• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رسانه دفتر مجتبی خامنه‌ای از دیدار او با محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه خبر داد

۲ آبان ۱۴۰۵، ۱۷:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

رسانه دفتر مجتبی خامنه‌ای اعلام کرد که او، با غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه دیدار کرده است. زمان و مکان این دیدار اعلام نشده است.

در روزهای گذشته نیز اعلام شده بود که مجتبی خامنه‌ای، با محمدباقر قالیباف، رییس مجلس دیدار کرده است.

پیش از این نیز برخی مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله مسعود پزشکیان، اعلام کرده بودند که با رهبر سوم جمهوری اسلامی دیدار کرده‌اند.

اخبار مربوط به این دیدارها در حالی از سوی رسانه‌ها و مقام‌های جمهوری اسلامی مطرح می‌شود که از روز آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، هیچ تصویر یا فایل صوتی جدیدی از مجتبی خامنه‌ای منتشر نشده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

واشینگتن‌پست: قمار دوباره بر سر تغییر حکومت ایران؟
۱
تحلیل

واشینگتن‌پست: قمار دوباره بر سر تغییر حکومت ایران؟

۲

آمریکا هشدار داد طرح‌های ایران برای ترور مقام‌های آمریکایی به «مراحل پیشرفته» رسیده‌اند

۳

دو مقام جمهوری اسلامی: برنامه‌های دقیقی برای حمله به کابل‌های زیردریایی خلیج فارس داریم

۴
تحلیل

نشست استانبول؛ تقسیم کار تازه برای جنگ با ایران؟

۵

مایک والتز روایت فایننشال تایمز را رد کرد: تصمیم درباره محاصره ایران با ترامپ است

انتخاب سردبیر

  • وال‌استریت ژورنال: ناو جورج واشینگتن برای احتمال تشدید جنگ با جمهوری اسلامی آماده می‌شود

    وال‌استریت ژورنال: ناو جورج واشینگتن برای احتمال تشدید جنگ با جمهوری اسلامی آماده می‌شود

  • وزیر خارجه آمریکا ناراضیان از حکومت کوبا را به همکاری با سیا فراخواند

    وزیر خارجه آمریکا ناراضیان از حکومت کوبا را به همکاری با سیا فراخواند

  • رویترز: آمریکا بارها از ماسک خواسته خدمات استارلینک را در اوکراین و خاورمیانه تغییر دهد

    رویترز: آمریکا بارها از ماسک خواسته خدمات استارلینک را در اوکراین و خاورمیانه تغییر دهد

  • شهروندان از ایران: شهرها نظامی و امنیتی‌تر و اینترنت ضعیف‌تر شده است
    روایت شما

    شهروندان از ایران: شهرها نظامی و امنیتی‌تر و اینترنت ضعیف‌تر شده است

  • مایک والتز روایت فایننشال تایمز را رد کرد: تصمیم درباره محاصره ایران با ترامپ است

    مایک والتز روایت فایننشال تایمز را رد کرد: تصمیم درباره محاصره ایران با ترامپ است

•
•
•

مطالب بیشتر

جمع‌آوری کوکان کار، راه‌حل یا پنهان کردن بحران؟

۲ آبان ۱۴۰۵، ۱۶:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

با آغاز دوباره طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: پس از نزدیک به دو دهه اجرای این طرح‌ها، چه تغییری در زندگی این کودکان ایجاد شده است؟

منتقدان می‌گویند جمع‌آوری کودکان با مشارکت شهرداری، نیروی انتظامی و سازمان بهزیستی، بدون حمایت موثر از خانواده‌ها و رسیدگی به ریشه‌های اقتصادی کار کودک، نه‌تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه ممکن است آسیب‌پذیری کودکان را افزایش دهد.

طرح‌های موسوم به ساماندهی کودکان کار و خیابان در سال‌های گذشته بارها با انتقاد فعالان حقوق کودک مواجه شده‌اند. دلیل این انتقاد روشن است: کودکان کار را نمی‌توان همچون عنصری نامطلوب از فضای شهری حذف کرد. حضور آنها در خیابان، در بسیاری از موارد، نتیجه فقر خانوادگی، نابرابری اقتصادی و نبود حمایت‌های اجتماعی موثر است.

شهرداری، نیروی انتظامی و سازمان بهزیستی، هر یک در چارچوب وظایف خود، در فرایند جمع‌آوری، پذیرش یا نگهداری این کودکان نقش دارند. اما پرسش اساسی این است که آیا این اقدامات توانسته‌اند کودکان را به‌طور پایدار از چرخه کار و بهره‌کشی خارج کنند یا صرفاً محل حضور آنها را تغییر داده‌اند؟

100%

جمع‌آوری کودک، بدون تغییر شرایط زندگی

فعالان حقوق کودک سال‌هاست بر ضرورت توجه به شرایط اقتصادی خانواده‌ها تاکید می‌کنند. از نگاه آنان، مقابله با کار کودک باید با حمایت معیشتی، دسترسی به آموزش و خدمات اجتماعی و شناسایی عوامل بهره‌کشی همراه باشد.

با این حال، جمع‌آوری کودک از خیابان، بدون تغییر شرایط زندگی او، راه‌حل پایداری نیست. کودکی که به‌دلیل فقر خانواده کار می‌کند، پس از انتقال به مرکز نگهداری همچنان با همان مشکلات اقتصادی روبه‌روست؛ مگر آنکه برای تامین نیازهای او و خانواده‌اش راهکاری مؤثر در نظر گرفته شود.

