شورای همکاری خلیج فارس حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عضو و اردن را محکوم کرد
شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه پایانی نشست وزیران خارجه در منامه، یکشنبه ۲۶ مهر، حملات حوثیها به عربستان سعودی و حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن به کشورهای عضو این شورا و اردن را محکوم کرد.
شورای همکاری خلیج فارس همبستگی کامل خود با عربستان سعودی و حمایت از تمامی اقدامات این کشور برای حفظ حاکمیت و امنیتش را اعلام کرد.
در بیانیه پایانی این شورا آمده است: «حمله به هر یک از اعضا، حمله به همه ماست و حق دفاع فردی و جمعی از خود را محفوظ میدانیم.»
همزمان با ادامه حملات روسیه، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، از رایزنی با فرستادگان دونالد ترامپ، همتای آمریکایی خود، برای برگزاری دور تازهای از مذاکرات صلح خبر داد؛ نشستی که ممکن است همین هفته برگزار شود.
خبرگزاری بلومبرگ یکشنبه ۲۶ مهر به نقل از زلنسکی گزارش داد او قصد دارد در تماسی تصویری با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اعضای ارشد هیات مذاکرهکننده آمریکا، درباره زمان و مکان احتمالی این نشست گفتوگو کند.
رییسجمهوری اوکراین همچنین در مصاحبهای جداگانه با شبکه انبیسی اعلام کرد آمریکا پس از وقفهای کوتاه، ارائه اطلاعات حیاتی برای شناسایی حملات موشکی روسیه را از سر گرفته است.
زلنسکی گفت تبادل اطلاعات میان واشینگتن و کییف برای مدتی متوقف شده بود، اما این محدودیت برطرف شده است.
او افزود: «ما از این بابت بسیار سپاسگزاریم. اکنون این همکاری برقرار است.»
به گزارش خبرگزاری رویترز، اوکراین برای شناسایی موشکهای بالستیک پرسرعت روسیه که در حملات پیاپی شهرهای این کشور را هدف قرار میدهند، به اطلاعات واشینگتن متکی است.
ترامپ پیشتر اعلام کرده بود واشینگتن همچنان اطلاعات لازم را در اختیار کییف قرار میدهد. در سوی دیگر، مقامهای اوکراینی گفته بودند برخی حملات روسیه بدون دریافت هشدار قبلی انجام شدهاند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ تهاجم نظامی خود به اوکراین را آغاز کرد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه یافته است.
ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، ۲۴ مهر از ایجاد یک «منطقه امنیتی» در خاک اوکراین در امتداد مرز دو کشور خبر داد و تاکید کرد این موضوع در مذاکرات آینده قابل بحث نخواهد بود.
توافق گازوئیل آمریکا و روسیه؛ ترکیه نیز سهم میگیرد
آلپارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، ۲۶ مهر اعلام کرد بر اساس توافق مسکو و واشینگتن، بخشی از گازوئیلی که روسیه روانه بازارهای جهانی میکند، به آنکارا خواهد رسید.
او این توافق را برای تامین امنیت انرژی ترکیه مهم دانست و گفت در نتیجه مذاکرات، آنکارا بخشی از گازوئیل روسیه را وارد خواهد کرد.
به گزارش رویترز، ترکیه بخشی از انرژی مورد نیاز خود را از روسیه، ایران، جمهوری آذربایجان و دیگر کشورها تامین میکند، اما همزمان میکوشد از طریق قراردادهای تازه با آمریکا و سایر شرکای خود، وابستگی به تامینکنندگان کنونی را کاهش دهد و منابع واردات انرژی را متنوعتر کند.
تصمیم اخیر ترامپ در خصوص لغو تحریمهای روسیه انتقادهایی را در اروپا برانگیخته است. از جمله، جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، ۲۲ مهر این اقدام را «انتخابی بسیار پرخطر» خواند و هشدار داد افزایش درآمدهای روسیه میتواند تلاشها برای پایان دادن به جنگ اوکراین را با دشواری بیشتری همراه کند.
تجمع اعتراضی بازنشستگان شوش و هفتتپه، ۲۶ مهر ۱۴۰۵
بازنشستگان تامین اجتماعی و فولاد در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، رشت، کرمانشاه، اصفهان، شوش و اهواز در اعتراض به گرانی، مشکلات معیشتی و درمانی و پرداخت نشدن مطالبات خود تجمع کردند. معترضان در شماری از شهرها علیه فساد، سرکوب و صدور احکام اعدام نیز شعار دادند.
بر اساس ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال و گزارشهای منتشرشده درباره این تجمعها، معترضان یکشنبه ۲۶ مهر شعارهایی چون «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست»، «یه اختلاس کم کنید، مشکل ما رو حل کنید» و «فقط کف خیابون به دست میاد حقمون» سر دادند.
کانال «پژواک کار ایران» گزارش داد در تهران گروهی از بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل ساختمان این سازمان دست به تجمع زدند.
آنها با شعارهای «گرانی، اختلاس، این اقتصاد شماست» و «لشکری، کشوری، تامین اجتماعی، اتحاد، اتحاد» اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی نشان دادند و بر همبستگی بازنشستگان صندوقهای مختلف تاکید کردند.
