رسانههای اسرائیل: فرمانده موشکی حزبالله در بیروت هدف قرار گرفت
رسانههای اسرائیل خبر دادند که در حمله به بیروت، علی الحسینی، فرمانده واحد موشکی حزب الله، هدف قرار گرفته است.
همزمان آی۲۴ نیوز نوشت که در حمله به بیروت یک فرمانده یگان موشکی نیروی قدس سپاه پاسداران هدف قرار گرفته است.
همچنین ارتش اسرائیل ضمن اعلام حمله به بیروت، دقایقی پیش حملهای را در بیروت انجام داده است. ارتش اسرائیل جزئیات بیشتری منتشر نکرده، اما رسانههای لبنانی گزارش دادهاند این حمله در منطقه «الشویفات» در جنوب بیروت رخ داده است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که تردیدها درباره سطح آگاهی مجتبی خامنهای از جزییات مذاکرات تهران و واشینگتن افزایش یافته است. همچنین، میزان هماهنگی محمدباقر قالیباف و سایر اعضای تیم مذاکرهکننده با رهبر جمهوری اسلامی، در هالهای از ابهام است.
یک منبع آگاه از روند مذاکرات تهران و واشینگتن، پنجشنبه هفتم خرداد به ایراناینترنشنال گفت: «درباره میزان اطلاع مجتبی خامنهای از روند گفتوگوها و ابعاد تفاهم تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی با دولت دونالد ترامپ، ابهامهای جدی وجود دارد.»
بر اساس این اطلاعات، سفر اخیر قالیباف و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، به قطر و «خودداری تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی از سفر به پاکستان» یا پیشبرد گفتوگوها در تهران، بر گمانهزنیها درباره تشدید اختلافنظرها و نبود هماهنگی کامل در سطوح بالای حاکمیت افزوده است.
پیشتر در ۳۰ اردیبهشت، شبکه الحدث گزارش داد همکاری میان حکومت ایران و پاکستان با چالشهایی روبهرو شده و فضای بیاعتمادی بر سطح هماهنگیهای دو طرف سایه انداخته است.
این رسانه افزود میان تهران و اسلامآباد درباره کانالهای مذاکره و محل برگزاری گفتوگوها، اختلاف نظر وجود دارد.
بر اساس این گزارش، پاکستان از ایجاد کانالهای ارتباطی جدید میان تهران و واشینگتن ابراز نارضایتی کرده است.
اکنون اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد افزایش نقشآفرینی دوحه و سفر هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی به قطر، ممکن است نشانهای از اختلافات داخلی و تغییر در مسیر هماهنگیهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی باشد.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکانی عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است.
پیامهای منتسب به خامنهای تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
در این بازه زمانی، برخی رسانهها و حامیان جمهوری اسلامی بارها تصاویر و ویدیوهایی از او را که با هوش مصنوعی ساخته شدهاند، به اشتراک گذاشتهاند.
اختلاف در حاکمیت بر سر مذاکره با آمریکا
در هفتههای گذشته، گزارشهای متعددی درباره بروز اختلاف نظر در ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی بر سر نحوه پیشبرد جنگ و مذاکرات با آمریکا منتشر شده و حتی اطلاعات رسیده از توبیخ قالیباف حکایت داشته است.
ابوالفضل ابوترابی، نماینده مجلس شورای اسلامی، هفتم خرداد در مصاحبه با پایگاه خبری دیدهبان ایران، به مذاکرات تهران و واشینگتن پرداخت و گفت: «تمام خطوط قرمز رهبری از تنگه هرمز، مساله هستهای و گرفتن غرامت، نقض شده است.»
ابوترابی توافق احتمالی دو طرف را «برجام دو» خواند و با اشاره به مفاد آن افزود: «امروز دارند با یک آبنبات چوبی ما را فریب میدهند ... این ۱۴ بند با آن ۱۰ بندی که با نظر مستقیم رهبری تهیه شده بود، کاملا و ۱۸۰ درجه متفاوت است.»
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که علیرغم در جریان بودن رایزنیهای دیپلماتیک، درگیریهای پراکنده میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد.
