فرمانده انتظامی رضوانشهر از بازداشت فردی به دلیل فعالیت در فضای مجازی خبر داد
فرمانده انتظامی رضوانشهر از بازداشت یک شهروند ۳۷ ساله در بخش پرهسر این شهرستان به اتهام آنچه «تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی» عنوان شده، خبر داد.
به گزارش ایرنا، محمد میرباقیان، فرمانده انتظامی رضوانشهر، اعلام کرد که این شهروند از سوی ماموران پلیس امنیت عمومی شناسایی و بازداشت شده و پس از تشکیل پرونده به مرجع قضایی معرفی شده است.
برای مهتاب، هنرمند ایرانی، سرکوب هالووین در امتداد مقابله جمهوری اسلامی با جامعهای است که مردمش پس از کشتار دی و جنگ، در خیابان و کنار یکدیگر راهی برای ادامه زندگی میجویند و با انتخاب آنچه میپوشند و آنگونه که شادی میکنند، اختیار زندگی خود را پس میگیرند.
شامگاه جمعه هشتم آبان، جوانانی که با لباسها و گریمهای هالووین در خیابان ایرانشهر تهران گرد آمده بودند، با حمله نیروهای بسیجی و لباسشخصی روبهرو شدند.
یک شاهد عینی در گفتوگو با ایراناینترنشنال از بازداشت دو نفر خبر داد.
اطلاعات دریافتی نیز از ضربوشتم شهروندان و تعطیلی کافههای این محدوده حکایت داشت.
مهتاب، نقاش و بازیگر تئاتر ۳۲ ساله که در هلند تاریخ هنر خوانده و اکنون در این کشور فعالیت میکند، شهریور امسال پس از دو سال به ایران بازگشت و دو هفته آنجا ماند.
او پیش از برخوردهای اخیر با جشن هالووین، جوانانی را در خیابانهای تهران دیده است که راههای تازهای برای معاشرت، انتخاب پوشش و ابراز و بیان خود یافتهاند.
مهتاب در گفتوگو با ایراناینترنشنال، برخورد با جشن هالووین را در پیوند با همین تحولات میبیند؛ تغییراتی که به باور او، در جامعهای زخمخورده از کشتار دی و جنگ شکل گرفتهاند و از دگرگونی رابطه مردم با زندگی، مرگ و ترس حکایت دارند.
نیاز به کنار هم بودن پس از کشتار دی
مهتاب در سفر به تهران میخواسته است بداند جامعه به کشتار دی و صدای موشکها چگونه واکنش نشان داده، این تجربهها چه اثری بر روان مردم گذاشته و زخمهایشان چگونه در زندگی روزمره بازتاب یافته است.
او در خیابانهای سنایی و ایرانشهر، نشانههای این پاسخ را در دورهمیهای جوانان، آزادی در انتخاب پوشش و پاتوقهایی دیده است که فضایی برای دیدار و گفتوگو فراهم میکردند.
از نگاه او، شکلگیری این فضاها را باید در کنار نیاز مردم به تحمل و فهم تجربههای دردناکشان دید.
مهتاب معتقد است قطع اینترنت نیز به این نیاز جهت داده است؛ جوانانی که برای حرف زدن درباره کشتار دی و هضم آن تجربه هولناک به یکدیگر احتیاج داشتند، به دیدارهای حضوری و پاتوقهای شهری روی آوردند.
او برای توصیف این همراهی، از تعبیر «رفیقدرمانی» استفاده میکند.
در برداشت این هنرمند، تجربه نزدیک شدن مرگ و خشونت، نگاه بخشی از مردم به زندگی را تغییر داده است: «پس از دی و جنگ، لحظههای با هم بودن ارزش دیگری پیدا کردهاند و تهدیدهای حکومت نیز برای بسیاری، قدرت بازدارندگی پیشین را ندارند.»
از همین منظر، استقبال از هالووین را میتوان در امتداد سبک زندگی و روحیهای دید که مهتاب در سفر شهریور تجربه کرده است: فرصتی دیگر برای جمع شدن، انتخاب کردن و حضور یافتن در خیابان.
چشم مهتاب بهعنوان نقاش و بازیگر، در تهران به رنگها، لباسها و شکل حضور بدن در فضای عمومی بوده است.
او از فروشگاههایی در ایرانشهر میگوید که لباس، زیورآلات، کیف و کفش طراحان را کنار هم عرضه میکنند و برای نوجوانان و جوانان، امکان نزدیک شدن به دنیای مد و تجربه سبکهای متفاوت را فراهم آوردهاند.
