ارمنیوز: آمریکا عملیات زمینی محدود برای کنترل مناطق ساحلی و جزایر ایران را بررسی میکند


پایگاه خبری ارمنیوز امارات متحده عربی به نقل از منابع دیپلماتیک غربی گزارش داد دولت آمریکا در حال بررسی مسیرهای نظامی و امکانات لجستیکی برای اجرای یک عملیات زمینی محدود علیه مناطق ساحلی و جزایر ایران است.
هدف از این عملیات، کنترل مواضع مشرف به تنگه هرمز و خارج کردن آنها از کنترل تهران عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، نشستهایی در سطح مقامهای وزارت جنگ و نهادهای اطلاعاتی آمریکا برای بررسی جزئیات و آمادگی برای اجرای عملیات پس از صدور دستور و تعیین زمان آغاز برگزار میشود.
این منابع گفتند عملیات زمینی با پشتیبانی گسترده هوایی، آتش سنگین و حملاتی برای قطع خطوط اصلی جابهجایی و تدارکات همراه خواهد بود تا مناطق ساحلی و جزایری که تهران از طریق آنها کشتیرانی در تنگه هرمز را تهدید میکند، محاصره و از دیگر مناطق جدا شوند.
ارمنیوز به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با نمایش آمادگی نظامی، در پی افزایش فشار بر تهران و کشاندن آن به مذاکراتی است که در آن، شرطی درباره نقش مستقل و تاثیرگذار جمهوری اسلامی در تنگه هرمز مطرح نباشد.
یک دیپلمات نزدیک به کاخ سفید نیز به ارمنیوز گفت ترامپ با تهدید به اجرای این عملیات و تکمیل آمادگیها، تهران را میان دو گزینه قرار داده است: از دست دادن نفوذ بر عبور و مرور در تنگه هرمز یا پذیرش بازگشت وضعیت کشتیرانی در این آبراه به پیش از آغاز جنگ در اسفند ۱۴۰۴.
به گفته این دیپلمات، واشینگتن در تماس با میانجیها بر ایجاد محدودهای کاملا امن برای عبور کشتیها از تنگه هرمز و جلوگیری از تهدیدهای احتمالی سپاه پاسداران علیه کشتیها و نفتکشها تاکید دارد.
او افزود مقامهای آمریکایی اجرای بخشی از طرح حضور زمینی در سواحل ایران را موثرتر از مذاکره با تهران درباره وعدهها و تضمینهای امنیتی میدانند.






کمپین حقوق بشر ایران از احتمال اجرای قریبالوقوع حکم اعدام احد شکوهیان، کارگر بازار گل تهران و از معترضان بازداشتشده در جریان خیزش دیماه، خبر داد.
این نهاد حقوق بشری پنجشنبه اول مرداد گزارش داد قوه قضاییه جمهوری اسلامی این زندانی سیاسی ۳۸ ساله را به سه بار اعدام محکوم کرده است.
بر اساس این گزارش، حکم اعدام شکوهیان از سوی ایمان افشاری، قاضی دادگاه انقلاب تهران، صادر شده است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی این شهروند را به «مشارکت در دو فقره قتل عمد»، «اقدام علیه امنیت ملی پیرو فراخوان گروههای معاند»، «اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی» و «تخریب اموال عمومی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی» متهم کرده است.
منابع آگاه به کمپین حقوق بشر ایران گفتند شکوهیان ۲۵ دی ۱۴۰۴ در پاکدشت تهران بازداشت شد و از اواخر خردادماه در زندان قزلحصار کرج به سر میبرد.
اطلاعات رسیده به این سازمان حاکی از آن است که در همین پرونده، ۱۲ نفر دیگر نیز «بدون توجه به درجات جرم، به یک یا چند بار اعدام محکوم شدهاند».
حکومت ایران در ماههای گذشته موج سرکوب شهروندان را شدت بخشیده و دهها نفر را با اتهاماتی از جمله شرکت در اعتراضات دیماه و «جاسوسی» اعدام کرده است.
