وزارت خارجه آمریکا: سپاه و بسیج کودکان ۱۲ ساله را برای فعالیتهای امنیتی جذب میکنند


وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالانه ۲۰۲۶ درباره قاچاق انسان، ایران را همچنان در سطح سوم، پایینترین رده این طبقهبندی، قرار داد و اعلام کرد جمهوری اسلامی حداقل استانداردهای مقابله با قاچاق انسان را رعایت نمیکند و تلاش قابل توجهی نیز برای رفع این وضعیت انجام نمیدهد.
این گزارش که پنجشنبه منتشر شد، مقامهای جمهوری اسلامی را به ارتکاب یا چشمپوشی از جرایم مرتبط با قاچاق انسان بدون مواجهه با مجازات متهم کرد و افزود حکومت ایران سیاست یا رویهای برای جذب اجباری کودکان در گروههای مسلح دارد.
بر اساس این گزارش، سپاه پاسداران و بسیج علاوه بر کودکان ایرانی، مهاجران آسیبپذیر افغان، پاکستانی و سوری را نیز جذب میکنند.
وزارت خارجه آمریکا به کارزار جذب نیروی سپاه پاسداران در مارس ۲۰۲۶ اشاره کرد که در آن حداقل سن برای برخی فعالیتها، از جمله وظایف امنیتی، ۱۲ سال تعیین شده بود.
این گزارش همچنین اعلام کرد جمهوری اسلامی از حوثیهای یمن حمایت مادی میکند؛ گروهی مسلح که به گفته وزارت خارجه آمریکا، کودکان را بهعنوان سرباز جذب میکند و به کار میگیرد.






اوپنایآی از شناسایی و مسدود کردن حسابهای مرتبط با یک عملیات نفوذ با منشا ایران خبر داد که با هفت هویت جعلی روزنامهنگاری، نزدیک به ۱۰۰ مقاله را در رسانههای آنلاین منتشر یا بازنشر کرده بود.
این شرکت در یک پست وبلاگی به تاریخ ۸ اکتبر، برابر با ۱۶ مهر، در گزارشی درباره عملیات نفوذ مرتبط با روسیه و ایران، توضیح داد که گردانندگان این فعالیتها چگونه از هوش مصنوعی و هویتهای پوششی برای رساندن پیامهای سیاسی به مخاطبان استفاده کردهاند. با این حال، اوپنایآی درباره عملیات ایرانی تصریح کرده که عامل مشخص آن را شناسایی نکرده و فعالیتها به عملکرد یک مجموعه تجاری مجری کارزارهای نفوذ سفارشی شباهت داشته است؛ بنابراین، این گزارش انتساب مستقیم عملیات به حکومت ایران را تایید نمیکند.
اوپنایآی این کارزار را «نامهای جعلی نویسندگان» نامیده است. به گفته این شرکت، حسابهای مرتبط با آن از ایران فعالیت میکردند، دستورهای خود را به فارسی مینوشتند و با استفاده از چتجیپیتی، محتوا را به فارسی و انگلیسی تولید میکردند. گردانندگان برای پنهان کردن موقعیت مکانی خود از ویپیان استفاده میکردند.
مقالهها با نام روزنامهنگاران جعلی به رسانهها راه یافتند
مهمترین بخش عملیات، آمادهسازی مقالههای بلند انگلیسیزبان درباره ابعاد ژئوپلیتیکی درگیری آمریکا و ایران و پیشنهاد آنها برای انتشار به رسانههای واقعی بود.
گردانندگان پیشنویس مقالهها را در اختیار چتجیپیتی میگذاشتند و میخواستند متن با معیارهای پذیرش مطلب در یک رسانه مشخص تطبیق داده شود. پس از تایید اصلاحات، از مدل میخواستند ایمیلی برای پیشنهاد انتشار مقاله به دبیر همان رسانه تهیه کند.
این مکاتبات با هفت نام انجام میشد: اروین بی. هاسکینز، نوآ لمینگتون، سوفیا گونزالز، مایکل هریسون، اریکا فیوزیر، جنی ویلیامز و آلیس جانسون.
در زندگینامههای همراه مقالهها، این افراد روزنامهنگارانی غربی، عمدتا آمریکایی، با تمرکز بر سیاست بینالملل، خاورمیانه، حقوق بشر یا درگیریها معرفی میشدند. هویت نوآ لمینگتون مدعی اقامت در نیوزیلند بود. به گفته اوپنایآی، گردانندگان حتی برای نوشتن زندگینامه «مایکل هریسون» نیز از مدل کمک گرفته بودند.