در رشت، بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل ساختمان این سازمان تجمع کردند و شعارهای «همبستگی، اتحاد، پایان ظلم و فساد» و «قسم به خون یاران، تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان» سر دادند.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۷۰ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند و دستکم ۲۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی در خطر اعدام قرار دارند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ۱۷ مهر در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام اعلام کرد از ۱۸ مهر ۱۴۰۴ تا ۱۶ مهر ۱۴۰۵، دستکم ۲۰۰۳ نفر اعدام شدند؛ رقمی که نسبت به دوره مشابه پیشین ۲۹ درصد افزایش داشته است.
در کرمانشاه، بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل ساختمان این سازمان تجمع کردند و با شعارهای «اموال بازنشسته، غارت میشه پیوسته»، «دلار نفتی کجاست، تورمش مال ماست»، «نرخ دلار عدد نیست، نابودی زندگی است» و «جنگ و تحریم بهانه است، زندگی ما نشانه است» به کاهش قدرت خرید و مشکلات معیشتی اعتراض کردند.
آنان همچنین شعارهای «گرانی، تورم، شلیک به سوی مردم»، «فساد مدیران، ایران رو کرده ویران» و «فقر و فساد فراوان، ما را کشاند خیابان» سر دادند.
در بخشی از این تجمع، بازنشستگان با شعار «معترض زندانی، کارگر زندانی، معلم زندانی، آزاد باید گردد» خواستار آزادی معترضان، کارگران و معلمان محبوس شدند.
آنها همچنین شعار «ناهید خداجو، آزاد باید گردد» سر دادند. خداجو، فعال کارگری، حدود دو هفته پیش به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در منزل خود بازداشت شد و تا زمان انتشار این گزارش اطلاعی از محل نگهداری او منتشر نشده است.
بازنشستگان تامین اجتماعی طی سالهای گذشته بهطور مداوم در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به بیتوجهی به مطالبات معیشتی، درمانی و قانونی خود تجمع و راهپیمایی کردهاند.
در اصفهان، بازنشستگان فولاد و ذوبآهن از دروازه دولت تا ساختمان استانداری راهپیمایی کردند و خواستار برقراری درمان رایگان و مستمر، رفع مشکلات پوشش درمانی بیمه دانا، پرداخت معوقات و اجرای متناسبسازی حقوق تا سطح ۹۰ درصد حقوق شاغلان همتراز شدند.
خبرگزاری ایلنا گزارش داد اعتراضهای بازنشستگان فولاد اصفهان بهصورت دورهای ادامه داشته و گاهی با وعده رسیدگی مسئولان موقتا متوقف شده است، اما این وعدهها هنوز عملی نشدهاند.
اعتراض به سرکوب و هزینههای سنگین زندگی
در شوش، بازنشستگان تامین اجتماعی، از جمله کارگران بازنشسته شوش و هفتتپه، تجمع و راهپیمایی کردند.
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه گزارش داد معترضان به پایین بودن مستمریها، تورم، بیکاری، گسترش فقر، بیمسکنی، کالایی شدن خدمات درمانی و آموزشی و سرکوب تشکلهای مستقل کارگری اعتراض کردند.
«میجنگیم، میمیریم، حقمون رو میگیریم»، «گرانی، تورم، بلای جان مردم»، «نابود باد بندگی، زنده باد زندگی» و «دروغگو، دروغگو، حاصل وعدههات کو» از شعارهای این تجمع بود.
در اهواز، بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل اداره کل تامین اجتماعی خوزستان دست به تجمع زدند و به پرداخت نشدن افزایشهای معوقه حقوق و دشواری تامین هزینههای زندگی اعتراض کردند.
شورای بازنشستگان ایران گزارش داد معترضان در اهواز شعارهای «سفره بازنشسته، خالیتر از همیشه»، «یخچال بازنشسته، خالیتر از همیشه»، «هزینهها دلاریه، حقوق ما ریالیه»، «نان گران، دارو گران، در حسرت یک لقمه نان» و «اتحاد، اتحاد، علیه فقر و فساد» سر دادند.
در این تجمع شعارهای «دولت ورشکسته، کشتیاش به گل نشسته»، «این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی»، «ننگ بر این بردگی» و «نه به اعدام، نه به اعدام» نیز شنیده شد.
ایلنا نوشت بازنشستگان تامین اجتماعی خواستار بهبود وضعیت معیشتی، افزایش مستمریها متناسب با هزینههای زندگی و تامین خدمات درمانی شدند.
بازنشستگان به ایلنا گفتند: «با دستمزدهای زیر خط فقر، زندگی آبرومندانه ممکن نیست؛ بازنشستگان در تامین نیازهای اولیه از جمله دارو و درمان با مشکلات جدی مواجه هستند.»
با پایه مزد ماهانه ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان در سال جاری و نرخ ۲۶۲ هزار و ۵۰۰ تومانی دلار در ۲۶ مهر، حداقل دستمزد کارگران در ایران اکنون معادل حدود ۶۳ دلار در ماه است.
افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید دستمزدها، به تشدید فشار معیشتی بر کارگران و بازنشستگان انجامیده و فاصله میان درآمد و مخارج روزمره آنان را عمیقتر کرده است.
این شرایط به گسترش نارضایتیها و اعتراضهای معیشتی و افزایش مطالبات برای بالا بردن دستمزدها انجامیده است.
