مدرس حوزه علمیه: تجمعهای شبانه باید تا زمان انتقام خون رهبرمان گستردهتر شود


محمدجواد فاضل لنکرانی، مدرس حوزه علمیه، در ابتدای درس خارج فقه خود در صبح شنبه، با اشاره به تجمعهای شبانه حامیان حکومت در برخی نقاط کشور، گفت: «این تجمعهای شبانه باید گستردهتر شود و تا شکست کامل دشمن و انتقام خون رهبرمان، به هیچوجه نباید کمرنگ گردد.»
فاضل لنکرانی ادمه داد: «قوای نظامی ما در همین چند ماه قدمهای بزرگتری برداشته و سلاحهای پیشرفتهتری تهیه کردهاند و دشمن نیز خبر دارد.»
او افزود: «اینکه دشمن بسیار لفاظی میکند، حرف میزند، ادعا میکند، دروغ میگوید و دائما در حال فیلم بازی کردن است، به این دلیل است که میداند ایران از جهت قدرت تسلیحاتی حتی از هفت ماه پیش هم بسیار قویتر شده است.»






مردم بیدفاع، شلیکهای هدفمند، خیابانهای غرق در خون و بازداشتگاههایی که راه بازگشت نداشتند. از شهریور تا اسفند ۱۴۰۱، جمهوری اسلامی با تمام قدرت نظامی و امنیتیاش به جان مردمی افتاد که تنها سلاحشان فریاد «زن، زندگی، آزادی» بود.
از پشتبامهای از پیش اشغالشده در زاهدان تا خودروهای بدون پلاک، از سردخانهها تا بازداشتگاههای مخفی، علی خامنهای و دستان سرکوبگرش این کشتار را هدایت میکردند.
سازمان عفو بینالملل در تحقیقی گسترده درباره سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نام و مشخصات صدها قربانی را یکبهیک ثبت کرده است؛ کشتهشدگانی که در سرکوبی از پیش برنامهریزیشده جان باختند.
عفو بینالملل دستکم ۳۷۷ کشتهشده خیزش «زن، زندگی، آزادی» را ثبت کرده است؛ گرچه تاکید میکند شمار کشتهشدگان واقعی بسیار بیشتر از این تعداد است.
از این میان، نام و مشخصات دقیق ۳۲۶ نفر از معترضان و رهگذران ثبت شده است که به دست نیروهای امنیتی، هنگام پراکندهسازی تظاهرات یا در مناطقی با حضور نظامی گسترده، کشته شدند.
۳۰۲ نفر با شلیک مستقیم گلوله جان باختند که ۴۵ نفر از آنها با گلولههای ساچمهای کشته شدند.
۱۳ نفر زیر ضربوشتم جان دادند، پنج تن با برخورد مستقیم قوطی گاز اشکآور کشته شدند و یک نفر عمدا زیر خودروی نیروهای امنیتی له شد.
بیش از نیمی از این کشتهها تنها در دو هفته نخست اعتراضات جان باختند؛ نشانهای آشکار از یک تصمیم از پیش گرفتهشده برای خاموش کردن سریع خیزش مردمی با خون.
عفو بینالملل میگوید برای ۲۳۳ نفر توانست شواهد کافی گرد آورد که نشان دهد کشتار آنها از نظر حقوق بینالملل، «غیرقانونی» بوده است؛ به این معنی که نیروهای امنیتی نه برای دفع خطر، بلکه برای مجازات و وحشتآفرینی، اسلحه به کار بردهاند.
این سازمان تاکید میکند باقی موارد هم به احتمال بسیار زیاد شامل همین اصل حقوقی هستند، گرچه نیاز به بررسی بیشتر دارند.
الگوی کشتار از ۲۸ شهریور در کردستان آغاز شد؛ روزی که چهار مرد در دیواندره، دهگلان و سقز جان باختند.
روز بعد، هفت قربانی دیگر در مازندران، آذربایجان شرقی، کرمانشاه و آذربایجان غربی به این فهرست افزوده شدند.
اما نقطه عطف واقعی ۸ مهرماه بود؛ روزی که در یک شهر و طی چند ساعت، بیشترین کشتار یکروزه کل خیزش رقم خورد: «جمعه خونین» زاهدان. ۸۷ نفر از مردم بلوچ کشته شدند.
