سراج، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس: آمریکاییها میدانند پزشکیان و عراقچی کارهای نیستند


محمد سراج، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، درباره پذیرفته نشدن پیشنهاد جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به سایت دیدهبان ایران گفت: «آمریکاییها میدانند که در ایران رییسجمهور و وزیر خارجه تصمیمگیر نیستند. به همین دلیل محلی از اعراب برای این حرفها قائل نیستند و ترامپ هم شروط آنها را نپذیرفته است.»
سراج گفت: «در واقع سیاست جمهوری اسلامی روشن است و سیاستهای کلان خارجی را رهبری تعیین میکند.»
نماینده مجلس افزود: «محسن رضایی مواضع رسمی حکومت ایران را اعلام کرده و هر چیزی خلاف آن در رسانههای خارجی به نقل از ایران منتقل شده خلاف وحدت و رویکرد نظام است.»
سراج گفت: «اگر فرصت پیدا کنم لحظهای برای گرفتن انتقام و اجرای قصاص خون خامنهای از اسرائیل و آمریکا درنگ نمیکنم و از آقایان عراقچی و پزشکیان هم اجازه نمیگیرم.»







همزمان با ادامه تنشها و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، اعلام کرد میانگین انتقال روزانه نفت از تنگه هرمز به حدود ۱۳ میلیون بشکه رسیده است.
رایت یکشنبه پنجم مهر در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز گفت: «در یکی از روزها در هفته گذشته، بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرد که حتی از میزان پیش از آغاز جنگ نیز بیشتر بود.»
به گفته او، اقدامات نیروهای مسلح آمریکا به احیای جریان انتقال نفت، گاز، فرآوردههای نفتی و حتی کود شیمیایی از این آبراه کمک کرده است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، روزانه بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکرد؛ رقمی که حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت را تشکیل میداد.
جمهوری اسلامی سوم مهر پیشنهاد کرد در ازای رفع محاصره دریایی، صدور معافیت تحریمی برای فروش نفت و برقراری آتشبسی که لبنان را نیز شامل شود، تنگه هرمز را بازگشایی کند و مذاکرات با آمریکا را در چارچوب طرحی هفتروزه از سر بگیرد.
در سوی دیگر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت فشار شدید اقتصادی ناشی از محاصره دریایی، حکومت ایران را وادار کرده است پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز را مطرح کند، اما او این پیشنهاد را نخواهد پذیرفت.
کمبود ظرفیت پالایش جهانی
وزیر انرژی آمریکا در ادامه تاکید کرد فشار کنونی بر قیمت انرژی بیش از آنکه ناشی از محدودیت انتقال نفت باشد، به کمبود ظرفیت پالایش در جهان مربوط است.
رایت افزود پالایشگاههای روسیه بهشدت آسیب دیدهاند و ظرفیت پالایش این کشور در مقایسه با گذشته حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است.
به گفته او، بخشی از ظرفیت پالایش خاورمیانه نیز از مدار خارج شده و فرآوردههای آن دیگر به بازار عرضه نمیشود.
رایت همچنین با انتقاد از سیاستهای دولت جو بایدن و تعطیلی بیش از ۱۲ پالایشگاه در دوران ریاستجمهوری او اعلام کرد دولت کنونی در تلاش است نخستین پالایشگاه جدید آمریکا در چند دهه اخیر را احداث کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در روزهای اخیر از اوکراین خواسته است حملات به پالایشگاههای روسیه را متوقف کند.
این درخواست در حالی مطرح میشود که گرانی سوخت پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، جمهوریخواهان را تحت فشار قرار داده است.
برنامه آمریکا برای افزایش تولید انرژی
رایت در بخش دیگری از مصاحبه با فاکسنیوز، افزایش تولید انرژی را لازمه پیشرفت اقتصادی و صنعتی آمریکا دانست و بر ضرورت گسترش ظرفیت تولید برق در این کشور تاکید کرد.
او گفت: «آیا میخواهیم تولیدات صنعتی را به آمریکا بازگردانیم؟ آیا میخواهیم در حوزه هوش مصنوعی از چین پیشی بگیریم و از مزایای این فناوری در کشف دارو و کاهش هزینههای درمان بهرهمند شویم؟ تحقق این اهداف مستلزم ایجاد دهها و شاید صدها گیگاوات ظرفیت جدید تولید برق خواهد بود.»
وزیر انرژی آمریکا افزود دولت ترامپ برای دستیابی به این هدف، توسعه همه منابع انرژی را در دستور کار قرار داده است.