دستگاه رمزنگاری انیگما، مورد استفاده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم
افراد غیرمتخصص اکنون با کمک هوش مصنوعی پیامهایی را رمزگشایی میکنند که دههها یا حتی قرنها ناشناخته ماندهاند.
به گزارش وبسایت نیچر، کارتر لفن، مربی توسعه محصول در بلومبرگ، با مدل GPT-6 Astra، ساخته شرکت اوپنایآی، به راهحلی برای رمزگشایی پیام محرمانه ارتش آلمان رسید که ۸۵ سال پیش رمزگذاری شده بود.
او تجربهای در رمزنگاری نداشت؛ تنها از مدل خواست مساله را حل کند، چند بار به ادامه کار تشویقش کرد و به خواب رفت. صبح که بیدار شد، راهحلی پیش رویش بود.
این نمونه نشاندهنده موج تازهای از تلاش افراد غیرمتخصص برای شکستن رمزهای تاریخی با کمک هوش مصنوعی است.
این فناوری میتواند الگوریتمهای رمزگشایی را بهسرعت اجرا کند و برای یافتن سرنخها به جستوجوی اسناد تاریخی بپردازد.
لفن ماه سپتامبر از هوش مصنوعی خواست در وبسایت «کریپتو سلار ریسرچ»، که فروده وایرود، متخصص مستقل رمزنگاری ساکن اسلو، اداره آن را بر عهده دارد، پیامی را برای رمزگشایی انتخاب کند.
مدل «آسترا» سراغ متنی ۸۲ نویسهای رفت که ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۱ با «انیگما» رمزگذاری شده بود؛ دستگاهی که ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم برای محرمانه نگه داشتن مکاتبات نظامی به کار میبرد.
در همان روز پیام دیگری نیز ارسال شده بود که رمز آن در سال ۲۰۱۷ شکسته شد. احتمال وجود واژههای مشترک میان دو پیام میتوانست به شکستن رمز کمک کند. متخصصان رمزنگاری چنین سرنخهایی را «کریب» مینامند.
مدل آسترا برنامهای برای شبیهسازی انیگما نوشت و تنظیمات گوناگون دستگاه را آزمایش کرد تا هم سرنخ احتمالی را بازسازی کند و هم متنی معنادار به دست آورد.
هوش مصنوعی پس از آزمایش بیش از چهار میلیارد ترکیب در ۱۰ ساعت، لفن را با پاسخش شگفتزده کرد. او نتیجه را برای بررسی به وایرود فرستاد.
بررسیها نشان داد دو پیام، با وجود ارسال در یک روز، با تنظیماتی متفاوت رمزگذاری شده بودند؛ نکتهای غیرمعمول که شاید توضیح دهد چرا یکی از آنها برای دههها ناشناخته ماند.
چند روز بعد، کارتر چرچ، مهندس شرکت امنیت سایبری سنتینلوان، به سراغ پیامی رفت که یک مقام ایتالیایی در سال ۱۸۰۹ برای یکی از ژنرالهای ناپلئون فرستاده بود.
تصویر این پیام در وبسایت «کریپتیانا» منتشر شده بود که ساتوشی توموکیو، مهندس ثبت اختراع ژاپنی و علاقهمند به رمزنگاری، آن را راهاندازی کرده است.
مدل با شناسایی نشانههای موجود در تصویر و جستوجوی اسناد یک وبسایت فرانسوی، بخشی از کلید رمزگشایی را پیدا کرد.
سپس با روشی مبتنی بر آزمون و خطا، کلید را بارها تغییر داد و در هر مرحله بررسی کرد که آیا متن جدید از مرحله پیشین قابلفهمتر شده است یا نه.
حدود شش ساعت بعد، کلیدی به دست آمد که پیام را خوانا میکرد. متن درباره محل استقرار نیروهای نظامی بود و چرچ آن را برای تایید نزد توموکیو فرستاد.
به گفته چرچ، شکستن این رمز بدون هوش مصنوعی نیز امکانپذیر بود، اما استفاده از این فناوری زمان و تلاش مورد نیاز را به میزان چشمگیری کاهش داد.
با افزایش شمار این رویدادها، صندوق ایمیل رمزنگاران از پیامهای علاقهمندانی پر شده که مدعی کشف رمزهای تاریخی هستند.
توموکیو در شش هفته گذشته دو بار از مراجعهکنندگان وبسایتش خواسته است برای بررسی انبوه یافتهها صبور باشند.
بئاتا مگیسی، زبانشناس رایانشی دانشگاه استکهلم، در همین رابطه هشدار داد پاسخ هوش مصنوعی باید به دست مورخ یا متخصص بررسی شود.
به گفته او، مدلهای هوش مصنوعی در شکستن رمزهای انیگما موفقتر عمل میکنند، زیرا سازوکار این دستگاه و روشهای رمزگشایی آن بهخوبی شناخته شده است.
در مقابل، این مدلها در شکستن رمزهای نادر یا کمتر شناختهشده با دشواری بیشتری روبهرو هستند، زیرا اطلاعات کافی درباره الگوهای زبانی تاریخی در اختیار ندارند.
الونکا دونین، نویسنده کتابهایی در زمینه رمزنگاری، نیز گفت هوش مصنوعی گاهی متنهایی ظاهرا باورپذیر میسازد که در بررسی دقیق، نادرست از آب درمیآیند.
