احمد علمالهدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در خراسان رضوی، به روزنامه خراسان گفت: «مساله امروز ما تجهیز در مقابل دشمن، غلبه بر دشمن و ارعاب دشمن است. بر همین اساس، میتوانیم این را ملاک قرار دهیم که هر چیزی که موجب ارعاب دشمن شود، تهیه آن برای ما واجب است؛ امروز نیز سلاح اتمی مایه ارعاب دشمن است.»
علمالهدی ادامه داد: «آنچه امروز از تریبونهای مختلف و خواستههای مردم دریافت میشود، اهمیت دستیابی به سلاح هسته ای، برای بازدارندگی بیشتر در برابر دشمن است.»
عکس آرشیوی: دیدار ترامپ و نتانیاهو، اورشلیم، ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵
روزنامه واینت در گزارشی تحلیلی نوشت ارتش اسرائیل آمادگیهای خود را برای دور تازهای از درگیری با جمهوری اسلامی تکمیل کرده و منتظر تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای شروع زمان حمله و هدف جنگی تازه است.
این روزنامه شنبه ۹ آبان در گزارش خود نوشت ارتش اسرائیل آمادهسازیهای خود را برای جنگ، هم در حوزه دفاعی و هم تهاجمی، تکمیل کرده و سطح آمادگی این کشور بسیار بالاست: اسرائیل بیش از پیش به دور تازهای از جنگ با ایران نزدیک میشود، اما تصمیم برای آغاز آن نه در اورشلیم، بلکه در واشینگتن گرفته خواهد شد. دونالد ترامپ، اکنون بر سر دو راهی قرار دارد: تلاش برای دستیابی به توافقی با تهران با شرایط مطلوبتر برای آمریکا، که به همین دلیل مذاکرات را ادامه میدهد؛ یا ازسرگیری حملات نظامی با مشارکت اسرائیل، که به همین منظور بر شدت آمادهسازیها افزوده است.
بهنوشته این روزنامه، در این مرحله هنوز روشن نیست ترامپ دقیقا بهدنبال دستیابی به چه چیزی است و مهمتر از آن، در صورت آغاز جنگ، قصد دارد چگونه به آن پایان دهد. به عبارت دیگر، نه سازوکار پایان جنگ مشخص است و نه دستاورد عملیاتی موردنیازی که ضرورت انجام عملیات و موفقیت آن را تعریف کند.
واینت در گزارش خود افزود نشانههای آمادگی برای شروع جنگی تازه در میدان آشکار است: این هفته ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا در چارچوب یک پل هوایی برای انتقال تجهیزات نظامی به منطقه، وارد پایگاههای نیروی هوایی اسرائیل شدند. همزمان، تقویت نیروهای آمریکایی نیز ادامه دارد. این آمادهسازیها به اظهارات و موضعگیریها محدود نمیشود، بلکه شامل تدارک ذخایر و توانمندیهای لازم برای احتمال ازسرگیری درگیریهاست.
براساس این گزارش، نیروی هوایی اسرائیل نیز به آمادهسازیهای روی کاغذ بسنده نکرده است.
واینت با استناد به گزارشهایی که اخیرا منتشر شدهاند، نوشت دهها جنگنده و هواپیمای سوخترسان ماموریتهایی انجام دادند که مسیر آن از فراز سوریه و عراق میگذشت و تا نزدیکی مرز ایران امتداد داشت؛ سپس این هواپیماها به اسرائیل بازگشتند. طبق این گزارشها، اسرائیل از پیش به آمریکاییها اطلاع داده بود که این پروازها یک رزمایش و نمایش توانمندی با هدف نشان دادن میزان آمادگی اسرائیل به تهران است.
نشست مقامهای ارشد؛ اهداف همچنان نامشخص است
واینت سپس با اشاره به گزارش روزنامه والاستریت ژورنال افزود دریاسالار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، گزینههای نظامی برای ازسرگیری حملات علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ ارائه کرده است.
پیشتر والاستریت ژورنال گزارش داده بود که پیت هگست، وزیر جنگ، و ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز در این نشست حضور داشتند. این گفتوگو در عالیترین سطح تصمیمگیری انجام شد و نشان میدهد دولت آمریکا همزمان با تماسهای سیاسی، گزینههای نظامی را نیز پیش میبرد. طبق این گزارش، ترامپ هنوز تصمیمی برای ازسرگیری جنگ نگرفته است.
واینت سپس با اشاره به اظهارات ترامپ و گزارشهایی که اخیرا منتشر شده، نوشت که ترامپ از جنگی کوتاهمدت سخن میگوید، اما پرسش این است که آیا جمهوری اسلامی نیز قصد دارد به او اجازه دهند جنگ را مطابق جدول زمانی خودش پیش ببرد و آیا اصلا سازوکاری برای پایان دادن به آن در اختیار دارد؟
بهنوشته این روزنامه احتمالا هم ترامپ و هم بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پس از برگزاری انتخابات وارد جنگ خواهند شد. هر دو همچنان در سمت خود باقی میمانند، اما نتانیاهو در مقام نخستوزیر دولت موقت فعالیت خواهد کرد. در چنین شرایطی، از نظر حقوقی مانع اصولی برای تصمیم دولت به ورود به جنگ وجود ندارد؛ با این حال، چنین تصمیمی مستلزم موافقت دولت یا کابینه دارای اختیار قانونی است و نخستوزیر نمیتواند بهتنهایی آن را اتخاذ کند.
بهنوشته واینت یکی از مشکلات اصلی این است که اهداف آمریکا از جنگ هنوز روشن نیست. اگر ترامپ قصد دارد یک عملیات هوایی کوتاهمدت برای هدف قرار دادن زیرساختهای هستهای، مجموعه سامانههای موشکی و توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی انجام دهد، باید توجه داشت که عملیات هوایی، هر اندازه هم موفق باشد، لزوما نمیتواند به سرنگونی حکومت منجر شود. سرنگونی حکومت هدفی راهبردی است که تحقق آن به اقداماتی فراتر از مجموعهای از حملات موفق نیاز دارد. حتی دستاوردهای مهم نظامی نیز تضمین نمیکنند که حکومت ایران فروبپاشد یا سیاستهای خود را تغییر دهد.