مهرماه با کشتار ۴۹ نفر دیگر گذشت، بیشتر در استانهای کردنشین. آبانماه، با همزمانی سالگرد اعتراضات سراسری سال ۱۳۹۸، خونینترین ماه از نظر شمار قربانیان بود: ۹۵ نفر، که نزدیک به نیمی از آنها باز هم از مناطق کردنشین بودند.
حتی شکست تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی در ۸ آذرماه به بهانهای برای کشتار بدل شد. مهران سماک در بندر انزلی تنها بهخاطر بوق زدن در همدلی با جشن معترضان، هدف گلوله قرار گرفت.
از آذرماه، با موجی از بازداشتهای خودسرانه و اجرای حکم اعدام محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد، وحشت حاکم شد و اعتراضات خیابانی رو به کاهش نهاد؛ هرچند اعتصابها، تحصن دانشجویان و نافرمانیهای مدنی همچنان ادامه یافت.
این کشتار سراسری، در هر استان، چهرهای متفاوت اما یک امضای واحد داشت. در سیستان و بلوچستان، یکی از محروم نگهداشتهشدهترین استانهای ایران دستکم ۱۰۶ نفر جان باختند.
در جمعه خونین زاهدان، نیروهای امنیتی از پشتبام پاسگاه پلیس و خانههای اطراف، مستقیم بهسوی نمازگزاران مصلای بزرگ شهر آتش گشودند.
۸۴ نفر با گلوله، دو زن با خفگی ناشی از گاز اشکآور در فضای بسته بخش زنان، و دختربچهای شش ساله با برخورد قوطی گاز به سرش جان سپردند.
جمعههای بعدی، همین الگو در خاش، تفتان، ایرانشهر و سراوان تکرار شد. در خاش، پسری ۱۴ ساله به نام مبین میرکازهی در راه بازگشت از نماز به خانه، با گلوله به سر کشته شد.
همچنین پیکر بیجان یاسر بهادرزهی، نوجوانی ۱۷ ساله و دارای معلولیت، در نزدیکی استانداری خاش رها شد.
در کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی ۹۵ نفر جان باختند که نزدیک به ۳۰ درصد از کشتهشدگان کل کشور است.
سنندج، سقز، جوانرود، بوکان و مهاباد بارها شاهد چرخهای از سوگ، تظاهرات و کشتار مجدد بودند. مراسم چهلم یک قربانی، خود به تظاهرات و کشتار تازه ختم میشد.
در مازندران و گیلان، ۳۷ نفر در همان روزهای نخست جان باختند. در آمل، غزاله چلابی لحظه شلیک ماموران به خودش را با موبایل فیلمبرداری کرد. در مراسم چهلمش دهها زن روسریهایشان را سوزاندند.
در استان البرز، ۱۶ نفر کشته شدند؛ از جمله سارینا اسماعیلزاده، دختر ۱۶ سالهای که با ضربه باتوم به سرش جان داد و حدیث نجفی که تصاویر جسدش نشانگر دهها زخم ساچمه در سینه، گردن و دست چپش بود. او دستش را برای محافظت از صورتش بالا گرفته بود.
مهدی حضرتی، نوجوان ۱۸ ساله، در فاصله ۵۰ متری از نیروهای امنیتی و بدون هیچ تهدیدی برای آنها هدف قرار گرفت. تصاویر انتقال پیکر او توسط وانت منتشر شد.
در تهران دستکم ۳۰ نفر جان باختند. سیاوش محمودی، نوجوان ۱۶ ساله، مقابل پایگاه بسیج ثارالله با گلوله کشته شد.
مادرش، لیلا مهدوی، خیابانها را صحنه جنگ توصیف کرده و میگوید بیش از پنجاه موتورسوار مسلح را دیده بود.
در خوزستان، فاجعه ایذه در ۲۵ آبانماه یکی از دردناکترین صحنههای این خیزش را رقم زد. نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم به خودروهای در حال عبور، سه نفر بیگناه را کشتند.
از جمله کیان پیرفلک، پسربچه ۹ سالهای که عاشق علم رباتیک بود و تصاویرش به نمادی از خیزش مردمی بدل شد.
مادرش، زینب مولاییراد، در مراسم تشییع او فریاد زد که ماموران لباسشخصی با وجود توقف خودرو، همچنان بهسوی آن شلیک کردند.
