مدیر موسسه رونالد ریگان: پایان برنامه هستهای جمهوری اسلامی به اقدام نظامی بیشتر نیاز دارد
راجر زاکهایم، مدیر موسسه رونالد ریگان، در گفتوگو با برنامه «کادلو» شبکه فاکسبیزنس گفت دونالد ترامپ برای تحقق هدف خود مبنی بر پایان دادن به برنامه هستهای جمهوری اسلامی، به اقدام نظامی بیشتری نیاز دارد و دستیابی به این هدف از طریق دیپلماسی را بعید میداند.
زاکهایم با انتقاد از روند مذاکرات به رهبری جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، گفت عملیات نظامی «خشم حماسی» پس از حدود ۳۸ تا ۳۹ روز پایان یافت، اما تلاشهای دیپلماتیک پس از امضای تفاهمنامه ماه ژوئن نزدیک به ۱۴۰ روز فرصت داشتند و موفق نشدند.
او همچنین گفت نتایج نظرسنجیهای خروج از حوزههای رایگیری نشان میدهد جنگ ایران بر انتخابات میاندورهای آمریکا تاثیر داشته است، اما این موضوع لزوما به معنای مخالفت رایدهندگان با اصل اقدام نظامی نیست و افزایش قیمت بنزین نیز میتواند در نارضایتی آنها نقش داشته باشد.
ایران ممکن است بتواند بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی آسیبدیده در جنگ را بدون استفاده از فناوریهای جدید غربی ترمیم کند. اما اینکه آیا میتواند صنعتی مدرن و قابلاتکا در حوزه انرژی بازسازی کند، پرسش دیگری است.
حملات پیاپی آمریکا و اسرائیل به تاسیسات ذخیرهسازی نفت، پالایشگاههای گاز و زیرساختهای پتروشیمی ایران آسیب وارد کرده است.
مهندسان ایرانی با حمایت تامینکنندگان چینی و روسی ممکن است بتوانند بخش قابلتوجهی از ظرفیت آسیبدیده را احیا کنند اما تحریمها، محدودیت سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات و تهدید حملات بیشتر، چشمانداز بهبود پایدار این صنعت را پیچیده کرده است.
تحلیل تصاویر ماهوارهای «رصدخانه منازعات و محیط زیست» (CEOBS) پس از حملات ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵، انهدام چهار مخزن ذخیرهسازی در انبار نفت شهران تهران را تایید کرد.
همین تحلیل، خسارتهای واردشده به فاز ۱۴ پارس جنوبی را نیز ثبت کرد؛ جایی که رسانههای دولتی ایران از توقف موقت تولید روزانه ۱۲ میلیون مترمکعب گاز خبر داده بودند.
به گزارش رصدخانه منازعات و محیط زیست، حملات بعدی در مارس ۲۰۲۶ به تاسیسات ذخیرهسازی نفت در شهران، اقدسیه و کرج و همچنین مجموعه پالایشگاه تهران آسیب وارد کرد.
آژانس بینالمللی انرژی نیز پس از حملات به عسلویه، آسیبدیدگی تاسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی را شناسایی کرد.
زیرساختهای پتروشیمی نیز متحمل خسارتهای بیشتری شدند. نشریه تخصصی صنعت پتروشیمی «آیسیآیاس» (ICIS) گزارش داد که حملات ۴ آوریل تاسیسات تامین خدمات جانبی فجر ۱ و فجر ۲ در ماهشهر را هدف قرار داد و مجتمع بندر امام نیز تا حدی آسیب دید.
تاسیسات فجر خدمات زیربنایی ضروری را برای دیگر واحدهای صنعتی تامین میکنند؛ بنابراین آسیب به این تاسیسات میتواند تولید را در محدودهای بسیار فراتر از محلهای مستقیما هدف قرارگرفته مختل کند.
چالشهای پیش رو
گزارشهایی نیز از آغاز روند احیای ظرفیتها منتشر شده است. رویترز در ۲۳ سپتامبر به نقل از یک مقام ایرانی گزارش داد که نیمی از ظرفیت آسیبدیده پارس جنوبی احیا شده است، هرچند امکان تایید مستقل این موضوع همچنان محدود بود.
ایران از توان مهندسی داخلی قابلتوجهی برخوردار است. پیمانکاران داخلی با وجود تحریمها توسعه میدانهای نفت و گاز را ادامه دادهاند و مهندسان شرکت مپنا نیز از آزمایشهای موفق توربینهای سنگین ارتقایافته خبر دادهاند.
اما ترمیم خسارتهای فیزیکی ناشی از جنگ تنها یکی از چالشهای صنعتی است که پیش از این نیز با سالها کمبود سرمایهگذاری و محدودیت دسترسی به فناوریهای تخصصی دستوپنجه نرم میکرد.
با افزایش عمر مخازن گازی، کاهش فشار میتواند تولید را پایین بیاورد، مگر آنکه تجهیزات اضافی برای تقویت فشار نصب شود. بنابراین حفظ سطح تولید حتی در تاسیساتی که از حملات نظامی در امان ماندهاند نیز به سرمایهگذاری نیاز دارد.
این مشکل بهویژه در پارس جنوبی، میدان عظیم گازی مشترک ایران و قطر، حاد است.
بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، خروج شرکای خارجی برنامههای نصب تجهیزات تقویت فشار در بخش فراساحلی فاز ۱۱ پارس جنوبی را مختل کرده است.
این شکاف در حوزه گاز طبیعی مایعشده (الانجی) حتی آشکارتر است.
ایران مدتهاست بهدنبال توسعه صادرات گاز طبیعی مایعشده بوده است، اما بهگفته اداره اطلاعات انرژی آمریکا، محدودیتهای دسترسی به فناوری ناشی از تحریمها به توقف این برنامهها کمک کرده است.
بازسازی تجهیزات آسیبدیده فرآورش گاز میتواند به احیای عرضه داخلی کمک کند. با این حال، چنین اقدامی بهخودیخود یک صنعت رقابتی صادرات الانجی ایجاد نخواهد کرد؛ صنعتی که به فناوری تخصصی مایعسازی گاز، تامین مالی، ترتیبات حملونقل دریایی و مشتریان بلندمدت نیاز دارد.
آیا مسکو و پکن به کمک میآیند؟
چین و روسیه گزینههای بالقوهای برای جایگزینی تامینکنندگان غربی به شمار میروند، اما نمیتوان فرض را بر این گذاشت که هر یک از این دو کشور حاضر یا قادر به تامین مالی و بازسازی صنعت انرژی ایران در مقیاس موردنیاز خواهد بود.
