احضار سفیر فرانسه در تهران؛ جمهوری اسلامی خواستار پایان سرکوب اعتراضات دانشآموزی شد


احضار سفیر فرانسه در تهران؛ جمهوری اسلامی خواستار پایان سرکوب اعتراضات دانشآموزی و نقض حقوق بشر در فرانسه شد
وزارت خارجه جمهوری اسلامی سهشنبه ۱۴ مهر اعلام کرد پیر کوشار، سفیر فرانسه در تهران، در اعتراض به آنچه «برخورد خشونتآمیز دولت فرانسه با اعتراضهای صنفی دانشآموزی و موارد نقض فاحش و گسترده حقوق بشر» خوانده شد، از سوی حمید احمدی، سرپرست اداره کل حقوق بشر وزارت خارجه، احضار شده است.
حمید احمدی در این دیدار با اشاره به تعهدات حقوق بشری فرانسه بر اساس معاهدات و اسناد بینالمللی، خواستار رعایت حقوق و آزادیهای بنیادین، بهویژه حق تجمع مسالمتآمیز، شد.
او با اشاره به برخورد نیروهای امنیتی فرانسه با تجمعها گفت این برخوردها به جراحت و معلولیت شماری از معترضان، از جمله نابینایی برخی از آنها، و بازداشت بیش از پنج هزار نفر منجر شده است. احمدی افزود: «استفاده از چنین سطحی از خشونت علیه معترضان در تجمعات مسالمتآمیز به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.»
سرپرست اداره کل حقوق بشر وزارت خارجه همچنین با اشاره به گزارشها و تصاویر منتشرشده از ورود نیروهای امنیتی و پلیس مسلح به کلاسهای درس و ضربوشتم دانشآموزان و معلمان، خواستار ایجاد سازوکاری مستقل برای رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر، استفاده بیش از اندازه از زور و نقض حریم مدارس شد.
احمدی در پایان با اشاره به مطالبات معترضان برای برخورداری از حق آموزش و یک نظام آموزشی عادلانه و بدون تبعیض، از دولت فرانسه خواست به حقوق شهروندان، بهویژه نسل جدید، احترام بگذارد و عاملان موارد نقض حقوق بشر را تحت پیگرد قانونی قرار دهد.







ماهان مردانی، دوست گربهها، دروازهبان تیم فوتسال دانشگاه شاهرود، دانشجوی نخبه، او که باور داشت از ما حتی اگر یک نفر به جا بماند، وظیفه دارد روایت کند، در بامداد بیستمین روز دی ۱۴۰۴ بر اثر خونریزی ناشی از اصابت دو گلوله جنگی به استخوان ران پا در بیمارستان فیاضبخش تهران کشته شد.
آنچه میخوانید روایتی از زندگی و مرگ ماهان است که از خلال یک گفتوگوی بلند با مهسا، خواهرش، شکل گرفته؛ از خاطرات و مشاهدات او و آنچه پدر، مادر و همسایهها از شب تیراندازی و روزهای پس از آن برایش روایت کردهاند.
ماهان ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۱ متولد شد؛ کودکی نحیف که گویی برای به دنیا آمدن شتاب داشت و امیدی به زنده ماندنش نبود.
پیشتر، مادرش ماه و خورشید را در خواب دیده بود؛ چنان نزدیک و باشکوه که میتوانست هر دو را در دست گیرد.
کتاب تعبیر خواب اما تصویری تلخ و تاریک از این خواب پیش روی زن گذاشت: «قرار است فرزندی به دنیا بیاوری، خوشنام، با عمری به کوتاهی شکوفههای بهار.»
مادر خواب را پشت در اتاق مراقبتهای ویژه بیمارستان جا گذاشت و خیال کرد خطر مرگ زودهنگام «محمدمهدی» کوچک در جدال برای زندگی در همان اتاق بیمارستان از سر گذشته است.
وقتی آن شب حیاتی سپری شد و پزشکان به زنده ماندن کودک امیدوار شدند، نام دوازدهمین امام شیعیان را بر کودک نجاتیافته از مرگ گذاشتند: محمدمهدی.
بزرگ که شد، دلش خواست نامش «ماهان» باشد. به خواهرش گفته بود قبل از اردیبهشت پیش رو، قبل از آنکه ۲۴ ساله شود، برای تغییر نامش اقدام خواهد کرد؛ آرزویی که ناکام ماند.