اوپنایآی با بررسی منابع باز، نزدیک به ۱۰۰ مقاله را شناسایی کرد که با این نامها در بیش از دوازده رسانه منتشر یا بازنشر شده بودند. این رسانهها عمدتا کوچک و متوسط بودند و به امور بینالملل، ژئوپلیتیک و خاورمیانه میپرداختند؛ برخی نیز رویکرد ضدجنگ یا «مترقی» داشتند.
قدیمیترین مقاله شناساییشده در ژوئیه ۲۰۲۵ و تازهترین آن در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده بود. بر اساس گزارش، انتشار مقالهها پس از آغاز درگیری آمریکا و حکومت ایران بهشدت افزایش یافت.
برخی رسانهها این مطالب را در حسابهای شبکههای اجتماعی خود نیز معرفی کردند و به این ترتیب، امکان دسترسی گردانندگان عملیات به مخاطبانی فراهم شد که در غیر این صورت به آنها دسترسی نداشتند. یکی از این رسانهها تا اوت ۲۰۲۶ نزدیک به دو میلیون دنبالکننده در فیسبوک، حدود ۳۵۵ هزار دنبالکننده در ایکس و بیش از ۵۴۴ هزار دنبالکننده در اینستاگرام داشت. این ارقام، شمار دنبالکنندگان رسانه است و لزوما میزان دیدهشدن مقالههای مورد بحث را نشان نمیدهد.
حسابهای اجتماعی به هویتهای جعلی اعتبار میدادند
برخی از هویتهای روزنامهنگاری برای تقویت ظاهر حرفهای خود در چند شبکه اجتماعی حساب داشتند. «مایکل هریسون» در مدیوم، ایکس و فیسبوک حضور داشت و «اروین بی. هاسکینز» در ایکس، فیسبوک، اینستاگرام و تردز فعالیت میکرد.
هاسکینز در معرفی خود مدعی بود «نویسنده آزاد آمریکایی» است، اما اطلاعات شفافیت اینستاگرام، محل حساب او را ایران نشان میداد. متا این حساب را در ماه اوت مسدود کرد.
اوپنایآی همچنین اشاره کرد که متا در ماه مارس یک عملیات نفوذ ایرانی را مختل کرده بود که در آن نیز هویتی با نام «مایکل هریسون» حضور داشت. این اشاره بهتنهایی به معنای اثبات یکسان بودن گردانندگان دو عملیات نیست.
ایراناینترنشنال هدف پاسخهای انبوه قرار گرفت
محور دیگر فعالیت، تولید دستهجمعی نظر برای شبکههای اجتماعی بود. گردانندگان متن یا تصویر یک پست را به چتجیپیتی میدادند و از آن میخواستند پاسخهایی همسو با اهداف کارزار بنویسد. این پاسخها گاه تنها با فاصله چند دقیقه از یکدیگر منتشر میشدند.
بیشتر این محتوا درباره درگیری [حکومت] ایران، آمریکا و اسرائیل بود. در دستورها از مدل خواسته میشد آمریکا را متجاوز، اسرائیل را متحدی غیرقابلاعتماد برای آمریکا و ایران را قربانیای مقاوم و تسلیمناپذیر نشان دهد.
به گفته اوپنایآی، پستهای ایراناینترنشنال، شبکه مستقر در بریتانیا و منتقد حکومت ایران، بهطور ویژه هدف قرار گرفته بودند. گردانندگان بیش از ۲۴ مجموعه پاسخ خصمانه فارسی برای پستهای این رسانه تولید کردند.
بخشی از نظرها نیز برای تحسین مقالههای خود عملیات تهیه میشد. گردانندگان تصویر پستهایی را که مقالههایشان را معرفی میکردند به مدل میدادند و پاسخهای تاییدآمیز میخواستند؛ اقدامی که به ارزیابی اوپنایآی، احتمالا برای محبوبتر نشان دادن مطالب انجام میشد.
گزارشهای داخلی عملیات به انتشار محتوا هم به دست انسان و هم بهصورت خودکار اشاره داشتند، اما اوپنایآی میگوید مدرکی ندارد که این خودکارسازی با کمک مدلهایش انجام شده باشد.
گزارشهای داخلی اثرگذاری را بزرگنمایی میکردند
اوپنایآی تنها شمار محدودی از پاسخهای تولیدشده را در فضای عمومی اینترنت پیدا کرد. بسیاری دیگر در جستوجوها دیده نشدند؛ احتمالا به این دلیل که منتشر نشده بودند یا حسابهای منتشرکننده پیشتر بسته شده بودند.
پاسخهای شناساییشده معمولا بخش کوچکی از نظرهای زیر هر پست را تشکیل میدادند و تعامل اندکی داشتند. شمار پسندها، بازدیدها و نظرهای آنها عموما یکرقمی یا دورقمی بود و بسیاری از پسندها نیز از حسابهای مرتبط با خود عملیات میآمد.