این روزنامه در ادامه گزارش خود افزود ممکن است هدف آمریکا کاملا با هدف اسرائیل تفاوت داشته باشد: اعمال فشار نظامی قابلتوجه بر تهران برای بهبود شرایط مذاکرات و دستیابی به توافقی مطلوبتر برای واشینگتن. اگر برنامه چنین باشد، باید شرایط توافق و مفاد آن با دقت بررسی شود. از دیدگاه اسرائیل، توافقی که بدون پرداختن به تهدیدهای اصلی ناشی از حکومت ایران صرفا رویارویی را به تعویق بیندازد، مشکل را حل نخواهد کرد.
بهنوشته واینت همچنین انتظار نمیرود جبهه لبنان نیز از این معادله کنار بماند. همانطور که در عملیات «غرش شیر» رخ داد و حزبالله به جنگ پیوست، این بار نیز احتمال دارد درگیری همزمان در دو جبهه گسترش یابد.
واینت در گزارش خود تاکید کرده که برنامه آمریکا برای جنگی چندروزه، حزبالله یا جمهوری اسلامی را ملزم نمیکند که مطابق همان برنامه عمل کنند. آنها ممکن است بکوشند دامنه رویارویی را گسترش دهند، به اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه ضربه بزنند و جنگ را بسیار طولانیتر از آنچه ترامپ مطرح میکند، ادامه دهند. بنابراین ارتش اسرائیل باید این احتمال را با تمام پیامدهای آن برای سامانههای پدافندی، ذخایر موشکهای رهگیر و آمادگی عملیاتی نیروها در نظر بگیرد.
این روزنامه سپس به مقایسه پیامهای دونالد ترامپ و مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی پرداخته و نوشت همزمان با آمادهسازیهای نظامی، گزارشهایی درباره پیشرفت احتمالی تماسها میان آمریکا و جمهوری اسلامی منتشر میشود.
روزنامه قطری «العربی الجدید» از پیشرفت چشمگیر در مذاکرات غیرمستقیم و پیوستن یک هیات آمریکایی به گفتوگوهای دوحه با هدف پیشبرد مذاکرات مستقیم خبر داده است. به گفته یک منبع ایرانی که در این گزارش از او نقلقول شده، یکی از معاونان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در قطر حضور دارد و گفتوگوها از طریق یک میانجی انجام میشود.
بر اساس این گزارش، تماسها بر اقدامات اولیه مربوط به برنامه هستهای ایران، موضوع تنگه هرمز و مشوقهای اقتصادی برای ایران متمرکز است. همچنین ادعا شده است که چین و روسیه ممکن است نقش ضامن توافق را بر عهده بگیرند.
بهنوشته واینت در این مرحله، این تحولات لزوما نشاندهنده نزدیک بودن توافق نیست، اما روشن است که مسیر دیپلماتیک همچنان به موازات آمادهسازیهای نظامی فعال است. اختلافات میان طرفین گسترده است و سه حوزه را در بر میگیرد: تنگه هرمز، برنامه هستهای و موشکها. ترامپ درباره تنگه هرمز و موضوع هستهای موضعگیری کرده است، اما اسرائیل خواهان متوقف شدن برنامه تسلیحاتی جمهوری اسلامی است.
در مقابل، مقامهای تهران بر شدت تهدیدهای خود میافزایند. در بحبوحه گزارشها درباره گفتوگوها از طریق میانجیها، مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، پس از دیدار با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، مجموعهای از پیامها را در حساب کاربری خود منتشر کرد و نوشت: «هر تهدیدی، در هر سطح و از هر نوع، باید با پاسخی فوری، موثر و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.»
خامنهای همچنین هشدار داد که اگر حملات علیه جمهوری اسلامی از سر گرفته شود، نیروهای مسلح و مردم ایران تعیین خواهند کرد که این حملات «چه زمانی و تحت چه شرایطی پایان یابند».
تفاوت میان این پیامها آشکار است. ترامپ وعده میدهد که همهچیز خیلی زود پایان خواهد یافت، در حالی که خامنهای اعلام میکند این جمهوری اسلامی است که شرایط پایان رویارویی را تعیین خواهد کرد. میان این دو پیام، احتمال وقوع جنگی دیگر قرار دارد که دامنه و مدت آن هنوز مشخص نیست.
واینت با تاکید بر اینکه آمریکایی اسرائیل را یک شریک عملیاتی مهم میداند، نوشت با این همه ترامپ پیش از هر چیز بر اساس منافع آمریکا عمل خواهد کرد و اسرائیل باید اطمینان حاصل کند که این اقدام، در صورت اجرا، در خدمت امنیت بلندمدت این کشور نیز خواهد بود.
بهنوشته این روزنامه در نهایت، توپ در زمین ترامپ است. او باید تصمیم بگیرد که آیا هدف از آمادهسازیهای نظامی، وادار کردن تهران به پذیرش توافقی با شرایط جدید است یا این آمادهسازیها مقدمه حملهای مشترک به شمار میرود. اما حتی پیش از اتخاذ این تصمیم، باید برای مهمترین پرسش پاسخ خواست: هدف راهبردی چیست و چه چیزی پیروزی محسوب خواهد شد؟ زیرا لزوما مشکل اصلی حملهای دیگر به جمهوری اسلامی نیست. مشکل این است که جنگی آغاز شود، بیآنکه مشخص باشد قرار است چگونه پایان یابد و واقعیت روز پس از جنگ چه خواهد بود.
مذاکرات جمهوری اسلامی با میانجیگران قطری شنبه ۹ آبان نیز در شرایطی ادامه یافت که دیپلماتها همچنان تلاش میکنند از آغاز دور تازهای از درگیریها پس از انتخابات میاندورهای آمریکا که سهشنبه ۱۲ آبان برگزار میشود، جلوگیری کنند.
مذاکرات شنبه در پایتخت قطر پس از بیش از ۱۲ ساعت گفتوگو میان نمایندگان جمهوری اسلامی و قطر در روز جمعه ۸ آبان در تهران برگزار شد.
خبرگزاری رویترز بهنقل از یک منبع آگاه گزارش داد که این مذاکرات از طریق تماسهای منظم با واشینگتن هماهنگ میشود. هنوز جزییاتی از نتایج مذاکرات فشرده تهران و دوحه در روزهای جمعه و شنبه منتشر نشده است.
مواضع سرسختانه روبیو
در همین حال مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، شنبه گفت دونالد ترامپ، رییسجمهوری این کشور، هنوز درباره انجام حملات جدید علیه جمهوری اسلامی تصمیم نگرفته است، اما ترجیح میدهد مناقشه از راه دیپلماتیک حلوفصل شود.