حکومت این کشتار را «حمله تروریستی» خواند و مجاهد کورکور، مردی بیگناه، را پس از شکنجه و اعتراف اجباری، در خرداد ۱۴۰۴ اعدام کرد. خانواده کیان بارها بهصراحت گفتند مجاهد بیگناه بوده است.
در اصفهان، فارس و ۱۲ استان دیگر، دستکم ۳۳ نفر دیگر جان باختند. از جمله مهسا مگویی در فولادشهر که با ساچمه از فاصلهی نزدیک هدف قرار گرفت.
جمهوری اسلامی پدرش را تحت فشار قرار داد تا در صداوسیما بگوید پلیس بیگناه است.
کشتار خیابانی تنها بخشی از این پرونده سیاه است. عفو بینالملل با استناد به اصول حقوق بینالملل تاکید میکند دولت مسئول هر مرگ در بازداشت است، مگر آنکه با تحقیقاتی مستقل، بیطرف و شفاف نقض شود.
صحنه مرگ باید همچون صحنه جرم تلقی شود و کالبدشکافی الزامی است. عفو بینالملل نام ۱۷ مرد و یک زن را ثبت کرده که پس از بازداشت، در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی جان باختند. اکثر این مرگها در مهر و آبان رخ داد.
تنها در یک مورد، مقامات بهطور کامل پذیرفتند که نیروهای امنیتی مسئول مرگ بودند؛ امیرجواد اسعدزاده که در مشهد هنگام شعارنویسی بازداشت و کشته شد.
در سه مورد دیگر، رامین فاتحی در سقز، هیمن امان در بوکان، و شادمان احمدی در دهگلان، مقامات بازداشت و مرگ را پذیرفتند، اما مدعی خودکشی شدند. در باقی موارد، حکومت اصل بازداشت را کاملا انکار کرد.
شیوه اطلاعرسانی به خانوادهها در همه این موارد، الگویی یکسان داشت. تماس ناگهانی و بینام، هدایت به سردخانه یا کلانتری و تنها چند دقیقه فرصت برای دیدن جسد.
بیشتر خانوادهها نشانههای واضح ضربوشتم شدید از جمله شکستگی جمجمه، فک و بینی را بر بدن عزیزشان دیدند.
صورت مهدی کرمآشتیانی که پس از زخمی شدن در تظاهرات بازداشت شده بود، با ساچمه پوشیده شده و چشمانش از بین رفته بود.
مقامات پیش از تحویل جسد، خانوادهها را وادار به امضای اسنادی میکردند که علت مرگ را به سکته، تصادف یا خودکشی نسبت میداد. تهدید به دفن مخفیانه یا آسیب به دیگر اعضای خانواده، ابزار همیشگی این اجبار بود.
حتی پس از آزادی از بازداشت، مرگ همچنان در کمین قربانیان بود. طبق اصول حقوق بینالملل هر مرگی که ظرف ۳۰ روز پس از آزادی رخ دهد، باید مرتبط با دوران بازداشت فرض شود.
عفو بینالملل ۱۰ نفر را شناسایی کرده که پس از آزادی، بر اثر آسیبهای ناشی از شکنجه یا خودکشی جان باختند.
شهریار عادلی شش روز پس از آزادی با وثیقه، بر اثر جراحاتی درگذشت که ناشی از ضربه با ابزار سنگین تشخیص داده شد.
ستایش شریفینیا کمتر از یک ماه پس از آزادی درگذشت. کارکنان بیمارستان به خانوادهاش گفته بودند که او آسیب گسترده بدنی و آسیب به یکی از ریههایش دارد، در حالی که رسانههای دولتی بیانیهای اجباری از مادرش پخش کردند که هرگونه ارتباط مرگ او را با اعتراضات رد میکرد.
محمد حاجی رسولپور نیز شش روز پس از آزادی، در حالی که هوشیاریاش را از دست داده بود و قدرت سخنگفتن نداشت، جان سپرد.
مریم آروین، وکیل دادگستری، پس از بازداشت بهخاطر حمایتش از معترضان، در زندان سیرجان دچار بیماری شدید شد و هفتهها بعد، بر اثر نارسایی ریه و کلیه درگذشت.
خانوادهاش ادعای خودکشی مقامات را بهشدت رد کردند و بر سلامت کامل او پیش از بازداشت و نامزدی تازهاش تاکید کردند.
برزین حمزهزاده در سردشت هم پیش از آنکه جان بسپارد، یک سال تمام با عوارض کلیوی و از دست دادن هوشیاری ناشی از بازداشت دستوپنجه نرم کرد.
