سنتکام: مسیر ۱۳۰ کشتی در اجرای محاصره دریایی ایران تغییر داده شد
فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بامداد سهشنبه ۱۴ مهر اعلام کرد نیروهای این فرماندهی در چارچوب اجرای محاصره دریایی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، تاکنون ۱۳۰ کشتی تجاری را که قصد ورود به بندرهای ایران یا خروج از آنها داشتند، وادار به تغییر مسیر کردهاند.
سنتکام در بیانیهای در ایکس نوشت اجرای این محاصره از ۲۳ تیر، به دستور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و فرمانده کل قوا، از سر گرفته شده است.
بر اساس این بیانیه، نیروهای آمریکایی همچنین سه کشتی را که از اجرای دستورات سرپیچی کردند، از کار انداختهاند و طی ۱۲ هفته گذشته ۱۳ کشتی تجاری را که به گفته سنتکام محاصره را نقض کرده یا بخشی از «شبکه سایه چند میلیارد دلاری سپاه پاسداران» بودهاند، منهدم کردهاند.
برد کوپر، فرمانده سنتکام، گفت ارتش آمریکا «با تمرکز کامل» به اجرای این ماموریت ادامه میدهد و افزود نیروهای آمریکایی علیه هر شناوری که برای شکستن محاصره تلاش کند، «بهسرعت اقدام خواهند کرد».
سنتکام از دریانوردان خواست هنگام تردد در دریای عمان و مسیرهای منتهی به تنگه هرمز، اطلاعیههای دریانوردی را دنبال کرده و از طریق کانال ۱۶ ارتباطات دریایی با نیروهای دریایی آمریکا در تماس باشند.
با استعفای محسن پاکنژاد، وزارت نفت به حمید بورد سپرده شد. در شرایطی که محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت را مختل کرده و عملکرد واسطههای فروش نفت تحریمی زیر فشار است، سرپرست تازه در کدام بخش از این بحران امکان تغییر دارد؟
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۲ مهر استعفای پاکنژاد را پذیرفت و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، را به سرپرستی وزارت نفت منصوب کرد.
بر اساس اعلام دفتر ریاستجمهوری، پاکنژاد پیشتر به دلایل شخصی استعفا کرده بود. پزشکیان ابتدا خواهان ادامه فعالیت او بود، اما سرانجام با اصرار وزیر نفت، کنارهگیریاش را پذیرفت.
بنابراین، شواهد تاییدشدهای برای نسبت دادن استعفا به محاصره دریایی یا اختلاف مشخصی در صنعت نفت وجود ندارد.
پرسش اصلی این است که بورد چه وضعیتی را تحویل میگیرد و کدام فشارها بر مهمترین منبع درآمد کشور، در اختیار وزارت نفت است.
محاصرهای که هیچ وزیری به تنهایی نمیتواند رفع کند
فوریترین مشکل، رساندن نفت تازه به مشتریان است.
بر اساس دادههای کپلر و تانکرترکرز، از اواخر تیر ماه هیچ محموله نفت خام ایران از خط محاصره آمریکا به سوی چین عبور نکرده و از اواخر مرداد نیز بارگیری تازهای در پایانههای نفتی ایران انجام نشده است.
ایران ابتدا تحویل نفت را از ذخایر موجود روی نفتکشها ادامه داد. تا اواخر مرداد، حدود ۶۷ میلیون بشکه نفت روی کشتیها در آبهای جنوبی کشور انباشته شده بود، اما محدود شدن دسترسی به نفتکشهای خالی، بارگیریهای جدید را متوقف کرد.
به گفته کپلر، تولید نفت خام ایران در نتیجه توقف صادرات به حدود روزانه ۱.۸ میلیون بشکه کاهش یافته است. تقریبا به اندازه مصرف داخلی و حدود نصف تولید قبل از جنگ.
پیش از توقف بارگیری نیز صادرات بهشدت افت کرده بود. بارگیری نفت خام و میعانات در ماه اوت، برابر با مرداد و شهریور، روزانه حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه برآورد شد؛ کاهشی چشمگیر در مقایسه با حدود ۷۴۰ هزار بشکه در ژوئیه و نزدیک به دو میلیون بشکه در مارس.