از کودکی، عاشق فوتبال بود. آرزو داشت «نامش جهانی شود». نام ماهان سرانجام خارج از دانشگاه و محله و شهر شنیده شد، اما نه به واسطه فوتبال؛ در پی اصابت دو گلوله که استخوان پایش را در چند قدمی در خانهشان شکافت.
تلاشگر بود؛ دروازهبان تیم فوتبال محله و شاگرد مدرسه تیزهوشان و همراه همیشگی پدر در سالهایی که دستفروشی میکرد.
در نوجوانی دل دیدن خستگی پدرش را نداشت؛ قبل از او میرفت که اجناس را بچیند و شب، وقت پایان کار باز همانجا بود. ماهان، با کتابی در دست کنار پدر، تصویری آشنا برای اهل محل بود.
در جوانی هم در تیم فوتسال دانشگاه صنعتی شاهرود بود، هم در بوفه خوابگاه کار میکرد، هم مربی فوتبال بود.
شوخ، خندان و خوشبرخورد بود، از آن آدمها که با آمدنشان حال جمع بهتر میشود.
مصمم، سرسخت و کلهشق هم بود. اگر چیزی را میخواست، بهسادگی از خواستنش نمیگذشت.
یک بار تنها کامپیوتر خانه را، بیآنکه کسی خبردار شود، فروخت تا دوچرخه بخرد. بهسختی تنبیه شد، اما پس از آن هم اگر تصمیمی میگرفت، منصرف کردنش آسان نبود.
برای گربهها حسابی وقت داشت. دوست گربههای خیابان بود. اسم یکی از گربههای حنایی حیاط دانشگاه شاهرود «گربه تپل ماهان» بود؛ یک گربه نارنجی و بازیگوش که وقتی از درخت افتاد و دستش شکست، ماهان با همان باند و چسب و وسایلی که آسیبدیدگیهای سطحی خود موقع بازی در زمین فوتبال را درمان میکرد، برایش آتل ساخت.
سقفی که هر سال کوتاهتر میشد
«اگر من بترسم، تو بترسی، پس کی بره؟» این را در جواب مهسا گفته بود، تقریبا چهار سال قبل از آنکه کشته شود.
مهسا نگران برادر جوانی بود که سر پر شورش برای «زن، زندگی، آزادی» بارها او را به حراست دانشگاه کشانده بود.
به مهسا از کوتاه شدن سقف آرزوهایش هم گفته بود؛ اینکه خیال خریدن یک خانه نقلی در سرش جای خود را به خریدن یک ماشین داده بود، ماشین به موتور تبدیل شده بود و چند ماه مانده به دی فکر میکرد: «الان اگر زنده بمونم، هنر کردم.»
۱۸ دی ۱۴۰۴، با اعلام تخلیه خوابگاهها، ناچار شد وسایلش را بهعجله جمع کند و از شاهرود به خانه برگردد.
صبح ۱۹ دی در تماس با مهسا از آنچه شب قبل دیده بود، حرف زد؛ از سه نفری که کنار او هدف گلوله قرار گرفتند و از تلاش بینتیجهاش برای رساندن آنها به جایی امنتر.
میان حرفهایش گفته بود: «حالم هنوز از دیدن اون صحنهها بده، شاید اصلا امشب نرم.» و خیال خانواده کمی آسوده شده بود.
شامگاه ۱۹ دی، حوالی ۹ و نیم شب، هنوز در خانه بود و موسیقی گوش میداد. مادرش کنار پنجره صدای تیراندازی و فریادهایی را میشنید که هر لحظه بیشتر میشد.
از اینکه پسرش سرگرم موسیقی بود و گمان میکرد صداها را نمیشنود، در دل خوشحال بود. اما ماهان ناگهان بلند شد، لباس پوشید و گفت: «باید برم.»
در شرحی که همسایهها از آن دقایق برای خانواده بازگو کردند، به شتاب از راهروها گذشته بود و بیسلام و احوالپرسی، از کنار همسایهای که چنین رفتاری را از او به یاد نداشت، یکسره به سوی خیابان دویده بود؛ جایی که چند زن معترض میان ماموران گرفتار شده بودند.
