رییس سازمان انرژی اتمی: غنیسازی را کنار نمیگذاریم و اورانیوم غنیشده را تحویل نمیدهیم


محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد ایران از حق غنیسازی اورانیوم صرفنظر نخواهد کرد و اورانیوم غنیشده خود را تحویل نخواهد داد.
او در واکنش به اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره از دست رفتن فرصت توافق هستهای برای جمهوری اسلامی گفت: «اظهارات آنها از روی استیصال است و اصلا مذاکره هستهای در دستور کار نبوده است.»
اسلامی همچنین گفت برنامه هستهای جمهوری اسلامی «کاملا مشخص و در چارچوب پادمان» است و اسرائیل ۲۵ سال است درباره آن «هیاهو» میکند.
او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال کنار گذاشتن غنیسازی از سوی تهران تاکید کرد: «به هیچ وجه. غنیسازی بخش لاینفک فناوری هستهای است.»







در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال در اینستاگرام، ۶۸ درصد شهروندان گفتند اعتقاد دارند فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی، بیشتر به مردم آسیب میزند تا حکومت.
بیش از ۵۶ هزار نفر در این نظرسنجی اینستاگرامی شرکت کردند. ۲۳ درصد شرکتکنندگان گفتند این فشارها هم به مردم و هم به حکومت آسیب میزند و در مقابل، ۹ درصد نیز معتقدند بیشترین فشار به حکومت وارد میشود.
از نظر جنسیت، حدود ۷۶ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی را مردان و ۲۴ درصد را زنان تشکیل میدهند.
در شاخص سن نیز بیشترین مشارکت، مربوط به رده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال با حدود ۳۸ درصد است.
سنین ۳۵ تا ۴۴ سال ۲۹ درصد و رده سنی ۱۸ تا ۲۴ و ۴۵ تا ۵۴ سال هر کدام ۱۲ درصد را تشکیل میدهند.
بررسی هزاران کامنت ثبتشده زیر این پرسش نشان میدهد بحث تنها بر سر این نیست که چه کسی هزینه بیشتری میپردازد.
مخاطبان درباره تورم و کمبود کالا، نقش مسئولان در انتقال فشار به خانوارها، تاثیر تحریم بر درآمد حکومت و همچنین امکان تغییر سیاسی در نتیجه فشار خارجی، استدلالهای متفاوتی مطرح کردهاند.
معیشت در مرکز بحث
مهمترین مضمون در میان پیامهایی که آسیب به مردم را برجسته میکنند، دشوارتر شدن زندگی روزانه است.
شهروندان از افزایش قیمتها، فرسایش درآمد، کاهش قدرت خرید و سنگینتر شدن بار زندگی خانوادههای کمدرآمد سخن گفتهاند.
برخی با اشاره به مشکلات درمان و دسترسی به دارو هشدار دادهاند پیامدهای تحریم برای همه یکسان نیست و شهروندانی که منابع مالی کمتری دارند، زودتر تحت فشار قرار میگیرند.
یکی از مخاطبان نوشت: «فقط مردم کمرشان خم میشود.»
توصیفی که این شهروند به کار برده، بازتابدهنده استدلالی پرتکرار است: حتی هنگامی که هدف رسمی فشارها حکومت است، هزینههای اقتصادی میتواند از مسیر قیمت کالاها و خدمات به زندگی عمومی منتقل شود.
چرا بسیاری از مسئولان مصون ماندهاند؟
در بخش دیگری از کامنتها، مساله اصلی شکاف میان زندگی مردم و مقامهای حکومتی است.
نویسندگان استدلال کردهاند که دسترسی به ثروت، منابع ارزی، موقعیتهای رانتی و امکانات ویژه، ممکن است مسئولان و نزدیکان آنان را از بخشی از فشارها دور نگه دارد.
این برداشت در برخی پیامها با انتقاد از فساد و نحوه تخصیص منابع دولتی همراه است.
یک شهروند نوشت: «بار اصلی فشار روی مردم است. اگرنه، حکومت که خوشحال هم میشود ببیند مردم روز به روز بدبختتر میشوند.»
گروهی دیگر گفتهاند حکومت خود نیز از محدودیتهای اقتصادی، کاهش درآمدها و دشوارتر شدن تامین منابع آسیب میبیند، اما میتواند بخشی از این هزینه را به مردم منتقل کند. بنابراین برای آنان، پاسخ به پرسش یک انتخاب ساده میان دو طرف نیست؛ شدت آسیب و مسیر انتقال آن اهمیت دارد.