بامداد هفتم خرداد، ارتش آمریکا اعلام کرد چند پهپاد جمهوری اسلامی را در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون کرده و یک سایت نظامی مرتبط با پرتاب پهپادها را هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پنجشنبه هفتم خرداد یک پایگاه هوایی آمریکا را هدف قرار داد. اقدامی که پس از حملات ارتش آمریکا به آنچه یک مقام واشینگتن «عملیات پهپادی ایران» در نزدیکی تنگه هرمز خواند، انجام شد.
این درگیری تنها چند ساعت پس از آن رخ داد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گزارشها را درباره نزدیک بودن توافقی با تهران رد کرد.
تشدید دوباره درگیریها، نگرانیها را درباره آتشبس شکننده میان تهران و واشینگتن - که از ۱۹ فروردین برقرار شده - افزایش داده و امیدها به توافق صلح را تضعیف کرده است.
همزمان، قیمت نفت نیز دوباره جهش کرد.
حمله آمریکا به پهپادهای ایرانی
یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، به خبرگزاری رویترز گفت ارتش آمریکا چهار پهپاد تهاجمی ایران را سرنگون کرده و یک ایستگاه کنترل زمینی در بندرعباس را هدف قرار داده است. مرکزی که به گفته او در آستانه پرتاب پنجمین پهپاد قرار داشت.
این مقام گفت: «این اقدامها حسابشده، کاملا دفاعی و با هدف حفظ آتشبس انجام شدند.»
خبرگزاری تسنیم به نقل از سپاه پاسداران گزارش داد جمهوری اسلامی در پاسخ به آنچه «حمله بامداد آمریکا در نزدیکی فرودگاه بندرعباس» توصیف شد، یک پایگاه آمریکایی را هدف قرار داده است.
سپاه پاسداران اعلام کرد این حمله متوجه پایگاهی بوده که عملیات علیه ایستگاه کنترل پهپادی در نزدیکی بندرعباس از آن انجام شده بود، اما نام این پایگاه را اعلام نکرد.
کویت که میزبان یکی از پایگاههای بزرگ آمریکا در منطقه است، اعلام کرد در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی است، اما توضیح نداد این حملات از کجا انجام شدهاند.
اسرائیل نیز از فعال شدن آژیرهای هشدار در شمال این کشور در پی «فعالیت هوایی دشمن» خبر داد.
در واکنش به تشدید تنشها، قیمت نفت که چهارشنبه حدود پنج درصد کاهش یافته بود، دوباره افزایش یافت.
بهای نفت خام آمریکا بیش از سه درصد رشد کرد، بازار سهام افت کرد و ارزش دلار بالا رفت.
ترامپ: هیچ کشوری کنترل تنگه هرمز را در دست نمیگیرد
جنگی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی آغاز شد، تاکنون باعث جهش شدید قیمت جهانی انرژی شده است.
ترامپ بارها گفته پایان جنگ نزدیک است، اما ششم خرداد در نشست کابینه خود اعلام کرد هنوز از روند مذاکرات با ایران راضی نیست و آمریکا در حال بررسی کاهش تحریمها علیه تهران نیست.
او همچنین گزارش صداوسیمای جمهوری اسلامی را رد کرد. گزارشی که در آن گفته شده است تهران به پیشنویس غیررسمی توافقی دست یافته که بر اساس آن، کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز ظرف یک ماه به سطح پیش از جنگ بازمیگردد و ایران و عمان بهطور مشترک مدیریت تردد را بر عهده میگیرند.
ترامپ گفت هیچ کشوری کنترل این آبراه را در اختیار نخواهد داشت و در اظهاراتی تهدیدآمیز علیه مسقط تاکید کرد: «هیچکس قرار نیست کنترل تنگه را در دست بگیرد. این آبهای بینالمللی است و عمان هم مثل بقیه رفتار خواهد کرد، وگرنه مجبور میشویم آنها را نابود کنیم.»
کاخ سفید و سفارت عمان در واشینگتن به درخواست رویترز برای اظهار نظر پاسخ ندادهاند.
اختلافها بر سر تحریمها، برنامه هستهای و تنگه هرمز
علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفت تهران خواهان آزادسازی همه داراییهای بلوکهشده ایران از سوی آمریکاست.
او به تسنیم گفت: «آزادسازی کامل و بدون قید و شرط داراییهای ایران، حق قانونی ملت ایران است.»