به طرف دخترها رفت و با ماموران درگیر شد. تیراندازی که آغاز شد، به سوی خانهشان دوید. شماری از معترضان پیش از او در خانه پناه گرفته بودند.
ماهان به در بسته رسید و همانجا گلوله خورد.
خودش را به خانه کناری رساند، مقابل در زانو زد و افتاد. همسایهای که در حیاط بود، ابتدا خیال کرد پایش پیچ خورده است. وقتی او را به داخل کشیدند، خون فواره میزد.
دو گلوله به ران پای راستش اصابت کرده بود. یکی از همسایهها پرستار بود و تلاش کرد با بستن محل زخم، خونریزی را مهار کند، اما نمیشد؛ قطع خونریزی از شریان اصلی پا بدون تجهیزات پزشکی ممکن نبود.
او را به نزدیکترین درمانگاه رساندند. تلاش برای احیا و جلوگیری از خونریزی آغاز شد، اما امکانات کافی نبود.
در نهایت به بیمارستان فیاضبخش در غرب تهران اعزام شد، اما دیگر فرصتی برای نجات ماهان باقی نمانده بود.
زمان مرگ ۴۵ دقیقه پس از آغاز بیستمین روز دی اعلام شد؛ نزدیک به سه ساعت پس از شلیک دو گلوله جنگی.
انتظار برای پیکر شماره ۱۲۳۹۱
مهسا همراه با مادر و پدرش ۲۰ دی به کهریزک رفت، دهها کیسه سیاه را گشودند تا ماهان را پیدا کنند، اما از پیکر شماره ۱۲۳۹۱ خبری نبود.
سرانجام پس از ساعتها انتظار، در گرگ و میش ۲۰ دی، با آمبولانسی از بیمارستان فیاضبخش به کهریزک رسید.
تنش را در برابر دیدگان خانواده وارسی کردند تا مطمئن شوند گلولهای در بدن باقی نمانده است. کارهای اداری انجام شد و پیکر را به بهشت زهرا فرستادند تا برای خاکسپاری آماده شود.
صبح ۲۱ دی، تحویل او به خانوادهاش به اخذ تاییدیه از فرمانداری شهر قدس مشروط شد. طبق روایت خانواده از مراجعه به فرمانداری، برای هر گلوله ۴۵۰ میلیون تومان خواسته بودند. خانواده چنین پولی نداشت.
راهی که پیش پای آنها گذاشتند این بود: تعهد به سکوت. کارکنان حاضر در فرمانداری از پدر خواستند نه خودش و نه کسی از خانوادهاش نامی از ماهان نبرد و درباره چگونگی مرگش چیزی نگوید تا اجازه دهند خاکسپاری با حضور ماموران و تنها ۱۰ نفر از اعضای خانواده انجام شود.
پدر بهناچار تعهد داد و تن ماهان ۲۱ دی در حضور ماموران سرکوب در آرامستان امامزاده حضرتین شهر قدس به خاک سپرده شد، اما طنین قصهاش درست از همانجا، از همان گودال کوچک و تاریک گورستان، برخاست.
زیرا نجاتیافتگان دریافتهاند «فراموش کردن مردگان، چون کشتن دوباره آنهاست*» و صلیب روایتگری را بر دوش میکشند؛ همانطور که ماهان خواسته بود.
* الی ویزل، نویسنده و یکی از بازماندگان هولوکاست، مقدمه نویسنده بر ترجمه تازه انگلیسی کتاب «شب»، ۲۰۰۶.
همزمان با ادامه محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، خبرگزاری رویترز گزارش داد پالایشگاههای مستقل چین برای جبران کاهش عرضه نفت ایران، خرید نفت خام از عراق و قطر را برای تحویل در ماههای اکتبر و نوامبر افزایش دادهاند.
رویترز سهشنبه ۱۴ مهر به نقل از سه منبع آگاه نوشت پالایشگاههای چینی دستکم ۱۲ میلیون بشکه نفت خام عراق و قطر را از شرکتهای بازرگانی مرکوریا، توتسا و ترافیگورا خریداری کردهاند. یکی از منابع حجم کل خریدها را بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه برآورد کرد.
این محمولهها با قیمتی بین ۱۲ تا حدود ۲۰ دلار در هر بشکه بالاتر از شاخص نفت برنت و بر مبنای تحویل در مقصد فروخته شدهاند.