پاکنژاد اندکی پیش از اعلام استعفا گفته بود درآمد نفت فروختهشده همچنان به کشور میرسد.
این اظهارات لزوما با توقف بارگیریهای جدید تناقض ندارد: پرداخت پول محمولههای قبلی میتواند پس از اختلال در جریان صادرات ادامه یابد. مساله، دوام این درآمدها بدون ورود نفت تازه به چرخه صادرات است.
اختیار بورد در این بخش محدود است. تغییر وزیر به تنهایی نمیتواند محاصره دریایی را رفع کند، نفتکش خالی فراهم کند یا مسیر صادرات به چین را بازگشاید.
احیای چشمگیر صادرات عمدتا به تغییر شرایط محاصره وابسته است.
سازوکار فروش نفتی که بورد میتواند بر آن اثر بگذارد
وزارت نفت بر مساله دیگری اختیار مستقیمتری دارد: نفت تحریمی چگونه فروخته میشود و درآمد آن چگونه بازمیگردد؟
محدودیت دسترسی به شبکه بانکی، ایران را به واسطههای موسوم به «تراستی» وابسته کرده است. بازنگشتن درآمد نفت و بدهی سنگین برخی واسطهها، این سازوکار را به موضوع مناقشه تبدیل کرده است.
دو سند محرمانه وزارت نفت و شورای عالی امنیت ملی که ۱۷ شهریور منتشر شد، از واگذاری اعتباری محمولههای بزرگ با تخفیف بالا به چهار تراستی خبر داد که از معاملات قبلی بدهی سنگین داشتند.
در یکی از نامهها، تخفیف غیرمعمول ۸.۵ دلار برای هر بشکه ذکر شده است.
این اسناد، محمدجواد باوند، دستیار ویژه منصوب پاکنژاد برای نظارت بر تجارت نفت، را از چهرههای اصلی مدیریت شبکه تازه تراستیها معرفی کردند.
اسناد بعدی نیز واگذاری محمولهای ۸۶ میلیون بشکهای به چهار تراستی بدهکار را نشان دادند.
این پروندهها بخشی از مناقشه گستردهتر درباره درآمدهای بازنگشته نفت است.
ذبیحالله خداییان، رییس وقت سازمان بازرسی کل کشور، برداشت غیرقانونی دستکم ۱.۶ میلیارد دلار از سوی واسطهها را تایید کرده و برای شرکتهای تراستی ۵۹ پرونده تشکیل شده است.
وزارت نفت استفاده از تراستیها را ضرورت ناشی از تحریم میداند و اتهام کوتاهی در نظارت را رد کرده است.
با این حال، انتخاب واسطهها، شروط تحویل نفت، تضمینهای پرداخت و برخورد با بدهکاران، بیش از محاصره دریایی در حوزه اختیار وزارتخانه قرار دارد.
بورد از مدیریت شرکت ملی نفت به سرپرستی وزارتخانه رسیده و با بخش عملیاتی صنعت آشناست. او همچنین وزارتخانهای را تحویل میگیرد که بر سر انتصابها و حدود اختیارات اختلاف داشته است؛ از جمله مناقشه گزارششده درباره ادامه مدیریت محمد شریعتمداری بر شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس و تلاش برای جایگزینی او.
شواهد اثباتشدهای وجود ندارد که این اختلاف یا پرونده تراستیها علت استعفای پاکنژاد بوده باشد. اهمیت آنها در شناخت ساختار مدیریتیای است که بورد تحویل میگیرد.
چه چیزی واقعا میتواند تغییر کند؟
دو چالش اصلی بورد، پاسخهای متفاوتی میطلبند. محاصره عمدتا خارج از اختیار وزارت نفت است و جابهجایی مدیران نمیتواند مسیر صادرات یا دسترسی به نفتکش را احیا کند.