تحریمها، برچیدن برنامه هستهای جمهوری اسلامی و وضعیت تنگه هرمز - که پیش از جنگ حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکرد - همچنان مهمترین نقاط اختلاف در مذاکرات برای پایان جنگ هستند.
رویترز نوشت این آبراه بر اساس قوانین بینالمللی، مشمول حق عبور آزاد کشتیهای خارجی است.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز «سازمان مدیریت تنگه هرمز» - نهادی ایرانی که برای مدیریت عبور و مرور در این تنگه ایجاد شده - را به فهرست تحریمهای مرتبط با تهدید امنیت ملی آمریکا اضافه کرد.
صداوسیمای جمهوری اسلامی گزارش داد پیشنویس توافق با واشینگتن شامل خروج نیروهای آمریکایی از مناطق نزدیک به ایران است؛ هرچند مساله حضور نظامی آمریکا در منطقه همچنان نیازمند مذاکره بیشتر توصیف شد.
کاخ سفید این گزارش را «کاملا ساختگی» خواند و تهران نیز به آن واکنش رسمی نشان نداد.
گزارش تلویزیون جمهوری اسلامی درباره پیشنویس توافق، اشارهای به برنامه هستهای تهران نداشت. برنامهای که آمریکا خواهان برچیدن آن است.
منابع ایرانی به رویترز گفتهاند مذاکرات درباره پرونده هستهای قرار است در مرحله دوم گفتوگوها انجام شود. موضوعی که ممکن است برای برخی از نزدیکترین حامیان ترامپ، قابل قبول نباشد.
جمهوری اسلامی میگوید برنامه هستهایاش صرفا اهداف صلحآمیز دارد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در نشست کابینه دولت ترامپ گفت: «اصل ماجرا این است که ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
بر اساس اطلاعات و روایتهای شاهدان عینی، ماموران برای سرکوب اعتراضها در رشت، با شلیک مستقیم به مردم، گیر انداختنشان در بازار این شهر حین آتشسوزی و ممانعت از امدادرسانی، جان صدها نفر را گرفتند.
ایراناینترنشنال در کارزاری مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شبها بودهاید، یا از خانواده و نزدیکان کشتهشدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را با ما از طریق چتبات اینتلمدیا در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.
در جریان اعتراضات، بخشهایی از بازار قدیم رشت از جمله بازار کتابفروشان، بازار طاقی و بازار مسگران دچار آتشسوزی شد. یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت نیروهای سرکوب، معترضان را به مناطقی هدایت کردند که ورودی و خروجیهای محدود و مشخص داشت و پس از محاصره، آتشسوزی در همان محدودهها رخ داد.
محاصره در میان آتش
به گفته این شاهد، بوی آتش، دود و سوختگی آنقدر شدید بود که تا نزدیک صبح، هوای رشت از دود مهآلود شده بود و بوی سوختگی در بخشهایی از شهر بهشدت احساس میشد.
بر اساس روایتها، اعتراضات رشت از چهارشنبه ۱۷ دیماه و با تجمع مردم در بازار آغاز شد. معترضان ابتدا در بازار جمع شدند و از مغازهداران خواستند مغازههای خود را ببندند. سپس جمعیت به سمت میدان شهرداری حرکت کرد. پس از ورود نیروهای بسیج، جمعیت برای مدتی متفرق شد اما از غروب همان روز، تجمعها بار دیگر در سبزهمیدان و اطراف خیابان بیستون شکل گرفت.
به گفته یک شاهد عینی، جمعیت در سبزهمیدان ابتدا حدود هزار تا دو هزار نفر بود اما بهتدریج بیشتر شد. به گفته او، نیروهای بسیج در ابتدا سر در گم بودند، چون معترضان بهصورت پراکنده در نقاط مختلف شعار میدادند و با حرکت نیروها به یک نقطه، تجمع دیگری در نقطهای دیگر شکل میگرفت.
جمعیتی که از هر جای شهر میجوشید
اعتراضهای ۱۸ دیماه به صورت همزمان در نقاط مختلف شهر شکل گرفت و در خیابانهای مرکزی به هم پیوند خورد.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت از محدوده چهارراه توتونکاران تا میدان شهرداری، جمعیت گستردهای در خیابانها حضور داشت.