پیشتر در ۳۱ تیر، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، گزارش داد حکم اعدام مهدی خانکی، از معترضان انقلاب ملی ایرانیان، به اجرا درآمده است.
ابهام درباره اتهامها و روند دادرسی
کمپین حقوق بشر ایران در ادامه گزارش خود، به ابهامهایی در پرونده شکوهیان اشاره کرد و نوشت او متهم ردیف سوم پرونده به شمار میرود و طبق گزارش پزشکی قانونی، بهدلیل ابتلا به آسم شدید، توان انجام فعالیتهای بدنی سنگین را ندارد.
این موضوع به تردیدهای جدی درباره صحت اتهامهای سنگین مطرح شده علیه شکوهیان دامن زده است.
بر اساس این گزارش، شکوهیان در دوران بازداشت از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و وکیل تسخیری او نیز در جریان رسیدگی به پرونده در تهران حضور نداشته و تنها در یک جلسه دادگاه حاضر شده است.
در مرحله تجدیدنظر نیز مستندات ارائه شده از سوی وکیل انتخابی شکوهیان مورد توجه قرار نگرفته است.
کمپین حقوق بشر ایران افزود شکوهیان کارگر بازار گل «امام رضا» در تهران و تنها نانآور خانواده است و مسئولیت مراقبت از مادر ۸۰ ساله و برادر معلول ۵۵ سالهاش را بر عهده دارد.
بازداشت شکوهیان طی بیش از شش ماه گذشته، فشارهای شدید معیشتی بر خانواده او وارد آورده است.
صدور حکم اعدام برای شکوهیان علاوه بر افزایش نگرانیها درباره نقض اصول دادرسی عادلانه و حقوق اساسی او، آینده خانوادهاش را نیز با ابهام جدی روبهرو کرده است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه در پی تشدید تنشهای نظامی قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
سازمان حقوق بشر ایران ۳۰ تیر گزارش داد شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز مجتبی دهبندی و کیانوش همزهای کازرونی، زندانیان سیاسی، را بهدلیل کمکرسانی به معترضان مجروح در جریان انقلاب ملی به اعدام محکوم کرده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، ۱۸ تیر با ابراز نگرانی از آغاز مجدد درگیریها میان تهران و واشینگتن اعلام کرد مردم ایران بار دیگر میان حملات خارجی و سرکوب جمهوری اسلامی گرفتار شدهاند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش به تهدیدهای اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد سیاست دولت دونالد ترامپ در برابر اقدامات بیثباتکننده تهران، «سر در برابر چشم» است و حکومت ایران «بهای سنگینی» برای حملات خود خواهد پرداخت.
روبیو پنجشنبه اول مرداد در گفتوگو با خبرنگاران در حاشیه نشست آسهآن در مانیل، پایتخت فیلیپین، گفت: «ایران بهطور مستقیم و غیرمستقیم به ما التماس میکند: بیایید توافق کنیم، بیایید مذاکره کنیم.»
او افزود هر بار که تهران و واشینگتن بر سر برقراری آتشبس به توافق میرسند، «افرادی که قدرت را در ایران در دست دارند، یا آن را نقض میکنند یا میخواهند تغییرش دهند».
او هشدار داد: «آنها همچنان بهای این کار را خواهند پرداخت و هر شب بهایی که میپردازند، بیشتر و بیشتر و بیشتر خواهد شد.»
۳۱ تیر، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ایالات متحده را به «پاسخ قدرتمند و قاطع» تهدید کرد و گفت «دکترین دفاعی» حکومت ایران بر مبنای «چشم در برابر چشم» تعریف شده است.
عراقچی افزود هر فرد یا طرفی که به هر شکل در کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی مشارکت یا از آن حمایت کند، از سوی تهران «هدف مشروع» تلقی خواهد شد.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
ترامپ ۳۱ تیر در پیامی در تروث سوشال هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
روبیو: تهران آماده توافق نیست
وزیر خارجه آمریکا در ادامه اظهارات خود در مانیل اعلام کرد با توجه به رویکرد جمهوری اسلامی، نشانهای از پیشرفت در مذاکرات تهران و واشینگتن دیده نمیشود.
