• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

وزیر خارجه هند: حمله به کشتی‌های تجاری و خدمه آنها در آبراه‌های بین‌المللی قابل قبول نیست

۵ مهر ۱۴۰۵، ۰۳:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

سوبرامانیام جایشانکار، وزیر خارجه هند، در مجمع عمومی سازمان ملل نگرانی عمیق خود را از ادامه درگیری‌ها در منطقه خلیج فارس و هدف قرار گرفتن کشتی‌های تجاری و خدمه آنها در آبراه‌های بین‌المللی ابراز کرد و چنین اقداماتی را غیرقابل قبول خواند.

او درباره تنش‌ها و درگیری‌ها در غرب آسیا و خاورمیانه گفت راه حل دو کشوری برای دستیابی به صلح پایدار ضروری است و در عین حال خواستار خویشتن‌داری، تنش‌زدایی، حفاظت از غیرنظامیان و تداوم بدون وقفه جریان انرژی و تجارت شد.

او گفت جنگ اوکراین نیز که وارد پنجمین سال خود شده، به همان اندازه نگران‌کننده است.

جایشانکار با تکرار سخنان نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، گفت تمرکز باید از «جنگی بی‌پایان» به «پایان دادن به جنگ» تغییر کند و افزود هند از ابتکارهایی که با هدف دستیابی به صلح انجام می‌شوند، حمایت می‌کند.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

نیک واکر آمریکایی قهرمان مستر المپیا ۲۰۲۶ شد
۱

نیک واکر آمریکایی قهرمان مستر المپیا ۲۰۲۶ شد

۲

کارشناسان صداوسیما: امارات متحده عربی راهبرد جمهوری اسلامی را در تنگه هرمز خنثی کرده است

۳

بحران مسکن در اسپانیا؛ تخلیه اجباری خانه زن ۸۷ ساله جرقه اعتراضات گسترده شد

۴

قوه قضاییه: حمید رسایی، نماینده تهران در مجلس، به بند روحانیت زندان اوین منتقل شده است

۵
روایت شما

با وجود اصرار حکومت بر آموزش حضوری، کتاب‌های درسی هنوز توزیع نشده‌اند

انتخاب سردبیر

  • ادامه رکوردشکنی نرخ ارز در ایران؛ دلار از ۲۴۱ هزار تومان فراتر رفت

    ادامه رکوردشکنی نرخ ارز در ایران؛ دلار از ۲۴۱ هزار تومان فراتر رفت

  • کارشناسان صداوسیما: امارات متحده عربی راهبرد جمهوری اسلامی را در تنگه هرمز خنثی کرده است

    کارشناسان صداوسیما: امارات متحده عربی راهبرد جمهوری اسلامی را در تنگه هرمز خنثی کرده است

  • موج استعفای معلمان در ایران به نگرانی‌ها درباره تشدید بحران آموزش دامن زد

    موج استعفای معلمان در ایران به نگرانی‌ها درباره تشدید بحران آموزش دامن زد

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

•
•
•

مطالب بیشتر

«نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

۵ مهر ۱۴۰۵، ۰۳:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه
100%

رد پیشنهاد هفت‌روزه جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ، تنها «نه» به یک آتش‌بس نیست، بلکه نشانه تغییر محاسبات واشینگتن درباره مهم‌ترین اهرم فشار تهران است.

آمریکا اکنون معتقد است با اسکورت نفتکش‌ها می‌تواند بخش مهمی از جریان انرژی در تنگه هرمز را حفظ کند، در حالی که محاصره بنادر و فشار بر صادرات نفت همچنان اقتصاد ایران را تحت فشار قرار می‌دهد، معادله‌ای که می‌تواند توضیح دهد چرا ترامپ دیگر برای توافق بر سر تنگه هرمز عجله‌ای ندارد.

دونالد ترامپ به پیشنهاد جمهوری اسلامی برای یک توقف هفت‌روزه در جنگ و بازگشایی تنگه هرمز «نه» گفته است، تصمیمی که شاید بیش از آن‌که درباره مفاد یک توافق باشد، نشان‌دهنده تغییر محاسبات واشینگتن درباره مهم‌ترین اهرم فشار تهران در هفت ماه گذشته باشد.

ترامپ روز شنبه رد پیشنهاد حکومت ایران را علنی کرد. پیش از آن، وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده بود که رییس‌جمهوری آمریکا نسبت به اجرای تعهدات تهران بدبین است و به دستیارانش گفته ازسرگیری بمباران ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر را محتمل می‌داند.

پیشنهاد تهران در ظاهر ساده بود، آمریکا بخشی از فشارهای اقتصادی و نظامی را کاهش دهد و جمهوری اسلامی در مقابل ظرف هفت روز تنگه هرمز را باز کند و مذاکرات هسته‌ای از سر گرفته شود.

اما جزئیات پیشنهاد نشان می‌دهد تهران برای بازکردن هرمز بهای قابل‌توجهی مطالبه کرده است، پایان محاصره دریایی بنادر ایران، کاهش محدودیت صادرات نفت و آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدود‌شده. تهران همچنین بازگشت به مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای را به این بسته متصل کرده است.

پرسش اصلی بنابراین این نیست که چرا ترامپ با بازشدن هرمز مخالف است. واشینگتن آشکارا خواهان بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی است. پرسش این است که چرا آمریکا حاضر نیست برای آن، بهایی را که جمهوری اسلامی مطالبه می‌کند بپردازد.

تغییر معادله هرمز
برای دهه‌ها، تهدید به بستن تنگه هرمز یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازدارندگی جمهوری اسلامی بوده است. جغرافیا در اینجا به سود تهران عمل می‌کند، مسیری باریک که بخش مهمی از نفت جهان باید از آن عبور کند و اختلال در آن می‌تواند مستقیما بازار انرژی، هزینه حمل‌ونقل و تورم جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.

این اهمیت از بین نرفته است. وال‌استریت ژورنال همین هفته گزارش داد که حتی عربستان سعودی، پس از تلاش برای توسعه مسیرهای جایگزین، بار دیگر مجبور شده بخش بیشتری از نفت خود را از هرمز عبور دهد. حملات به مسیرهای جایگزین و افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل نشان می‌دهد هنوز جایگزین ساده‌ای برای این آبراه وجود ندارد.

اما آنچه تغییر کرده، توان جمهوری اسلامی برای استفاده از اهمیت جغرافیایی هرمز و گرفتن امتیاز فوری از آمریکاست، نه اهمیت خود این تنگه.