این شاهد شمار جمعیت در خیابان امام و اطراف میدان شهرداری را دهها هزار نفر توصیف کرد و گفت اعتراضات به خیابانهای اصلی محدود نماند و محلهها و گذرهای فرعی نیز درگیر شدند.
به گفته او، زمانی که جمعیت افزایش یافت و معترضان در بخشهایی از شهر دست بالا را پیدا کردند، نیروهای سرکوب با شلیک گاز اشکآور و گلوله جنگی وارد عمل شدند.
به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب مسیرهای عقبنشینی جمعیت را از چند طرف بستند، از کوچههای اطراف وارد شدند و به سمت معترضان شلیک کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده، در فلکه گاز، خیابان معلم، میدان شهرداری، سبزهمیدان، خیابان شریعتی و مسیرهای اطراف بازار، تیراندازیهای گستردهای به سمت معترضان صورت گرفت.
روایتها نشان میدهند پس از ساعت ۱۰:۳۰ شب، با ورود نیروهای سپاه پاسداران، شدت سرکوب افزایش یافت و شلیک مستقیم با سلاح جنگی آغاز شد.
انگار آمده بودند شکار
یکی از حاضران در تجمع ۱۸ دیماه رشت، وضعیت را این گونه توصیف کرد: «در ساعتهای اولیه، سرکوب بیشتر دست بسیج بود؛ اما از حدود ۱۰:۳۰ شب، سپاه وارد شد. با کلاشنیکف آمدند. نفر اول موتور را میراند و نفر پشتی نشانه میگرفت و شلیک میکرد. انگار آمده باشند شکار. عمده کشتههای رشت از همان ساعت شروع شد.»
به گفته او، نیروها به ویژه پسران نوجوان و جوان را هدف قرار میدادند و در برخی موارد با شلیک به شیشه خودروها، رانندگان را مجبور میکردند از موانع خیابانی عبور کنند و مسیر نیروهای سرکوب را باز کنند.
هنگامی که آتش به بازار رسید
آتشسوزی در محدوده بازار رشت زمانی آغاز شد که ماموران در نقاط مختلف شهر درگیر سرکوب مردم بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، آتشسوزی از محدوده خیابان شریعتی و نزدیکی مسجد حاج مجتهد شروع شد و بهدلیل تراکم بالای بازار، به سرعت به بخشهای دیگر گسترش یافت.
به گفته شاهدان، در جریان سرکوب، گروهی از مردم که تلاش داشتند از تیراندازی و حمله نیروها فرار کنند، به سمت بازار رشت رانده شدند. بازاری با گذرهای تنگ و راههای خروج محدود.
به گفته این شاهدان، ماموران مسیرهای خروجی بازار را از دو طرف بستند و پس از آن، بخشهایی از بازار در آتش فرو رفت.
طبق روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، معترضان و مردم گرفتار در بازار، در برابر دو انتخاب مرگبار قرار گرفته بودند: ماندن در میان دود و آتش، یا تلاش برای خروج از بازار و قرار گرفتن در معرض شلیک نیروهای مسلح.
شاهدان گفتند شماری از کسانی که در محدوده بازار جان باختند، هنگام تلاش برای فرار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری دیگر در میان دود و آتش گرفتار شدند.
بخشی از کشتهشدگان در محدوده بازار، مغازهدارانی بودند که برای تخلیه اجناس و نجات اموال خود وارد بازار شده بودند اما در میان آتش و بسته بودن مسیرها گرفتار شدند.
یک شاهد عینی در رشت به ایراناینترنشنال گفت حوالی ساعت ۲:۳۰ بامداد و پس از وصل شدن دوباره تلفنها، خبر رسید که بازار رشت در آتش میسوزد: «من و چند نفر دیگر به سمت بازار رفتیم و دیدیم چند کاروانسرای قدیمی در آتش میسوزد. مردم تلاش میکردند وسایل مغازههایی را که آتش به آنها نزدیک شده بود، بیرون بکشند.»
او در توصیف وضعیت گفت: «همه یا مشغول کمک بودند یا گریه میکردند. یکی از کسبه که مغازهاش با همه اجناسش سوخته بود، فریاد میزد تمام عمرم رفت. همانجا چند نفر شروع کردند شعار دادن علیه خامنهای.»