به گفته او، گاز طبیعی همچنان بزرگترین منبع تولید برق آمریکاست و دولت با جلوگیری از تعطیلی نیروگاههای زغالسنگسوز، راهاندازی دوباره برخی نیروگاههای هستهای و برنامهریزی برای ساخت نیروگاههای جدید، به دنبال افزایش ظرفیت تولید برق است.
رایت همچنین از پیشرفت طرحهای تولید انرژی زمینگرمایی و تلاش برای گسترش فعالیتهای نفت و گاز در آلاسکا خبر داد.
اظهارات رایت درباره ضرورت افزایش ظرفیت تولید انرژی و پیشی گرفتن واشینگتن از پکن در حوزه هوش مصنوعی، چند روز پس از سفر شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، به آمریکا مطرح شد.
ترامپ و شی دوم مهر در کاخ سفید با یکدیگر دیدار کردند. تجارت، هوش مصنوعی و رقابت راهبردی دو کشور از محورهای اصلی گفتوگوهای آنها بود.
تاکید بر استقلال انرژی آمریکا و گسترش صادرات
رایت در ادامه اعلام کرد میزان تولید نفت آمریکا اکنون از مجموع روسیه و عربستان سعودی فراتر رفته و تولید گاز طبیعی این کشور نیز بیش از مجموع ایران، روسیه و چین است.
او تاکید کرد آمریکا نهتنها به استقلال انرژی دست یافته، بلکه به یکی از بزرگترین صادرکنندگان خالص انرژی جهان تبدیل شده است.
«صادرکننده خالص» به کشوری گفته میشود که میزان صادراتش از وارداتش بیشتر باشد.
او در عین حال اذعان کرد بازارهای جهانی انرژی به یکدیگر وابستهاند و هرگونه اختلال در عرضه جهانی، بر همه کشورها تاثیر میگذارد، هرچند به گفته او، آمریکا در مقایسه با سایر کشورها آسیب کمتری میبیند.
در هفتههای اخیر، پیشروی حوثیهای یمن در مناطق اطراف تنگه بابالمندب و حملات آنها به عربستان سعودی، به نگرانیها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی و چشمانداز بازار جهانی نفت دامن زده است.
چشمانداز گسترش همکاریهای نفتی واشینگتن و کاراکاس
وزیر انرژی آمریکا همچنین از سیاست دولت ترامپ در قبال ونزوئلا دفاع کرد و خواستار تبدیل این کشور به یکی از متحدان واشینگتن شد.
او گفت هدف، تبدیل ونزوئلا به کشوری صلحآمیز و دموکراتیک است که با افزایش تولید نفت، فرصتهای تازهای برای سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی فراهم کند.
پیشتر در ۱۱ شهریور، وزیر انرژی ایالات متحده اعلام کرده بود قراردادهای شرکتهای نفتی آمریکا و سایر کشورها با کاراکاس، تولید نفت خام ونزوئلا را طی چند سال آینده بیش از دو برابر خواهد کرد.
تولید نفت ونزوئلا در اواخر دهه ۱۹۹۰ به بیش از سه میلیون بشکه در روز رسیده بود، اما پس از آن، بهدلیل کمبود سرمایهگذاری، سوءمدیریت و تحریمهای آمریکا بهشدت کاهش یافت.
انتشار تصاویری از انتقال زنی ۸۷ ساله روی برانکارد هنگام تخلیه اجباری خانهاش در اسپانیا، موجی از خشم و اعتراض را در این کشور برانگیخته است. این زن که توان پرداخت اجارهبها پس از افزایش ۲۳۰ درصدی آن را نداشت، ناچار به ترک خانه خود شد.
روزنامه گاردین یکشنبه پنجم مهر در گزارشی به اعتراضهای روزهای اخیر در اسپانیا پرداخت و نوشت تنها چند ساعت پس از اخراج ماریکارمن آباسکال از خانهای که هفت دهه در آن زندگی کرده بود، مردم به خیابانها آمدند و خواستار اقدام فوری دولت برای مقابله با بحران مسکن شدند.
حدود ۱۰ هزار نفر اول مهر در مادرید با پلاکاردهایی حاوی شعارهای «شرمآور است» و «صندوقهای سرمایهگذاری لاشخور باید بروند» تجمع کردند.
اعتراضات به پایتخت محدود نماند و شهرهای مختلف اسپانیا نیز شاهد تظاهرات بودند.
