سنتکام: ۹۷ درصد کشتیها بدون اصابت پرتابههای حکومت ایران از تنگه هرمز عبور کردهاند
تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، گفت حدود ۹۷ درصد کشتیهایی که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتهاند، بدون اصابت پرتابههای ایران با موفقیت از این آبراه عبور کردهاند.
هاوکینز شنبه ۲۵ مهر در گفتوگو با فاکسنیوز گفت: «بخش عمده تلاشهای ایران برای حمله به دریانوردان غیرنظامی در تنگه هرمز ناموفق بوده است. ارتش آمریکا به تامین امنیت عبور هزاران کشتی از این آبراه کمک کرده است.»
او افزود: «اقدامات سپاه پاسداران غیرقابل توجیه و ناموفق است، زیرا نتوانسته به هدف خود برای بستن تنگه هرمز برسد. این تنگه باز است و تردد کشتیها همچنان ادامه دارد.»
سخنگوی سنتکام همچنین اعلام کرد نیروهای آمریکایی همزمان با کمک به عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران را ادامه میدهند و هیچ محمولهای بدون مجوز آمریکا وارد ایران یا از آن خارج نمیشود، مگر کشتیهای حامل کمکهای بشردوستانه که اجازه عبور دریافت کردند.
به گفته هاوکینز، در حال حاضر بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکایی در سراسر خاورمیانه مستقر هستند.
او گفت: «نیروهای ما در کنار متحدان و شرکای منطقهای آمریکا فعالیت میکنند. ما همچنان دوشادوش متحدان خود در کشورهای خلیج فارس ایستادهایم تا به آنها در دفاع از حریم هواییشان در برابر حملات غیرموجه ایران کمک کنیم. همکاری ما تاکنون بسیار موفق بوده و ادامه خواهد یافت.»
تظاهرات سراسری در فرانسه علیه هزینههای بالای زندگی
دهها هزار نفر در بیش از ۱۴۰ تجمع علیه گرانی و افت کیفیت خدمات عمومی در فرانسه شرکت کردند. وزارت کشور اعلام کرد تا میانه بعدازظهر شنبه، ۲۷۲ نفر در سراسر فرانسه بازداشت شدند.
مقامهای وزارت کشور شنبه ۲۵ مهر گفتند تا حدود ظهر، ۳۲ هزار و ۸۰۰ نفر در تجمعهای خارج از پاریس شرکت کرده بودند.
شمار بازداشتها در فرانسه در ادامه روز به ۲۷۲ نفر رسید. اعتراضها در پاریس، مارسی، لیون، رن، تولوز و آنژه برگزار شد و در شماری از شهرها به درگیری انجامید.
در پاریس، پلیس برای متفرقکردن گروههایی از معترضان نقابدار از گاز اشکآور و آبپاش استفاده کرد.
یک خودرو و یک دکه روزنامهفروشی به آتش کشیده شد.
در لیون، دفتر گردشگری شهر آتش گرفت و در مارسی نیز ساختمان شهرداری آسیب دید.
وزارت کشور از درگیری با پلیس، غارت یا تلاش برای غارت فروشگاهها و خسارت به ساختمانهای عمومی خبر داد و خشونتها را به گروههایی که «چپ افراطی» خواند، نسبت داد.
معترضان گفتند بیشتر شرکتکنندگان رفتار مسالمتآمیز داشتند و افراد معدودی برای درگیری و تخریب به تجمعها رفته بودند.
اعتراضهای دانشآموزی به مطالبات عمومی پیوست
اعتراضها از اواسط سپتامبر در دبیرستانهای حومه شمالی پاریس و در واکنش به کمبود معلم و فرسودگی امکانات آموزشی آغاز شد. سپس دانشجویان و اتحادیههای کارگری نیز به حرکت پیوستند و مطالبات به گرانی، دستمزدها، نابرابری و افت خدمات عمومی گسترش یافت.
اعتراضهای آموزشی فرانسه به دانشگاهها هم رسید.
