جابر عبدی، معترض ساکن کرمانشاه، ۱۸ دیماه با گلوله ماموران حکومتی کشته شد | ایران اینترنشنال
جابر عبدی، معترض ساکن کرمانشاه، ۱۸ دیماه با گلوله ماموران حکومتی کشته شد
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، جابر عبدی، جوان معترض متولد ۲۸ دی ۱۳۶۸، شامگاه ۱۸ دیماه در کرمانشاه از پشت هدف گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و جان باخت.
طبق این گزارش، ماموران ابتدا یک گلوله به شانه او شلیک کردند و سپس از پشت سر، او را هدف گلوله قرار دادند.
سازمان «پروژه گزارشدهی جرائم و فساد سازمانیافته» خبر داد حسین و ابوالفضل شمخانی، فرزندان علی شمخانی، با استفاده از اسامی مستعار و گذرنامه کشور دومینیکا، مجموعه املاک گرانقیمتی به ارزش ۲۹ میلیون دلار در دبی خریداری کردهاند و دامنه فعالیت آنها به اروپا نیز کشیده شده است.
حسین شمخانی ژوئیه ۲۰۲۵ بهدلیل تامین میلیاردها دلار درآمد نفتی برای جمهوری اسلامی و روسیه، در فهرست تحریمهای آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا قرار گرفت.
وزارت خزانهداری ایالات متحده او را با نام «هوگو هایک» شهروند دومینیکا شناسایی کرده است.
پروژه گزارشدهی جرائم و فساد سازمانیافته، موسوم به OCCRP، پنجشنبه ۲۸ اسفند اعلام کرد ابوالفضل شمخانی نیز با نام مستعار «سامی هایک» گذرنامه دومینیکا را در اختیار دارد. این در حالی است که او تاکنون تحریم نشده است.
بر اساس گزارشهای پیشین، حسین شمخانی و نزدیکانش از برنامه دومینیکا برای اعطای شهروندی در ازای سرمایهگذاری استفاده کردند و با دریافت گذرنامه این کشور کوشیدند تا به سیستم بانکی بینالمللی دسترسی پیدا کنند.
اسناد املاک امارات متحده عربی که به دست سازمان پروژه گزارشدهی جرائم و فساد سازمانیافته رسیده، نشان میدهد برادران شمخانی مالک دستکم چهار ویلای لوکس در دبی هستند که ارزش آنها در زمان خرید حدود ۲۹ میلیون دلار بوده است.
این داراییها با هویتهای دومینیکایی آنها به ثبت رسیدهاند.
بر اساس این گزارش، برادران شمخانی در ابتدا با نامهای ایرانی خود املاک لوکس دبی را خریداری کردند؛ «محمدحسین شمخانی» و «ابوالفضل علی شمخانی» ژوئیه ۲۰۱۹ بهعنوان خریداران دو ویلا در مجموعه اختصاصی «گُلف پِلِیس» ثبت شدند.
در کاتالوگ این پروژه، گلف پلیس بهعنوان یک مجتمع ویلایی لوکس با چمنزارهای سرسبز، مسیرهای پیادهروی پیچدرپیچ، پارکها، باغها و فضاهای باز گسترده معرفی شده است.
همچنین تصاویر ویلای ابوالفضل شمخانی فضاهای داخلی مدرن، تراسی مجلل برای پذیرایی و استخری مشرف به زمین گلف را به نمایش میگذارد.
بر پایه گزارشها، اسناد مالکیت این ویلاها اکنون با نامهای مندرج در گذرنامههای دومینیکای آنها، «هوگو هایک» و «سامی هایک»، ثبت شده است. هرچند زمان دقیق این تغییر روشن نیست، اما خریدهای بعدی برادران شمخانی نیز مستقیما با همین اسامی مستعار انجام گرفتهاند.
شمخانی و خامنهای در جریان حملات ۹ اسفند آمریکا و اسرائیل کشته شدند.
خرید املاک مجلل در جزیره جمیرا
طبق دادههای املاک امارات، حسین ژوئیه ۲۰۲۲ با گذرنامه دومینیکایی خود ویلایی در جزیره «جمیرا بِی»، منطقهای لوکس به شکل اسب آبی در سواحل دبی، خرید و ابوالفضل نیز در اکتبر همان سال با نام «سامی هایک» اقامتگاهی مجلل در همان منطقه تهیه کرد.
