تهران درباره «پیامدهای بسیار خطرناک» سفر نتانیاهو به منطقه هشدار داد
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در بیانیهای، سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به امارات متحده عربی را بهشدت محکوم کرد و درباره «پیامدهای بسیار خطرناک» حضور اسرائیل در منطقه هشدار داد.
این وزارتخانه اعلام کرد غرب آسیا در یکی از «شکنندهترین و حساسترین برهههای تاریخی» خود قرار دارد و حضور نتانیاهو در منطقه «بسیار خطرناک و هشداربرانگیز» است.
در این بیانیه آمده است: «همه کشورهای منطقه باید مراقب پیامدها و عواقب چنین حضوری که تهدیدکننده صلح و امنیت جمعی منطقه است، باشند.»
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین از کشورهای منطقه خواست زمینه را برای «حضور مخرب» اسرائیل فراهم نکنند و اجازه ندهند از خاک آنها برای انجام «اقدامات بیثباتکننده» استفاده شود.
نمایش موشکهای ساخت سپاه در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، تهران، عکس از ایسنا
وزارت خزانهداری آمریکا در ادامه کارزار «طرد اقتصادی» علیه جمهوری اسلامی، پنج فرد و پنج شرکت را به اتهام تامین تسلیحات و قطعات برای وزارت دفاع جمهوری اسلامی تحریم کرد. این بسته شبکههای پشتیبان صنایع نظامی، از جمله برنامههای موشکی و پهپادی را هدف گرفته است.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفَک، سهشنبه هفتم مهر در بیانیهای اعلام کرد افراد و شرکتهای تحریمشده در ایران، چین، هنگکنگ، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه فعالیت دارند. این وزارتخانه هدف اقدام تازه را تضعیف توان جمهوری اسلامی برای بازسازی برنامههای تسلیحاتی و افزایش هزینه همکاری با شبکههای خرید تجهیزات نظامی تهران عنوان کرد.
این بسته نماینده وزارت دفاع جمهوری اسلامی در پکن، شبکه تامین قطعات الکترونیکی برای صنایع هواپیماسازی و موشکی ایران و واسطههای خرید و توزیع سلاح را در بر میگیرد. تحریمها بر اساس فرمان اجرایی ۱۳۳۸۲ اعمال شدهاند که اشاعهدهندگان سلاحهای کشتار جمعی و ابزارهای حمل و پرتاب این سلاحها را هدف قرار میدهد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در بیانیهای که برای اعلام تحریمهای تازه منتشر شد، گفت: «وزارت خزانهداری در چارچوب عملیات طرد اقتصادی، به هدف قرار دادن و مختل کردن فعالیت کسانی ادامه خواهد داد که با ارائه حمایت مادی، فناورانه یا مالی، به رژیم ایران امکان میدهند فعالیتهای تروریستی خود را ادامه دهد.»
او تاکید کرد واشینگتن به شناسایی، افشا و منزوی کردن حامیان جمهوری اسلامی ادامه میدهد.
کارزار «طرد اقتصادی» دوم شهریور با هدف اعلامشده قطع شریانهای اقتصادی حکومت ایران و تحریم ۷۸ فرد، شرکت و کشتی آغاز شد. با احتساب بسته آغازین و اقدام هفتم مهر، آمریکا تاکنون در هشت نوبت در چارچوب این کارزار تحریمهای تازه اعلام کرده است. این تحریمهای تازه از شبکههای مالی و نفتی تا هوانوردی، رمزارزها و تامین تجهیزات نظامی را در بر میگیرد.
شبکههای خرید تسلیحات و قطعات
به گفته وزارت خزانهداری، سید اصغر علیزاده طباطبایی، نماینده وزارت دفاع در پکن، خرید سامانههای تسلیحاتی و قطعات با کاربرد دوگانه را هماهنگ میکند. شرکت «کاوشکام آسیا» نیز برای هسا، سازنده پهپاد و هواپیماهای نظامی، و گروه صنعتی شهید باکری، مسئول برنامه موشکهای بالستیک سوخت جامد، قطعات الکترونیکی تامین کرده است. علاوه بر کاوشکام، علی فتوت احمدی، مدیر این شرکت، و پریسا لالی، نماینده آن، تحریم شدند. شرکت هنگکنگی «ایسی موجو» و «لی فن»، نماینده این شرکت در چین، نیز به فهرست تحریمها اضافه شدند.