چین یکی از خریداران عمده نفت ایران است و میتواند تجهیزات، خدمات مهندسی و منابع مالی پروژهها را تامین کند. با این حال، خرید نفت خام با تخفیف لزوما به معنای تمایل به اجرای پروژههای زیرساختی پرهزینه و بلندمدت نیست.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا خروج شرکت ملی نفت چین (CNPC) از فاز ۱۱ پارس جنوبی پس از اعمال مجدد تحریمهای آمریکا را مستند کرده است. شرکتهای چینی که اجرای پروژههای جدید را بررسی میکنند، همچنان باید امنیت دریافت پرداختها، دسترسی به تجهیزات و بازدهی سرمایهگذاری در مقایسه با فرصتهای موجود در دیگر مناطق را ارزیابی کنند.
کمکهای روسیه نیز با محدودیتهای مشابهی روبهروست.
تفاهمنامه ۴۰ میلیارد دلاری که در سال ۲۰۲۲ میان گازپروم و شرکت ملی نفت ایران امضا شد، انتظاراتی را درباره مشارکت گسترده روسیه ایجاد کرد. اما مرکز پژوهشهای کنگره آمریکا درباره منابع مالی روسیه و میزان منفعت تجاری این کشور از گسترش صادرات گاز ایران تردیدهایی مطرح کرده است.
بازسازی نه به ارزش مالی تفاهمنامهها، بلکه به تامین مالی قطعی، تحویل تجهیزات و بازگشت تاسیسات به مدار بهرهبرداری بستگی دارد.
تحریمها و محدودیتهای پرداختهای بینالمللی، دسترسی ایران به سرمایه خارجی و تجهیزات وارداتی را محدود میکنند و اختلال در صادرات نفت نیز درآمدهای در دسترس برای بازسازی را بیش از پیش کاهش میدهد.
حتی در مواردی که ایران از منابع مالی و توان فنی لازم برای بازسازی برخوردار باشد، احتمال ازسرگیری حملات نظامی مانع دیگری ایجاد میکند.
اگرچه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره ازسرگیری حملات ابراز تردید کرده است، بنا بر گزارشها، برنامهریزان نظامی آمریکا و اسرائیل حملات بیشتری به تاسیسات پتروشیمی ایران را بررسی کردهاند.
احتمال حملات دوباره، بازسازی بلندمدت را دشوارتر میکند. شرکتها ممکن است تمایلی به تامین مالی پروژهها، عرضه تجهیزات تخصصی یا اعزام کارکنان به تأسیساتی نداشته باشند که احتمال دارد بار دیگر هدف حمله قرار گیرند.
این وضعیت تعیین اولویتهای بازسازی را بهویژه مهم میسازد. احیای تاسیسات تصفیه و فرآورش گاز و تاسیسات خدمات زیربنایی مشترک صنعتی ممکن است چندین واحد پاییندستی را دوباره وارد مدار تولید کند؛ در حالی که تعمیر یک تاسیسات صادراتی مجزا، در صورت تداوم اختلال در ارتباطات تامین خوراک آن، ممکن است منافع محدودی داشته باشد.
زمانبندی احیای ظرفیتها نیز تفاوتهای قابلتوجهی خواهد داشت. برخی واحدهای آسیبدیده در صورت دسترسی به تجهیزات ممکن است ظرف چند هفته یا چند ماه فعالیت خود را از سر بگیرند، در حالی که جایگزینی تجهیزات اصلی و ارتقای فناوری ممکن است سالها طول بکشد.
مهندسان ایرانی و شرکای چینی و روسی آنها ممکن است بتوانند بخش بزرگی از زیرساختهای آسیبدیده را احیا کنند.
اما بدون سرمایهگذاری مستمر، دسترسی به فناوریهای تخصصی و حفاظت در برابر حملات بیشتر، تهران در معرض این خطر قرار دارد که بهجای دستیابی به احیای پایدار، در چرخهای از تخریب و بازسازی گرفتار شود.
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و به دست گرفتن کنترل هر دو مجلس کنگره، امکان نظارت بیشتر بر جنگ دونالد ترامپ با حکومت ایران را فراهم کرده است.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند این شکست انتخاباتی ممکن است رییسجمهوری آمریکا را به گسترش عملیات نظامی پیش از آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه ترغیب کند.
پیروزی دموکراتها مخالفان جنگ را در موقعیت قدرتمندتری برای بررسی هزینههای نظامی، تحقیق درباره تصمیمهای دولت و تصویب قوانین محدودکننده اختیارات رییسجمهوری قرار میدهد.
با این حال، تا ۱۳ دی که نمایندگان و سناتورهای جدید کار خود را آغاز میکنند، ترامپ فرصت دارد اهداف نظامی خود را بدون نظارت کنگره جدید دنبال کند.
این احتمال که شکست انتخاباتی به تشدید عملیات نظامی منجر شود، در ارزیابی کارشناسان سیاست خارجی و تحلیلگرانی مطرح شده است که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند.
فرشته پزشک، کارشناس روابط بینالملل، با اشاره به نتیجه انتخابات گفت: «میتوان انتظار داشت آقای ترامپ برای اینکه بتواند هم قدرت خود را نشان دهد و هم بر روایت رسانهها تاثیر بگذارد، حملهای نظامی و شدید، شاید شدیدتر از آنچه در صورت حفظ کنترل کنگره انجام میداد، ترتیب دهد.»
پزشک افزود کنگره جدید ممکن است در تامین بودجه جنگ تاخیر ایجاد کند یا موانعی پیش روی دولت قرار دهد، اما این محدودیتها لزوما نمیتوانند مانع تصمیم ترامپ برای انجام عملیات نظامی شوند.
ترامپ پس از شکست جمهوریخواهان، تاثیر اقتصادی جنگ ایران بر رایدهندگان را پذیرفت، اما این برداشت را که آمریکاییها با اصل عملیات نظامی مخالف بودهاند، رد کرد.
او در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «فکر نمیکنم مساله جنگ باشد. فکر میکنم مساله قیمت بنزین است. مردم با کاری که من در قبال ایران انجام میدهم موافقاند، اما احتمالا حاضر نبودند پیامد کوتاهمدت آن، یعنی پرداخت پول بیشتر برای بنزین، را تحمل کنند.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین در گفتوگو با پولیتیکو از سیاست خود در قبال جمهوری اسلامی دفاع کرد و افزود: «کاملا متقاعد شدهام که تصمیم من درباره ایران، در راستای منافع بلندمدت کشورمان و حتی جهان، کاملا درست بوده و همچنان درست است.»
آیا شکست انتخاباتی به حمله گستردهتر منجر میشود؟
باربارا اسلاوین، پژوهشگر ارشد مرکز استیمسون، ۱۱ آبان در تحلیلی نوشت دولت ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای در حال آمادهسازی یک عملیات نظامی بزرگ علیه جمهوری اسلامی بوده و نتیجه انتخابات میتواند انگیزه رییسجمهوری برای اجرای آن پیش از آغاز به کار کنگره جدید را افزایش دهد.