پنج جوان دیگر مدت کوتاهی پس از آزادی، به مرگ خودخواسته جان باختند.
این خودکشیها به گفته مدافعان حقوق بشر، ریشه در آسیب روانی ناشی از شکنجه و بدرفتاری در بازداشت داشت.
عفو بینالملل با تاکید بر فاصله زمانی کوتاه میان آزادی و مرگ، خواستار تحقیقات مستقل درباره نقش دولت در این خودکشیها شد.
یک الگوی واحد در سراسر سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» وجود دارد؛ کشتاری که هرگز بهعنوان کشتار پذیرفته نشد، مرگی که همیشه به گردن قربانی افتاد و خانوادههایی که تنها گزینهشان سکوت یا تهدید بود.
عفو بینالملل تاکید میکند این آمار، تنها بخشی از فهرست واقعی قربانیان است.
مستندات این سازمان ثابت میکند که این کشتار سازمانیافته، از فرماندهی مرکزی نظامی تا اجرا در خیابانها و بازداشتگاهها، حاصل یک سیاست واحد و از پیش تعیینشده بود و بخشی انکارناپذیر از جنایات علیه بشریت است.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند ۹ زن زندانی سیاسی در زندان اوین برای یک ماه از تماس تلفنی با خانوادههای خود محروم شدهاند. همزمان، مینو روزهدار برای یک ماه از ملاقات با خانواده و وکیل و همچنین دریافت دارو، کتاب و لوازم ضروری محروم شده است.
۹ زندانی سیاسی مشمول ممنوعیت تماس تلفنی گلرخ ایرایی، بیتا علی همتی، تارا داودی، کیمیا داودی، مینو روزهدار، فاطمه پناه رضایی، سکینه پروانه، نسیم سیمیاری و غزل مرزبان هستند.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، مسئولان زندان و یگانه ایراندوست، رییس بند زنان زندان اوین، هیچ توضیحی درباره دلیل این ممنوعیت ندادهاند.
این منابع افزودند بر اساس مقررات زندان، شورای زندان و مدیر هر بند موظف هستند دلیل محرومیت را به زندانیان اعلام و حکم صادرشده را بهصورت کتبی به آنان ابلاغ کنند، اما این ممنوعیت بدون اعلام رسمی یا ابلاغ کتبی اعمال شده است.
زندانیان پس از تلاش برای برقراری تماس با خانوادههای خود متوجه شدند کارتهای تماس آنان مسدود شده است.
ایراناینترنشنال هفتم مهر گزارش داد ۲۳ نفر از ۴۶ زن زندانی سیاسی در اوین بهصورت تنبیهی برای سه تا ۹ هفته از ملاقات با خانواده و وکیل محروم شدهاند.
هشت نفر از ۹ زندانی که اکنون با ممنوعیت تماس تلفنی مواجه شدهاند، در میان همان ۲۳ نفر قرار داشتند.
روزهدار در زمان انتشار آن گزارش مشمول ممنوعیت ملاقات نبود.
تهدید روزهدار پس از برداشتن شال در بیمارستان
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند روزهدار در جریان اعزام به بیمارستان، شال خود را برداشت و پس از آن، از سوی یک نیروی امنیتی تهدید شد.
مامور اعزام پس از بازگرداندن روزهدار از بیمارستان به اوین، او را نزد نیروهای امنیتی مستقر در زندان برد.
به گفته این منابع، حفاظت زندان اوین از شنبه ۱۱ مهر محدودیتهایی را علیه روزهدار اعمال کرد که علاوه بر تماس تلفنی، شامل ملاقات با خانواده و وکیل و دریافت دارو، کتاب و لوازم ضروری است.
همه این محدودیتها برای یک ماه اعمال شدهاند.
حفاظت زندان همچنین از تحویل کتابهای درسی و آموزشی روزهدار که پیشتر مجوز ورود آنها به بند صادر شده بود، خودداری کرده است.
روزهدار مادر سه فرزند ۷، ۱۰ و ۱۲ ساله است. فرزند خردسال او اول مهر در حالی برای آغاز سال تحصیلی به مدرسه رفت که مادرش در زندان بود و امکان همراهی او را نداشت.
این زندانی سیاسی طی سالهای اخیر چهار بار به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
او آخرین بار دی ۱۴۰۴، پس از حدود دو ماه تعقیب و گریز از سوی نیروهای امنیتی، بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان اوین محبوس است.
