• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نتانیاهو دستور افزایش تدابیر امنیتی در شرکت‌های هواپیمایی اسرائیلی و خارجی را صادر کرد

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۶:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

خبرگزاری رویترز به نقل از سخنگوی دفتر نخست‌وزیری اسرائیل گزارش داد بنیامین نتانیاهو در پی حادثه پرواز فلای‌دبی دستور داده تدابیر امنیتی در شرکت‌های هواپیمایی اسرائیلی و غیر اسرائیلی افزایش یابد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند
۱

رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند

۲

پایان حضور نظامی آمریکا در عراق؛ چالش خلا امنیتی، سایه نیابتی‌ها و بیم تجدید قوای داعش

۳
اختصاصی

افشای هویت عامل اصلی اطلاعات سپاه پاسداران در فساد فروش نفت؛ مصطفی احدی کیست؟

۴

جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

۵
تحلیل

محمدرضا جلایی‌پور و سفیدشویی انفرادی؛ وقتی شکنجه «فرصت بالندگی» خوانده می‌شود

انتخاب سردبیر

  • رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند

    رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند

  • جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

  • بدن به مثابه میدان نبرد در مبارزه ایران؛ تتو در برابر گلوله
    گزارش ویژه

    بدن به مثابه میدان نبرد در مبارزه ایران؛ تتو در برابر گلوله

  • بهای دلار از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد

    بهای دلار از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد

  • یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین به‌دلیل بدهی ۳ میلیون یورویی در استانبول توقیف شد

    یک هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین به‌دلیل بدهی ۳ میلیون یورویی در استانبول توقیف شد

•
•
•

مطالب بیشتر

هشدار نتانیاهو به محمد بن زاید: تهران آماده حمله می‌شود؛ محسن رضایی امارات را تهدید کرد

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۵:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شبکه سی‌ان‌ان گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در سفر اعلام‌نشده خود به شیخ محمد بن زاید، رییس امارات متحده عربی، گفته ارزیابی اسرائیل این است که جمهوری اسلامی احتمالا طی هفته‌های آینده حمله‌ای را در منطقه آغاز می‌کند. تهران به این سفر به‌تندی واکنش نشان داده است.

سی‌ان‌ان به‌نقل از یک منبع اسرائیلی مطلع از این دیدار افزود که نتانیاهو همچنین اطلاعات تازه‌ای را درباره ازسرگیری برنامه هسته‌ای ایران و به‌ویژه فعالیت‌های جدید در سایت کوه کلنگ گزلا در اختیار رییس امارات متحده عربی قرار داده است.

براساس این گزارش موضوع ایران بخش عمده‌ای از مذاکرات روز یک‌شنبه نتانیاهو محمد بن زاید بوده است.

واکنش جمهوری اسلامی

محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، چهارشنبه هشت مهر در شبکه اجتماعی ایکس، بدون نام بردن مستقیم از امارات متحده عربی، نوشت: «همان‌طور که میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا برای شما امنیت به ارمغان نیاورده، میزبانی از “قصاب غزه” نیز پیامدهای خوشایندی در پی نخواهد داشت.»

او در ادامه نوشت: «از جنگ اخیر درس بگیرید، از دامن زدن به جنگ‌ها دست بردارید و از طرح ادعاهای بی‌اساس درباره جزایر ایرانی خودداری کنید.»

  • اکسیوس: میانجی‌گری قطر پیشرفتی نداشته و نگرانی از بازگشت به درگیری گسترده افزایش یافته است

    اکسیوس: میانجی‌گری قطر پیشرفتی نداشته و نگرانی از بازگشت به درگیری گسترده افزایش یافته است

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز شامگاه سه‌شنبه هفت مهر، در بیانیه‌ای سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به امارات متحده عربی را به‌شدت محکوم کرد و درباره «پیامدهای بسیار خطرناک» حضور اسرائیل در منطقه هشدار داد.

حضور مقام ارشد امنیتی عربستان در دیدار نتانیاهو و محمد بن زاید

سی‌ان‌ان در عین حال گزارش داده که یک مقام ارشد امنیتی عربستان سعودی نیز در این دیدار حضور داشته و تحولات اخیر منطقه از جمله فعالیت حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن، وضعیت تنگه باب‌المندب در دریای سرخ و تنگه هرمز از دیگر موضوعات مورد بحث در این نشست بوده است.

براساس این گزارش همسر نتانیاهو، رییس شورای امنیت ملی اسرائیل، رییس موساد، دبیر نظامی نخست‌وزیر و یک مشاور سیاسی نیز نخست‌وزیر اسرائیل را در این سفر همراهی کردند.

پس از انتشار خبر سفر محرمانه نتانیاهو به امارات، خبرگزاری رسمی امارات، وام، برگزاری دیدار محمد بن زاید و نتانیاهو را تایید کرد. این نخستین بار است که امارات به طور علنی سفر نتانیاهو به این کشور را تایید می‌کند.

وام اعلام کرد دو رهبر درباره روابط دوجانبه اسرائیل و امارات و راه‌های تقویت و توسعه آن گفت‌وگو کردند. دفتر نخست‌وزیر اسرائیل نیز گفت محور مذاکرات «تقویت روابط دو کشور و چالش‌های منطقه‌ای» بوده است.

دفتر نتانیاهو در ماه مه نیز اعلام کرده بود نخست‌وزیر اسرائیل در ماه مارس و در نخستین روزهای جنگ ایران، سفری محرمانه به امارات داشته و آن را یک «پیشرفت تاریخی» توصیف کرده بود. وزارت امور خارجه امارات در آن زمان این ادعا را «کاملا بی‌اساس» خواند.

گسترش همکاری‌های اسرائیل و امارات

روابط امارات متحده عربی و اسرائیل در یک سال گذشته و در جریان جنگ ایران بیش از هر زمان دیگر گسترش یافته است. اسرائیل یک سامانه دفاع موشکی «گنبد آهنین» در امارات مستقر کرده و مقام‌های اسرائیلی نیز گفته‌اند همکاری‌های امنیتی میان دو کشور به سطحی بی‌سابقه رسیده است.

  • وال‌استریت ژورنال: کاهش اهرم تهران در تنگه هرمز خطر تشدید درگیری را افزایش داده است

    وال‌استریت ژورنال: کاهش اهرم تهران در تنگه هرمز خطر تشدید درگیری را افزایش داده است

نتانیاهو سه‌شنبه هفتم مهر نیز هنگام بازدید از پایگاه هوایی تل نوف در پیامی ویدیویی به زبان عبری گفت: «نشانه‌هایی در دست داریم که حاکی از آن است دشمنان ما در آستانه انتخابات تلاش خواهند کرد به ما حمله کنند.»