کارشناسان توصیه میکنند علاقهمندان پیش از ارسال نتایج رمزگشایی برای تایید، بررسی کنند که آیا محتوای پیامها با واقعیتهای تاریخی سازگار است یا نه.
با این حال، متخصصان رمزنگاری گسترش استفاده از هوش مصنوعی و ورود افراد غیرمتخصص به این حوزه را تهدید نمیدانند و از اینکه پیامهای تاریخی بیشتری رمزگشایی شوند، استقبال میکنند.
مگیسی تاکید کرد استفاده از روشهای جدید برای رمزگشایی اسناد تاریخی که محتوای آنها تاکنون ناشناخته مانده است، میتواند دستاوردی هیجانانگیز باشد.
مهرداد اخلاقی کتابچی، از مدیران قدیمی و تحریمشده صنایع موشکی جمهوری اسلامی که در توسعه برنامه موشکی سپاه پاسداران نقش داشته، پس از کشته شدن وزیر پیشین دفاع در حملات آمریکا و اسرائیل، یکشنبه ۲۶ مهر با رای اعتماد مجلس به وزارت دفاع رسید.
او جانشین عزیز نصیرزاده میشود که نهم اسفند ۱۴۰۴، در نخستین روز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شد. وزارت دفاع پس از کشته شدن نصیرزاده با سرپرستی مجید ابنالرضا اداره میشد.
اخلاقی برخلاف شماری از وزیران پیشین دفاع که از فرماندهی نظامی به کابینه راه یافته بودند، بیشتر دوران خود را در مجموعههای تولید تسلیحات، صنایع هوافضا و برنامه موشکهای بالستیک گذرانده است.
نام او از سال ۲۰۰۷ در فهرست تحریمهای بینالمللی قرار گرفت و فعالیتش در «گروه صنعتی شهید باقری»، سازمان صنایع هوافضا و سازمان صنایع دفاع، او را به یکی از مدیران باسابقه شبکه تولید و تامین تسلیحات جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.
از صنایع دفاعی تا مدیریت برنامه موشکی مهرداد اخلاقی کتابچی ۱۹ شهریور ۱۳۳۷ در رشت متولد شد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و کارشناسی ارشد مدیریت راهبردی از دانشگاه صنعتی مالک اشتر، وابسته به وزارت دفاع، است.
بر اساس گزارشهای رسانههای حکومتی، اخلاقی پس از پایان تحصیلات دانشگاهی در اوایل دهه ۱۳۶۰ وارد صنایع دفاعی شد و بیش از چهار دهه در بخشهای فنی، تولیدی و مدیریتی وزارت دفاع فعالیت کرد.
بخش مهمی از فعالیتهای او به توسعه موتورهای موشکی سوخت جامد و مدیریت مجموعههای صنعتی مرتبط با برنامه موشکهای بالستیک اختصاص داشته است.
فناوری سوخت جامد امکان نگهداری طولانیتر موشکها و آمادهسازی سریعتر آنها برای پرتاب را فراهم میکند و یکی از اجزای مهم برنامه موشکی سپاه پاسداران است.
اخلاقی پیش از رسیدن به مدیریت سازمان صنایع هوافضا، ریاست گروه صنعتی شهید باقری را بر عهده داشت؛ مجموعهای وابسته به وزارت دفاع که در توسعه و تولید موشکهای بالستیک نقش دارد.
حسین دهقان، وزیر وقت دفاع، ۲۱ آبان ۱۳۹۳ او را به ریاست سازمان صنایع هوافضا منصوب کرد. اخلاقی در این سمت جانشین مهدی فرحی شد.
او در سالهای بعد به ریاست سازمان صنایع دفاع رسید؛ نهادی که در تولید تسلیحات و تامین تجهیزات نیروهای مسلح فعالیت میکند.
نقش اخلاقی در ساخت موشک فاتح ۱۱۰ ارتباط نزدیک اخلاقی با حسن طهرانیمقدم، از بنیانگذاران برنامه موشکی سپاه پاسداران، از بخشهای مهم کارنامه اوست.
خبرگزاری تسنیم به نقل از کتاب «مرد ابدی» نوشته معصومه سپهری گزارش داده است که اخلاقی با وجود نامشخص بودن نتیجه آزمایشهای موشک فاتح ۱۱۰، با اختصاص ۱۰ میلیون دلار برای خرید تجهیزات و راهاندازی تاسیسات تولید آن موافقت کرد.
این روایت که بر مصاحبه با یکی از طراحان ارشد موشکی استوار است، از نقش اخلاقی در تامین مالی و ایجاد زیرساختهای تولید موشک برای سپاه پاسداران حکایت دارد.
مسعود پزشکیان نیز در جلسه رای اعتماد به همکاری قدیمی اخلاقی با طهرانیمقدم اشاره کرد و توان موشکی جمهوری اسلامی را حاصل فعالیت افرادی مانند آنها دانست.
نزدیک به دو دهه در فهرست تحریمهای بینالمللی نام اخلاقی نخستین بار چهارم فروردین ۱۳۸۶، برابر با ۲۴ مارس ۲۰۰۷، در قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد درج شد.