اسلاوین بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران را از اهداف احتمالی این عملیات دانست.
او در عین حال هشدار داد حملات تازه میتواند متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدامات تلافیجویانه بیشتر جمهوری اسلامی قرار دهد، به افزایش هزینه انرژی بینجامد و بدون تحقق اهداف واشینگتن، به تخریب گسترده منجر شود.
تشدید عملیات نظامی همچنین ممکن است فرصتی در اختیار ترامپ قرار دهد تا پیش از افزایش اختیارات نظارتی دموکراتها، برای دستیابی به نتیجهای تعیینکننده تلاش کند.
امید معماریان، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد محاسبات ترامپ با روسای جمهوری پیشین آمریکا تفاوت دارد.
معماریان گفت: «آقای ترامپ یک رییسجمهور غیرمتعارف است که سود و زیان دستگاه محاسباتیاش با سیاستمدارهای دیگر و روسای جمهور سابق خیلی متفاوت است.»
به باور معماریان، ترامپ برخلاف سیاستمداران متعارف، لزوما پیامد تصمیمهایش برای آینده حزب جمهوریخواه را در اولویت قرار نمیدهد.
او ممکن است از فرصت باقیمانده تا ژانویه برای اجرای عملیاتی شدید بهره ببرد، تواناییهای نظامی یا هستهای ایران را تضعیف کند، اعلام پیروزی کند و سپس بهدنبال مذاکره یا کاهش هزینههای جنگ برود.
معماریان درباره تاثیر نتیجه انتخابات بر احتمال حمله افزود: «به نظر من، [نتیجه انتخابات] احتمال حمله را ممکن است بیشتر هم کرده باشد.»
او معتقد است کنترل دموکراتها بر کنگره، مدیریت جنگ را از طریق تحقیقات، جلسات استماع و بررسی تصمیمهای نظامی برای دولت دشوارتر خواهد کرد.
چنین شرایطی ممکن است انگیزه ترامپ را برای دستیابی سریعتر به نتیجه افزایش دهد، نه اینکه لزوما او را از گزینه نظامی منصرف کند.
این احتمال یک نمونه تاریخی نیز دارد. پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سال ۲۰۰۶، جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری وقت آمریکا، با وجود افزایش مخالفت عمومی با جنگ عراق، در سال بعد شمار نیروهای آمریکایی مستقر در این کشور را افزایش داد.
این سابقه به معنای تکرار همان تصمیم از سوی ترامپ نیست، اما نشان میدهد شکست انتخاباتی لزوما به کاهش فوری عملیات نظامی منجر نمیشود.
دموکراتها تا چه اندازه میتوانند ترامپ را محدود کنند؟
کنترل کنگره اختیارات مهم قانونگذاری و بودجهای در اختیار دموکراتها قرار میدهد، اما رییسجمهوری همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا باقی میماند.
کنگره میتواند درباره عملکرد دولت تحقیق کند، بودجه را محدود سازد و قوانینی برای کنترل عملیات نظامی تصویب کند.
با این حال، ترامپ میتواند چنین قوانینی را وتو کند و لغو وتوی او به رای دوسوم اعضای هر دو مجلس نیاز دارد.
جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در مصاحبه با دویچهوله گفت: «حتی اگر دموکراتها در هر دو مجلس اکثریت داشته باشند، نفوذ آنها به ابزارهای قانونگذاری و سیاسی کنگره محدود خواهد بود.»
دموکراتها پیش از این نیز تلاش کردهاند از اختیارات مالی کنگره برای مخالفت با جنگ استفاده کنند.
تیم کین، سناتور دموکراتی که بارها عملیات نظامی ترامپ بدون مجوز کنگره را به چالش کشیده است، در ماه اوت وعده داد تلاشهایش را برای قطع بودجه جنگ ادامه دهد.
کین در بیانیهای رسمی گفت: «به هر کاری که از دستم برمیآید، برای قطع بودجه جنگی ادامه خواهم داد که در تاریخ بهعنوان یکی از احمقانهترین فجایع سیاست خارجی آمریکا ثبت خواهد شد.»
برخی دیگر از دموکراتها، از جمله کریس کونز، میان تامین دوباره ذخایر تسلیحاتی ارتش آمریکا و تامین بودجه عملیاتی که عملا جنگ را طولانیتر میکند، تفاوت قائل شدهاند.
با این حال، اگر ترامپ پیش از ژانویه دستور حملهای گسترده صادر کند، محدود کردن بودجه ممکن است از نظر سیاسی دشوارتر شود.
مراد ویسی، تحلیلگر سیاسی، گفت دموکراتها ممکن است پس از آغاز به کار کنگره جدید، با جنگی روبهرو شوند که ترامپ پیش از آن آغاز کرده است.
ویسی اضافه کرد: «حتی اگر دموکراتها مخالف جنگ باشند، اگر ترامپ جنگ را آغاز کند و در دوره ریاستجمهوری خود به پایان برساند، موضوع متفاوت است. اما اگر جنگ را به پایان نرساند، دموکراتها ناچار خواهند بود با آن بهعنوان جنگ ایالات متحده روبهرو شوند.»
به این ترتیب، مخالفت با جنگ لزوما به معنای آمادگی برای قطع منابع مورد نیاز نیروهای آمریکایی مستقر در میدان نبرد نخواهد بود.
آیا ترامپ بهدنبال سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد رفت؟
هدف احتمالی عملیات نظامی تازه، یکی از موضوعاتی است که تحلیلگران درباره آن دیدگاههای متفاوتی دارند.
ویسی معتقد است ترامپ ممکن است ادامه دوران ریاستجمهوری خود را فرصتی برای ثبت یک میراث تاریخی بداند؛ میراثی که حتی میتواند شامل اقدام نظامی موثر در سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
ویسی گفت: «به نظر من، ترامپ میتواند این میراث سیاسی را نیز از خود به جا بگذارد که به سرنگونی جمهوری اسلامی کمک کرده باشد. نمیخواهم بگویم حتما این کار را انجام میدهد، اما با توجه به شخصیت ترامپ، چنین اقدامی دور از انتظار نیست و ۶۰ روز هم فرصت دارد.»
او این احتمال را با آنچه تغییر سیاست اسرائیل به سمت سرنگونی جمهوری اسلامی توصیف میکند، مرتبط دانست و افزود اگر ترامپ تصور کند یک عملیات گستردهتر میتواند دستاوردی تعیینکننده برایش داشته باشد، ممکن است از آن حمایت کند.