دستور به آتشنشانها برای خاموش نکردن أتش
بر اساس اطلاعات رسیده، در ساعات اولیه آتشسوزی، خودروهای آتشنشانی امکان ورود کامل به محدوده بازار را پیدا نکردند و نخستین خودروها با تاخیر چندساعته به محل رسیدند.
یکی از شاهدان گفت مردم با مشت به بدنه یک خودرو آتشنشانی میکوبیدند و از راننده میخواستند سریعتر وارد بازار شود و آتش را مهار کند، اما راننده آتشنشانی که در نزدیکی مغازهها متوقف شده بود، میگفت: «من تا همینجا دستور دارم. نمیگذارند بیشتر از این عبور کنم. ماموریت من تا همینجاست.»
روایتهایی نیز به ایراناینترنشنال رسیده که بر اساس آن، نهادهای امنیتی از جمله اداره اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران، به آتشنشانها دستور داده بودند فعلا برای مهار آتش وارد عمل نشوند.
شاهدان گفتند برخی معترضان هنگام فرار از محدوده بازار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری نیز در میان دود و آتش گرفتار شدند.
در سحرگاه جمعه، نیروها بخشی از میدان شهرداری، در ابتدای خیابان سعدی را بسته بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، پیکر شماری از معترضان در آن محل جمعآوری شده بود و سپس با خودروهای نیسان منتقل شدند.
شلیک کور به معترضان
شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، خشونت نیروهای سرکوب ابعاد گستردهتری پیدا کرد. جمعیت کمتری در خیابانها حضور داشت و نیروها بدون هشدار قبلی، به هر تجمع چندنفره شلیک میکردند.
خیابان مطهری، خیابان معلم و کوچههای اطراف از جمله مناطقی بودند که شاهدان از وجود خون روی آسفالت و شلیک مستقیم در آنها خبر دادهاند.
یکی از شاهدان گفت: «دیگر نه هشدار بود، نه گاز اشکآور، نه باتوم. فقط شلیک مستقیم با اسلحه جنگی حتی داخل کوچهها هم آسفالت خونی بود.»
پس از این سرکوب، فضای شهر پر از خبر کشته شدن و زخمی شدن معترضان بود.
در روزهای بعد، مردم در فروشگاهها و خیابانها خبر کشته شدن افراد را به هم میدادند.
به گفته یکی از شاهدان، یکشنبه ۲۱ دیماه، جمعیت زیادی در اطراف آرامستان «باغ رضوان» رشت حضور داشتند و مسیرهای اطراف تا چند کیلومتر پر از خودرو بود.
او گفت یکی از آشنایانش که برای مراسم تدفین یکی از بستگان خود به باغ رضوان رفته بود، روایت کرده که در همان روز صدها پیکر برای شناسایی به آنجا منتقل شده بودند.
فشار مضاعف حکومت به خانوادههای داغدار
بر اساس گفته خانوادهها، پیکر برخی کشتهشدگان تنها پس از گرفتن تعهد و امضا تحویل داده شده است. تعهدهایی که در آن، خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا بپذیرند عزیزانشان به دست «عوامل اسرائیل و آمریکا» کشته شدهاند.
روایتهای رسیده از رشت نشان میدهند آنچه در دیماه در این شهر رخ داد، تنها یک سرکوب خیابانی نبود، بلکه مجموعهای از شلیک مستقیم، محاصره معترضان، آتشسوزی گسترده در بازار، تاخیر در امدادرسانی، انتقال پنهانی پیکرها و فشار امنیتی بر خانوادههای کشتهشدگان بود.
ایراناینترنشنال در ادامه کارزار مردمی خود برای ثبت حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت، از شاهدان عینی، خانوادهها و نزدیکان کشتهشدگان میخواهد روایتها، تصاویر، ویدیوها و اطلاعات خود را ارسال کنند تا نام و سرگذشت کشتهشدگان رشت در سکوت و بیخبری دفن نشود.