این املاک همچنان تحت همین اسامی در اختیار آنهاست.
روشن نیست که این دو برادر همچنان گذرنامههای دومینیکا را در اختیار دارند یا نه، هرچند گزارشها حاکی است که مقامات این کشور در پی تحریمهای آمریکا، گذرنامه حسین شمخانی را لغو کردهاند.
دومینیکا کشوری کوچک در دریای کارائیب است که برای طبیعت بکر، جنگلهای بارانی و مناظر آتشفشانیاش شهرت دارد.
این کشور علاوه بر جذابیتهای طبیعی، با اجرای برنامه اعطای شهروندی از طریق سرمایهگذاری، موسوم به «گذرنامه طلایی»، در کانون توجه رسانههای بینالمللی قرار گرفته است.
استفاده برادران شمخانی از نامهای مستعار «هایک» تنها به داراییهای شخصی در حوزه املاک محدود نبوده و ابعاد گستردهتری پیدا کرده است.
نام مستعار ابوالفضل، «سامی هایک»، در سوابق شرکتی اروپا نیز به چشم میخورد. بر اساس اسناد ثبت شرکت در قبرس در نوامبر ۲۰۲۴، او با استفاده از گذرنامه دومینیکا و نشانی محل سکونت خود در ویلای «گلف پلیس» در دبی، بهعنوان شریک محدود در Saleya Fund، صندوق سرمایهگذاری در قبرس، ثبت شده است.
هویتهای دومینیکایی این دو برادر در اسناد یک شرکت دیگر نیز دیده میشود؛ شرکتی در ترکیه که وزارت خزانهداری آمریکا آن را بهدلیل مشارکت در انتقال غیرقانونی نفت برای روسیه و جمهوری اسلامی تحریم کرده است.
طبق سوابق، هوگو و سامی هایک از سهامداران موسس «شرکت صنایع شیمیایی انرژی سبز» بودند که سال ۲۰۲۱ در ترکیه به ثبت رسید. آنها نوامبر ۲۰۲۳ سهام خود را به شرکت «میلاووس» مستقر در دبی منتقل کردند.
پیشتر در شهریور ۱۴۰۳، بلومبرگ فاش کرد شرکت میلاووس دوبی که حسین شمخانی گرداننده ارشد آن است، میلیاردها دلار از فروش کالا از مقصد ایران، روسیه و برخی کشورهای دیگر به جیب زده است.
نوروز و نو شدن سال همیشه، حتی در خوشترین سالها هم با ترکیبی از سور و سوگ همراه بوده است. یاد رفتگان بخش عمده ای از مراسم آغاز سال تازه است.
برگزاری نوروز در میان ایرانیان همواره با مفهوم «نو شدن» و «پیروزی نیکی بر بدی» همراه بوده است، اما تاریخ پرفراز و نشیب ایران باعث شده که این جشن گاهی با سوگ ملی، از دست دادن عزیزان یا شرایط سخت جنگی گره بخورد.
سال نویی که در راه است با این هرسه همراه است. سوگ ملی مداومی که بهویژه از سال ۱۴۰۱ و کشتگان نامدار و قهرمانان گمنام جنبش زن، زندگی، آزادی و خیزش ملی همین سال رو به پایان، تا کنون مادران بسیاری را با بغض و اشک و فریادهای شیردلانه، گاه در کنار مزار عزیزانشان، در کنار سفره های نوروز نشانده است.
نوروزهای همراه با جنگ را نیز سالها زیر غرش موشکهای اسکاد تجربه کرده ایم. کم و بیش در همه شهرهای ایران. آن هم در حالی که بیمسئولیتی و جهلی که بر هر دو سوی مهلکه نبرد حاکم بود جوانان را دسته دسته به کام مرگ میکشاند.
از دوران باستان در ایران سوگ از دست دادن جوانان برنا و رعنا سنگینترین سوگها بوده است. سوگ سیاوش هنوز هایهای مادران غمدیده و خاموش را به یاد جوان بر خاک افتادهشان به آسمان میبرد تا شنوندهای پیدا کند که در زمین گوش شنوایی نیست.
مرگ سیاوش در شاهنامه در روزهای پیش از نوروز اتفاق افتاد. در شاهنامه فردوسی، نوروز نماد پیروزی است، اما گاهی با تلخیهای جنگ همراه میشود. برای مثال، پس از نبردهای سنگین یا از دست دادن پهلوانان، اگرچه آیینهای نوروزی برگزار میشد، اما رنگی از اندوه بر آن حاکم بود.