او که در حاشیه نشست گروه ۲۰ در یک نشست خبری سخن میگفت، افزود در عین حال برخی موضوعات وجود دارد که امکان حل مسالمتآمیز آنها وجود ندارد.
وزیر امور خارجه آمریکا گفت: «من نه پیشرفت در مذاکرات با جمهوری اسلامی و نه هیچ چارچوب زمانی را در مورد آن مشخص نمیکنم، جز این که بگویم که اگر راه حل دیپلماتیکی وجود داشته باشد، ما از آن استقبال میکنیم.»
روبیو افزود: «درباره ایران اگر راه حل دیپلماتیکی وجود داشته باشد، ما از آن استقبال میکنیم اما بدیهی است که چنین راهحلی نمیتواند امنیت ملی ما را به خطر بیندازد یا نگرانیهای اساسی ما را که در وهله نخست باعث ورود ما به این وضعیت شد، برطرف نکند.»
او گفت جمهوری اسلامی بهروشنی نشان داده که بهدنبال تبدیل شدن به یک قدرت دارای سلاح هستهای است؛ چیزی که هرگز نباید اجازه وقوع آن داده شود.
روبیو تاکید کرد که جمهوری اسلامی در مرکز تمام بیثباتیهای خاورمیانه قرار دارد.
او افزود: «در لبنان بیثباتی وجود دارد، چون ایران از حزبالله حمایت میکند. عربستان سعودی هدف حمله قرار میگیرد، چون ایران از حوثیها حمایت میکند. عراق نیز کشوری است که با چالش روبهروست، زیرا شبهنظامیان مورد حمایت ایران، حکومت این کشور را به چالش میکشند. به هر طرف که نگاه کنید، یکی از نیروهای نیابتی حکومت ایران را میبینید که صلح و ثبات خاورمیانه را تضعیف میکند.»
او درباره وضعیت کشتیرانی نیز گفت: «جمهوری اسلامی در حال منفجر کردن کشتیهاست؛ از جمله کشتیهایی که برای مثال، ملوانان هندی در آنها حضور دارند و کشتیهایی که حامل محمولههای انرژی به مقصد کشورهایی هستند که نمایندگانشان پشت آن میز نشستهاند.»
روبیو همچنین با اشاره به سرکوب مردم در ایران گفت: «این رژیمی است که مردم خودش را قتلعام کرده است. فقط میتوانید تصور کنید که اگر به سلاحهای کشتار جمعی دست پیدا کند، با دیگران چه خواهد کرد.»
او تاکید کرد: «تا زمانی که رییسجمهور ترامپ در کاخ سفید باشد، هرگز اجازه وقوع چنین اتفاقی داده نخواهد شد.»
ترامپ در هفتههای اخیر و در آستانه انتخاباتی که جمهوریخواهان در آن برای حفظ کنترل کنگره تلاش میکنند، از حمله به ایران خودداری کرده است.
رویترز نیز بهنقل از یک منبع آگاه گزارش داد کشورهای منطقه پیشبینی کردهاند که ترامپ ممکن است پس از پایان رأیگیری حملات به جمهوری اسلامی را از سر بگیرد.
تهدیدهای متقابل جمهوری اسلامی
در سوی دیگر، رسانه رهبر جمهوری اسلامی گزارش داد مجتبی خامنهای در دیدار با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح اعلام کرده است هرگونه تهدید علیه حکومت ایران با پاسخی «فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» روبهرو خواهد شد.
بر اساس این گزارش که جمعه ۹ آبان منتشر شد، خامنهای در این دیدار «بازدارندگی حداکثری» را مستلزم «آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله پرقدرت با دشمنان» دانست.
بر اساس روایت پایگاه اطلاعرسانی رهبر جمهوری اسلامی، او با تکرار تهدیدهای مقامهای حکومت ایران طی هفتههای اخیر گفت در صورت ازسرگیری حملات، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «زمان و شرایط» پایان جنگ را تعیین خواهند کرد.
مجتبی خامنهای همچنین خواستار بهروزرسانی «بانک اهداف» شد تا «انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن» در تیررس نیروهای مسلح قرار گیرد.
براساس این گزارش علی عبداللهی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران و امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، در این دیدار حضور داشتند و درباره وضعیت آمادگی نظامی در سواحل خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و مرزهای شمالغرب و جنوبشرق کشور گزارش دادند.
از این دیدار مانند دیگر دیدارهای منسوب به مجتبی خامنهای هیچ عکس، ویدیو یا فایل صوتی منتشر نشده است.
در همین حال محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، شامگاه شنبه در گفتوگو با صدا و سیمای جمهوری اسلامی، درباره احتمال تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی، هشدار داد که در صورت وقوع جنگ در آینده ممکن است جمهوری اسلامی از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای خارج شود.
او گفت: «هنوز در دولت، در حکومت، تصمیم جدیدی گرفته نشده است؛ البته این بحث مطرح است که اگر دوباره جنگ شود، ما میخواهیم همان دکترین را داشته باشیم یا نه. تصمیمی گرفته نشده اما ملت ایران به دنبال مطالبات منطقی است.»
او همچنین درباره نامه جیدی ونس، معاون ترامپ، گفت: «نامه را مطالعه کردم. هنوز پاسخی به این نامه ندادهام. کاملا لحن تغییر کرده و این علامت بسیار خوبی است که ایران اقتدار و پیروزی خود را تثبیت کرده است.»
محسن رضایی افزود: «چون آنها چیزی از نامه را طرح نکردهاند، من هم فعلا چیزی نمیگویم.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز شنبه ۹ آبان گفت پیام جیدی ونس با دقت بررسی شده و در نشستهایی در سطح عالی درباره آن گفتوگو شده است.
او تلاش طرف آمریکایی برای «گشودن باب گفتوگو و تفاهم گستردهتر» را گامی مثبت ارزیابی کرد، اما هشدار داد اگر هدف واشینگتن از ارسال این پیام ایجاد اختلاف باشد، این اقدام اشتباه تازهای خواهد بود که به اشتباهات پیشین آمریکا اضافه میشود.
عراقچی در گفتوگو با شبکه الجزیره گفت در حال حاضر هیچ برنامهای برای دیدار با مقامهای آمریکایی وجود ندارد و گمانهزنیهای مطرحشده در این زمینه صرفا رسانهای است.