فشار موقت یا هزینهای بینتیجه؟
یکی از پررنگترین اختلافنظرها درباره نسبت رنج کنونی و چشمانداز تغییر سیاسی است.
شماری از کاربران با وجود اذعان به آسیب دیدن شهروندان، تحمل فشار را به امید تضعیف یا تغییر حکومت، قابل قبول میدانند.
در یکی از کامنتها آمده است: «مردم تحمل میکنند، چون برای رسیدن به فردای ایران آزاد، این رنج ارزشش را دارد.»
در سوی دیگر، مخالفان چنین رویکردی گفتهاند هیچ تضمینی وجود ندارد که فشار اقتصادی به تغییر مطلوب منجر شود.
از نگاه آنان، فرسایش سفره خانوادهها ممکن است سریعتر و ملموستر از هر اثر سیاسی بر ساختار قدرت رخ دهد.
برخی نیز سیاستهای آمریکا و عملکرد حکومت ایران را همزمان در تشدید فشار بر زندگی مردم موثر دانستهاند.
در چند کامنت، تحریم به درمانی دردناک تشبیه شده است؛ تشبیهی که نشان میدهد حتی میان موافقان افزایش فشار خارجی نیز آگاهی از هزینه انسانی آن وجود دارد.
در مقابل، شهروندان دیگری معتقدند تبدیل شدن این هزینه به تغییر سیاسی روشن، فرضی اثباتنشده است و نمیتوان از پیش درباره آن اطمینان داشت.
نتیجهای فراتر از سه گزینه
بررسی جوابها، غلبه برداشت «آسیب بیشتر به مردم» را در میان پاسخدهندگان به پرسش ایراناینترنشنال نشان میدهد. اما همزمان، تصویر پیچیدهتری نیز ارائه شده است: برخی اثر فشار را منفی و بیحاصل دانستهاند؛ برخی آن را پرهزینه اما از نظر سیاسی ضروری قلمداد کردهاند؛ و عدهای نیز میان آثار فوری بر خانوار و آثار احتمالی درازمدت بر حکومت، تمایز قائل شدهاند.
این تفاوت مهم است، زیرا انتخاب گزینه «مردم» لزوما به معنای مخالفت با تمام اشکال فشار خارجی نیست؛ همانطور که انتخاب گزینه «حکومت» الزاما به معنای انکار دشواریهای معیشتی مردم نیست.
نظرات شهروندان نشان میدهند موضعگیری درباره فشارهای آمریکا با برداشت مخاطبان از مسئولیت حکومت، تجربه اقتصادی شخصی و امید یا تردید نسبت به تغییر سیاسی، درهمتنیده است.
اطلاعات جدید رسیده به ایراناینترنشنال، جزییات تازهای از نحوه کشته شدن دو برادر ۱۵ و ۱۹ ساله در فردیس کرج در شامگاه ۹ اسفند، همزمان با شادی شهروندان از هدف قرار گرفتن و مرگ علی خامنهای را فاش میکند.
به گفته منابع مطلع، ماموران انتظامی پس از شنیدن بوق زدنهای خودروی حامل احمدرضا و امیرحسین فیضی به نشانه شادی، این خودرو را تعقیب کردند و با شلیک ۳۶ گلوله جنگی به سوی آن، دو برادر را کشتند.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده فیضی به ایراناینترنشنال گفت پدر خانواده همراه دو فرزندش، چند نفر از همکاران و همسر یکی از همکارانش، از مهرشهر کرج به سمت فردیس حرکت میکردند.
به گفته این منبع، خیابانهای فردیس مملو از خودروها و شهروندانی بود که با بوق زدن ابراز شادی میکردند. سرنشینان خودروی خانواده فیضی نیز تنها بوق میزدند که در فلکه دوم فردیس با واکنش یکی از ماموران انتظامی مواجه شدند.
پس از درگیری لفظی مامور با سرنشینان، نیروهای مستقر در فلکه سوم از طریق بیسیم مطلع شدند و خودرو را متوقف کردند.
در جریان توقف، یکی از ماموران با همکار پدر خانواده درگیر شد و مامور دیگری با قنداق سلاح شیشههای عقب خودرو را شکست.