دفتر دادستانی آمریکا در ناحیه جنوبی نیویورک اعلام کرد مردی به نام جاناتان لودهولت، ۳۷ ساله از استاتنآیلند، به دلیل نقش داشتن در طرحی به دستور جمهوری اسلامی برای کشتن مسیح علینژاد در سال ۲۰۲۴ در بروکلین، به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
جیمز بارنکل، رییس دفتر افبیآی در نیویورک، در بیانیهای گفت لودهولت از سوی حکومت ایران مامور شده بود علینژاد را زیر نظر بگیرد و در نهایت او را بکشد، اما افبیآی پیش از اجرای این نقشه او را بازداشت کرد.
جی کلیتون، دادستان ایالات متحده، گفت جمهوری اسلامی «تلاش کرد علینژاد را به دلیل تلاشهایش برای ایستادگی در برابر حکومت ایران و افشای رفتار تبعیضآمیز با زنان، فساد و نقض حقوق بشر ساکت کند.»
مسیح علینژاد سال گذشته نیز در دادگاه دو مردی که به طراحی نقشه ربودن او از خانهاش در بروکلین و کشتن او در سال ۲۰۲۲ متهم شده بودند، شهادت داد. یک دادستان گفت جمهوری اسلامی برای کشتن علینژاد ۵۰۰ هزار دلار جایزه تعیین کرده بود. این دو متهم که هر دو اهل جمهوری آذربایجان بودند، مجرم شناخته شدند و به ۲۵ سال زندان محکوم شدند.
در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، ممنوعیت احتمالی ورود پرچم شیر و خورشید به ورزشگاهها، به مناقشهای تازه میان شماری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی و فیفا تبدیل شده است؛ مناقشهای که از مرز ورزش فراتر رفته و به بحثی درباره هویت، نمایندگی و سیاست رسیده است.
برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، جام جهانی فقط یک رویداد ورزشی نیست؛ صحنهای است برای دیدهشدن، ابراز هویت و طرح حرفهایی که بیان آنها در داخل ایران هزینه دارد.
اکنون در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، همین صحنه به میدان مناقشهای تازه تبدیل شده است؛ مناقشهای که در ظاهر بر سر یک پرچم است، اما در واقع به پرسشی عمیقتر درباره هویت، نمایندگی و مرز میان ورزش و سیاست گره خورده است.
فدراسیون جهانی فوتبال میگوید ورود پرچمها، بنرها و نمادهایی که ماهیت سیاسی داشته باشند به ورزشگاههای جام جهانی ممنوع است. این سیاست، بهگفته مسئولان فیفا، برای حفظ بیطرفی ورزش و جلوگیری از تبدیل ورزشگاهها به میدان کشمکشهای سیاسی وضع شده است.
اما در مورد ایران، این مرزبندی برای بسیاری از ایرانیان روشن و قابل قبول نیست.
گروهی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی میگویند در عمل تنها پرچمی مجاز شناخته میشود که جمهوری اسلامی طی نزدیک به پنج دهه گذشته بهعنوان پرچم رسمی کشور معرفی کرده است؛ در حالی که پرچم شیر و خورشید، که برای بخشی از ایرانیان نمادی تاریخی و هویتی است، بهعنوان نمادی سیاسی کنار گذاشته میشود.
برای این گروه، این تصمیم صرفا اجرای یک آییننامه ورزشی نیست، بلکه نوعی انتخاب میان دو روایت از ایران است.
یکی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در لسآنجلس به ایراناینترنشنال گفت: «اگر حکومت ایران نماد خودش را به عنوان پرچم رسمی ثبت کرده، چرا نمادی که قرنها بخشی از تاریخ ایران بوده باید سیاسی محسوب شود؟ چه کسی این تعریف را تعیین میکند؟»
این بحث تازه نیست.
در جام جهانی قطر نیز گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد برخی هواداران ایرانی برای ورود با پرچم شیر و خورشید یا نمادهای مرتبط با اعتراضات با محدودیت مواجه شده بودند. همان زمان نیز این پرسش مطرح شد که آیا تعریف نهادهای ورزشی از «نماد سیاسی» واقعا بیطرفانه است یا خود به تصمیمی سیاسی تبدیل شده است.
از زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، رابطه بخشی از جامعه ایران با تیم ملی فوتبال نیز دستخوش تغییری جدی شده است.