بخش دیگر تحریمهای تازه «وسیم پاشا تجمل»، رییس گروه کاوالیر در پاکستان، و سه شرکت مرتبط با او در پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه را هدف گرفته است. وزارت خزانهداری میگوید تجمل با استفاده از ارتباطات حرفهای خود برای وزارت دفاع ایران سلاح تهیه و توزیع میکند. اوفک اعلام کرد اقدام علیه شرکت مستقر در عربستان سعودی با هماهنگی دولت این کشور انجام شده است.
مصادره نهایی این رمزارزها به رای دادگاه نیاز دارد.
تحریمهای تازه نیز داراییهای مشمول صلاحیت آمریکا را مسدود میکند و بانکهای خارجی تسهیلکننده معاملات عمده با تحریمشدگان را در معرض تحریم ثانویه و محدودیت دسترسی به نظام مالی آمریکا قرار میدهد.
این تهدید، بنا بر هدف اعلامشده واشینگتن، برای محدود کردن مسیرهای دریافت درآمد، انتقال پول و خرید تجهیزات جمهوری اسلامی به کار گرفته میشود.
فایننشالتایمز با بررسی دادههای بازار کالا و حملونقل دریایی گزارش داد صادرات نفت خاورمیانه، با وجود حملات پراکنده سپاه به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به بالاترین سطح از آغاز جنگ ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ رسیده است اما این افزایش هنوز قیمت نفت را مهار نکرده است.
این روزنامه سهشنبه هفتم مهر، به نقل از شرکت تحلیل دادههای کالا و کشتیرانی کپلر نوشت میانگین صادرات روزانه نفت عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق در سپتامبر، از ۱۰ شهریور تا هشتم مهر، به ۱۵ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه رسیده است.
این میزان بیش از ۸۰ درصد میانگین صادرات روزانه این کشورها در ۱۲ ماه پیش از جنگ است و نشان میدهد تولیدکنندگان منطقه توانستهاند با یافتن راههایی برای مقابله با محدودیتهای تنگه هرمز، بخش بزرگی از صادرات خود را احیا کنند.
این روزنامه بریتانیایی در گزارش خود تاکید کرد با وجود افزایش قابل توجه صدور نفت از تنگه هرمز، قیمت نفت هنوز مهار نشده است. بهای هر بشکه نفت برنت از حدود ۹۰ دلار در اوایل شهریور به بیش از ۱۰۰ دلار رسیده است؛ هرچند همچنان با اوج بیش از ۱۲۶ دلاری دوران جنگ در فروردین و اردیبهشت فاصله دارد.
کپلر، شرکت تحلیل دادههای بازار کالاها و حملونقل دریایی، دوشنبه ششم مهر گزارش داد صادرات روزانه نفت خام تولیدکنندگان اصلی خاورمیانه در یک ماه گذشته به بیش از ۱۶ میلیون بشکه رسید. این آمار که صادرات نفت از عربستان سعودی، امارات، عراق، عمان، قطر، کویت و ایران را در بر میگیرد، همچنان حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه کمتر از سطح ماه پیش از آغاز جنگ است.
کپلر افزایش صادرات عربستان و امارات و بهبود انتقال نفت از تنگه هرمز عامل اصلی این رشد ارزیابی و برآورد کرد صادرات روزانه از مسیر تنگه در این ماه به حدود ۹ میلیون و ۷۱۹ هزار بشکه برسد.
خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی نوشت طی هفت روز منتهی به ششم مهر، ۱۹ ابرنفتکش از تنگه هرمز عبور کردند. هر کدام از آنها حامل دو میلیون بشکه نفت عربستان بود. رویترز تاکید کرده است که این آمار، عبور احتمالی کشتیهایی را که با سامانه شناسایی خاموش از تنگه هرمز عبور میکنند، شامل نمیشود.
انتقال نفت به بیرون از تنگه و کاهش فشار بر آمریکا
به نوشته فایننشالتایمز، احیای صادرات نفت منطقه میتواند قدرت چانهزنی تهران را در مذاکرات صلح کاهش دهد، زیرا ادامه خروج محمولهها از خلیج فارس، فشار بر آمریکا برای دستیابی به توافق را کمتر میکند.
