فرانس ۲۴: شمار حملات به کشتیها در تنگه هرمز به بالاترین حد از آغاز جنگ رسید
فرانس ۲۴ با استناد به دادههای امنیتی دریایی گزارش داد حملات به کشتیها در تنگه هرمز و اطراف آن از آغاز جنگ ایران به بالاترین سطح رسیده است.
بر اساس اطلاعات شرکت امنیت دریایی «ونگارد»، سازمان بینالمللی دریانوردی و مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، از یکشنبه ۱۹ مهر تاکنون دستکم ۱۰ کشتی هدف حمله قرار گرفتند.
شش کشتی یکشنبه و چهار کشتی سهشنبه ۲۱ مهر هدف حمله قرار گرفتند. آمار روز یکشنبه بالاترین تعداد حمله به کشتیها در یک روز از آغاز جنگ بوده است.
مصطفی سپهوند، یکی از متهمان به جاسوسی از خبرنگاران ایراناینترنشنال، گفت دو هزار پوند برای فیلمبرداری از مکانهایی گرفته اما علیه خبرنگاران اقدامی نکرده است. فراهم کردن زمینه حمله و اعمال خشونت شدید علیه کامبیز حسینی و یا مجتبا پورمحسن از اتهامات سه متهم این پرونده است.
او هنگام خواندن متن بازجوییها در دادگاه، خشمگین شد و به جمهوری اسلامی و خمینی دشنام داد، با خشم و فریاد از کشتهشدن یکی از بستگانش گفت و از جلسه بیرون برده شد.
دادگاه سلطنتی وولویچ چهارشنبه ۲۲ مهر، در ادامه محاکمه سه ایرانی متهم به همکاری با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، بخشهایی از بازجوییهای مصطفی سپهوند و فرهاد جوادیمنش را شنید. یک مامور پلیس که پشت پرده قرار داشت، پرسشهای بازجویان را میخواند و نماینده دادستانی پاسخهای ثبتشده متهمان را بازگو میکرد.
سپهوند، جوادیمنش و شاپور قلعهعلیخانی نوری اتهامهای خود را رد کردهاند.
بنا بر روایت دادستانی، آنها خبرنگاران مرتبط با ایراناینترنشنال، از جمله مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، را زیر نظر گرفته بودند تا زمینه اعمال خشونت شدید علیه دستکم یکی از افراد هدف فراهم شود.
هنگام خواندن بخشی از بازجویی سپهوند درباره پیامهای او و مصطفی قربانی، سپهوند از جایگاه متهمان شروع به فریاد زدن و فحاشی کرد و با دستور قاضی از دادگاه بیرون برده شد.
دو هزار پوند برای فیلمبرداری و ادعای فشار بر خانواده
در بازجویی ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، سپهوند گفته بود برای فیلمبرداری دو هزار پوند گرفته است. دادستانی میگوید سپهوند از افرادی در ایران پول دریافت میکرده است. او در همان بازجویی مدعی شده بود تهدیدها حدود یک سال پیش و دستورها برای انجام کار حدود هفت تا هشت ماه پیش از آن آغاز شدهاند.
پلیس از سپهوند پرسیده بود آیا مصطفی قربانی دستورهای مربوط به زیرنظر گرفتن خبرنگاران را به او منتقل میکرده است. سپهوند که قربانی را دوست خود و صاحب مغازه قلیان معرفی کرده بود، گفته بود او همیشه با جمهوری اسلامی همراه بوده است. او در عین حال مدعی شده بود قربانی را هم برده و کتک زدهاند.
در بازجوییهای خواندهشده، سپهوند بارها انجام هرگونه اقدام علیه خبرنگاران را رد کرده و گفته بود خود و خانوادهاش در خطرند. در یکی از پاسخها گفته بود: «به من فشار آوردند کاری انجام بدهم. تهدیدم کردند، اما انجامش ندادم. انجامش ندادم.»
او در بازجویی ۲۴ اردیبهشت، در پاسخ به پرسش درباره پیامها و نشانیهایی که در اختیار داشته، گفته بود: «میتوانستیم آنها را بزنیم. نشانی را داشتیم. اما به خدایی که آن بالاست قسم میخورم هیچ کاری نکردیم.»