بخش عمده خریدها شامل نفت خام سنگین و متوسط بصره عراق است که از ارزانترین گریدهای نفتی خاورمیانه به شمار میروند.
پایگاه خبری بلومبرگ ۱۴ مهر گزارش داد کاهش عرضه برخی پالایشگاههای چینی را به خرید نفت بصره با گوگرد بالا سوق داده است؛ نفتی که معمولا در مقایسه با نفت ارزانتر ایران و نفت اسپو روسیه که بازده بیشتری در تولید گازوئیل دارد، کمتر مورد توجه آنها قرار میگرفت.
پیش از جنگ، نفت ایران مهمترین منبع تامین پالایشگاههای مستقل چین، از جمله پالایشگاههای کوچک موسوم به «قوری» یا «تیپات» در استان شاندونگ، به شمار میرفت، اما محاصره دریایی آمریکا دسترسی آنها به این منبع را محدود کرده است.
به گزارش بلومبرگ، دستکم ۵۰ نفتکش که عمدتا حامل نفت خام ایران هستند، در امتداد سواحل این کشور متوقف ماندهاند.
همزمان، پالایشگاههای دولتی چین بخش عمده نفت روسیه موجود در بازار را خریداری کردهاند و هزینه تامین آن را برای پالایشگاههای مستقل بالا بردهاند.
آمریکا در هفتههای اخیر بهدنبال محدود کردن شریانهای مالی حکومت ایران بوده است.
محاصره دریایی، جلوگیری از صادرات نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
نفت عراق، جایگزین در دسترس برای پالایشگاههای چینی
رویترز در ادامه گزارش داد عرضه فراوان و امکان تحویل سریع باعث شده نفت عراق به معیار تازه قیمتگذاری برای پالایشگاههای مستقل چین تبدیل شود.
منابع آگاه همچنین گفتند شرکتهای هونگرون و شنچی سه میلیون بشکه نفت خام «الشاهین» قطر را برای تحویل در اوایل نوامبر خریداری کردهاند.
پالایشگاههای مستقل چین از اواخر اوت تا اوایل سپتامبر نیز بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام از غرب آفریقا، کانادا و کلمبیا خریدند؛ اقدامی که پس از کاهش عرضه نفت ایران و ازسرگیری محاصره دریایی آمریکا صورت گرفت.
این پالایشگاهها در سالهای اخیر به نفت ارزانتر تولیدکنندگان تحت تحریم، بهویژه ایران، وابستگی زیادی داشتهاند.
دادههای شرکت کپلر نشان میدهد واردات نفت ایران به چین در سپتامبر نسبت به مدت مشابه سال گذشته تقریبا نصف شد و به ۵۹۰ هزار بشکه در روز رسید که پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۳ به شمار میرود.
کپلر همچنین اعلام کرد حجم نفت خام ایران ذخیرهشده روی نفتکشها در خارج از محدوده محاصره از ۱۰۰ میلیون بشکه در اواخر ژوئیه به ۴۵ میلیون بشکه کاهش یافته است.
بر اساس این گزارش، ایران در سپتامبر برای نخستین بار از زمان آغاز رصد صادرات نفت این کشور از سوی کپلر در سال ۲۰۱۳، هیچ نفت خامی صادر نکرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۱۱ مهر اعلام کرد حکومت ایران این هفته هیچ محموله نفتی روی آب نخواهد داشت و از این مسیر درآمدی کسب نخواهد کرد.
او کارزار نظامی، محاصره دریایی و انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی را اجزای بههمپیوسته راهبرد واشینگتن در قبال تهران توصیف کرد.
این در حالی است که علی نیکزاد، نایبرییس مجلس شورای اسلامی، پیشتر گفته بود آمریکا «هرگز» نخواهد توانست صادرات نفت ایران را به صفر برساند.
گرانی نفت روسیه، جذابیت بیشتر نفت بصره
همزمان با بهبود روند صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز، یک منبع آگاه به رویترز گفت شرکتهای بازرگانی برای جذب پالایشگاههای مستقل چین، قیمتهای پیشنهادی خود را کاهش دادهاند.
افزایش عبور نفت تولیدکنندگان خلیج فارس از تنگه هرمز، دسترسی به نفت خام عراق را آسانتر کرده است.