در این قطعنامه، او بهعنوان رییس گروه صنعتی شهید باقری معرفی شد؛ مجموعهای که شورای امنیت آن را با فعالیتهای مرتبط با برنامه موشکهای بالستیک حکومت ایران مرتبط دانسته بود.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز در سال ۲۰۰۸ نام اخلاقی را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
وزارت خارجه آمریکا در اطلاعات منتشرشده درباره او، علاوه بر مدیریت گروه صنعتی شهید باقری، به مشارکتش در مذاکرات مربوط به خرید تجهیزات برای صنایع موشکی اشاره کرده است.
دولت آمریکا در سال ۲۰۲۰ نیز او را در ارتباط با مسئولیتش در سازمان صنایع دفاع تحریم کرد.
اتحادیه اروپا نام اخلاقی را در فهرست تحریمهای خود قرار داده و در اسناد منتشرشده در سال ۲۰۲۳، از مسئولیتهای او در سازمان صنایع دفاع و سازمان صنایع هوافضا نام برده است.
دولت بریتانیا نیز در سال ۲۰۲۳ اخلاقی را به دلیل مشارکت یا پشتیبانی از فعالیتهای مرتبط با توسعه سامانههای حمل سلاح هستهای در ایران تحریم کرد.
نام اخلاقی پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵ نیز در فهرست تحریمهای این سازمان قرار گرفت.
این سوابق نشان میدهد وزیر جدید دفاع جمهوری اسلامی پیش از رسیدن به کابینه، سالها به دلیل نقش خود در برنامه موشکی و صنایع تسلیحاتی تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشته است.
برنامه وزیر جدید برای گسترش تولید تسلیحات اخلاقی در جلسه رای اعتماد، افزایش تولید تجهیزات نظامی، توسعه توان موشکی و پهپادی، تقویت پدافند هوایی و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده صنایع دفاعی را از اولویتهای خود معرفی کرد.
او همچنین بر توسعه فناوریهای جدید، افزایش همکاری با شرکتهای دانشبنیان و کوتاه کردن زمان دستیابی به برخی محصولات و فناوریهای نظامی به حداکثر شش ماه تاکید کرد.
در برنامه ارائهشده به مجلس، افزایش مشارکت شرکتهای خارج از مجموعه وزارت دفاع در تولید تجهیزات نظامی نیز پیشبینی شده است.
بر اساس این برنامه، سهم برونسپاری تولید باید در سال ۱۴۰۵ به ۷۵ درصد و در سال بعد به بیش از ۸۵ درصد برسد. تولید تجهیزات دارای طبقهبندی امنیتی بالا همچنان در تاسیسات تحت کنترل وزارت دفاع انجام خواهد شد.
اخلاقی همچنین ادامه حمایت از گروههای مسلح همسو با جمهوری اسلامی در منطقه را از اولویتهای وزارت دفاع معرفی کرده است.
او در سخنرانی خود در مجلس، با اشاره به جنگ اخیر، گفت: «این قابلیتها امروز دشمن آمریکایی-صهیونیستی را در جنگ اخیر به سرحد استیصال رسانده و در وضعیت بنبست راهبردی قرار داده است.»
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که وزارت دفاع جمهوری اسلامی پس از کشته شدن وزیر پیشین و آسیب دیدن بخشی از زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی، با ماموریت بازسازی ظرفیتهای تولید و تامین تسلیحات روبهرو است.
تهدید آمریکا در نخستین روز وزارت اخلاقی در حاشیه جلسه رای اعتماد، در واکنش به پرسشی درباره احتمال استفاده آمریکا از بمب سنگین GBU-43، موسوم به «مادر بمبها»، علیه ایران، از آمادگی جمهوری اسلامی برای مقابله با چنین اقدامی سخن گفت.
اخلاقی گفت: «رییسجمهوری آمریکا باید به فکر این باشد که نیروهایش را سالم از منطقه ما خارج کند. اگر یک بمب بیاندازد، باید ببیند چند نفر از نیروهایش را باید بهصورت افقی از منطقه خارج کند.»
او همچنین گفت وزارت دفاع تدابیری برای مقابله با چنین حملهای در نظر گرفته است.
این سخنان همزمان با هشدارهای مقامهای آمریکایی درباره احتمال اقدام نظامی علیه تاسیسات جمهوری اسلامی مطرح شد.
دونالد ترامپ احتمال حمله به مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ در نزدیکی نطنز را مطرح کرده و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، درباره پیامدهای نظامی شکست مذاکرات با حکومت ایران هشدار داده است.
تداوم سیاست موشکی پس از جنگ انتصاب اخلاقی در ادامه تغییرات گسترده در ساختار فرماندهی و مدیریت نظامی جمهوری اسلامی پس از جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل صورت میگیرد؛ جنگی که شماری از مقامهای ارشد نظامی و امنیتی را از میان برد و آسیبپذیری زیرساختهای نظامی و پدافندی جمهوری اسلامی را آشکار کرد.
پزشکیان در جلسه رای اعتماد گفت اخلاقی از حمایت ارتش، سپاه پاسداران و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی برخوردار است.
رییس دولت همچنین به حضور وزیر جدید در فهرست تحریمهای آمریکا اشاره کرد و گفت امیدوار است او زنده بماند و بتواند به فعالیت خود ادامه دهد.
انتخاب مدیری که نزدیک به دو دهه به دلیل نقش خود در برنامه موشکی جمهوری اسلامی تحت تحریمهای بینالمللی بوده، نشاندهنده ادامه اتکای ساختار نظامی به همان شبکه مدیران و مجموعههای تسلیحاتی پیشین است.