او از کشور یا گروه خاصی نام نبرد، اما خطاب به دشمنان اسرائیل افزود: «از پایگاه نیروی هوایی و با تکیه بر بازوی بلند اسرائیل، این پیام را برای شما می‌فرستم: با ما درنیفتید؛ نه اکنون و نه هیچ‌وقت دیگر. بازوی بلند ما در هر نقطه و هر زمانی به شما خواهد رسید.»

جنجال بر سر هشدارهای پیش از هفتم اکتبر

سفر نتانیاهو به امارات دقیقا یک ماه پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و در شرایطی صورت گرفت که گزارش‌ها درباره هشدارهای احتمالی کشورهای منطقه به نتانیاهو پیش از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس، به موضوعی جنجالی در کارزار انتخاباتی اسرائیل تبدیل شده است.

روزنامه‌های هاآرتص و نیویورک‌تایمز پیش‌تر گزارش داده بودند که شیخ محمد بن زاید چند روز پیش از حمله هفتم اکتبر، درباره احتمال یک عملیات بزرگ حماس به نتانیاهو هشدار داده بود.

نشریه آتلانتیک نیز جداگانه گزارش داده است که عباس کامل، رییس وقت دستگاه اطلاعاتی مصر، در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۳ به اسرائیل سفر کرده و هشدار داده بود که وضعیت غزه در آستانه «انفجار» قرار دارد.

وال‌استریت ژورنال نیز یک‌شنبه گزارش داد دست‌کم سه هشدار از سوی مصر درباره غزه به اسرائیل منتقل شده بود که آخرین مورد، تنها چند روز پیش از حمله، در یک تماس تلفنی به نتانیاهو منتقل شد.

  • مقام اسرائیلی می‌گوید نتانیاهو به ابوظبی سفر کرده است

    مقام اسرائیلی می‌گوید نتانیاهو به ابوظبی سفر کرده است

نتانیاهو بارها دریافت چنین هشدارهایی را رد کرده و این گزارش‌ها را دروغ‌هایی با هدف آسیب زدن به او در انتخابات توصیف کرده است.

او دوشنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که پیش از هفتم اکتبر هرگز با رییس اطلاعات مصر دیدار یا گفت‌وگو نکرده و هیچ هشداری به او منتقل نشده است. نتانیاهو همچنین تاکید کرده که «کشورها و عوامل خارجی و متخاصم، از جمله کشورهای عربی» در انتشار این اتهامات نقش دارند.

رقبای سیاسی نتانیاهو در مقابل، موضوع مسئولیت دولت در جلوگیری نکردن از حمله هفتم اکتبر را به یکی از محورهای اصلی کارزار انتخاباتی تبدیل کرده‌اند.

گادی آیزنکوت، که براساس نظرسنجی‌های مورد اشاره سی‌ان‌ان اصلی‌ترین رقیب نتانیاهو در انتخابات آینده محسوب می‌شود، گفته است گزارش مربوط به هشدار پیش از حمله، مساله مسئولیت نتانیاهو را بار دیگر برجسته می‌کند.

وزارت امور خارجه امارات اوایل سپتامبر، پس از انتشار نخستین گزارش‌ها درباره هشدار محمد بن زاید درباره حمله حماس، اعلام کرد درباره گزارش‌های رسانه‌ای یا گمانه‌زنی‌ها پیرامون مکالمات رهبران کشورها اظهارنظر نمی‌کند، اما این وزارتخانه اصل تماس را تکذیب نکرد.

در بیانیه امارات آمده بود جزییات اطلاعاتی و امنیتی مرتبط، در مواقع ضروری میان نهادهای مربوطه ردوبدل شده و همچنان می‌شود.

یک منبع اسرائیلی نیز در آن زمان به سی‌ان‌ان گفته بود دفتر نتانیاهو تلاش کرده است امارات را به تکذیب گزارش وادارد، اما ابوظبی تنها با انتشار بیانیه‌ای درباره تبادل اطلاعات موافقت کرده است.

حزب لیکود نتانیاهو بعدا بدون ارائه مدرک، محمد دحلان، سیاستمدار فلسطینی مستقر در امارات، را به «مداخله آشکار خارجی» در انتخابات اسرائیل متهم کرد.

با این حال، نه اسرائیل و نه امارات در بیانیه‌های خود درباره سفر اخیر نتانیاهو اشاره‌ای به موضوع هشدار پیش از هفتم اکتبر نکردند.

چهار سال پس از جمعه خونین زاهدان؛ دادخواهی قربانیان به کجا رسید؟

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان
100%

چهار سال پس از «جمعه خونین زاهدان»، خانواده‌های قربانیان همچنان در پی پاسخ‌گویی آمران و عاملان کشتارند. شیراحمد شیرانی، فعال حقوق بشر و سردبیر حال‌وش، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال از اجرا نشدن تعهدات حکومت و ابعاد گسترده‌تر تیراندازی‌ها در روزهای پس از کشتار می‌گوید.

هشتم مهر ۱۴۰۱، دو هفته پس از جان‌باختن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، زاهدان شاهد یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های اعتراضات سراسری بود.

اعتراض‌ها در زاهدان، علاوه بر فضای اعتراضی سراسری، تحت تاثیر گزارش تجاوز یک فرمانده انتظامی به یک دختر نوجوان بلوچ در چابهار نیز قرار داشت.

پس از نماز جمعه، گروهی از معترضان در اطراف مصلای زاهدان و کلانتری ۱۶ تجمع کردند. تحقیقات نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد نیروهای امنیتی از ساختمان‌ها و مواضع اطراف به سوی معترضان و افرادی که در حال خروج از نماز جمعه بودند، تیراندازی کردند.

دیده‌بان حقوق بشر با بررسی تصاویر و ویدیوها و گفت‌وگو با شاهدان و خانواده قربانیان گزارش داد نیروهای امنیتی از بام‌های اطراف مصلی و مسجد مکی به سوی معترضان تیراندازی کردند و شماری از معترضان و رهگذران را کشتند و زخمی کردند. این نهاد جمعه خونین زاهدان را مرگبارترین روز اعتراضات سال ۱۴۰۱ توصیف کرد.

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب جنایات علیه بشریت شد

گزارش‌های سازمان ملل نیز به استفاده نیروهای امنیتی از گلوله جنگی، گاز اشک‌آور و گلوله‌های ساچمه‌ای علیه معترضان در زاهدان اشاره کرده‌اند. تصاویر بررسی‌شده از سوی سازمان ملل، نیروهای امنیتی و افراد لباس‌شخصی را در حال شلیک از بام‌ها نشان می‌داد.