سوگ سیاوش چنان در فرهنگ ایران ریشه دواند که آیینی به نام «سووشون» شکل گرفت. مردم تا قرنها در بخارا و مناطق دیگر ایرانزمین، در نزدیکی نوروز، مراسم سوگواری برای او برپا میکردند. این تلاقیِ «جانباختن سیاوش» و «زایش دوباره طبیعت در نوروز»، نمادی از باور ایرانیان به پیروزی نهایی نیکی بر بدی است.
در سالهای اخیر سیاوشها بیشمار بودهاند. با نامهای بسیار. زن و مرد. دختر و پسر. تصاویرشان را بر صفحه تلویزیونها، روی پوسترها و دیوارها و در دست معترضان پرشور و پرخروشی که این عکسها را همچون پرچم کاوه در صفوف بیشمار دادخواهان به اهتزاز درمیآورند، دیدهایم.
دیدار با کسانی که عزیزی را از دست دادهاند در نخستین نوروز پس از واقعه که به آن «نوعید» میگویند، اهمیت بسیار دارد. بر سر سفره نوروز سال پیش، زن جوانی نشسته بود با موهایی سپیدشده از اندوه مرگ جوان به خون خفتهاش. آرام و باوقار و خاموش نشسته بود و به دوردستهای آفاق خیالش خیره بود. ناگهان سکوت را شکست و با شیونی پر از اعتراض فریاد زیاد: ناجوانمردها! بچه من سر نداشت؟ کشتنش کافی نبود؟ سر بچهام را چه کردید؟
و از این دست مادران و پدران و برادران و خواهران و دوستان بسیارند که اندوه سنگینشان سخت فراموش میشود. فراموش میشود؟ بارها و بارها شنیدهایم که «مرگ حق است.» اما درباره چنین مرگهایی است که گفتهاند: «اگر مرگ داد است، بیداد چیست؟»
ریشه تاریخی نوروز با یاد گذشتگان پیوند دارد. پیش از فرا رسیدن نوروز، دوره موسوم به فرودگان از دیرباز زمان بازگشت فروهر درگذشتگان به زمین تلقی میشد. در سنتهای چندصد ساله اخیر در ایران نیز پنجشنبه آخرسال همواره روز بازدید از مزار عزیزان بوده است.
ایرانیان باستان معتقد بودند ارواح مردگان در آستانه سال نو به خانه بازمیگردند. پاکیزه کردن خانه و چیدن سفره نه تنها برای زندگان، بلکه برای پذیرایی از ارواح نیز بود. نوروز در بنمایه خود، نوعی «تجدید میثاق با رفتگان» است.
بسیاری از رفتگان این سالها بسی ارجمندند. چه در گورستانها و گورهای دستهجمعی بی نام و نشان و چه در مزارهای با گل و تزئین و چراغ که سنگ نشانهشان بارها بهدست ناجوانمردان شکسته شده و هربار بازماندگان دلشکسته، مزارها را از نو میسازند و تزئین میکنند و بر آنها گل نثار میکنند به یاد گلی که از دست دادهاند.
در همه این سالها نه کینهورزی تندروان و بنیادگرایان مذهبی حاکم نسبت به ارزشهای فرهنگی باستانی ایران و نه جنگها و سوگهای از پی سرکوب خشونتآمیز اعتراض، هیچیک نتوانست نوروز را تعطیل کند یا از یادها ببرد یا از اهمیت آن بکاهد.
سوگرقص ایرانیان جوان از دست داده بر مزار فرزندان برومند و دلبندشان گویی بدان معنی بود که «ما گر زسر بریده میترسیدیم، در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم.»
در این روزهای سخت نیز، ایرانیان وفادار و پایبند به سنتها و ارزشهای دیرپای فرهنگی ایران زمین، پس از آتشافروزی در مراسم چهارشنبهسوری و ادای احترام به جانباختگان راه میهن و دیگر درگذشتگان و رفتگان در پنجشنبه آخر سال، بار دیگر نوروز را جشن میگیرند و گرامی میدارند.