آنشیکا پراجاپاتی، تحلیلگر شرکت مشاوره دریایی دروری، افزایش صادرات را نشانه بازگشت تدریجی شبکههای صادراتی کشورهای خلیج فارس به روال عادی پس از ماهها اختلال دانست. به گفته او، گسترش انتقال رفتوبرگشتی نفت از تنگه هرمز نقش اصلی را در این روند داشته است.
در این روش، تولیدکنندگان نفت محمولهها را از بندرهای داخل خلیج فارس به نفتکشهای منتظر در بیرون تنگه میرسانند. به این ترتیب، شرکتهای کشتیرانی میتوانند بدون فرستادن نفتکشهای خود به داخل خلیج فارس و پذیرش خطر عبور از تنگه، نفت بارگیری کنند.
نیلز راسموسن، تحلیلگر ارشد کشتیرانی در انجمن مالکان کشتی «بیمکو»، گفت: «این روش به شرکتهای نفتی امکان داده است صادرات خود را افزایش دهند، بدون آنکه تعداد کشتیهای حاضر به پذیرش خطر عبور از تنگه هرمز، صادراتشان را محدود کند.»
عربستان سعودی نیز علاوه بر افزایش صادرات از خلیج فارس، بخشی از فعالیت خط لوله شرق به غرب را از سر گرفته است. این خط لوله که نفت را به دریای سرخ میرساند، پس از حمله ۱۹ شهریور از مدار خارج شده بود. دادههای مقدماتی کپلر نشان میدهد مجموع صادرات نفت عربستان در سپتامبر بیش از دو برابر شده و به شش میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است.
صادرات امارات و بحرین نیز افزایش یافته است. فایننشالتایمز نوشت با شناسایی عبور کشتیهایی که دستگاههای فرستنده اطلاعات خود را در تنگه خاموش میکنند، ممکن است برآورد صادرات منطقه افزایش یابد.
ادامه حملات به کشتیها
احیای صادرات در شرایطی رخ داده که گزارشهای حمله به شناورها همچنان منتشر میشود. نیروی دریایی سپاه بامداد ۲۷ شهریور اعلام کرد یک نفتکش با پرچم توگو را هدف قرار داده است. به گفته سپاه، این نفتکش پس از حمله آتش گرفت و متوقف شد.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز یکم مهر از اصابت پرتابهای ناشناس به یک کشتی باری در تنگه هرمز خبر داد. این حادثه به آتشسوزی، تخلیه خدمه و آسیبدیدن دو نفر انجامید. در گزارش این مرکز، عامل شلیک مشخص نشده بود.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، پنجم مهر گزارش داد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روزهای سوم و چهارم مهر، در مجموع، ۱۹ کشتی را هدف قرار دادند. این رسانه همان روز در خبری دیگر از شلیک موشک کروز دریایی به یک کشتی در تنگه هرمز خبر داد. ایراناینترنشنال نیز پیامی از یک ساکن محلی درباره شلیک موشک از ساحل به دریا دریافت کرده بود.
ادامه این خطرها هزینه حمل نفت را بالا برده است. به نوشته فایننشالتایمز، نرخ اجاره ابرنفتکشها برای عبور از تنگه هرمز به رکورد روزانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار رسیده و تقاضا برای خرید نفتکشهای دستدوم نیز قیمت این شناورها را به بالاترین سطح رسانده است.
با این همه، پراجاپاتی افزایش صادرات از تنگه را «گامی اولیه بهسوی بازگشت به شرایط عادی» توصیف کرد؛ روندی که هنوز حجم صادرات را به سطح پیش از جنگ نرسانده است.
هواداران حوثیها در یک راهپیمایی ضدسعودی در صنعا، پایتخت یمن، تصویری از «عبدالملک الحوثی»، رهبر این گروه را در دست دارند؛ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶. رویترز
فایننشالتایمز گزارش داد گسترش همکاری حوثیهای مورد حمایت تهران با الشباب، شاخه القاعده در سومالی، به این گروه یمنی امکان میدهد در دو سوی خلیج عدن جای پا پیدا کند. مقامهای آمریکایی این روابط را تهدیدی «تنشزا» برای ثبات منطقه و مسیرهای حیاتی کشتیرانی میدانند.
سخنگوی فرماندهی آفریقای ارتش آمریکا به این روزنامه گفت پیوند توانمندیهای عملیاتی دو گروه میتواند دامنه حملات مرگبار الشباب را در شاخ آفریقا گسترش دهد و امکان بیشتری برای اعمال نفوذ و اختلال در مسیرهای دریایی دریای سرخ و غرب اقیانوس هند در اختیار حوثیها بگذارد.