این «کانسپت استورها» در نگاه او حالوهوایی شبیه فضایی برای نمایش پیدا کردهاند؛ جایی که انتخاب لباس با میل به دیده شدن و نشان دادن سلیقه شخصی پیوند میخورد.
مهتاب رد تاثیر انیمه و پوشیدن لباس شخصیتهای داستانی را در این فضا میبیند و از مشاهده جوانانی با سبک پوشش گوتیک در خیابان آذرشهر میگوید؛ افرادی که پاتوق و جمع خود را پیدا کردهاند.
در خاطره او از این سفر، طعم قهوه، کیفیت غذاها و تنوع کافهها و رستورانها نیز جای دارد. توجهش به جزییاتی جلب شده که به خیابان حس زندگی میدهند و مردم را برای ماندن و معاشرت، دعوت میکنند.
او پوشش آزادانهتر مردم را نشانهای از تغییر مناسبات اجتماعی میداند؛ شکل گرفتن جمعهایی که در آنها، تحمیلکنندگان سبک زندگی مذهبی دیگر به آسانی نمیتوانند برای دیگران تعیین تکلیف کنند.
این فضاها پیشتر نیز هدف برخورد قرار گرفتهاند: در مرداد، پس از پلمب شماری از کافههای سنایی، سکوها و باغچههای مقابل آنها که محل نشستن و دورهمی شهروندان شده بودند، شبانه تخریب شدند.
تماشای آزادی هرچه بیشتر نسل جوان در انتخاب پوشش، مهتاب را به دوران دانشجویی خودش برمیگرداند؛ زمانی که حتی خریدن لباس مستلزم در نظر گرفتن پسند و ناپسند دیگران بود.
او میگوید: «با خودم میگفتم بابت بدنم بهعنوان یک زن باید به چند نفر حساب پس بدهم؟ خانواده، دانشگاه، گشت ارشاد؟ این بدن چند صاحب دارد؟»
در تجربه او، زن برای بیرون رفتن از خانه باید مجموعهای از داوریها و محدودیتها را با خود حمل میکرده است.
حالا در جوانانی که او در تهران دیده، فاصله گرفتن از همین قیدها را تشخیص میدهد؛ نسلی که میخواهد با بدن و لباس انتخابی خود در فضای عمومی حاضر شود و خفقان را بشکند.
مهتاب لباسهای نامتعارف هالووین را نیز در همین مسیر میبیند. از نگاه او، نسلی که سالها در مدرسه به پوشش یکسان وادار شده، در چنین مناسبتهایی امکان تجربه ظاهری را پیدا میکند که از الگوی تحمیلی جمهوری اسلامی فاصله دارد.
در این خوانش هنری، لباس و گریم بخشی از بیان فرد هستند؛ راهی برای اینکه هر کس تصمیم بگیرد چگونه دیده شود.
مهتاب برای توضیح این تغییر، به مفهوم «کارناوال» در اندیشه میخاییل باختین، فیلسوف و نظریهپرداز ادبی روس، اشاره میکند.
در کارناول، نظم رسمی و سلسلهمراتب برای مدتی به چالش کشیده میشوند و اقتدار و قواعد تثبیتشده در معرض خنده و بازی قرار میگیرند.
با این حال، به باور او، آنچه در میان جوانان ایران جریان دارد، از یک مناسبت موقت فراتر رفته است.
انتخاب پوشش، ساختن پاتوق و حضور آزادانه در خیابان، به تلاشی روزانه تبدیل شده؛ چیزی که او از آن با تعبیر «کارناوال هر روزه» یاد میکند.
در برداشت مهتاب، هالووین یکی از جلوههای آشکار این اشتیاق است؛ میل به تجربه کردن و متفاوت بودن که در روزهای دیگر نیز در لباسها، معاشرتها و انتخابهای جوانان ادامه دارد.
چرا یک جشن حکومت را میترساند؟
پاسخ مهتاب به چرایی برخورد با هالووین، از خود جشن فراتر میرود: «گرد هم آمدن مردم عادی، به هر دلیلی، برای حکومت ترس ایجاد میکند.»
او مخالفت با حضور آزادانه شهروندان را بخشی از ماهیت جمهوری اسلامی میداند؛ حکومتی که تفاوت را پس میزند و میخواهد همه را به یک شکل درآورد.
از این منظر، جمعیتی که بدون فرمان حکومت و برای شادی دلخواه خود در خیابان حاضر میشود، اختیار حکومت را بر فضای عمومی به چالش میکشد.