گزارش‌ها و انتقادهای مطرح‌شده در سال‌های گذشته، نگرانی‌هایی درباره برخورد خشونت‌آمیز با برخی کودکان و شرایط نگهداری آنان ایجاد کرده است. این نگرانی‌ها ضرورت نظارت مستقل، رسیدگی به شکایت‌ها و شفافیت درباره سرنوشت کودکانی را برجسته می‌کند که در جریان این طرح‌ها منتقل می‌شوند.

سازمان بهزیستی نیز در این میان مسئولیتی مهم دارد. انتقال کودک به مرکز، بدون ارزیابی تخصصی شرایط خانوادگی، تأمین نیازهای روانی و اجتماعی و پیگیری وضعیت او پس از خروج، تضمین‌کننده حمایت موثر نیست. معیار موفقیت باید بهبود واقعی زندگی کودک باشد، نه صرفا تعداد کودکانی که از خیابان جمع‌آوری شده‌اند.

تعهد از خانواده‌ای که به درآمد کودک وابسته است

در جریان ساماندهی، ممکن است از والدین یا سرپرستان تعهد گرفته شود که کودک دیگر به خیابان بازنگردد. اما خانواده‌ای که برای تامین هزینه‌های اولیه زندگی به درآمد فرزندش وابسته است، چگونه می‌تواند بدون دریافت حمایت جایگزین به این تعهد عمل کند؟

برای بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد، تامین خوراک، مسکن و نیازهای روزمره به‌سختی امکان‌پذیر است. در چنین شرایطی، درآمد کودک بخشی از هزینه‌های زندگی را تامین می‌کند؛ هرچند کار در سنین پایین می‌تواند او را از تحصیل محروم کند و در معرض خشونت، تحقیر و بهره‌کشی قرار دهد.

این واقعیت، کار کودک را توجیه نمی‌کند؛ بلکه مسئولیت حکومت را سنگین‌تر می‌کند. جلوگیری از کار کودک باید با حمایت معیشتی از خانواده، دسترسی به آموزش و شناسایی عوامل بهره‌کشی همراه باشد. در غیر این صورت، گرفتن تعهد از والدین، بدون تغییر شرایط اقتصادی آنان، تنها مسئولیت را به خانواده‌ای منتقل می‌کند که خود گرفتار فقر است.

کودکان افغانستانی و پاکستانی؛ آسیب‌پذیری مضاعف

وضعیت کودکان کار غیرایرانی، از جمله کودکان خانواده‌های افغانستانی و پاکستانی، می‌تواند پیچیدگی‌های بیشتری داشته باشد. برخی از این خانواده‌ها به‌دلیل مشکلات مدارک هویتی، وضعیت اقامت یا محدودیت دسترسی به خدمات عمومی، برای مراجعه به نهادهای حمایتی و پیگیری وضعیت فرزندانشان با موانع بیشتری روبه‌رو هستند.

در چنین شرایطی، انتقال کودک به مرکز نگهداری ممکن است خانواده را با مشکلات اداری و نگرانی درباره وضعیت اقامت مواجه کند. طولانی شدن فرایندهای پیگیری نیز می‌تواند به بلاتکلیفی کودک و خانواده منجر شود.

از سوی دیگر، ظرفیت محدود برخی مراکز و کمبود امکانات متناسب با شمار کودکان پذیرش‌شده، پرسش‌هایی جدی درباره کیفیت نگهداری ایجاد می‌کند. کودکان به فضای مناسب، تغذیه، خدمات بهداشتی و درمانی، حمایت روان‌شناختی، آموزش و ارتباط منظم با خانواده نیاز دارند. اگر این امکانات فراهم نباشد، انتقال کودک از خیابان به مرکز لزوما به معنای انتقال او به محیطی امن‌تر نیست.

حمایت از کودک نباید به تابعیت یا وضعیت اقامت خانواده وابسته باشد. هرگونه مداخله باید با رعایت حقوق کودک، ارزیابی تخصصی و پیگیری مستمر انجام شود؛ به‌ویژه در مواردی که موانع اداری، دسترسی خانواده به خدمات حمایتی را دشوار می‌کند.

محدودیت نهادهای مستقل؛ مانعی در مسیر حمایت از کودکان

در کنار مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی سیاست‌های حمایتی، محدودیت فعالیت نهادهای مستقل مدافع حقوق کودک نیز مسئله‌ای جدی است. تعدادی از این نهادها سال‌ها برای حمایت از کودکان، مستندسازی آسیب‌ها و جلب توجه عمومی به وضعیت آنان تلاش کرده‌اند؛ اما فعالیت مستقل در ایران با موانع اداری و نظارتی روبه‌روست.

حمایت از حقوق کودک نباید به نهادهای هم‌سو با ساختار حکومتی محدود شود. نهادهای مستقل باید امکان فعالیت داشته باشند تا حمایت از کودکان به اجرای طرح‌های رسمی خلاصه نشود و عملکرد نهادهای مسئول نیز قابل ارزیابی و نقد باشد.

از خیابان به محیط‌های کاری پنهان‌تر

یکی دیگر از نگرانی‌ها این است که برخوردهای قهری، بدون ایجاد جایگزین اقتصادی برای خانواده، کودکان را به محیط‌هایی منتقل کند که نظارت بر آنها دشوارتر است؛ از جمله کارگاه‌های کوچک و مشاغل غیررسمی.