حضور معترضان با جلیقههای شبنما یادآور جنبش جلیقهزردها در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بود.
آن جنبش با مخالفت با مالیات سوخت آغاز شد و به اعتراض گستردهتری درباره هزینههای زندگی و نابرابری انجامید.
دولت امانوئل مکرون آن زمان از افزایش برنامهریزیشده مالیات سوخت عقب نشست و وعده کاهش مالیاتها را داد.
در اعتراضهای امروز، دغدغه قدرت خرید بار دیگر با مطالبات نسل جوان و خواستههای اتحادیهها درآمیخته است.
لولا، معترض ۱۹ ساله در پاریس، به خبرگزاری رویترز گفت هزینه زندگی و قیمت سوخت «بیش از حد سنگین» است.
او همچنین از برخورد خشونتآمیز با دانشآموزانی گفت که خواهان معلم بیشتر و شرایط بهتر آموزشیاند.
یک نوجوان در اعتراضهای دانشآموزی، پس از برداشتن نارنجک صوتی دستش را از دست داد.
از سوی دیگر نهاد ناظر بر پلیس دستکم ۲۴ شکایت درباره خشونت ماموران را بررسی میکند.
استفاده از نارنجک صوتی علیه اعتراضهای دانشآموزی متوقف شده بود، اما وزیر کشور گفت پلیس میتواند شنبه از آن استفاده کند.
سباستین لکورنو، نخستوزیر، نیز گفت بیش از ۹۰۰ مامور پلیس در اعتراضهای پیشین زخمی شدهاند.
مکرون جمعه خواستار حفظ آرامش شد.
این اعتراضها در ماههای پایانی ریاستجمهوری او و در شرایطی ادامه دارد که تلاش دولت برای کاهش بدهی عمومی نتوانسته نگرانی سرمایهگذاران را برطرف کند و هزینه استقراض فرانسه به بالاترین سطح در بیش از دو دهه اخیر رسیده است.
سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد ارتش در چارچوب عملیات «فجر یمن» طی ۲۴ ساعت هزار و ۴۱۷ عملیات علیه مواضع حوثیها انجام داده و حدود ۸۰۰ نفر را کشته یا زخمی کرده است.
ماجد عبدالله النزیلی، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، شنبه ۲۵ مهر گفت ارتش در شبانهروز گذشته مواضع و تجهیزات حوثیها را هدف قرار داده است.
او گفت این عملیات با جنگنده، پهپاد، توپخانه و راکتانداز انجام شده است.
به گفته النزیلی، اهداف شامل تجمع نیروها، مواضع مستحکم، منابع آتش، خودروهای زرهی و محلهای پرتاب پهپاد بودهاند.
او گفت حدود ۸۰۰ نفر از نیروهای حوثی کشته یا زخمی شدهاند و بیش از ۱۹۰ خودروی زرهی، رزمی و پشتیبانی نیز منهدم شدهاند یا از کار افتادهاند.
از سوی دیگر، نانسی نمروقه، وزیر مشاور در امور خارجه اردن، بار دیگر حملات حوثیها را به خاک عربستان سعودی و تاسیسات غیرنظامی و اقتصادی این کشور محکوم کرد و حمایت کامل اردن را از عربستان سعودی اعلام داشت.
به گزارش وزارت خارجه اردن، نمروقه ۲۵ مهر در نشست وزیران خارجه کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در بغداد، مخالفت کشورش را با حمله به کشتیها و مسیرهای دریایی اعلام کرد.
او گفت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، دریای سرخ و بابالمندب، حقی است که قوانین بینالمللی آن را تضمین میکنند.
ادعای پیشروی در جبهه شرقی
سخنگوی نیروهای مسلح یمن گفت ارتش یمن در جبهه شرقی چند موقعیت تاکتیکی تازه را به کنترل خود درآورده و حملات نیروهای مقابل را در تعز دفع کرده است.
جزییاتی درباره محل این مواضع یا میزان تغییر خطوط درگیری ارائه نشد.