سپهوند در پاسخ به پرسشهای مربوط به مجتبا پورمحسن نیز مدعی شده بود میخواسته او را نجات دهد و جمعآوری اطلاعات را رد کرده بود.
در بخش دیگری از بازجویی، پلیس درباره پیامهای قربانی و اشارههای او به فردی به نام امین پرسیده بود. سپهوند در پاسخ به بعضی پرسشها از اظهار نظر خودداری کرده و در پاسخهای دیگر، امین را فردی صاحب قدرت و عامل آزار و بازداشت اعضای خانوادهاش معرفی کرده بود.
تصویر کامبیز حسینی و پیام مربوط به «سگ» و «ماشین»
پلیس از هر دو متهم درباره تصویری از کامبیز حسینی پرسیده بود که سپهوند چهارم دی ۱۴۰۳ برای جوادیمنش فرستاده بود. پرسشهای بعدی به پیامی در روز پنجم دی مربوط میشد که در آن از دیدن «سگ» و «ماشین» در اینستاگرام صحبت شده بود.
بازجویان از سپهوند پرسیده بودند آیا منظور از «سگ»، خبرنگار بوده است. او تحقیق پلیس را اشتباه خوانده و در پاسخ به پرسشهای بعدی درباره این پیام از اظهار نظر خودداری کرده بود.
جوادیمنش در بازجویی خود گفته بود نام کامبیز حسینی را نمیدانسته و از روی کنجکاوی تصویر را نگاه کرده است. او توضیح داده بود میخواسته بداند آیا فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که شنیده بود به او حمله شده است.
پلیس به او یادآوری کرده بود که هم نام ایراناینترنشنال و هم نام کامبیز حسینی روی تصویر دیده میشود. جوادیمنش گفته بود به موضوع علاقهای نداشته و به یاد نمیآورد لینک اینستاگرامی برنامه حسینی را باز کرده باشد.
در پاسخ به پرسش درباره عبارت «خوب، خوب» که برای سپهوند فرستاده بود، جوادیمنش گفته بود این تکیهکلام را از یک یوتیوبر گرفته و منظورش مهم نبودن موضوع برای خودش بوده است.
پلیس سپس درباره پاسخ سپهوند، «همین است، برادر»، پرسیده بود. جوادیمنش گفته بود مطمئن نیست، اما شاید منظور سپهوند این بوده که فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
جوادیمنش درباره پیام مربوط به اینستاگرام نیز گفته بود سپهوند قصد داشته نام «فرهاد» را بنویسد، اما آن را به اشتباه «فردا» تایپ کرده است. او در عین حال گفته بود معنای پیام را به یاد نمیآورد.
جوادیمنش: عبور از کنار ایراناینترنشنال و رفتن به کارواش
جوادیمنش در نخستین بازجویی خود، در ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، گفته بود نام ایراناینترنشنال را در اینستاگرام شنیده، اما اخبار آن را دنبال نمیکند. او هرگونه دریافت دستور برای رصد خبرنگاران یا جمعآوری اطلاعات درباره این شبکه را رد کرده بود.
وقتی پلیس درباره حضورش در نزدیکی ساختمان ایراناینترنشنال پرسیده بود، جوادیمنش گفته بود ممکن است با خودرو یا پیاده از آنجا گذشته باشد. او ساختمان را زیبا توصیف کرده و گفته بود چون نام شبکه را در ایران شنیده بود، کنجکاو شده بود ساختمانش را ببیند. او درباره عکس گرفتن نیز گفته بود ممکن است عکسهایی گرفته باشد، اما به یاد نمیآورد.
جوادیمنش در توضیح رفتوآمد خود در آن محدوده گفته بود برای گرفتن قرص گلودرد به یک کارواش رفته است. بهگفته او، پیشتر در تیکتاک یا اینستاگرام پرسیده بود آیا کسی برای عفونت گلو قرص دارد.
او گفته بود از حکومت جمهوری اسلامی نفرت دارد، از سیاست دور است و پس از خروج از ایران میخواسته از جامعه ایرانی فاصله بگیرد. جوادیمنش در پاسخ به پرسشهای پلیس، تهدیدشدن خود یا خانوادهاش برای همکاری با افرادی در ایران را رد کرده و گفته بود اگر تهدید میشد، موضوع را به پلیس بریتانیا اطلاع میداد.