در این محیط‌ها، شناسایی بهره‌کشی و پیگیری تخلفات ممکن است دشوارتر باشد. کودک نیز همچنان در معرض خشونت، محرومیت از تحصیل و شرایط کاری نامناسب قرار می‌گیرد. بنابراین، کاهش حضور کودکان در خیابان لزوما به معنای کاهش کار کودک نیست.

100%

ساماندهی بدون پاسخ‌گویی، راه‌حل نیست

با وجود گذشت بیش از دو دهه از طرح مساله کودکان کار و خیابان، همچنان آمار دقیق و مورد توافقی درباره تعداد این کودکان در دسترس نیست. برآوردهای مختلفی مطرح شده‌اند، اما بدون انتشار داده‌های شفاف و روش‌های معتبر شمارش، نمی‌توان به رقمی قطعی استناد کرد.

مساله کودکان کار را نمی‌توان با انتقال آنها از خیابان به مراکز نگهداری یا محیط‌های کاری دیگر حل کرد. تا زمانی که فقر خانوادگی، نبود حمایت موثر، محدودیت فعالیت نهادهای مستقل و ضعف نظارت بر محیط‌های کاری پابرجاست، کودکان همچنان قربانی این شرایط خواهند بود.

جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو با سیاست‌های حمایتی ناکافی و محدود کردن فضای فعالیت مدنی، امکان مداخله موثر را تضعیف کند و از سوی دیگر، با جمع‌آوری کودکان از خیابان مدعی حل بحران باشد.

ساماندهی واقعی زمانی معنا دارد که کودک از چرخه فقر و بهره‌کشی خارج شود، خانواده از حمایت برخوردار باشد، نهادهای مستقل بتوانند فعالیت کنند و حقوق همه کودکان، ایرانی و غیرایرانی، تضمین شود. در غیر این صورت، آنچه تغییر می‌کند محل حضور کودک است، نه واقعیت زندگی او.

از فروش سلاح تا تلاش برای سرنگونی؛ سیاست اسرائیل در قبال جمهوی اسلامی چگونه تغییر کرد؟

۲ آبان ۱۴۰۵، ۱۵:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرش سهرابی
100%
صندوق آرا در انبار کمیسیون مرکزی انتخابات اسرائیل در شهر شوهام؛ ۲۲ مهر ۱۴۰۵.

در سال ۱۳۶۶، در حالی که روح‌الله خمینی خواستار نابودی اسرائیل بود، اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، ایران را «بهترین دوست» خواند. نزدیک به چهار دهه بعد، سرنگونی جمهوری اسلامی به هدف آشکار رهبران اسرائیل تبدیل شده است. روابط دو کشور چگونه از همکاری محرمانه به رویارویی رسید؟

بررسی سیاست اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته نشان می‌دهد که تغییر رویکرد این کشور نه ناگهانی، بلکه حاصل تحولی تدریجی بوده است؛ از همکاری با حکومت تازه‌تاسیس در جنگ ایران و عراق تا تلاش برای مهار برنامه هسته‌ای و در نهایت، هدف قرار دادن ساختار قدرت در تهران.

در این میان، رهبران اسرائیل با وجود تفاوت در شیوه مواجهه با جمهوری اسلامی، در بسیاری از مقاطع درباره تهدیدهای ناشی از سیاست‌های تهران دیدگاه‌های مشترکی داشته‌اند.

دوران محمدرضا شاه؛ ایران مهم‌ترین متحد منطقه‌ای اسرائیل

پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷، ایران یکی از نزدیک‌ترین و مهم‌ترین شرکای منطقه‌ای اسرائیل بود. این روابط بر پایه سیاستی شکل گرفت که دیوید بن‌گوریون، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، آن را «دکترین پیرامونی» نامیده بود.

بر اساس این دکترین، اسرائیل تلاش می‌کرد با کشورهای غیرعرب منطقه روابط راهبردی برقرار کند تا در برابر کشورهای عرب مخالف خود، از انزوای منطقه‌ای خارج شود. ایران در دوران محمدرضا شاه جایگاه ویژه‌ای در این سیاست داشت.

تهران در سال ۱۳۲۸ اسرائیل را به‌صورت دوفاکتو به رسمیت شناخت. همکاری دو کشور به روابط دیپلماتیک محدود نبود و حوزه‌های نفت، اطلاعات، کشاورزی، صنعت و تسلیحات را نیز در بر می‌گرفت.

ایران از طریق خط لوله‌ای با مالکیت مشترک به اسرائیل نفت می‌فروخت و دستگاه‌های اطلاعاتی دو کشور همکاری نزدیکی داشتند. مهندسان، کارشناسان کشاورزی و فعالان صنایع تسلیحاتی اسرائیل نیز در ایران فعالیت می‌کردند.

با وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷، این مناسبات به‌سرعت پایان یافت. روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، روابط با اسرائیل را قطع کرد و ساختمان نمایندگی این کشور در تهران به سازمان آزادی‌بخش فلسطین واگذار شد.

با این حال، قطع روابط رسمی به معنای پایان فوری همکاری‌های دو طرف نبود.

وقتی اسرائیل به جمهوری اسلامی سلاح می‌فروخت

یکی از کمتر شناخته‌شده‌ترین فصل‌های روابط ایران و اسرائیل به سال‌های نخست پس از انقلاب بازمی‌گردد؛ زمانی که با وجود مواضع خصمانه رهبران جمهوری اسلامی علیه اسرائیل، دولت اسرائیل همچنان با تهران همکاری تسلیحاتی داشت.