  • ترامپ: جمهوری اسلامی در حال باخت است، پیشنهاد توافق درباره تنگه هرمز را نپذیرفتم

    ترامپ: جمهوری اسلامی در حال باخت است، پیشنهاد توافق درباره تنگه هرمز را نپذیرفتم

ارتش آمریکا طی ماه‌های جنگ تلاش کرده توان [حکومت] ایران برای هدف قراردادن کشتی‌ها را کاهش دهد و هم‌زمان عملیات اسکورت نفتکش‌ها را گسترش دهد. مقام‌های آمریکایی به شبکه سی‌بی‌اس گفته‌اند نزدیک به ۴۰ میلیون بشکه نفت تنها در ۴۸ ساعت با اسکورت نظامی آمریکا از تنگه عبور کرده است. واشینگتن همین توانایی را یکی از دلایلی می‌داند که دیگر برای رسیدن به توافق فوری عجله ندارد.

به عبارت دیگر، آمریکا تلاش کرده تهدید هرمز را از یک «وتوی انرژی» به یک «ریسک قابل مدیریت» تبدیل کند.

ترامپ چرا عجله ندارد؟
اینجاست که دلیل رد پیشنهاد تهران روشن‌تر می‌شود. اگر واشینگتن بتواند بخش قابل‌توجهی از نفت را بدون توافق با جمهوری اسلامی از هرمز عبور دهد، چرا باید در مقابل بازگشایی کامل تنگه، محاصره دریایی ایران را کنار بگذارد، صادرات نفت تهران را تسهیل کند و بخشی از منابع مالی مسدود‌شده جمهوری اسلامی را آزاد کند؟

وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های مطلع گزارش داده است که آمریکا به تهران و میانجی‌ها گفته ترامپ قصد برداشتن محاصره دریایی را ندارد. محاسبه واشینگتن این است که ادامه فشار اقتصادی سرانجام تهران را به پذیرش توافقی با شرایط مطلوب‌تر برای آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس وادار خواهد کرد.

این رویکرد با موضعی که ترامپ چند روز پیش در مجمع عمومی سازمان ملل اتخاذ کرد نیز همخوان است. او از کشورهای دیگر خواست جمهوری اسلامی را از نظر اقتصادی منزوی کنند و گفت انتظار دارد توافق احتمالی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای حاصل شود. در واقع، ترامپ ظاهرا به این نتیجه رسیده که زمان، دست‌کم فعلا، بیشتر به سود واشینگتن کار می‌کند تا تهران.

فشاری مضاعف علیه جمهوری اسلامی از دریا و هوا
محاصره بنادر تنها بخشی از این استراتژی است. آمریکا هم‌زمان فشار بر خطوط هوایی جمهوری اسلامی را افزایش داده و شرکت‌هایی را که به هواپیماهای ایرانی خدمات سوخت‌رسانی یا زمینی ارائه کنند، با خطر تحریم‌های ثانویه روبه‌رو کرده است. وال‌استریت ژورنال این اقدامات را بخشی از کارزار گسترده‌تر واشینگتن برای افزایش فشار اقتصادی بر [حکومت] ایران توصیف کرده است.

بنابراین پیشنهاد هفت‌روزه تهران درست در شرایطی ارائه شده که آمریکا در حال گسترش فشار اقتصادی است. پذیرفتن پیشنهاد جمهوری اسلامی می‌توانست به معنای کنارگذاشتن بخشی از همین اهرم‌ها درست زمانی باشد که واشینگتن تصور می‌کند آنها در حال اثرگذاری هستند.

هرمز هنوز مهم است، اما کافی نیست
این به معنای بی‌اهمیت‌شدن تنگه هرمز نیست. اختلال در این آبراه همچنان برای اقتصاد جهانی پرهزینه است و حتی عملیات گسترده نظامی آمریکا نتوانسته خطر حملات به نفتکش‌ها یا افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل را کاملا از بین ببرد.

آنچه تغییر کرده، محاسبه هزینه و فایده است. تهران همچنان تصور می‌کند بازگشایی هرمز کالایی است که می‌تواند در برابر کاهش فشار اقتصادی معامله کند. واشینگتن اما ظاهرا معتقد است توانسته بخشی از آثار بسته‌بودن تنگه را مهار کند، در حالی که جمهوری اسلامی همچنان باید هزینه محاصره بنادر، محدودیت صادرات نفت و افزایش انزوای اقتصادی را بپردازد.

از همین زاویه، «نه» ترامپ معنای بیشتری پیدا می‌کند. رییس‌جمهوری آمریکا لزوما به دیپلماسی نه نگفته است، مذاکرات از طریق میانجی‌ها همچنان ادامه دارد. آنچه ترامپ فعلا رد کرده، قیمت پیشنهادی تهران برای پایان بحران هرمز است.

و این شاید مهم‌ترین تغییر معادله باشد، جمهوری اسلامی هنوز هرمز را یکی از مهم‌ترین کارت‌های خود می‌داند، اما واشینگتن دیگر حاضر نیست برای گرفتن این کارت از دست تهران، همان بهایی را بپردازد که جمهوری اسلامی مطالبه می‌کند.

جمهوری اسلامی در انتظار پاسخ رسمی آمریکا ماند؛ ترامپ می‌گوید طرح پیشنهادی را رد کرده است

۵ مهر ۱۴۰۵، ۰۱:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

جمهوری اسلامی پس از آنکه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، از رد پیشنهاد تهران برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان نبردها خبر داد، بر راه‌حل دیپلماتیک تاکید کرد. عباس عراقچی گفت میانجی‌ها هنوز پاسخ قطعی واشینگتن را به‌طور رسمی منتقل نکرده‌اند.

عراقچی در شبکه‌های اجتماعی نوشت بازگشایی تنگه هرمز به تحقق شرایط ایران بستگی دارد و «تنها یک راه‌حل مبتنی بر مذاکره» می‌تواند به بن‌بست کنونی پایان دهد. او افزود تهران پس از دریافت موضع قطعی آمریکا از طریق میانجی‌ها تصمیم خواهد گرفت.

جمهوری اسلامی طرح خود را در جریان مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک مطرح کرده و گفته است آن را از طریق میانجی‌های قطری به آمریکا رسانده است. به گفته عراقچی، پذیرش این پیشنهاد، مهلتی هفت‌روزه برای بازگشایی تنگه هرمز و توقف موقت نبردها در منطقه آغاز می‌کند و زمینه را برای مذاکرات گسترده‌تر درباره موضوعات مورد توافق فراهم خواهد کرد.

ترامپ، در مقابل، گفته است این طرح را رد کرده و تلاش تهران برای توافق بر سر تنگه هرمز را ناشی از شکست‌های [حکومت] ایران دانسته است. او در کاخ سفید به خبرنگاران گفت ایرانی‌ها خواهان توافق برای بازگشایی فوری این آبراه هستند، زیرا «به‌شدت در حال شکست خوردن هستند».