او افزود تهران فعلا نیازی به چنین دیداری نمیبیند؛ شروط جمهوری اسلامی روشن است و میانجیها همچنان درباره آنها رایزنی میکنند.
عراقچی، گفت پس از موافقت واشینگتن با شروط تهران، درباره برگزاری مذاکرات بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم تصمیمگیری خواهد شد.
تیم فوتبال منچسترسیتی در هفته نهم لیگ برتر با گل دقیقه ۱۱ یاسین عیاری در خانه مغلوب برایتون شد و برای دومین بازی پیاپی در لیگ، شکست خورد. سیتی با وجود ۱۹ شوت، برای نخستین بار در ۲۵ بازی لیگ موفق به گلزنی نشد.
برایتون خیلی زود انتقام شکست میانه هفته در ایافال کاپ را گرفت؛ این تیم با پیروزی غافلگیرکننده مقابل منچسترسیتی، شاگردان انزو مارسکا را به دومین شکست پیاپی در لیگ برتر انگلیس محکوم کرد.
شاگردان فابیان هورتسلر چهارشنبه در ورزشگاه اتحاد دو بار از سیتی پیش افتادند، اما در نهایت در ضربات پنالتی شکست خوردند. آنها شنبه این بار برتری خود را حفظ کردند و با کسب یک پیروزی مهم، فاصلهشان با سیتی رده سومی را به تنها دو امتیاز کاهش دادند.
برایتون در دقیقه ۱۱ به گل برتری رسید. اشتباه بزرگ ماتئوس نونس، مدافع راست سیتی، در دفع توپ باعث شد توپ در موقعیتی مناسب به یاسین عیاری برسد و او از فاصله نزدیک دروازه را باز کند.
سیتی ۱۰ دقیقه بعد باید بازی را به تساوی میکشاند. ایلیمان اندیایه روی ارسال الیوت اندرسون به هوا برخاست، اما ضربه سرش از کنار دروازه بیرون رفت. مهاجم سنگالی سپس از زاویه بسته بارت فربروخن را وادار به مهار توپ کرد.
اندیایه در نیمه دوم خطرناکترین بازیکن سیتی بود و این تیم برای بازگشت به بازی تلاش میکرد. بازیکن سابق اورتون در موقعیتی مناسب صاحب توپ شد و شوت محکمی زد که فربروخن با واکنشی درخشان به تیر افقی دروازه فرستاد.
دروازهبان برایتون سد محکمی مقابل حملات سیتی بود و کمی بعد با مهاری عالی مانع گلزنی نونس شد. ضربه سر کمقدرت ارلینگ هالند نیز مشکل چندانی برای او ایجاد نکرد.
هالند، ستاره خط حمله سیتی، در طول مسابقه بهندرت صاحب موقعیت مناسب شد. در سوی دیگر، برایتون میتوانست اختلاف را بیشتر کند. ماکسیم دکویپر ابتدا از فاصله حدود ۱۰ یاردی توپ را به بالای دروازه زد و سپس با ضربه سر جانلوئیجی دوناروما را وادار به واکنشی سریع کرد.
با وجود از دست رفتن این فرصتها، برایتون برتری خود را حفظ کرد و هر سه امتیاز را به دست آورد تا شروع خوبش در این فصل ادامه پیدا کند.
روزهای دشوار برای مارسکا
انزو مارسکا، سرمربی منچسترسیتی، کارش را با هفت پیروزی پیاپی در لیگ آغاز کرده بود، اما حالا با نخستین دوره دشوار خود روبهرو شده است. تیم او شنبه گذشته مقابل استون ویلا شکست خورد و این بار در خانه مغلوب برایتون شد.
یک اشتباه فردی دیگر به سیتی ضربه زد. این بار نونس مقصر بود؛ او نتوانست ارسال دکویپر به سمت تیر دوم را بهدرستی دفع کند و توپ را در اختیار عیاری گذاشت تا او فرصتی را که نصیبش شده بود، از دست ندهد.
میزبان در یکسوم هجومی زمین موقعیتهایی داشت، اما نتوانست مانند همیشه از آنها استفاده کند. سیتی با وجود ۱۹ شوت، برای نخستین بار در ۲۵ بازی لیگ برتر موفق به گلزنی نشد.
سیتی در میانه هفته برای شکست دادن برایتون به ضربات پنالتی نیاز داشت، اما روند ضعیف اخیرش مقابل این حریف در لیگ ادامه پیدا کرد. منچسترسیتی حالا در پنج بازی اخیر لیگ مقابل برایتون هیچ بردی نداشته است.
هالند موقعیت چندانی برای گلزنی پیدا نکرد و مارسکا نیز باید برای مشکلات خط میانی تیمش راهحلی پیدا کند. ترکیب سهنفره الیوت اندرسون، انزو فرناندز و ایوب بوعدی در بسیاری از دقایق هماهنگی لازم را نداشت.
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاههای بزرگ ایران سر داده شد و در برخی دانشگاهها نیز شعارهای ضدچپ به گوش رسید.
برخی از فعالان جنبش دانشجویی از نسلهای مختلف در گفتوگو با ایراناینترنشنال، این شعارها را نتیجه سالها ناامیدی از اصلاحات و فاصله گرفتن از جریانهای سیاسی مرتبط با انقلاب ۱۳۵۷ دانستند.
از بازار تهران تا دانشگاه شریف
هفتم دیماه ۱۴۰۴، کسبه بازار تهران در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شعار سر دادند. دانشجویان از این اعتراضات حمایت کردند. یکشنبه سوم اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تجمعی اعتراضی این شعارها را تکرار کردند. در روزهای بعد، شعار «داس، چکش، عمامه؛ پنجاهوهفت تمامه» در دانشگاههایی از جمله تربیت مدرس و هنر شنیده شد.
چهارم اسفندماه، دانشجویان در دانشگاههای امیرکبیر، تهران و الزهرا پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند و همزمان شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر دادند. در برخی از این تجمعها نیز، پرچم شیر و خورشید برافراشته شد.
پشت کردن به اصلاحات
یکی از نشانههای تغییر فضای سیاسی دانشگاهها، نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای اصلاحطلب و تشکلهای نزدیک به آنهاست.