پس از حمله عراق به ایران در شهریور ۱۳۵۹، دولت مناخیم بگین فروش تسلیحات به جمهوری اسلامی را آغاز کرد.

بر اساس برآورد موسسه یافه در دانشگاه تل‌آویو، ارزش تسلیحات فروخته‌شده اسرائیل به ایران بین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ به حدود ۵۰۰ میلیون دلار رسید.

دلیل این همکاری، ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای منطقه‌ای بود. در آن مقطع، صدام حسین و حکومت عراق تهدید مهم‌تری برای اسرائیل محسوب می‌شدند و تهران می‌توانست وزنه‌ای در برابر بغداد باشد.

این همکاری در سال‌های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ نیز ادامه یافت. اسرائیل در دوران شیمون پرز در ماجرای «ایران-کنترا» نقش واسطه را بر عهده گرفت و در انتقال موشک‌های آمریکایی به جمهوری اسلامی مشارکت کرد.

نکته قابل توجه این است که مقام‌های اسرائیلی در همان دوره نیز دوام حکومت جمهوری اسلامی را قطعی نمی‌دانستند.

اسحاق رابین، وزیر دفاع وقت اسرائیل، در مهر ۱۳۶۶ گفت: «ایران بهترین دوست اسرائیل است و ما قصد نداریم موضع خود را در قبال تهران تغییر دهیم، زیرا حکومت خمینی برای همیشه دوام نخواهد آورد.»

این اظهارات نشان می‌داد که انتظار پایان حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ در میان رهبران اسرائیل وجود داشت، اما آنها در آن زمان ضرورتی برای تسریع سقوط آن نمی‌دیدند.

100%
نمای هوایی از بیلبورد انتخاباتی حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو در تل‌آویو، که تصاویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه، و نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، را نشان می‌دهد. روی این بیلبورد به زبان عبری نوشته شده است: «آنها می‌خواهند نتانیاهو شکست بخورد؛ نگذارید پیروز شوند»؛ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵.

برنامه هسته‌ای؛ نقطه عطف در سیاست اسرائیل

با پایان جنگ ایران و عراق و تغییر شرایط منطقه، نگاه اسرائیل به جمهوری اسلامی نیز به‌تدریج تغییر کرد.

اسحاق رابین که در سال ۱۳۷۱ بار دیگر نخست‌وزیر اسرائیل شده بود، نخستین گزارش‌های اطلاعاتی درباره برنامه هسته‌ای ایران را دریافت کرد.

به‌گفته دستیارانش، رابین به این نتیجه رسیده بود که دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای می‌تواند تهدیدی موجودیتی برای اسرائیل ایجاد کند؛ تهدیدی که این کشور ممکن است قادر به مقابله با آن نباشد.

این ارزیابی بر سیاست منطقه‌ای او نیز تاثیر گذاشت. یکی از دلایل تلاش رابین برای دستیابی به توافق صلح با فلسطینی‌ها و اردن، کاهش تنش در جبهه‌های نزدیک‌تر و تمرکز بر تهدید دوردست ایران بود.

در سال‌های بعد، آریل شارون همین رویکرد را با شدت بیشتری دنبال کرد.

شارون در سال ۱۳۸۱، زمانی که آمریکا برای حمله به عراق آماده می‌شد، در گفت‌وگو با روزنامه تایمز لندن خواستار افزایش فشار بر ایران پس از سقوط بغداد شد و جمهوری اسلامی را یکی از مراکز تروریسم جهانی خواند.

او در دوران نخست‌وزیری خود تصاویر هوایی تاسیسات ایران را در اختیار جورج دبلیو بوش، رییس‌جمهوری وقت آمریکا، قرار داد و تاکید کرد اسرائیل نمی‌تواند دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را بپذیرد.

ایهود اولمرت، جانشین شارون، نیز گزینه حمله نظامی را کنار نگذاشت. بر اساس گزارش‌هایی که بعدها منتشر شد، نخستین حملات سایبری به سانتریفیوژهای ایران در همین دوره و با همکاری واشینگتن آغاز شد.

با وجود تشدید تقابل، هدف اعلام‌شده رهبران اسرائیل در این دوره سرنگونی جمهوری اسلامی نبود. آنها عمدتا بر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای تمرکز داشتند.

نتانیاهو و تغییر مخاطب از حکومت به مردم ایران

با به قدرت رسیدن بنیامین نتانیاهو، موضوع ایران به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل تبدیل شد.

نتانیاهو طی سال‌های نخست‌وزیری خود تا سال ۱۴۰۰، بارها درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی هشدار داد.

او در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویری از یک بمب را برای توضیح خطر برنامه هسته‌ای ایران به نمایش گذاشت، در کنگره آمریکا علیه توافق هسته‌ای سال ۱۳۹۴ سخنرانی کرد و مجموعه‌ای از اسناد هسته‌ای را منتشر کرد که به گفته اسرائیل، ماموران موساد از تهران خارج کرده بودند.

اما تغییر مهم دیگری نیز در این دوره اتفاق افتاد: رهبران اسرائیل بیش از گذشته تلاش کردند میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی تمایز قائل شوند.

نتانیاهو در پیام‌های ویدیویی خطاب به ایرانیان، از جمله در دوران خشکسالی، پیشنهاد ارائه فناوری‌های مرتبط با مدیریت آب را مطرح کرد و گفت اختلاف اسرائیل با مردم ایران نیست.