عفو بین‌الملل نام ۱۰۶ معترض و رهگذر بلوچ را که در جریان سرکوب اعتراضات در سیستان و بلوچستان کشته شدند، ثبت کرده است. از این تعداد، ۸۷ نفر، از جمله ۱۵ کودک، هشتم مهر ۱۴۰۱ در جمعه خونین زاهدان کشته شدند.

حال‌وش شمار کشته‌شدگان و افرادی را که بعدتر در اثر جراحات آن روز جان باختند، دست‌کم ۱۰۵ نفر اعلام کرده است که ۱۷ کودک و نوجوان و چهار زن در میان آنان بودند.

شیراحمد شیرانی، فعال حقوق بشر و سردبیر حال‌وش، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت این آمار بر اساس استانداردهای این مجموعه ثبت و راستی‌آزمایی شده و مجروحانی را نیز دربرمی‌گیرد که ماه‌ها پس از جمعه خونین بر اثر جراحات جان باختند.

به‌گفته سردبیر حال‌وش، این سایت بر اساس روایت شاهدان عینی شمار قربانیان تیراندازی نیروهای حکومتی در زاهدان در جمعه خونین و روزهای پس از آن را نزدیک به ۱۳۰ نفر و شمار مجروحان را بیش از ۵۰۰ نفر برآورد می‌کند.

او توضیح داد تیراندازی‌ها به اطراف مسجد مکی و مصلی و هشتم مهر محدود نبود و تا حدود پنج روز پس از جمعه خونین در نقاط مختلف زاهدان، از جمله حاشیه و ورودی و خروجی‌های شهر، ادامه داشت.

به‌گفته شیرانی، در این مدت نیروهای نظامی در مواردی به سوی شهروندان شلیک کردند و شماری را کشتند.

شیرانی افزود برخی خانواده‌ها پیکر بستگان خود را مخفیانه دفن کردند و به‌دلیل فشارها، تهدیدها و نگرانی از پیامدهای امنیتی حاضر به ثبت مشخصات آنان یا گفت‌وگو با رسانه‌ها نشدند.

به‌گفته او، نداشتن مدارک هویتی از سوی بسیاری از قربانیان نیز راستی‌آزمایی و ثبت آمار را دشوار کرده است.

100%

از زاهدان تا خاش؛ جمعه‌های خونین

کشتار هشتم مهر اعتراض‌ها در سیستان و بلوچستان را متوقف نکرد. در هفته‌های بعد، نماز جمعه زاهدان به فرصتی برای تجمع‌های اعتراضی تبدیل شد و شهروندان پس از نماز به خیابان آمدند و خواستار شناسایی و محاکمه آمران و عاملان کشتار شدند.

حدود یک ماه پس از جمعه خونین زاهدان، خاش نیز صحنه تیراندازی مرگبار نیروهای امنیتی شد.

۱۳ آبان ۱۴۰۱، شهروندان پس از نماز جمعه در خاش به خیابان آمدند و بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، نیروهای امنیتی و نظامی با گلوله جنگی به سوی آنان شلیک کردند.

عفو بین‌الملل اعلام کرد نیروهای امنیتی آن روز دست‌کم ۱۸ معترض، رهگذر و نمازگزار، از جمله دو کودک، را در خاش کشتند و ده‌ها نفر دیگر را زخمی کردند.

خانواده‌های قربانیان زاهدان و خاش نیز بعدها شمار مجموع کشته‌شدگان این دو واقعه را بیش از ۱۲۰ نفر اعلام کردند.

جمعه‌های اعتراضی پس از این دو کشتار ادامه یافت و زاهدان برای ماه‌ها، حتی پس از کاهش تجمع‌های خیابانی در بسیاری از شهرهای دیگر، یکی از کانون‌های اعتراض به جمهوری اسلامی باقی ماند.

حکومت چه روایتی از کشتار ارائه کرد؟

روایت اولیه حکومت از وقایع هشتم مهر با یافته‌های نهادهای حقوق بشری و روایت شاهدان تفاوت داشت و رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی از حمله افراد مسلح به کلانتری‌ها سخن گفتند.

شورای تامین سیستان و بلوچستان نیز حدود یک ماه بعد اعلام کرد در وقایع آن روز شش نیروی امنیتی و ۳۵ نفر دیگر کشته شدند و «قصور برخی ماموران» به کشته‌شدن نمازگزاران منجر شده است.

در پی این بیانیه، فرمانده انتظامی زاهدان و رییس کلانتری ۱۶ از سمت خود برکنار شدند.

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، روایت رسانه‌های حکومتی را رد کرد و گفت نیروهای مستقر در کلانتری ابتدا به سوی مردم شلیک کردند.

عبدالحمید سوم مهر سال جاری نیز در مراسم نماز جمعه زاهدان، در آستانه چهارمین سالگرد این رخداد تاکید کرد «جمعه خونین زاهدان فراموش‌شدنی نیست».

او گفت در هشتم مهر ۱۴۰۱ بسیاری از نمازگزاران «بدون هیچ گناهی» جان خود را از دست دادند و شمار زیادی نیز مجروح، معلول، فلج یا نابینا شدند.

عبدالحمید این واقعه را «بسیار تکان‌دهنده و دلخراش» توصیف کرد و افزود ۱۳ آبان همان سال نیز «حادثه‌ای مشابه و با ابعاد کمتر» در خاش رخ داد.

از ۲۶ متهم تا حکم ۱۰ سال زندان

ماه‌ها پس از کشتار، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از تشکیل پرونده برای ماموران خبر داد.

احمدرضا پورخاقان، رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ اعلام کرد برای ۲۶ نفر در ارتباط با پرونده جمعه خونین زاهدان کیفرخواست صادر شده است.

تنها ۱۱ نفر از آنان با اتهام «تیراندازی منتهی به قتل و جرح» روبه‌رو شدند. برای ۱۵ نفر دیگر اتهام‌هایی از جمله «سوءاستفاده از موقعیت شغلی»، «تیراندازی برخلاف مقررات»، «لغو دستور» و «ترک فعل» مطرح شد.

نخستین جلسه رسیدگی به شکایت خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان در بهمن ۱۴۰۲ در مجتمع قضایی نیروهای مسلح زاهدان برگزار شد.