دامنه برخوردهای هالووین به ایرانشهر محدود نماند. پلیس قزوین از پلمب ۱۹ واحد صنفی در چارچوب مقابله با «ترویج جشن غیرایرانی هالووین» خبر داد و دادستان یزد نیز از پلمب محلهای برگزاری این جشن در یزد و اردکان و احضار برگزارکنندگان گفت.
مهتاب وجه دیگری هم در این برخوردها میبیند: از نگاه او، استقبال از جشنی که شکل امروزی آن با فرهنگ عمومی آمریکا پیوند خورده، با تبلیغات حکومت درباره دشمنی مردم با آمریکا، بهویژه در زمان جنگ، سازگار نیست.
او سرکوب شرکتکنندگان را نوعی تلافیجویی حکومت از مردم بابت همین انتخاب فرهنگی میداند.
مهتاب که تاریخ هنر خوانده، داد و ستد میان فرهنگها را طبیعی و مایه غنای آنها میداند.
پرسش او ساده است: «چرا ما نباید هالووین را جشن بگیریم؟»
او حتی در این جشن امکان بومی شدن میبیند؛ فرهنگ عامه ایران شخصیتها و قصههای ترسناک دارد که به باور مهتاب میتوان آنها را به لباسها، گریمها و روایتهای هالووین پیوند زد.
برای او، چنین برخوردی با یک مناسبت فرهنگی، فرصتی برای تخیل و آفرینش است.
روایت مهتاب از تهران، زندگی پس از کشتار دی را در این تلاشها دنبال میکند؛ در نیاز به دیدار دوست، انتخاب لباس و پیدا کردن جایی برای ماندن در کنار دیگران.
هالووین به این میل چهرهای نمایشی داد و برخورد حکومت، دوباره همان پرسش را پیش کشید که از تجربه دانشجویی مهتاب تا خیابان ایرانشهر امروز امتداد یافته است: اختیار بدن و زندگی مردم با کیست؟
پیامهای تازه رسیده به ایراناینترنشنال از مدارس شهرهای مختلف ایران حاکی از ادامه وجود فضای امنیتی در مدارس است و دانشآموزان از اجبار به حمل تصاویر مجتبی خامنهای، افزایش دوربینهای نظارتی، محدودیت تجمع و فشار برای شرکت در برنامههای نظامی و ایدئولوژیک خبر دادهاند.
تهدید به اخراج و معرفی به پلیس
دانشآموزی از دزفول در پیامی به ایراناینترنشنال گفت مدیر و معاون مدرسه دو بنر با تصویر علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، به دانشآموزان دادهاند تا با آنها عکس بگیرند و تهدید کردهاند در صورت خودداری، آنان را اخراج یا به پلیس معرفی خواهند کرد.
در مرودشت نیز دانشآموزی خبر داد دهم آبان افرادی از اداره آموزشوپرورش برای کنترل حجاب به مدرسه رفتهاند.
به گفته او، مدیر مدرسه هشدار داده است دانشآموزانی که مقررات حجاب را رعایت نکنند، اخراج خواهند شد.
دانشآموز دیگری از تهران گفت مسئولان مدرسه آنان را مجبور به خواندن قرآن میکنند و تهدید کردهاند کسانی که از این کار خودداری کنند، در درسهای اصلی مردود خواهند شد.
حضور بسیج و برگزاری مانورهای نظامی
بخش دیگری از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از حضور نیروهای بسیج و برگزاری برنامههای نظامی در مدارس حکایت دارند.
دانشآموزی از استان البرز گفت به آنان اعلام شده قرار است یک پرتابگر موشک به حیاط مدرسه آورده شود و نیروهای مسلح، مانور نظامی برگزار کنند.
خانوادهای از لرستان نیز خبر داد ششم آبان دانشآموزان یک مدرسه تیزهوشان را بدون اطلاع قبلی والدین به راهپیمایی «جانفدا» بردهاند.
ایراناینترنشنال پیشتر و در ۱۲ مهر گزارش داد که در شش استان، شماری از دانشآموزان برای شرکت در «رزمایش جانفدا» تحت فشار قرار گرفته و در مواردی به اخراج یا ایجاد مشکل برای والدینشان تهدید شدهاند.
دانشآموز دیگری گفت چند عضو بسیج به مدرسه آنان رفتهاند و به دانشآموزان گفتهاند که «سیاست به شما ربطی ندارد و نباید دخالت کنید».