این زن دارای معلولیت که اکنون با نام کوچک خود در سراسر اسپانیا شناخته میشود، گفت پس از آنکه صندوق سرمایهگذاری خریدار آپارتمانش خواستار افزایش ۲۳۰ درصدی اجارهبها شد، دیگر توان پرداخت هزینه مسکن را نداشت.
این صندوق سرمایهگذاری به درخواست گاردین برای اظهارنظر پاسخ نداد.
رویدادی که به نماد بحران مسکن تبدیل شد
کریستینا مونخه، کارشناس علوم سیاسی، تخلیه خانه ماریکارمن را زنگ خطری درباره بحرانی گستردهتر توصیف کرد و گفت این اتفاق به نمادی از بحران مسکن اسپانیا تبدیل شده است.
به گفته او، اخراج این زن سالخورده از خانهاش احساس ناتوانی را در میان بسیاری از اسپانیاییها برانگیخته، زیرا مسکن پیشتر نیز از مطالبات اصلی جنبش اعتراضی «خشمگینان اسپانیا» در سال ۲۰۱۱، معروف به جنبش ۱۵ مه، بود.
این جنبش که با اعتراض به سیاستهای ریاضت اقتصادی و فساد شکل گرفت، میلیونها نفر را بسیج کرد و تحولات گستردهای در عرصه سیاسی اسپانیا رقم زد.
مونخه گفت: «پس از گذشت ۱۵ سال، مسکن همچنان مهمترین دغدغه مردم اسپانیاست و هر سال حدود ۲۵ هزار مورد تخلیه اجباری خانه صورت میگیرد.»
او افزود تناقض ماجرا اینجاست که برخی رهبران پیشین جنبش ۱۵ مه اکنون در دولت حضور دارند، اما بحران مسکن همچنان پابرجاست.
گسترش اعتراضات و افزایش فشار بر دولت
اعتراضات چهارم مهر نیز ادامه یافت و بر اساس آمار رسمی دولت اسپانیا، حدود ۲۵ هزار نفر در مادرید به خیابانها آمدند.
معترضان با تکان دادن دستهکلیدهای خود خواستار مهار افزایش هزینههای مسکن و محدود کردن تخلیه اجباری خانهها شدند.
برخی نیز با همراه داشتن چادر و کیسهخواب، از تصمیم خود برای برپایی اردوگاه اعتراضی در میدان مرکزی پوئرتا دل سول خبر دادند.
روزنامه الپائیس در سرمقالهای نوشت ماجرای ماریکارمن نشان میدهد بازار مسکن اسپانیا دیگر هیچ تناسبی با درآمد متوسط شهروندان ندارد.
طی یک دهه گذشته، اجارهبها در این کشور ۸۰ درصد و قیمت مسکن ۶۳ درصد افزایش یافته است.
در سرمقاله الپائیس آمده است: «قانون رعایت شد و بازار هم کار خود را کرد. اما این قانون جنگل در بازاری ازهمگسیخته است و از یک شکست حکایت دارد.»
همزمان، فعالان حقوق بشر و پژوهشگران با اشاره به وجود بیش از سه میلیون خانه خالی در اسپانیا، خواستار تغییر سیاستهای مسکن شدند.
بر پایه آمارهای دولتی، سهم مسکن اجتماعی از کل واحدهای مسکونی اسپانیا تنها ۲.۵ درصد است، در حالی که این رقم در فرانسه به ۱۴ درصد و در هلند به ۳۴ درصد میرسد.
مسکن اجتماعی شامل خانههایی است که دولت، شهرداریها یا نهادهای غیرانتفاعی با اجارهبهای پایینتر از نرخ بازار در اختیار خانوارهای کمدرآمد یا آسیبپذیر قرار میدهند.
درخواست برای مقابله با سوداگری در بازار مسکن
اونای سوردو، رییس اتحادیه کمیسیونهای کارگری اسپانیا، خواستار بیرون راندن صندوقهای سرمایهگذاری از بازار مسکن شد.
او گفت: «خانه برای زندگی کردن است، نه برای آنکه شرکتهای بزرگ از آن کسب درآمد کنند.»
سوردو همچنین خواستار اصلاح نظام مالیاتی شد تا احتکار خانه دیگر برای سرمایهگذاران سودآور نباشد.
کولدو کاسلا، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حق برخورداری از مسکن، نیز خواستار اصلاح قوانین اسپانیا شد و گفت این موضوع که سودآوری یک شرکت املاک بر حق ماریکارمن برای برخورداری از مسکن اولویت یافته، «غیرقابلدرک» است.
در همین حال، پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، که بهدلیل محقق نشدن وعدههای دولتش در حوزه مسکن با انتقاد مواجه است، اعلام کرد بهسرعت اقدامات تازهای در این خصوص به اجرا در خواهد آورد.