او همچنین گفته بود در سال ۲۰۲۳ برای ازدواج به ایران برگشته است. وقتی پلیس پرسیده بود آیا در ایران از او خواستهاند درباره ایراناینترنشنال اطلاعات جمع کند، پاسخ منفی داده بود.
رابطه سه متهم از روایت جوادیمنش
جوادیمنش گفته بود سپهوند را حدود چهار سال است در بریتانیا میشناسد. بنا بر روایت او، آشنایی آنها از طریق نوید امامی شکل گرفته بود؛ زمانی که جوادیمنش به لندن آمده بود و سپهوند برای شام به خانهای رفته بود که او در آن زندگی میکرد.
او رابطهاش با سپهوند را دوستی معمولی توصیف کرده و گفته بود یک روز در میان با یکدیگر صحبت میکردند، درباره خودرو به هم کمک میکردند و از مشکلات جسمیشان میگفتند. جوادیمنش گفته بود سپهوند مشکل کنترل خشم دارد و آن را به مرگ پدر او و دشواریهایی که در ایران داشته نسبت داده بود.
بهگفته جوادیمنش، مبلغی که سپهوند به او قرض داده بود حداکثر ۳۰۰ پوند بود. او دریافت دستور از سپهوند و این احتمال را که سپهوند افرادی را بشناسد که بتوانند به او یا خانوادهاش آسیب بزنند، رد کرده بود.
جوادیمنش گفته بود نوری را در سال ۲۰۲۴ در یک کارواش در ایلینگ شناخته است؛ جایی که نوری خودرو او را میشسته است. او گفته بود نوری را به صاحبخانهاش معرفی کرده، اما نمیتواند او را دوست خود بداند. بهگفته جوادیمنش، این کارواش با محلی که برای گرفتن قرص گلودرد به آن رفته بود تفاوت داشت.
تلفنها و خودرو در مسیرهای مشترک
دادگاه همچنین نتیجه تحلیل مارک اوبراین درباره ارتباط تلفنهای متهمان با دکلهای مخابراتی و سوابق تردد خودرو مرسدس A200 سپهوند را بررسی کرد.
بر اساس این تحلیل، تلفنهای سپهوند و جوادیمنش روز ۲۰ آذر ۱۴۰۳ همراه با مرسدس به مالتهاوس کورت رفته بودند.
دادههای ارائهشده، تلفن سپهوند و خودرو او را روز ۲۶ آذر، بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۲۰ صبح، در محدوده مالتهاوس کورت نشان میداد. تلفن نوری نیز بین ساعت ۷:۴۳ تا ۸:۵۶ صبح در آن محدوده فعال بود. همان روز، تلفن سپهوند و مرسدس بین ساعت ۱۰:۱۰ تا ۱۰:۵۰ صبح در محدوده سنت دانستانز اَوِنیو قرار داشتند.
در ۲۷ آذر، تلفن نوری بین ساعت ۷:۴۶ تا ۸:۰۱ صبح در محدوده مالتهاوس کورت فعال بود. تلفن سپهوند و خودرو او نیز بین ساعت ۱۳:۲۵ تا ۱۴:۱۰ در محدوده نشانی نوری و سپس بین ساعت ۱۴:۲۰ تا ۱۵:۱۰ در برنتفورد، از جمله حوالی مالتهاوس کورت، ثبت شده بودند. دادههایی از همان محدوده برای حدود ساعت ۱۸:۵۰ نیز ارائه شد و به فعالیت تلفن نوری در آن حوالی اشاره شد.
بازداشت و بازجویی متهمان
در اطلاعاتی که دادستانی بهعنوان موارد مورد توافق طرفین خواند، آمده بود هر سه متهم ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ در محل سکونتشان بازداشت شدهاند و خانههایشان بازرسی شده است.
سپهوند بین ۱۴ تا ۲۵ اردیبهشت، در هفت روز و مجموعا ۲۳ نوبت بازجویی شده بود. جوادیمنش بین ۱۳ تا ۲۵ اردیبهشت، در شش روز و هشت نوبت، و نوری بین ۱۴ تا ۲۳ اردیبهشت، در چهار روز و ۱۰ نوبت مورد بازجویی قرار گرفته بودند.