روبیو گفت: «در حال حاضر، [مقامهای حکومت ایران] ظاهرا هنوز سر عقل نیامدهاند و به همین دلیل، رییسجمهور [ترامپ] در این مقطع فایده چندانی در پاسخ دادن به پیشنهادهای آنها نمیبیند.»
او اضافه کرد: «صادقانه بگویم، ایران بهطرز واضحی آماده توافق نیست؛ دستکم نه توافقی که حاضر باشد به آن پایبند بماند.»
۳۱ تیر، پایگاه خبری ارمنیوز به نقل از منابع آگاه نوشت واشینگتن هرگونه آتشبس با تهران را به دستیابی به تفاهمی جدید درباره تنگه هرمز مشروط کرده است؛ چارچوبی که با کاهش توانمندیهای تهاجمی سپاه پاسداران در اطراف این آبراه راهبردی، «بیطرفسازی نظامی» آن را تضمین کند.
بر اساس این گزارش، آمریکا به پاکستان بهعنوان یکی از میانجیها اطلاع داده است تا پیش از شکلگیری چارچوبی جدید برای مذاکره با تهران، با ورود به مرحله آتشبس موافقت نخواهد کرد.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
سیانان اول مرداد گزارش داد تهدید حوثیها به گشودن جبههای جدید از درگیریها در خاورمیانه، بازار جهانی نفت را تحت تاثیر قرار داد و قیمت هر بشکه نفت را تا نزدیکی ۹۸ دلار بالا برد.
بهای نفت خام برنت، شاخص جهانی نفت، در معاملات صبح به وقت شرق آمریکا ۳.۹ درصد رشد کرد. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت، شاخص نفت آمریکا، نیز با افزایش ۲.۹ درصدی به ۸۹ دلار در هر بشکه رسید.
هر دو شاخص، بالاترین سطح خود را از اواسط خردادماه ثبت کردند.
همزمان با افزایش گرد و غبار در جنوب شرق ایران و نیز انباشت آلایندههای صنعتی در مناطق مرکزی و جنوبی کشور، کیفیت هوا در اهواز، زابل، زاهدان و دهها شهر دیگر به وضعیت «خطرناک» و چندین شهر از جمله اصفهان، کرج و گچساران، به شرایط «ناسالم» رسید.
دادههای پایش کیفی هوا پنجشنبه اول مرداد نشان میدهد با تداوم شرایط در مناطق مستعد، آلودگی در بخشهایی از ایران همچنان ادامه دارد.
۳۱ تیر نیز شهروندان مناطقی از کشور یکی از آلودهترین روزهای سال را تجربه کردند.
گسترش سراسری بحران در شهرهای کشور
بر اساس دادههای سامانه پایش کیفی هوای کشور، کیفیت هوا در روزهای اخیر با افتی چشمگیر روبهرو شده و در این میان، شهرهای زابل، زاهدان، زهک و نیمروز در استان سیستان و بلوچستان به همراه اهواز در استان خوزستان، با استمرار طوفان گرد و غبار و ثبت شاخصهای خطرناک، در صدر آلودهترین مناطق ایران قرار گرفتند.
این وضعیت در حالی سلامت شهروندان را هدف قرار داده است که آمارهای رسمی، ابعاد مرگبار آن را آشکار میکند.
علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ نفر در کشور بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند.
او تاکید کرد که آلایندهها به یکی از مهمترین تهدیدهای سلامت عمومی تبدیل شده و مرگهای منتسب به آن، رقمی بالغ بر ۱۷.۲ میلیارد دلار زیان اقتصادی به کشور وارد کرده است؛ عوارضی که عمدتا ناشی از بیماریهای قلبی، ریوی، سرطان ریه و سکته مغزی بوده است.