حال‌وش گزارش داد خانواده‌ها خواستار استفاده از شهادت شاهدان عینی در دادگاه شدند، اما دادگاه اعلام کرد تصاویر دوربین‌های مداربسته بررسی شده و نیازی به شاهدان نیست.

به خانواده برخی قربانیان نیز گفته شد به دلیل حضور نیروهای متعدد نظامی در شهر، مشخص نیست بستگانشان با شلیک نیروهای کدام نهاد کشته شده‌اند.

آخرین تحول اعلام‌شده درباره این پرونده به شهریور ۱۴۰۴ بازمی‌گردد. علی موحدی‌راد، رییس کل دادگستری سیستان و بلوچستان، از صدور رای نهایی خبر داد و گفت برای مامورانی که به اتهام قتل عمد تحت تعقیب بودند، احکام حبس تا سقف ۱۰ سال صادر شده است.

او افزود در مواردی که چند مامور تیراندازی کرده‌اند اما فرد شلیک‌کننده قابل تشخیص نبوده، پرونده با عنوان «قتل عمد به صورت گروهی» بررسی شده است. موحدی‌راد همچنین اعلام کرد به خانواده شماری از کشته‌شدگان و مجروحان دیه پرداخت شده، اما تعداد ماموران محکوم‌شده و سمت آنان را اعلام نکرد.

موحدی‌راد ۲۳ دی ۱۴۰۳ گفته بود در جریان رسیدگی، اتهام قتل عمد مطرح بوده، اما مشخص نشده است «دقیقا چه کسی و از چه اسلحه‌ای» به قربانیان شلیک کرده است.

به گفته او، به همین دلیل قصاص منتفی شد و برای ماموران، علاوه بر پرداخت دیه، حداکثر مجازات حبس یعنی ۱۰ سال در نظر گرفته شد.

در سال‌های پس از کشتار، گزارش‌هایی نیز درباره تلاش برای ترغیب خانواده‌های قربانیان به پذیرش دیه منتشر شد.

حال‌وش در آستانه نخستین سالگرد جمعه خونین گزارش داد مقام‌ها و واسطه‌های حکومتی با برخی خانواده‌ها و سران طوایف دیدار کرده و از آنان خواسته‌اند در ازای دریافت دیه، از پیگیری شکایت خود صرف‌نظر کنند.

خانواده‌های قربانیان اما بارها تاکید کرده‌اند مطالبه آنان به دریافت دیه محدود نیست و خواستار شناسایی و محاکمه آمران و عاملان کشتارند.

  • چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

    چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

آمران کشتار چه شدند؟

مطالبه خانواده‌های قربانیان از ابتدا تنها شناسایی مامورانی نبود که ماشه را کشیدند. خانواده‌ها و عبدالحمید بارها خواستار شناسایی و محاکمه کسانی شدند که دستور تیراندازی را صادر کردند و نیروهای نظامی و امنیتی حاضر در محل را فرماندهی می‌کردند.

خانواده‌های قربانیان جمعه‌های خونین زاهدان و خاش در دی ۱۴۰۳ در بیانیه‌ای خواستار تحقیقات مستقل بین‌المللی شدند و گفتند روند قضایی به مسئولیت آمران اصلی نپرداخته است.

آنان شمار کشته‌شدگان دو کشتار را بیش از ۱۲۰ نفر و شمار مجروحان را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کردند.

هرانا نیز در گزارشی اعلام کرد بر اساس اطلاعات گردآوری‌شده از منابع، شاهدان و مستندات، شماری از مقام‌ها و مسئولان وقت استانی، انتظامی، نظامی، قضایی و زندان‌ها را به‌عنوان افراد دخیل یا دارای مسئولیت در کشتار زاهدان و وقایع پس از آن شناسایی کرده است. این سایت نام دست‌کم ۲۴ نفر از این افراد را منتشر کرده است.

با وجود این، در اطلاعات منتشرشده درباره روند قضایی پرونده، گزارشی از محاکمه مقام‌های ارشد در ارتباط با صدور دستور یا فرماندهی عملیات روز هشتم مهر منتشر نشده است.

شیرانی درباره وضعیت دادخواهی خانواده‌ها چهار سال پس از کشتار به ایران‌اینترنشنال گفت این مطالبه برای خانواده‌ها همچنان ادامه دارد، اما حکومت پرونده را پایان‌یافته تلقی می‌کند.

به گفته او، در نشستی که سال گذشته با حضور مقام‌های حکومتی و خانواده‌های قربانیان در مسجد مکی برگزار شد، درباره پرداخت دیه و جبران برخی خسارت‌ها توافق‌هایی صورت گرفت، اما تعهدات مطرح‌شده تاکنون اجرا نشده است.

او افزود بسیاری از خانواده‌ها با مختومه شدن پرونده در ازای دریافت دیه موافق نبودند و برخی نیز بدون اطلاع قبلی از موضوع نشست در آن حاضر شده بودند و پس از آگاهی از موضوع، جلسه را ترک کردند.

شیرانی همچنین گفت هویت، چهره و درجه نظامی مامورانی که به‌عنوان متهم معرفی شدند برای خانواده‌ها روشن نشده است. به گفته او، با وجود اینکه قرار بود متهمان در دادگاه حاضر شوند، از خود دفاع کنند و اظهارات خانواده‌ها و شاهدان را بشنوند، در این جلسات حضور نیافتند و رسیدگی به پرونده آنان جداگانه انجام شد.

این فعال حقوق بشر دادگاه‌های برگزارشده را «صوری» و «فرمایشی» خواند و گفت احکام حبس اعلام‌شده علیه ماموران نیز «فقط روی کاغذ» بوده و اجرا نشده است.

او گفت مقام‌ها و فرماندهانی که در زمان جمعه خونین در سطوح بالاتر مسئولیت داشتند، نه‌تنها محاکمه نشدند، بلکه برخی از آنان در سال‌های بعد به سمت‌های بالاتری رسیدند.

شیرانی به محمد کرمی اشاره کرد که هنگام کشتار فرمانده قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه در جنوب شرق کشور بود، پس از آن به استانداری سیستان و بلوچستان منصوب شد و اکنون فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران است.

شیرانی همچنین مصطفی محامی، نماینده علی خامنه‌ای در سیستان و بلوچستان و عضو شورای تامین استان در زمان جمعه خونین، را از مقام‌های مسئول در این کشتار دانست و گفت او همچنان در سمت خود باقی مانده است.

چهار سال از هشتم مهر ۱۴۰۱ گذشته است؛ نام بیش از ۱۰۰ قربانی ثبت شده و تصاویر، ویدیوها و روایت‌های شاهدان از آن روز به جا مانده است.