این رویکرد به‌تدریج زمینه طرح آشکارتر این دیدگاه را فراهم کرد که منشاء تهدید علیه اسرائیل نه خود ایران، بلکه ساختار حاکم بر آن است.

  • رقبای انتخاباتی نتانیاهو چه کسانی هستند و درباره جمهوری اسلامی چه موضعی دارند؟

    رقبای انتخاباتی نتانیاهو چه کسانی هستند و درباره جمهوری اسلامی چه موضعی دارند؟

از مقابله با متحدان تهران تا هدف قرار دادن خود جمهوری اسلامی

در دوران نخست‌وزیری نفتالی بنت، از خرداد ۱۴۰۰ تا تیر ۱۴۰۱، سیاست مقابله با جمهوری اسلامی وارد مرحله دیگری شد.

بنت معتقد بود اسرائیل برای دهه‌ها با نیروهای متحد تهران، از جمله حزب‌الله و حماس، درگیر بوده، اما از رویارویی مستقیم با مرکز تصمیم‌گیری آنها خودداری کرده است.

او برای توضیح این وضعیت از تشبیه «اختاپوس» استفاده می‌کرد و می‌گفت اسرائیل به‌جای هدف قرار دادن سر اختاپوس، تنها با بازوهای آن جنگیده است.

بنت اعلام کرد که در دوران نخست‌وزیری خود با همکاری موساد و دیگر نهادهای امنیتی، حدود ۳۰ عملیات علیه جمهوری اسلامی آغاز کرده است؛ عملیاتی که همه آنها ماهیت نظامی نداشتند.

او همچنین پیش‌بینی کرد جمهوری اسلامی سرنوشتی مشابه اتحاد جماهیر شوروی خواهد داشت و سرانجام فرو خواهد پاشید.

یائیر لاپید، جانشین بنت، نیز در شش ماه نخست‌وزیری خود تلاش کرد مانع احیای توافق هسته‌ای با تهران شود.

در این دوره، سیاست اسرائیل دیگر صرفا بر مقابله با برنامه هسته‌ای یا نیروهای متحد جمهوری اسلامی متمرکز نبود؛ بلکه افزایش فشار مستقیم بر ساختار قدرت در تهران نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.

100%
نفتالی بنت و یائیر لاپید، نخست‌وزیران پیشین اسرائیل، در مراسم حزب «با هم» در شهر حیفا، در آستانه انتخابات سراسری اسرائیل، ۲۹ مهر ۱۴۰۵.

از امید به سقوط جمهوری اسلامی تا اعلام هدف سرنگونی

بازگشت نتانیاهو به قدرت در دی ۱۴۰۱ با مرحله تازه‌ای از تشدید تقابل اسرائیل و جمهوری اسلامی همراه شد.

در جریان جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، هنگامی که جنگنده‌های اسرائیلی اهدافی را در ایران بمباران کردند، نتانیاهو در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «هم‌زمان با تحقق هدف خود، راه را برای دستیابی شما به آزادی نیز هموار می‌کنیم.»

این موضع نشان‌دهنده تغییر مهمی در ادبیات رسمی اسرائیل بود. در حالی که رهبران پیشین عمدتا از مهار تهدید هسته‌ای ایران سخن می‌گفتند، نتانیاهو اکنون آشکارا اقدامات نظامی اسرائیل را با امکان تغییر حکومت در تهران پیوند می‌داد.

جنگی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ با مشارکت آمریکا آغاز شد، به کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، انجامید.

نتانیاهو در مهر ۱۴۰۵ موضع خود را صریح‌تر کرد و گفت: «این حکومت باید سقوط کند و من آن را سرنگون خواهم کرد.»

این اظهارات نقطه اوج تحولی است که طی چند دهه در سیاست اسرائیل شکل گرفته است؛ تحولی که از همکاری محرمانه با جمهوری اسلامی آغاز شد، به تلاش برای مهار برنامه هسته‌ای رسید و در نهایت به اعلام آشکار هدف سرنگونی حکومت منتهی شد.

  • ایران در انتخابات اسرائیل؛ نتانیاهو به‌دنبال تغییر رژیم، رقبایش خواهان اقدامات بیشتر

    ایران در انتخابات اسرائیل؛ نتانیاهو به‌دنبال تغییر رژیم، رقبایش خواهان اقدامات بیشتر

چهار دهه تغییر سیاست؛ یک هدف مشترک در آستانه انتخابات

مرور مواضع رهبران اسرائیل نشان می‌دهد که نگاه آنها به جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته دستخوش تغییرات اساسی شده است.

در دهه ۱۳۶۰، اسرائیل با وجود دشمنی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، به‌دلیل تهدید عراق حاضر به فروش تسلیحات به تهران بود. در دهه‌های بعد، برنامه هسته‌ای ایران به مهم‌ترین نگرانی امنیتی این کشور تبدیل شد و مقابله با آن در اولویت قرار گرفت.

در مرحله بعد، تمرکز اسرائیل از برنامه هسته‌ای و نیروهای متحد تهران فراتر رفت و به خود ساختار قدرت در جمهوری اسلامی معطوف شد.

اکنون در آستانه انتخابات اسرائیل، اختلاف اصلی میان رهبران سیاسی این کشور بیش از آنکه بر سر مطلوب بودن پایان حکومت جمهوری اسلامی باشد، بر سر شیوه دستیابی به این هدف، میزان استفاده از نیروی نظامی و خطراتی است که اسرائیل باید برای تحقق آن بپذیرد.