او پیشتر نیز بهدلیل اعتراض به رفتار زندانبانان به سلول انفرادی بند زنان اوین منتقل شد، اما پس از اعتراض همبندیهایش، یک روز بعد به بند بازگردانده شد.
زنان زندانی سیاسی اوین در ماههای گذشته به بازرسی بدنی، استفاده از دستبند و پابند هنگام اعزام به بیمارستان، کاهش مدت ملاقات و حضور ماموران حفاظت در سالن محل سکونت زندانیان اعتراض کرده بودند.
بند زنان زندان اوین که از آن با عنوان «خط مقدم جنبش زن، زندگی، آزادی» یاد شده، در سالهای گذشته شاهد اعتراضها و موضعگیریهای زندانیان سیاسی زن درباره اعدامها، بازداشتها، فقر، فساد و سرکوب معترضان بوده است.
تحصن و اعتصاب غذا در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام از جمله این اقدامات بوده است.
شماری از زندانیان در پی این اعتراضها با تشکیل پروندههای تازه مواجه شدهاند.
دو مرد ایرانی که بهصورت غیرقانونی وارد بریتانیا شده بودند، به اتهام برنامهریزی برای حمله به جامعه یهودیان منچستر در دادگاه حاضر شدند. پلیس میگوید این دو نفر دستورالعمل ساخت بمب کلر در اختیار داشتند و برای تهیه مواد و اجزای لازم اقدام کرده بودند.
پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا اعلام کرد سلام احمدیان، ۳۶ ساله و ساکن لیورپول، و رحمان صالحی، ۳۴ ساله و ساکن سالفورد، ۲۹ شهریور در منچستر بازداشت و ۱۰ مهر تفهیم اتهام شدند.
اتهام آنها «انجام اقداماتی برای آمادهسازی ارتکاب اعمال تروریستی» در آستانه یوم کیپور، مقدسترین روز در تقویم دینی یهودیان، عنوان شده است.
متهمان صبح شنبه ۱۱ مهر در دادگاه بدوی وستمینستر لندن حاضر شدند. صالحی با کمک مترجم کُردی و احمدیان با کمک مترجم فارسی، نام، تاریخ تولد و نشانی محل سکونت خود را تایید کردند.
نینا تمپیا، قاضی دادگاه، دستور داد هر دو نفر همچنان در بازداشت بمانند. قرار است آنها اول آبان برای جلسه بعدی در دادگاه اولد بیلی لندن حاضر شوند.
در سالهای اخیر، افزایش تهدیدات جمهوری اسلامی در اروپا، بهویژه در بریتانیا، به نگرانیها درباره گسترش دامنه نفوذ حکومت ایران دامن زده است.
شبکه البیسی اردیبهشتماه گزارش داد روند بهکارگیری شهروندان بریتانیایی از سوی عوامل حکومت ایران برای انجام عملیات خرابکارانه با شتابی قابل توجه در جریان است.
پیشتر در فروردینماه، تلگراف نوشت پرستیوی، شبکه خبری انگلیسیزبان صداوسیمای جمهوری اسلامی، از دفتر خود در لندن بهعنوان پوششی برای جذب مهره استفاده میکند.
احتمال ارتباط با فردی در ایران
البیسی ۱۱ مهر گزارش داد صالحی و احمدیان در ارتباط با طرح حمله به جامعه یهودیان منچستر با فرد سومی در خارج از بریتانیا در تماس بودهاند که احتمال میرود در ایران باشد.
بر اساس اطلاعات مطرحشده در جلسه دادگاه، صالحی در سال ۲۰۲۰ با قایق بهصورت غیرقانونی وارد بریتانیا شد. او پیش از آن در آلمان درخواست پناهندگی داده و پنج سال در این کشور زندگی کرده بود.
بریتانیا در سال ۲۰۲۳ با درخواست پناهندگی صالحی موافقت کرد و او تا ژوییه ۲۰۲۸ اجازه اقامت در این کشور را دارد.
احمدیان نیز در سال ۲۰۲۳ با قایق وارد بریتانیا شد و درخواست پناهندگی او همچنان در دست بررسی است.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که اد میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا، دوم مهر در دیدار با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، هشدار داد لندن ارعاب، تهدید یا فعالیت خصمانه گروههای مرتبط با حکومت ایران در خاک بریتانیا را تحمل نخواهد کرد.