در دادگاه گفته شد سپهوند ابتدا چهار رقم از رمز ششرقمی تلفنش را به پلیس داده بود. در ادامه بازجوییها، او رمزهای تلفن را در حضور وکیلش در اختیار پلیس گذاشته بود.
در شرح واکنش نوری به پرسش درباره فعالیت به نیابت از افرادی مستقر در ایران نیز آمده بود که او سرش را به نشانه مخالفت تکان داده و گفته بود: «اشتباه است؛ من از آن رژیم فرار کردم.»
سابقه پرونده؛ وعده پول و حل پرونده در ایران
در جلسه ۲۰ مهر، پیامهایی مطرح شده بود که سپهوند در آنها از وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده قضاییاش در ایران میگفت. قربانی نیز از قول دیگران، حل پرونده را به انجام کار مشروط کرده بود. پیامهای سپهوند به نوید، با نام ذخیرهشده «برار سفارت»، از جمله گفته او درباره رفتن به سفارت برای دیدار با نوید، در همان جلسه بررسی شده بود.
دادستانی در آغاز محاکمه گفته بود سپهوند قرار بوده خشونت را اعمال کند و دو متهم دیگر، اطلاعات لازم برای حمله را جمعآوری کنند. دادستانی همچنین استدلال سپهوند درباره اجبار را نپذیرفته و گفته بود پیامها نشانهای از تهدید یا اجبار او ندارند؛ موضعی که در گزارش جلسه پیشین نقل شده بود.
پژوهشی روی بیش از ۱۰۰ هزار نفر نشان میدهد دیابت نوع دو، فشار خون بالا، افسردگی و اضطراب در افرادی که چربی قهوهای فعال دارند، کمتر دیده میشود. با این حال، هنوز ثابت نشده است که این چربی «خوب» بهخودیخود عامل کاهش این مشکلات باشد.
وبسایت نیچر چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش داد نتایج این مطالعه که بزرگترین پژوهش در نوع خود است، از ارتباط این چربی با سلامت روان نیز حکایت دارد.
با شنیدن نام چربی، معمولا بافتی را به یاد میآوریم که زیر پوست، بهویژه دور شکم، جمع میشود و انرژی اضافی را ذخیره میکند. دانشمندان به این نوع، «چربی سفید» میگویند.
اما بدن نوع دیگری از چربی هم دارد که بهجای ذخیره انرژی، آن را میسوزاند تا گرما تولید کند. این «چربی قهوهای» بیشتر در اطراف گردن، زیر بغل و قفسه سینه یافت میشود.
این بافت به گرم ماندن نوزادان کمک میکند و دانشمندان سالها تصور میکردند پس از آنکه نوزادان بتوانند با لرزیدن خود را گرم کنند، از بین میرود.
اما در سال ۲۰۰۹، پژوهشگران برای نخستین بار وجود چربی قهوهای را در بدن بزرگسالان گزارش کردند.
شینگو کاجیمورا، زیستشناس مولکولی دانشکده پزشکی هاروارد، این تحقیق را از جامعترین و مهمترین پژوهشهای این حوزه دانست.
برای شناسایی چربی قهوهای فعال، به افراد نوعی گلوکز رادیواکتیو تزریق میشود. سپس با دو روش تصویربرداری «توموگرافی گسیل پوزیترون» و «توموگرافی کامپیوتری» مشخص میکنند کدام بافتها گلوکز را جذب کردهاند.
به این ترتیب، محل فعالیت چربی قهوهای مشخص میشود. منظور از چربی قهوهای فعال، بافتی است که هنگام تصویربرداری در حال مصرف انرژی و تولید گرماست.
این روشها برای تشخیص و پیگیری سرطان نیز کاربرد دارند. به همین دلیل، گروهی به سرپرستی پل کوهن، پزشک و پژوهشگر دانشگاه راکفلر در نیویورک، با مرکز سرطان مموریال اسلون کترینگ همکاری کرد.
آنها تصاویر پزشکی بیش از ۱۰۰ هزار نفر از مراجعان این مرکز را بررسی کردند و با کمک هوش مصنوعی، میزان چربی قهوهای فعال را در این تصاویر اندازه گرفتند.
پژوهشگران افراد را به دو گروه تقسیم کردند: کسانی که هنگام تصویربرداری چربی قهوهای فعال داشتند و کسانی که نشانهای از فعالیت این نوع چربی در تصاویرشان دیده نمیشد. سپس پروندههای پزشکی آنها را مورد بررسی قرار دادند.