از اظهارات رابین در مهر ۱۳۶۶ مبنی بر اینکه حکومت خمینی دوام نخواهد آورد تا وعده نتانیاهو برای سرنگونی جمهوری اسلامی، یک تفاوت اساسی دیده می‌شود: اسرائیل از انتظار برای پایان این حکومت، به تلاش آشکار برای رقم زدن آن رسیده است.

با گسترش آلودگی نفتی، رأس‌الخیمه نیز تمامی سواحل خود را تعطیل کرد

۲ آبان ۱۴۰۵، ۱۴:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%
تصویر ماهواره‌ای از نشت نفت در آب‌های ساحلی ام‌القوین در امارات متحده عربی، ۲۷ مهر ۱۴۰۵

مقام‌های رأس‌الخیمه شنبه دوم آبان اعلام کردند تمامی سواحل این امارت تا اطلاع ثانوی تعطیل خواهند بود. این تصمیم یک روز پس از آن اتخاذ شد که نشت نفت در آب‌های ساحلی به تعطیلی سواحل امارت‌های همسایه، ام‌القوین و شارجه، منجر شد.

اداره خدمات عمومی رأس‌الخیمه در بیانیه‌ای که از سوی فرماندهی کل پلیس این امارت منتشر شد، از تعطیلی سواحل خبر داد اما دلیلی برای این تصمیم ارائه نکرد.

امارات متحده عربی جمعه اول آبان اعلام کرد تلاش‌ها برای مهار نشت نفت از یک نفتکش در آب‌های ساحلی این کشور ادامه دارد و وزارت تغییرات اقلیمی و محیط زیست نیز در حال ارزیابی پیامدهای زیست‌محیطی این حادثه است.

مقام‌های امارات تاکنون نام نفتکش دخیل در این حادثه را اعلام نکرده‌اند و درباره علت نشت نفت نیز توضیحی نداده‌اند.

این وزارتخانه اعلام کرد تمامی سواحل و مناطق ساحلی اطراف شهر ام‌القوین به‌طور موقت تعطیل شده‌اند و این محدودیت تا زمانی ادامه خواهد داشت که تیم‌های فنی ارزیابی‌های خود را تکمیل و اقدامات لازم برای تامین ایمنی و حفاظت از محیط زیست دریایی را مشخص کنند.

  • آلودگی نفتی سواحل قشم به جنگل‌های حرا گسترش یافت

    آلودگی نفتی سواحل قشم به جنگل‌های حرا گسترش یافت

وزارت تغییرات اقلیمی و محیط زیست امارات همچنین از ماهیگیران و دیگر استفاده‌کنندگان از دریا خواست از نزدیک شدن به مناطق آسیب‌دیده خودداری کنند و دستورالعمل‌های رسمی را رعایت کنند.

به‌گزارش دفتر رسانه‌ای دولت شارجه، مقام‌های این امارت نیز به‌عنوان اقدامی احتیاطی، ساحل الحمریه در شمال امارات، نزدیک مرز ام‌القوین، را به‌طور موقت تعطیل کردند.

از زمان آغاز جنگ ایران، حملات به کشتی‌های تجاری در مسیرهای کشتیرانی خلیج فارس، نگرانی‌ها درباره امنیت دریایی و پیامدهای زیست‌محیطی این درگیری را افزایش داده است.

رأس‌الخیمه، یکی از امارت‌های شمالی امارات متحده عربی که به سواحل و اقامتگاه‌های تفریحی لوکس خود شهرت دارد، همچنین محل اجرای طرح احداث مجموعه تفریحی و کازینو شرکت وین ریزورتس در جزیره المرجان است.

100%
تصویر ماهواره‌ای از نشت نفت در آب‌های ساحلی ام‌القوین در امارات متحده عربی، ۲۹ مهر ۱۴۰۵

این شرکت مستقر در لاس‌وگاس که در سال ۲۰۲۴ نخستین مجوز فعالیت تجاری قمار را در امارات متحده عربی دریافت کرد، در ماه فوریه اعلام کرده بود انتظار دارد این مجموعه در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷ افتتاح شود.

شرکت وین در ماه مارس اعلام کرد پس از توقفی کوتاه، عملیات ساخت‌وساز را از سر گرفته است؛ آن هم در شرایطی که جنگ ایران همچنان فعالیت کسب‌وکارها در سراسر خاورمیانه را مختل کرده بود.

ساکنان برخی مناطق شارجه، عجمان و ام‌القوین از استشمام بوهای غیرعادی خبر داده‌اند، اما وزارت محیط زیست امارات اعلام کرد این بوها خطری برای سلامت ندارند. با این حال، بوی تند و زننده جمعه همچنان در سراسر ام‌القوین احساس می‌شد.

مورینیو پیش از ال‌کلاسیکو: «آزمون واقعی فرداست؟ نه؛ رئال مادرید با مورینیو جام می‌برد»

۲ آبان ۱۴۰۵، ۱۳:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

ژوزه مورینیو پیش از ال‌کلاسیکو تاکید کرد نتایج اخیر رئال مادرید و بارسلونا اهمیتی برای بازی فردا ندارد. سرمربی رئال مادرید گفت: «این بازی آزمون واقعی ما نیست. رئال مادرید با مورینیو جام می‌برد. دنیا برای تماشای ال‌کلاسیکو می‌ایستد.»