درگیری در تعز و جبهههای دیگر یمن پیشینهای طولانی دارد.
محسن امیریوسفی در پیامی پیش از نمایش جهانی فیلمش در جشنواره لندن، از ناتوانی در حضور در این مراسم و ناامیدی از نمایش فیلم در ایران گفت و سینمای مستقل را درگیر «نبرد بر سر بودن یا نبودن» توصیف کرد. او هفتم مهر، پس از تماس وزارت اطلاعات، به حراست دادسرای ارشاد تهران احضار شد.
امیریوسفی این پیام را پیش از نخستین نمایش جهانی «نفرین توقیف» در هفتادمین جشنواره فیلم لندن منتشر کرد.
او گفت از نمایش فیلم در جشنوارهای قدیمی و در حضور تماشاگران مشتاق خوشحال است، اما از اینکه نمیتواند امیدوار باشد فیلم در ایران اکران شود، غمگین است.
نفرین توقیف، که بدون مجوز و به شکل زیرزمینی ساخته شده، از وقایع انقلاب آغاز میشود و به رخدادهای اجتماعی-سیاسی اخیر ایران از جمله وقایع دی ماه ۱۴۰۴ میرسد.
«خواب تلخ» ساخته امیریوسفی در سال ۲۰۰۴ در بخش دو هفته کارگردانان جشنواره کن نمایش داشت و جایزه دوربین طلایی را از آن خود کرد.
دیگر فیلم او با نام «آشغالهای دوستداشتنی» که در سال ۱۳۹۱ ساخته شد، به حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ میپرداخت و برای شش سال توقیف شد.
او در پیام تازه خود گفت: «مانند آثار قبلیام، سانسور و توقیف نه اجازه اکران این فیلم را در ایران میدهد و نه ساختن فیلمی بدون مجوز را تحمل میکند.»
امیریوسفی مساله اصلی سینمای ایران را «نبرد بر سر بودن یا نبودن سینمای مستقل» دانست؛ نبرد میان فیلمسازانی که میخواهند آزادانه درباره واقعیتهای جامعه فیلم بسازند و مقامهایی که به گفته او، «نبودن سینمای آزاد» را میخواهند.
امیریوسفی تاکید کرد «نفرین توقیف» فقط داستان یک فرد یا سینمای ایران زیر فشار سانسور نیست، بلکه روایت مردمی است که سالها توقیف، سرکوب، فشارهای اجتماعی و رنج جنگ را تحمل کردهاند و همچنان برای رسیدن به زندگی آرام و آزادی، تلاش میکنند.
او نمایش فیلم را به هزاران جانباخته اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ تقدیم کرد؛ کسانی که به گفته این کارگردان، در دو شب تلخ اعتراضها در شهرهای مختلف کشته شدند و در فیلم نیز از آن وقایع یاد میشود.
امیریوسفی از تماشاگران خواست برای یادبود جانباختگان لحظاتی سکوت کنند.
این فیلمساز در پیامش از گروه سازنده فیلم نیز تشکر کرد و گفت آنان با وجود دشواریها و نگرانیهای دوران ساخت، در کنارش ماندند.
او همچنین از جشنواره فیلم لندن و تماشاگرانی که برای دیدن فیلم آمده بودند قدردانی کرد.
احضار در آستانه نمایش جهانی
بر اساس گزارشهای منتشرشده، امیریوسفی هفتم مهر، پس از تماس وزارت اطلاعات، به حراست دادسرای ارشاد تهران احضار شد.
هنوز جزییاتی درباره نتیجه مراجعه او، تشکیل احتمالی پرونده یا اتهام مطرحشده منتشر نشده است.
جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ملی دیماه و نظامیسازی فضای کشور در پی جنگ با اسرائیل و آمریکا، سازماندهی و تجهیز هواداران خود را همزمان از مسیر توزیع و مدیریت در توزیع سه امتیاز استراتژیک پیش میبرد: پول و کالا، امکانات ارتباطی، و در نهایت سلاح و آموزش نظامی.