  • ترامپ: جمهوری اسلامی در حال باخت است، پیشنهاد توافق درباره تنگه هرمز را نپذیرفتم

    ترامپ: جمهوری اسلامی در حال باخت است، پیشنهاد توافق درباره تنگه هرمز را نپذیرفتم

در همین زمینه، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفت تهران چیزی جز بازگشت آمریکا به تفاهم‌نامه پیشین و پایبندی واشینگتن به آن نمی‌خواهد.

پزشکیان در گفت‌وگو با الجزیره، تلویزیون دولتی قطر، درباره احتمال بازگشت به توافق با آمریکا گفت: «ما چیزی نمی‌خواهیم. فقط می‌خواهیم به همان تفاهم‌نامه برگردند و به آن پایبند باشند.»

وال‌استریت ژورنال نیز به نقل از مقام‌های آمریکایی که نامشان فاش نشده، گزارش داده است ترامپ درباره پذیرش خواسته‌هایش از سوی ایران تردید دارد و ازسرگیری بمباران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر را محتمل می‌داند. این در حالی است که پیش‌تر یک مقام آمریکایی، گفت‌وگوهای غیرمستقیم با تهران را «مثبت و سازنده» توصیف کرده بود.

اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای ادامه دارد
برنامه هسته‌ای حکومت ایران یکی از موضوعاتی است که ممکن است در مذاکرات گسترده‌تر مطرح شود. مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت در ایران، در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس اعلام کرد تهران آماده مذاکره درباره این برنامه و دیگر مسائل است، اما «زورگویی یا اجبار» را نمی‌پذیرد. او همچنین گفت ایران به دنبال جنگ نیست و پیش‌تر پذیرفته است که سلاح هسته‌ای نسازد.

با این حال، یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته است حتی در صورت پذیرش طرح صلح از سوی آمریکا، تهران درباره برنامه هسته‌ای خود انعطاف نشان نخواهد داد. به گفته این مقام، ایران از حق غنی‌سازی صرف‌نظر نمی‌کند و با انتقال اورانیوم با غنای بالای خود به خارج از کشور موافقت نخواهد کرد. ترامپ نیز تاکید کرده است که [حکومت] ایران هرگز نباید به بمب هسته‌ای دست یابد.

  • جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز «طرح هفت‌روزه» پیشنهاد داد

    جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز «طرح هفت‌روزه» پیشنهاد داد

اختلال در تنگه هرمز به اقتصاد جهانی آسیب زده است
به نوشته رویترز جنگی که ۹ اسفند با حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد، پس از هفت ماه و با وجود دوره‌هایی از توقف نبردها، همچنان ادامه دارد. به نوشته این خبرگزاری، این جنگ هزاران کشته بر جای گذاشته، نیروهای نظامی حکومت ایران را تضعیف کرده و به اقتصاد آسیب‌دیده این کشور لطمه زده است.

حملات جمهوری اسلامی به کشتی‌ها در تنگه هرمز، رفت‌وآمد در این مسیر حیاتی انتقال نفت را به‌شدت کاهش داده و پیامدهای آن به اقتصاد جهانی رسیده است. آمریکا برای وادار کردن تهران به توقف این حملات، ایران را تحت محاصره اقتصادی قرار داده است.

درگیری‌ها به دیگر نقاط منطقه نیز گسترش یافته است؛ ایران متحدان آمریکا در خلیج فارس را با موشک و پهپاد هدف قرار داده و حوثی‌های یمن نیز به منافع عربستان سعودی حمله کرده‌اند. هم‌زمان، تهران درباره تنگه هرمز با ریاض رایزنی کرده است، اما تلاش‌های دیپلماتیک تاکنون به پایان جنگ نینجامیده‌اند.

وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

۵ مهر ۱۴۰۵، ۰۰:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهدی مصلحی
100%

صنعت نفت فقط مجموعه‌ای از چاه‌ها، لوله‌ها و پالایشگاه‌ها نیست. آنچه این مجموعه را به یک صنعت تبدیل می‌کند، زنجیره‌ای یکپارچه از دانش مخزن، برنامه‌ریزی تولید، مهندسی، ایمنی، تامین مالی، فروش و پاسخ‌گویی است.

جمهوری اسلامی، به‌ویژه در دوره محمود احمدی‌نژاد، این زنجیره را تکه‌تکه کرد: بخشی از پروژه‌ها به نهادهای نظامی سپرده شد، بخشی از سهام و دارایی‌ها به صندوق‌ها و نهادهای شبه‌دولتی انتقال یافت و حتی فروش محموله‌های نفتی برای جبران کسری بودجه دستگاه‌هایی خارج از وزارت نفت بکار گرفته شد.

در نتیجه، مساله نفت ایران فقط تحریم یا کمبود سرمایه نیست. پیش از هر چیز، مساله «حکمرانی» است: چه کسی تصمیم می‌گیرد، چه کسی قرارداد می‌بندد، چه کسی پول می‌گیرد و سرانجام چه کسی پاسخگوست؟ اگر ایرانِ آینده این پرسش‌ها را حل نکند، ورود میلیاردها دلار سرمایه و پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز می‌تواند همان بی‌نظمی گذشته را در ابعادی بزرگ‌تر بازتولید کند.

از خصوصی‌سازی تا شبه‌دولتی‌سازی

دولت احمدی‌نژاد واگذاری دارایی‌های دولتی را با نام خصوصی‌سازی شتاب داد، اما بخش مهمی از آن به پیدایش بخش خصوصی مستقل منجر نشد. پژوهش دانشگاهی کوان هریس درباره «دولت پیمانکار» در ایران، این روند را نوعی شبه‌خصوصی‌سازی توصیف می‌کند: دارایی و امتیاز از یک بخش دولت به مجموعه‌ای از صندوق‌های بازنشستگی، بنیادها، شرکت‌های وابسته و نهادهای نظامی منتقل شد، بی‌آنکه رقابت آزاد، مالکیت شفاف یا پاسخ‌گویی عمومی پدید آید. این پژوهش در سال ۲۰۱۳ در مجله International Journal of Middle East Studies منتشر شد.

در نفت و گاز، این جابه‌جایی فقط انتقال چند برگ سهام نبود. وزارت نفت و شرکت‌های تخصصی تابع آن بخشی از اختیار عملی خود بر انتخاب پیمانکار، اجرای پروژه، تامین کالا و گاه فروش نفت را از دست دادند. یکی از گویاترین نمونه‌ها، واگذاری فروش نفت به نیروی انتظامی بود. اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی، در سال ۱۳۹۳ تایید کرد که در دولت احمدی‌نژاد دو محموله نفتی به این نیرو داده شد تا فروخته شود و بخشی از عواید آن برای جبران کسری حقوق به کار رفت؛ درباره تسویه باقی پول نیز بعدها اختلافاتی مطرح و گزارش‌های برخی نهادهای نظارتی منتشر شد. حتی اگر تمام ارقام مورد اختلاف را کنار بگذاریم، اصل ماجرا تکان‌دهنده است: دستگاه انتظامی به فروشنده نفت بدل شده بود.

  • چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟

    چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟

این همان نقطه‌ای است که یک دولت مدرن از مسیر خارج می‌شود. بودجه پلیس، وزارت کار یا صندوق بازنشستگی باید در قانون بودجه ثبت و از خزانه پرداخت شود؛ نه اینکه به هر دستگاه، سهمی از شرکت، پالایشگاه، میدان یا محموله نفت بدهند و آن را مامور تامین مالی خود کنند. چنین روشی ظاهرا بدهی دولت را تسویه می‌کند، اما در عمل مرز میان مالک، سیاست‌گذار، کارفرما، پیمانکار و فروشنده را از بین می‌برد.

قرارگاه خاتم؛ یک نام، شبکه‌ای از طرف‌های ذی‌نفع

قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا بازوی اقتصادی و مهندسی سپاه پاسداران است، اما در تحلیل قراردادهای نفتی نباید آن را با یک شرکت یکپارچه و معمولی اشتباه گرفت. این قرارگاه چتری بر فراز شمار بزرگی از هلدینگ‌ها، موسسات، شرکت‌های وابسته و پیمانکاران فرعی است. رویترز در سال ۲۰۱۵ با استناد به منابع ایرانی و خارجی از شبکه گسترده شرکت‌های رسمی و غیررسمی وابسته به سپاه و دشواری تشخیص مالک واقعی آنها گزارش داد. بنابراین، عبارت «قرارداد با خاتم» لزوما به معنای وجود یک زنجیره روشن فرماندهی، حسابرسی و مسئولیت نبود.

در دوره احمدی‌نژاد، این شبکه قراردادهای بزرگی را بدون رقابت موثر دریافت کرد. برای نمونه، رویترز در ۲۶ فوریه ۲۰۱۱ گزارش داد دو قرارداد خط لوله، هر یک به ارزش ۱.۳ میلیارد دلار، به این قرارگاه واگذار شده بود؛ رییس وقت شرکت ملی پالایش و پخش نیز گفته بود پروژه‌های نفتی با ترک تشریفات مناقصه به خاتم سپرده شده است. چند سال پیش از آن نیز توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی به این قرارگاه رسیده بود.

باید میان یک واقعیت مستند و یک نتیجه تحلیلی تفاوت قائل شد. واقعیت مستند، مالکیت و کنترل سپاه بر قرارگاه و وجود شبکه‌ای بزرگ از شرکت‌ها و پیمانکاران وابسته است. اما این ادعا که قرارگاه، در معنای حقوقی، «شرکت سهامی شخصی فرماندهان» بوده و هر فرمانده رسما سهمی در آن داشته، بدون دسترسی به دفاتر مالکیت و قراردادها قابل اثبات نیست. آنچه از شکل اجرای پروژه‌ها می‌توان استنباط کرد، توزیع کار و منفعت میان مراکز متعدد قدرت است؛ وضعیتی که قرارداد اصلی را به بسته‌های کوچک‌تر می‌شکند و مسئولیت را در طول زنجیره رقیق می‌کند.

پیامد فنی این ساختار کمتر از پیامد مالی آن نیست. مهندسان مخزن، حفاری، بهره‌برداری، خوردگی، ایمنی و تدارکات باید زیر یک نظام تصمیم‌گیری و استاندارد مشترک کار کنند. هنگامی که پروژه‌ها میان نهادهایی با ماموریت‌های متفاوت و پاسخ‌گویی مبهم پخش می‌شوند، دانش انباشته وزارت نفت نیز پراکنده می‌شود. نیروهای متخصص یا از مدار تصمیم‌گیری کنار می‌روند یا ناچار می‌شوند به جای یک برنامه ملی تولید، با چندین کارفرما و زنجیره فرمان موازی سازگار شوند.

«یک شیخ در بحرین، چهل شیخ در ایران»؛ یک خاطره، نه سند خروج شل

در اینجا لازم است تجربه شخصی خودم را، با مرزی روشن میان خاطره و سند، بازگو کنم. زمانی که در شرکت شل در هلند کار می‌کردم، در غذاخوری ساختمان این شرکت در رایس‌وایک (Rijswijk) با مدیر هلندی بخش ایران روبه‌رو شدم. فکر می‌کنم نامش هانز نیکمپ بود. از او پرسیدم چرا شل فعالیتش را در ایران پایان داد. آنچه از پاسخ او در حافظه‌ام مانده، به مضمون چنین بود: به بحرین رفتیم چون آنجا با یک شیخ طرف بودیم، اما در ایران باید با چهل شیخ حساب‌وکتاب می‌کردیم.

  • از خلافت نفتی داعش تا جنگ سپاه و گروه‌های هم‌سو در گلوگاه‌های انرژی

    از خلافت نفتی داعش تا جنگ سپاه و گروه‌های هم‌سو در گلوگاه‌های انرژی

او مثالی نیز زد: قرارگاه خاتم در یک پروژه روی کاغذ طرف قرارداد بود، اما بعد واحد دیگری از همان مجموعه مدعی شده بود امنیت بخشی از خطوط لوله را بر عهده دارد و باید جداگانه پول بگیرد. برداشت من از سخن او این بود که یک شرکت خارجی به جای یک کارفرمای پاسخ‌گو، با مراکز متعدد مطالبه و پرداخت روبه‌رو می‌شد.

این روایت، یادآوری شخصی من از گفت‌وگویی ثبت‌نشده است؛ نقل‌قول کلمه ‌به ‌کلمه یا مدرک رسمی درباره علت خروج شل نیست. اسناد علنی، دلیل اصلی عقب‌نشینی شرکت‌های غربی را فشار سیاسی و تحریم نشان می‌دهند رویترز در ۱۰ مه ۲۰۰۸ گزارش داد شل از یک طرح گازی برنامه‌ریزی‌شده در ایران، زیر فشار آمریکا، کنار کشید. در سپتامبر ۲۰۱۰ نیز وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد شل و رپسول مذاکرات مربوط به فازهای ۱۳ و ۱۴ پارس جنوبی را رها کرده و متعهد شده‌اند سرمایه‌گذاری تازه‌ای انجام ندهند.