این روزنامه بریتانیایی در گزارشی که سهشنبه هفتم مهر منتشر شد، همچنین به نقل از کارشناسان امنیتی و نظامی نوشت حوثیها به الشباب سلاح فروختهاند، صدها جنگجوی این گروه را برای استفاده از پهپاد و مواد منفجره آموزش دادهاند و به مناطق تحت کنترل آن در جنوب سومالی رفتوآمد دارند.
این همکاری در شرایطی گسترش یافته که حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی، پس از تصرف بندر مخا و پیشروی به سوی بابالمندب، برای تثبیت مواضع خود در سواحل دریای سرخ میجنگند. به نوشته فایننشالتایمز، یکدهم تجارت جهانی از این تنگه میگذرد.
رویترز نیز ۳۰ شهریور گزارش داد حوثیها برای تصرف ارتفاعات راهبردی تعز و لحج پیشروی کردهاند تا پشت جبهه نیروهای خود در اطراف بابالمندب را امن کنند و مواضع تازه بهدستآمده را حفظ کنند.
تیم لندرکینگ، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور یمن، به فایننشالتایمز گفت همکاری با الشباب با راهبرد حوثیها برای فشار بر این آبراه از هر دو سو سازگار است. به گفته او، گسترش نفوذ فراتر از مرزهای یمن، اهمیت این رابطه را برای حوثیها افزایش داده است.
از فروش سلاح تا همکاری عملیاتی
گولید احمد، کارشناس سومالیایی امنیت منطقه، به فایننشالتایمز گفت روابط دو گروه از قاچاق فراتر رفته و به همکاری عملیاتی در زمینه تسلیحات، پهپادها و دانش فنی تبدیل شده است.
به گفته او، اگر الشباب توان استفاده از موشکهای میانبرد و قایقهای بدون سرنشین دریافتی از حوثیها را پیدا کند، دامنه تهدید میتواند به غرب اقیانوس هند گسترش یابد.
مت برایدن، رییس پیشین هیات کارشناسان سازمان ملل در امور سومالی، نیز به این روزنامه گفت ممکن است شمار جنگجویان سومالیایی آموزشدیده نزد حوثیها به ۱۵۰۰ نفر، شامل نیروهای الشباب و دیگر گروههای سومالیایی، برسد.
برایدن و احمد از شواهد تلاش الشباب برای دستیابی به تسلیحات پیشرفتهتر، از جمله موشکهای زمینبههوای ایرانی اس-۳۵۸، خبر دادند، اما تاکید کردند این موشکها تاکنون در میدان نبرد سومالی مشاهده نشدهاند.
به گفته برایدن، حوثیها از همکاری با الشباب برای نصب رادار و تجهیزات دیگر در سومالی استفاده میکنند تا رفتوآمد کشتیها را از سواحل آفریقا زیر نظر بگیرند.
در سوی دیگر این مسیر دریایی، اسکاینیوز عربی ۲۸ شهریور به نقل از منابع نظامی یمنی از نصب رادار در ارتفاعات ساحلی یمن و بازدید چهار عضو سپاه از مخا و بابالمندب خبر داده بود. در زمان انتشار آن گزارش، سپاه و حوثیها به این خبر واکنشی نشان نداده بودند.
هشدار آمریکا در میانه تردید درباره مداخله نظامی
هشدار تازه درباره همکاری حوثیها و الشباب در حالی مطرح میشود که واشینگتن در هفتههای گذشته درباره ورود دوباره به نبرد با این گروه یمنی محتاط بوده است.
نیویورکتایمز ۳۰ شهریور گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، حملات برنامهریزیشده به مواضع حوثیها را در واپسین مراحل آمادهسازی متوقف کرد. به نوشته این روزنامه، فشار جنگ ایران بر ارتش آمریکا از دلایل تردید مشاوران ترامپ درباره گشودن جبههای تازه بود.
با این حال، ابعاد بلندمدت همکاری حوثیها و الشباب هنوز روشن نیست. پیتر سالزبری، استاد مدعو دانشگاه کلمبیا، به فایننشالتایمز گفت حوثیها خواهان جذب نیرو در سومالی و استفاده از خاک این کشور برای رصد خلیج عدن و انجام حملات هستند.