به باور ویسی، تمایل ترامپ به ثبت دستاوردهای شخصی میتواند در تصمیم او موثر باشد، بهویژه اگر احساس کند یک عملیات نظامی میتواند به تغییر ساختار قدرت در ایران منجر شود.
در مقابل، فرشته پزشک میان وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش خواستههای آمریکا و تلاش آگاهانه برای سرنگونی آن تفاوت قائل است.
پزشک گفت: «ما هنوز شواهدی نمیبینیم که نشان دهد آقای ترامپ در حال انجام اقداماتی است که بتوان از آنها نتیجه گرفت احتمالا قصد دارد به سمت سرنگونی جمهوری اسلامی حرکت کند، نه اینکه صرفا آن را وادار به تسلیم کند.»
به ارزیابی او، ترامپ بیشتر به رویکردی شبیه الگوی ونزوئلا تمایل دارد تا مداخلهای مشابه عراق که مستلزم پذیرش مسئولیت طولانیمدت آمریکا برای بازسازی ساختار سیاسی یک کشور باشد.
پزشک همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا واشینگتن برنامه روشنی برای جایگزینی نهادهای حاکم بر ایران دارد یا نه.
آیا جمهوری اسلامی نتیجه انتخابات را اشتباه تفسیر میکند؟
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نتیجه انتخابات را نشانه مخالفت مردم آمریکا با جنگ دانست و به واشینگتن درباره نادیده گرفتن آنچه خواست رایدهندگان آمریکایی خواند، هشدار داد.
قالیباف چهارشنبه ۱۳ آبان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مردم آمریکا به جنگ نه گفتند و ما هم با آنها موافقیم.»
او در ادامه نوشت: «اگر دولت آمریکا خواست مردمش را نادیده بگیرد و به خواستههای حامیان مالی و باجگیران بینالمللی تن دهد، پاسخ منفی ما به جنگ برای آمریکا به کابوس تبدیل خواهد شد.»
این موضعگیری، برداشت قالیباف از نتیجه انتخابات را با هشداری درباره پیامدهای ادامه عملیات نظامی آمریکا ترکیب میکند.
با این حال، تغییر ترکیب کنگره لزوما به معنای تغییر اهداف راهبردی واشینگتن نیست.
امیر حمیدی، متخصص امنیت ملی مستقر در واشینگتن، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد مقامهای جمهوری اسلامی نباید اختلافات سیاسی در آمریکا را نشانه تضعیف قدرت این کشور تلقی کنند.
حمیدی گفت: «رییسجمهور ترامپ ممکن است اکثریت کنگره را از دست بدهد، اما قدرت ریاست جمهوری را از دست نداده و شکست انتخاباتی یک حزب، شکست قدرت ملی آمریکا نیست.»
او گفت اشتباه گرفتن این دو موضوع میتواند هزینه یک خطای محاسباتی راهبردی را برای جمهوری اسلامی بسیار سنگین کند.
به گفته حمیدی، رییسجمهوری آمریکا همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح است و اختیارات مهمی در دیپلماسی و مدیریت بحران دارد.
هرچند نظارت کنگره بر عملیات نظامی و هزینههای جنگ ممکن است با پیروزی دموکراتها افزایش یابد، این تحول لزوما به معنای کاهش قدرت بازدارندگی آمریکا نیست.
حمیدی همچنین تاکید کرد توانایی آمریکا تنها به شخص رییسجمهوری وابسته نیست، بلکه بر نهادهای قانونی، قدرت نظامی، اقتصاد و شبکه گسترده متحدان این کشور تکیه دارد.
پیروزی دموکراتها ممکن است جدول زمانی سیاسی جنگ ایران را تغییر داده باشد، بیآنکه کنترل فوری آن را از دست ترامپ خارج کرده باشد.
تا زمان آغاز به کار کنگره جدید، ترامپ همچنان اختیار اتخاذ تصمیمهای نظامی را دارد؛ تصمیمهایی که میتوانند مسیر جنگ را حتی پس از پایان دوره انتقالی تحت تاثیر قرار دهند.
یک حمله گسترده در این فاصله ممکن است قانونگذاران تازهوارد را در برابر تصمیمهای انجامشده و تعهدات نظامی دشوار برای بازگشت قرار دهد.
نتیجه انتخابات برای جمهوری اسلامی نیز پرسشی مهم ایجاد کرده است: آیا اختلافات سیاسی داخلی آمریکا به خویشتنداری واشینگتن منجر خواهد شد یا نزدیک شدن موعد آغاز به کار کنگره جدید میتواند انگیزه اقدام نظامی بیشتر را افزایش دهد؟
از این منظر، هفتههای پیش رو ممکن است بیش از ترکیب جدید قدرت در کنگره بر مسیر جنگ تاثیر بگذارند.
انتخاباتی که قرار بود جهت سیاست آمریکا را تغییر دهد، میتواند پیش از آنکه نمایندگان تازهمنتخب امکان اثرگذاری عملی بر جنگ را پیدا کنند، با چرخشی تعیینکننده در آن همراه شود.
درگذشت حمید علیدوستی، پدر ترانه علیدوستی، و حملاتی که همزمان با مراسم تشییع و خاکسپاری او متوجه این بازیگر شد، بار دیگر یکی از تاریکترین وجوه فضای مجازی را به نمایش گذاشت: سایبربولی و خشونتی که بخشی از کاربران دیگر در آن هیچ مرز اخلاقی و انسانیای نمیشناسند.
تلخ است که حتی لحظات سوگواری یک انسان نیز از حملات کسانی که اختلاف سیاسی را به خصومت شخصی تبدیل کردهاند، در امان نیست.
ترانه علیدوستی، فارغ از هر موضع سیاسی و دیدگاهی که ممکن است با آن موافق یا مخالف باشیم، در این لحظه پیش از هر چیز دختری است که پدرش را از دست داده است.
آیا برای درک این واقعیت باید با تمام مواضع سیاسی او موافق باشیم؟
در فرهنگ ایرانی، احترام به خانواده و بازماندگان کسی که عزیزی از دست داده، همواره بخشی از قواعد ابتدایی همزیستی اجتماعی بوده است؛ هرچند این حرمت همیشه و در مورد همه رعایت نشده، بهویژه وقتی پای وابستگان به ساختار قدرت یا مخالفان حکومت در میان بوده است.
با اینحال، اختلاف سیاسی نباید بهانهای برای عبور از ابتداییترین مرزهای انسانی باشد.
این حملات محدود به ترانه علیدوستی نیست و طی سالهای اخیر، افراد متعددی از طیفهای سیاسی و اجتماعی مختلف هدف توهین، تهدید و تخریب قرار گرفتهاند.