با این حال، گردانندگان در گزارشهای داخلی از روشی استفاده میکردند که اثرگذاری را بهشدت بزرگتر نشان میداد. آنها بهجای سنجش بازدید پاسخهای خود، تغییر شمار بازدید پست اصلی را پیش و پس از انتشار پاسخها محاسبه میکردند؛ بدون آنکه نقش محبوبیت پست، نظرهای دیگر کاربران یا عوامل دیگر را در نظر بگیرند.
اوپنایآی میگوید این روش نشان میدهد گردانندگان یا شیوه دقیقتری برای سنجش نمیشناختند یا تصمیم گرفته بودند از آن استفاده نکنند. آنها همچنین از چتجیپیتی برای تبدیل آمارهایشان به گزارشها و ارائههای حرفهای کمک میگرفتند.
نفوذ به رسانههای واقعی از نظرنویسی موثرتر بود
اوپنایآی دو بخش اصلی عملیات را از نظر دامنه گسترش متفاوت ارزیابی کرده است. در مقیاس ششسطحی مورد استفاده این شرکت، فعالیت نظرنویسی در سطح دو قرار گرفت: انتشار در چند پلتفرم، با نشانههای اندک از گسترش قابلتوجه یا تسلط بر فضای پاسخها.
در مقابل، بخش انتشار مقالهها به دلیل راه یافتن مستمر به چند رسانه، در سطح چهار ارزیابی شد. این رتبهبندی دامنه گسترش محتوا را میسنجد و بهخودیخود اثبات نمیکند که مطالب، نگرش یا رفتار مخاطبان را تغییر دادهاند.
در همان گزارش، اوپنایآی عملیات با منشا روسیه را در سطح پنج قرار داد؛ نخستین عملیات در این سطح که از زمان آغاز گزارشدهی خود مختل کرده است. به گفته شرکت، گردانندگان آن ظاهرا افرادی بیخبر از ماهیت واقعی فعالیت را در آمریکای لاتین برای اداره یک «اندیشکده» به خدمت گرفته بودند و اسناد جعلی با عنوان «افشاشده» و متنهایی برای فایلهای صوتی تولید میکردند.
اوپنایآی میگوید تجربه بررسی ۳۰ عملیات نفوذ پنهان در دو سال و نیم گذشته نشان داده است که رساندن محتوا به رسانههای واقعی، در مقایسه با اتکا به حسابهای جعلی شبکههای اجتماعی، معمولا ظرفیت بیشتری برای دسترسی به مخاطبان و اثرگذاری ایجاد میکند. همه محتوای این دو عملیات با مدلهای این شرکت تولید نشده بود.
این شرکت اعلام کرده اطلاعات پرونده ایرانی را با مراجع ذیربط و شرکای خود در صنعت به اشتراک گذاشته است. به ارزیابی اوپنایآی، هوش مصنوعی در این موارد بیش از آنکه روش تازهای برای نفوذ ایجاد کرده باشد، اجرای روشهای قدیمی مبتنی بر هویتهای جعلی را سریعتر، گستردهتر و از نظر زبانی و ویرایشی آسانتر کرده است.
واشینگتنپست گزارش داد تشدید حملات حکومت ایران در تنگه هرمز، انتقال نفت خام از این آبراه را بهشدت کاهش داده است؛ تحولی که کمتر از یک ماه مانده به انتخابات میاندورهای آمریکا، با افزایش قیمت نفت، فشار بر دونالد ترامپ را بیشتر میکند.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۱۶ مهر منتشر شد، افزایش حملات پس از آن رخ داده است که دولت ترامپ از بازگشت جریان انتقال نفت به نزدیکی سطح پیش از جنگ، در نتیجه اسکورت شناورها به دست نیروی دریایی آمریکا، ابراز خرسندی کرده بود.
دادههای شرکت رهگیری دریایی کپلر نشان میدهد جمعه گذشته نزدیک به ۱۶ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز عبور کرد، اما این میزان تا دوشنبه به نصف کاهش یافت. در دوشنبه همچنین هیچ مورد شناختهشدهای از عبور بنزین، گازوئیل یا دیگر سوختهای پالایششده ثبت نشد؛ فرآوردههایی که پیش از جنگ، روزانه بهطور میانگین ۳.۶ میلیون بشکه از آنها از این آبراه میگذشت.
همزمان با افزایش حملات، قیمت نفت روز پنجشنبه حدود پنج درصد جهش کرد و بهای هر بشکه نفت برنت، شاخص جهانی قیمت نفت، به ۱۰۵ دلار رسید.
آمارها از افزایش حملات به نفتکشها حکایت دارند
بر اساس دادههای سازمان ملل، در هفته منتهی به یکشنبه، ۹ شناور در تنگه هدف اصابت قرار گرفتند. کپلر در همان بازه، اصابت به ۱۰ نفتکش را ثبت کرده و آن را بالاترین آمار هفتگی سال جاری دانسته است. رکورد پیشین این شرکت شش مورد در یک هفته بود.