در گفتوگوهای ایراناینترنشنال، با دانشجویان، شکاف میان دانشجویان حامی شاهزاده رضا پهلوی و تشکلهای نزدیک به جریانهای رسمی جمهوری اسلامی بارها مطرح شد. این دانشجویان گروههای دانشجویی وابسته به جریانهای اصلاحطلب، از جمله انجمنهای اسلامی، را بخشی از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی دانستند. آنها گفتند این گروهها در دورههای انتخاباتی از رای دانشجویان اعتبار گرفتند و برای پیشبرد اهداف سیاسی خود از آن استفاده کردند، در حالی که هزینه اعتراض، از بازداشت و زندان تا محرومیت از تحصیل، بر دوش خود دانشجویان ماند.
یکی از دانشجویان دانشگاه بهشتی (ملی) تهران که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از دانشگاه اخراج شده، درباره تفاوت برخورد دانشگاه با تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت، بسیج و جمعهای مستقل دانشجویی گفت: «تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت خیلی راحت در دانشگاه دفتر دارند، جلسه برگزار میکنند و هر زمان که اراده کنند با یک تماس میتوانند همایش برگزار کنند، اما دانشجویانی که به هیچ گروه و جناحی وابسته نیستند، حق دور هم جمع شدن را هم ندارند.»
بهگفته این دانشجو، حتی تجمعهای دوستانه در حیاط یا فضای دانشگاه نیز میتواند به احضار به کمیته انضباطی، بازداشت یا اخراج از دانشگاه منجر شود.
او تاکید کرد در برخی موارد حتی جلسه رسمی برای رسیدگی به پرونده دانشجو برگزار نمیشود.
دانشگاه و فاصله گرفتن از چپ
در روایت دانشجویان، تغییر فضای سیاسی دانشگاهها تنها به رویگردانی از اصلاحات محدود نمیشود؛ آنها نسبت به جریانهای چپ نیز بیاعتمادند و معتقدند این جریانها در سالهای گذشته اعتراضات دانشجویی را به سود گفتمان سیاسی خود مصادره کردهاند.
یک استاد سابق دانشگاه صنعتی شریف که در سالهای گذشته بهدلیل مواضعش از دانشگاه اخراج شد و اعتراضات دانشجویی سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را از نزدیک دنبال کرده است، به ایراناینترنشنال گفت: «بیرونق شدن گرایش چپ را میشود از بیرغبتی دانشجویان به تولید و خواندن نشریات چپ دید.»
بهگفته او، میزهایی که نشریات گروههای چپ روی آنها عرضه میشود، «سرد و بیرمق» شده است.
او با اشاره به بیاعتمادی بخش بزرگی از نسل جوان به جریانهای چپ گفت: «اگر در میان گروههای مختلف جامعه ایران یا در شبکههای اجتماعی نگاه کنید، کمترین حمایت را از جریان چپ در میان جوانان ایران میبینید.»
این استاد سابق، دانشگاه را همچنان «جلودار و پیشقراول جامعه» میداند و میگوید این نقش را میتوان از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ تا اعتراضات ۱۴۰۱ و دی و اسفند ۱۴۰۴ دید؛ مقاطعی که دانشگاه با فاصلهای کوتاه از اعتراضات خیابانی وارد میدان شد.
اعتراض به حجاب اجباری، شریعت و جمهوری اسلامی
در اعتراضات ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی به دست گشت ارشاد، دانشگاه یکی از محورهای اعتراضات بود. دانشجویان شعارهایی از جمله «زن، زندگی، آزادی»، «مرد، میهن، آبادی»، «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما»، «میجنگیم، میمیریم، ایران را پس میگیریم» و «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» سر دادند.
شیدا رهبری، فعال دانشجویی و دانشآموخته دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شد و اکنون در خارج از ایران زندگی میکند به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی از تحولات جامعه جدا نیست و دانشگاه نیز همان مسیری را طی کرده که جامعه ایران از دوره اصلاحطلبی تا اعتراضات اخیر و سر دادن شعار «جاوید شاه» پشت سر گذاشته است.
او در عین حال نقش دانشگاه در اعتراضات ۱۴۰۱ را پررنگتر از ۱۴۰۴ میداند و معتقد است در اعتراضات اخیر، دانشگاه بیشتر همصدای خیابان بود تا «پیشران» آن.
این دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر تهران گفت اتفاقی که برای جریان چپ در دانشگاه افتاده، مشابه روندی است که در جامعه ایران دیده میشود.
بهگفته او، همانطور که گرایش به چپ در جامعه کمرونق شده و پایگاه اجتماعی محدودی دارد و «در دانشگاه هم همین است».
او اعتراضات ۱۴۰۴ را در ادامه جنبش ۱۴۰۱ و بخشی از یک «سیر تکاملی» دانست و گفت اعتراضات ۱۴۰۱ علاوه بر براندازانه بودن، ماهیتی علیه «اسلام» داشت و این نگاه در شعارهایی چون «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما» و «حسین حسین شعارشون، جنایت افتخارشون» دیده میشد.
بهگفته رهبری، دانشجویان در سال ۱۴۰۱ تنها علیه حجاب اجباری شعار ندادند، بلکه در برابر «شریعت اسلامی حاکم بر ایران» نیز اعتراض کردند. او معتقد است روند اعتراضات ۱۴۰۱در ۱۴۰۴ ادامه پیدا کرد و در این دوره «خلأ آلترناتیو نیز پر شد».
این فعال دانشجویی نسل جدید ایران را نهتنها «اسلامگریز»، بلکه «اسلامستیز» توصیف کرد و گفت این نسل از ایدئولوژیها فراتر رفته و خواهان «زندگی معمولی» است.
بهگفته شیدا رهبری، در میان دانشجویان درباره مدل نظام حکمرانی آینده ایران بحث مشخصی وجود ندارد و خواست آنها «آزادی ایران از شر جمهوری اسلامی» است.
انقلاب ملی «شیر و خورشید» دانشگاه و جامعه برای بازپس گیری ایران
برخی فعالان دانشجویی اعتراضات ۱۴۰۱ را مرحلهای متفاوت در رابطه دانشگاه و خیابان میدانند؛ دورهای که بهگفته آنها، دانشجویان در کنار جامعه و با تاکید بیشتری بر هویت ملی و منافع ایران وارد میدان شدند.
آرمین نیا، فعال دانشجویی ساکن ایتالیا این تغییر را نشانه حضور پررنگتر دانشگاه در «جبهه ملیگرا» میداند.
او به ایراناینترنشنال گفت دانشگاه در گذشته بهشدت تحت تاثیر اندیشههای چپ بوده، اما در اعتراضات ۱۴۰۴ «در جبهه ملی حضور پیدا کرد». بهگفته او، همان دانشجویانی که در خیابان در اعتراضات شرکت میکردند، بازداشت و کشته شدند، در دانشگاه نیز حضور داشتند.