این منبع تاکید کرد ماموران هنگام شکستن شیشهها متوجه حضور دو فرزند خانواده در صندلی عقب شدند.
به گفته او، پدر برای دور کردن فرزندانش از محل درگیری حرکت کرد، اما ماموران درخواست نیروی کمکی کردند و یگان امداد نیز به تعقیب خودرو پیوست.
تعقیب هفت دقیقهای و شلیک گلولههای جنگی
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ماموران انتظامی و یگان امداد در جریان تعقیبی حدود هفت دقیقهای، ۳۶ گلوله جنگی به سوی خودروی خانواده فیضی شلیک کردند.
خودرو پس از خروج از فلکه سوم وارد جاده ملارد شد. پیش از رسیدن به پل ارتش، امیرحسین متوجه شد احمدرضا هدف گلوله قرار گرفته است. او پدرش را صدا زد و تلاش کرد برادر کوچکترش را که دیگر واکنشی نشان نمیداد، به هوش بیاورد.
پدر خانواده برای نجات فرزندانش مسیر خود را به خیابان دخانچی، میدان ارغوان و سپس مسیر سهبانده تغییر داد، اما تعقیب و تیراندازی ادامه یافت.
به گفته منبع نزدیک به خانواده، ماموران در بخشی از مسیر که تردد خودروها کمتر بود، خودرو را به رگبار بستند و حتی پس از توقف کامل آن در نزدیکی یک ایستگاه آتشنشانی، دو گلوله دیگر شلیک کردند.
اصابت گلوله به قلب احمدرضا و پهلوی امیرحسین
پس از توقف خودرو، ماموران سرنشینان را با ضربوشتم بیرون کشیدند.
به گفته منبع مطلع، پدر ابتدا منتظر پیاده شدن فرزندانش بود، اما وقتی آنها از خودرو خارج نشدند، متوجه شد هر دو هدف گلوله قرار گرفتهاند.
یک گلوله به قلب احمدرضا ۱۵ ساله و گلوله دیگری به پهلوی امیرحسین ۱۹ ساله اصابت کرده بود.
این منبع از تاخیر در انتقال امیرحسین به مرکز درمانی خبر داد.
به گفته او، ماموران با درخواست پدر برای انتقال فرزندانش به بیمارستان شهدای سلامت مخالفت کردند و آنها را به درمانگاه رسالت در فلکه پنجم فردیس بردند.
ماموران دلیل این تصمیم را قرار داشتن درمانگاه در حوزه استحفاظی خود اعلام کردند.
خانواده فیضی معتقدند درمانگاه رسالت امکانات لازم را برای رسیدگی به مجروحان گلوله جنگی نداشت و تاخیر در درمان، فرصت نجات امیرحسین را از بین برد.
بر اساس این روایت، پس از اعتراض خانواده به کشته شدن دو فرزندشان، نیروهای لباسشخصی اعضای خانواده را ضربوشتم کردند.
ماموران سپس پیکرهای دو برادر را در کاورهای سیاه قرار دادند و به مکانی نامعلوم بردند.
چهار روز خودداری از تحویل پیکرها و فشار برای خاکسپاری
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نهادهای امنیتی به مدت چهار روز از تحویل پیکرهای احمدرضا و امیرحسین به خانواده خودداری کردند.
در این مدت، خانواده تحت فشار قرار گرفت و سرانجام با خاکسپاری دو فرزندش در آرامستان دورافتاده «بهشت علی» موافقت کرد.
منبع نزدیک به خانواده گفت پذیرش محل تعیینشده برای خاکسپاری، تنها با هدف پایان دادن به بلاتکلیفی و دفن هرچه سریعتر دو برادر صورت گرفت.
سازمان حقوق بشری «فرانت لاین دیفندرز» احمدرضا حائری، فعال حقوق بشر و از آغازگران کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، را برنده جایزه سال ۲۰۲۶ «مدافعان حقوق بشر در معرض خطر» در بخش خاورمیانه و شمال آفریقا معرفی کرد.
این سازمان پنجشنبه ۱۶ مهر نوشت: «برای سالها، ایران جزو کشورهایی بوده است که بیشترین آمار اعدام را در سطح جهان داشته و طبق تحقیقات سازمان عفو بینالملل، حداقل ۲۱۵۹ نفر در سال ۲۰۲۵ در این کشور اعدام شدهاند.»