کپلر همچنین اعلام کرد تمام حملات گزارششده از ۲۸ سپتامبر [۶ مهر] به بعد به نفتکشها اصابت کردهاند. واشینگتنپست نوشت اختلاف میان آمارها تا حدی به روند طولانیتر راستیآزمایی اطلاعات در سازمان بینالمللی دریانوردی، نهاد کشتیرانی سازمان ملل، مربوط است.
این شدت از حمله به کشتیرانی از ماه ژوئیه سابقه نداشته است؛ زمانی که آمریکا تشویق کشتیها به عبور از تنگه بدون دریافت مجوز از تهران را آغاز کرد.
نیروهای آمریکایی در هفتههای اخیر عملیات خود را برای عبور نفتکشها گسترش دادهاند. ناوها و هواگردهای آمریکایی از شناورها پوشش حفاظتی میدهند، اما همیشه موفق به رهگیری و دفع همه حملات نمیشوند.
اداره عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز روز چهارشنبه از حملهای جداگانه به یک شناور در آبهای ساحلی قطر، صدها مایل دورتر از هرمز، خبر داد. جزئیات این حادثه هنوز روشن نشده است.
ترامپ میگوید تا پیش از انتخابات به ایران حمله نمیکند
ترامپ روز پنجشنبه ۱۶ مهر در شبکه تروث سوشال تاکید کرد نفت با «شمار بیسابقهای از بشکهها» از تنگه هرمز عبور میکند. او همچنین گفت آمریکا تا پیش از انتخابات میاندورهای به ایران حمله نخواهد کرد، اما محاصره این کشور «با تمام قدرت» ادامه خواهد یافت.
رییسجمهوری آمریکا ماه گذشته حکومت ایران را متهم کرده بود که با افزایش حملات میکوشد بر انتخابات سوم نوامبر [۱۲ آبان] تاثیر بگذارد. او و حزب جمهوریخواه در آستانه این انتخابات به دلیل قیمت بالای نفت تحت فشار قرار دارند.
مقامهای ایرانی نیز میگویند پیامدهای سیاسی جنگ در آمریکا بخشی از محاسبات آنهاست. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، روز سهشنبه ۱۴ مهر در شبکه ایکس نموداری طنزآمیز منتشر کرد که افزایش قیمت گازوئیل را در کنار کاهش اعتماد مصرفکنندگان آمریکایی و توان خرید مسکن نشان میداد.
علی محمدی، سخنگوی سپاه پاسداران، روز چهارشنبه ۱۵ مهر به شبکه حکومتی پرستیوی گفت ترامپ تصور میکند با پایان جنگ قیمت نفت بهسرعت سقوط خواهد کرد، اما تصمیم درباره زمان پایان جنگ «با ملت ایران است». او افزود آنچه ممکن است به همان سرعت سقوط کند، دولت ترامپ و جایگاه سیاسی اوست.
اندرو لیبر، پژوهشگر غیرمقیم برنامه خاورمیانه در موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت از ماه آوریل تاکنون، برداشت از اینکه [حکومت] ایران یا آمریکا دست بالا را دارد، بارها تغییر کرده است. به گفته او، تحولات این هفته نشان میدهد حکومت ایران همچنان تا حدی میتواند میزان نفت خروجی از تنگه را تعیین کند.
تشدید نبرد در یمن بر نگرانی بازار انرژی میافزاید
همزمان، نبرد میان حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران و نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان شدت گرفته است. به نوشته واشینگتنپست، حوثیها کنترل تنگه بابالمندب را در اختیار دارند؛ آبراهی که به جایگزینی مهم برای هرمز تبدیل شده است.
حوثیها این هفته به فرودگاههای عربستان سعودی موشک شلیک کردند و مدعی حمله به زیرساختهای نفتی، از جمله پالایشگاهها، شدند. دولت عربستان سعودی این حملات به تاسیسات نفتی را تایید نکرده است.
الکس وطنخواه، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشینگتن، گفت [حکومت] ایران در بیشتر موارد تنها پس از آنکه خود هدف حمله قرار میگرفت، به زیرساختهای انرژی حمله میکرد؛ اما روشن نیست حوثیها انگیزه مشابهی برای خویشتنداری داشته باشند. به گفته او، [حکومت] ایران چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد، در حالی که حوثیها با محدودیتهای مشابهی روبهرو نیستند.
لیبر حملات اخیر را یادآور حملات سال ۲۰۲۲ حوثیها به جده، در نزدیکی محل تمرین مسابقات فرمول یک، دانست. به نوشته این گزارش، اندکی پس از آن حملات، عربستان سعودی و حوثیها آتشبسی اعلام کردند که به جنگ هفتساله پایان داد.