اما تحریم و بی‌نظمی داخلی یکدیگر را نفی نمی‌کنند. تحریم هزینه ورود را بالا برد؛ تعدد مراکز قدرت، هزینه ماندن را. خاطره رایس‌وایک برای من شاهدی تجربی از «هزینه معامله» در ایران بود: زمانی که طرف قرارداد معلوم است، اما طرف‌های مطالبه‌گر معلوم نیستند، نه قیمت پروژه قابل محاسبه می‌ماند و نه مسئولیت آن.

درس باکو: همکاری خارجی بدون واگذاری حاکمیت

تجربه دیگری نیز برای طراحی آینده ایران آموزنده است. در زمانی که در شرکت «بی‌پی» کار می‌کردم در یک ماموریت کوتاه کاری به باکو، که موضوع آن مدل انتخاب پیمانکار بود، یکی از همکاران آذربایجانی توضیح داد که پس از فروپاشی اتحاد شوروی، کشورش با انتخابی دشوار روبه‌رو بود: حفظ کامل ساختار به‌جامانده از نظام شوروی یا استفاده از یک همکاری خارجی برای نوسازی فناوری و تربیت نیروی بومی.

این روایت شخصی با چارچوب تاریخی قراردادها سازگار است، اما باید دقیق بیان شود: آذربایجان کل وزارت نفت یا تمام صنعت خود را به بی‌پی واگذار نکرد. در ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۴، دولت آذربایجان، شرکت دولتی سوکار و کنسرسیومی از شرکت‌های بین‌المللی قرارداد تولید مشترک میدان‌های آذری، چراغ و بخش عمیق گونشلی را امضا کردند؛ بی‌پی اپراتور پروژه شد، نه حاکم صنعت نفت کشور تاریخچه رسمی بی‌پی این قرارداد ۳۰ ساله را که به «قرارداد قرن» مشهور شد شرح می‌دهد. قرارداد در سال ۲۰۱۷ با شرایط تازه تا ۲۰۵۰ تمدید شد و سوکار همچنان شریک اصلی آذربایجانی باقی ماند.

بخش مهم‌تر برای ایران، انتقال ظرفیت است. آموزش تکنسین‌ها، توسعه تامین‌کنندگان محلی و جایگزینی تدریجی نیروی خارجی با نیروی آذربایجانی در متن اجرای پروژه قرار گرفت. بی‌پی اکنون می‌گوید حدود ۲۳۸۰ شهروند آذربایجان را مستقیما به کار گرفته است و گزارش‌های منتشر‌شده در سال ۲۰۲۴ سهم نیروهای بومی از کارکنان حرفه‌ای آن را از میانه سال ۲۰۱۸ حدود ۹۰ درصد اعلام کرده‌اند. این ارقام به معنای بی‌نقص بودن مدل آذربایجان نیست؛ نشان می‌دهد قرارداد خارجی می‌تواند طوری طراحی شود که دانش و اشتغال در کشور میزبان رسوب کند.

  • نفت روی آب؛ ثروتی که به‌جای ارز، هزینه تولید می‌کند

    نفت روی آب؛ ثروتی که به‌جای ارز، هزینه تولید می‌کند

درس باکو برای من هرگز این نبوده است که مدیریت نفت ایران را به بی‌پی بدهیم. درس این است که می‌توان برای یک پروژه مشخص، اپراتور بین‌المللی انتخاب کرد، هدف‌های کمی آموزش و بومی‌سازی تعیین کرد و در پایان دوره، نیروی ایرانی را با فناوری و تجربه‌ای بیشتر تحویل گرفت.

معماری پیشنهادی برای ایران آینده

بازسازی صنعت نفت ایران باید از بازسازی نهادها آغاز شود، نه از تقسیم دوباره غنایم. اصول این معماری می‌تواند چنین باشد:

یک: مالکیت ملی و سیاست‌گذاری ایرانی. نفت و گاز باید دارایی عمومی مردم ایران بماند. مجلس چارچوب حقوقی و مالی را تصویب کند، دولت سیاست انرژی را تعیین کند و یک نهاد تنظیم‌گر حرفه‌ای و مستقل بر مجوزها، ایمنی، حفاظت از مخزن و محیط‌زیست نظارت داشته باشد. هیچ شرکت خارجی نباید جای دولت ایران را در سیاست‌گذاری بگیرد.

دو: جدایی داور از بازیکن. شرکت ملی نفت باید یک بنگاه تجاری و فنی باشد، نه همزمان قانون‌گذار، کارفرما، شریک، ناظر و داور اختلاف. تجربه کشورهایی چون نروژ نشان می‌دهد مالکیت دولتی با تفکیک وظایف منافاتی ندارد: وزارت و نهاد تنظیم‌گر منابع را اداره و نظارت می‌کنند، در حالی که شرکت دولتی بر مبنای تجاری فعالیت می‌کند. وب‌سایت مشترک وزارت انرژی و اداره فراساحل نروژ این تقسیم مسئولیت را به‌روشنی شرح می دهد.

سه: بازگرداندن پروژه‌ها از نهادهای نظامی و غیرتخصصی. سپاه، نیروی انتظامی، بنیادها و دستگاه‌های رفاهی نباید مالک امتیاز نفتی، فروشنده محموله یا برنده تضمین‌شده پروژه باشند. خروج آنها باید حقوقی، حسابرسی‌شده و مرحله‌ای باشد تا پروژه جاری متوقف نشود، اما مقصد نهایی روشن باشد: صنعت نفت زیر مدیریت حرفه‌ای و غیرنظامی.

چهار: رقابت برای پروژه، نه انحصار بر صنعت. میدان‌ها، پالایشگاه‌ها و زیرساخت‌های مشخص باید در مناقصه‌های بین‌المللی شفاف به کنسرسیوم‌های رقابتی سپرده شوند. شل، شورون و دیگر شرکت‌های معتبر می‌توانند، در صورت رفع موانع حقوقی و تحریمی، برای اپراتوری یا مشارکت در یک پروژه پیشنهاد بدهند؛ اما نه یک شرکت و نه یک کشور نباید بر صنعت نفت ایران انحصار پیدا کند. ترکیب شرکا باید بر اساس فناوری، هزینه، ایمنی، تامین مالی و سابقه انتقال دانش انتخاب شود.

پنج: قرارداد زمان‌دار با تحویل‌دادنی‌های قابل سنجش. هر قرارداد باید سقف هزینه، برنامه تولید، نرخ بازیافت، تعهد کاهش سوزاندن گاز، استاندارد محیط‌زیستی، شمار کارآموزان، درصد مدیران و متخصصان ایرانی و برنامه انتقال فناوری داشته باشد. تمدید قرارداد نه با رابطه سیاسی، بلکه با ارزیابی مستقل عملکرد انجام شود.

  • کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران

    کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران

شش: شفافیت از مالک واقعی تا آخرین دلار. متن قرارداد، الحاقیه‌ها، نام مالکان واقعی شرکت‌های پیمانکار، پرداخت‌ها، هزینه‌های قابل بازپرداخت، تولید و درآمد پروژه باید منتشر شود؛ جز آن بخش محدود که واقعا محرمانه تجاری است. استاندارد ۲۰۲۳ ابتکار شفافیت صنایع استخراجی نیز بر شفافیت قراردادها، مالکیت ذی‌نفعانه، شرکت‌های دولتی و تجارت کالا تاکید دارد. حسابرسی باید به نهادی مستقل از وزارت نفت، شرکت ملی نفت و پیمانکار سپرده شود و گزارش آن در دسترس عموم قرار گیرد.

هفت: گردآوری دوباره سرمایه انسانی. بانک واحد داده‌های مخزن، استانداردهای مشترک مهندسی و نظام شایسته‌سالار استخدام باید احیا شود. متخصصان داخل کشور، ایرانیان صنعت نفت در خارج و نسل جوان باید در یک برنامه ملی آموزش و جانشین‌پروری به هم متصل شوند. پیمانکار خارجی باید موظف باشد تیم همتای ایرانی بسازد، نه آنکه جزیره‌ای خارجی درون صنعت ایجاد کند.

بازسازی یک وزارتخانه، بازسازی اعتماد

ایران برای احیای تولید و نوسازی پالایشگاه‌ها به سرمایه و فناوری خارجی نیاز خواهد داشت، اما نیاز به سرمایه نباید به واگذاری حاکمیت تعبیر شود. همان‌گونه که مالک خانه می‌تواند معمار و پیمانکار بین‌المللی استخدام کند بی‌آنکه مالکیت خانه را واگذار کند، دولت آینده ایران نیز می‌تواند از رقابت شل، شورون و مجموعه‌ای از شرکت‌های دیگر بهره بگیرد و در عین حال مالکیت منابع، سیاست‌گذاری و داوری نهایی را ایرانی نگه دارد.

نفت ایران زمانی دوباره ثروت ملی خواهد شد که یک قرارداد، یک طرف پاسخ‌گو داشته باشد؛ یک پروژه، یک حساب قابل رسیدگی؛ و هر تصمیم، یک مرجع قانونی معلوم. پاسخ به «چهل شیخ» ساختن یک شیخ تازه - ایرانی یا خارجی - نیست. پاسخ، برپایی یک نظام واحد، شفاف و حرفه‌ای است که در آن هیچ فرمانده، بنیاد، وزارتخانه یا شرکت خارجی بالاتر از قانون نباشد.

رییس منچسترسیتی پس از اتهامات گسترده مالی: بی‌گناهی باشگاه را اثبات می‌کنیم، مطمئنیم

۵ مهر ۱۴۰۵، ۰۰:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

خلدون المبارک، رییس منچسترسیتی، پس از مقصر شناخته‌شدن این باشگاه در بخش عمده ۱۱۵ اتهام مالی گفت: «همچنان مطمینیم بی‌گناهی باشگاه را اثبات می‌کنیم.» مجازات سیتی هنوز اعلام نشده و باشگاه قصد دارد به رای اعتراض کند.

اتلتیک روز جمعه افشا کرد که منچسترسیتی در تقریبا تمام ۱۱۵ مورد نقض مقررات لیگ برتر که به آن متهم شده بود، مقصر شناخته شده است. این اتهام‌ها به تخلفات مالی بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ مربوط می‌شوند.

سیتی قصد دارد به این رای اعتراض کند و مجازات باشگاه هنوز تعیین نشده است. خلدون المبارک تاکید کرد که «این روند هنوز راه درازی در پیش دارد». مجازات‌های احتمالی می‌تواند شامل کسر امتیاز، جریمه مالی سنگین یا حتی اخراج از لیگ برتر باشد.

اتلتیک روز جمعه همچنین گزارش داد باشگاه‌های لیگ برتر در واکنش به رای صادرشده علیه منچسترسیتی در حال برنامه‌ریزی برای اقدام حقوقی هستند.

به نوشته بی‌بی‌سی، چهار باشگاه لیگ برتر حق خود را برای درخواست غرامت از منچسترسیتی محفوظ نگه داشته‌اند.

«بی‌گناهی را اثبات می‌کنیم»

سیتی نخستین بار در فوریه ۲۰۲۳ با این اتهام‌ها روبه‌رو شد. جلسات رسیدگی به پرونده از اواسط سپتامبر ۲۰۲۴ آغاز شد و در دسامبر همان سال به پایان رسید.

با این حال، خلدون المبارک که برای نخستین بار پس از صدور رای به‌طور علنی اظهارنظر می‌کرد، روز شنبه در نامه‌ای به هواداران باشگاه نوشت: «اطمینان و عزم ما برای اثبات بی‌گناهی باشگاه، درست به همان اندازه‌ای است که در آغاز این روند بود.»

  • منچسترسیتی در آستانه مجازات سنگین؛ ۱۱۴ اتهام مالی ثابت شد

    منچسترسیتی در آستانه مجازات سنگین؛ ۱۱۴ اتهام مالی ثابت شد

رییس منچسترسیتی از اظهارنظر درباره اینکه آیا مقصر شناخته شده است یا نه خودداری کرده است، اما در بیانیه‌ نوشت: «روند رسیدگی لیگ برتر همچنان ادامه دارد، بخش‌های مهمی از آن هنوز باید تکمیل شود و این روند مشمول محرمانگی شدید است.»

او نوشت: «در حالی که برخی خیلی سریع به نتیجه‌گیری‌های خود رسیده‌اند و سروصدای زیادی اطراف ما وجود دارد، هیچ‌چیز تغییر نکرده است. ما پیش از این نیز با چالش‌هایی روبه‌رو شده‌ایم و پیروز شده‌ایم. هنوز افراد زیادی هستند که می‌خواهند روند روبه‌رشد باشگاه ما را تضعیف کنند. ما چنین فرصتی به آنها نخواهیم داد.»

منچسترسیتی مقابل لیگ برتر

در همین حال، کریستین پرسلو، مدیرعامل سابق استون ویلا و مدیر اجرایی سابق لیورپول که در چلسی نیز سمتی ارشد داشته است، گفت پرونده سیتی می‌تواند زنجیره‌ای از اتفاقات را آغاز کند که برای فوتبال «وحشتناک» خواهد بود.

پرسلو در برنامه Today رادیو ۴ بی‌بی‌سی در کنار پل گیلروی، وکیل متخصص حقوق فوتبال، حضور یافت.

گیلروی این پرونده را «لحظه‌ای بسیار مهم و تحول‌آفرین برای فوتبال جهان» توصیف کرد.