فرانت لاین دیفندرز کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» را جنبشی خودجوش به رهبری زندانیان توصیف کرد که در چارچوب آن، زندانیان دهها زندان ایران هر سهشنبه در اعتراض به مجازات اعدام دست به اعتصاب غذا میزنند.
حائری که شهریورماه پس از سه سال و نیم حبس آزاد شد، در دوران زندان هدف حملات فیزیکی قرار گرفت و سلول انفرادی و فشارهای قضایی را تجربه کرد.
با این حال، او به فعالیتهای خود در دفاع از حقوق زندانیان، از جمله حق حیات آنان، ادامه داد.
حائری بهدلیل شرایط امنیتی ایران نتوانست در مراسم اهدای جایزه در دوبلین حضور یابد.
این فعال حقوق بشر در پیامی گفت: «آنها مرگ میخواهند در حالی که ما برای زندگی مبارزه میکنیم. من مطمئنم که در مبارزه ما برای حق حیات، شکستی در کار نخواهد بود.»
در کنار حائری، لاوریندا مانوئل گوویا از آنگولا، آدا ویکتوریا کائتانو از برزیل، عمر خالد از هند و لیلیانا نشیچ از صربستان بهعنوان چهار برنده دیگر جایزه مدافعان حقوق بشر در معرض خطر در سال ۲۰۲۶ معرفی شدند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنان در زندانهای ایران ادامه دارد. این کارزار سهشنبه ۱۴ مهر، در صدوچهلویکمین هفته فعالیت خود، از اعتصاب غذای زندانیان در ۶۶ زندان در اعتراض به مجازات اعدام خبر داد.
این کارزار در تازهترین بیانیه خود، اعدام را نقض حق حیات و ابزاری برای ایجاد وحشت و خاموش کردن اعتراضات دانست و خواستار همبستگی مخالفان مجازات اعدام شد.
جمهوری اسلامی از زمان خیزش دیماه ۱۴۰۴ دستکم ۷۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده است که دستکم نیمی از آنان در ارتباط با این اعتراضات محکوم شده بودند.
در تازهترین مورد، حکم اعدام علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی، از معترضان خیزش دیماه، ۱۳ مهر به اجرا درآمد.
جایزهای برای حمایت از مدافعان حقوق بشر
جایزه سالانه «مدافعان حقوق بشر در معرض خطر» در سال ۲۰۰۵ از سوی سازمان فرانت لاین دیفندرز پایهگذاری شد تا از افرادی قدردانی شود که با وجود تهدیدهای جدی علیه امنیت و جان خود، نقشی برجسته در دفاع از حقوق دیگران ایفا کردهاند.
هدف این جایزه، علاوه بر قدردانی از فعالیتهای مدافعان حقوق بشر، افزایش توجه عمومی به تلاشها و خطراتی است که آنان با آن مواجهاند.
برندگان همچنین میتوانند در صورت تمایل، از حمایتهای این سازمان در زمینه «امنیت فیزیکی و دیجیتال، کنشگری، پدیداری و رفاه» بهرهمند شوند.
آلن گلاسگو، مدیرعامل فرانت لاین دیفندرز، ۱۶ مهر در مراسم اهدای این جایزه در «کالج ترینیتی» دوبلین گفت با وجود شرایط نگرانکننده مدافعان حقوق بشر در سراسر جهان، نسلی از کنشگران همچنان به امکان ساختن آیندهای بهتر باور دارند.
او افزود: «برندگان امسال، مدافعانی را از هر گوشه جهان نمایندگی میکنند که با شجاعت و بهصورت صلحآمیز برای عدالت و برابری ایستادگی میکنند.»
گلاسگو با اشاره به خطراتی چون بازداشت خودسرانه، شکنجه، تهدید به مرگ، آزار قضایی و افترا تاکید کرد برندگان این جایزه با وجود چنین فشارهایی حاضر به سکوت نشدهاند.
پیشتر در ششم مهر، مجمع پارلمانی شورای اروپا جایزه حقوق بشر واتسلاو هاول سال ۲۰۲۶ را به نسرین ستوده، وکیل ایرانی، به پاس سالها فعالیت او در دفاع از حقوق بشر، مخالفت با حجاب اجباری و مجازات اعدام اعطا کرد.
یک عضو یگان تکاوری پلیس در حمله افراد مسلح در منطقه نصرتآباد زاهدان کشته شد. همچنین حمله به خودروی حامل کارکنان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در مسیر نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان یک کشته بر جای گذاشت.