او تخلیه خانه ماریکارمن را یک «تراژدی اجتماعی غیرقابلقبول» خواند.
دولت سانچز در سال ۲۰۲۳ قانونی برای تقویت حمایت از مستاجران و گسترش کنترل اجارهبها به تصویب رساند، اما دولتهای منطقهای تحت رهبری حزب محافظهکار مردم از اجرای بخشهایی از آن خودداری کردند.
اکنون ماجرای ماریکارمن به نمادی از مشکلات هزاران خانواده اسپانیایی تبدیل شده است؛ شهروندانی که افزایش هزینههای مسکن، امنیت زندگی و آینده آنها را تهدید میکند.
یافتههای پژوهشی تازه نشان میدهد مصرف کراتین ممکن است به افراد ۴۵ تا ۶۵ سال کمک کند حتی بدون داشتن برنامه ورزشی منظم، توده بدون چربی بدن و قدرت عضلانی خود را افزایش دهند. این مکمل همچنین میتواند به حفظ توده عضلانی هنگام کاهش وزن کمک کند.
به گزارش پایگاه خبری سایتک دیلی، کراتین ترکیبی طبیعی است که در تامین انرژی سلولها نقش دارد و بهطور گسترده برای عضلهسازی و بهبود عملکرد ورزشی استفاده میشود.
بر اساس یافتههای جدید، فواید این ماده تنها به ورزشکاران محدود نیست و مصرف آن میتواند در میانسالی، زمانی که حفظ توده عضلانی اهمیت بیشتری پیدا میکند، مفید باشد.
در پژوهشی که در دانشگاه تگزاس اِیاَنداِم انجام شد، شرکتکنندگانی که همزمان با اجرای برنامه ورزشی و کاهش وزن، کراتین مصرف کردند، طی ۱۲ هفته نزدیک به ۱.۴ کیلوگرم به توده بدون چربی بدن خود افزودند و از میزان چربی بدنشان کاستند.
در مقابل، افرادی که همان برنامه را دنبال کردند اما بهجای کراتین، دارونما دریافت کردند، تغییر چندانی در توده بدون چربی بدنشان مشاهده نشد.
توده بدون چربی علاوه بر عضلات، سایر اجزای غیرچربی بدن را نیز شامل میشود.
تاثیر کراتین بر حفظ توده بدون چربی هنگام کاهش وزن
این پژوهش که نتایج آن در نشریه «انجمن بینالمللی تغذیه ورزشی» منتشر شد، روی ۶۴ فرد سالم ۴۵ تا ۶۵ ساله که مطالعه را به پایان رساندند، انجام گرفت.
شرکتکنندگان ابتدا خودشان تصمیم گرفتند که در برنامه ورزشی و کاهش وزن شرکت کنند یا در آن حضور نداشته باشند.
سپس پژوهشگران افراد هر گروه را بهطور تصادفی برای دریافت روزانه ۱۰ گرم کراتین مونوهیدرات یا دارونما انتخاب کردند.
برنامه کاهش وزن شامل سه جلسه تمرین قدرتی و هوازی در هفته همراه با رژیم غذایی کمکالری بود که برای کاهش متعادل دریافت کالری طراحی شده بود.
نتایج حاکی از آن بود که درصد چربی بدن مصرفکنندگان کراتین در مقایسه با دریافتکنندگان دارونما کاهش بیشتری داشت.
به گفته پژوهشگران، این نخستین مطالعهای است که نشان میدهد افزودن کراتین به برنامه کاهش وزن مبتنی بر ورزش و رژیم غذایی میتواند در مقایسه با اجرای این برنامه بهتنهایی، درصد چربی بدن را بیشتر کاهش دهد.
افزایش قدرت عضلانی حتی بدون ورزش منظم
بر اساس یکی دیگر از یافتههای این پژوهش، بهرهمندی از برخی فواید کراتین لزوما به داشتن برنامه ورزشی منظم وابسته نیست.
در میان افرادی که در برنامه ورزشی شرکت نکردند، مصرفکنندگان کراتین طی ۱۲ هفته حدود ۱.۱ کیلوگرم به توده بدون چربی بدن خود افزودند. قدرت عضلانی این افراد نیز در تمرینهای پرس پا و پرس سینه افزایش یافت.
ترکیب مصرف کراتین با ورزش نتایج بهتری در افزایش قدرت عضلانی به همراه داشت و عملکرد شرکتکنندگان را در تمرینهای پرس پا و پرس سینه بیشتر بهبود بخشید.