پرسلو گفت: «سوال این است که این ماجرا کجا تمام می‌شود؟ چون اگر تک‌تک فصل‌ها را بررسی کنید، یعنی همان ۹ فصلی که حالا می‌دانیم منچسترسیتی در آنها مقررات را نقض کرده، هر ۱۹ رقیب سیتی در لیگ برتر در آن فصل‌ها، به درجات مختلف، متحمل زیانی شده‌اند که محاسبه آن آسان است. هر رتبه در لیگ برتر سه میلیون پوند ارزش داشت.»

او گفت: «تیم‌هایی که پنجم شدند و به لیگ قهرمانان نرسیدند شاید ده‌ها میلیون پوند از دست داده باشند و البته تیم‌هایی که سقوط کردند. فرض کنید تیمی که هجدهم شد، اگر منچسترسیتی آنجا نبود هفدهم می‌شد. طبیعتا آن تیم زیان بسیار بزرگی متحمل شده است.»

پرسلو ادامه داد: «اگر تمام این ادعاهای خسارت را در طول ۹ سال با هم جمع کنید، آن هم فقط در لیگ برتر، می‌بینید که ظرفیت این پرونده برای خارج‌شدن از کنترل بسیار زیاد است.»

همچنین، لیزا نندی، وزیر فرهنگ بریتانیا، از لیگ برتر خواست هرچه سریع‌تر این پرونده را به نتیجه برساند.

او به رادیو ۵ لایو بی‌بی‌سی گفت: «فکر می‌کنم بیشتر هواداران فوتبال احساس می‌کنند که این لحظه خوبی برای کلیت فوتبال نیست و هواداران منچسترسیتی نیز درباره اتفاق بعدی بسیار بسیار نگران خواهند بود.»

نندی گفت: «طبیعتا آنچه از این پرونده بیرون می‌آید را با دقت بررسی خواهم کرد، خود لیگ باید هرچه سریع‌تر این پرونده را حل کند؛ نه فقط به خاطر منچسترسیتی، بلکه به خاطر فوتبال.»

رییس سابق سیتی: مجازات باید شدیدتر از جریمه مالی باشد

سیتی در دوره زمانی تحت بررسی این پرونده هشت جام به دست آورد که شامل سه قهرمانی لیگ برتر، سه جام اتحادیه، یک جام خیریه و یک جام حذفی بود.

اتهام‌ها دوران مربیگری روبرتو مانچینی و مانوئل پیگرینی و دو سال نخست حضور پپ گواردیولا را در بر می‌گیرند. گواردیولا پس از ۱۰ سال حضور در باشگاه، در پایان فصل گذشته از سیتی جدا شد.

دیوید برنستین، رییس منچسترسیتی از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳، به تایمز رادیو گفت پس از شنیدن خبر مقصر شناخته‌شدن سیتی احساس «بسیار وحشتناکی» داشته است، اما پذیرفت که هر مجازاتی باید «شدیدتر» از یک جریمه مالی باشد.

او افزود: «نمی‌توانم درباره مجازات نظر بدهم. اگر پس از اعتراض مشخص شود باشگاه محبوب من در ۱۱۵ اتهام مقصر است، با مجازات بسیار شدیدی روبه‌رو خواهد شد.»

برنستین گفت: «تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که مجازات مالی کافی نیست. متاسفانه باید چیزی شدیدتر از آن باشد.»

۵ قهرمانی از ۱۰ تورنمنت بزرگ؛ چرا اسپانیا بر فوتبال جهان مسلط شده است؟

۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۹:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بی‌بی‌سی در گزارشی درباره سلطه اسپانیا بر فوتبال جهان، سه عامل را ستون‌های اصلی موفقیت این کشور معرفی کرده است: نظام دانشگاهی آموزش مربیان، فرهنگ سخت‌کوشی در سرزمین باسک و انقلاب تاکتیکی بارسلونا که با یوهان کرویف آغاز شد.

این تیم در آستانه دیدار شنبه لیگ ملت‌های اروپا مقابل انگلیس در ورزشگاه ومبلی، با رکورد ۳۸ بازی پیاپی بدون شکست در مسابقات ملی وارد میدان می‌شود.

- قهرمان یورو ۲۰۰۸
- قهرمان جام جهانی ۲۰۱۰
- قهرمان یورو ۲۰۱۲
- قهرمان یورو ۲۰۲۴
- قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶

این تیم از شکست یک بر صفر مقابل کلمبیا در سال ۲۰۲۴ تاکنون نباخته است.

موفقیت‌های فوتبال اسپانیا به تیم ملی بزرگسالان مردان محدود نمی‌شود؛
- شش قهرمانی اروپا در رده زیر ۱۹ سال
- سه قهرمانی اروپا در رده زیر ۲۱ سال
- قهرمانی جام جهانی زنان در سال ۲۰۲۳

در سطح باشگاهی نیز تیم‌های اسپانیایی از سال ۲۰۰۹ تاکنون نیمی از تمام عناوین قهرمانی ممکن در لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا را به دست آورده‌اند.

بی‌بی‌سی نقش لاماسیا را یکی از عوامل کلیدی تداوم موفقیت اسپانیا می‌داند؛ هشت محصول آکادمی بارسلونا در تیم قهرمان جام جهانی ۲۰۱۰ حضور داشتند و همین تعداد نیز در تیم قهرمان جهان در سال ۲۰۲۶ بازی کردند.

نفوذ بارسلونا

هشت بازیکن پرورش‌یافته در آکادمی لاماسیای بارسلونا در تیم اسپانیایی حضور داشتند که با هدایت ویسنته دل‌بوسکه قهرمان جام جهانی ۲۰۱۰ شد. در تیم لوییس دلافوئنته که تابستان امسال بار دیگر جام جهانی را بالای سر برد نیز هشت محصول این آکادمی حضور داشتند.

بارسلونا در سال ۱۹۹۲ با هدایت کرویف و با سبک «فوتبال کامل» برای نخستین بار قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شد؛ سبکی که تیم ملی هلند در دهه ۱۹۷۰، با حضور خود کرویف، پیشگام آن بود و بعدها بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ در دوران مربیگری پپ گواردیولا در نیوکمپ بازتاب پیدا کرد.

در آن دوره، بارسلونا سه فصل پیاپی قهرمان لالیگا شد و اسپانیا نیز در فاصله قهرمانی‌هایش در جام ملت‌های اروپا در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲، جام جهانی ۲۰۱۰ را فتح کرد.

ژاوی، آندرس اینیستا و سرخیو بوسکتس در سیستمی پرورش یافتند که بازیکنان در آن مالکیت توپ و بازی موقعیتی را در خالص‌ترین شکل آن می‌آموختند.