برای دههها، حتی در سالهایی که جمهوری اسلامی میکوشید همه نهادهای عمومی کشور را در چارچوب روایت رسمی خود تعریف کند، تیم ملی فوتبال برای بسیاری از ایرانیان چیزی فراتر از حکومت بود؛ بخشی از غرور ملی، خاطره جمعی و هویت مشترک.
اما پس از اعتراضات سراسری و تشدید سرکوب در ایران، نگاه بخشی از افکار عمومی به تیم ملی دیگر فقط ورزشی نماند. رفتار بازیکنان، سکوت یا موضعگیریهای آنان و نسبتشان با حکومت زیر ذرهبین قرار گرفت.
اکنون، پس از پس از قتل عام دهها هزار نفر از ایرانیان در جریان اعتراضات دیماه و افزایش فشارهای امنیتی پس از جنگ ۳۹ روزه، برخی مخالفان جمهوری اسلامی میگویند این فاصله عمیقتر از همیشه شده است.
در گفتوگوهایی که ایراناینترنشنال با شماری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در لسآنجلس و سیاتل انجام داده، یک گزاره بارها تکرار شده است: این تیم برای بخشی از مردم دیگر نماینده ملت ایران نیست.
یکی از آنان گفت: «ما عاشق فوتبالیم. عاشق تیم ملی ایرانیم. با بردهایش خوشحال شدیم و با باختهایش ناراحت. اما امروز خیلیها احساس میکنند این تیم دیگر آن تیم ملیای نیست که مردم در آن خودشان را ببینند.»
برای این گروه، مساله دشمنی با فوتبال یا نفی ورزش ملی نیست. برعکس، آنان خود را بخشی از جامعهای میدانند که فوتبال برایش بخشی از زندگی و هویت ملی بوده است.
اما استدلال آنان این است که وقتی ساختار حاکم تلاش میکند از همه نمادهای ملی، از ورزش گرفته تا پرچم، برای مشروعیتبخشی سیاسی استفاده کند، تفکیک ورزش از سیاست دیگر ساده نیست.
در چنین فضایی، پرچم شیر و خورشید برای بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی فقط یک نماد تاریخی نیست؛ تلاشی است برای بازپسگیری روایتی از ایران که احساس میکنند از آنان گرفته شده است.
یکی از معترضان گفت: «اگر قرار است تیمی که جمهوری اسلامی نمایندهاش میداند وارد زمین شود، ما هم میخواهیم ایران خودمان را روی سکوها نشان بدهیم.»
همینجا مناقشه پیچیدهتر میشود.
اگر برای بخشی از ایرانیان، تیم رسمی کشور دیگر بازتاب هویت ملی مورد نظرشان نباشد، ممنوع کردن نمادی که آنان خود را در آن بازمیبینند، دیگر صرفا اجرای یک مقررات ورزشی تلقی نمیشود؛ بلکه به چشم حذف صدای بخشی از یک ملت دیده میشود.
همزمان، برخی گروههای حقوقی و مدنی ایرانی نیز در حال پیگیری مسیرهای قانونی برای اعتراض به این تصمیم هستند و استدلال میکنند که ممنوعیت چنین نمادهایی با اصول آزادی بیان در تضاد است؛ بهویژه در کشوری مانند آمریکا که آزادی بیان جایگاه ویژهای دارد.
با این حال، این موضوع از منظر حقوقی پیچیدگیهای خود را دارد؛ چرا که ورزشگاههای تحت مدیریت فیفا فضاهایی با مقررات خاص هستند و الزاما تابع همان قواعد فضای عمومی نیستند.
با وجود این، خشم مخالفان جمهوری اسلامی واقعی است. برخی صریح میگویند حتی اگر ورود این پرچم ممنوع شود، باز هم راهی برای نمایش آن پیدا خواهند کرد.
برای آنان، مساله فقط ورود یک پرچم به ورزشگاه نیست؛ مساله این است که چه کسی حق دارد تعیین کند ایران چیست، کدام نماد نماینده آن است و کدام صدا حق دیدهشدن در عرصه جهانی را دارد.
فیفا میگوید سیاست نباید وارد ورزش شود. اما وقتی برای بخشی از یک ملت، خود هویت به موضوعی سیاسی تبدیل شده، پرسش اصلی این است: آیا میتوان از آنان خواست هویتشان را پشت در ورزشگاه جا بگذارند؟