مساله دیگر صرفا اختلاف نظر نیست؛ شکلگیری فرهنگی است که در آن فحاشی و آزار روانی به ابزاری برای وادار کردن دیگران به سکوت یا همسویی تبدیل میشود.
سایبربولی؛ فراتر از چند کامنت توهینآمیز
افراد در برابر آزار اینترنتی واکنش یکسانی ندارند. بهطور تقریبی میتوان سه نوع واکنش را در میان قربانیان مشاهده کرد: گروهی که چندان تحت تاثیر قرار نمیگیرند. گروهی که آسیب میبینند، اما با کمک تواناییهای فردی و حمایت اطرافیان آثار آن را مدیریت میکنند و گروهی که فشار حملات بهتدریج زندگی شخصی، اجتماعی یا حرفهای آنان را مختل میکند.
برای گروه سوم، آزار مستمر و گروهی ممکن است به انزوا، افسردگی و بحرانهای جدی سلامت روان منجر شود و در موارد شدید، خطر خودآسیبرسانی را افزایش دهد. بنابراین، چیزی که برای یک کاربر چند کلمه در یک صفحه نمایش است، ممکن است برای فرد دیگری بخشی از فشاری فرساینده و مداوم باشد.
این مساله در جامعهای مانند ایران که سالها با سرکوب، بحرانهای سیاسی، فشار اقتصادی، جنگ و ترومای جمعی روبهرو بوده، اهمیت بیشتری دارد. جامعهای با این حجم از خشم و آسیب، بیش از هر زمان دیگری به همدلی و بازسازی اعتماد اجتماعی نیاز دارد؛ نه اینکه شهروندان خشم و ناامیدی خود را به سمت یکدیگر تخلیه کنند.
در بخشی از فضای مجازی، بهخصوص شبکه ایکس، موجی از برچسبزنی سیاسی، اتهامزنی بدون سند، فحاشی جنسیتزده و حتی تهدید به تجاوز و قتل به چشم میخورد. بدون دادههای معتبر نمیتوان ادعا کرد کاربران خارج از کشور بیش از کاربران داخل ایران در این رفتارها نقش دارند؛ اما شدت برخی برخوردها در این فضاها قابل تامل است.
همچنین نسبت دادن قطعی این حملات به یک جریان سیاسی مشخص یا یک عملیات سازمانیافته، بدون شواهد کافی، درست نیست و باید میان رفتار فردی کاربران، حملات هماهنگ و عملیات احتمالی سازمانیافته، تفاوت گذاشت.
جمهوری اسلامی و دیگر جریانهای سیاسی نیز ممکن است از فضای دوقطبی و تخریب متقابل بهرهبرداری کنند، اما نکته اساسی این است که سایبربولی به هیچ گروه سیاسی خاصی تعلق ندارد و هر کسی، با هر عقیدهای، ممکن است قربانی آن شود.
ناشناس بودن به معنای بیمسئولیتی نیست
بخشی از مشکل به این تصور برمیگردد که اینترنت فضایی بدون مسئولیت است.
برخی کاربران تصور میکنند پشت صفحه نمایش میتوان هر چیزی گفت و هیچ پیامدی متوجه آنها نخواهد شد؛ در حالی که ناشناس بودن یا استفاده از حساب کاربری مستعار، مسئولیت اخلاقی و در مواردی مسئولیت قانونی را از بین نمیبرد.
البته هر انتقاد یا توهینی الزاما جرم نیست؛ اما تهدید جدی، آزار مستمر، تعقیب اینترنتی و انتشار غیرمجاز اطلاعات خصوصی، بسته به قوانین کشورها و شرایط پرونده، میتوانند قابل پیگرد باشند.
تجربه اروپا؛ قانون در کنار حمایت و آموزش
در بسیاری از کشورهای اروپایی، مقابله با آزار اینترنتی فقط به توصیه اخلاقی محدود نمیشود و مجموعهای از مسیرهای قانونی، حمایتی و آموزشی برای قربانیان وجود دارد.
این ساز و کارها کامل نیستند و تضمین نمیکنند که هر شکایتی به نتیجه برسد، اما دستکم راههایی برای درخواست کمک فراهم میکنند.
در بریتانیا، تهدید و آزار مستمر اینترنتی، بسته به شرایط، ممکن است تحت قوانین مربوط به harassment یا ارتباطات مخرب بررسی شود.
پلیس متروپولیتن راهنمای مشخصی درباره آزار در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.
افراد همچنین میتوانند از طریق پلیس، خدمات حمایتی مانند The Cyber Helpline و در مسائل مرتبط با محیط کار از طریق مدیر، واحد منابع انسانی یا نهاد Acas کمک بگیرند.
قانون Online Safety Act 2023 نیز برای پلتفرمهای مشمول، تعهداتی در زمینه ایمنی کاربران و مقابله با محتوای غیرقانونی ایجاد کرده است.
در آلمان، بسته به نوع رفتار، موادی از قانون کیفری درباره توهین، افترا، تهدید و تعقیب مستمر میتوانند کاربرد داشته باشند.
سامانههای پلیس آنلاین (Onlinewache) در ایالتهای مختلف امکان ثبت برخی گزارشها و شکایتها را فراهم میکنند. پلیس همچنین بر حفظ مستندات و مراجعه به مراجع رسمی در موارد جدی تاکید دارد.
نهادهایی مانند JUUUPORT و klicksafe نیز در زمینه آموزش و پیشگیری فعالیت میکنند.
در فرانسه، سرویس ۳۰۱۸ بهصورت رایگان و محرمانه، هفت روز هفته از ساعت ۹ تا ۲۳، به کودکان و نوجوانان قربانی آزار دیجیتال کمک میکند.
وبسایت رسمی Service-Public نیز درباره نحوه گزارش آزار اینترنتی، مراجعه به پلیس یا دادستانی و درخواست حذف محتوای غیرقانونی، راهنمایی ارائه میدهد.
سامانه PHAROS هم برای گزارش برخی محتواهای غیرقانونی در اینترنت در نظر گرفته شده است.
این نمونهها نشان میدهند مقابله با سایبربولی به ترکیبی از قانون، پلیس، حمایت روانی و حقوقی، آموزش عمومی و مسئولیت پلتفرمها، نیاز دارد.
یکی از مشکلات جامعه ایرانی، چه در داخل و چه در خارج کشور، ناآگاهی از همین مسیرهای حمایتی است. بسیاری نمیدانند چگونه مستندات آزار را حفظ کنند، به کجا مراجعه کنند یا چطور از امکانات محل کار، دانشگاه و کشور محل اقامتشان کمک بگیرند.