این انتصاب همچنین در شرایطی صورت میگیرد که برنامه موشکی جمهوری اسلامی همچنان یکی از محورهای اختلاف با آمریکا و کشورهای اروپایی است و فعالیتهای موشکی و تسلیحاتی آن با مجموعهای از تحریمها روبهروست.
اخلاقی اکنون مسئول بازسازی ظرفیتهای نظامی و گسترش تولید تسلیحات است؛ مسئولیتی که در کنار برنامههای اعلامشده برای افزایش برد و قدرت تخریب موشکها و ادامه حمایت از گروههای مسلح همسو با جمهوری اسلامی، از تداوم اولویتهای نظامی پیشین حکایت دارد.
فرانسه امروز در وضعیتِ تراژیک دولتی قرار دارد که کمر زیر بار سنگین وعدههای رفاهی خود خم کرده، اما جامعهاش هرگونه جراحی و اصلاح را به عنوان یک خیانت تمدنی پسمیزند.
پرده اول: روزگار غولها؛ شکوه سیمان و فولاد دوگولی پاریس، اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی. بوی باروت جنگ جهانی دوم و تحقیر اشغال نازیها جای خود را به عطر تند قهوه کافههای سنژرمن و بوی تندوتیز بنزین سوزاندهشده در موتور خودروی جدید پژو ۴۰۴ داده است. در پسزمینه این کلانشهرِ در حال نوسازی، سایه بلند مردی با قامتی استوار و سبیلی باریک بر تمام مقدرات کشور سنگینی میکند: ژنرال شارل دو گل. او که فرانسه را از خاکستر جنگ بیرون کشیده بود، رویاهای بزرگی در سر داشت. برای دو گل، فرانسه یا باید «شکوه و عظمت» میداشت یا اصلا وجود نمیداشت.
ژنرال شارل دو گل
تصویر فرانسه در این سالها، تصویر کارگاههای بزرگ ساختوساز است. جرثقیلهای غولپیکر در حومه پاریس خطوط افق را میشکافتند تا پروژه عظیم «دفانس» را به عنوان نماد مدرنیته سرمایهداری فرانسوی بنا کنند. بوروکراتهای کراواتزده و تکنوکراتهای فارغالتحصیل از مدرسه عالی ملی اداری (ENA)، در اتاقهای تاریک وزارتخانهها با خطکشهای مهندسی، آینده تمدنی را ترسیم میکردند که قرار نبود زیر سایه واشینگتن یا مسکو باشد. این دوران، آغاز چیزی بود که بعدها تاریخنگاران آن را «سی سال درخشان» نامیدند؛ دورانی از رشد اقتصادی سالانه ۵ درصدی، اشتغال کامل و غرور ملی بازیابی شده.
در این دوره، اقتصاد فرانسه با فرمان هدایت متمرکز دولتی یا همان «دیریژیسم» میتپید. این سیستم یک سرمایهداری وحشی و بازار آزاد محض آمریکایی نبود، بلکه یک سرمایهداری ملی، مقتدر و بهشدت هدایتشده بود. ژنرال به بازار آزاد بیاعتماد بود و آن را مایه هرجومرج میدانست. دولت، مغز متفکر و سرمایهگذار اصلی بود. خطوط راهآهن ملی با قطارهایی که هر روز سریعتر و دقیقتر میشدند، سراسر کشور را به هم میدوختند. مهندسان فرانسوی در آزمایشگاههای دولتی مشغول طراحی غولهای هوایی بودند که بعدها به «ایرباس» تبدیل شد و اولین طرحهای قطارهای فوقسریع روی کاغذ میآمد. فرانسه دوگولی به شکلی خودکفا و مغرور، سیستم انرژی خود را به سمت انرژی هستهای برد تا نشان دهد تمدن فرانسوی برای بقای خود نیازمند هیچ کس نیست. جلوههای صنعتی کشور، چشم دنیا را خیره کرده بود. کارخانههای خودروسازی رنو در حومه رود سن، شبانهروز کار میکردند و کارگران با افتخار، قطعات خودروهایی را سرهم میکردند که نماد رفاه و طبقه متوسط جدید فرانسوی بودند. جامعه در یک تعادل نانوشته قرار داشت: اقتدار سیاسی در بالا، و رفاه و توسعه صنعتی در پایین.
پرده دوم: بذر تغییر و فربه شدن آرام هیولای «رفاه» اما زیر این پوسته درخشان، لایههای زیرین جامعه در حال غلیان بود. مه ۱۹۶۸ مثل یک رعد و برق در آسمان بیابر، اقتدار دگولی را تکان داد. دانشجویان و کارگران به خیابانها ریختند. اگرچه آن بحران به ظاهر مهار شد و ژنرال مدتی بعد از صحنه کنار رفت، اما روح آن اعتراضات، بذر یک دگرگونی عمیق را در خاک فرانسه کاشت. جامعه دیگر تنها شکوه صنعتی و موشکهای بالستیک نمیخواست؛ جامعه خواستار تضمینهای فردی، رفاه بیشتر و امنیت شغلی مطلق بود.