آرمین نیا «ملیگرا شدن دانشگاه» را یکی از دستاوردهای انقلاب ملی دانست و گفت در حال حاضر گروههای راستگرا نیز در دانشگاههای ایران حضور دارند، اما بهدلیل سرکوب شدید امکان فعالیت علنی ندارند.
او گفت جمهوری اسلامی میتواند فعالیت دانشجویان را سرکوب کند، اما نمیتواند «تفکر و باور دانشجویان» را از بین ببرد و دانشجویانی که درباره موضوعی اشتراک نظر دارند، یکدیگر را پیدا میکنند.
این فعال دانشجویی درباره نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای چپ گفت دانشجویان امروز تاریخ را مطالعه میکنند، به اطلاعات دسترسی دارند و عملکرد جریانهای سیاسی گذشته را بررسی میکنند.
بهگفته او، آنها به این نتیجه رسیدهاند که جریان چپ دستاوردی نداشته و «منافع شخصی آنها با منافع ملی سازگاری ندارد.»
از ایرانگرایی تا حمایت از پهلوی
در روایت دانشجویان، فاصله گرفتن از جریانهای چپ با تاکید بر ایران، هویت ملی و اولویت دادن به منافع کشور همراه شده است؛ تغییری که در شعارهای ایرانخواهانه و حمایت از پهلوی نیز بازتاب پیدا کرده است.
یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به دو ترم تعلیق محکوم و از حضور در دانشگاه نیز محروم شده است، شعار «جاوید شاه» را در ادامه شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» دانست.
او گفت این شعارها بر هویت ملی ایران در برابر مفهوم «امت اسلامی» تاکید میکنند و «جاوید شاه» برای نسل جدید دانشجویان بیانگر خواست بازگشت به دورانی است که آبادی و توسعه ایران در اولویت بود.
استاد سابق دانشگاه شریف نیز حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و سر دادن شعار «جاوید شاه» را بهدلیل اعتبار خاندان پهلوی در توسعه و پیشرفت ایران دانست و گفت برخی رسانهها و جریانها ویدیوهای شعار «جاوید شاه» در دانشگاهها را جعلی خواندهاند، در حالی که بخش قابل توجهی از دانشجویان این شعار را سردادند.
او تغییر شعارهای دانشگاه از سال ۱۳۸۸ تا امروز را بخشی از مسیری میداند که دانشگاه همراه با جامعه طی کرده است؛ از «یا حسین، میرحسین» و «مرگ بر دیکتاتور» تا «پهلوی برمیگرده» و «جاوید شاه».
بازخوانی اخلاقی کارنامه چپ
برای نسل ۱۸ تیر ۱۳۷۸، اصلاحات با تجربه سرکوب اعتراضات دانشجویی، بازداشت و ناامیدی از تغییر درون ساختار جمهوری اسلامی همراه شد؛ تجربهای که نسبت بخشی از آن نسل با جریان اصلاحات را تغییر داد.
احمد باطبی، از چهرههای شناختهشده اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ که پس از انتشار عکسش با پیراهن خونآلود بر جلد مجله اکونومیست به یکی از نمادهای آن اعتراضات تبدیل شد و اکنون در آمریکا زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت: «جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ نسلی بود که خود قربانی شعار اصلاحات شد و پیش از دیگران به این نتیجه رسید که میان اصلاحطلب و اصولگرا تفاوتی وجود ندارد.»
باطبی تجربه نسل ۱۸ تیر را نمونهای از هزینهای میداند که فعالان دانشجویی در مسیر فاصله گرفتن از اصلاحات پرداختند.
او با اشاره به بازداشت، شکنجه و محکومیت خود و همنسلانش در آن دوره گفت: «ما نسلی بودیم که در وزارت اطلاعات دولت خاتمی شکنجه و به اعدام محکوم شدیم. اصلاحات ما را قربانی نظامی کرد که علی خامنهای نماد دیکتاتوری آن بود.»
باطبی معتقد است نسل امروز در حال بازخوانی نقش جریانهای چپ در تاریخ معاصر ایران است؛ روندی که او آن را «حسابرسی اخلاقی» چپ میخواند.
او گفت: «روزگار کنونی، روزگار بازخوانی چپ و حسابرسی اخلاقی آنهاست؛ آن هم به دست نسلی که بار گناهان آنها را بر دوش میکشد.»
بهگفته باطبی، «این مجازات اخلاقی تفکری است که ایران را قربانی جهانوطنی کرد.»
این فعال دانشجویی سابق، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاهها را ادامه روندی «ایرانخواهانه» میداند که بیانگر «بازگشت به شکوه قدیم» و حامل پیام «ایران را پس میگیریم» است.
پوستاندازی جنبش دانشجویی
سابقه حذف و تصفیه سیاسی در دانشگاههای ایران به نخستین سالهای جمهوری اسلامی بازمیگردد؛ زمانی که در جریان «انقلاب فرهنگی»، دانشگاهها تعطیل شدند، صدها استاد و دانشجو اخراج شدند و هزاران دانشجو از ادامه تحصیل بازماندند. اما دهه ۱۳۸۰ نیز با دور تازهای از محرومیت از تحصیل، احکام سنگین و برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی همراه شد.
مهرداد بزرگ، فعال دانشجویی که در آبان ۱۳۸۸ بازداشت و در بند ۲۰۹ اوین نگهداری شد و با اتهام «محاربه» روبهرو بود و اکنون خارج از ایران زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۸۰، پس از سالها استفاده سیاسی از دانشجویان و برخورد با آنان در بزنگاهها، نوعی «پوستاندازی» را تجربه کرد.
بهگفته بزرگ، این دوره از میانه دهه ۸۰ و همزمان با آنچه «انقلاب فرهنگی دوم» خوانده شد، با محرومیت از تحصیل، احکام طولانی زندان برای فعالان دانشجویی و در نهایت سرکوب سال ۱۳۸۸ همراه بود؛ سرکوبی که او آن را شدیدتر از تیر ۱۳۷۸ و خرداد ۱۳۸۲ میداند.
این فعال سابق دانشجویی معتقد است جنبش دانشجویی پس از انقلاب ۱۳۵۷ هرگاه بروز واقعی داشته، صدایی «آزادیخواه، ملی و به نوعی لیبرال ملی» داشته است.