او گفت واکنش این بار عربستان سعودی روشن نیست و وضعیت میتواند به تشدید گسترده درگیری یا تسلیم شدن منجر شود، اما راهبرد کنونی مدیریت مناقشه «به پایان راه خود رسیده است».
تحلیلگران احتمال تشدید بیشتر درگیری را منتفی نمیدانند
نیسان رفعتی، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در گروه بینالمللی بحران، گفت هرچند قدرت [حکومت] ایران برای محدود کردن عبور از تنگه هرمز کاهش یافته، حملات تازه با هدف نشان دادن توان تلافی و ایجاد نوسان در بازار انجام میشوند.
او با اشاره به ادامه آسیبهای اقتصادی جنگ و فشار بر کل نظام سیاسی ایران هشدار داد احتمال ورود به چرخه تشدید تنش همچنان وجود دارد.
به گفته رفعتی، ترجیح تهران دستیابی به توافقی است که به آتشبس منجر شود، اما در نبود چنین توافقی، تشدید نظامی را بهعنوان گزینه دیگر به کار میگیرد.
یک مقام پنتاگون به رویترز گفت آمریکا قصد دارد اعدام نضال حسن، عامل کشته شدن ۱۳ نفر در تیراندازی سال ۲۰۰۹ پایگاه «فورت هود»، را بهصورت زنده پخش کند. اجرای این حکم با جوخه آتش برای سوم دسامبر، برابر با ۱۲ آذر، برنامهریزی شده و پخش زنده آن اقدامی بیسابقه خواهد بود.
حسن، روانپزشک پیشین نیروی زمینی آمریکا، قرار است در همان پایگاه نظامی در تگزاس اعدام شود که ۱۷ سال پیش در مرکز پزشکی آن آتش گشود. این نخستین اعدام با جوخه آتش در ارتش آمریکا از سال ۱۹۴۵ خواهد بود.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پنجشنبه ۱۶ مهر در برنامه «هیومن ایونتس دیلی» شبکه «ریل امریکنز وویس» گفت اجرای حکم در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت، اما درباره شیوه آن توضیح نداد. یک مقام پنتاگون که نخواست نامش فاش شود، سپس به رویترز گفت: «صحبت وزیر درست است. اجرای حکم بهصورت زنده پخش خواهد شد. جزئیات بعدا اعلام میشود.»
هگست که از اجرای حکم حسن با جوخه آتش حمایت کرده است، گفت انتخاب فورت هود، روز پنجشنبه و ساعت یک بعدازظهر برای اعدام او، تصمیمی «کاملا بدیهی» بود؛ زمان و مکانی که تقریبا با ساعت، روز هفته و محل تیراندازی سال ۲۰۰۹ مطابقت دارد.
او گفت: «مطمئن خواهیم شد که مردم بتوانند آن را تماشا کنند و اجرای حکم در معرض دید عموم باشد. چون مردم باید بدانند که... چنین کارهایی پیامدهای سنگینی دارد.»
وزیر جنگ آمریکا در پاسخ به این پرسش که آیا حسن درخواست نهاییای مطرح کرده است، گفت: «برایم مهم نیست. سوم دسامبر او را خواهیم دید.»
ترامپ اجرای حکم با جوخه آتش را تایید کرده است
هیات منصفه یک دادگاه نظامی در اوت ۲۰۱۳، حسن را در ۴۵ فقره اتهام قتل عمد با تصمیم قبلی و اقدام به قتل عمد با تصمیم قبلی مجرم شناخت و به اعدام محکوم کرد. او با یک سلاح کمری مجهز به نشانهگیر لیزری در مرکز پزشکی این پایگاه وسیع نظامی در مرکز تگزاس تیراندازی کرده بود.
این حمله چند هفته پیش از موعد اعزام حسن به افغانستان رخ داد. او که اکنون ۵۶ سال دارد، هنگام بازداشت بر اثر تیراندازی پلیس دچار فلج جزئی شد و از آن زمان از صندلی چرخدار استفاده میکند.
بر اساس قوانین نظامی آمریکا، اجرای حکم اعدام با جوخه آتش به تایید رییسجمهوری نیاز دارد. پنتاگون روز دوشنبه اعلام کرد دونالد ترامپ به توصیه هگست این حکم را تایید کرده است.
هگست با اشاره به سابقه استفاده از این شیوه گفت: «از زمان جنگ جهانی دوم چنین کاری نکردهایم. خب، این تا حدی شبیه همان طرز فکری است که در جنگ جهانی دوم داشتیم.»