اما بورد میتواند بر انتخاب واسطهها، ادامه تحویل نفت به تراستیهای بدهکار، تضمین بازگشت پول، پیگیری مطالبات معوق و نظارت بر معاملات اثر بیشتری بگذارد.
هنگام انتصاب او، تغییری در این زمینهها اعلام نشد.
اگر بارگیری نفت و صادرات به چین از سر گرفته شود، عامل تعیینکننده احتمالا تغییر در محاصره یا شرایط گستردهتر جنگ خواهد بود.
اگر انتخاب تراستیها، تضمینها، وصول مطالبات یا مدیران فروش نفت تغییر کند، نقش سرپرست وزارت نفت مستقیمتر خواهد بود.
استعفای پاکنژاد بهخودیخود نشانه سیاستی تازه نیست. بورد یک محدودیت خارجی با اختیار اندک برای رفع آن و یک سازوکار داخلی فروش با امکان مداخله بیشتر را تحویل میگیرد.
اهمیت این جابهجایی به تغییر واقعی در این دو حوزه وابسته است.
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته است که نشان میدهد برکناری وزیر نفت، گامی برای ادامه حیات اصلیترین شبکه فساد اطلاعات سپاه پاسداران در فروش نفت و انتقال سازوکار جابهجایی پول نفت تحریمی از امارات به روسیه، با همکاری یک فرمانده ارشد امنیتی سپاه و پسر اوست.
یکشنبه ۱۲ مهر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، خبر داد بانک مرکزی راهی جایگزین برای انتقال پول تراستیها، دلالان نفتی مورد اعتماد جمهوری اسلامی، به داخل کشور پیدا کرده و توانسته است یکونیم میلیارد دلار از پول نفت ایران را از طریق سیستم بانکی روسیه به ایران منتقل کند.
ساعاتی پس از انتشار این خبر، محسن پاکنژاد، وزیر نفت، از سمت خود استعفا کرد و مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، استعفای او را پذیرفت.
به گفته دو منبع آگاه، برکناری وزیر نفت و تغییر مسیر انتقال پول، برای حفظ شبکه فساد اطلاعات سپاه پاسداران انجام شده است.
این تغییرات با محوریت حسین رضا صادقی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران، و پسر او، سعید صادقی، انجام شده است.
سعید صادقی کیست؟
سعید صادقی اگرچه حالا سمتی رسمی در وزارت نفت ندارد، سالها امین سپاه پاسداران در صنعت نفت بوده است.
او در دولت ابراهیم رئیسی مدیرعامل پتروشیمی امیرکبیر شد و پیش از آن، معاون حقوقی و امور قراردادهای هلدینگ نفت، گاز و پتروشیمی قرارگاه خاتمالانبیا سپاه پاسداران و هلدینگ سرمایهگذاری شستان، وابسته به وزارت دفاع، بود.
صادقی دو ماه پس از آغاز کار دولت پزشکیان، مدیرعامل شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) شد، اما شهریورماه ۱۴۰۴، تنها یک هفته پس از انتصاب بهعنوان مدیر امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران، برکنار شد.
برکناری او پس از آن اتفاق افتاد که فاش شد تراستیها هشت میلیارد دلار از پول نفت فروختهشده را به کشور برنگرداندهاند.
پس از شکلگیری اعتراضات ضدحکومتی در دیماه سال گذشته، شماری از چهرههای حکومتی مدعی شدند فشار اقتصادی ناشی از فساد تراستیها، علت شورش مردم بوده است.
مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده حیات سیاست و از تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی، در یک پادکست تصویری، «عدم بازگشت دلار توسط تراستیها» را «همان عملیات پیجرها در ایران» خواند.
منابع ایراناینترنشنال گفتند سعید صادقی، به درخواست پدرش، یک هفته پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه به مسکو رفت تا ظاهرا از گزند پیگیری قضایی در امان بماند، اما سعید صادقی که تا پایان جنگ در روسیه اقامت داشت، پیگیر پروژه انتقال شبکه مالی فروش نفت تحریمی از امارات به روسیه بود.