وبسایت حالوش پنجشنبه ۱۶ مهر از حمله افراد مسلح به خودروی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در منطقه نصرتآباد زاهدان خبر داد.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، نوشت: «افراد مسلح خودروی نیروهای یگان تکاوری را هدف قرار دادند که در جریان آن خودرو متوقف شد و سرنشینان آن دچار تلفات شدند.»
در سوی دیگر، رسانههای حکومتی، از جمله خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، این حمله را «تروریستی» خواندند و به نقل از پلیس سیستان و بلوچستان گزارش دادند ستوانسوم وحید عنایت، عضو یگان تکاوری، در جریان آن جان باخته است.
پلیس استان نام نیروی انتظامی کشته شده را وحید عنایت اعلام کرد و از «شناسایی مهاجمان» و ادامه عملیات برای بازداشت آنها خبر داد.
جمشید رخشانینسب، فرماندار زاهدان، در مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا، این حمله را به «اشرار» نسبت داد و گفت مهاجمان هنگام گشتزنی نیروهای یگان تکاوری در منطقه نصرتآباد به سوی آنان تیراندازی کردند.
او افزود: «این حمله به سرعت با واکنش متقابل نیروهای پلیس مواجه شد.»
تاکنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته و مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی نیز هویت مهاجمان را اعلام نکردهاند.
سیستان و بلوچستان در هفتههای اخیر شاهد درگیریهای متعددی میان افراد مسلح و نیروهای جمهوری اسلامی، از جمله نیروهای فاطمیون، بوده است.
بر اساس گزارشها، دستکم پنج عضو فاطمیون ۱۰ مهر در حمله افراد مسلح در منطقه رودماهی زاهدان کشته شدند.
لشکر فاطمیون که از شبهنظامیان افغانستانی تشکیل شده، در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد الشعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب انقلاب ملی ایرانیان ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای بسیج و سپاه پاسداران، به کشتار معترضان پرداخت.
حمله به کارکنان نیروی زمینی ارتش
روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای اعلام کرد افراد مسلح به خودروی حامل کارکنان این لشکر در استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
در این بیانیه آمده است: «مینیبوس حامل کارکنان لشکر مستقر در سواحل مکران که برای تعویض شیفت در مسیر بودند، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت.»
به گفته روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی، در این حمله یک نفر به نام محمدرضا اوکاتی جان باخت و سه نفر دیگر زخمی شدند.
ایرنا نیز گزارش داد این حمله در محدوده نیکشهر، واقع در ۵۱۰ کیلومتری جنوب زاهدان، رخ داده است.
در هفتههای اخیر، افراد مسلح چندین بار به مقرها، پاسگاهها و خودروهای نیروهای نظامی و انتظامی در سیستان و بلوچستان حمله کردهاند.
۹ مهر، علیرضا سنچولی، مامور نیروی انتظامی، در حمله افراد مسلح به ایستبازرسی احمدآباد در ورودی شهر راسک کشته شد.
۱۵ شهریور نیز ابوالفضل عودی و کیوان رمرودی، دو نیروی «قرارگاه عملیاتی شهید میرحسینی»، در تیراندازی افراد مسلح به یک خودروی پشتیبانی در منطقه کورین زاهدان جان باختند.
حمله به مقر فرماندهی انتظامی گلشن
شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر، افراد مسلح به مقر فرماندهی انتظامی شهرستان گلشن در شهر جالق استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
جبهه مبارزین مردمی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت و اعلام کرد اعضای این گروه در این حمله از مین و آرپیجی نیز استفاده کردهاند.
بر اساس این بیانیه، مهاجمان هنگام ورود خودروی حامل فرمانده ستاد به محوطه مقر، به سوی آن آتش گشودند و سپس نیروهای مستقر در ساختمان را هدف گرفتند.
جبهه مبارزین مردمی افزود در جریان این حمله، شش نفر از نیروهای فراجا «مورد اصابت قرار گرفتند».
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان شامگاه ۱۵ مهر از وقوع انفجاری مهیب در محدوده ستاد فرماندهی انتظامی جالق و شنیده شدن صدای تیراندازی ممتد در منطقه خبر داده بود.
این نهاد نوشته بود: «شماری از نیروهای نظامی در جریان این درگیری مجروح و برای درمان به مراکز درمانی منتقل شدند.»