کاخ سفید از اعلام اینکه آیا ترامپ از پخش زنده اعدام نیز حمایت میکند یا نه، خودداری کرد و پرسشها را به پنتاگون ارجاع داد.
ارتش آمریکا پس از بیش از شش دهه حکم اعدام اجرا میکند
گروه مخالف مجازات مرگ «اقدام علیه مجازات اعدام» اعلام کرد در صورت اجرای حکم حسن، این نخستین اعدام در ارتش آمریکا از سال ۱۹۶۱ خواهد بود. به گفته مرکز اطلاعات مجازات اعدام، حکم سال ۱۹۶۱ با دار زدن اجرا شد و آخرین موارد شناختهشده اعدام به دست جوخههای آتش ارتش آمریکا به سال ۱۹۴۵ بازمیگردد.
استفاده از جوخه آتش در قوانین دستکم پنج ایالت آمریکا نیز پیشبینی شده است. کارولینای جنوبی در سال ۲۰۲۵ نخستین اعدام به این شیوه در آمریکا طی ۱۵ سال را اجرا کرد.
دولت ترامپ بهتازگی جوخه آتش، صندلی الکتریکی و خفه کردن با گاز را به روشهای مجاز اجرای حکم اعدام برای سنگینترین جرایم فدرال افزوده است. افزایش گزینههای اجرای احکام اعدام فدرال تا حدی ناشی از دشوارتر شدن تامین داروهای مورد نیاز برای تزریق مرگبار بوده؛ روشی که اجرای آن نیز گاهی با مشکل روبهرو شده است.
هفته گذشته، تلاش ایالت تنسی برای اعدام یک زن برای نخستین بار در بیش از ۲۰۰ سال ناکام ماند. کارکنان زندان نتوانستند تزریق مرگبار را با موفقیت انجام دهند و کریستا پایک، زندانی محکوم به اعدام، زنده ماند اما در بیمارستان بستری شد.
وکلای پایک چهارشنبه گفتند او در بیمارستان «خشمگین و سردرگم» به هوش آمده است. به گفته آنان، حال او همچنان بسیار وخیم است و با پابند به تخت بیمارستان بسته شده است.
پالایشگاههای مستقل چین برای جبران کاهش عرضه نفت ایران در پی محاصره آمریکا، به نفت خام عراق روی آوردهاند. این تغییر، پرسشی را مطرح کرده است: آیا تهران بار دیگر نفت خود را با عنوان نفت عراقی به خریداران میرساند؟
مکس مایزلیش، تحلیلگر ارشد پژوهشی در بنیاد دفاع از دموکراسیها و مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، میگوید افزایش خرید نفت عراق از سوی چین میتواند کاملا قانونی باشد. با این حال، او هشدار میدهد که مبدا اعلامشده نفت لزوما نشاندهنده محل تولید آن نیست.
مایزلیش به ایراناینترنشنال گفت: «نفت خام عراق پیشتر وسیلهای برای ایران بوده است تا منشا نفت خود را پنهان کند.»
او افزود: «کاملا ممکن است این صرفا افزایشی عادی و قانونی در خرید نفت خام عراق از سوی چین باشد.» با این حال، به گفته او، باید آمار مربوط به مبدا واردات چین را «با قدری تردید یا نگاهی نقادانه» بررسی کرد.
پالایشگاههای چینی که زمانی روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت خام ایران را خریداری میکردند، اکنون در جستوجوی منابع جایگزین، به خرید نفت «بصره سنگین» و «بصره متوسط» عراق روی آوردهاند.
بارگیری نفت ایران در نفتکشها به صفر میرسد
پالایشگاههای مستقل چین مدتها بازاری حیاتی برای نفت ایران در دوران تحریمهای آمریکا بودهاند؛ تخفیفهای چشمگیر نفت ایران از جمله عوامل جذب این خریداران بوده است.
به گفته همایون فلکشاهی، رییس بخش تحلیل نفت خام در شرکت کپلر، ایران در ماه سپتامبر هیچ محموله تازهای از نفت خام یا میعانات گازی در نفتکشها بارگیری نکرد. این در حالی است که میانگین بارگیری در ماه اوت حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز بود.
او گفت: «فکر میکنم این در واقع نخستین بار از زمان انقلاب [سال ۱۳۵۷] باشد.» فلکشاهی تاثیر محاصره را «بسیار شدید» توصیف کرد.
با این حال، محمولههای نفت ایران که پیشتر صادر شده بودند، همچنان به چین رسیدهاند. به گفته فلکشاهی، از نزدیک به ۹۰ میلیون بشکهای که در ابتدا از محدوده محاصره خارج شده بود، تنها حدود ۱۰ میلیون بشکه باقی مانده است که باید در چین تخلیه شود.