دهه ۱۹۷۰ با بحرانهای نفتی، شتاب موتورهای صنعتی «سی سال درخشان» را کند کرد. بوروکراتهای فرانسوی برای مهار نارضایتیهای اجتماعی و حفظ صلح طبقاتی، به جای تکیه بر پویایی بازار، شروع به بسط دادن چتر حمایتی دولت کردند. اما نقطه عطف واقعی در سال ۱۹۸۱ رقم خورد؛ روزی که فرانسوا میتران، به عنوان اولین رییسجمهوری سوسیالیست جمهوری پنجم، با موجی از امید و پرچمهای سرخ وارد کاخ الیزه شد.
میتران با برنامهای رادیکال آمد: ملی کردن بانکهای باقیمانده و صنایع بزرگ، افزایش حداقل دستمزد، و کاهش ساعات کار. راهبرد سوسیالیستها واضح بود: تزریق پول به جامعه برای تحریک تقاضا. کارخانههای بزرگ که زمانی نماد قدرت تولیدی مستقل بودند، اکنون به تدریج به پناهگاههایی برای تضمین اشتغال تبدیل میشدند. اگرچه میتران در سال ۱۹۸۳ با دیدن سقوط ارزش فرانک و فرار سرمایهها مجبور به یک عقبنشینی بزرگ اقتصادی (سیاست ریاضت اقتصادی) شد، اما سنت توقعات رفاهی دیگر در خون جامعه فرانسوی جاری شده بود.
در طول چهار دهه بعد، فرقی نمیکرد چه کسی در الیزه نشسته باشد؛ راستگرایانی چون ژاک شیراک و نیکولا سارکوزی یا سوسیالیستهایی مثل فرانسوا اولاند. همه آنها در برابر یک حقیقت تسلیم شدند: جامعه فرانسه هرگونه تغییر در امتیازات رفاهی را به مثابه اعلام جنگ تلقی میکرد. در سال ۲۰۰۰، دولت سوسیالیست قانون ۳۵ ساعت کار در هفته را تصویب کرد؛ قانونی که قرار بود کار را تقسیم کند و بیکاری را کاهش دهد، اما در عمل، تیر خلاصی به انعطافپذیری کارخانهها و توان رقابتی صنعت فرانسه در برابر رقبای نوظهور جهانی بود.
دولت فرانسه سال به سال فربهتر، سنگینتر و پرخورتر میشد. چتر دولت رفاه آنقدر بزرگ شد که بخش بهداشت، آموزش، حملونقل و صندوقهای بازنشستگی، بیش از نیمی از کل ثروت تولیدشده در کشور (GDP) را بلعیدند. مالیاتها برای تامین مالی این ماشین عظیم رفاهی بالا رفت و قوانین کار آنقدر پیچیده و سختگیرانه شد که کارفرمایان از استخدام نیروی کار جدید هراس داشتند. فرانسه که روزگاری با خلاقیتهای صنعتی و جهشهای تکنولوژیک خود دنیا را شگفتزده میکرد، اکنون به کشوری تبدیل شده بود که بخش عمده انرژی دپارتمانهای دولتیاش صرف بازتوزیع ثروت، مدیریت بروکراسی عظیم کارمندان دولتی و پرداخت مستمریها میشد. جلوههای درخشان صنعتی دوگولی، به آرامی در فضای توریستی، هتلهای مجلل پاریس، بوتیکهای مد و صنایع لوکس ذوب میشد. صنعتزدایی آغاز شده بود؛ کارخانهها یکی پس از دیگری تعطیل یا به خارج از مرزها منتقل میشدند و جای خود را به اقتصاد خدمات و بدهی دادند.
پرده سوم: عصر مکرون؛ تکنوکراسی و تولد بنبست سهتکه با ورود امانوئل مکرون به کاخ الیزه در سال ۲۰۱۷، طبقه حاکم و نخبگان مالی فرانسه تصور میکردند منجی خود را یافتهاند. مکرون، جوانی باسابقه کار در بانکداری سرمایهگذاری و فارغالتحصیل همان مدرسه ENA، آمده بود تا به روش خود فرانسه را نجات دهد. فلسفه او روشن بود: نه چپ و نه راست؛ بلکه یک تکنوکراسی کارآمد و نئولیبرال که با جراحیهای دردناک، قوانین سختگیرانه کار را تعدیل کند، مالیات بر ثروت را بردارد تا سرمایهها بازگردند، و با افزایش سن بازنشستگی، مانع از ورشکستگی صندوقهای دولتی شود.
اما مکرون یک چیز را نادیده گرفته بود: لایههای عمیق خشم و فرسودگی در فرانسهای که دیگر آن ثروت افسانهای دهههای گذشته را نداشت. اولین نشانه انفجار، جنبش «جلیقهزردها» در سال ۲۰۱۸ بود؛ طغیان فرانسویهای ساکن شهرهای کوچک و روستاها که احساس میکردند زیر بار مالیات بر سوخت در حال له شدن هستند، در حالی که نخبگان پاریسنشین از معافیتهای مالیاتی لذت میبرند. مکرون با سرسختی و گاه با ابزارهای خشن پلیسی این بحران و بحرانهای بعدی را پشت سر گذاشت، اما جامعه به یک دیگ زودپز تبدیل شده بود.