پرسش‌های اصلی خانواده‌ها اما هنوز پاسخ روشنی ندارد: چه کسانی شلیک کردند، چه کسانی دستور دادند و چه کسانی فرماندهی عملیات را بر عهده داشتند؟

خاموشی‌ها به مهر رسید، قبض‌های برق هم «نجومی» شد

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

با وجود پایان تابستان، پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از نقاط مختلف ایران نشان می‌دهد قطعی روزانه برق در شماری از استان‌ها همچنان ادامه دارد. هم‌زمان، گروهی از شهروندان از افزایش شدید مبلغ قبض‌های برق و تغییر در نحوه محاسبه تعرفه‌ها خبر می‌دهند.

مقام‌های وزارت نیرو پیش‌تر وعده داده بودند خاموشی‌ها قبل از رسیدن به پاییز، به پایان می‌رسد.

یک مخاطب ایران‌اینترنشنال در کرمان گفت: «قبض برق ما یک میلیون تومان آمده، در حالی که تابستان شش ساعت برق نداشتیم و الان هم روزی دو ساعت برق نداریم.»

شهروند دیگری از کاشان گفت قطعی‌های دو تا چهار ساعته تابستان با آغاز مهر نیز ادامه یافته است: «اداره برق هم پاسخ‌گو نیست و می‌گوید همینی است که هست، تحمل کنید.»

این وضعیت محدود به این مناطق نیست. مخاطبانی از اصفهان، اراک، شازند، گنبد کاووس و عسلویه نیز از ادامه خاموشی‌های روزانه خبر دادند.

پیش‌تر، آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، کسری برق ایران را بیش از ۲۳ تا ۲۴ هزار مگاوات اعلام کرده بود.

شهروندان از تغییر تعرفه‌ها می‌گویند

در کنار خاموشی‌ها، افزایش مبلغ قبض‌ها به یکی دیگر از محورهای پیام‌های مخاطبان تبدیل شده است.

یک شهروند از فیروزکوه گفت با مقایسه قبض‌های خود متوجه شده «مصرف نرمال» از ۳۰۰ به ۲۰۰ کیلووات ساعت کاهش یافته است.

مخاطبی در شیراز نیز گفت الگوی مصرف در قبض او از ۳۰۰ به ۸۰ کیلووات تغییر کرده و مبلغ قبض واحد مسکونی‌اش از حدود ۲۳۰ هزار تومان به یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است.

یک شهروند از شهریار نیز خبر داد: «در دو قبض برق و گاز، ۳۳ میلیون تومان برای من آمده. مگر من و همسرم گاز و برق می‌خوریم؟ هیچ‌کس هم پاسخ‌گو نیست. می‌گویند تعرفه جدید است.»

مخاطب دیگری گفت در قبض برق «نه مقدار مصرف درج می‌شود و نه تاریخ قرائت» و برای او روشن نیست مبلغ نهایی چگونه محاسبه شده است.

عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، چهارم شهریور گفته بود مبلغ قبض برق ۷۵ درصد مردم «اندازه پول پیتزا هم نمی‌شود» و پایین بودن قیمت برق را مشوق افزایش مصرف دانسته بود.

این سخنان با واکنش شماری از شهروندان درباره افزایش هزینه‌های زندگی روبه‌رو شده بود.

  • جنگ چگونه ناکارآمدی ساختاری در بخش انرژی را پنهان می‌کند؟

    جنگ چگونه ناکارآمدی ساختاری در بخش انرژی را پنهان می‌کند؟

از قطع آب تا نگرانی درباره ماینرها

مشکلات شهروندان تنها به برق محدود نمی‌شود.

مخاطبی از پرند گفت علاوه بر قطع مکرر و نوسان برق، آب این شهر طی یک هفته از نیمه‌شب تا شش صبح قطع شده و پس از وصل شدن نیز کدر بوده است.

شهروندی از مسکن مهر صفادشت نیز گفت آب از ابتدای تابستان هر روز قطع می‌شود و خانواده‌ها با آغاز مدارس نیز با این مشکل روبه‌رو هستند؛ طوری‌که فرزندانش حتی نمی‌توانند دست و صورت بشویند و به مدرسه بروند.

مخاطبی از روستای سیاه‌کوه گیلان از پنج روز بی‌آبی در هفته گذشته و قطع دوباره آب خبر داد.

در اصفهان، مخاطبی ضمن اشاره به ادامه خاموشی‌های دو ساعته، فعالیت «ماینرهای سپاه» را عامل مصرف برق دانست.

مرکز پژوهش‌های مجلس به‌تازگی مصرف برق استخراج رمزارز را معادل حدود ۱۴ درصد کسری متوسط برق در ماه‌های گرم برآورد کرد.

ایران‌اینترنشنال نیز پیش‌تر درباره فعالیت یک مرکز پرمصرف استخراج رمزارز متعلق به فردی با سابقه فعالیت در سازمان اطلاعات سپاه گزارش داده بود.

قطعی برق برای برخی شهروندان مشکلات روزمره دیگری نیز ایجاد کرده است.

دانش‌آموزی در کرمانشاه گفت پس از بازگشت از مدرسه با خاموشی روبه‌رو شد و مجبور شد ۱۰ طبقه را از پله بالا برود.

مخاطب دیگری هشدار داد قطع برق چراغ‌های راهنمایی بدون برق اضطراری، خطر تصادف را افزایش می‌دهد.

بند «الف‌طا»، شکنجه‌گاهی در دل زندان دستگرد اصفهان

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

پیام‌های رسیده به کارزار کشف حقیقت درباره زندان دستگرد اصفهان حکایت از وضعیت بسیار وخیم نگهداری زندانیان در «بند الف‌طا» در این زندان دارند.

منابع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفتند زندانیان در بند موسوم به «الف‌طا» در زندان دستگرد، در سلول‌هایی بدون پنجره و تهویه مناسب و با دسترسی بسیار محدود به هواخوری نگهداری می‌شوند.

به گفته این منابع، شماری از زندانیان در جریان بازجویی با کابل و میله مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته و در مواردی، زندانیان با کشیدن ناخن شکنجه شده‌اند.

یک منبع مطلع گفت «الف‌طا» از بخش‌هایی است که زندانیان برای بازجویی، نگهداری پیش از اعدام و در برخی موارد به‌منظور اعمال فشار بیشتر، به آن منتقل می‌شوند.

به گفته او، در این بخش علاوه بر برخی زندانیان سیاسی، زندانیان متهم به جرایم خشن و شماری از روحانیون نیز نگهداری می‌شوند.