رئال مادرید یکشنبه سوم آبان در نخستین ال‌کلاسیکوی فصل به مصاف بارسلونا می‌رود. این مسابقه در نوکمپ برگزار خواهد شد و رئال پس از پیروزی پرگل مقابل لایپزیگ در برنابئو راهی این دیدار می‌شود. تیم ژوزه مورینیو در شرایط خوبی قرار دارد، اما این مربی پرتغالی معتقد نیست نتایج اخیر دو تیم، دیدگاه‌ها درباره شانس پیروزی آنها را تغییر داده باشد.

او گفت: «روند خوبی داریم. در شرایط خوبی به این بازی می‌رسیم و گل می‌زنیم... تجربه من از ال‌کلاسیکوها و دربی‌هایی که در آنها حضور داشته‌ام، می‌گوید اتفاقاتی که پیش از این مسابقات رخ داده، اهمیت چندانی ندارد.»

خبرنگاری از مورینیو پرسید که آیا این مسابقه آزمون واقعی تیم شما خواهد بود؟ او در پاسخ گفت: «نه. رئال مادرید با مورینیو جام می‌برد.»

سرمربی رئال مادرید درباره شکست بارسلونا در پاریس مقابل پی‌اس‌جی گفت: «برای من معنایی ندارد. اگر به جای پیروزی ۴ بر یک مقابل لایپزیگ، یک بر ۴ شکست خورده بودیم، حس و حال من برای این مسابقه دقیقا همین بود.»

او گفت: «کسانی که یک هفته پیش فکر می‌کردند بارسلونا می‌تواند ما را با اختلاف شکست دهد، الان هم همین فکر را می‌کنند. بعید می‌دانم نظرشان تغییر کند. اینکه درباره بارسلونا خوب صحبت می‌شود، تاثیری روی من ندارد. اگر بخواهم صادق باشم، در بعضی مسابقات کاملا شایسته تعریف هستند، چون کارهای بسیار خوبی انجام می‌دهند.»

مورینیو ادامه داد: «اما به ما طوری نگاه می‌شود که انگار یک محصول نهایی هستیم. رسیدن به محصول نهایی در فوتبال دشوار است. اگر درباره ما در مرحله‌ای پیشرفته از این فرایند صحبت می‌کنید، باید بگویم سه ماه است که کار می‌کنیم. اگر پیش‌فصل و وقفه بازی‌های ملی را کنار بگذاریم، فقط یک ماه و نیم با هم کار کرده‌ایم.»

او افزود: «ما به هیچ وجه یک محصول نهایی نیستیم. هنوز در ابتدای راه هستیم؛ سرمربی در حال شناخت و ارزیابی تیم و مشخص کردن مسیرهاست و بازیکنان نیز در حال شناخت من هستند. مقایسه چنین تیمی با تیمی که چند سال است کنار هم کار می‌کند، به نظرم منصفانه نیست.»

مورینیو درباره لامین یامال گفت: «همه آنها بازیکنان بسیار خوبی هستند. در رئال هم همین‌طور است. من نتوانسته‌ام بازیکنی پیدا کنم که خیلی خوب نباشد. لامین بازیکن بزرگی است. اما احترام گذاشتن یک چیز است و تغییر برنامه یا فراموش کردن هویت خودت چیز دیگری. چنین کاری نمی‌کنیم؛ نه به خاطر او و نه به خاطر هیچ حریف باکیفیت دیگری.»

خبرنگاری درباره ریش‌های مورینیو گفت: «یک ماه است ریش خود را اصلاح نکرده‌اید و همه بازی‌ها را برده‌اید؛ خرافاتی شده‌اید؟» او در پاسخ گفت: «اصلا خرافاتی نیستم. با این ریش خیلی بد شده‌ام؟ باید عوضش کنم؟» (می‌خندد.) «من یکی از معدود افراد در فوتبال هستم که خرافاتی نیست.»

سرمربی رئال مادیرد درباره شیوه بازی در الکلاسیکو و ترکیب تیم پرسید و او گفت: «نمی‌توانم به این سوال پاسخ بدهم. درباره برنامه یا ساختار تیم جواب نمی‌دهم.»

خبرنگار پرسید: «نقطه‌ضعف بارسلونا خط دفاعی است؛ پس قرار است هجومی‌تر بازی کنید؟»

مورینیو گفت: «تو باهوشی، اما من هم احمق نیستم!» (می‌خندد.)

اینفانتینو به پرسش‌ها درباره استعفا خندید: «اکثریت قاطع» فوتبال جهان از من حمایت می‌کند

۲ آبان ۱۴۰۵، ۱۳:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، در گفتگویی با بی‌بی‌سی اسپورت تاکید کرد که از حمایت «اکثریت بسیار بسیار بزرگی» از فوتبال جهان برخوردار است. او در پاسخ به این پرسش که آیا پس از جنجال طرح فروش بخشی از حقوق تجاری جام جهانی به استعفا فکر کرده است، خندید.

اینفانتینو در این گفتگو که پس از جنجال‌های مربوط به طرح «فیفا فوروارد اینترپرایز» (FFE)، انجام شده با لحنی قاطع از جایگاه خود دفاع کرد. او گفت جمع کردن دیدگاه‌های مختلف «زیر یک سقف» همیشه آسان نیست.

اینفانتینو گفت: «اختلاف نظر هیچ ایرادی ندارد. هر روز در کشورهای زیادی در جهان شاهد آن هستیم. اختلاف نظر اشکالی ندارد. داشتن دیدگاه‌های متفاوت اشکالی ندارد، اما پس از آن باید بتوانیم به مسیر خود ادامه دهیم.»

