حملات پیاپی آمریکا و اسرائیل به تاسیسات ذخیرهسازی نفت، پالایشگاههای گاز و زیرساختهای پتروشیمی ایران آسیب وارد کرده است.
مهندسان ایرانی با حمایت تامینکنندگان چینی و روسی ممکن است بتوانند بخش قابلتوجهی از ظرفیت آسیبدیده را احیا کنند اما تحریمها، محدودیت سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات و تهدید حملات بیشتر، چشمانداز بهبود پایدار این صنعت را پیچیده کرده است.
تحلیل تصاویر ماهوارهای «رصدخانه منازعات و محیط زیست» (CEOBS) پس از حملات ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵، انهدام چهار مخزن ذخیرهسازی در انبار نفت شهران تهران را تایید کرد.
همین تحلیل، خسارتهای واردشده به فاز ۱۴ پارس جنوبی را نیز ثبت کرد؛ جایی که رسانههای دولتی ایران از توقف موقت تولید روزانه ۱۲ میلیون مترمکعب گاز خبر داده بودند.
به گزارش رصدخانه منازعات و محیط زیست، حملات بعدی در مارس ۲۰۲۶ به تاسیسات ذخیرهسازی نفت در شهران، اقدسیه و کرج و همچنین مجموعه پالایشگاه تهران آسیب وارد کرد.
آژانس بینالمللی انرژی نیز پس از حملات به عسلویه، آسیبدیدگی تاسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی را شناسایی کرد.
زیرساختهای پتروشیمی نیز متحمل خسارتهای بیشتری شدند. نشریه تخصصی صنعت پتروشیمی «آیسیآیاس» (ICIS) گزارش داد که حملات ۴ آوریل تاسیسات تامین خدمات جانبی فجر ۱ و فجر ۲ در ماهشهر را هدف قرار داد و مجتمع بندر امام نیز تا حدی آسیب دید.
تاسیسات فجر خدمات زیربنایی ضروری را برای دیگر واحدهای صنعتی تامین میکنند؛ بنابراین آسیب به این تاسیسات میتواند تولید را در محدودهای بسیار فراتر از محلهای مستقیما هدف قرارگرفته مختل کند.
چالشهای پیش رو
گزارشهایی نیز از آغاز روند احیای ظرفیتها منتشر شده است. رویترز در ۲۳ سپتامبر به نقل از یک مقام ایرانی گزارش داد که نیمی از ظرفیت آسیبدیده پارس جنوبی احیا شده است، هرچند امکان تایید مستقل این موضوع همچنان محدود بود.
ایران از توان مهندسی داخلی قابلتوجهی برخوردار است. پیمانکاران داخلی با وجود تحریمها توسعه میدانهای نفت و گاز را ادامه دادهاند و مهندسان شرکت مپنا نیز از آزمایشهای موفق توربینهای سنگین ارتقایافته خبر دادهاند.
اما ترمیم خسارتهای فیزیکی ناشی از جنگ تنها یکی از چالشهای صنعتی است که پیش از این نیز با سالها کمبود سرمایهگذاری و محدودیت دسترسی به فناوریهای تخصصی دستوپنجه نرم میکرد.
با افزایش عمر مخازن گازی، کاهش فشار میتواند تولید را پایین بیاورد، مگر آنکه تجهیزات اضافی برای تقویت فشار نصب شود. بنابراین حفظ سطح تولید حتی در تاسیساتی که از حملات نظامی در امان ماندهاند نیز به سرمایهگذاری نیاز دارد.
این مشکل بهویژه در پارس جنوبی، میدان عظیم گازی مشترک ایران و قطر، حاد است.
بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، خروج شرکای خارجی برنامههای نصب تجهیزات تقویت فشار در بخش فراساحلی فاز ۱۱ پارس جنوبی را مختل کرده است.
این شکاف در حوزه گاز طبیعی مایعشده (الانجی) حتی آشکارتر است.
ایران مدتهاست بهدنبال توسعه صادرات گاز طبیعی مایعشده بوده است، اما بهگفته اداره اطلاعات انرژی آمریکا، محدودیتهای دسترسی به فناوری ناشی از تحریمها به توقف این برنامهها کمک کرده است.
بازسازی تجهیزات آسیبدیده فرآورش گاز میتواند به احیای عرضه داخلی کمک کند. با این حال، چنین اقدامی بهخودیخود یک صنعت رقابتی صادرات الانجی ایجاد نخواهد کرد؛ صنعتی که به فناوری تخصصی مایعسازی گاز، تامین مالی، ترتیبات حملونقل دریایی و مشتریان بلندمدت نیاز دارد.