تولیدکنندگان منطقه نیز پس از آنکه شرکت آرامکوی عربستان سعودی قیمت شاخصترین نفت خام خود را برای خریداران آسیایی کاهش داد، برای حفظ سهم بازار تخفیفهای بیشتری ارائه کردهاند.
در مقابل، نفت روسیه همچنان گران است. بلومبرگ به نقل از معاملهگران گزارش داد نفت اسپو روسیه با قیمتی نزدیک به ۳۰ دلار در هر بشکه بالاتر از برنت معامله میشود.
مویو شو، تحلیلگر ارشد نفت خام در کپلر، گفت پالایشگاههای قوری به قیمت بسیار حساس هستند و نفت بصره اکنون بهدلیل ارزانتر بودن نسبت به اسپو روسیه، برای پالایشگاههای خصوصی چین جذابتر شده است.
پیش از اعمال محاصره، واردات نفت ایران به چین از یک میلیون بشکه در روز فراتر میرفت و پالایشگاههای خصوصی خریداران اصلی آن بودند.
تخفیف چشمگیر نفت تحریمشده ایران به این پالایشگاهها امکان میداد حاشیه سود خود را افزایش دهند.
وائل صوان، مدیرعامل شرکت شل، اعلام کرد جریان نفت از خاورمیانه اکنون به حدود ۸۰ درصد سطح پیش از آغاز جنگ ایران رسیده است؛ آماری که از احیای تدریجی صادرات نفت منطقه حکایت دارد.
صوان سهشنبه ۱۴ مهر در «مجمع انرژی اینتلیجنس» در لندن گفت: «با وجود همه اتفاقاتی که در جریان است، اکنون به بیش از ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ نزدیک شدهایم.»
او افزود این وضعیت نشان میدهد بسیاری از کشورهای منطقه همچنان توانستهاند به تعهدات خود برای تامین انرژی جهان عمل کنند.
پایگاه خبری بلومبرگ ۱۴ مهر به نقل از چند بانک بزرگ و شرکت فعال در تحلیل دادههای کشتیرانی گزارش داد جریان نفت خاورمیانه به سطح پیش از جنگ نزدیک شده است، هرچند بر سر میزان دقیق آن همچنان اختلاف نظر وجود دارد.
یکی از چالشهای برآورد دقیق صادرات، خاموش کردن مکرر سامانههای ردیابی ماهوارهای از سوی کشتیها در تنگه هرمز و بخشهایی از دریای سرخ است؛ اقدامی که شمارش کشتیها و محمولههای در حال جابهجایی را دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، تحلیلگران و معاملهگران برای برآورد حجم واقعی نفت در حال انتقال، به تصاویر ماهوارهای و اطلاعات میدانی متکی هستند.
خبرگزاری رویترز پیشتر به نقل از دادههای شرکت کپلر گزارش داده بود صادرات نفت خام خاورمیانه در چهار روز از هفت روز پایانی سپتامبر، با وجود ادامه حملات به کشتیها در تنگه هرمز، از سطح پیش از جنگ فراتر رفت.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
هشدار درباره پیامدهای ادامه جنگ برای بازار انرژی
مدیرعامل شل در ادامه سخنان خود اعلام کرد جنگ ایران بار دیگر اهمیت امنیت انرژی را در کانون توجه قرار داده است.
صوان گفت: «بدون امنیت انرژی، امنیت ملی هم نمیتواند وجود داشته باشد. هیچ راهبرد صنعتی یا اقتصادی نیز نمیتواند بدون یک راهبرد منسجم و قابل اتکا در حوزه انرژی پیش برود.»
او هشدار داد هرچه جنگ طولانیتر شود، مدیریت پیامدهای آن برای بازارهای انرژی دشوارتر خواهد شد و افزود: «شاید توانسته باشیم شدیدترین پیامدهای بحران را تا حدی کاهش دهیم، اما نمیتوان برای مدتی نامحدود به این وضعیت ادامه داد، بیآنکه اختلالهای تازهای پدیدار شود.»
به گفته صوان، کاهش تقاضای چین و افزایش تولید نفت در دیگر نقاط جهان از شدت فشار بر بازار کاسته است و در نبود این عوامل، بحران عرضه میتوانست شدیدتر باشد.
کشورهای گروه هفت هفته گذشته از طرحی برای آزادسازی حداکثر ۱۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری خبر دادند؛ اقدامی که نقش این ذخایر در مقابله با اختلالهای شدید عرضه را برجسته میکند.