همچون همه نوروزها و دیروزها و با امید به فردایی که در آن همه ایرانیان از حقوق برابر برخوردارند و هیچکس بیجهت بر دیگری برتری ندارد و امکان پیشرفت و زندگی سالم اقتصادی و اجتماعی برای همه فراهم است و حکومت برخاسته از میان مردم، دادگستری و تامین امکانات آموزشی و بهداشتی و دسترسی آزادانه به اطلاعات را برای همگان، همه ایرانیان از هر زبان و آیین و مسلکی، وظیفه خود میشمارد و به سلیقه و سبک زندگی آنان احترام میگذارد.
در بیستمین روز جنگ پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در یک نشست خبری اعلام کرد تاکنون بیش از هفت هزار هدف نظامی در ایران هدف قرار گرفته و امروز نیز «بزرگترین حمله» انجام خواهد شد. همزمان شاهزاده رضا پهلوی از مردم دعوت کرد آخرین پنجشنبه سال بر سر مزار جاویدنامان حاضر شوند.
هگست پنجشنبه ۲۸ اسفند گفت برای جنگ ایران برنامه زمانی مشخصی وجود دارد اما جزییات آن اعلام نمیشود.
هگست درباره احتمال تامین اینترنت برای مردم ایران نیز اظهار کرد آمریکا در حال کار بر روی این موضوع است.
وزیر جنگ آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره خروج نیروهای آمریکایی از خاورمیانه پس از رفع تهدید اتمی و موشکی جمهوری اسلامی گفت تصمیمات آینده بر اساس منافع ملی آمریکا اتخاذ خواهد شد و واشینگتن برنامههای خود را پیشاپیش اعلام نمیکند.
او همچنین با اشاره به درخواست بودجه ۲۰۰ میلیارد دلاری برای جنگ ایران افزود ادامه عملیات و تامین ذخایر مهمات نیازمند منابع مالی است.
هگست درباره حمله اسرائیل به پارس جنوبی نیز گفت اهداف آمریکا روشن است. او هشدار داد جمهوری اسلامی از انرژی بهعنوان سلاح استفاده میکند و نباید کشورهای متحد آمریکا را هدف قرار دهد.
یگان میراث ایران
شاهزاده رضا پهلوی پنجشنبه ۲۸ اسفند در پیامی از هممیهنان خود خواست برای حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی ایران به «یگان میراث ایران» در گارد جاویدان بپیوندند.
او افزود: «دستور کار این یگان بسیار ساده است: هر یک از شما، در هر کجای ایران که هستید، با دوستان و آشنایان خود تشکلی محلی، حتی کوچک، برای حفاظت از یک اثر ملی که گمان میکنید ممکن است در معرض تهدید قرار گیرد، تشکیل دهید.»
او با اشاره به نگرانی از سوءاستفاده احتمالی «فرصتطلبان» در شرایط کنونی، تاکید کرد که پاسداری از آثار تاریخی و محیطزیست کشور وظیفهای ملی است.
او از ایرانیان داخل کشور خواست در قالب تشکلهای محلی برای حفاظت از آثار در معرض تهدید اقدام کنند.
پاسخ ادامه دارد
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی «خاتمالانبیا» سپاه پاسداران پنجشنبه حمله به زیرساختهای انرژی جمهوری اسلامی را «اشتباهی بزرگ» خواند و گفت پاسخ به آن در حال اجراست و هنوز پایان نیافته است.
او گفت در صورت تکرار حملات به زیرساختهای انرژی ایران، زیرساختهای انرژی طرف مقابل و همپیمانانش هدف قرار خواهند گرفت، این حملات تا «نابودی کامل» ادامه خواهد یافت و پاسخ جمهوری اسلامی بسیار شدیدتر از قبل خواهد بود.
همزمان وزیران امور خارجه قطر، جمهوری آذربایجان، بحرین، مصر، اردن، کویت، لبنان، پاکستان، عربستان سعودی، سوریه، ترکیه و امارات متحده عربی در بیانیه پایانی نشست چهارشنبه خود تاکید کردند که حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه تحت هیچ بهانهای قابل توجیه نیست.
حمایت اروپا از مردم ایران
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت این اتحادیه باید برای خروج از جنگ ایران تلاش کند و نه اینکه به تشدید آن دامن بزند.
او تاکید کرد پایان دادن به جنگ ایران به اندازه یافتن راهحلی برای بحران اوکراین اهمیت دارد.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت که از آرمانهای مردم ایران برای تغییر رژیم حمایت میکنیم اما هرگونه تغییر رژیم در ایران باید از درون باشد.