۲۰ خرداد، ۲۲ کشور در آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه در بیانیهای مشترک، «اقدامات تروریستی» جمهوری اسلامی در خاک خود را محکوم کردند و هشدار دادند تهران باید فورا به این اقدامات پایان دهد.
دستورالعمل ساخت بمب و شناسایی اهداف احتمالی
به گفته پلیس متروپولیتن، این دو مرد دستورالعمل ساخت بمب کلر را به دست آورده و مایعات و دیگر اجزای لازم برای ساخت یک وسیله انفجاری دستساز را تهیه کرده بودند.
آنها همچنین متهم هستند با استفاده از اینترنت، اهداف احتمالی را شناسایی کرده، تصاویر، طرحها و نقشههایی از این مکانها به دست آورده و برای بررسی میدانی برخی از آنها اقدام کردهاند.
یکی از این مکانها، کنیسه هیتون پارک است که سال گذشته هدف حمله تروریستی قرار گرفت. ۱۱ مهر ۱۴۰۴، حمله یک بریتانیایی سوریتبار به این کنیسه دو کشته بر جای گذاشت.
تهدیدهای فرامرزی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر عمدتا خبرنگاران و رسانههای مستقل مانند ایراناینترنشنال، مخالفان جمهوری اسلامی و اهداف یهودی و اسرائیلی را نشانه گرفتهاند.
دولت بریتانیا ۲۶ تیر سپاه پاسداران را بهعنوان تهدیدی علیه امنیت ملی این کشور معرفی کرد و نام آن را در فهرست گروههای غیرقانونی قرار داد.
نگرانی در جامعه یهودیان بریتانیا
شبانه محمود، وزیر کشور بریتانیا، تایید کرد دو مظنون به اتهام برنامهریزی برای حمله تروریستی علیه جوامع یهودی در منچستر تفهیم اتهام شدهاند.
او این خبر را برای جامعه یهودیان بریتانیا «بسیار نگرانکننده» خواند و افزود ورود هر دو مظنون با قایق به بریتانیا، ضرورت ادامه تلاشهای دولت برای مقابله با مهاجرت غیرقانونی را یادآوری میکند.
ویکی ایوانز، معاون کمیسر و هماهنگکننده ارشد ملی پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا، نیز گفت بر اساس ارزیابیها، در حال حاضر تهدیدی متوجه عموم مردم نیست.
او هشدار داد انتشار این خبر در دوره اعیاد مهم یهودی، همزمانی آن با سالگرد حمله به کنیسه هیتون پارک و افزایش موارد یهودستیزی در بریتانیا، احتمالا به نگرانیهای جامعه یهودیان دامن خواهد زد.
ایوانز ادامه داد: «اگرچه این پرونده و تحقیقات درباره حادثه پایگاه فرفورد هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، میخواهم به مردم اطمینان بدهم که پلیس مبارزه با تروریسم در همکاری با شرکای امنیت ملی، از تمام ظرفیتهای خود برای محافظت از بریتانیا در برابر هرگونه اقدام خصمانه بهره میگیرد.»
پنجم مهر، پنج مرد بریتانیایی در نزدیکی پایگاه هوایی فرفورد در غرب انگلستان به ظن ارتکاب جرائم مرتبط با تروریسم و مواد منفجره بازداشت شدند. این افراد یک روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند.
بریتانیا به آمریکا اجازه داده بود از بمبافکنهای مستقر در این پایگاه برای حمله به مواضع جمهوری اسلامی استفاده کند.
در همین ارتباط، پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا ۹ مهر یک شهروند دوتابعیتی ایرانی-بریتانیایی را به ظن آمادهسازی اقدامات تروریستی دستگیر کرد که او نیز با قرار وثیقه آزاد شد.
اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، هشتم مهر گفت بر اساس «نشانههای قوی»، حکومت ایران در حادثه مشکوک اخیر در پایگاه فرفورد نقش داشته است.
مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال در سمینار سالانه مجوز حرفهای درباره جرایمی که برای نگرفتن مجوز حرفهای وجود دارد، گفت: «ضمانتهای اجرایی جدیتری در نظر گرفته شده است؛ از جمله کسر سه امتیاز، سپس کسر شش امتیاز، سقوط به دسته پایینتر و در نهایت عدم صدور مجوز فعالیت.»