او افزود ممکن است این رابطه به آموزش و انتقال محدود سلاح ختم شود یا به الگویی شبیه حمایت جمهوری اسلامی و حزبالله از حوثیها بینجامد. سالزبری این الگو را اینطور توضیح داد: «توان نظامی الشباب بهتدریج افزایش مییابد و همزمان بیش از گذشته به حوثیها وابسته میشود.»
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ایران را کشوری در اوج قدرت توصیف کرد که از جنگها و فشارهای پیاپی، قدرتمندتر بیرون آمده است. شاخصهای اقتصادی، اجتماعی، نظامی و تحولات منطقهای، بخشهای مهمی از این روایت را به چالش میکشند.
خامنهای در پیامی به مناسبت سالگرد جنگ ایران و عراق، ایران امروز را برخوردار از «پیشرفت، عزت، استقلال» و بالاترین سطح اعتبار در جهان اسلام و حتی جهان معرفی کرد.
او نوشت «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند» و سپس فراتر رفت و گفت بر اساس «محاسبات الهی»، ایران «قدرت اول جهان» است.
این تصویر از قدرت جمهوری اسلامی در حالی از سوی خامنهای ارائه میشود که خود او بیش از شش ماه پس از رسیدن به مقام رهبری، همچنان در انظار عمومی ظاهر نشده است.
از زمان انتخاب خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی، هیچ عکس، ویدیو یا فایل صوتی تازهای از او منتشر نشده است. مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند او همچنان امور را در دست دارد و به دلایل امنیتی از انظار عمومی دور مانده است.
غیبت خامنهای حتی به مراسم چندروزه تشییع و خاکسپاری پدرش، علی خامنهای، نیز کشیده شد.
این غیبت در کنار متنی که محور آن قدرت جمهوری اسلامی و عقبنشینی دشمنان آن است، تضادی قابل توجه ایجاد میکند: رهبر جمهوری اسلامی از حضور میلیونها ایرانی در خیابانها و قدرت روزافزون کشور میگوید، در حالی که خود هنوز در برابر همان جامعه ظاهر نشده است.
«ابرقدرت چهارم» بر اساس کدام معیار؟
خامنهای نمیگوید «کسانی» که ایران را چهارمین ابرقدرت جهان میدانند چه کسانی هستند یا این رتبهبندی بر چه معیاری استوار است.
اگر منظور توان نظامی باشد، دادههای قابل سنجش چنین جایگاهی را نشان نمیدهند.
موسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، SIPRI، هزینه نظامی ایران در سال ۲۰۲۵ را حدود ۷.۴ میلیارد دلار برآورد کرده است. در همان سال، آمریکا حدود ۹۵۴ میلیارد دلار، چین ۳۳۶ میلیارد دلار و روسیه ۱۹۰ میلیارد دلار هزینه نظامی داشتهاند.
این موسسه میگوید بخشی از هزینههای نظامی ایران از مسیرهایی خارج از بودجه معمول تامین میشود و رقم واقعی میتواند بالاتر باشد. با این حال، فاصله ایران با بزرگترین قدرتهای نظامی جهان همچنان بسیار زیاد است.
اگر اقتصاد معیار قدرت باشد نیز تصویر متفاوت است. صندوق بینالمللی پول سهم ایران از اقتصاد جهان بر اساس قدرت خرید را برای سال ۲۰۲۶ حدود ۰.۸ درصد برآورد کرده است.
خامنهای برای ادعای بزرگتر خود معیار را از حوزه قابل اندازهگیری خارج میکند و میگوید بر اساس «محاسبات الهی»، ایران «قدرت اول جهان» است.
بودجه نظامی، اندازه اقتصاد، تجارت، توان صنعتی یا نتیجه یک جنگ را میتوان سنجید. اما «محاسبات الهی» معیاری ارائه نمیکند که بتوان با آن مشخص کرد چه نتیجهای این ادعا را تایید یا رد خواهد کرد.
خامنهای ایران پیش از انقلاب را دوران «عقبماندگی، ذلت و خواری» میخواند و در مقابل میگوید روزگار کنونی «پر است از پیشرفت، عزت و استقلال».
اما اگر «پیشرفت» را در حوزه اقتصاد و زندگی روزمره مردم بسنجیم، ارقام تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند.
صندوق بینالمللی پول برای ایران در سال ۲۰۲۶ تورم متوسط ۶۸.۹ درصدی و انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد را پیشبینی کرده است.