نتایج حاکی از آن بود که دیابت نوع دو، فشار خون بالا و چند بیماری قلبیعروقی در گروه نخست کمتر دیده میشد.
این یافته با نتیجه پژوهش کوچکتری که کوهن و همکارانش در سال ۲۰۲۱ انجام داده بودند، همخوانی داشت.
اما یافته غیرمنتظره به سلامت روان مربوط میشد: افسردگی و اضطراب نیز در افرادی که چربی قهوهای فعال داشتند، کمتر بود؛ نتیجهای که خود پژوهشگران را هم شگفتزده کرد.
هنوز معلوم نیست چربی قهوهای چگونه ممکن است بر سلامت روان اثر بگذارد. نیکولاس گومز بانوی، از نویسندگان پژوهش، گفت چون افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و اختلالات سوختوساز بیشتر در معرض افسردگی و اضطراب هستند، شاید وضعیت بهتر سوختوساز بدن توضیحی برای این ارتباط باشد.
راههای افزایش فعالیت این چربی هم چندان شناختهشده نیست. سرما میتواند آن را فعال کند، اما به گفته کوهن، تحمل سرما برای بیشتر مردم خوشایند نیست و راهکاری عملی به شمار نمیرود.
دارویی به نام «میرابگرون» که برای درمان بیاختیاری ادرار به کار میرود، چربی قهوهای را فعال میکند، اما عوارض قلبیعروقی دارد.
بررسی داروهای تجویزشده برای شرکتکنندگان نشان داد گروهی از داروهای فشار خون به نام «مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین» با فعالیت بیشتر چربی قهوهای ارتباط دارند.
پژوهشگران یکی از این داروها، «لوزارتان»، را روی سلولها و موشها آزمایش کردند و دریافتند فعالیت این چربی افزایش مییابد.
کوهن امیدوار است بتوان روزی با یافتن کاربردهای تازه برای داروهای تاییدشده، چربی قهوهای را در انسان فعال کرد و از فواید آن بهره برد.
با این همه، عرفان لودهی، پژوهشگر دانشگاه واشینگتن، یادآور میشود که این مطالعه گذشتهنگر است؛ بنابراین هنوز نمیتوان گفت چربی قهوهای علت مستقیم این فواید است.
در پژوهشهای گذشتهنگر، دانشمندان اطلاعات پزشکی افراد را که از قبل ثبت شده است، مورد بررسی قرار میدهند تا ارتباط احتمالی میان عوامل مختلف را پیدا کنند.
این بررسیها میتوانند نشان دهند که دو عامل با هم ارتباط دارند، اما ثابت نمیکنند که یکی از آنها علت مستقیم دیگری است.
تظاهرات دانشجویان معترض در تیرانا، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دهها هزار دانشجو چهارشنبه ۲۲ مهر در خیابانهای تیرانا، پایتخت آلبانی، دست به تظاهرات زدند و در جریان اعتراض به افزایش هزینههای تحصیل و فساد، یک ساختمان دولتی و دو بانک را به آتش کشیدند و به سوی پلیس سنگ پرتاب کردند.
تصاویر رویترز نشان میدهد که پلیس برای متفرق کردن معترضانی که ساختمان وزارت آموزشوپرورش را به آتش کشیدند، سطلهای زباله را واژگون کردند و نمای واحدهای تجاری محلی را تخریب کردند، از خودروهای آبپاش و گاز اشکآور استفاده کرده است.
یکی از شاهدان به رویترز گفت شعبهای از بانک رایفایزن (Raiffeisen Bank) در نزدیکی وزارت آموزشوپرورش نیز دچار آتشسوزی شد.
این اعتراضات خشونتآمیزترین موج مخالفت با ادی راما، نخستوزیر آلبانی، به شمار میرود. راما در انتخابات ماه مه سال گذشته برای چهارمین دوره به قدرت رسید، اما از آن زمان با نارضایتی فزایندهای در ارتباط با فساد احتمالی در میان مقامهای ارشد دولت روبهرو شده است.
معترضان همچنین چهرههای مخالف دولت را نیز گزینههای جایگزین قابل قبولی نمیدانند.