او در واکنش گفت: «چطور دخالت نکنیم وقتی بیش از ۴۰ هزار خواهر و برادر از دست دادیم؟»
شهروند دیگری نیز از مشاهده گروهی از دانشآموزان با لباس چریکی، چفیه و باتوم در خیابان خبر داد.
حضور تجهیزات نظامی در مدارس پیشتر نیز گزارش شده است.
ایراناینترنشنال ۱۵ مهر خبر داد در برخی مدارس پلاکهایی مشابه پلاکهای شناسایی نظامی میان دانشآموزان توزیع شده یا از آنان خواسته شده است چنین پلاکهایی تهیه کنند و به گردن بیاویزند.
گزارشهای دیگری نیز از حضور نیروهای مسلح و خودروهای نظامی در برخی مدارس و آموزش کار با اسلحه به کودکان منتشر شده است.
سخنگوی وزارت آموزشوپرورش اول آبان گزارشها درباره صدور پلاکهای شناسایی نظامی را تکذیب کرد و گفت مدیران مدارس حق اعلام مواردی که موجب نگرانی خانوادهها میشوند، ندارند.
دانشآموزی از یک دبیرستان دولتی در منطقه ۱۹ تهران گفت ششم آبان تعداد دوربینهای کلاسهای درسشان دو برابر شد.
به گفته او، پیشتر یک دوربین در جلوی کلاس و رو به دانشآموزان نصب شده بود، اما اکنون دوربین دیگری نیز پشت سر آنان قرار گرفته است.
دانشآموزی از گنبدکاووس هم گفت مسئولان مدرسه اعلام کردهاند دانشآموزان اجازه ندارند در گروههای بیش از دو نفر تجمع کنند.
این محدودیتها در حالی گزارش میشوند که ایراناینترنشنال ۲۱ مهر نیز به نقل از دانشآموزان چند شهر، از نصب دوربین در کلاسها، ضبط صدا، تفتیش وسایل شخصی و کنترل پوشش خبر داده بود.
در روایت دیگری، دانشآموزی گفت هنگام اردوی مدرسه در یک پارک، ماموران مسلح حضور داشتهاند و مرتب درباره رعایت حجاب و گذاشتن مقنعه، به دختران دبیرستانی تذکر میدادهاند.
چند شهروند در پیامهایی به ایراناینترنشنال از اعمال محدودیتهای تازه بر پوشش کارکنان چند شرکت زیرمجموعه بانک پاسارگاد و اخراج یا جلوگیری از ورود شماری از کارکنان به محل کار خبر دادند.
یک منبع آگاه خبر داد مجید قاسمی، مدیرعامل بانک پاسارگاد، پنجم آبان در بازدیدی بدون اطلاع قبلی از یکی از شرکتهای زیرمجموعه پاسارگاد، شش نفر را بهدلیل نوع پوشش ایشان اخراج کرد.
به گفته این مخاطب، روز بعد نیز در بازدیدی دیگر، شماری از کارکنان زن بهدلیل پوشیدن کت و دامن یا لباسهای اسپرت و کتانی و یک کارمند مرد بهدلیل پوشیدن شلوار جین، اخراج شدند.
بر اساس این گزارشها، محل استراحت و سیگار کشیدن کارکنان تعطیل و سیگار کشیدن زنان ممنوع شده است.
این شهروند گفت دو یا سه نفر از دوستانش در میان اخراجشدگان بودهاند، اما بهدلیل نگرانی از احتمال دریافت نکردن سنوات و تسویهحساب، حاضر به بیان علنی موضوع نیستند.
شهروندی دیگر نیز که در یکی از شرکتهای زیرمجموعه هلدینگ فناپ کار میکند، گفت پس از بازدید مدیرعامل بانک پاسارگاد از یکی از شرکتها، به مدیرعامل آن شرکت دستور داده شده است پوشش کارکنان را محدودتر کند.
به گفته او، مدیرعامل شرکت با این دستور مخالفت کرده و در پی این مخالفت، مجبور به استعفا شده است.
این مخاطب گفت ساعت ۲۳ شامگاه پیش از اجرای دستور، پیامی درباره رعایت «پوشش کامل» برای کارکنان شرکتهای زیرمجموعه بانک فرستاده شد و از روز بعد، به برخی کارکنان بهدلیل نوع پوشش، اجازه ورود به محل کار داده نشد.
در این پیام از «شال و روسری، مانتوی کوتاه یا جلو باز، کت و شلوار زنانه و تیشرت» بهعنوان موارد «غیرمجاز و ممنوع» برای زنان یاد شده است.