بانک جهانی نیز از فشار جنگ و تحریمها، کمبود آب و انرژی، ضعف سرمایهگذاری و افزایش فقر در ایران سخن گفته است.
این دادهها ادعای فراگیر خامنهای درباره «پیشرفت» را با یک پرسش اساسی روبهرو میکند: پیشرفت بر اساس کدام معیار و برای کدام بخش از جامعه؟
دشمنی که قرار بود از دریای عرب جلوتر نیاید
یکی از قابل سنجشترین بخشهای پیام خامنهای به حضور نظامی دشمنان جمهوری اسلامی در آبهای جنوب ایران مربوط است.
او مینویسد زمانی این آبها «جولانگاه نیروهای دشمن» بود، اما اکنون آنها بر اثر «ضربات دردآور» نیروهای ایرانی و «محافظان تنگه هرمز» دیگر «از دریای عرب جلوتر نمیآیند».
اما تحولات ماههای اخیر تصویر دیگری ارائه میکند.
در ماه اوت، مقامهای آمریکایی به اکسیوس گفتند ارتش آمریکا یک مسیر کشتیرانی از داخل تنگه هرمز ایجاد کرده که هر شب حدود ۱۵ تا ۲۰ نفتکش از آن وارد یا خارج میشوند. این عملیات به گفته آنها امکان انتقال روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت را فراهم کرده.
حضور نظامی آمریکا در این محدوده در سپتامبر نیز ادامه یافت. بر اساس گزارش USNI News، سپاه پاسداران اوایل سپتامبر موشکهای بالستیک به سوی یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی شلیک کرد.
همان گزارش میگوید نیروهای آمریکایی نیز به نفتکشهای ایرانی در نزدیکی جزیره خارک و در خلیج عمان حمله کردند.
در هشتم سپتامبر نیز فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد یک ناو جنگی آمریکایی که طی دو روز دو بار هدف موشکهای ایران قرار گرفته بود، به گشتزنی در آبهای منطقه ادامه داد. نیروهای آمریکایی در همان عملیات پنج نفتکش ایرانی را در خلیج عمان و نزدیکی جزیره خارک هدف قرار دادند.
این حضور تنها به عملیات علیه اهداف ایرانی محدود نبوده است. آمریکا از ماه ژوئیه محاصره دریایی بنادر، سواحل و کشتیهای ایران را از سر گرفت و به شناورهای نزدیک تنگه هرمز دستور داد برای هماهنگی با نیروهای دریایی آمریکا تماس بگیرند.
تحولات روزهای اخیر نیز نشان میدهد فشار دریایی آمریکا پایان نیافته است. یک مقام ارشد ایرانی، اول مهر به خبرگزاری رویترز گفت ایران در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و برداشته شدن محاصره بنادر، آماده بازگشایی تنگه هرمز است.
این اظهارات نشان میدهد حضور و فشار نظامی آمریکا در آبهای پیرامون ایران همچنان بخشی از مناقشه جاری است.
عملیات آمریکا در تنگه هرمز، خلیج عمان و آبهای نزدیک ایران طی ماههای اخیر نشان میدهد نیروهای آمریکایی همچنان در مناطقی فعالیت کردهاند که با برداشت جغرافیایی و مطلق از گفته خامنهای مبنی بر اینکه دشمن «از دریای عرب جلوتر نمیآید»، همخوان نیست.
«عقبه اجتماعی» و جامعهای که بخشی از آن دیده نمیشود
خامنهای از حضور مردم در خیابانها طی هفت ماه گذشته به عنوان شاهدی بر قدرت و انسجام داخلی یاد کرد.
او گفت بیش از ۳۰ میلیون ایرانی «جانفدایی» خود را اعلام کردهاند و در یک مرحله ثبتنام، بیش از ۵۰۰ هزار نفر ظرف تنها ۱۰۰ دقیقه ظرفیت تعیینشده را تکمیل کردند.
حتی در صورت پذیرش این ارقام، بسیج میلیونها نفر به تنهایی نمیتواند میزان حمایت کل جامعه از ساختار سیاسی را مشخص کند.
ایران در همین دوره شاهد اعتراضات گستردهای بود که از مشکلات اقتصادی در اوایل دی ماه، به سرعت سراسر کشور را فرا گرفت و به اعتراض مستقیم علیه حاکمیت رسید. اعتراضات پس از سرکوب گسترده فروکش کرد.