این سه ابزار و امتیاز در کنار هم، الگویی را شکل میدهند که میتواند بخش حداقلی متصل به رانت جامعه را برای رویارویی با بخش دیگر، و به عبارتی، با شهروندان عادی و مخالفان حکومت، تجهیز و تحریک کند.
روایتهای ارسالی شهروندان به ایراناینترنشنال از یک سو و اظهارات مقامهای حکومت در سوی دیگر نشان میدهند رهبران جمهوری اسلامی چگونه بقای قدرت خود را وابسته به ادامه تجمعات موسوم به «جانفدایان» میدانند.
بستههای معیشتی و تبعیض در توزیع امکانات
همزمان با افزایش گرانی و فقر و فراگیر شدن بحران معیشت، سپاه پاسداران در تازهترین حرکت خود اعلام کرد در قالب یک رزمایش، «بستههای معیشتی» توزیع کرده است.
ویدیویی که از همین رزمایش به ایراناینترنشنال رسید، صفی از خودروهای حامل پرچمهای جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن را نشان میدهد که لوازم خانگی در قسمت بار آنها قرار دارد.
حسن حسنزاده، فرمانده سپاه تهران، گفت در این رزمایش ۳۱۳ هزار بسته «کمک مؤمنانه و جهیزیه» با مشارکت مساجد و هیاتهای مذهبی توزیع شد.
پخش پول نقد در میادین تجمعات «جانفدایان» که در ماههای اخیر بارها شهروندان از آن روایت کردند نیز بعد دیگری از این سیاست حکومت است.
این سیاست زنجیرهای توزیع و تبعیض در حالی است که شهروندان در پیامهایشان به ایراناینترنشنال نسبت به هزینههای تجمعات حکومتی و اختصاص امکانات به هواداران حکومت، در مقابل مشکلات معیشتی بخش گستردهای از جامعه، اعتراض دارند.
یکی از شهروندان تایباد، شهری مرزی و محروم در استان خراسان رضوی، با اشاره به کاروانهای پرچمگردانی و مسدود شدن خیابانها برای تجمعات حکومتی، خطاب به شرکتکنندگان پرسید: «یعنی گرانی و تورم به شما فشار نمیآورد؟»
شهروند دیگری با اشاره به افزایش شدید هزینههای دارو و درمان و ناتوانی بسیاری از بیماران از ادامه درمان، از حامیان حکومت پرسید که آیا خود آنها به پزشک و دارو نیاز پیدا نمیکنند؟
در پیامهای دیگر، شهروندان تقریبا بهصورت روزانه از سقوط قدرت خرید، بیکاری، ناتوانی در تامین نیازهای اولیه و پرداخت نشدن مطالبات بازنشستهها روایت کردهاند.
شهروندی از تهران گفت هزینه خرید پنج قلم کالای لبنی کوچک از ۶۰۰ هزار تومان در شش ماه پیش به دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است.
فردی دیگر از بیکاری و ناتوانی در تامین غذای خانواده و هزینه درمان دنداندرد خود گفت و نوشت پولی برای گذران زندگی ندارد.
یک بازنشسته نیز با انتقاد از پرداخت نشدن معوقات حقوق اردیبهشتماه تامین اجتماعی، دولت مسعود پزشکیان را به دلیل هزینهکرد در برنامههای غیرضروری در شرایط کمبود منابع برای پرداخت مطالبات بازنشستهها، مورد اعتراض قرار داد.
اما این تنها یک روی سکه بحران معیشتی و مدیریت در جمهوری اسلامی است.
انتقادها از اولویتهای هزینهکرد جمهوری اسلامی در حالی افزایش یافته که خبرگزاری رویترز ۱۵ مهر به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی در ماه گذشته ۲۰۰ میلیون دلار در اختیار حزبالله لبنان قرار داده تا میان خانوادههای آوارهشده هوادار این گروه توزیع شود.