به کارکنان هشدار داده شده بود از نهم آبان ورود و حضور در ساختمان «فقط با رعایت ضوابط پوشش اعلامشده» امکانپذیر خواهد بود.
به گفته شهروندان، این پیام برای کارکنان شرکتهایی مانند فناپ، فناپ زیرساخت، فناپ تلکام، داتین و پرداخت الکترونیک پاسارگاد (پاد) ارسال شده است.
اعمال فشارهای امنیتی و اخراج کارکنان شرکتهای خصوصی به بهانه عدم رعایت حجاب اجباری، در ماههای اخیر به رویهای مستمر برای سرکوب نیروی کار تبدیل شده است.
پیشتر و در مرداد سال جاری، موج تازهای از برخورد با کسبوکارها آغاز شد که در جریان آن، دهها واحد صنفی و شرکت خصوصی در شهرهای مختلف ایران به بهانه «هنجارشکنی» و عدم رعایت حجاب اجباری، از سوی ماموران حکومتی تعطیل و پلمب شدند و فعالیتشان معلق شد.
این برخوردهای قهری با بخش خصوصی در حالی تشدید شده است که مقامهای قضایی بهطور مستقیم مدیران نهادها را برای اجرای این مقررات تحت فشار قرار دادهاند.
علی صالحی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، هشتم آبان در جلسه کارگروه عفاف و حجاب، بر لزوم برخورد قاطع با کسبوکارها تاکید کرد و از نهادهای نظارتی خواست تا عملکرد دستگاهها و شرکتها را در این زمینه زیر ذرهبین قرار دهند.
اتحادیه صنف طلا، جواهر، نقره و سکه مشهد با صدور ابلاغیهای، نمایش و فروش زیورآلات و سکههای دارای نقش شیر و خورشید یا طرحهای مربوط به دوران پهلوی را به دستور اداره اماکن ممنوع اعلام کرد.
بر اساس این ابلاغیه که دوشنبه ۱۱ آبان منتشر شد، ممنوعیت شامل دستبند، پلاک، گردنبند، سکه و سکههای یادبود میشود و فروشندگان موظف هستند «موجودی و ویترینهای خود» را با این دستور تطبیق دهند.
این اتحادیه با هشدار درباره «برخورد قانونی» با نمایش یا فروش این اقلام، دلیل ابلاغ دستور تازه را «ضرورت حفظ ضوابط نظارتی و اجرای دستورات انتظامی در اماکن عمومی و مراکز تجاری» عنوان کرد.
این ممنوعیت در شرایطی اعمال میشود که گزارشها و روایتهای دریافتی از شهرهای مختلف ایران، از استقبال فزاینده از زیورآلات، تابلوها و دیگر محصولات دارای نقش شیر و خورشید و نمادهای دوران پهلوی حکایت دارند.
از حذف شیر و خورشید تا محدودیت برای بازدید از پاسارگاد
برخورد مقامهای جمهوری اسلامی با نمادهای ملی سابقهای طولانی دارد؛ از حذف شیر و خورشید از پرچم و نشانهای رسمی پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا تغییر نام خیابانها و میدانها و برچیدن نمادهای مرتبط با دوران پهلوی از فضاهای عمومی.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر نوشت روحالله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، شیر و خورشید را نمادی «شاهنشاهی و طاغوتی» میدانست و بر «حذف کامل» آن از ساختار رسمی حکومت تاکید داشت.
به گزارش این رسانه حکومتی، خمینی در اسفند ۱۳۵۷ گفت: «از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود. عَلَم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود.»
در دهههای بعد نیز بازنویسی ایدئولوژیک تاریخ، به حاشیه راندن میراث پیشااسلامی و فشار بر هنرمندان و روشنفکران مدافع هویت ملی و سکولار ادامه یافت.
این محدودیتها تنها به شیر و خورشید و نشانهای دوران پهلوی محدود نمانده است. همزمان با هفتم آبان، روز بزرگداشت کوروش، شماری از شهروندان از برپایی ایستهای بازرسی و بسته شدن مسیرهای منتهی به پاسارگاد گفتند.
این اقدامات در سالهای گذشته نیز بارها مانع حضور مردم در کنار آرامگاه کوروش شده است.
با وجود برخوردهای سرکوبگرانه حکومت، نمادهای ملی همچنان در جامعه ایران از جایگاه برجستهای برخوردار هستند.