همزمان، تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه در حال بررسی احداث خطوط لوله جدید هستند تا مسیرهای بیشتری برای انتقال و صادرات نفت در اختیار داشته باشند و وابستگی خود را به گذرگاههای دریایی کاهش دهند.
بلومبرگ نوشت با وجود افزایش جریان نفت از تنگه هرمز، حجم انتقال نفت از این آبراه هنوز به سطح عادی بازنگشته است.
طی ماههای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز بر نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی افزوده است.
با گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوچهلویکم، از اعتصاب غذا در ۶۶ زندان و اعدام دستکم ۲۲ نفر طی هفته گذشته خبر داد. همزمان، مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، با هشدار درباره نقض ساختاری دادرسی عادلانه در ایران، خواستار توقف تمامی اعدامها شد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بیانیه ۱۴ مهر، در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام، این مجازات را نقض حق حیات و ابزاری برای ایجاد وحشت و خاموش کردن اعتراضات دانست و خواستار همبستگی مخالفان اعدام شد.
بر اساس این بیانیه، از هفتم تا سیزدهم مهر دستکم ۲۲ نفر در ایران اعدام شدند؛ از جمله پنج بازداشتشده اعتراضات؛ علی همتی و مجید نیکاندیش از مشهد، سیاوش جمشیدی خیرآبادی از شهرکرد و علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از اصفهان.
سپاهی و رئیسی سحرگاه ۱۳ مهر در زندان دستگرد اعدام شدند و شمار اعدامشدگان پرونده «میدان علیخانی» اصفهان به هفت نفر رسید.
ساتو: اعترافات اجباری جای شواهد را گرفتهاند
ساتو در رسانه اجتماعی ایکس تاکید کرد نقض دادرسی عادلانه در ایران سابقهای طولانی دارد و صدور حکم اعدام پس از محاکمه ناعادلانه، مصداق «سلب خودسرانه حق حیات» است.
او بازداشت خودسرانه، شکنجه، اعترافات اجباری، محدودیت انتخاب وکیل، دادگاههای غیرعلنی و منتشر نشدن آرای قضایی را از نقایص ساختاری برشمرد.
به گفته او، وکلای مدافع نیز با تهدید، زندان و محرومیت از وکالت روبهرو هستند.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، نوشت رسیدگی به اتهامهای ۳۴ متهم پرونده «میدان علیخانی» تنها پنج روز طول کشیده و ۱۲ نفر حکم اعدام گرفتهاند.
او محاکمه گروهی بدون تعیین مسئولیت فردی را ناقض اصل برائت دانست و خواستار توقف تمامی اعدامها تا رفع این نقایص شد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» هم خواستار لغو احکام محمدامین ماندنی در تهران بزرگ و سیروان شعبانی، مهدی نامی، مسعود توشمالانی و خسرو محمدینیا در قزلحصار شد.
بیانیه این کارزار به محکومیت افزایش اعدامها از سوی ۴۶ کشور اشاره کرد.
سازمان عفو بینالملل شمار اعدامهای ثبتشده در ایران در سال ۲۰۲۵ را دستکم دو هزار و ۱۵۹ نفر اعلام کرده است.
زندانهای شرکتکننده در اعتصاب غذا
بر اساس بیانیه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، اعضای کارزار در این ۶۶ زندان اعتصاب غذا کردند:
اراک، اردبیل، ارومیه، ازبرم لاهیجان، اسدآباد اصفهان، اوین (بندهای زنان و مردان)، اهر، ایرانشهر، ایلام، بانه، برازجان، بروجرد، بروجن، بم، بندرعباس، بوکان، بهبهان، تبریز، تهران بزرگ، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرمآباد، خورین ورامین، خوی، درهشهر ایلام، دستگرد اصفهان، دهدشت، دیزلآباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت (بندهای زنان و مردان)، رودسر، زاهدان (بندهای زنان و مردان)، سبزوار، سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، سقز، سلماس، سنندج، شیبان اهواز، ضیابر صومعهسرا، طبس، عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائمشهر، قرچک، قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، کامیاران، کرمان، کهنوج، گچساران، گرگان، گنبدکاووس، لنگرود قم، مرکزی بیرجند، مرکزی کرج، مریوان، مشکینشهر، مشهد، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده، نور، نیشابور، یاسوج و یزد (بندهای زنان و مردان).