۱۶ خرداد، محمدجواد باوند، قائممقام سابق معاونت اقتصادی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، دستیار ویژه وزیر نفت در امور فروش شد. او در دولت رئیسی هم این سمت را داشت و پیش از آن، نماینده سازمان اطلاعات سپاه در کمیته پوششی تحریم شورای عالی امنیت ملی بود.
بانک مرکزی، روسیه و پول نفت ایران
۲۷ خرداد، عبدالناصر همتی، رییس بانک مرکزی، در سفر به مسکو، همراه با سفیر جمهوری اسلامی در روسیه، از «میر بیزنس بانک» بازدید کرد. ۱۰۰ درصد سهام این بانک که در مسکو ثبت شده و از سال ۲۰۰۲ فعالیت میکند، متعلق به بانک ملی ایران است.
این بانک حسابهای کارگزاری و خدمات مربوط به عملیات روبلی و ارزی را فراهم میکند و ارتباط میان بانکهای ایرانی و شبکه بانکی روسیه را برقرار میسازد.
وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۲۰۱۸ این بانک را به اتهام ارائه خدمات مالی به نهادهای تحریمشده ایران تحریم کرد.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، قرار است پول نفت فروختهشده بهوسیله تراستیها با استفاده از شبکه مالی میر روسیه، که پس از تحریمهای بانکی آمریکا جایگزین سوئیفت شده است، به ایران بازگردانده شود.
در این مدت، سرتیپ دوم پاسدار حسینرضا صادقی، مسئول تکمیل شبکه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در فروش نفت ایران شد. او در سالهای اخیر سمتهای حساس نظارتی در این نهاد نظامی داشته است و از جمله رییس دفتر نظارتهای ویژه فرماندهی کل بر سازمان اطلاعات سپاه و معاون هماهنگکننده سازمان حفاظت اطلاعات سپاه بوده است.
ماموریت تشکیل شبکه تراستیهای سپاه به تایید مهدی سیاری، سرپرست جدید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، رسید.
همزمان، شبکه تراستیهای وابسته به وزارت اطلاعات، موسوم به شایان، زیر ذرهبین واحد حفاظت این وزارتخانه قرار گرفت و شایان، مدیرکل سوخت و انرژی وزارت اطلاعات، برکنار شد.
ایراناینترنشنال یک هفته بعد، در گزارشی اختصاصی، از هویت ۹ تراستی عضو این شبکه پرده برداشت؛ شبکهای که فرزندان شماری از امنیتیترین چهرههای نظام در آن عضویت داشتهاند، از جمله علی رضایی، فرزند محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی.
اعضای این شبکه مجموعا ۱۱ میلیارد دلار از پول نفت فروختهشده را برنگرداندهاند.
دو هفته بعد، ایراناینترنشنال با انتشار دو سند محرمانه فاش کرد محمدجواد باوند، عامل سپاه پاسداران در وزارت نفت، فروش ۸۶ میلیون بشکه نفت ایران را به چهار تراستی بدهکار واگذار کرده است.
منابع ایراناینترنشنال گفتند که پس از این افشاگری، عبدالله ضیغمی، معروف به «سردار مشفق» و جانشین قرارگاه رسانهای سپاه پاسداران، جلسهای محرمانه با باوند و مصطفی احدی، معاون سابق اقتصادی اطلاعات سپاه و معاون فعلی واحد ۶۰۰ سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، برگزار کرد.
دستور کار این جلسه، سانسور اخبار مربوط به فساد تراستیهای وابسته به سپاه پاسداران بود.
۱۲ مهر، با انتقال یکونیم میلیارد دلار از پول فروش نفت تراستیها از روسیه به ایران، پروژه سپاه پاسداران تکمیل شد و ساعاتی بعد، وزیر نفت استعفا کرد. او که خود در شکلگیری شبکههای فساد دو نهاد امنیتی جمهوری اسلامی در فروش نفت نقش اساسی داشت، در حالی کنار گذاشته شد که تمام تراستیها همچنان آزادند و شبکه تازه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران تکمیل شده است.