این خبر به سرعت در رسانههای اجتماعی و میان شهروندان با بازتاب شدید مواجه شد؛ جایی که شهروندان چنین دوگانگی آشکاری را که سرمایه و پول شهروندان ایرانی که دچار فقر و بحران معیشتی هستند برای نیروهای نیابتی در لبنان خرج میشود، اوج «غیر ایرانی» بودن و «ضد مردمی» بودن حکومت دانستند.
وقتی منابع محدود کشور از طریق شبکههای مذهبی و هیات و سپاه پاسداران به جای نهادهای عمومی توزیع میشود، دسترسی به معیشت بر اساس معیار وفاداری خواهد بود. این سیاست حکومت برای تقویت طبقه مزدور سیاسی در ازای مزایای مادی است تا آماده حضور در خیابان و دفاع از حکومت شوند.
مسلح کردن حامیان؛ اسلحهها در خانهها
یک حلقه دیگر زنجیره اقدامات تجهیز طبقه مزدوران حکومت، تسلیح هواداران است.
ایراناینترنشنال ۱۵ مهر در گزارشی بهصورت مشروح و بر اساس مشاهدات و روایت شهروندان اشاره کرد که چطور در بستر نظامیسازی جامعه، شرکتکنندگان در تجمعات «جانفدایان» پس از آموزش کار با سلاح، اجازه یافتهاند سلاح را با خود به خانه ببرند.
از جمله افرادی که نام برده شدهاند اعضای بسیج و طلبههای حوزههای علمیه هستند.
مشاهدات مخاطبان نشان داد اسلحهای که سپاه پاسداران برای آموزش به نیروهای بسیج داده، پس از پایان دوره به خانهها یا محلهای مشخص دیگری منتقل شده است.
بر اساس برخی گزارشها، آموزش بدون روشی روشن برای بازپسگیری سلاح پایان یافته و بخشی از آن همچنان در دست افراد است.
شهروندی نیز گفت همسایهاش، یک طلبه، چند اسلحه را بعد از آموزش به خانه برده و در جایی نگه میدارد.
این روند در چارچوب سیاست کلی حکومت برای تجهیز و تسلیح حامیانش قابل فهم است: جمهوری اسلامی در ماههای اخیر آموزش کار با اسلحه و نظامیسازی را شدیدتر کرده، پایگاههای ویژه آموزش سلاح راهاندازی شده و این آموزشها به مدارس هم رسیده و دانشآموزان را وادار به یادگیری کار با سلاح کرده است.
اکنون آموزش نظامی دیگر محدود به نیروهای رسمی نیست و هواداران حکومت و حتی دانشآموزان را نیز در بر میگیرد.
نبود شفافیت در بازپسگیری سلاح، خود تهدیدی برای امنیت شهروندان است: اسلحهای که کنترل رسمی بر آن نیست، در هر بحران داخلی میتواند به کار گرفته شود؛ و در کنار آن شبکه نیروهای «جانفدا»، خطر تبدیل اختلاف سیاسی به درگیری مسلحانه را بالا میبرد.
مداحان، بسیجیان و روحانیون حاضر در تجمعات جانفدا پیشتر بارها در تریبونهای خیابانی تهدید به حذف و برخورد خشونتآمیز در گفتمان خود داشتهاند. حضور حامیان حکومت در اصفهان با قمه و ابزار خشونت خود میتواند چگونگی تبدیل این «جانفدایان» به عاملان خشونت فیزیکی را نشان دهد.
سیمکارت و اینترنت، مزایای حضور در تجمعات شبانه
جمهوری اسلامی در لایه سوم سیاست تجهیز و تقویت حامیانش سعی کرده با توزیع امکانات ارتباطی بین مزدوران «جانفدا» و همزمان قطع شبکه ارتباط و اینترنت و همچنین پخش پول، خودیها را سرپا نگه دارد و بخش بزرگ جامعه را از هم بپاشاند.