هر سال، برخی نقلقولها از زبان چهرههای گوناگون در ذهنها ماندگار میشوند و در حافظه جمعی جای میگیرند. جملاتی که بازتابی از حال و هوای زمانهاند و گاه سالها و حتی دههها، فراموش نمیشوند.
این نوشتار، نگاهی دارد به نقلقولهای ماندگار سال ۱۴۰۴ درباره ایران. روایتهایی تلخ و شیرین از سوگ، امید و آینده.
«فرزند ایران و جانفدای میهن» - مراد ویسی
جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، مرزهای قساوت را درنوردید و دهها هزار تن از مردم ایران را با بیرحمی تمام به قتل رساند. این فاجعه، زخمی عمیق بر جان و دل ایرانیان نشاند و اندوهی ماندگار در حافظه جمعی ملت بر جای گذاشت.
در پی این رویداد تلخ، بسیاری از هموطنان، چه در داخل و چه در خارج کشور، کوشیدند به شیوههای گوناگون یاد و نام جانباختگان را گرامی بدارند.
مراد ویسی، تحلیلگر ایراناینترنشنال، یکی از این افراد بود که با بهکارگیری عبارت «فرزند ایران و جانفدای میهن» برای معرفی هر یک از جاویدنامان، نقشی موثر در شکلگیری یکی از شاخصترین نمادهای پاسداشت یاد فرزندان این سرزمین ایفا کرد.
«این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده» - خانوادههای جاویدنامان
مراسم گرامیداشت جاویدنامان انقلاب ملی صحنههایی کمنظیر و تاثیرگذار آفرید.
از رقص سوگ تا همراه داشتن نمادهای ملی همچون پرچم شیر و خورشید و درفش کاویانی، و نیز طنین شعارهای ضدحکومتی و تاکید بر تداوم راه جانباختگان، همگی جلوههایی از پیوند عمیق مردم با آرمان آزادی بود.
در این میان، خانوادههای بسیاری از جاویدنامان با سردادن شعار «این گل پرپرشده/ هدیه به میهن شده»، تصویری ماندگار از عشق به ایران و اشتیاقی جاودانه برای آزادی و رهایی به نمایش گذاشتند.
خانوادههای جاویدنامان با سردادن این شعار، سوگ خود را به بیانی از افتخار و تعهد بدل کردند. آنها هر «گل پرپرشده» را نه پایان زندگی، بلکه هدیهای زاینده از سر آگاهی و عشق به میهن و راه آزادی دانستند.
«سپهر بابا، کجایی؟» - پدر جاویدنام سپهر شکری
ویدیویی ۱۲ دقیقهای از تلاش جانفرسای پدر جاویدنام سپهر شکری برای یافتن فرزندش در پزشکی قانونی کهریزک؛ صحنهای که به یکی از تکاندهندهترین نمادهای انقلاب ملی بدل شد و نگاه رسانههای جهانی را به ابعاد واقعی سرکوب در ایران معطوف کرد.
«سپهر بابا، کجایی؟» فریاد رسای مظلومیت مردم ایران در برابر دیکتاتوری خونریز جمهوری اسلامی بود. پرسشی سهکلمهای که نشان داد چگونه استبداد دینی برای باقی ماندن در قدرت، بار دیگر دهها هزار شهروند بیگناه را به مسلخ برده است.
این روایت تنها منحصر به یک پدر نبود. بازتاب رنج هزاران خانوادهای بود که در همان روزها سرنوشتی مشابه را تجربه کردند.
سرکوب جمهوری اسلامی به تنها کشتار ختم نشد و بهگونهای سیستماتیک ادامه یافت. خانوادهها زیر فشارهای امنیتی شدید قرار گرفتند، برای دریافت پیکر عزیزانشان ناچار به دادن تعهد شدند و حتی آنها را وادار به پرداخت «حق تیر» کردند.
جمهوری اسلامی با قساوتی کمنظیر کوشید رد پای جنایت را بزداید، اما پیگیریهای گسترده ایرانیان در داخل و خارج از کشور، این پروژه را ناکام گذاشت.
«۱۴ فوریه روز جهانی اقدام در همبستگی با انقلاب شیر و خورشید است» - شاهزاده رضا پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی در فراخوانی ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) را «روز جهانی اقدام» نامگذاری کرد و از ایرانیان خارج از کشور خواست برای ابراز همبستگی با هموطنان داخل ایران، در شهرهای مونیخ، تورنتو، لسآنجلس و دیگر نقاط جهان گرد هم آیند.