۳۱ تیر، یاسوج با شاخص ۲۴۹ و مناطق ویژه اقتصادی پارس دو و یک در استان بوشهر به ترتیب با شاخصهای ۲۳۸ و ۲۱۷ در وضعیت «بسیار ناسالم» ثبت شدند و پس از آن، ۲۲ شهر و منطقه در هشت استان کشور، شاخص بالاتر از ۱۵۰ را ثبت کرده و در محدوده «ناسالم برای همه گروههای سنی» قرار گرفتند.
شاخص کیفیت هوا پنج دسته اصلی دارد که بر اساس آن، از عدد صفر تا ۵۰، هوای پاک، از ۵۰ تا ۱۰۰، هوای سالم، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰، هوای ناسالم برای گروههای حساس، از ۱۵۱ تا ۲۰۰، هوای ناسالم (برای همه)، از ۲۰۱ تا ۳۰۰ بسیار ناسالم و از ۳۰۱ تا ۵۰۰، شرایط کیفی هوا خطرناک محسوب میشود.
تهران نیز با افزایش غلظت آلایندهها و قرار گرفتن چند منطقه به همراه قرچک در وضعیت قرمز، روزی ناسالم را برای گروههای حساس گذراند؛ در حالی که شهرهایی چون نیکشهر و ماکو به عنوان پاکترین نقاط کشور ثبت شدند.
۳۰ تیر نیز وضعیت هوا در اراک در شرایط قرمز و ناسالم برای تمام ردههای سنی قرار گرفت و بر اساس دادههای پایش کیفیت هوا، وجود ترکیبی از ذرات معلق و گاز اُزُن در آسمان این شهر به ثبت رسید.
توجیه مسئولان در سایه تداوم بحران سلامت
با وجود ابعاد سنگین تلفات انسانی و خسارتهای جبرانناپذیر آلودگی هوا، واکنش نهادهای متولی در جمهوری اسلامی به این وضعیت، با انفعال و عادیسازی همراه بوده است.
در پی تداوم این بحرانها و تعطیلیهای پیدرپی در سالهای گذشته، عباس شاهسونی، رییس گروه سلامت هوا در وزارت بهداشت، در اظهار نظری، آلودگی هوا را «موضوعی قدیمی» خواند که به گفته او فقط به ایران محدود نمیشود و «به زمان کشف آتش برمیگردد».
این در حالی است که محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، ۳۱ تیر با اشاره به نگرانی شهروندان از مازوتسوزی اعلام کرد این روزها شرایط آلودگی هوا و آثار آن بر سلامت مردم «بسیار نگرانکننده شده» است.
او گفت: «در کلانشهرهای کشور علاوه بر ریزگردها و ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون که بخشی از آن منشا داخلی دارد و بخشی نیز از کشورهای همسایه وارد میشود، با افزایش آلایندههایی مانند دیاکسید گوگرد و اُزن نیز مواجه هستیم که تاثیرات جدی بر سلامت شهروندان دارد.»
یافتههای یک گزارش جدید نشان میدهد اشتغال مهاجران در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ به رکورد بیسابقهای رسیده است اما با وجود کاهش شکاف میان آنها و نیروی کار بومی، بخش قابل توجهی از ظرفیتهای بالقوه بازار کار همچنان بدون استفاده باقی مانده است.
طبق بررسیهای «مرکز تحقیق و تحلیل مهاجرت» (CReAM) در «بنیاد راکوول برلین» (RFBerlin) که بر پایه دادههای اداره آمار کمیسیون اروپا (Eurostat) انجام شده، نرخ اشتغال مهاجران از ۶۷.۸ درصد در سال ۲۰۲۴، به ۶۸.۲ درصد در سال گذشته میلادی افزایش یافته است.
روند صعودی اشتغال مهاجران
توماسو فراتینی، معاون این مرکز پژوهشی، با بیان اینکه نسبت مهاجران شاغل سالهاست روندی صعودی را طی میکند، گفت: «این ارقام اکنون به آمار جمعیت بومی نزدیک شده است.»