این ناآرامیها پس از تابستانی همراه با اعتراضات مسالمتآمیز علیه راما رخ داده است؛ اعتراضاتی که در واکنش به طرح احداث یک اقامتگاه تفریحی لوکس در امتداد سواحل بکر جنوب آلبانی آغاز شد.
این طرح که جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از آن حمایت میکند، درگیر اختلافات حقوقی شده است.
لورا، دانشجویی که هنگام پرتاب سنگ به سوی پلیس صحبت میکرد و نخواست نام خانوادگیاش را بگوید، گفت: «این یک انقلاب است. ما از اعتراضات مسالمتآمیز خسته شدهایم. تا زمانی که راما استعفا نکند، متوقف نخواهیم شد.»
دیگر معترضان نیز شعارهای «استعفا» و «پلیس جنایتکار» سر میدادند.
گسترش اعتراضات
برگزارکنندگان دانشجویی گفتند این اعتراضات بهدلیل شرایط دانشگاهها، افزایش هزینههای آموزش عالی، کمبود حمایت مالی و چشمانداز نامناسب اشتغال پس از فارغالتحصیلی شکل گرفته است.
این ناآرامیها بخشی از موج گستردهتری از فعالیتهای اعتراضی دانشجویان در سراسر اروپا درباره آموزش و شرایط زندگی است.
در فرانسه، دانشآموزان دبیرستانی طی هفتههای گذشته اعتراضات و اقداماتی برای مسدود کردن مدارس برگزار کردهاند و خواستار افزایش شمار معلمان و بهبود امکانات آموزشی شدهاند.
آنها معتقدند فرسودگی ساختمانهای مدارس و ازدحام بیش از حد دانشآموزان در کلاسهای درس، کیفیت آموزش را تضعیف میکند.
رسانههای آلبانی گزارش دادند که اعتراضات روز چهارشنبه به دانشگاههای شهرهای الباسان و اشکودرا نیز گسترش یافته است.
دولت آلبانی خشونتها را محکوم کرد. آلبانا کوچییو، معاون نخستوزیر آلبانی، در فیسبوک نوشت: «اعتراض کردن یک حق مشروع است، اما نمیتوان از آن بهعنوان بهانهای برای خشونت، تخریب شهر یا درگیریهای زشت در وسط خیابان استفاده کرد.»
او افزود: «از دانشجویان و هر شهروند شریفی که به حق اعتراض باور دارد میخواهم: از خشونت و خرابکاری فاصله بگیرید!»
پلیس نیز با انتشار بیانیهای خواستار آرامش شد. در این بیانیه آمده است: «هر فردی که دست به خشونت بزند، اموال را به آتش بکشد یا تخریب کند، یا به ماموران پلیس حمله کند، مسئولیت فردی اقدامات خود را بر عهده دارد و متناسب با جرایم ارتکابی، با قانون روبهرو خواهد شد.»
نمایی هوایی از نوک، پایتخت و بزرگترین شهر گرینلند
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه ۲۲ مهر، از گرینلند بهعنوان «گرینلند ما» نام برد و اعلام کرد که «اکتشاف گسترده نفت، گاز و مواد معدنی» در این سرزمین نیمه مختار متعلق به دانمارک در آستانه آغاز است.
این اظهارنظر در شرایطی صورت گرفته که گرینلند و دانمارک در برابر تلاشهای دولت ترامپ برای انضمام این جزیره به ایالات متحده مقاومت کردند. گرینلند، دانمارک و آمریکا ماه سپتامبر و در حاشیه نشست مجمع عممی سازمان ملل متحد توافقی امنیتی امضا کردند که به ایالات متحده اختیارات بیشتری از جمله برای احداث پایگاههای نظامی جدید میداد.
گرینلند در عین حال حفاریهای جدید برای استخراج نفت خام را ممنوع کرده است.
ترامپ در پیامی در شبکههای اجتماعی، این جزیره دانمارکی واقع در منطقه شمالگان را که بهدست دولتی نیمهخودمختار اداره میشود، «گرینلند جدید و زیبای ما» توصیف کرد و از آنچه دستاوردهای آمریکا در توافق امنیتی امضاشده در ماه سپتامبر خواند، تمجید کرد.
مقامهای گرینلند و دانمارک هنوز به اظهارنظر ترامپ واکنش نشان ندادهاند.