۲۱ شهریور، درگیری حدود ۹ ساعته نیروهای حکومتی با اعضای «جبهه مبارزین مردمی» در منطقه بخشان سراوان به کشته شدن سه عضو سپاه پاسداران و چهار فرد مسلح انجامید.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان، آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ»، از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.
خبر کمک ۲۰۰ میلیون دلاری تهران به حزبالله لبنان، که با واکنش ایالاتمتحده هم مواجه شد، خشم شهروندان را برانگیخت. مخاطبان ایراناینترنشنال با اشاره به فقر و کاهش قدرت خرید، حکومت را به نادیده گرفتن نیازهای ایرانیان و هزینه کردن منابع کشور برای نیروهای نیابتی متهم کردند.
تامی پیگات، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در گفتوگو با یک رسانه لبنانی گفت حزبالله «برای انتشار چنین داستانهایی از قول منابع ناشناس، همه دلایل لازم را دارد، اما پولی آنجا نیست».
به گفته این مقام آمریکایی، حزبالله با «داستانهای جعلی درباره سرازیر شدن پول از ایران» میخواهد نشان دهد هنوز میتواند از هوادارانش حمایت کند. این در حالی است که فشار آمریکا بر منابع مالی این گروه افزایش یافته است.
پیگات درباره وضعیت جمهوری اسلامی هم گفت: «صادرات نفت ایران در محاصره است، ارزش پولش در حال سقوط آزاد است و حکومت نگران پشت سر خود است.»
در پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از شهروندان با مقایسه هزینههای زندگی و درآمد خود با مبالغ ادعایی اختصاصیافته به حزبالله، از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ابراز انزجار کردند.
برخی نیز با اشاره به مشکلات معیشتی خانوادهها، ناتوانی شهروندان در تامین هزینههای زندگی و نیازهای اولیه و وضعیت بیماران، گفتند هزینهکرد حکومت برای لبنان در شرایط بحران اقتصادی ایران، نشانه بیاعتنایی به فقر ایرانیان است.
زندگی ایرانیها کالابرگی شده
یکی از شهروندان با اشاره به وضعیت معیشتی مردم گفت: «به هر خانواده حزبالله ۸۰۰ میلیون تومان میدهید، اما برای مردم ایران نفری ۵۰۰ هزار تومان سبد کالا واریز میکنید و چند ساعت بعد همان را هم پس میگیرید. پول این کشور حق مردم است، نه حزبالله.»
شهروندی دیگر گفت: «به سربازی که هشت ماه زیر موشک بود و هیچ راه فراری نداشت، هفت میلیون تومان حق جنگ دادند؛ بعد به حزبالله، از پول ما، ۸۰۰ میلیون دادند.»
خبرگزاری رویترز ۱۵ مهر در گزارشی نوشت حزبالله این پول را در ماه سپتامبر دریافت کرده و قرار است در مرحله نخست به هر خانواده سه هزار دلار پرداخت کند.
نرخ دلار در بازار آزاد ارز ایران اکنون حدود ۲۶۷ هزار تومان است و سه هزار دلار معادل حدود ۸۰۰ میلیون تومان میشود.
شهروندی از نیشابور نوشت مردم ایران در فقر زندگی میکنند، اما جمهوری اسلامی سرمایههای کشور را در اختیار گروههای نیابتی خود قرار میدهد.
مخاطبی از ملارد نیز با اشاره به کمک مالی به حزبالله گفت سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی فشار اقتصادی را بر مردم ایران تشدید کرده است.
مقایسه کمک به حزبالله با دستمزد کارمندان و کارگران
بخش دیگری از واکنشها به مقایسه مبلغ کمک به حزبالله با حقوق کارکنان دولت، کارگران، کارمندان و هزینههای زندگی اختصاص یافته است.
یک معلم ساکن تهران با ۱۸ سال سابقه کار گفت: «حقوق یک سال من حدود ۳۰۰ میلیون تومان است، بعد شما ۸۰۰ میلیون پول ما را به لبنانیها دادید.»
یک کارمند فرمانداری نیز با اشاره به ۲۹ سال سابقه کار و مدرک کارشناسی ارشد خود گفت مجموع دریافتی ماهانهاش ۳۵ میلیون تومان است.