بیشترین میزان بهبود در این شاخص متعلق به مهاجران غیراروپایی (خارج از اتحادیه) بوده است.
شهروندان ایرانی که به عنوان مهاجران خارج از اتحادیه اروپا دستهبندی میشوند نیز بخشی از دادهها و آمارهای این مرکز تحقیقاتی هستند.
پیشتر، موسسه تحلیل داده و نظرسنجی «استاسیس» (Stasis Consulting)، مستقر در واشینگن، در گزارشی نوشت: «حدود ۷۶ درصد از مردم ایران معتقدند که جوانان ایرانی [در کشور خود] برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند.»
این آمار در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال قرار دارند، ۸۲ درصد است.
روزنامه هممیهن مهر ماه ۱۴۰۲ در گزارشی به موج مهاجرت پزشکان از ایران پرداخت و نوشت که بعد از هشدارهای پیدرپی درباره ترک ایران از سوی پرستاران، ماماها، داروسازان و پزشکان متخصص، مهاجرتها به استادان دانشگاه و مدیران این حوزه در سطوح مختلف رسیده است.
مرکز تحقیق و تحلیل مهاجرت» (CReAM) نوشت نرخ اشتغال مهاجران غیراروپایی (خارج از اتحادیه) از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ با افزایش ۶.۶ واحد درصدی، از ۵۹.۴ درصد به ۶۶ درصد ارتقا یافت و فاصله موجود با جمعیت بومی را کاهش داد.
همچنین در این گزارش آمده است نرخ اشتغال در میان مهاجران داخل اتحادیه اروپا نیز در همین بازه زمانی رشد کرد و از ۷۱.۱ درصد به ۷۴.۸ درصد رسید.
در مقابل، آمار اشتغال برای افرادی که در کشور خود کار میکنند، طی همین مدت از ۶۷.۲ درصد به ۷۱.۶ درصد افزایش یافته است.
تفاوتهای چشمگیر منطقهای
با وجود این روند کلی، نتایج گزارش نشان میدهد وضعیت بازار کار در کشورهای مختلف اتحادیه اروپا، تفاوتهای گستردهای با یکدیگر دارد.
اشتغال مهاجران غیراروپایی بهویژه در مالت، جمهوری چک و ایرلند بسیار بالاست، اما در بلژیک و فنلاند آمار بهمراتب پایینتری را نشان میدهد.
در آلمان نیز نرخ اشتغال مهاجران ۶۶.۱ درصد است، در حالی که این رقم برای افراد بومی این کشور به ۷۹.۶ درصد میرسد.
چالش بهرهگیری از مهارتها
این مطالعه نشان میدهد شکافهای باقیمانده در بازار کار اروپا عمدتا در میان زنان غیراروپایی و مهاجران دارای تحصیلات عالی متمرکز است.
کریستین داستمن، مدیر بنیاد راکوول برلین، در این زمینه تصریح کرد که چالش امروز دیگر صرفا وارد کردن مهاجران به بازار کار نیست.
او تاکید کرد: «چالش اصلی، حصول اطمینان از بهرهگیری کامل از مهارتهای آنان است.»
یک تحلیلگر حوزه انرژی، در تحلیلی برای خبرگزاری رویترز نوشت گسترش دامنه جنگ ایران به دریای سرخ، بازار نفت را با تهدیدی تازه و جدی روبهرو کرده است؛ تحولی که روند شکننده بازگشت جریان انرژی به بازارهای جهانی را مختل میکند و میتواند اقتصاد جهان را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد.
شبهنظامیان حوثی مورد حمایت جمهوری اسلامی ۲۹ تیر اعلام کردند از تردد کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی که قصد عبور از تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی دریای سرخ را دارند، جلوگیری خواهند کرد.
ران بوسو پنجشنبه اول مرداد هشدار داد این اقدام میتواند جریان جهانی نفت را که پیشتر بهدنبال بسته شدن مجدد تنگه هرمز مختل شده بود، با مشکلات جدیتری روبهرو کند.