او گفت: «اجرای برخی جرائم در سالهای اول با اغماض همراه شد. البته همه این تصمیمات امکان استینافخواهی دارد، اما اگر رأی در مرحله استیناف نیز تأیید شود، رئیس و اعضای هیأترئیسه نمیتوانند این جرائم را تغییر دهند، مگر در موارد بسیار استثنایی که امکان طرح موضوع در CAS وجود داشته باشد.»
رییس فدراسیون فوتبال درباره الزامات مربوط به ورزشگاههای خانگی تیمها گفت: «ورزشگاهها به پنج دسته تقسیم شدهاند و برای کشورهایی مانند ایران شرایط مقداری سخت شده است. الزاماتی مانند ظرفیت ورزشگاه باید مشخص و تعیین شود و پس از آن موضوعاتی مانند سقف دو سمت، نور و جایگاه VVIP مطرح است.»
او گفت: «اخیراً الزاماتی درباره برخورداری ورزشگاههای دارای معیار A مطرح شده است که با توجه به سختی کار، در شرایط فعلی ضرورت عمومی ندارد و بیشتر برای بخشهایی مانند جایگاه و روبهروی جایگاه مورد توجه قرار گرفته است. البته این مصوبه از سال ۲۰۲۸ اجرایی خواهد شد.»
تاج درباره دستورالعملهای مالی و بازی جوانمردانه گفت: «قبلاً درباره بودجه باشگاهها، جذب بازیکنان خارجی و قرارداد بازیکنان داخلی مباحثی مطرح میشد. درباره بازیکنان خارجی برخی مواقع اتفاقاتی میافتاد که این بازیکن از نفرات داخلی ما سطح پایینتری داشت؛ کیفیت بازیکنان خارجی باید در سطح قابل قبولی باشد. به همین دلیل معیارهایی مانند سابقه بازی ملی یا حضور در لیگهای باکیفیت را در نظر گرفتیم.»
او گفت: «نهایت فلسفه بازی جوانمردانه مالی این است که اگر وضعیت مالی باشگاه خوب است، میتواند بازیکن گرانقیمت خریداری کند و اگر شرایط مالی مناسبی ندارد، باید بازیکن گران قیمت خود را بفروشد.»
رییس فدراسیون فوتبال گفت: «در بحث دخل و خرج باشگاهها باید کاهش زیان انباشته را داشته باشیم. همه باشگاهها زیان انباشته دارند؛ باید جلوی زیان عملیاتی را هم بگیریم. باشگاهها باید هزینههای خود را کاهش دهند و باید مانع زیاندهی خود در هر فصل شوند.»
او گفت: «باشگاهها باید وابستگی خود را به شرکت مادر کاهش دهند و در دفاتر خود نشان دهند که میزان وابستگی به بانک یا شرکتهای مادر کاهش یافته است. باشگاهها باید از طریق سایر منابع درآمدی درآمدهای خود را افزایش دهند و وابستگی به شرکت مادر مالک را به ۶۰ درصد کاهش دهند.»
تاج گفت: «مهمتر از همه این است که باشگاهها باید صورتهای مالی خود را افشا کنند. اگر اعلام میکنیم هزینههای باشگاه فلان مبلغ بوده و میزان زیان نیز مشخص است، مردم باید بتوانند این اطلاعات را ببینند و مطالبهگر باشند. باید صورتهای مالی و سود و زیان باشگاهها به هر طریق ممکن افشا شود. به ما گفته شده است که این موضوع باید بهصورت سالانه انجام شود و یکی از سرفصلهای مهم مجوز حرفهای است.»
دادستان کل امارات متحده عربی اعلام کرد کمکخلبان پرواز فلایدبی از دبی به تلآویو، با تبر اضطراری کابین به خلبان حمله کرده و کوشیده است کنترل هواپیما را به دست بگیرد. به گفته او، تحقیقات نشان میدهد این اقدام تلاشی برای انجام «حمله تروریستی» بوده است.
حمد سیف الشامسی شنبه ۱۱ مهر در بیانیهای که خبرگزاری دولتی امارات منتشر کرد، گفت بررسی انگیزههای مظنون و دیگر ابعاد حادثه ادامه دارد و نتایج پس از تکمیل مراحل لازم، اعلام خواهد شد.
این نخستین بار است که بازرسان اماراتی، حادثه پرواز «افزد۱۰۷۳» را «تلاش برای حمله تروریستی» توصیف میکنند.