علیرضا سپاهی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه و محکومان به اعدام در پرونده موسوم به «علیخانی»، از جمله زندانیانی است که به این بند منتقل شده است.

  • کارزار کشف حقیقت؛ شرح شکنجه‌های علیرضا سپاهی در زندان دستگرد اصفهان

    کارزار کشف حقیقت؛ شرح شکنجه‌های علیرضا سپاهی در زندان دستگرد اصفهان

سلول‌های هشت متری بدون پنجره و تهویه مناسب

بر اساس روایت منابع، «الف‌طا» از چند اتاق تشکیل شده که در اصل برای نگهداری افراد در سلول انفرادی طراحی شده‌اند. مساحت هر سلول حدود هشت متر عنوان شده و تنها دو پتوی آلوده در اختیار زندانی قرار می‌گیرد.

بخش قابل توجهی از فضای سلول را حمام و سرویس بهداشتی بدون در و دیوار جداکننده تشکیل می‌دهد. استفاده از آب نیز رطوبت فضای بسته سلول را به‌شدت افزایش می‌دهد.

سلول‌ها پنجره و جریان هوای مناسب ندارند و تنها یک فن برای تهویه وجود دارد که به گفته منابع، گاهی خاموش می‌شود. برخی زندانیان برای تنفس، صورت خود را به شکاف زیر در سلول نزدیک می‌کنند.

منابع گفتند با وجود طراحی این اتاق‌ها برای یک نفر، گاهی چند زندانی هم‌زمان در یک سلول نگهداری می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که امکان خوابیدن عادی نیز محدود می‌شود.

  • بحران سلامت در زندان دستگرد اصفهان بیداد می‌کند

    بحران سلامت در زندان دستگرد اصفهان بیداد می‌کند

۱۵ دقیقه هواخوری و چراغ‌هایی که خاموش نمی‌شوند

به گفته منابع، زندانیان در برخی موارد تنها هفته‌ای یک‌بار امکان هواخوری دارند. آنان با چشم‌بند از سلول به پشت‌بام منتقل می‌شوند و حدود ۱۵ دقیقه در آنجا می‌مانند که تنها آسمان از آن قابل مشاهده است.

زندانیان به ساعت، تلفن، تلویزیون، بوفه و امکان گرم کردن غذا دسترسی ندارند و کیفیت نامناسب غذا و نبود امکان گرم کردن آن نیز به موارد متعدد مسمومیت غذایی منجر شده است.

چراغ‌های ال‌ای‌دی سلول‌ها به‌طور دائم روشن می‌ماند و نبود پنجره و ساعت، تشخیص شب و روز را دشوار می‌کند.

به گفته منابع، یکی از معدود نشانه‌های زمان، صدای سیستم مرکزی تخلیه فاضلاب است که حدود ساعت شش صبح و شش عصر فعال می‌شود.

  • چند زندانی در زندان دستگرد اصفهان بر اثر شیوع بیماری عفونی جان باختند

    چند زندانی در زندان دستگرد اصفهان بر اثر شیوع بیماری عفونی جان باختند

روایت‌هایی از ضرب‌وجرح در بازجویی

منابع گفتند زندانیان ممکن است در طول شبانه‌روز چند بار برای بازجویی از سلول خارج شوند.

بر اساس این روایت‌ها، شماری از آنان با کابل و میله مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته و با آسیب‌هایی در پا، دهان و دندان، به سلول بازگردانده شده‌اند.

ایران‌اینترنشنال همچنین روایت‌هایی درباره کشیده شدن ناخن زندانیان در جریان بازجویی دریافت کرده است.

در عین حال یک منبع گفت شرایط برخی بازداشتگاه‌های وابسته به سپاه پاسداران در مجموعه دولت‌آباد چنان سخت است که شماری از بازداشت‌شدگان ترجیح می‌‌دهند برای بازجویی به «الف‌طا» منتقل شوند.

زندان دستگرد در ماه‌های اخیر محل نگهداری شمار قابل توجهی از بازداشت‌شدگان و محکومان پرونده‌های امنیتی بوده است.

ایران‌اینترنشنال ۱۸ شهریور بر اساس یک سند قضایی گزارش داد ۱۸ زندانی این زندان در ارتباط با ناآرامی‌ها و آتش‌سوزی فروردین‌ماه با اتهام‌هایی روبه‌رو شده‌اند که می‌تواند مجازات اعدام در پی داشته باشد.

سالمندی در ایران؛ تجربه روانی و اجتماعی نسلی در میان بحران‌ها

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله
100%

اول اکتبر، روز جهانی سالمندان، فرصتی است برای اینکه سالمندی را نه فقط به‌عنوان یک مرحله از زندگی، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای انسانی و اجتماعی ببینیم؛ تجربه‌ای که کیفیت آن به شرایطی بستگی دارد که جامعه برای زندگی در سال‌های سالمندی فراهم می‌کند.

سالمندی هر فرد حاصل مجموعه‌ای از تجربه‌های زندگی، روابط، فقدان‌ها، فرصت‌ها و فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که در طول سال‌ها پشت سر گذاشته است.

به همین دلیل، نمی‌توان سالمندی را فقط از زاویه تغییرات جسمی یا افزایش نیاز به مراقبت دید؛ سالمندی ادامه مسیری است که بخش مهمی از آن سال‌ها پیش آغاز شده است.

نسلی که اکنون به سال‌های سالمندی نزدیک یا وارد آن شده، بخش مهمی از جوانی و بزرگسالی خود را در دوره‌ای از تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی، و در مورد بسیاری از افراد، در سایه جنگ ایران و عراق گذرانده است.

این نسل در ادامه نیز با تغییرات متعدد اقتصادی و اجتماعی، تغییر ساختار خانواده، گسترش شهرنشینی، تحولات بازار کار و در سال‌های اخیر با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مواجه بوده است.

اکنون بخشی از همین افراد در شرایطی وارد سالمندی می‌شوند که این مرحله از زندگی نیز با مسائل تازه‌ای همراه است؛ از بازنشستگی و بیماری‌های مزمن گرفته تا هزینه‌های درمان، کاهش استقلال، کوچک شدن شبکه حمایت خانوادگی و مهاجرت فرزندان.

  • نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

    نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

بنابراین، پرسش درباره سالمندی در ایران فقط این نیست که جمعیت سالمندان چقدر افزایش پیدا خواهد کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که این افراد با چه کیفیتی سالمند خواهند شد و جامعه چه شرایطی برای سالمندی آنها فراهم کرده است؟

تجربه سالمندی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد؛ از وضعیت اقتصادی و سلامت جسمی گرفته تا روابط خانوادگی، حمایت اجتماعی، احساس استقلال، هویت، مشارکت اجتماعی و سلامت روان.