پس از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و مسدود شدن بخش عمده تنگه هرمز، پایانه صادراتی ینبع در ساحل غربی عربستان سعودی به مسیر اصلی صادرات نفت خام این کشور تبدیل شد.
انتقال نفت از ینبع به آسیا، مهمترین بازار صادراتی ریاض، به عبور از تنگه بابالمندب وابسته است.
عربستان سعودی از ماه مارس تاکنون روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت از سواحل غربی خود صادر کرده که بیش از دو برابر سطح پیش از جنگ است.
بر اساس دادههای شرکت تحلیل داده «کپلر»، حدود چهارپنجم این محمولهها از تنگه بابالمندب عبور کردهاند.
اما مسیری که در ابتدا راهکاری موفق برای دور زدن بحران تنگه هرمز به نظر میرسید، اکنون خود در معرض تهدید قرار گرفته است.
تنگه بابالمندب محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است. این گذرگاه در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عربستان قرار دارد و برای کشتیهایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت میکنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
تغییر مسیر نفتکشها و جهش هزینههای حملونقل
بوسو نوشت تهدید حوثیها بار دیگر مسیرهای تجارت جهانی نفت را با تغییرات گسترده مواجه کرده است.
بسیاری از نفتکشهای حامل نفت خام عربستان سعودی به مقصد آسیا اکنون از عبور از تنگه بابالمندب اجتناب میکنند و در عوض، پس از عبور از کانال سوئز و ورود به دریای مدیترانه، با دور زدن قاره آفریقا راهی مقصد میشوند.
پیچیدگیهای لجستیکی به همینجا ختم نمیشود. بزرگترین نفتکشهای حامل نفت خام بهدلیل محدودیت عمق کانال سوئز نمیتوانند با محموله کامل از این آبراه عبور کنند.
این نفتکشها ناچارند ابتدا بخشی از محموله خود را به خط لولهای در جنوب کانال انتقال دهند و سپس در نزدیکی اسکندریه، دوباره نفت خام را بارگیری کنند و مسیر خود را ادامه دهند.
در مجموع، پرهیز از عبور از بابالمندب دستکم چهار هفته به زمان معمول سفر نفتکشها اضافه میکند و مدت سفر دریایی را بیش از دو برابر افزایش میدهد.
تغییر مسیر کشتیها همچنین هزینههای حملونقل و بیمه را بهشدت بالا میبرد.
پالایشگاهها، نقطه آسیبپذیر بازار جهانی انرژی
به نوشته بوسو، اختلال در تحویل نفت خام ضربه سنگینی به صنعت پالایش جهانی وارد میکند؛ بخشی که اکنون به یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر نظام انرژی جهان تبدیل شده است.
تولید پالایشگاههای آسیا در جریان بحران اخیر بهشدت کاهش یافت و تنها پس از افزایش صادرات نفت خام کشورهای خلیج فارس در پی امضای تفاهمنامه ناکام آتشبس میان تهران و واشینگتن در خردادماه، روند بهبود فعالیتهای آنها آغاز شده بود.
پالایشگاههای چین در ماه ژوئن میزان فرآورش نفت خام را نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۱۸ درصد کاهش دادند و تولید خود را به پایینترین سطح از نخستین ماههای همهگیری کرونا در مارس ۲۰۲۰ رساندند.
چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، برای حفظ ذخایر و کاهش آسیبپذیری در برابر جهش قیمت انرژی، واردات نفت خام و صادرات سوخت را بهشدت کاهش داده است.
اکنون با اختلال دوباره در عرضه و افزایش قیمت نفت به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه، بالاترین سطح در بیش از یک ماه گذشته، روند نوپای بهبود فعالیت پالایشگاههای چین نیز ممکن است متوقف شود.