اطلاعرسانی رسانهها و انجمنهای ایرانی درباره این حقوق میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
اختلاف سیاسی، مجوز حذف انسانیت نیست
پرسش اصلی این است: چرا بخشی از خشم سیاسی جامعه بهجای آن که متوجه ساختار قدرت و عاملان سرکوب شود، به سمت افرادی میرود که ممکن است خودشان نیز قربانی همان ساختار باشند؟
جمهوری اسلامی سالها جامعه را با دوگانه «با ما» و «بر ما» تقسیم کرده است. آیا قرار است مخالفان این حکومت نیز همان منطق را در روابط اجتماعی خود بازتولید کنند؟ آیا میتوان مدعی دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بود، اما برای کسانی که با ما همنظر نیستند، حق برخورداری از کرامت انسانی قائل نشد؟
همبستگی اجتماعی به معنای یکسان فکر کردن نیست و ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتوانیم در کنار کسی بایستیم که با او اختلاف نظر داریم، اما حقوق انسانیاش در حال نقض شدن است.
مسئولیت این وضعیت فقط بر عهده مهاجمان نیست. تماشاگران نیز در شکلگیری فرهنگ فضای مجازی نقش دارند. لازم نیست برای محکوم کردن آزار یک فرد، از تمام مواضع سیاسی او دفاع کنیم. گاهی کافی است بهجای بازنشر تصاویر حاوی فحاشی و تهدید، خود رفتار را محکوم کنیم و از قربانی، حمایت انسانی نشان دهیم.
بازنشر مکرر محتوای آزارگرانه، حتی با نیت انتقاد، ممکن است دامنه انتشار آن را بیشتر کند.
جامعه ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد و همبستگی نیاز دارد. باید پیش از آن که فضای اجتماعی ما از وضعیت خاکستری به سیاهی مطلق برسد، در برابر فرهنگ تخریب و ارعاب، فارغ از اینکه عاملان آن به کدام طیف سیاسی تعلق دارند، مرزبندی کنیم.
هیچ عقیده و هدف سیاسیای نمیتواند توجیهی برای تهدید، تحقیر و آزار انسانها باشد.
نباید به لمپنهای فضای مجازی، از هر جریان و گرایشی که باشند، اجازه دهیم گفتوگو را به میدان عربدهکشی و تخریب تبدیل کنند.
قرار نیست همه مثل هم فکر کنیم. قرار نیست همه یکدیگر را تایید کنیم. اما باید بر سر یک اصل توافق داشته باشیم: هیچکس حق ندارد به بهانه اختلاف سیاسی، کرامت انسانی دیگری را لگدمال کند.
اگر قرار است فردای ایران متفاوت از امروز باشد، این تفاوت باید از همین امروز و از رفتار خود ما آغاز شود.
کمی آنسوتر از شلوغی بازار قدیمی مدینه تونس، در میان عطر چای صنوبر و شیرینیهای لذیذ عربی، ساختمان وزارت کشور تونس در بلوار الحبیب بورقیبه خودنمایی میکند.
این بلوار که ۱۵ سال پیش شاهد یکی از بزرگترین جشنهای تاریخ معاصر تونس بود؛جشن پیروزی انقلاب مردم و فرار زینالعابدین بنعلی، دیکتاتور این کشور، پس از ۲۳ سال حکومت.
انقلاب تونس با خودسوزی یک جوان دستفروش در اعتراض به فقر و تبعیض آغاز شد و بهتدریج به کشورهای دیگر منطقه سرایت کرد؛ خیزشی که بعدها «بهار عربی» نام گرفت و به تغییرات بنیادین سیاسی در شماری از کشورهای منطقه انجامید.
حالا، ۱۵ سال پس از آن روزهای تاریخی، دوباره به همان خیابان آمدهام. حضور پرشمار نیروهای امنیتی و موانع ترافیکی، تا حدی آرامش کافههای اطراف را بر هم زده است. پوسترهایی با هشدار «عکاسی ممنوع» تقریبا هر چند قدم یکبار به چشم میخورند و نزدیک شدن به پیادهرو مقابل وزارت کشور نیز تقریباً غیرممکن است.
از جوانی که در یکی از کافهها قهوه سرو میکند، درباره دلیل این فضای امنیتی میپرسم. میگوید طی هفته گذشته چندین تجمع اعتراضی در همین بلوار برگزار شده و نیروهای امنیتی برای کنترل جمعیت، شبانهروز در این منطقه حضور دارند. او دوستانه توصیه میکند اگر امشب هم خیابان شلوغ شد، سریع به هتل برگردم.
اما چرا مردم تونس، ۱۵ سال پس از انقلاب، بار دیگر به خیابانها آمدهاند؟
پاسخ این پرسش را در شهر بنزرت، در شمال تونس، بهتر میتوان درک کرد. شهری تاریخی که قدمتش به دوران فینیقیها بازمیگردد، اما این روزها کوچههایش پر از دستفروشانی است که بیشترشان لباسهای دستدوم و اقلام خوراکی عرضه میکنند. لباسهایی که اتفاقا خریداران بسیاری هم دارند.
اندکی بعد، باران پاییزی شدت میگیرد و در عرض چند دقیقه، کوچهها و معابر اصلی شهر را آب فرا میگیرد. دستفروشان شتابزده بساطشان را جمع میکنند و به گوشهای پناه میبرند.
منظره خیابانها و شرایط دشوار زندگی مردم، بیش از هر چیز یادآور اردوگاههای آوارگان است؛ شهری که فقر در کوچههایش به چشم میآید و نبود زیرساختهای مناسب، مشکلات زندگی روزمره را دوچندان کرده است.
انقلاب تونس در ژانویه ۲۰۱۱، که به سرنگونی زینالعابدین بنعلی، رییسجمهوری وقت، انجامید، با امیدهای زیادی برای بهبود وضعیت اقتصادی، کاهش فساد، ایجاد اشتغال و برقراری عدالت اجتماعی همراه بود.
اما بیش از ۱۵ سال پس از انقلاب، تونس همچنان با مشکلات عمیق اقتصادی دستوپنجه نرم میکند. اگرچه این کشور توانست دورهای از گذار سیاسی را تجربه کند، اما در دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و بهبود چشمگیر وضعیت زندگی بخش بزرگی از مردم ناکام ماند.
بیثباتی اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری خارجی، نرخ بیکاری نزدیک به ۱۵ درصد، افزایش قیمت مواد غذایی و بحران کمآبی، از مهمترین چالشهایی هستند که تونس پس از انقلاب همچنان با آنها روبهروست.
آمارهای بانک جهانی نیز چشمانداز چندان امیدوارکنندهای را ترسیم نمیکنند. بر اساس تازهترین برآوردهای سال ۲۰۲۶، اقتصاد تونس همچنان با رشد محدود و مشکلات ساختاری روبهروست.