در آستانه نهمین ماه کشتار خونین معترضان انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴، دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی پرده تازهای از خشونت روانی علیه دادخواهان را به نمایش گذاشته است: یورش به حریم سوگواری خانوادهها و مصادره یادگارهای بهجامانده از کشتهشدگان.
تلاش حکومت برای متوقف کردن جریان دادخواهی، اکنون از احضار و بازداشت فراتر رفته و به خصوصیترین حریم بازماندگان، یعنی اتاقهای خالی فرزندانشان رسیده است.
منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتند که در دو هفته گذشته، نیروهای امنیتی دستکم به خانه پنج خانواده از جاویدنامان دی ماه حمله کرده و وسایل شخصی به جای مانده از آنها را «ربودهاند» و با خود بردهاند.
بنا بر اعلام این منابع، هدف اصلی این هجومها، «مجازات» این خانوادهها بهدلیل فعالیت در شبکههای اجتماعی و ممانعت از زنده نگه داشتن یاد عزیزانشان است؛ برخوردی امنیتی که با توجه به زیر ۱۸ سال بودن سه تن از این جانباختگان، نشان از فشار مضاعف و هدفمند بر والدین کودکان کشتهشده دارد.
پدر یکی از این جاویدنامان، در روایتی از این هجوم میگوید: «هفت مرد لباس شخصی وارد خانه ما شدند و شروع به بازرسی بخشهای مختلف کردند. آنها پس از سرکشی به اتاقها، وارد اتاق دخترمان شدند و بخشهایی از وسایل شخصی او از جمله لباسها، دفترهای خاطرات، کتابها و حتی دو عروسک او را در کیسهای ریختند و با خود بردند.»
این هجوم و مصادره اموال در حالی رخ داده است که مادر این نوجوان کشتهشده، پیشتر با انتشار ویدیوهایی از وسایل بهجامانده از او در شبکههای اجتماعی، برای دخترش سوگواری کرده بود.
برخورد امنیتی با وسایل شخصی یک قربانی، نمایانگر مرحله تازهای از جنگ روانی جمهوری اسلامی برای مقابله با دادخواهی است. نیروهای امنیتی با ضبط این یادگاریهای کوچک به جا مانده، نشان میدهند که حکومت ایران همچنان از بازتولید و استمرار تصویر قربانیان در حافظه جمعی هراس دارد.
نهادهای امنیتی با پاک کردن عامدانه آثار و رد پای به جا مانده از جاویدنامان، در پی آن هستند تا ابزارهای مستندسازی خانواده را نابود کنند و حق طبیعی آنها را برای ثبت تاریخی جنایت رخداده، از بین ببرند.
سایه وحشت بر سوگواری؛ از تهدید به سرقت تا تخریب مزار
این فشارهای امنیتی تنها به ضبط وسایل ختم نشده است و با تهدیدهای کلامی و ارعاب مستقیم همراه بوده است.
مادر یکی دیگر از جاویدنامان که نیروهای امنیتی پس از تفتیش منزل آنها، ساعت و لباسی را ضبط کردهاند که فرزند او هنگام کشتهشدن بر تن داشت، به ایراناینترنشنال میگوید: «ما را تهدید کردند که دیگر در اینترنت عکس یا ویدیو منتشر نکنیم، وگرنه چیزی از اتاق فرزندمان برای ما باقی نخواهد ماند.»
به گفته او، ماموران در یک تهدید روانی آشکار به آنها گفتهاند: «ممکن است یک شب دزد به خانه شما بیاید و صبح با یک اتاق خالی روبهرو شوید.»
این شکل از شکنجه روانی، حلقه تازهای از زنجیره سرکوب خانوادههای دادخواه است.
جمهوری اسلامی در ماههای گذشته با اعمال محدودیتهای گسترده، از برگزاری مراسم خاکسپاری، یادبود و زادروز جاویدنامان جلوگیری کرده است.