رییسجمهوری آمریکا از سال ۲۰۱۹ بارها گفته است که ایالات متحده باید بهدلایل امنیتی این جزیره دارای موقعیت راهبردی و سرشار از منابع معدنی را خریداری کند یا کنترل آن را به دست بگیرد. او در چندین نوبت نیز حاضر نشد استفاده از زور را رد کند.
ماه گذشته، آمریکا، گرینلند و دانمارک به توافقی دست یافتند که به ایالات متحده اجازه میدهد حضور نظامی خود را در این جزیره افزایش دهد؛ توافقی که به نظر میرسید به این رویارویی پایان داده است.
این توافق هیچگونه حقی برای استخراج معادن یا حفاری نفت و گاز اختصاص نداده بود.
با این همه ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشیال، نوشت: «اکتشاف گسترده نفت، گاز و مواد معدنی در آستانه آغاز است.»
او افزود: «کارشناسانی هستند که میگویند میزان نفتی که بهآسانی قابل دسترسی است، بسیار بیشتر از تقریبا هر سرزمین دیگری در هر نقطه از جهان است.»
ترامپ در این اظهارات به هیچ توافق مشخص یا طرح توسعه معینی اشاره نکرد.
گرینلند در سال ۲۰۲۱ استخراج اورانیوم در قلمرو خود و همچنین تمامی فعالیتهای اکتشافی نفتی در آینده را ممنوع کرد.
دولت گرینلند اعلام کرده است که در حال بررسی این موضوع است که آیا شرکت تگزاسی «گرینلند انرژی» (Greenland Energy) میتواند از مجوزهایی استفاده کند که پیش از اعمال این ممنوعیت صادر شدهاند یا خیر.
این شرکت در ماه اوت سال جاری اعلام کرد که قصد دارد در سال ۲۰۲۷ در یک حوضه اکتشافنشده در سواحل شرقی گرینلند حفاری نفت انجام دهد، هرچند خود این شرکت مجوز لازم برای انجام چنین عملیاتی را در اختیار ندارد.
شرکت «آرکو» (ARCO)، مالک پیشین این طرح، در دهه ۱۹۷۰ هزینههای هنگفتی برای مطالعات لرزهنگاری صرف کرده بود، اما هرگز عملیات حفاری انجام نداد.
یاکوب کارسبو، مشاور مستقل دانمارکی در حوزه سیاست امنیتی، به رویترز گفت اظهارات ترامپ میتواند نشانهای باشد از اینکه تمایل او برای کنترل گرینلند همچنان بدون تغییر باقی مانده است.
او گفت: «اینکه توافق میان دولت ترامپ و دانمارک را چیزی بدانیم که نیات ترامپ را تغییر داده است، بسیار خطرناک است.»
توافق ۱۰ صفحهای میان آمریکا، دانمارک و گرینلند راه را برای ایجاد دو پایگاه نظامی جدید و استقرار سامانه دفاع موشکی «گنبد طلایی» ترامپ هموار کرد و در عین حال، حاکمیت دانمارک و حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند را بار دیگر مورد تایید قرار داد.
ترامپ چهارشنبه در پیام خود نوشت: «هرگونه حمله آینده به ایالات متحده ناگزیر باید از مسیر گرینلند انجام شود؛ جایی که سامانه دفاعی ما بهطور معمول پهپادها، موشکها یا هر نوع سلاح دیگری را که حتی هنوز تصور نشده است، سرنگون خواهد کرد.»
او افزود: «این منطقه از نظر زمان، موقعیت مکانی و میدان دید، مزیتی به ما میدهد که در هیچ نقطه دیگری از جهان وجود ندارد!»
امیر سجادی و کیوان عزیزی، وکلای وریشه مرادی (میرزایی)، زندانی سیاسی اعلام کردند که شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، بدون در نظر گرفتن دستورات دیوان عالی کشور، بار دیگر او را به اتهام «عضویت در گروه باغی» به اعدام محکوم کرده است.
وکلای وریشه مرادی چهارشنبه ۲۲ مهر به وبسایت امتداد گفتند دیوان عالی کشور، پس از فرجامخواهی، با اعلام نقض تحقیقات پرونده را به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بازگرداند اما این شعبه بار دیگر وریشه مرادی به اعدام محکوم کرده است.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، پیشتر وریشه مرادی را به اتهام «عضویت در گروه باغی» به اعدام محکوم کرده بود.