برای فردی که در طول زندگی خود با فقدان، بیماری، فشار اقتصادی یا بحران‌های متعدد روبه‌رو بوده، ورود به سالمندی می‌تواند هم‌زمان با تغییرات دیگری همراه شود؛ بازنشستگی، از دست دادن برخی نقش‌های اجتماعی، کاهش توان جسمی، وابستگی بیشتر به دیگران و گاهی دور شدن فرزندان.

در چنین شرایطی، مرز میان مسائل جسمی، روانی و اجتماعی سالمندی بسیار باریک می‌شود.

از سوی دیگر، ساختار حمایت از سالمندان نیز در حال تغییر است. خانواده‌های کوچک‌تر، افزایش مهاجرت فرزندان، افزایش طول عمر و بیشتر شدن نیاز به مراقبت‌های طولانی‌مدت، پرسش‌های تازه‌ای را پیش روی خانواده و جامعه قرار می‌دهد.

چه کسی از سالمندی که دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی از خود مراقبت کند، حمایت خواهد کرد؟ اگر فرزندان دور باشند، شبکه حمایت او چگونه شکل می‌گیرد؟ اگر خانواده توان مراقبت نداشته باشد، چه جایگزین‌هایی وجود دارد؟ و اگر فرد از نظر اقتصادی یا جسمی وابسته شود، چگونه می‌توان استقلال، هویت و کرامت او را حفظ کرد؟

در این میان، سلامت روان نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه سالمندی است. احساس تنهایی، اضطراب، سوگ، از دست دادن نقش‌های اجتماعی، کاهش احساس کنترل بر زندگی و نگرانی درباره آینده می‌توانند کیفیت زندگی سالمند را تحت تاثیر قرار دهند.

البته این به معنای آن نیست که سالمندی الزاما با بیماری روانی همراه است. مساله، شناخت عواملی است که می‌توانند یک دوره سالمندی سالم، فعال و معنادار را دشوار یا امکان‌پذیر کنند.

شاید به همین دلیل، وقتی از سالمندی در ایران حرف می‌زنیم، بهتر باشد فقط به تعداد سالمندان آینده نگاه نکنیم.

باید از خود بپرسیم: نسلی که بخشی از جوانی خود را در بحران گذرانده، امروز چگونه سالمندی می‌کند؟

و آیا جامعه‌ای که در حال پیر شدن است، تنها برای افزایش طول عمر آماده شده یا برای سال‌هایی که قرار است این زندگی با امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، سلامت روان و کرامت ادامه پیدا کند نیز برنامه‌ای دارد؟

سالمندی در امتداد سال‌های بحران و تغییر

برای نسلی که امروز وارد سالمندی شده یا به آن نزدیک می‌شود، بحران تجربه‌ای محدود به یک مقطع تاریخی نیست.

بخشی از این نسل، جوانی خود را در سال‌های جنگ ایران و عراق گذرانده و در دهه‌های بعد نیز با فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، ناامنی‌های شغلی و معیشتی و دیگر تحولات گسترده روبه‌رو بوده است.

بنابراین، برای فهم سالمندی این نسل، باید به انباشته‌ شدن تجربه‌های دشوار در طول زندگی توجه کرد.

پژوهش‌های مربوط به سالمندی و مسیر زندگی نشان می‌دهند تجربه‌های دشوار ممکن است پیامدهای خود را سال‌ها بعد نشان دهند.

بر اساس یک مرور پژوهشی جدید، ناملایماتی مانند خشونت، تبعیض، فقر و دیگر رویدادهای استرس‌زا می‌توانند با افسردگی، ضعف جسمی و مشکلات شناختی در سالمندی ارتباط داشته باشند.

به این معنا، وضعیت جسمی و روانی سالمند را نمی‌توان جدا از سابقه زندگی او بررسی کرد.

جنگ ایران و عراق یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این تجربه تاریخی است. البته همه اعضای این نسل تجربه جنگ یا تروما نداشته‌اند و شدت مواجهه افراد نیز متفاوت بوده است؛ از زندگی در مناطق جنگ‌زده و آوارگی تا از دست دادن نزدیکان یا زندگی طولانی‌مدت در شرایط ناامنی.

مطالعه‌ای روی افرادی که تجربه جنگ و جابه‌جایی ناشی از آن را داشتند، نشان داد تجربه جنگ با وضعیت روانی آنان ارتباط داشته و حمایت اجتماعی و شیوه‌های مقابله هم در این میان اهمیت داشته‌اند.

اما مساله فقط اثر یک بحران قدیمی نیست. ممکن است فرد در طول زندگی با چندین دوره فشار و بحران روبه‌رو شود و این تجربه‌ها در کنار یکدیگر، منابع جسمی، روانی و اجتماعی او را برای مواجهه با سالمندی تحت تاثیر قرار دهند.

همه‌گیری کووید-۱۹ نمونه‌ای جدیدتر بود که برای بسیاری از سالمندان با افزایش فشار روانی، اضطراب، افسردگی، کاهش استقلال و اختلال در ارتباطات اجتماعی همراه شد.

100%

در سال‌های اخیر نیز بحران‌های اقتصادی و اجتماعی به این تجربه اضافه شده‌اند. افزایش هزینه‌های زندگی و درمان، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند برای سالمندی که معمولا درآمد ثابت‌تر و امکان کمتری برای جبران کاهش درآمد دارد، معنای متفاوتی پیدا کند.

در چنین شرایطی، بحران می‌تواند مستقیما بر احساس امنیت، استقلال و کیفیت زندگی سالمند اثر بگذارد.

اما این تاریخچه بحران‌ها در نهایت چگونه خود را در زندگی امروز سالمند نشان می‌دهد؟

پاسخ را نمی‌توان فقط در وجود یا نبود بیماری جست‌وجو کرد. مساله، کیفیت زندگی است؛ اینکه فرد تا چه اندازه از سلامت، امنیت اقتصادی، استقلال، ارتباط اجتماعی و احساس کنترل بر زندگی برخوردار است.

مطالعات انجام‌شده درباره سالمندان نشان داده‌اند وضعیت اقتصادی با کیفیت زندگی و بهزیستی روانی ارتباط دارد و فقر را نیز نمی‌توان فقط با درآمد سنجید.

محرومیت در حوزه‌هایی مانند سلامت، مسکن و استاندارد زندگی می‌تواند استقلال و کیفیت زندگی را محدود کند.