تخریب و شکستن شبانه سنگ مزارها، مسدود کردن سیمکارتهای تلفن همراه و اعمال فشار برای حذف مطالب از صفحات اینستاگرام، از دیگر روشهای سیستماتیک برای منزوی کردن این خانوادهها بوده است.
تلاش امنیتی برای قطع پیوند جامعه با قربانیان از طریق حذف مستندات
صدور احکام قضایی، مسدود کردن حسابهای کاربری، سیمکارتها و سرکوب دادخواهان در رسانههای اجتماعی، رویهای آشنا در برخورد با خانوادههای جاویدنامان بوده است؛ روندی که پیش از این در اعمال فشار بر ماهمنیر مولاییراد، مادر کیان پیرفلک و دیگر خانوادههای دادخواه جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز به کار گرفته شد تا با تحمیل انزوا، آنها را به سکوت وادار کند.
اما گذر ماشین سرکوب از رسانههای اجتماعی و رسیدن آن به مصادره فیزیکی عروسکها، دفترچههای خاطرات و لباسها، نشاندهنده گستردگی برخورد امنیتی با پدیده دادخواهی است.
نهادهای امنیتی با این اقدام نشان میدهند یادگارهای بهجامانده از کشتهشدگان را دیگر صرفا اشیایی شخصی و زمینهای برای سوگواری نمیدانند، بلکه آنها را اسنادی زنده و نمادهایی برای بازتولید حافظه تاریخی جامعه ارزیابی میکنند.
جمهوری اسلامی با خالی کردن اتاقهای جاویدنامان، در تلاش است تا ابزارهای مستندسازی و پیوند جامعه با قربانیان را از بین ببرد.
در این شرایط، دادخواهی در ایران دیگر یک مطالبه حقوقی صرف نیست و از منظر حسی و عاطفی، برجسته شدن نقش اشیا در آن قابل توجه است. این شکل از هویتسازی و تلاش برای یادآوری و ایستادگی در مقابل فراموشی، به پایدارترین و غیرقابلکنترلترین شکل از مقاومت مدنی در برابر کلیت ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شده است
استاله سولباکن، سرمربی نروژ، پس از تعویض ارلینگ هالند در دقیقه ۶۷ دیدار با پرتغال گفت: «او از نظر جسمانی کاملا تحلیل رفته بود.» سولباکن هشدار داد حضور منچسترسیتی در همه رقابتها فشار بسیار سنگینی بر هالند وارد کرده است.
ارلینگ هالند، مهاجم تیم ملی نروژ، پس از پشت سر گذاشتن دورهای فشرده از بازیهای باشگاهی و ملی، نشانههای خستگی جسمانی بروز داده و حجم سنگین مسابقات او نگرانیهایی ایجاد کرده است.
مهاجم ۲۶ ساله منچسترسیتی روز یکشنبه در شکست ۲ بر ۱ نروژ مقابل پرتغال در گروه A۴ لیگ ملتهای اروپا، پس از ۶۷ دقیقه از زمین بیرون رفت.
هالند یکی از چند بازیکن سرشناسی بود که بلافاصله پس از مسابقه با هواپیمای شخصی ورزشگاه را ترک کردند تا پیش از بازگشت به وظایف باشگاهی، از فرصت کوتاه تعطیلات خود استفاده کنند.
استاله سولباکن، سرمربی نروژ، درباره وضعیت هالند گفت: «او از نظر جسمانی کاملا تحلیل رفته بود.»
سولباکن افزود: «بعضی از بازیکنان من فقط شش یا هفت روز تعطیلات داشتهاند. در یک شغل معمولی، بدن و آمادگی جسمانی ابزار اصلی کار شما نیست. اما این بازیکنان بلافاصله باید فصل را شروع کنند و بعد هم وارد یک تورنمنت فشرده شوند؛ بنابراین فشار فوقالعادهای به آنها وارد میشود.»
او درباره هالند ادامه داد: «او در گروه بازیکنانی قرار دارد که بیشترین فشار را تحمل میکنند؛ دقیقا به این دلیل که تیمش، منچسترسیتی، در همه رقابتها حضور دارد و خودش هم مهره اصلی تیم است.»