با تحویل این محمولههای باقیمانده و پرداخت بهای آنها، تهران یکی از منابع اصلی درآمد دلاری خود را از دست خواهد داد؛ مگر آنکه بتواند صادرات را از سر بگیرد.
فشار مالی در مرحله بعد نمایان میشود
پیامدهای مالی محاصره هنوز بهطور کامل به تهران نرسیده است.
فلکشاهی گفت خریداران چینی معمولا برای پرداخت بهای نفت ایران یک تا دو ماه فرصت دارند. بنابراین، پرداخت پول نفتی که پیشتر صادر شده است، ممکن است تا حدود نیمه دسامبر ادامه پیدا کند.
او با فرض تداوم محاصره گفت: «پس از آن، درآمد حاصل از فروش نفت صفر خواهد بود.»
فروش نفت منبع اصلی تامین ارز [حکومت] ایران است و به گفته فلکشاهی، با وجود تحریمها، ایران همچنان بهای نفت خام خود را عمدتا به دلار دریافت میکند.
او درآمد نفتی ایران در سالهای اخیر را حدود دو تا سه میلیارد دلار در ماه برآورد کرد و گفت چشمانداز قطع این درآمدها از همین حالا بر ارزش پول ملی فشار آورده است.
فلکشاهی گفت: «درآمدها هنوز به صفر نرسیده است. صرفا انتظار اینکه در دسامبر به صفر برسند، باعث این وضعیت شده است.»
او افزود پس از پایان پرداختهای باقیمانده، فشارها «احتمالا فقط با سرعت بیشتری افزایش خواهد یافت».
مسیر زمینی تنها بخشی از صادرات ازدسترفته را جبران میکند
به گفته فلکشاهی، انتقال زمینی نفت خام ایران از طریق عراق میتواند راهی برای دور زدن محاصره در اختیار تهران بگذارد، اما این محمولهها تنها بخش کوچکی از صادرات ازدسترفته با نفتکشها را جبران خواهند کرد.
او گفت انتقال روزانه ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار بشکه نفت از طریق عراق ممکن است به حدود پنج هزار کامیون نیاز داشته باشد. حتی با انتقال روزانه ۱۰۰ هزار بشکه، ایران تنها حدود پنج تا هفت درصد از نفتی را جایگزین خواهد کرد که پیشتر با نفتکش میفروخت.
فلکشاهی گفت: «این فقط بخشی از آن خواهد بود.»
به گفته او، تهران تولید نفت را بهسرعت کاهش داده و به سطح مورد نیاز برای تامین تقاضای داخلی نزدیک کرده است. در همین حال، ۲۰ تا ۲۵ نفتکش خالی در محدوده محاصره باقی ماندهاند، با آنکه آماده بارگیری نفت خام هستند.
فلکشاهی گفت در محاصره قبلی، ایران همچنان نفتکشها را بارگیری میکرد؛ ظاهرا با این انتظار که محدودیتها در نهایت کاهش یابد. اما این بار کشتیها خالی ماندهاند.
او افزود بر اساس اطلاعات کپلر، نفتکشهایی که در محدوده محاصره شروع به حرکت کردهاند، از نیروی دریایی آمریکا هشدارهای رادیویی دریافت کردهاند که از آنها میخواهد به حرکت ادامه ندهند.
فلکشاهی گفت: «این اتفاقی است که در محاصره نخست رخ نداده بود.»
شرکت نفتی آرامکو عربستان سعودی قراردادی با یک شرکت مهندسی آمریکایی برای ارتقای تاسیسات میدان نفتی فراساحلی مرجان در خلیج فارس امضا کرده است؛ میدانی که با میدان فروزان ایران مشترک است و اختلاف چشمگیری میان میزان برداشت دو کشور از آن وجود دارد.
شرکت آمریکایی کیبیآر (KBR) روز ششم اکتبر اعلام کرد خدمات مهندسی و اجرای پروژه برای تأسیسات فرآورش نفت در دریا، سامانههای فشردهسازی گاز و سیستمهای تامین برق میدان مرجان را بر عهده گرفته است.
هدف این پروژه حفظ ظرفیت تولید نفت و بهبود فرآورش گاز همراه نفت اعلام شده است. ارزش قرارداد منتشر نشده است.
این قرارداد در ادامه برنامه گسترده عربستان برای افزایش تولید از میدان مرجان منعقد شده است.
آرامکو اعلام کرده بود که طرح توسعه این میدان در پایان سال ۲۰۲۵ روزانه ۳۰۰ هزار بشکه به ظرفیت تولید آن افزوده است. این طرح با هدف رساندن ظرفیت تولید میدان به روزانه ۸۰۰ هزار بشکه طراحی شده بود.
در مقابل، ایران که بخش متعلق به خود از این مخزن مشترک را فروزان مینامد، برداشت بسیار کمتری دارد.