آیا مسکو و پکن به کمک میآیند؟
چین و روسیه گزینههای بالقوهای برای جایگزینی تامینکنندگان غربی به شمار میروند، اما نمیتوان فرض را بر این گذاشت که هر یک از این دو کشور حاضر یا قادر به تامین مالی و بازسازی صنعت انرژی ایران در مقیاس موردنیاز خواهد بود.
چین یکی از خریداران عمده نفت ایران است و میتواند تجهیزات، خدمات مهندسی و منابع مالی پروژهها را تامین کند. با این حال، خرید نفت خام با تخفیف لزوما به معنای تمایل به اجرای پروژههای زیرساختی پرهزینه و بلندمدت نیست.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا خروج شرکت ملی نفت چین (CNPC) از فاز ۱۱ پارس جنوبی پس از اعمال مجدد تحریمهای آمریکا را مستند کرده است. شرکتهای چینی که اجرای پروژههای جدید را بررسی میکنند، همچنان باید امنیت دریافت پرداختها، دسترسی به تجهیزات و بازدهی سرمایهگذاری در مقایسه با فرصتهای موجود در دیگر مناطق را ارزیابی کنند.
کمکهای روسیه نیز با محدودیتهای مشابهی روبهروست.
تفاهمنامه ۴۰ میلیارد دلاری که در سال ۲۰۲۲ میان گازپروم و شرکت ملی نفت ایران امضا شد، انتظاراتی را درباره مشارکت گسترده روسیه ایجاد کرد. اما مرکز پژوهشهای کنگره آمریکا درباره منابع مالی روسیه و میزان منفعت تجاری این کشور از گسترش صادرات گاز ایران تردیدهایی مطرح کرده است.
بازسازی نه به ارزش مالی تفاهمنامهها، بلکه به تامین مالی قطعی، تحویل تجهیزات و بازگشت تاسیسات به مدار بهرهبرداری بستگی دارد.
تخریب، بازسازی و تکرار دوباره
تحریمها و محدودیتهای پرداختهای بینالمللی، دسترسی ایران به سرمایه خارجی و تجهیزات وارداتی را محدود میکنند و اختلال در صادرات نفت نیز درآمدهای در دسترس برای بازسازی را بیش از پیش کاهش میدهد.
حتی در مواردی که ایران از منابع مالی و توان فنی لازم برای بازسازی برخوردار باشد، احتمال ازسرگیری حملات نظامی مانع دیگری ایجاد میکند.
اگرچه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره ازسرگیری حملات ابراز تردید کرده است، بنا بر گزارشها، برنامهریزان نظامی آمریکا و اسرائیل حملات بیشتری به تاسیسات پتروشیمی ایران را بررسی کردهاند.
احتمال حملات دوباره، بازسازی بلندمدت را دشوارتر میکند. شرکتها ممکن است تمایلی به تامین مالی پروژهها، عرضه تجهیزات تخصصی یا اعزام کارکنان به تأسیساتی نداشته باشند که احتمال دارد بار دیگر هدف حمله قرار گیرند.
این وضعیت تعیین اولویتهای بازسازی را بهویژه مهم میسازد. احیای تاسیسات تصفیه و فرآورش گاز و تاسیسات خدمات زیربنایی مشترک صنعتی ممکن است چندین واحد پاییندستی را دوباره وارد مدار تولید کند؛ در حالی که تعمیر یک تاسیسات صادراتی مجزا، در صورت تداوم اختلال در ارتباطات تامین خوراک آن، ممکن است منافع محدودی داشته باشد.
زمانبندی احیای ظرفیتها نیز تفاوتهای قابلتوجهی خواهد داشت. برخی واحدهای آسیبدیده در صورت دسترسی به تجهیزات ممکن است ظرف چند هفته یا چند ماه فعالیت خود را از سر بگیرند، در حالی که جایگزینی تجهیزات اصلی و ارتقای فناوری ممکن است سالها طول بکشد.
مهندسان ایرانی و شرکای چینی و روسی آنها ممکن است بتوانند بخش بزرگی از زیرساختهای آسیبدیده را احیا کنند.
اما بدون سرمایهگذاری مستمر، دسترسی به فناوریهای تخصصی و حفاظت در برابر حملات بیشتر، تهران در معرض این خطر قرار دارد که بهجای دستیابی به احیای پایدار، در چرخهای از تخریب و بازسازی گرفتار شود.