در جریان خیزش دیماه ۱۴۰۴، شمار زیادی از معترضان در داخل و خارج ایران پرچم شیر و خورشید و درفش کاویانی را در تجمعهای ضدحکومتی به همراه داشتند.
این در حالی است که علیاکبر صالحی، رییس بنیاد ایرانشناسی و وزیر پیشین امور خارجه، ۱۹ بهمن سال گذشته، شیر و خورشید را «متعلق به جمهوری اسلامی» خواند و گفت این نماد «ریشه در هویت ایرانی-اسلامی دارد»، در حالی که «دیگران از آن استفاده میکنند».
این اظهارات موجی از واکنشها و انتقادها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی برانگیخت.
در ماههای اخیر، گزارشهایی از آسیب عمدی نیروهای جمهوری اسلامی به محل خالکوبی نمادهای ملی بر بدن شماری از معترضان منتشر شده است.
ایراناینترنشنال پیشتر به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد ماموران امنیتی شامگاه ۱۸ دی پس از تیراندازی به فرید رمضانی در محله آریاشهر تهران و به زمین افتادن این جوان ۲۹ ساله، به انگشت دست راست او که خالکوبی تاج شاهنشاهی داشت، شلیک کردند.
منابع نزدیک به خانواده امیرحسین نوبخت پردستی نیز به ایراناینترنشنال گفتند این جوان ۲۱ ساله پس از انتقال به بیمارستان بهدلیل جراحات ناشی از سرکوب اعتراضات ۱۸ دی در باقرشهر استان تهران، بهشدت شکنجه و سپس کشته شد.
بر اساس این روایت، ماموران بهدلیل خالکوبی تصویر رضاشاه و نماد تاج بر بازوی امیرحسین، پوست و گوشت این بخش از دست او را با تیغ و کاتر بریدند و در نهایت با شلیک تیر خلاص او را کشتند.
این اقدامها میتواند نشاندهنده رویکرد هدفمند حکومت برای تحقیر، مجازات و شکنجه افرادی باشد که این نمادها را بر بدن خود خالکوبی کردهاند.
مجیدرضا رهنورد، از معترضان خیزش ۱۴۰۱ که ۲۱ آذر همان سال در مشهد اعدام شد، از شناختهشدهترین نمونههای برخورد حکومت با معترضان دارای خالکوبی نمادهای ملی است.
تاسیسات تولید گاز طبیعی مایع (الانجی) قطرانرژی در شهر صنعتی راسلفان قطر
قطر همزمان با میانجیگری میان تهران و واشینگتن، برای خرید گاز طبیعی مایع از آمریکا قراردادهای بلندمدت میبندد تا در صورت اختلال دوباره در تنگه هرمز، بخشی از درآمد صادراتی خود را حفظ کند.
وابستگی قطر به تنگه هرمز، صنعت گاز این کشور را در برابر اختلال طولانیمدت در کشتیرانی آسیبپذیر کرده است. برای شرکت دولتی قطرانرژی، خرید گاز تولیدشده در بیرون از خلیج فارس راهی است تا در صورت توقف صادرات قطر، از محل فروش محمولههای دیگر درآمد کسب کند.
قراردادهای تازه از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن اجرا میشوند. این قراردادها میتوانند از زیانهای آینده بکاهند، اما نه تاسیسات آسیبدیده قطر را به مدار تولید بازمیگردانند و نه مسیر صادراتی آن را باز میکنند.
آسیبپذیری قطر جمعه هشتم آبان آشکارتر شد؛ روزی که یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر در خلیج فارس هدف «اجسام ناشناس» قرار گرفت و میانجیهای قطری در تهران برای دستیابی به توافقی میان جمهوری اسلامی و آمریکا مذاکره میکردند.
شرکت ناقلات، مالک کشتی «المعیده»، اعلام کرد این شناور شامگاه جمعه هدف قرار گرفت. خدمه آسیب ندیدند، آلودگی زیستمحیطی گزارش نشد و کشتی همچنان عملیاتی بود.
دوحه حمله را «اقدامی خطرناک علیه کشتیرانی و عرضه جهانی انرژی» خواند و گفت تحقیق برای شناسایی عاملان ادامه دارد.
قطر بهویژه در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیبپذیر است. گاز طبیعی مایع نیمی از درآمد ارزی صادراتی این کشور را تامین میکند و محمولههایی که از خلیج فارس خارج میشوند باید از این آبراه عبور کنند.
برخلاف برخی صادرکنندگان نفت منطقه، قطر خط لولهای ندارد که بتواند جای مسیر دریایی صادرات گاز را بگیرد.