فرانسیس هالزن، فیزیکدان بلژیکیـآمریکایی، برای نقش تعیینکنندهاش در ساخت رصدخانه «آیسکیوب» در جنوبگان و کشف نوترینوهای پرانرژی با منشأ کیهانی، برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۲۰۲۶ شد.
آکادمی سلطنتی علوم سوئد سهشنبه ۱۴ مهر اعلام کرد پژوهشهای این استاد دانشگاه ویسکانسینـمدیسون، راه تازهای برای مطالعه کیهان گشوده است.
هالزن ۸۲ ساله، جایزه ۱۲ میلیون کرونی، معادل حدود ۱.۲ میلیون دلار، را دریافت میکند.
نوترینوها ذراتی با جرم بسیار ناچیز و بدون بار الکتریکیاند که بهندرت با ماده برهمکنش دارند. آنها میتوانند از زمین و بدن انسان عبور کنند، بیآنکه اثری قابل تشخیص بر جای بگذارند. این ویژگی لقب «ذرات شبحگون» را برایشان به همراه آورده است.
اوا اولسون، از آکادمی سلطنتی علوم سوئد، این ذرات را پیامآورانی از کیهان توصیف کرد که اطلاعاتی از کهکشانهای دوردست و فرایندهای انفجار ستارگان به زمین میرسانند.
رصد کیهان در اعماق یخ
هالزن در سال ۱۹۸۸ پیشنهاد کرد از یخهای قطب جنوب برای آشکارسازی نوترینوها استفاده شود.
این ایده سرانجام به ساخت رصدخانه آیسکیوب انجامید که در سال ۲۰۱۱ تکمیل شد.
آشکارسازهای این رصدخانه در یک کیلومتر مکعب یخ شفاف جنوبگان، تا عمق دو هزار و ۵۰۰ متری و نزدیک ایستگاه «آموندسنـاسکات»، جای گرفتهاند. آنها آثار برهمکنش نادر نوترینوها با ماده را ثبت میکنند تا دانشمندان بتوانند مسیر این ذرات را تا سرچشمههایشان دنبال کنند.
این سرچشمهها ممکن است انفجار ستارگان، فورانهای پرتو گاما یا رویدادهای عظیم مرتبط با سیاهچالهها و ستارگان نوترونی باشند.
نوترینوها تحت تاثیر میدانهای مغناطیسی منحرف نمیشوند؛ بنابراین جهت رسیدن آنها میتواند سرنخی مستقیم از محل پیدایششان باشد.
آیسکیوب نشان داده است نوترینوهای پرانرژی هم از درون کهکشان راه شیری و هم از مناطقی بسیار دورتر به زمین میرسند.
هالزن در تماس تلفنی با نشست خبری اعلام جایزه نوبل فیزیک، گفت هنگام آغاز پروژه، بسیاری ایده را امیدوارکننده میدانستند، اما کمتر کسی، حتی خودش، مطمئن بود که عملی شود.
آغاز راهی تازه در اخترشناسی
دادههای آیسکیوب به شناخت چگونگی تولید نوترینوهای پرانرژی کمک میکنند و ممکن است پدیدههایی ناشناخته را آشکار کنند.
با این حال، هالزن معتقد است مهمترین دستاوردهای این روش هنوز در پیش است.
او درباره آنچه این پژوهشها میتوانند از جهان آشکار کنند گفت: «هیجان واقعی این است که هنوز نمیتوانم به این پرسش پاسخ بدهم.»
به گفته او، این دستاورد مقدمهای برای پژوهشهای آینده است.
نوبل فیزیک سال گذشته به جان کلارک، میشل دووره و جان مارتینیس برای آزمایشهایی درباره پدیدههای کوانتومی تعلق گرفت. پژوهشهایی که به توسعه نسل آینده فناوریهای محاسباتی کمک میکنند.
جوایز نوبل بر اساس وصیت آلفرد نوبل، مخترع سوئدی، بنیان گذاشته شدند.
مدالهای نوبل دهم دسامبر، برابر با ۱۹ آذر و سالگرد درگذشت او، در استکهلم اهدا میشوند.
جایزه صلح نوبل، جداگانه در اسلو اهدا خواهد شد.