امیر سجادی، یکی از وکلای وریشه مرادی به امتداد گفت: «متعاقب وصول اخطاریه از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در روز سهشنبه ۲۱ مهر، یکی از وکلای وریشه مرادی (میرزایی)، در روز چهارشنبه ۲۲ مهر، به شعبه مذکور مراجعه و حکم صادره توسط این شعبه به وی ابلاغ شد. مطابق حکم ابلاغی، که ظرف ۲۰ روز قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است، شعبه مذکور، خانم وریشه مرادی (میرزایی) را به اتهام عضویت در گروه باغی، مجددا به اعدام محکوم کرده است.»
او افزود: «به باور وکلا دلایل کافی و متقن برای انتساب چنین اتهامی به خانم وریشه مرادی وجود ندارد.»
سجادی گفت: «خانم وریشه مرادی مطلقا در هیچ عملیاتی علیه جمهوری اسلامی مداخله نداشته و فعالیتهای او مربوط به مبارزات نامبرده علیه داعش در شمال سوریه بوده و ارتباطی به جمهوری اسلامی نداشته است.»
کیوان عزیزی، یکی دیگر از وکلای وریشه مرادی (میرزایی) نیز با انتقاد از صدور مجدد حکم اعدام به امتداد گفت: «این حکم در شرایطی صادر شده که حکم قبلی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مبنی بر صدور مجازات اعدام برای وریشه مرادی، با طرح شبهات جدی در مورد تحقیقات، توسط شعبه رسیدگی کننده در دیوان عالی کشور، نقض شده بود ولی متاسفانه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، بدون انجام تحقیقات مورد نظر شعبه دیوان عالی کشور، صرفا با تغییر عنوان اتهامی، نامبرده را مجددا به اتهام عضویت در گروه باغی، به اعدام محکوم کرد.»
عزیزی با تاکید بر فرجامخواهی وکلای وریشه مرادی (میرزائی) در مهلت قانونی از حکم صادره علیه موکل خود، ابراز امیدواری کرد که «دیوان عالی کشور، همچون مرتبه پیشین، به دفاعیات و ایرادات، توجه کافی را داشته باشد.»
وریشه مرادی یکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
او ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ همراه با ضرب و جرح شدید در حوالی سنندج بازداشت و پس از پنج ماه با پایان بازجوییها به زندان اوین منتقل شد.
بر اساس کیفرخواست صادر شده برای مرادی، او با ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی مواجه شده بود که مجازات آن حداکثر ۱۵ سال حبس است.
با این حال قاضی صلواتی اتهام او را به ماده ۲۸۷ قانون مجازات اسلامی (بغی) تغییر داده که مجازات آن اعدام است.
جلسه نخست دادگاه رسیدگی به اتهامات مرادی، روز ۲۷ خرداد امسال و با اتهامات «بغی و عضویت در یکی از گروههای اپوزیسیون مخالف نظام» در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد.
ابراز نگرانی از وضعیت سلامت وریشه مرادی در زندان
وکلای وریشه مرادی، هفت مرداد امسال، با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت او اعلام کردند این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین بیش از ۹ ماه است با وجود تجویز پزشکان، از اعزام به مراکز درمانی و دریافت تجهیزات پزشکی محروم مانده و ممنوعیت تماس و ملاقات او نیز همچنان ادامه دارد.
کیوان عزیزی، یکی از وکلای مرادی به وبسایت «امتداد» گفت موکلش که سه سال است در بازداشت به سر میبرد و به بیماری روده و دیسک شدید گردن مبتلاست، با وجود تجویز پزشک متخصص و پزشک معتمد زندان، طی بیش از ۹ ماه گذشته به مراکز درمانی خارج از زندان اعزام نشده است.
به گفته عزیزی، مرادی که در جریان مبارزه با داعش زخمی شده، همچنان از عوارض آن آسیبها رنج میبرد.
عزیزی با اشاره به مقررات مربوط به حقوق زندانیان گفت در مواردی که امکانات درمانی مورد نیاز در زندان وجود ندارد، اعزام زندانی به مراکز درمانی خارج از زندان از حقوق قانونی او به شمار میرود.