پاتریک برگ، هافبک نروژ، نیز به فشار جسمانی واردشده بر هالند اشاره کرد و ارزیابی سرمربی تیم را تایید کرد: «او پیش از این مسابقه در هر سه بازی نروژ به میدان رفته بود، بنابراین چندان عجیب نیست که در نهایت توان بدنیاش تمام شده باشد.»
هالند در ماههای اخیر برنامهای بسیار فشرده داشته است. صعود نروژ به مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی باعث شد تعطیلات بین دو فصل او به شکل قابل توجهی کوتاه شود و پس از آن نیز در تمام مسابقات منچسترسیتی در لیگ برتر به میدان رفته و پنج گل به ثمر رسانده است.
هالند ماه گذشته، پس از زدن دو گل در پیروزی ۳ بر ۲ نروژ مقابل دانمارک در لیگ ملتهای اروپا، در شبکههای اجتماعی به فشردگی برنامه مسابقات اشاره کرد و نوشت: «خیلی خستهام. بازی بعدی ۷۰ ساعت دیگر است.»
نگرانی اتحادیه بازیکنان نروژ
به نوشته رویترز، همچنین، اتحادیه بازیکنان نروژ، NISO، نیز درباره افزایش فشار ناشی از برنامه مسابقات بر بازیکنان مطرح این کشور ابراز نگرانی کرد.
کریستوفر واتسهاوگ، رییس NISO، روز دوشنبه در بیانیهای گفت: «مدتی است شاهد روند نگرانکنندهای هستیم که در آن فشار واردشده بر بازیکنان سطح بالا بیش از حد افزایش یافته است. این وضعیت تاکنون برای چند بازیکن پیامدهایی داشته است. موضوع جدی است.»
او گفت: «ما خواهان دستورالعملهای روشنتری برای مدیریت فشار کاری و ریکاوری بازیکنان هستیم. بحث بر سر فاصله میان مسابقات، دورههای استراحت متوالی، فشار ناشی از سفرها و زمانی است که بازیکنان پس از یک فصل طولانی برای بازیابی توان خود در اختیار دارند.»
سربازان دولتی در خودروی وانت نظامی در جاده منتهی به خط مقدم در تعز
وزیر اطلاعرسانی دولت یمن از تسلط عملی نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی بر تنگه بابالمندب خبر داد، اما منابع دولتی از ادامه نبرد در نزدیکی این آبراه و پیشروی همزمان حوثیها در اطراف تعز گزارش دادند.
معمر الاریانی دوشنبه ۱۳ مهر به خبرگزاری رویترز گفت نیروهای دولتی با پشتیبانی گسترده هوایی عربستان سعودی، در امتداد ساحل پیشروی کرده و مواضع کلیدی منطقه ذباب، در کنار باریکترین بخش بابالمندب، را به دست گرفتهاند.
به گفته او، باند فرود ذباب در نزدیکی ساحل تصرف شده و ارتباط نیروهای باقیمانده حوثی در منطقه قطع شده است.
با این حال، یک منبع دیگر دولتی از ادامه درگیری در پایگاهی نظامی در نزدیکی این تنگه خبر داد.
حوثیها پیشتر گزارشهای پیشروی نیروهای دولتی را «کاملا نادرست» خوانده بودند.
از سوی دیگر نیروهای مسلح دولت یمن اعلام کردند کنترل بندر مخا در دریای سرخ را پس گرفتهاند.
نبرد برای بازپسگیری مسیر صادرات نفت
بابالمندب یکی از گذرگاههای حیاتی انتقال نفت و اتصال دریای سرخ به خلیج عدن است.
تسلط حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی بر منطقه در ماه گذشته میلادی، بازارهای انرژی را متلاطم کرد؛ آن هم در شرایطی که اختلال در تنگه هرمز، صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس را محدود کرده بود.