جنگ اوکراین نیز فشار مضاعفی بر بازار جهانی وارد کرده است. حملات پهپادی مداوم اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه در ماههای اخیر، فعالیت پالایشگاههای این کشور را بهشدت محدود کرده و مسکو را به ممنوعیت صادرات گازوئیل واداشته؛ اقدامی که یکی دیگر از منابع مهم عرضه را از بازار جهانی حذف کرده است.
محدودیت ظرفیت پالایش موجب شده فشار بر بازار سوخت بهمراتب شدیدتر از بازار نفت خام باشد.
از آغاز جنگ ایران، قیمت شاخص گازوئیل در اروپا و بنزین در آمریکا حدود ۶۵ درصد افزایش یافته است، در حالی که قیمت نفت خام برنت در همین مدت حدود ۳۰ درصد رشد کرده است.
کاهش تقاضا در پی جهش قیمت سوخت
بوسو افزود افزایش شدید قیمت سوخت بهطور فزایندهای الگوی مصرف را تحت تاثیر قرار داده است.
بر اساس برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای جهانی نفت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل، نزدیک به پنج درصد کاهش یافت و به ۹۹.۱ میلیون بشکه در روز رسید. این افت عمدتا در آسیا و اروپا متمرکز بود.
طبق ارزیابی این نهاد، مصرف گازوئیل در چین در ماه مه نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵، حدود ۱۰ درصد کاهش یافت. تقاضای بنزین نیز پنج درصد و مصرف خوراک صنایع پتروشیمی ۱۷ درصد افت کرد.
در اروپا نیز دادههای اولیه آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد مصرف گازوئیل در ماه مه با افت ۵.۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۴.۵ میلیون بشکه در روز رسید.
کاهش مصرف سوخت معمولا نشانهای از افت فعالیتهای اقتصادی است. اگرچه اقتصادها در بلندمدت میتوانند به منابع جایگزین انرژی روی بیاورند، واکنش فوری به جهش قیمت سوخت معمولا «تخریب تقاضا» است؛ وضعیتی که در آن قیمتهای بالا، مصرفکنندگان و کسبوکارها را به کاهش مصرف وادار میکند.
ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، در مصاحبه با رویترز گفت جنگ ایران ممکن است رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ را به ۱.۳ درصد کاهش دهد؛ در حالی که این رقم سال گذشته ۲.۹ درصد بود.
در کوتاهمدت، راههایی برای کاهش بخشی از این فشار وجود دارد. برای نمونه، به نظر میرسد هند در حال افزایش میزان پالایش نفت خام روسیه است.
با این حال، هرچه مسیرهای بیشتری برای انتقال نفت مسدود شوند، محمولههای بیشتری به ناچار به تغییر مسیر روی آورند و اختلالها مدت طولانیتری ادامه یابند، پیامدهای اقتصادی نیز شدیدتر خواهد شد.
کاهش ذخایر جهانی نفت
کاهش مستمر ذخایر جهانی نفت تهدید دیگری برای اقتصاد جهان به شمار میرود.
ذخایر راهبردی و تجاری در مراحل اولیه جنگ ایران به جبران افت ناگهانی عرضه نفت خاورمیانه کمک کردند، اما این ذخایر در پی ماهها اختلال بهطور پیوسته کاهش یافتهاند.
در نتیجه، جهان اکنون در مقایسه با آغاز جنگ، ظرفیت بسیار محدودتری برای مقابله با شوکهای تازه در بازار انرژی دارد.
بوسو افزود تشدید اخیر تنشها در دریای سرخ بسیار فراتر از یک اختلال دیگر در کشتیرانی است. این رویداد تنها مسیر جایگزین عملی که پس از مسدود شدن تنگه هرمز امکان ادامه انتقال نفت خاورمیانه را فراهم آورده بود، تهدید میکند و شکنندگی روند بهبود بازار را آشکارتر میسازد.
بازار نفت طی ماههای گذشته توانسته بود خود را با مجموعهای از شوکهای ژئوپولیتیکی تطبیق دهد، اما اختلال همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب میتواند ظرفیت بازار برای سازگاری را به مرز نهایی برساند.