دادستان کل این کشور نهم مهر دستور آغاز تحقیقات درباره احتمال تروریستی بودن حادثه، برنامهریزی قبلی و هدایت آن از سوی افراد دیگر را صادر کرده بود.
استفاده از تبر اضطراری کابین
الشامسی اعلام کرد کمکخلبان داخل کابین با تبر اضطراری به کاپیتان حمله کرده و کوشیده است کنترل هواپیما را به دست بگیرد. این نوع تبر معمولا برای استفاده در وضعیتهای اضطراری، از جمله سانحه، در کابین نگهداری میشود.
پس از انتشار این بیانیه، انور قرقاش، مشاور ارشد رییس امارات، در رسانه اجتماعی ایکس نوشت این کشور هیچگونه تحملی در برابر تروریسم ندارد و با گفتار افراطگرایانه نیز با اغماض برخورد نخواهد کرد.
فلایدبی، که متعلق به دولت دبی است، ۱۱ مهر اعلام کرد شرایط حادثه همچنان بررسی میشود و امکان اظهارنظر بیشتر ندارد.
غیث الغیث، مدیرعامل شرکت، در نخستین اظهارات علنی خود، علت تغییر مسیر پرواز را «حادثهای ایمنی» در کابین توصیف کرده بود.
مهار مهاجم و فرود در عربستان سعودی
حادثه پرواز فلایدبی هشتم مهر در هواپیمایی با بیش از ۱۷۰ مسافر و خدمه رخ داد. بیشتر مسافران اسرائیلی بودند و مقامهای اسرائیلی گفتهاند کمکخلبان قصد سرنگون کردن هواپیما را داشته است.
مسافران و خدمه، کمکخلبان را مهار کردند و یک خلبان ذخیره فلایدبی که در پرواز حضور داشت، کنترل هواپیما را به دست گرفت و آن را در فرودگاه تبوک در شمالغرب عربستان سعودی فرود آورد.
اسمیت ماچهر، کاپیتان هندی پرواز، پیشتر شرح داد که با وجود جراحات توانسته است در کابین را باز کند تا دیگران برای کمک وارد شوند.
بر اساس دادههای فلایترادار۲۴ که خبرگزاری رویترز نقل کرده، هواپیما هنگام پرواز بر فراز عربستان سعودی، در اندکی بیش از ۳۰ ثانیه حدود ۱۶ هزار و ۶۲۵ پا، معادل حدود پنج هزار و ۶۷ متر، ارتفاع از دست داد.
هویت مظنون و پرسش درباره سوابق او
یک منبع با اطلاع مستقیم و منبع دیگری آگاه از تحقیقات، نام کمکخلبان را «حمام الحمامی»، تبعه عمان، اعلام کردند.
مقامهای امارات و فلایدبی هنوز هویت او را علنا اعلام نکردهاند و امارات به درخواست رویترز برای تایید این نام پاسخ فوری نداده است.
مقامهای اسرائیلی پیشتر تابعیت عمانی او را اعلام کرده بودند. عمان درباره حادثه اظهارنظری نکرده است.
والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داد این فرد به دلیل نگرانی درباره دیدگاههای افراطیاش در عمان از پرواز منع شده بود.
مشخص نیست این نگرانیها به فلایدبی منتقل شده است یا نه.
مشارکت اسرائیل در تحقیقات امارات
متهم این حادثه پس از بازداشت در عربستان سعودی، نهم مهر به ابوظبی منتقل شد.
یک مقام دولت اسرائیل ۱۰ مهر به رویترز گفت بازرسان اسرائیلی در تحقیقات به رهبری امارات مشارکت خواهند کرد تا وقایع، انگیزهها و سوابق مظنون را بررسی کنند.
نهاد اسرائیلی مشارکتکننده در تحقیقات مشخص نشده است.
عمان با اسرائیل روابط دیپلماتیک رسمی ندارد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفته است خلبانان چنین کشورهایی مجاز به انجام پرواز به اسرائیل نیستند.
روشن نیست الحمامی چگونه برای این پرواز در نظر گرفته شده است.
نتانیاهو ۱۰ مهر گفت احتمال هدایت کمکخلبان از سوی دیگران بررسی میشود و هر فرد دخیل «بهای سنگینی» خواهد پرداخت.
او یک روز پیشتر گفته بود مظنون تحت تلقین افراطگرایی اسلامگرایانه قرار گرفته، اما اذعان کرده بود انگیزه او هنوز مشخص نشده است.