بهگفته او، این جنبش نیز مانند دیگر بخشهای جامعه ایران، در سالهای گذشته از گفتمان و نیروهای برآمده از انقلاب ۵۷ فاصله گرفته است.
شرمنده خون جاویدنامان وطنم نیستم
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، تنها در دانشگاه صنعتی شریف هفت دانشجو بهدلیل شرکت در اعتراضات اخراج شدند. دسترسی بسیاری از آنها به خطوط تلفنشان قطع شده و به گفته منابع این گزارش، حتی از کار هم اخراج شدهاند؛ دانشجویانی که سالها درس خواندند تا آینده خود و کشورشان، ایران، را بسازند.
دانشجوی اخراجی دانشگاه بهشتی (ملی) که حکم اخراجش در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شده، گفت: «جمهوری اسلامی ساختاری فاسد و آدمکش است و ما ترسی از آنها نداریم، من وظیفهام در قبال میهنم را انجام دادم و حالا شب که میخوابم، وجدانم راحت است که شرمنده خونهای ریختهشده جاویدنامان نیستم.»
تصویری از وبسایت مدرسه اینورس با درج دستور نهادهای قضایی
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، شنبه ۹ آبان از توقیف اموال علیرضا اردوبادی، بنیانگذار و مالک مدرسه هنر و طراحی «اینورس»، و آغاز روند مصادره این اموال خبر داد.
این خبر یک روز پس از آن منتشر شد که اردوبادی در اطلاعیهای در اینستاگرام اعلام کرد وبسایت مدرسه فیلتر، تمام حسابهای بانکی و درگاههای پرداخت آن مسدود و اموال این مجموعه آموزشی توقیف شده است.
فارس دلیل اقدام قضایی علیه اردوبادی را فعالیت او در شبکههای اجتماعی عنوان کرد و مدعی شد او در صفحات شخصی خود به شیعیان توهین و علیه جمهوری اسلامی تبلیغ میکرده است. با این حال، این خبرگزاری سند مشخصی درباره اتهامهای مطرحشده منتشر نکرده و جزئیاتی درباره مرجع صادرکننده دستور، میزان اموال توقیفشده یا مرحله رسیدگی قضایی ارائه نداده است.
اردوبادی در واکنش به این اقدامات تاکید کرده است که فعالیت مدرسه اینورس هیچگاه سیاسی نبوده و برخورد با این مجموعه آموزشی ناشی از مواضع شخصی اوست. او گفته است بیش از ۷۰ هزار نفر طی ۱۸ سال فعالیت مدرسه از آموزشهای آن استفاده کردهاند و اکنون کارکنان، مدرسان و هنرجویان این مجموعه نیز تحت تاثیر تصمیمهای قضایی قرار گرفتهاند.
اینورس یک مجموعه خصوصی آموزش هنر، طراحی و مهارتهای دیجیتال در تهران است که در سال ۱۳۸۷ تأسیس شد. این مدرسه فعالیت آموزشی آنلاین خود را از سال ۱۳۹۸ گسترش داد و در تیرماه ۱۴۰۵ از آغاز دوباره کلاسهای حضوری خبر داده بود.
دورههای اینورس در زمینههای گرافیک، طراحی محصول، طراحی لباس، انیمیشن، موشندیزاین، فیلم و ویدئو، برنامهنویسی و دیگر مهارتهای مرتبط با بازار کار ارائه میشوند.
مسدود شدن حسابها و توقف فروش دورههای آموزشی
مدرسه اینورس جمعه هشتم آبان در اطلاعیهای که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، از فیلتر شدن وبسایت، مسدود شدن تمامی حسابهای بانکی و درگاههای پرداخت و توقیف اموال مجموعه خبر داد و اعلام کرد روند مصادره اموال نیز در جریان است.
این مدرسه در اطلاعیه خود تاکید کرد که اقدامات صورتگرفته بدون ارائه توضیح روشن درباره دلایل و مبنای قانونی آنها بوده است.
در پی این تصمیمها، ثبتنام و فروش دورههای جدید متوقف شده، اما مسئولان اینورس اعلام کردهاند هنرجویانی که پیشتر دورههایی خریداری کردهاند، همچنان میتوانند به محتوای آموزشی و خدمات پشتیبانی دسترسی داشته باشند.
در وبسایت رسمی اینورس نیز نوشته شده است: «به دستور نهادهای قضائی، تمام درگاههای پرداخت و حسابهای بانکی مدرسه اینورس غیرفعال شدهاند. در حال حاضر امکان تهیه دوره وجود ندارد.»
این پیام نشان میدهد که هرچند وبسایت همچنان از طریق برخی مسیرها قابل مشاهده است، فعالیت تجاری و فروش آنلاین مدرسه متوقف شده است. بنابراین، توقف فروش دورهها لزوماً به معنای قطع دسترسی هنرجویان قبلی به خدمات آموزشی نیست.
علیرضا اردوبادی در متنی که همراه اطلاعیه مدرسه در صفحه اینستاگرام اینورس منتشر شده، با اشاره به سابقه فعالیت این مجموعه، از فشارهایی نوشته است که بهگفته او مدرسه طی ۱۸ سال گذشته با آنها مواجه بوده است.
اردوبادی گفته است تجربه شخصی تبعیض و محرومیت از آموزش، از انگیزههای او برای تاسیس مدرسهای با رویکرد متفاوت بوده است.
او توضیح داده که اینورس از آغاز فعالیت با مخالفت بخشی از ساختار سنتی آموزش، مشکلات مربوط به وزارت ارشاد و اداره اماکن، مسائل مالیاتی، کمبود منابع مالی و حملات هکری مواجه بوده است.
به گفته او، مشکلات دوران همهگیری کرونا، قطع مکرر اینترنت و فیلترینگ ماههای اخیر نیز به این فشارها اضافه شده، اما مجموعه تلاش کرده فعالیتهای آموزشی خود را ادامه دهد.
اردوبادی تاکید کرده است که اینورس در تمام دوران فعالیتش حتی یک مطلب سیاسی در صفحات رسمی مدرسه منتشر نکرده است.
او برخورد قضایی با مدرسه را به مواضع سیاسی شخصی خود مرتبط دانسته و نوشته است که اختلاف نهادهای حکومتی با او نباید موجب محرومیت هنرجویان، کارکنان و مدرسان مجموعه از فعالیت شود.