این فراخوان به شکلگیری بزرگترین گردهمایی ایرانیان دیاسپورا در تاریخ انجامید.
حدود ۲۵۰ هزار نفر از راههای گوناگون خود را به مونیخ رساندند و صدها هزار تن دیگر نیز در شهرهای مختلف جهان به میدان آمدند تا نشان دهند مردم ایران در مسیر تحقق آزادی تنها نیستند.
در این گردهماییها، اقوام، طبقات اجتماعی و گرایشهای گوناگون، از جمله اعضای جامعه کوییر، حضوری چشمگیر داشتند و تصویری فراگیر از وحدت ملی و تنوع را به نمایش گذاشتند.
«آیتالله خامنهای ایز دد» - دونالد ترامپ
در کارنامه ۳۷ ساله رهبری علی خامنهای، دیکتاتور ایران، ردپای سرکوب، خونریزی و ویرانی بهوضوح نقش بسته است. عملکردی که دامنه آن نه تنها ایران، بلکه کشورهای منطقه، بهویژه سوریه را در بر میگیرد.
در دوران زمامداری او، خواستهها و مطالبات مردمی به حاشیه رانده شد و حاکمیت در برابر هرگونه اعتراض، رویکردی امنیتی در پیش گرفت.
خامنهای در نظر و عمل، مردم را به حاشیه راند و هرگونه مخالفت را با ابزار قهر پاسخ داد.
او سرانجام ۹ اسفند در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شد.
لحظه اعلام خبر مرگ خامنهای از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به یکی از خاطرات بهیادماندنی در حافظه جمعی ایرانیان بدل شد.
برای بسیاری از ایرانیها، این لحظه نه تنها خبر مرگ یک دیکتاتور، بلکه نوعی گسست تاریخی تلقی شد؛ مهر تاییدی بر پایان دورهای که با سرکوب، بحران و فرسایش امید بر سرنوشت چند نسل سایه انداخته بود.
«خب اومد زد، باز هم میآد میزنه» - مسعود پزشکیان
چهاردهمین رییس دولت جمهوری اسلامی را میتوان نماد رییسجمهوری در تراز جمهوری اسلامی دانست؛ مدیری در قامت تدارکاتچی مطیع امر ولایت.
او با بهرهگیری از کارت جریان موسوم به اصلاحطلب وارد میدان شد، به «وفاق» با تندروترین جناحهای حاکمیت تن داد و در نهایت، معترضان دیماه را «تروریست» خواند و آشکارا از سرکوب خونین آنان دفاع کرد.
او همچون سلف خود ابراهیم رئیسی، بارها با لغزشهای کلامی سوژه فضای مجازی شد و موجی از تمسخر عمومی را برانگیخت؛ از «متر ۱۰۰» بهجای «مترصد» گرفته تا «نسل ضد» بهجای «نسل زد».
با این حال، همین رییس دولت همسو با حاکمیت نیز بارها خشم حامیان نظام را برانگیخت؛ چرا که خواسته یا ناخواسته، در سخنان خود به ضعفهای نظامی، زیرساختی و اقتصادی حکومت اذعان کرد و پرده از کاستیهایی برداشت که معمولا در گفتمان رسمی پنهان میمانند.
شاید جنجالیترین و پربازتابترین اظهارنظر او جمله «خب اومد زد، باز هم میآد میزنه» باشد؛ عبارتی که مردادماه در انتقاد از مخالفان مذاکره با واشینگتن بیان شد و بهسرعت بازتاب گستردهای پیدا کرد.
این جمله را میتوان نمادی از اذعان به ناتوانی جمهوری اسلامی در برابر قدرت نظامی آمریکا، پس از سالها رجزخوانی و سیاستهای تنشزا، دانست.
«ای ایران بخوان» - علی خامنهای
خامنهای پس از ۲۲ روز اختفا در جریان جنگ ۱۲ روزه و پس از آن، سرانجام ۱۴ تیر در انظار عمومی ظاهر شد.
او که سالها به شیوههای گوناگون دشمنیاش را با سنتهای ایرانی، از جمله نوروز، چهارشنبهسوری و حتی تاریخ و نمادهای پیش از اسلام نشان داده بود، ناگهان با مشاهده فروریختن تدریجی بنای قدرت خود، به ملیگرایی روی آورد.