تا اینکه به سالهای اخیر رسیدیم. بدهی دولتی فرانسه تحت تاثیر مخارج بیسروصدای دوران کرونا و یارانههای انرژی، به رقم هولناک ۱۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسید. کسری بودجه سالانه از مرزهای مجاز اروپایی فراتر رفت و به بالای ۵ درصد رسید. بازارهای مالی جهانی با بیاعتمادی به فرانسه نگریستند و هزینه استقراض برای پاریس گرانتر شد. مکرون برای نجات کشتی در حال غرق شدن مالیه عمومی، قمار بزرگی کرد: برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی. قماری که به یک انتحار سیاسی شبیه بود.
نتیجه این انتخابات، تصویری عریان از بنبست مطلق تمدن مدرن فرانسوی بود. پارلمان فرانسه به سه پاره بزرگ، آشتیناپذیر و فلج تقسیم شد: یکسو چپ رادیکال و ائتلاف جبهه مردمی که خواستار بازگشت به سوسیالیسم پررنگتر، کاهش سن بازنشستگی به ۶۰ سال و مالیاتهای سنگینتر بر ثروتمندان بودند. در سوی دیگر، راست افراطی به رهبری مارین لوپن که با شعارهای ملیگرایانه، ضدیت با مهاجرت و وعده حمایت مالی از «فرانسویهای اصیل»، در کمین قدرت نشسته بودند. و در میانه، میانهروهای ضعیفشده مکرون که بدون داشتن اکثریت، مجبور به تشکیل دولت اقلیت شکنندهای شدند.
دولت در یک بنبست ساختاری قرار گرفت؛ هرگونه تلاش برای کاهش هزینههای دولت رفاه یا تصویب یک بودجه ریاضتی با سد محکم پارلمان و تهدید به سرنگونی دولت مواجه میشد، و هرگونه دسترویدست گذاشتن، کشور را به سمت ورشکستگی مالی سوق میداد.
پرده چهارم: خیابانهای سوزان پاییز؛ وقتی همه گسلها فعال میشوند پاییز با بوی لاستیکهای سوخته و گاز اشکآور در خیابانهای پاریس، لیون و مارسی آغاز شد. اما این بار، محرک اولیه جنبش نه کارگران میانسال بودند و نه سندیکاهای حملونقل؛ بلکه نوجوانان و دانشآموزان دبیرستانی بودند. جرقهای که در مدارس مناطق محروم و حومه پاریس زده شد، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: بازتاب فیزیکی سقوط دولت رفاه در زندگی روزمره نسل جدید.
دانشآموزان به کلاسهای شلوغ با بیش از ۳۵ نفر، سقفهای در حال ریزش مدارس، کمبود معلم و حذف بودجههای اولیه آموزشی اعتراض داشتند. دولتی که میلیاردها یورو خرج بروکراسی خود میکرد، دیگر پولی برای گرم کردن درست کلاسهای درس در زمستان نداشت. اما این خشم صنفی و معصومانه، به سرعت به یک مغناطیس بزرگ تبدیل شد که تمام گسلهای فعال جامعه فرانسه را به درون خود کشید.
به محض بسته شدن درهای دبیرستانها توسط دانشآموزان، جریانهای چپ رادیکال با تمام قوا وارد میدان شدند. احزاب چپ که در پارلمان به بنبست رسیده بودند، خیابان را به عنوان زمین بازی جدید خود انتخاب کردند. آنها مطالبات مدارس را به کارزار بزرگی علیه طرح ۵۴ میلیارد یورویی صرفهجویی مالی دولت پیوند زدند. سپس، اتحادیههای کارگری بزرگ (مانند CGT) با فراخوانهای اعتصاب سراسری، بخشهای حملونقل و انرژی را فلج کردند. شعارها تغییر کرد؛ دیگر کسی فقط درباره «مدرسه» حرف نمیزد، صحبت از تورم، هزینههای سرسامآور زندگی، سقوط قدرت خرید و لزوم سرنگونی مکرون بود.
اما خطرناکترین فصل این درام، در حومههای شهرهای بزرگ (Banlieues) رقم خورد. جوانان خشمگین حومهنشین، که بخش بزرگی از آنها نسلهای دوم و سوم مهاجران شمال آفریقا و مستعمرات سابق هستند، به این موج پیوستند. برای این جوانان، مدارس فرسوده تنها بخشی از یک سیستم تبعیضآمیز و منزویکننده بود. با تاریک شدن هوا، تظاهراتهای مسالمتآمیز روزانه به شورشهای شبانه تبدیل میشد. خودروها در آتش میسوختند، ویترین مغازهها در خیابانهای مجلل شکسته میشد و پلیس ضدشورش با زرهها و باتومهای خود، تصاویری از یک جنگ شهری واقعی را به نمایش میگذاشت.
وقتی به فرانسه امروز نگاهمیکنیم، دیگر آن تصویر منسجم و پرغرور دهه ۱۹۶۰ دیده نمیشود. آن اقتصاد کارآمد، منضبط و راستگرای دوگولی که جلوههای خیرهکننده صنعتیاش مانند قطارهای TGV و نیروگاههای هستهای مایه رشک جهان بود، جای خود را به جامعهای چندپاره، مقروض و عمیقاً عصبی دادهاست.
آری! فرانسه امروز در وضعیتِ تراژیک دولتی قرار دارد که کمر زیر بار سنگین وعدههای رفاهی خود خم کرده، اما جامعهاش هرگونه جراحی و اصلاح را به عنوان یک خیانت تمدنی پسمیزند.