بنیانگذار اینورس در بخشی از نوشته خود تاکید کرده است: «من عصبانیام، از زندگیهایی که بریدن، از خانوادههایی که باید باقی عمرشون رو با جای خالی بچههاشون بگذرونن، از اینکه داغ پشت داغ روی دل این مردم میذارن و هنوز ازشون انتظار سکوت دارن. قرار نیست هر نسل توی این کشور، جوانیاش رو خرج تحمل کردن این حکومت کنه.»
او افزوده است: «مردم ایران حق دارن آزاد فکر کنن، انتخاب کنن، اعتراض کنن و درباره آینده خودشون تصمیم بگیرن. برای گفتن این حرف از کسی اجازه نمیگیرم. این موضع شخصی منه و مسئولیت بیانش با خودمه؛ از طرف مدرسهها و همکارهای اینورس اعلام موضع نمیکنم.»
اردوبادی در نوشته خود در این پست اینستاگرامی گفته است: «این وطن، وطن ندا آقاسلطان، نیکا و سارینا، حمیدرضا روحی، مجیدرضا رهنورد، صدرا سلطانی، سپهر شکری، حمید مهدوی و هزاران انسان شرافتمندیه که جانشون رو برای آزادیش دادن. وطن خانوادههای اونهاست و همه آدمهایی که هنوز با این همه غم زندگی میکنن و حق دارن فردایی داشته باشن. جای من کنار همین مردمه.»
او نوشته است: «شما که این مدرسه رو توقیف کردید، صاحب زندگی این مردم نیستید. مسئول آسیبی هستید که به زندگی، آینده و کارشون میزنید و این مسئولیت با مصادره پاک نمیشه. چیزی هم که هفتاد هزار نفر اینجا یاد گرفتن، توی هیچ حسابی نیست که بتونید مسدودش کنید. با خودشون بردنش، توی کارشون زندگی میکنه و به آدمهای بعد از اونها میرسه.»
اردوبادی در مورد آینده مدرسه اینورس نوشته است: «هنوز نمیدونم راه ادامه دادن از کجا باز میشه. درباره چیزی که نمیدونم وعده نمیدم، اما برای پیدا کردن این راه دست از تلاش نمیکشیم. هنوز خودمون رو در برابر دانشجوهامون و فردای این کشور مسئول میدونیم. با توقیف این مدرسه، دلیل ساختنش از بین نرفته و قطعاً نور بر تاریکی افکارِ شوم، سیاه، منفور و پوسیده پیروز میشه.»
او افزوده است: «در نهایت مدرسه اینورس هرگز مصادرهکردنی نیست. من طوری زندگی کردم که حتی برای لحظهای از رانتهای حکومتی استفاده نکنم تا چنین روزی با وجود رنج و غم، سرم را بالا نگهدارم. ذهن و مغز هیچکدام از ما مصادرهکردنی نیست. توقیف، تصمیم شماست و ادامه دادن، تصمیم ما. و ما ادامه داریم.»
در ماههای اخیر جمهوری اسلامی علاوه بر تشدید میزان مصادره اموال شهروندان بهایی، اقدام به مصادره اموال کسانی کرده است که از معترضان حمایت کردهاند.
مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، پنجم آبان از محکومیت غیابی این فیلمساز به پنج سال و یک ماه حبس و مصادره تمام اموالش خبر داد. به گفته او، وقت رسیدگی به موکلش ابلاغ نشده بود و پناهی پس از مسدود شدن حسابهای بانکی خود از وجود این حکم مطلع شد.
نیلی سهشنبه پنجم آبان در گفتوگو با وبسایت امتداد اعلام کرد شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، علاوه بر حبس تعزیری و مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول، پناهی را به دو سال محرومیت از فعالیت در شبکههای اجتماعی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
این کارگردان پیشتر در پروندهای جداگانه به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده بود. در شرح تازه نیلی از حکم دادگاه، عنوان اتهام منجر به محکومیت پنج سال و یک ماه حبس مشخص نشده است.
دو روز پیش از آن نیز، دادستان قم از توقیف اموال منقول و غیرمنقول، بهویژه رمزارزهای صادق ساعدینیا، مدیرعامل مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا» و از حامیان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خبر داد و گفت اقدامات مربوط به مصادره اموال او نیز انجام شده است.
علیاصغر سلطانی، دادستان عمومی و انقلاب قم، یکشنبه سوم آبان در نشستی خبری گفت از زمان بازداشت ساعدینیا، بخش قابلتوجهی از داراییهای او، از جمله املاکش در تهران، سهام شرکتهایش در قم و سایر اموال منقول و غیرمنقول، بهویژه رمزارزهایش، توقیف شده است.
او افزود تیمی برای تسریع در روند توقیف و مصادره این داراییها تشکیل شده، اما تعیین ارزش دقیق آنها به اعلام نظر نهایی کارشناسان موکول شده است.
سلطانی گفت ساعدینیا به اتهام «همکاری با دشمن» در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی بازداشت شد و پرونده او در مدت کوتاهی بررسی و برایش مجازات تعیین شد.
کاظم موسوی، رییس کل دادگستری قم، نیز گفت: «ساعدینیا در زندان به سر میبرد و اموال مرتبط با پرونده او در حال کارشناسی و طی مراحل قانونی مصادره است.»
ایراناینترنشنال هفتم مهر گزارش داد اطلاعاتی دریافت کرده است که نشاندهند ه افزایش فشارهای حکومت به خانواده برخی جاویدنامان با مسدودسازی و مصادره اموال شخصی آنهاست.
در فروردین ماه امسال نیز رسانههای حکومتی فهرستی از چهرههای ایرانی مخالف جمهوری اسلامی را منتشر و اعلام کردند که اموال آنان مصادره شده است. در این فهرست از جمله به نام کسانی چون زهرا قنبری کاپیتان تیم ملی فوتبال زنان، مسعود شجاعی، علی کریمی، سردار آزمون، بازیکنان سابق تیم ملی فوتبال، علیرضا فغانی، داور بینالمللی فوتبال، محسن یگانه خواننده پاپ، برزو ارجند بازیگر سینما و علی شریفی زارچی استاد دانشگاه شریف اشاره شده بود.
دفتر دادستانی کل جمهوری اسلامی، ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ ایرانیان خارج از کشور را تهدید کرد در صورت آنچه «همکاری با دشمن» خواند، با مصادره اموال و مجازاتهایی از جمله اعدام روبهرو خواهند شد.