. این شورا تعیین دستمزد حدود ۱۷ میلیون تومانی کارگران را به معنای تحمیل «فقر، بیماری و گرسنگی» به میلیونها نفر دانست.
پیش از آن، فرامرز توفیقی، رییس پیشین کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار، با استناد به دادههای مرکز آمار و سبد غذایی انستیتو تغذیه، هزینه حداقلی زندگی یک خانوار متوسط ۳.۳ نفره را در پایان تیر حدود ۹۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان محاسبه کرده بود.
بر این اساس، دریافتی ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومانی یک کارگر متاهل دارای یک فرزند تنها حدود ۲۸ درصد هزینههای حداقلی زندگی را پوشش میدهد.
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش تورم، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوارتر کرده است.
پایه مزد در یک دهه از ۲۳۲ دلار به حدود ۸۰ دلار رسید
بررسی ایلنا از روند دهساله دستمزدها نشان میدهد در سال ۱۳۹۵، پایه مزد کارگران ۸۱۲ هزار و ۱۶۴ تومان بود و با نرخ حدود سه هزار و ۵۰۰ تومانی دلار در آن زمان، معادل ۲۳۲ دلار ارزش داشت.
در شهریور ۱۴۰۰، پایه مزد به دو میلیون و ۶۵۵ هزار تومان رسیده بود و با نرخ ۲۶ هزار و ۸۰۰ تومانی دلار، ارزش آن حدود ۹۹ دلار بود.
ایلنا نوشت افزایش نرخ ارز، با توجه به وابستگی بسیاری از کالاهای مصرفی و مواد اولیه به واردات، قیمت کالاها و خدمات را افزایش داده و قدرت خرید کارگران را به یکی از پایینترین سطوح در دهههای اخیر رسانده است.
حذف گوشت از سفره خانوادههای کارگری
یدالله فرجی، فعال صنفی بازنشستگان و رییس پیشین شورای اسلامی کار شرکت جنرالاستیل، به ایلنا گفت کارگران، از جمله نیروهای متخصص، در یک دهه اخیر با افت شدید سطح زندگی روبهرو شدهاند و وضعیت اقتصادی بسیاری از خانوادههای کارگری از «تقریبا متوسط» به «فقیر» و سپس «فقیر مطلق» تنزل کرده است.
او با اشاره به تاثیر این وضعیت بر سفره خانوادههای کارگری گفت: «ما ۱۰ سال قبل، ماهی چند کیلو گوشت قرمز میخریدیم، حالا اما ماههاست که رنگ گوشت را در سفره ندیدهایم.»
تازهترین دادههای مرکز آمار نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها در تیر ۱۴۰۵ به ۱۲۸.۱ درصد رسیده است؛ در حالی که تورم عمومی در همین دوره ۸۷.۹ درصد بود.
روزنامه شرق نیز ۲۷ مرداد گزارش داد افزایش قیمتها خانوارها را به کاهش مصرف مواد غذایی اساسی واداشته است. مصرف انواع گوشت قرمز، گوشت سفید و تخممرغ ۲۵ تا ۵۰ درصد کاهش یافته و سرانه مصرف سالانه لبنیات نیز از حدود ۱۰۰ کیلوگرم در ابتدای دهه ۱۳۹۰ به حدود ۴۰ کیلوگرم رسیده است.
با تشدید مشکلات معیشتی، اعتراضات کارگران، بازنشستگان و دیگر اقشار جامعه در ایران طی سالهای گذشته گسترش یافته است. این اعتراضات با وجود تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با کارگران و مزدبگیران همچنان ادامه دارد.