بر اساس ارزیابی مجموعه «دادههای باز ایران» که ۲۱ ژانویه منتشر شد، تولید نفت ایران از میدان فروزان حدود ۳۵ هزار بشکه در روز برآورد شده است؛ رقمی که در مقایسه با ظرفیت ۸۰۰ هزار بشکهای برنامهریزیشده برای بخش عربستان، اختلافی بیش از ۲۰ برابری را نشان میدهد.
این مجموعه، کمبود سرمایهگذاری و محدودیتهای مدیریتی را از عوامل اصلی عقبماندگی ایران در توسعه میدانهای مشترک نفت و گاز دانسته است.
توسعه تاسیسات گازی عربستان در برابر تأخیر پروژههای ایران
عربستان همزمان زیرساختهای فرآورش گاز خود را نیز گسترش داده است.
آرامکو اعلام کرده که تاسیسات گازی تناجیب در دسامبر ۲۰۲۵ فعالیت خود را آغاز کرده و انتظار میرود ظرفیت فرآورش گاز خام آن در سال ۲۰۲۶ به روزانه ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون فوت مکعب برسد.
این تاسیسات گاز تولیدی میدانهای مرجان و زلوف را فرآورش میکند.
در سوی ایرانی، خبرگزاری شانا، وابسته به وزارت نفت، در فوریه گزارش داد که پروژه جمعآوری گازهای همراه نفت که در میدان فروزان و چند میدان فراساحلی دیگر سوزانده میشوند، به پیشرفت ۷۶ درصدی رسیده است.
بر اساس این گزارش، بهرهبرداری از پروژه در صورت تامین منابع مالی برای سال ۲۰۲۸ پیشبینی شده است.
پیشروی عربستان و کویت در توسعه میدان گازی آرش
عربستان و کویت همچنین توسعه میدان گازی فراساحلی الدره را پیش میبرند؛ میدانی که ایران آن را آرش مینامد و مدعی داشتن سهمی از ذخایر آن است.
نشریه تخصصی انرژی «مید» (MEED) در ماه اوت گزارش داد که شرکت عملیات مشترک خفجی قراردادهایی به ارزش تقریبی شش میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار برای اجرای دو بسته پروژه فراساحلی و یک بسته پروژه خشکی واگذار کرده است.
این مجموعه متعلق به شرکت عملیات خلیج فارس آرامکو و شرکت نفت خلیج فارس کویت، از زیرمجموعههای شرکتهای ملی انرژی دو کشور، است.
ایران میگوید بخشی از میدان آرش در محدوده آبهای این کشور قرار دارد و تهران باید در توسعه آن مشارکت داشته باشد.
با این حال، عربستان و کویت این ادعا را رد میکنند و معتقدند حقوق بهرهبرداری از میدان منحصرا متعلق به این دو کشور است.
فاصله تولید ایران با امارات، عراق و قطر
عقبماندگی ایران در بهرهبرداری از ذخایر مشترک تنها به عربستان محدود نمیشود.
بر اساس ارزیابی ژانویه مجموعه دادههای باز ایران، امارات متحده عربی روزانه حدود ۱۳۰ هزار بشکه نفت از میدانهای مشترک با ایران استخراج میکند، در حالی که میزان برداشت ایران از این میدانها حدود ۵۸ هزار بشکه در روز است.
این ارزیابی همچنین نشان میدهد برداشت عراق از میدانهای نفتی مشترک تقریباً دو برابر ایران است.
در مخزن مشترک پارس جنوبی و گنبد شمالی نیز، برداشت قطر از لایه نفتی این مخزن ۱۳ برابر ایران برآورد شده است.
عمان تنها استثنا در این مقایسه است. بر اساس این گزارش، ایران و عمان هر یک روزانه حدود ۱۰ هزار بشکه نفت از میدان مشترک هنگام، که در عمان «بوخای غربی» نامیده میشود، استخراج میکنند.
کاهش ۴۰ درصدی تولید نفت ایران در جریان جنگ
در همین حال، تولید کلی نفت خام ایران در جریان جنگ بهشدت کاهش یافته است.
آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده که تولید نفت خام ایران از روزانه ۳ میلیون و ۵۹۰ هزار بشکه در فوریه به ۲ میلیون و ۱۶۰ هزار بشکه در اوت رسیده است.
این ارقام نشاندهنده کاهش حدود ۴۰ درصدی تولید نفت خام ایران در فاصله شش ماه است.
در شرایطی که کشورهای همسایه با سرمایهگذاری در زیرساختها و قراردادهای جدید در حال افزایش ظرفیت برداشت از ذخایر مشترک هستند، ایران علاوه بر عقبماندگی در توسعه این میدانها، با افت شدید تولید نفت در نتیجه جنگ نیز روبهرو شده است.