طبق پیشبینی بانک جهانی، رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۳ درصد خواهد بود. نرخ بیکاری در سهماهه دوم سال به ۱۴.۹ درصد رسیده و نرخ بیکاری زنان نیز ۲۱.۶ درصد گزارش شده است.
در مسیر بازگشت از بنزرت، از سعد، راننده تاکسی خطی، درباره شرایط تونس پس از انقلاب میپرسم. او از سالهای نخست پس از انقلاب و دوره گذار سیاسی با نگاهی مثبت یاد میکند. خوشحال است که مردم در مقایسه با دوران بنعلی از آزادی بیان بیشتری برخوردارند، اما معتقد است قیس سعید، رییسجمهوری کنونی، کشور را بار دیگر به سمت بحران سوق داده است.
سعد میگوید: «ما برای آزادی تونس خون دادیم؛ مبارزه ادامه دارد.»
تونس پس از انقلاب ۲۰۱۱، دورهای از گذار دموکراتیک را تجربه کرد، اما از سال ۲۰۲۱ و در پی اقدامهای قیس سعید، رییسجمهوری این کشور، ساختار سیاسی به سمت تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری حرکت کرده است.
قیس سعید در ژوئیه ۲۰۲۱ پارلمان را تعلیق و نخستوزیر را برکنار کرد. قانون اساسی جدید که در سال ۲۰۲۲ به تصویب رسید نیز اختیارات گستردهتری به رییسجمهوری داد.
اما این همه ماجرا نیست. احزاب مخالف، فعالان سیاسی، روزنامهنگاران و شماری از وکلای حقوق بشری با بازداشت و پیگرد قضایی مواجه شدهاند. دیدهبان حقوق بشر نیز در گزارش سپتامبر ۲۰۲۶ از افزایش فشار بر جامعه مدنی و سازمانهای غیردولتی خبر داده است.
مجموعه این تحولات باعث شد در پاییز ۲۰۲۶، هزاران نفر بار دیگر بلوار الحبیب بورقیبه را با شعارهای اعتراضی خود به لرزه درآورند. حضور گروههای مختلف سیاسی و مدنی در این تجمعها نشان داد که مخالفان، با وجود محدودیتها، همچنان توان بسیج اجتماعی دارند و برای دستیابی به مطالبات سیاسی و اقتصادی خود پافشاری میکنند.
این تکثر سیاسی و آزادی بیان، هرچند محدود، از دستاوردهای انقلاب ۲۰۱۱ است؛ انقلابی که مردم تونس برای آن هزینههای سنگینی پرداختند.
خورشید غروب کرده است. چند جوان زیر مجسمه بزرگ حبیب بورقیبه، رهبر جنبش استقلال تونس از فرانسه، ایستادهاند و با یکدیگر گپ میزنند. کمی آنسوتر، ماموران امنیتی با بیحوصلگی عبور و مرور خودروها را زیر نظر دارند.شاید سایه بحران هنوز از سر تونس کم نشده باشد، اما موج تازه اعتراضها نشان میدهد نسل جوان این کشور میداند که انقلاب، حتی پس از پیروزی، نیازمند مراقبت و پاسداری است.
برای مهتاب، هنرمند ایرانی، سرکوب هالووین در امتداد مقابله جمهوری اسلامی با جامعهای است که مردمش پس از کشتار دی و جنگ، در خیابان و کنار یکدیگر راهی برای ادامه زندگی میجویند و با انتخاب آنچه میپوشند و آنگونه که شادی میکنند، اختیار زندگی خود را پس میگیرند.
شامگاه جمعه هشتم آبان، جوانانی که با لباسها و گریمهای هالووین در خیابان ایرانشهر تهران گرد آمده بودند، با حمله نیروهای بسیجی و لباسشخصی روبهرو شدند.
یک شاهد عینی در گفتوگو با ایراناینترنشنال از بازداشت دو نفر خبر داد.
اطلاعات دریافتی نیز از ضربوشتم شهروندان و تعطیلی کافههای این محدوده حکایت داشت.
مهتاب، نقاش و بازیگر تئاتر ۳۲ ساله که در هلند تاریخ هنر خوانده و اکنون در این کشور فعالیت میکند، شهریور امسال پس از دو سال به ایران بازگشت و دو هفته آنجا ماند.
او پیش از برخوردهای اخیر با جشن هالووین، جوانانی را در خیابانهای تهران دیده است که راههای تازهای برای معاشرت، انتخاب پوشش و ابراز و بیان خود یافتهاند.
مهتاب در گفتوگو با ایراناینترنشنال، برخورد با جشن هالووین را در پیوند با همین تحولات میبیند؛ تغییراتی که به باور او، در جامعهای زخمخورده از کشتار دی و جنگ شکل گرفتهاند و از دگرگونی رابطه مردم با زندگی، مرگ و ترس حکایت دارند.
نیاز به کنار هم بودن پس از کشتار دی
مهتاب در سفر به تهران میخواسته است بداند جامعه به کشتار دی و صدای موشکها چگونه واکنش نشان داده، این تجربهها چه اثری بر روان مردم گذاشته و زخمهایشان چگونه در زندگی روزمره بازتاب یافته است.
او در خیابانهای سنایی و ایرانشهر، نشانههای این پاسخ را در دورهمیهای جوانان، آزادی در انتخاب پوشش و پاتوقهایی دیده است که فضایی برای دیدار و گفتوگو فراهم میکردند.
از نگاه او، شکلگیری این فضاها را باید در کنار نیاز مردم به تحمل و فهم تجربههای دردناکشان دید.
مهتاب معتقد است قطع اینترنت نیز به این نیاز جهت داده است؛ جوانانی که برای حرف زدن درباره کشتار دی و هضم آن تجربه هولناک به یکدیگر احتیاج داشتند، به دیدارهای حضوری و پاتوقهای شهری روی آوردند.
او برای توصیف این همراهی، از تعبیر «رفیقدرمانی» استفاده میکند.
در برداشت این هنرمند، تجربه نزدیک شدن مرگ و خشونت، نگاه بخشی از مردم به زندگی را تغییر داده است: «پس از دی و جنگ، لحظههای با هم بودن ارزش دیگری پیدا کردهاند و تهدیدهای حکومت نیز برای بسیاری، قدرت بازدارندگی پیشین را ندارند.»
از همین منظر، استقبال از هالووین را میتوان در امتداد سبک زندگی و روحیهای دید که مهتاب در سفر شهریور تجربه کرده است: فرصتی دیگر برای جمع شدن، انتخاب کردن و حضور یافتن در خیابان.
چشم مهتاب بهعنوان نقاش و بازیگر، در تهران به رنگها، لباسها و شکل حضور بدن در فضای عمومی بوده است.