حوثیها ۳۰ شهریور، پس از تصرف بخشهایی از ساحل دریای سرخ، به سوی ارتفاعات راهبردی تعز و لحج پیشروی کردند تا مواضع خود را در اطراف بابالمندب تثبیت و ارتباط ساحل را با مناطق تحت کنترل دولت قطع کنند.
بازپسگیری مناطق ساحلی میتواند توان حوثیها را برای مختل کردن کشتیرانی میان مدیترانه و اقیانوس هند کاهش دهد، اما بهمعنای رفع کامل تهدید نیست. این گروه همچنان میتواند از مواضع دورتر در امتداد ساحل و داخل یمن، کشتیها را با پهپاد هدف قرار دهد.
دولت بهرسمیتشناختهشده یمن ۱۲ مهر آغاز عملیات بازپسگیری مناطق تحت کنترل حوثیها را اعلام کرد.
رشاد العلیمی، رییس شورای رهبری ریاستجمهوری، وعده داد نبرد تا رهایی یمن از «چنگ شبهنظامیان تروریست»، ادامه یابد.
عربستان سعودی که نیروهای دولتی یمن را تجهیز میکند و آموزش میدهد، پشتیبانی هوایی عملیات را بر عهده دارد و برای عقب راندن حوثیها، تامین امنیت دریای سرخ و پایان دادن به حملات این گروه به خاک خود، از متحدانش کمک لجستیکی خواسته است.
ریاض ۱۳ مهر اعلام کرد صدها هدف را در یمن برای تامین پوشش هوایی عملیات بابالمندب و نیروهای زمینی هدف گرفته است.
دولت یمن نیز از حمله در چند جبهه، از جمله استان صنعا، خبر داد. وزارت بهداشت تحت کنترل حوثیها اعلام کرد حملات به مناطق سنحان و سعوان در این استان، دو کشته و هفت زخمی بر جای گذاشته است.
پیشروی حوثیها و خطر محاصره تعز
همزمان با پیشروی نیروهای دولتی در ساحل، پنج منبع نظامی وابسته به دولت یمن از پیشروی حوثیها در مسیر کوهستانی اطراف تعز خبر دادند. به گفته آنها، این تحولات نیروهای دولتی مستقر در شهر را در محاصره قرار داده است؛ روایتی که یک منبع دیگر دولتی آن را رد کرد.
حملات هفته گذشته حوثیها به یک آبگذر در جاده تعز-عدن، این مسیر را غیرقابل عبور کرده بود.
منابع نظامی گفتند نیروهای این گروه شامگاه ۱۲ مهر در شهر التربه، واقع بر ارتفاعات مشرف به جاده، پیشروی کردند.
یک منبع دولتی این پیشروی را نیز تکذیب کرد.
خبرگزاری تحت کنترل حوثیها ۱۳ مهر به نقل از یک منبع نظامی اعلام کرد نیروهای دولتی از شهرستان المواسط در استان تعز عقب رانده شدهاند و نیروهای این گروه به خانه العلیمی رسیدهاند.
تعز، سومین شهر بزرگ یمن با بیش از نیم میلیون نفر جمعیت و هزاران نیروی دولتی، از نخستین سالهای جنگ در خط مقدم قرار داشته و بارها هدف گلولهباران و تکتیراندازهای حوثیها بوده است.
خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع دو طرف گزارش داد در نبردهای ۱۲ مهر در تعز و اطراف آن، بیش از ۷۰ نفر کشته شدند.
جنگ یمن پس از تصرف صنعا به دست حوثیها در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴)، آغاز شد. ائتلاف به رهبری عربستان سعودی سال بعد برای بازگرداندن دولت وارد جنگ شد، اما درگیری به بنبستی خونین و بحرانی انسانی در فقیرترین کشور عربی انجامید.
آتشبس سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) تا تابستان امسال دوام آورد.
گسترش جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی به جبهه یمن، نبردها را دوباره شعلهور کرد و حملات موشکی و پهپادی حوثیها به شهرها و زیرساختهای عربستان سعودی، خطر اختلال را در مسیر دیگری از صادرات نفت منطقه افزایش داد.