اینترنت و سیمکارت به شرط حضور در تجمعات یکی از ابعاد این سیاست است. این تجمعات شبانه پس از حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد و در دوران آتشبس ادامه یافت.
ایراناینترنشنال ۲۲ اردیبهشت گزارش داد نهادهای امنیتی اینترنت و سیمکارت برخی شهروندان را به دلیل «فعالیت خصمانه علیه جمهوری اسلامی» قطع کردهاند، و برای وصل مجدد از آنها خواستهاند در تجمعات حکومتی شرکت کنند، تعهد کتبی بدهند و ضامن معرفی کنند.
به گفته مخاطبان، از آنها خواسته شده با پرچم جمهوری اسلامی یا تصویر علی خامنهای عکس بگیرند و منتشر کنند.
ضامن نیز باید «پیامدهای ناشی از تکرار جرم» را بپذیرد.
نتیجه این است که ارتباط با دنیا دیگر حق شهروندی نیست، بلکه به کالایی تبدیل میشود که با حضور و وفاداری پرداخت میشود. این در شرایطی است که دستکم ۹ ماه است شرایط اینترنت در کشور مختل یا در برخی مواقع قطع است.
درخواست مقامها از فداییها: از خیابان نروید!
مقامهای جمهوری اسلامی از فروردین ۱۴۰۵ تا امروز، تجمعات شبانه را نه واکنشی موقت، بلکه تکلیفی دائمی معرفی کردهاند. نمونههایی از درخواست حضور در اظهارات مقامهایی چون محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان و همچنین رهبر زیرزمینی، مجتبی خامنهای، دیده میشود.
نهادهای حکومتی از جمله سازمان تبلیغات اسلامی و بسیج، خود به عامل سازماندهی تجمعات خیابانی تبدیل شدهاند.
این درخواست حکومت سه بعد دارد: نخست، حضور در خیابان «وظیفه» تعریف میشود، نه انتخاب. دوم، پایان تجمعات به «انتقام» و فرمان رهبری موکول میشود و نه به پایان مخاطره نظامی؛ پس قابل پیشبینی نیست. سوم، هر گویندهای که میگوید «اگر میدان خالی شود کودتا میشود»، در واقع اعتراف میکند که هدف تجمعات علاوه بر نمایش وفاداری، اشغال دائمی خیابان در برابر مردم ناراضی است.
ارتباط و اینترنت آزاد در ایران هم به وفاداری به حکومت مشروط است
کشاندن کشور به جنگ مسلحانه
شواهد و روایت مردم در یک سو و سیاست آشکار حکومت نشان میدهد جمهوری اسلامی در سه لایه همزمان هواداران خود را سازمان میدهد: اقتصادی (بستههای معیشتی، مزد روزانه و امتیاز مادی)، ارتباطی (اینترنت و سیمکارت در برابر حضور و وفاداری) و نظامی (آموزش و نگهداری سلاح).
سخن مقامها نیز نشان میدهد این ساختار قرار نیست با پایان جنگ یا آتشبس برچیده شود، بلکه یک سازماندهی عملیاتی برای سرکوب مردم در دورهای بعدی اعتراضات سراسری احتمالی است.
در چنین شرایطی، وقتی حامیان نظام مسلح میشوند، روند و رقابت عادی سیاسی به درگیری مسلحانه شهری تبدیل میشود.
همزمان، وقتی کالا و ارتباط به وفاداری مشروط میشود، جامعه به دو گروه تقسیم میشود که هر کدام نه فقط در منافع، بلکه در تجربه روزمره، از دیگری جدا میشود.
همین نقطه را میتوان سیاست آشکار حکومت برای کشاندن کشور به نوعی جنگ مسلحانه شهری و دو شقه کردن جامعه خواند.
مسیح علینژاد، فعال سیاسی و مدنی و روزنامهنگار مخالف جمهوری اسلامی، از دولتهای اروپایی انتقاد کرد که به گفته او به کسانی که با مقامهای جمهوری اسلامی و طالبان دست میدهند، ویزا میدهند، اما شماری از زنان آسیبدیده بهدست حکومت ایران را از سفر به مادرید محروم میکنند.