دو ماه پیش، درخواست‌ها برای کناره‌گیری اینفانتینو از ریاست نهادی که از سال ۲۰۱۶ هدایت آن را بر عهده دارد، افزایش یافته بود.

روسای یوفا، کنفدراسیون فوتبال آسیا و کونکاکاف که فوتبال آمریکای شمالی و مرکزی را اداره می‌کند، نامه‌ای را امضا کردند و رییس فیفا را متهم کردند که «با فریبکاری» اعتماد آنها را از بین برده است.

هفته گذشته، یوفا از فیفا خواست همه اسناد کلیدی مربوط به FFE را تا ۲ نوامبر منتشر کند. تئودور تئودوریدیس، دبیرکل یوفا، گفت فیفا به «شماری از پرسش‌های اساسی» پاسخ نداده است.

بر اساس طرح FFE که اینفانتینو چند روز پس از مطرح شدن آن را کنار گذاشت، قرار بود بخشی از حقوق تجاری مسابقاتی که زیر نظر فیفا برگزار می‌شوند، به یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی فروخته شود.

اینفانتینو پس از دریافت آن نامه به کشورهای مختلف سفر کرده و در مراکش، جمهوری دومینیکن، کیپ ورد و ژاپن حضور یافته است. او توانسته حمایت‌هایی به دست آورد؛ تا جایی که اکنون انتخاب دوباره او برای چهارمین دوره ریاست فیفا در سال آینده اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

او همچنین پیشنهاد کرده است مبلغ اختصاص‌یافته به توسعه فوتبال در سراسر جهان ۳٫۴ میلیارد دلار، معادل ۲٫۶ میلیارد پوند، افزایش یابد.

فیفا برخی کارها را «شاید کمتر خوب» انجام داده است

اینفانتینو در این مصاحبه به «حمایت کامل» کنفدراسیون فوتبال آسیا از خود اشاره کرد؛ حمایتی که پس از تغییر موضع شیخ سلمان، رییس این کنفدراسیون، صورت گرفت. او همچنین گفت «همه کشورهای آفریقایی» از او حمایت می‌کنند.

با این حال، اینفانتینو با فاصله زیاد از شروع جنجال فروش بخشی از سهام جام جهانی، هفته گذشته بابت نحوه «اطلاع‌رسانی و مشورت» درباره FFE از شورای فیفا عذرخواهی کرد.

اعضای شورا در آن جلسه به او گفتند اگر اسناد درخواستی، از جمله دلایل مطرح شدن طرح FFE، را در اختیار آنها قرار ندهد، برای ریاست فیفا «شایستگی» ندارد.

با این حال، اینفانتینو در پاسخ به این پرسش که اسناد درخواستی چه زمانی منتشر خواهند شد، جواب روشنی نداد. او گفت باید یک «روند حقوقی» طی شود و فیفا «در حال کار روی آن» است.

اینفانتینو گفت: «البته تا جایی که روند موجود اجازه دهد و تا جایی که بتوانیم، به همه پرسش‌هایی که مطرح شده پاسخ خواهیم داد.»

او در نخستین جام جهانی زیر ۱۵ سال در جمهوری آذربایجان گفت خودش و مدیران فیفا «تا حد توان بهترین عملکرد» را دارند، اما پذیرفت که برخی کارها را «شاید کمتر خوب» انجام داده‌اند.

اینفانتینو همچنین گفت فیفا برای بهبود روابط پرتنش خود با یوفا باید «بیشتر» با این نهاد گفت‌وگو کند.

اینفانتینو در پاسخ به این پرسش آیا برای ریاست فیفا شایستگی دارد و آیا به کناره‌گیری فکر کرده است، ابتدا خندید و سپس گفت: «خب، می‌دانید که من با رای ۲۱۱ فدراسیون عضو از سراسر جهان انتخاب شدم. فکر می‌کنم نکته مهم این است که در سازمانی مانند فیفا، دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرهای متفاوتی وجود داشته باشد.»

رییس فیفا ادامه داد: «اما اگر درباره دموکراسی، روند دموکراتیک و این باور که همه در سراسر جهان رای و صدای برابری دارند و فوتبال متعلق به همه است جدی هستیم، باید به دیدگاه اکثریت بسیار بسیار بزرگ نیز احترام بگذاریم.»

او گفت: «تازه از توکیو برگشته‌ام؛ جایی که کنفدراسیون فوتبال آسیا به‌طور کامل از من حمایت کرد. در کیپ ورد بودم؛ جایی که همه کشورهای عضو کنفدراسیون فوتبال آفریقا از من حمایت کردند. با همه فدراسیون‌ها در سراسر جهان صحبت می‌کنم.»

اینفانتینو ادامه داد: «دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و جمع کردن همه آنها زیر یک سقف همیشه آسان نیست. اما باید به همه عقاید و دیدگاه‌ها احترام بگذاریم و من هم به همه آنها احترام می‌گذارم. در نهایت این فدراسیون‌های عضو فیفا هستند که تصمیم می‌گیرند چه کسی را به‌عنوان رییس می‌خواهند و می‌خواهند فیفا چگونه اداره شود.»

مهلت نامزدهایی که قصد دارند در انتخابات ماه مارس مقابل اینفانتینو قرار بگیرند، برای اعلام نامزدی تا ۱۸ نوامبر است. با این حال، هنوز هیچ نامزدی ثبت‌نام نکرده و ممکن است اینفانتینو بدون رقیب در انتخابات شرکت کند.