به همین دلیل، دو سالمند هم‌سن ممکن است تجربه کاملا متفاوتی از سالمندی داشته باشند؛ زیرا با تاریخچه زندگی، وضعیت سلامت، منابع اقتصادی و شبکه‌های حمایتی متفاوتی وارد این مرحله شده‌اند.

سلامت جسمی و روانی نیز از یکدیگر جدا نیستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند در کنار بیماری‌های مزمن، عواملی مانند افسردگی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی سالمندان ارتباط دارند.

مطالعه‌ای درباره سالمندان حاکی از آن است که حمایت اجتماعی دریافت‌شده با سلامت روان بهتر ارتباط دارد.

بنابراین، برای سالمند فقط داشتن خانواده مهم نیست؛ مهم است که در زمان نیاز، کسی برای کمک، همراهی و ارتباط در دسترس باشد.

این مساله با تغییر ساختار خانواده و مهاجرت فرزندان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

سالمند ممکن است همچنان فرزند و خانواده داشته باشد، اما حضور و دسترسی آنها در زندگی روزمره کمتر شده باشد.

بر اساس پژوهشی کیفی درباره سالمندان، مهاجرت فرزندان می‌تواند با کاهش حمایت بین‌نسلی، احساس تنهایی، اضطراب و دشواری در دسترسی به مراقبت همراه شود.

تماس تلفنی و ارتباط مجازی می‌تواند بخشی از احساس ارتباط را حفظ کند، اما لزوما جای حضور و کمک فیزیکی را نمی‌گیرد.

100%

در چنین شرایطی، مراقبت طولانی‌مدت می‌تواند به مساله‌ای جدی برای خانواده تبدیل شود.

با افزایش بیماری‌های مزمن و نیاز به مراقبت، خانواده‌هایی که اعضای کمتری دارند یا فرزندانشان دور هستند، ممکن است با فشار بیشتری روبه‌رو شوند.

پژوهش‌ها درباره مراقبان غیررسمی نشان داده‌اند افزایش نیازهای مراقبتی در کنار تغییرات خانوادگی می‌تواند بار مراقبتی را بیشتر کند.

بنابراین، کیفیت زندگی سالمند فقط به وضعیت خود او وابسته نیست و به ظرفیت خانواده و حمایت‌های بیرون از خانواده نیز ارتباط دارد.

در مواردی که خانواده نمی‌تواند همه نیازهای مراقبتی را پوشش دهد، مراقبت نهادی مطرح می‌شود.

با این حال، ورود به خانه سالمندان به‌خودی‌خود به معنای حل مساله تنهایی یا افزایش کیفیت زندگی نیست.

مرورهای پژوهشی نشان داده‌اند سالمندان ساکن مراکز مراقبتی در برخی شاخص‌ها، از جمله کیفیت زندگی و تنهایی، وضعیت متفاوتی با سالمندان ساکن خانه دارند.

این تفاوت حاکی از آن است که کیفیت مراقبت، ارتباط اجتماعی و شرایط محیطی در کنار محل زندگی اهمیت دارند.

بازنشستگی یکی از نقاط مهم این دوره است. شغل بخشی از هویت، روابط اجتماعی، برنامه روزانه و احساس مفید بودن فرد را شکل می‌دهد.

از این رو، بازنشستگی می‌تواند مجموعه‌ای از نقش‌های اجتماعی را تغییر دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند سازگاری با این دوره به عواملی مانند وضعیت مالی، سلامت، ارتباطات اجتماعی و احساس معنا وابسته است.

برای برخی، بازنشستگی فرصتی برای بازتعریف نقش‌هاست و برای برخی دیگر می‌تواند با کاهش ارتباطات اجتماعی یا نگرانی درباره آینده همراه شود.

در نهایت، تجربه سالمندی حاصل رابطه میان سلامت، اقتصاد، خانواده، شبکه اجتماعی، مراقبت و نقش‌های اجتماعی است؛ مسیری که تجربه‌های دشوار می‌توانند در آن هم آسیب‌پذیری ایجاد کنند و هم، در صورت وجود منابع حمایتی و امکان سازگاری، به ظرفیت‌هایی برای تاب‌آوری تبدیل شوند.

از این‌جا پرسش دیگر فقط درباره این نیست که یک سالمند چگونه با این تغییرات کنار می‌آید.

پرسش بزرگ‌تر این است که جامعه‌ای که تعداد سالمندان آن رو به افزایش است، برای چنین زندگی‌‌ای چه امکاناتی فراهم کرده است؛ جامعه‌ای که قرار است در آن طول عمر افزایش یابد، اما هم‌زمان امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، کرامت و امکان داشتن یک زندگی معنادار نیز حفظ شود.

100%

سالمندی؛ تجربه‌ای فراتر از سال‌های زندگی

سالمندی این نسل را نمی‌توان فقط با افزایش سن یا تعداد سالمندان توضیح داد.

این افراد با مجموعه‌ای از تجربه‌ها، بحران‌ها، تغییرات اقتصادی و اجتماعی و دگرگونی‌های خانوادگی به این مرحله از زندگی رسیده‌اند و امروز بخشی از همان تجربه‌ها را در نگرانی درباره آینده، هزینه‌های زندگی و درمان، کاهش استقلال، دورشدن فرزندان و گاهی احساس تنهایی تجربه می‌کنند.

کوچک‌تر شدن خانواده‌ها، مهاجرت فرزندان، افزایش نیاز به مراقبت و تغییر نقش‌های اجتماعی پس از بازنشستگی، سالمندی را به مساله‌ای فراتر از فرد سالمند تبدیل کرده است.

سالمند فقط فردی نیازمند مراقبت نیست؛ باید بتواند تا حد امکان استقلال، ارتباط اجتماعی، هویت و کرامت خود را حفظ کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند کیفیت زندگی در سالمندی حاصل ترکیب سلامت جسمی و روانی، وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و حمایت است.

بر این اساس، اگر قرار است طول عمر افزایش یابد، مساله فقط اضافه شدن سال‌ها به زندگی نیست؛ مهم این است که این سال‌ها با چه کیفیتی سپری شوند.

سالمندی در نهایت فقط آخرین مرحله چرخه زندگی نیست؛ آینه‌ای است از اینکه جامعه تا چه اندازه برای زندگی انسان در تمام مراحل آن ارزش قائل است.

جامعه‌ای که پیر می‌شود، بیش از آنکه فقط به افزایش طول عمر نیاز داشته باشد، باید بتواند امنیت، استقلال، ارتباط، کرامت و معنا را در سال‌های سالمندی حفظ کند.