او ویدیوی این انتقادها را شنبه ۲۵ مهر، یک روز پس از مراسم اهدای سیزدهمین جایزه آزادی بنیاد فآس در مادرید، در حساب ایکس خود منتشر کرد. این جایزه مشترکا به علینژاد، یولیا ناوالنایا، همسر چهره برجسته مخالفان روسیه که در زندان این کشور جانش را از دست داد، و رزا ماریا پایا، فعال مخالف حکومت کوبا، اهدا شد.
علینژاد در این مراسم در سخنانی با اشاره به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران گفت: «من از ایران میآیم؛ کشوری که در آن، همین حالا بسیاری از زندانیان سیاسی در مسیر مرگاند.»
او در این مراسم، یک روسری را در هوا تکان داد و روی زمین انداخت و با انتقاد از سیاستهای جمهوری اسلامی، شعار «زن، زندگی، آزادی» سر داد.
انتقاد از سیاست ویزای اروپا
علینژاد در ویدیویی که در شبکه ایکس منتشر کرد، گفت: «ببینید چه اتفاقی افتاده است؛ اروپا به کسانی ویزا میدهد که با جلادان تهران و کابل دست میدهند. برای مردانی که فرزندان ما را به دار میکشند فرش قرمز پهن میکند، اما به برخی از زنان هیات من که جمهوری اسلامی و طالبان نابینایشان کردهاند، ویزا نداد. آنها حتی نتوانستند در مادرید کنار ما باشند.»
کوثر افتخاری، از جمله زنانی که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ از ناحیه چشم راست آسیب دید و بینایی این چشم خود را به شدت از دست داده است نیز همراه با فریده صلواتیپور که بر اثر شلیک نیروهای امنیتی تقریبا بینایی هر دو چشم خود را از دست داده، روی صحنه در کنار علینژاد حاضر شدند.
افتخاری، پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، را به دلیل دست دادن با مقامهای جمهوری اسلامی هدف انتقاد قرار داد و گفت زنانی که در سرکوب اعتراضها بینایی خود را از دست دادهاند، با همان دستان خونآلود حکومتی نابینا شدهاند که سانچز با آن رابطه دارد.
علینژاد هم از سانچز خواست اگر روابط اسپانیا با جمهوری اسلامی خوب است، از مقامهای تهران بخواهد اعدامهای گسترده را متوقف کنند.
او گفت روایت این زنان تنها به ایران محدود نمیشود و درباره تهدید آزادی و دموکراسی در اروپا نیز هشدار داد.
علینژاد سخنانش را با این جمله به پایان رساند: «میتوانید دیپلماسی کنید، اما چشمهای ما را بهای آن نکنید.»
ناوالنایا در این مراسم بر ضرورت همبستگی در برابر دیکتاتورها تاکید کرد و گفت: «همیشه آدمهای شجاعی برای ایستادن در برابر دیکتاتورها خواهند بود؛ باید کنار هم بمانیم و به یکدیگر بپیوندیم.»
پایا نیز گفت نمیخواهد از نسل دیگری بخواهد همچنان منتظر تغییر بمانند.
او با اشاره به وضعیت کوبا گفت این کشور از آنچه بسیاری تصور میکنند، به آزادی نزدیکتر است.
روایت آسیبدیدگان چشمی
مرسده شاهینکار، از زنانی که در جریان اعتراضهای سال ۱۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» یک چشمش را از دست داد، در روایت خود گفته بود: «از اینکه در تظاهرات شرکت کردم پشیمان نیستم؛ این حق من بود [که اعتراض کنم].»
او درباره لحظه جراحتش نیز گفت: «هنوز بوی خونی را که از بین انگشتهایم میریخت حس میکنم.»
علینژاد پیشتر در نشست پارلمان اسپانیا نیز از مادرید خواسته بود در برابر سرکوب زنان ایرانی موضع بگیرد.