دولت جمهوری اسلامی شمار کشتهشدگان را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد. شورای سردبیری ایراناینترنشنال اما بر اساس اسناد محرمانه نهادهای امنیتی، گزارشهای میدانی و اطلاعات کادر درمان، شمار کشتهشدگان سرکوب را بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کرد و گفت بخش عمده کشتار در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داده است.
در روایت خامنهای، حضور حامیان حکومت شاهدی بر وحدت و قدرت ملی محسوب میشود، در حالی که حضور مخالفان در همان خیابانها وزن مشابهی در سنجش وضعیت جامعه پیدا نمیکند.
غیبت خود خامنهای بار دیگر در همین نقطه برجسته میشود. او از میلیونها ایرانی حاضر در خیابانها و میدانها سخن میگوید، اما بیش از شش ماه پس از رسیدن به مقام رهبری هنوز در میان آنها ظاهر نشده و حتی یک پیام ویدیویی یا صوتی عمومی منتشر نکرده است.
خامنهای در بخش دیگری از پیام خود به حسن نصرالله پرداخت و گفت «نصرت و فتح، همراهان دائمی او بودند».
او همچنین نعیم قاسم را ادامهدهنده راه نصرالله در راس حزبالله معرفی کرد.
اما موقعیت کنونی حزبالله با تصویر یک مسیر پیوسته از پیروزی فاصله دارد.
نصرالله کشته شد و حزبالله شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد خود را از دست داد. عملیات اسرائیل علیه شبکه ارتباطی این گروه نیز میزان نفوذ اطلاعاتی این کشور را در ساختار حزبالله آشکار کرد.
در داخل لبنان نیز سلاح حزبالله اکنون در مرکز یکی از مهمترین مناقشات سیاسی کشور قرار دارد. دولت لبنان روند قرار دادن سلاح این گروه زیر کنترل دولت را دنبال میکند و حزبالله با آن مخالف است.
بنابراین، کشته شدن رهبر و فرماندهان ارشد و قرار گرفتن سلاح یک گروه زیر فشار سیاسی برای انتقال به دولت، با توصیف تاریخی مبتنی بر «نصرت و فتح» دائمی، سازگاری ندارد.
قدرتی که در تعریف آن شکست جایی ندارد
مهمترین مساله در پیام خامنهای شاید نه یک ادعای مشخص، بلکه شیوهای باشد که او قدرت را تعریف میکند.
در روایت او، جمهوری اسلامی از جنگ هشتساله قدرتمندتر بیرون آمد. فشارهای بعدی آن را قویتر کردند. جنگهای اخیر نیز «ققنوس» جمهوری اسلامی را بزرگتر کردهاند و آینده نیز «به مراتب شکوهمندتر» خواهد بود.
چنین تعریفی از قدرت یک مشکل اساسی دارد: تقریبا هر نتیجهای را میتوان به شاهدی برای همان نتیجه مطلوب تبدیل کرد.
اگر دشمن عقبنشینی کند، نشانه قدرت است. اگر جنگ ادامه پیدا کند، نشانه مقاومت است. اگر اقتصاد زیر فشار قرار گیرد، هزینه استقلال است. اگر یک متحد منطقهای رهبران و فرماندهان خود را از دست بدهد، ادامه مقاومت برجسته میشود. اگر حامیان حکومت به خیابان بیایند، نشانه پشتوانه اجتماعی است؛ اگر مخالفان همان خیابانها را پر کنند، در ارزیابی قدرت نظام سیاسی جای مشابهی ندارند.
اما قدرت سیاسی را میتوان با پیامدهای آن سنجید: توان یک کشور برای حفاظت از قلمرو و زیرساختهای خود، تحمیل اراده بر رقیب، حفظ ثبات اقتصادی، دستیابی به اهداف سیاست خارجی، حفظ یا گسترش نفوذ متحدان و برخورداری از حمایت اجتماعی.
بر اساس بسیاری از این معیارها، توانایی ایران در تحمیل هزینه بر دشمن با توصیف آن بهعنوان «ابرقدرت چهارم» یا «قدرت اول جهان» فاصله دارد.