جوردی گراتاکوس، مدیر بین‌المللی آکادمی‌های بارسلونا از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ و سپس از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، به رادیو ۵ لایو بی‌بی‌سی گفت: «مهم‌ترین نکته، درک معنای تاکتیکی یک اقدام فنی است. منظورم تربیت بازیکنان باهوشی است که از نظر فنی نیز بسیار توانمند باشند.»

او افزود: «در این سطح، همه بازیکنان از نظر فنی بسیار خوب هستند. مهم‌ترین بازیکنان کسانی‌اند که همیشه بهترین تصمیم را در زمین می‌گیرند و باعث بهتر شدن دیگران می‌شوند.»

مدیر پیشین بین‌المللی آکادمی‌های بارسلونا گفت: «هدف اصلی آماده کردن بازیکنان برای قرار گرفتن در موقعیت مناسب است. این یک آموزش باز است؛ شرایط، زمینه و محیطی ایجاد می‌کنید که بازیکن در آن باید تصمیم بگیرد و مربی نیز باید بگوید: "این بهترین انتخاب بود؛ دفعه بعد گزینه دیگر را انتخاب کن." مهم‌ترین مساله این است که خود بازیکنان باید در جریان بازی تصمیم بگیرند.»

هانسی فلیک در دو فصل نخست حضورش به عنوان سرمربی بارسلونا، کاری را که گواردیولا انجام داده بود تکرار کرد؛ و این شباهت فقط به دو قهرمانی پیاپی در لالیگا محدود نمی‌شود.

محصولات آکادمی موتور محرک پروژه او هستند. لامین یامال، دنی اولمو و پائو کوبارسی به بازیکنانی کلیدی در سطح باشگاهی و ملی تبدیل شده‌اند؛ درست مانند نسل سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲.

اسپانیا فرمول تکرار موفقیت را پیدا کرده و بارسلونا در قلب این فرمول قرار دارد.

سرزمین باسک

اگر بارسلونا و کاتالونیا نماینده هنر فوتبال اسپانیا باشند، سرزمین باسک نماینده شخصیت آن است.

پنج بازیکن تیم اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ از این منطقه بودند و در اتلتیک بیلبائو یا رئال سوسیداد پرورش یافته بودند؛ دو باشگاهی که هنگام قهرمانی اسپانیا در یورو ۲۰۲۴، هشت بازیکن تیم ملی در آن‌ها بازی می‌کردند.

میکل مرینو نیز هست؛ بازیکنی که در مرحله یک‌چهارم نهایی یورو ۲۰۲۴ گل پیروزی مقابل آلمان را زد و سپس در شش مسابقه مقدماتی جام جهانی شش گل به ثمر رساند و در تابستان نیز گل‌های دیرهنگام پیروزی‌بخش مقابل پرتغال و بلژیک را زد.

مرینو باسکی نیست، اما اهل پامپلونا در منطقه خودمختار ناوار است؛ منطقه‌ای که فرهنگ اسپانیایی و باسکی هر دو تاثیر قابل توجهی بر آن دارند.
تنها پنج کیلومتر آن‌طرف‌تر از پامپلونا، شهر سیسور مایور قرار دارد؛ شهری که سزار آسپیلیکوئتا، کاپیتان سابق چلسی و ملی‌پوش اسپانیا، در آن بزرگ شده است.

آسپیلیکوئتا در توصیف فرهنگ باسک به رادیو ۵ لایو بی‌بی‌سی گفت: «انضباط، فرهنگ سخت‌کوشی، تسلیم نشدن و تاب‌آوری؛ بدون خودنمایی زیاد. معمولا مردم می‌خواهند این فرهنگ مبارزه و سرسختی را نشان دهند؛ چیزی شبیه فوتبال انگلیس، با نبردهای بیشتر، بازی فیزیکی‌تر و جنبه فنی کمتر. اما از نظر تاکتیکی نیز تیم‌ها منسجم‌ترند، شناخت بسیار خوبی از محل حرکت خود دارند و وقتی صاحب توپ می‌شوند، ساده بازی می‌کنند و تلاش می‌کنند هرچه سریع‌تر به سمت جلو بروند.»

پنج بازیکن باسکی حاضر در تیم جام جهانی ۲۰۲۶ نقش مهمی در موفقیت‌های اخیر اسپانیا داشته‌اند و نمونه‌ای از همان ویژگی‌هایی هستند که کرویف درباره بازیکنان این منطقه به آن اعتقاد داشت.

کرویف زمانی گفته بود: «نخستین کاری که به عنوان مربی انجام دادم، جذب چهار بازیکن از منطقه باسک بود. آن‌ها از هیچ‌چیز نمی‌ترسند.»

در تیم اسپانیا با هدایت دلافوئنته در سال ۲۰۲۶، اونای سیمون درون دروازه قرار داشت و آیمریک لاپورته، مدافع سابق منچسترسیتی، یکی از ستون‌های خط دفاعی بود؛ خط دفاعی که در هشت مسابقه کل تورنمنت تنها یک گل دریافت کرد.

نیکو ویلیامز پاس گل قهرمانی فران تورس در فینال مقابل آرژانتین را داد. مارتین سوبیمندی نیز پس از ورود از روی نیمکت در فینال‌های یورو ۲۰۲۴ و جام جهانی تاثیر مثبتی داشت و میکل اویارسابال در ۲۰ بازی اخیرش برای اسپانیا ۱۸ گل به ثمر رسانده است.

نفوذ باسک فراتر از زمین مسابقه نیز دیده می‌شود؛ مربیان باسکی هدایت چهار باشگاه بزرگ انگلیس را بر عهده دارند: میکل آرتتا در آرسنال، اونای امری در استون ویلا، ژابی آلونسو در چلسی و آندونی ایرائولا در لیورپول.

و اما ستون نهایی؛ آموزش

رافا بنیتز، سرمربی سابق لیورپول، توضیح داد: «ما در اسپانیا در حال تربیت گروهی از مربیان بدنسازی بودیم که فوتبال را می‌شناختند. به دانشگاه جان مورز لیورپول رفتم تا برنامه متخصصان علوم ورزشی آن‌ها را ببینم و آن‌ها دانشی را که ما درباره فوتبال داشتیم، نداشتند.»

او می‌گوید: «آن‌ها در زمینه آمادگی جسمانی بسیار خوب بودند، اما درباره کار با توپ و مدیریت در زمین شناخت لازم را نداشتند. بنابراین در انگلیس چنین متخصص حرفه‌ای که فوتبال، پزشکی ورزشی و تمام موضوعاتی را که ما در دانشگاه می‌خواندیم بشناسد، وجود نداشت. این بخش بسیار مهمی از فرایندی بود که باعث پیشرفت اسپانیا شد؛ پیشرفتی که از آن زمان تاکنون ادامه داشته است.»