مقامهای جمهوری اسلامی انتقال این مبلغ را بهطور رسمی تایید نکردهاند. دولت آمریکا نیز روایت مطرحشده درباره انتقال پول را رد کرده است.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در بیانیهای حزبالله را متهم کرد که «با داستانهای جعلی درباره ورود پول از ایران، تلاش میکند آبروی خود را حفظ کند».
با این حال، آنچه در پیامهای شهروندان برجسته است، خشم آنان نسبت به فاصله میان درآمد مردم ایران و منابع مالی اختصاصیافته به متحدان منطقهای جمهوری اسلامی است.
شهروندی یادآوری کرد مسعود پزشکیان و معاونش از اولویت داشتن مردم سخن میگویند، اما همزمان منابع مالی کشور را در اختیار حزبالله قرار میدهند.
او همچنین نگرانی خود را از نقش این کمکها در ادامه درگیریهای مسلحانه و کشته شدن غیرنظامیان بیان کرد.
اینجا مردم وسایل خانه را برای خرید دارو میفروشند
شماری از شهروندان در پیامهای خود، کمک به حزبالله را با هزینههای روزمره زندگی در ایران مقایسه کردند و از پیامدهای بحران معیشتی گفتند.
شهروندی گفت همسر و پسرش برای تامین مخارج خانه ناچار شدهاند تلفنهای همراه خود را بفروشند.
او افزود در حالی که خانوادهاش برای تامین هزینههای روزمره با مشکل روبهروست، حکومت منابع مالی کشور را به لبنان اختصاص میدهد.
شهروند دیگری با اشاره به افزایش هزینه درمان پدرش گفت: «فقط سه قلم داروی فشار خون و قلب برای پدرم خریدم که هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شد. برای خرید بقیه داروها پول نداشتم. انسولین هم پیدا نمیشود. قبلا این داروها حتی ۵۰۰ هزار تومان هم نمیشد.»
او از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزبالله در شرایطی که خانوادهاش توان خرید داروهای ضروری را ندارد، انتقاد کرد.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود کمبود گسترده دارو و افزایش قیمتها، شماری از بیماران را به قطع درمان، کاهش دوز دارو یا مصرف یک روز در میان داروهایشان وادار کرده است.
برخی دیگر با اشاره به افزایش قیمت مواد غذایی و ناکافی بودن درآمد و کمکهای معیشتی، سیاست هزینه کردن منابع کشور در خارج از مرزها را محکوم کردند.
شهروندی در همین زمینه گفت وضعیت کار و درآمد خانوادهاش چنان وخیم شده که از پس مخارج زندگی برنمیآیند.
او افزود حکومت برای پرداخت یارانه و کالابرگ بر مردم ایران منت میگذارد، اما برای حمایت مالی از گروههای مورد حمایت خود در لبنان هزینه میکند.
رویترز اواخر خرداد نیز گزارش داده بود حزبالله پس از متحمل شدن خسارتهای جنگ، در انتظار دریافت حمایت مالی بیشتر از جمهوری اسلامی است.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر خبر داده بود تهران در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۵ یک میلیارد دلار به این گروه منتقل کرده است.
انتقاد از اولویتهای هزینهکرد منابع کشور
برخی مخاطبان با محاسبه معادل ریالی کمک ۲۰۰ میلیون دلاری، تلاش کردند ابعاد این مبلغ را در مقایسه با نیازهای اقتصادی خانوارهای ایرانی نشان دهند.
یکی از شهروندان گفت این مبلغ میتواند به تامین هزینههای زندگی دهها هزار خانواده ایرانی کمک کند.
مخاطب دیگری با خطاب قرار دادن مجتبی خامنهای، گفت: «ملت خودت را رها کردهای و از پول ملت ایران به مردم لبنان میدهی. ارث پدرت که نیست. چراغی که به خانه رواست، به لبنانیها حرام است.»
در پیام دیگری، یکی از شهروندان با اشاره به فشار تورم و هزینههای روزمره گفت دولت برای افزایش اندک اعتبار کالابرگ با محدودیت روبهروست، اما صدها میلیون دلار به حزبالله اختصاص میدهد.
شماری از مخاطبان نیز حمایت مالی از حزبالله را نه اقدامی جداگانه، بلکه بخشی از سیاست چندین ساله جمهوری اسلامی در تامین مالی گروههای نیابتی منطقه دانستند.
در پیامهای این مخاطبان، خشم از وضعیت معیشتی با مخالفت با سیاست خارجی جمهوری اسلامی پیوند خورده است.