صادرات نفت این کشور در سال گذشته روزانه تنها ۵۳۰ هزار بشکه بود؛ بنابراین درآمد ارزی قطر بهشدت به گاز وابسته است.
بر اساس آمار رسمی دولت قطر، این کشور سال گذشته ۷۹ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر کرد؛ حجمی معادل ۱۷ درصد مصرف جهانی.
افزون بر آن، ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی، معادل حدود ۱۵ میلیون تن، از طریق خط لوله دلفین به امارات متحده عربی و عمان رسید.
گاز طبیعی مایع نزدیک به ۸۴ درصد کل صادرات گاز قطر را تشکیل میداد.
این کشور از اسفند ۱۴۰۴ برای نزدیک به سه ماه صادرات گاز طبیعی مایع را تقریبا متوقف کرد و انتقال محمولهها از خرداد ۱۴۰۵ به تدریج از سر گرفته شدند. با این حال، دادههای شرکت کپلر نشان میدهد قطر در سه ماهه سوم سال فقط ۴.۵۸ میلیون تن صادر کرد؛ کمتر از یکچهارم حجم صادرات در دوره مشابه سال پیش.
صادرات در شهریور به ۱.۶ میلیون تن رسید؛ بیشترین رقم ماهانه از آغاز جنگ ایران، اما همچنان کمتر از یکچهارم میانگین پیش از جنگ.
حدود یکسوم این محمولهها به کویت رفت و در خلیج فارس ماند.
آسیب به زیرساختها نیز چشمگیر بوده است.
حملههای موشکی جمهوری اسلامی در اسفند ۱۴۰۴ واحدهای مایعسازی گاز، موسوم به «قطار» (شماره ۴ و ۶) را در راسلفان هدف گرفت. در پی این حملهها، ظرفیت سالانه تولید ۱۲.۸ میلیون تن گاز از مدار خارج شد؛ حدود ۱۷ درصد ظرفیت قطر پیش از جنگ.
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، ابتدا زمان تعمیر این واحدها را سه تا پنج سال برآورد کرد.
او در مصاحبهای با خبرگزاری رویترز در هفتم آبان، گفت تعمیرات حدود سه سال طول میکشد.
شرکت ایتالیایی ادیسون اعلام کرد قطرانرژی اجرای بند فورس ماژور درباره تحویل محمولهها را تا پایان آذر تمدید کرده است.
قطر به دلایل تجاری و فنی، احداث خط لولهای برای دور زدن تنگه هرمز را منتفی دانسته است.
الکعبی در شهریور گفت انتقال گاز به ساحلی دیگر مستلزم ساخت تاسیسات تازه مایعسازی است و زیرساختهایی را تکرار میکند که قطر همین حالا در حال ساخت آنهاست.
او همچنین هشدار داد خطوط لوله و تاسیسات وابسته به آنها نیز ممکن است هدف حمله قرار گیرند.
خرید گاز آمریکا راهی برای جبران درآمد از دست رفته
سرمایهگذاری قطر در خارج از کشور پیش از جنگ آغاز شده بود؛ اما قراردادهای تازه خرید گاز بخشی از برنامه این کشور برای حفظ درآمد در برابر اختلالهای احتمالی آینده در کشتیرانی است.
نخستین منبع عمده گاز قطر در خارج از خلیج فارس، پروژه گلدنپس در تگزاس است. قطرانرژی ۷۰ درصد این پروژه را در اختیار دارد و سهم باقیمانده متعلق به اکسونموبیل است. تولید گاز مایع در این پروژه از ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ آغاز شد.
ظرفیت نهایی گلدنپس سالانه ۱۸ میلیون تن است. پس از راهاندازی کامل، سهم قطرانرژی معادل ۱۲.۶ میلیون تن در سال خواهد بود. ظرفیت قطار نخست این پروژه حدود شش میلیون تن در سال است که ۴.۲ میلیون تن آن به سهم قطرانرژی تعلق میگیرد.
بخش دوم برنامه، خرید بلندمدت از تولیدکنندگان آمریکایی است. قطرانرژی در ۳۰ مهر دو قرارداد با شرکت چنیر انرژی امضا کرد تا سالانه مجموعا چهار میلیون تن گاز بخرد؛ نیمی از پایانه سابینپس در لوئیزیانا و نیم دیگر از پایانه کورپوسکریستی در تگزاس.