به همین دلیل، پرسش اصلی در برابر پیام خامنهای این است: اگر نزدیک به پنج دهه جنگ، فشار و رویارویی ایران را به «ابرقدرت چهارم» جهان و بر اساس «محاسبات الهی» به قدرت اول تبدیل کرده است، کدام شاخص اقتصادی، نظامی، اجتماعی یا منطقهای این جایگاه را نشان میدهد؟
این پرسش زمانی وزن بیشتری پیدا میکند که چنین تصویری از قدرت، نه از تریبون یک رهبر در برابر جامعه، بلکه در قالب پیامی مکتوب از سوی رهبر جمهوری اسلامی ارائه میشود که بیش از شش ماه پس از رسیدن به بالاترین مقام کشور، ایرانیان هنوز او را در انظار عمومی ندیده و صدایش را در یک پیام عمومی نشنیدهاند.
همزمان با شدت گرفتن تنشهای منطقهای، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از احتمال حمله «دشمنان» به این کشور در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل خبر داد.
نتانیاهو سهشنبه هفتم مهر در پیامی ویدیویی به زبان عبری هنگام بازدید از پایگاه هوایی تل نوف گفت: «نشانههایی در دست داریم که حاکی از آن است دشمنان ما در آستانه انتخابات تلاش خواهند کرد به ما حمله کنند.»
او خطاب به دشمنان اسرائیل افزود: «از پایگاه نیروی هوایی و با تکیه بر بازوی بلند اسرائیل، این پیام را برای شما میفرستم: با ما درنیفتید؛ نه اکنون و نه هیچوقت دیگر. بازوی بلند ما در هر نقطه و هر زمانی به شما خواهد رسید.»
نتانیاهو تاکید کرد اسرائیل «بیوقفه در تمامی جبههها» عملیات انجام میدهد و نیروهای این کشور طی هفتههای اخیر بیش از ۱۰۰ «تروریست» را در نوار غزه از پا درآوردهاند.
نتانیاهو در ادامه گفت اسرائیل با «فشارهای سنگینی» برای عقبنشینی و چشمپوشی از دستاوردهای نظامی خود مواجه است، اما او اجازه نخواهد داد چنین اتفاقی رخ دهد.
او در سخنان خود مشخص نکرد کدام کشورها یا گروهها را عامل احتمالی حمله به اسرائیل در آستانه انتخابات میداند.
انتخابات پارلمانی اسرائیل قرار است پنجم آبان برگزار شود؛ رویدادی که ترکیب آینده کنست و سرنوشت دولت بعدی این کشور را تعیین خواهد کرد.
هشدار نتانیاهو در شرایطی مطرح میشود که چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن در هالهای از ابهام قرار دارد و گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری جنگی تمامعیار و گسترش دامنه درگیریها بالا گرفته است.
در چنین شرایطی، مقامهای جمهوری اسلامی نیز بر شدت لفاظیهای تهدیدآمیز خود افزودهاند.
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، هفتم مهر در نشستی خبری تهدید کرد در صورت تغییر شکل درگیریها، جمهوری اسلامی سلاحهای جدیدی را به کار خواهد گرفت.
محبی گفت: «ما دائما در حال طراحی سلاحهای جدید، ارتقای سلاحهای فعلی و تولید انبوه سلاحهایی هستیم که بتوانیم از خودمان دفاع کنیم و از همه فناوریهای دنیا برای ساخت سلاحها استفاده میکنیم.»
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نیز در واکنش به سخنان اخیر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد جمهوری اسلامی در برابر «لفاظی و محاصره هوایی و تجاری» عقبنشینی نمیکند.
او هشدار داد: «در منطقهای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت و اگر امنیت ما تامین نشود، هیچ زیرساختی ایمن نخواهد بود.»
همزمان با این تحولات، سفر اخیر نتانیاهو به امارات متحده عربی به احتمال تشدید تنشها میان حکومت ایران و اسرائیل دامن زده است.
نخستوزیر اسرائیل پنجم مهر در ابوظبی با شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، دیدار کرد.
بن سبطی، پژوهشگر امور ایران و اسرائیل، پیشتر در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت سفر نتانیاهو به امارات ممکن است با هدف هماهنگی بیشتر علیه جمهوری اسلامی انجام شده باشد.
شبکه آی۲۴نیوز نیز گزارش داد محور اصلی سفر ششساعته نتانیاهو به امارات، موضوع ایران بوده است.
نتانیاهو دوم مهر در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، جمهوری اسلامی را «رژیمی قاتل و شرور» خواند و افزود مردم ایران «روزی آزاد خواهند شد».