در طول جنگ ۱۲ روزه نیز رسانههای حکومتی بارها از «ایران»، «وطن» و مفاخر پیش از اسلام سخن گفتند.
این بار، خامنهای از محمود کریمی، مداح حکومتی، خواست سرود «ای ایران ایران» اثر محمد نوری را بخواند.
این اقدام با واکنشهای منفی مردم روبهرو شد و بسیاری از شهروندان، ملیگرایی مصلحتی خامنهای و حکومت را نه نشانهای از تغییر بنیادین موضع، بلکه جلوهای از تظاهر و ضعف ارزیابی کردند.
«شما فرزندان کوروش بزرگ هستید، اکنون زمان مبارزه برای آزادی است» - بنیامین نتانیاهو
نخستوزیر اسرائیل و دیگر مقامهای اسرائیلی بارها در سخنان خود به پیوند تاریخی ایران و اسرائیل اشاره کردهاند؛ رابطهای که به روایت آنان، از زمان رهایی یهودیان از اسارت بابل به دست کوروش بزرگ در قرن ششم پیش از میلاد شکل گرفت.
آنان تاکید میکنند تنها مانع کنونی در مسیر صلح میان دو ملت، سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی است.
نتانیاهو مردادماه همزمان با شدت گرفتن بحران آب در ایران، در پیامی ویدیویی بار دیگر به این ریشههای تاریخی اشاره کرد و مردم ایران را «فرزندان کوروش» خواند.
او از ایرانیان خواست در برابر جمهوری اسلامی برخیزند و تاکید کرد آزادی نه رویایی دوردست، بلکه گزینهای دستیافتنی است.
این مواضع بخشی از تلاش اسرائیل برای تمایز میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی است. رویکردی که میکوشد با تکیه بر مشترکات تاریخی، زمینهای برای همدلی و بازتعریف روابط در آینده فراهم کند.
«نور بر تاریکی پیروز است» - شهبانو فرح پهلوی
«نور بر تاریکی پیروز است» به یکی از پرتکرارترین شعارها در گفتمان مخالفان جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۴ بدل شد.
این جمله نخست با بازنشر ویدیویی از شهبانو فرح پهلوی فراگیر شد و سپس بسیاری از چهرههای سیاسی آن را در سخنان و بیانیههای خود به کار گرفتند.
این گزاره تصویری از امید در دل جامعه ایران ترسیم میکند؛ نوری که در برابر سیاهی و ستم حاکم، همچنان زنده و پایدار است.
تکرار این عبارت در شبکههای اجتماعی و گفتار عمومی، آن را به نمادی از مقاومت مدنی بدل کرد؛ شعاری ساده اما پرمعنا که بر امکان غلبه بر استبداد تاکید دارد.
ایران در میانه روزگاری دشوار ایستاده و گرفتار استبداد دینی شده است اما مردم شجاعش سر خم نکردهاند و همچنان استوار ماندهاند.
در دل این تاریکی، امید زنده است؛ امید به آنکه در سال ۱۴۰۵، سپیده آزادی طلوع کند و آغازی نو برای زندگی در ایران رقم بخورد.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی خطاب به مردم ایران گفت حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی کشور وظیفهای ملی و همیشگی است و در شرایط کنونی اهمیت بیشتری دارد، چرا که ممکن است فرصتطلبان از وضعیت ناپایدار برای غارت یا تخریب این میراث سوءاستفاده کنند.
او افزود: «این وظیفه در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است، چرا که این نگرانی وجود دارد فرصتطلبان از وضعیت انقلابی کشور یا برخی آشفتگیهای احتمالی تا زمان تثبیت دولت ملی در فردای براندازی سوءاستفاده کنند و در پی غارت، تخریب یا تصرف میراث ملی ایران برآیند.»
او از مردم خواست به «یگان میراث ایران» بپیوندند و برای حفاظت از آثار در معرض تهدید، گروههای محلی و کوچک تشکیل دهند: «از شما تقاضا دارم برای پاسداری از میراث فرهنگی و محیطزیست کشور، به یگان میراث ایران در گارد جاویدان بپیوندید.»
او همچنین از ایرانیان خارج از کشور خواست با حمایت مالی یا اطلاعرسانی مشارکت کنند و افزود: «من نیز، بهعنوان یک ایرانی، به "یگان میراث ایران" خواهم پیوست.»