تحویل محمولهها از اوایل دهه ۱۴۱۰ آغاز میشود و تا حدود سال ۱۴۳۳ ادامه خواهد داشت. خرید یک میلیون تن از سهم سالانه پایانه سابینپس به تصمیم نهایی سرمایهگذاری برای توسعه آن پایانه بستگی دارد.
یک هفته بعد، قطرانرژی قراردادی ۲۰ ساله برای خرید حداکثر سه میلیون تن گاز در سال از پروژه گاز طبیعی مایع لوئیزیانای شرکت وودساید امضا کرد.
قطرانرژی انتظار دارد تحویل محمولهها از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن آغاز شود و با راهاندازی واحدهای تولیدی تازه افزایش یابد.
این دو قرارداد روی هم امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن گاز را برای قطرانرژی فراهم میکنند.
قیمت خرید از چنیر به شاخص هنریهاب آمریکا، بهعلاوه هزینهای ثابت، وابسته است.
طبق قراردادهای هر دو شرکت، تحویل محمولهها در مبدا انجام میشود و قطرانرژی مسئولیت حملونقل را بر عهده میگیرد.
قیمت پایینتر گاز آمریکا میتواند امکان فروش سودآور در اروپا و آسیا را فراهم کند؛ هرچند میزان سود به هزینه مایعسازی، حملونقل و قیمت بازار مقصد بستگی دارد.
الکعبی به رویترز گفت هدف از این خریدها، کسب درآمد در زمان اختلال احتمالی آینده در تنگه هرمز است.
او هشدار داد محمولههای آمریکا نمیتوانند به آسانی جای قراردادهای بلندمدت کنونی را بگیرند؛ قراردادهایی که پایانه صادراتی و مقصد تحویل مشخص دارند.
قطر همچنین با شرکت ونتیجِر گلوبال مذاکره میکند.
الکعبی گفته است انتظار دارد قطرانرژی تا پایان سال ۱۴۰۵ قراردادهای دیگری با دورههای ۲۰ تا ۲۵ ساله با تولیدکنندگان آمریکایی و دیگر کشورها امضا کند.
صنعت گاز ایران نیز تحت فشار است، اما این کشور برای جبران خسارتها از راه سرمایهگذاری خارجی و پروژههای برونمرزی، گزینههای بسیار کمتری دارد.
شرکت ملی گاز ایران اعلام کرده است حملههای اسفند ۱۴۰۴ در چهار پالایشگاه گاز، روزانه حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید را از مدار خارج کرد. از آن زمان تاکنون، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازگشته است. در نتیجه، روزانه حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت تولید همچنان از دسترس خارج است؛ رقمی معادل حدود ۱۶ درصد تولید روزانه سال گذشته.
ایران پیش از جنگ نیز در ماههای سرد با کمبود گاز روبهرو بود. شرکت ملی گاز هشدار داده است که زمستان امسال ممکن است حدود ۱۱ استان با مشکل تامین گاز مواجه شوند.
بهدنبال آسیب دیدن ظرفیت پالایش گاز، شرکت ملی گاز زمان بازسازی پالایشگاههای آسیبدیده را دستکم دو سال برآورد کرده است.
توان مالی تهران برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده محدود است و امکان حضور شرکتهای خارجی در پروژههای انرژی ایران تقریبا وجود ندارد. این در حالی است که قطر منابع مالی بیشتری برای تعمیر واحدهای آسیبدیده گاز مایع و سرمایهگذاری در خارج کشور دارد.
این تفاوتها نشان نمیدهند تهران تا چه زمانی میتواند اختلال در کشتیرانی را ادامه دهد؛ اما قطر گزینههای تجاری بیشتری برای مدیریت پیامدهای آن دارد.
سهم قطرانرژی از پروژه گلدنپس پس از راهاندازی هر سه قطار، ظرفیت سالانه ۱۲.۶ میلیون تن خواهد بود. قراردادهای چنیر و وودساید نیز امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن دیگر را فراهم میکنند.
این حجم به تدریج در دسترس قرار میگیرد و در مقایسه با ظرفیت سالانه ۷۷ میلیون تنی قطر پیش از جنگ و برنامه این کشور برای افزایش ظرفیت به ۱۴۲ میلیون تن تا سال ۱۴۰۸ یا ۱۴۰۹، همچنان محدود است.
فروش گاز خریداریشده از خارج میتواند بخشی از زیان مالی ناشی از اختلال را جبران کند، اما بازسازی تاسیسات تولیدی قطر و باز ماندن مسیر عبور از تنگه هرمز همچنان برای از سرگیری صادرات خود این کشور ضروری است.