او از فروشگاههایی در ایرانشهر میگوید که لباس، زیورآلات، کیف و کفش طراحان را کنار هم عرضه میکنند و برای نوجوانان و جوانان، امکان نزدیک شدن به دنیای مد و تجربه سبکهای متفاوت را فراهم آوردهاند.
این «کانسپت استورها» در نگاه او حالوهوایی شبیه فضایی برای نمایش پیدا کردهاند؛ جایی که انتخاب لباس با میل به دیده شدن و نشان دادن سلیقه شخصی پیوند میخورد.
مهتاب رد تاثیر انیمه و پوشیدن لباس شخصیتهای داستانی را در این فضا میبیند و از مشاهده جوانانی با سبک پوشش گوتیک در خیابان آذرشهر میگوید؛ افرادی که پاتوق و جمع خود را پیدا کردهاند.
در خاطره او از این سفر، طعم قهوه، کیفیت غذاها و تنوع کافهها و رستورانها نیز جای دارد. توجهش به جزییاتی جلب شده که به خیابان حس زندگی میدهند و مردم را برای ماندن و معاشرت، دعوت میکنند.
او پوشش آزادانهتر مردم را نشانهای از تغییر مناسبات اجتماعی میداند؛ شکل گرفتن جمعهایی که در آنها، تحمیلکنندگان سبک زندگی مذهبی دیگر به آسانی نمیتوانند برای دیگران تعیین تکلیف کنند.
این فضاها پیشتر نیز هدف برخورد قرار گرفتهاند: در مرداد، پس از پلمب شماری از کافههای سنایی، سکوها و باغچههای مقابل آنها که محل نشستن و دورهمی شهروندان شده بودند، شبانه تخریب شدند.
تماشای آزادی هرچه بیشتر نسل جوان در انتخاب پوشش، مهتاب را به دوران دانشجویی خودش برمیگرداند؛ زمانی که حتی خریدن لباس مستلزم در نظر گرفتن پسند و ناپسند دیگران بود.
او میگوید: «با خودم میگفتم بابت بدنم بهعنوان یک زن باید به چند نفر حساب پس بدهم؟ خانواده، دانشگاه، گشت ارشاد؟ این بدن چند صاحب دارد؟»
در تجربه او، زن برای بیرون رفتن از خانه باید مجموعهای از داوریها و محدودیتها را با خود حمل میکرده است.
حالا در جوانانی که او در تهران دیده، فاصله گرفتن از همین قیدها را تشخیص میدهد؛ نسلی که میخواهد با بدن و لباس انتخابی خود در فضای عمومی حاضر شود و خفقان را بشکند.
مهتاب لباسهای نامتعارف هالووین را نیز در همین مسیر میبیند. از نگاه او، نسلی که سالها در مدرسه به پوشش یکسان وادار شده، در چنین مناسبتهایی امکان تجربه ظاهری را پیدا میکند که از الگوی تحمیلی جمهوری اسلامی فاصله دارد.
در این خوانش هنری، لباس و گریم بخشی از بیان فرد هستند؛ راهی برای اینکه هر کس تصمیم بگیرد چگونه دیده شود.
مهتاب برای توضیح این تغییر، به مفهوم «کارناوال» در اندیشه میخاییل باختین، فیلسوف و نظریهپرداز ادبی روس، اشاره میکند.
در کارناول، نظم رسمی و سلسلهمراتب برای مدتی به چالش کشیده میشوند و اقتدار و قواعد تثبیتشده در معرض خنده و بازی قرار میگیرند.
با این حال، به باور او، آنچه در میان جوانان ایران جریان دارد، از یک مناسبت موقت فراتر رفته است.
انتخاب پوشش، ساختن پاتوق و حضور آزادانه در خیابان، به تلاشی روزانه تبدیل شده؛ چیزی که او از آن با تعبیر «کارناوال هر روزه» یاد میکند.
در برداشت مهتاب، هالووین یکی از جلوههای آشکار این اشتیاق است؛ میل به تجربه کردن و متفاوت بودن که در روزهای دیگر نیز در لباسها، معاشرتها و انتخابهای جوانان ادامه دارد.
چرا یک جشن حکومت را میترساند؟
پاسخ مهتاب به چرایی برخورد با هالووین، از خود جشن فراتر میرود: «گرد هم آمدن مردم عادی، به هر دلیلی، برای حکومت ترس ایجاد میکند.»
او مخالفت با حضور آزادانه شهروندان را بخشی از ماهیت جمهوری اسلامی میداند؛ حکومتی که تفاوت را پس میزند و میخواهد همه را به یک شکل درآورد.
از این منظر، جمعیتی که بدون فرمان حکومت و برای شادی دلخواه خود در خیابان حاضر میشود، اختیار حکومت را بر فضای عمومی به چالش میکشد.
دامنه برخوردهای هالووین به ایرانشهر محدود نماند. پلیس قزوین از پلمب ۱۹ واحد صنفی در چارچوب مقابله با «ترویج جشن غیرایرانی هالووین» خبر داد و دادستان یزد نیز از پلمب محلهای برگزاری این جشن در یزد و اردکان و احضار برگزارکنندگان گفت.
مهتاب وجه دیگری هم در این برخوردها میبیند: از نگاه او، استقبال از جشنی که شکل امروزی آن با فرهنگ عمومی آمریکا پیوند خورده، با تبلیغات حکومت درباره دشمنی مردم با آمریکا، بهویژه در زمان جنگ، سازگار نیست.
او سرکوب شرکتکنندگان را نوعی تلافیجویی حکومت از مردم بابت همین انتخاب فرهنگی میداند.
مهتاب که تاریخ هنر خوانده، داد و ستد میان فرهنگها را طبیعی و مایه غنای آنها میداند.
پرسش او ساده است: «چرا ما نباید هالووین را جشن بگیریم؟»
او حتی در این جشن امکان بومی شدن میبیند؛ فرهنگ عامه ایران شخصیتها و قصههای ترسناک دارد که به باور مهتاب میتوان آنها را به لباسها، گریمها و روایتهای هالووین پیوند زد.
برای او، چنین برخوردی با یک مناسبت فرهنگی، فرصتی برای تخیل و آفرینش است.
روایت مهتاب از تهران، زندگی پس از کشتار دی را در این تلاشها دنبال میکند؛ در نیاز به دیدار دوست، انتخاب لباس و پیدا کردن جایی برای ماندن در کنار دیگران.
هالووین به این میل چهرهای نمایشی داد و برخورد حکومت، دوباره همان پرسش را پیش کشید که از تجربه دانشجویی مهتاب تا خیابان ایرانشهر امروز امتداد یافته است: اختیار بدن و زندگی مردم با کیست؟