همچنین مدتزمانی که این افراد میتوانستند پیش از رسیدن به مرحله خستگی به فعالیت ورزشی ادامه دهند، افزایش یافت.
با این حال، مصرف کراتین ظاهرا تاثیر بیشتری بر بهبود ظرفیت هوازی نداشت؛ یافتهای که با نقش اصلی این ماده در افزایش قدرت و توان عضلانی همخوانی دارد.
ریچارد کرایدر، پژوهشگر ارشد این مطالعه، استاد دانشگاه تگزاس اِیاَنداِم و مدیر آزمایشگاه تغذیه ورزشی این دانشگاه است.
او بیش از ۳۰ سال درباره کراتین و فواید احتمالی آن برای سلامت تحقیق کرده است.
پژوهشهای پیشین کرایدر همچنین به نقش احتمالی کراتین در مراحل مختلف زندگی، از جمله کمک به سالمندانی که با کاهش توده عضلانی و افت عملکرد شناختی مواجه هستند، پرداختهاند.
بررسی عوارض جانبی کراتین در ۶۸۵ پژوهش بالینی
کراتین یکی از مکملهای ورزشی و تغذیهای است که تحقیقات علمی گستردهای درباره اثربخشی و ایمنی مصرف آن انجام شده است.
کرایدر و همکارانش در تحلیلی که سال ۲۰۲۵ با بررسی ۶۸۵ پژوهش بالینی انجام دادند، دریافتند میزان عوارض جانبی گزارششده در میان مصرفکنندگان کراتین و دریافتکنندگان دارونما تفاوت معناداری نداشت.
بدن انسان بهطور طبیعی کراتین تولید میکند و مواد غذایی مانند گوشت و ماهی نیز از منابع تامین این ماده به شمار میروند.
با این حال، به گفته کرایدر، بسیاری از افراد نمیتوانند کراتین کافی را صرفا از طریق رژیم غذایی دریافت کنند.
او افزود تامین روزانه ۱۰ گرم کراتین، معادل مقدار مورد استفاده در این پژوهش، مستلزم مصرف حدود ۲.۳ تا ۴.۵ کیلوگرم گوشت یا ماهی در روز است.
به همین دلیل، استفاده از مکملهای کراتین میتواند گزینهای عملیتر و کمهزینهتر باشد.
رد پیشنهاد هفتروزه جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ، تنها «نه» به یک آتشبس نیست، بلکه نشانه تغییر محاسبات واشینگتن درباره مهمترین اهرم فشار تهران است.
آمریکا اکنون معتقد است با اسکورت نفتکشها میتواند بخش مهمی از جریان انرژی در تنگه هرمز را حفظ کند، در حالی که محاصره بنادر و فشار بر صادرات نفت همچنان اقتصاد ایران را تحت فشار قرار میدهد، معادلهای که میتواند توضیح دهد چرا ترامپ دیگر برای توافق بر سر تنگه هرمز عجلهای ندارد.
دونالد ترامپ به پیشنهاد جمهوری اسلامی برای یک توقف هفتروزه در جنگ و بازگشایی تنگه هرمز «نه» گفته است، تصمیمی که شاید بیش از آنکه درباره مفاد یک توافق باشد، نشاندهنده تغییر محاسبات واشینگتن درباره مهمترین اهرم فشار تهران در هفت ماه گذشته باشد.
ترامپ روز شنبه رد پیشنهاد حکومت ایران را علنی کرد. پیش از آن، والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده بود که رییسجمهوری آمریکا نسبت به اجرای تعهدات تهران بدبین است و به دستیارانش گفته ازسرگیری بمباران ایران پس از انتخابات میاندورهای نوامبر را محتمل میداند.
پیشنهاد تهران در ظاهر ساده بود، آمریکا بخشی از فشارهای اقتصادی و نظامی را کاهش دهد و جمهوری اسلامی در مقابل ظرف هفت روز تنگه هرمز را باز کند و مذاکرات هستهای از سر گرفته شود.
اما جزئیات پیشنهاد نشان میدهد تهران برای بازکردن هرمز بهای قابلتوجهی مطالبه کرده است، پایان محاصره دریایی بنادر ایران، کاهش محدودیت صادرات نفت و آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده. تهران همچنین بازگشت به مذاکرات درباره برنامه هستهای را به این بسته متصل کرده است.
پرسش اصلی بنابراین این نیست که چرا ترامپ با بازشدن هرمز مخالف است. واشینگتن آشکارا خواهان بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی است. پرسش این است که چرا آمریکا حاضر نیست برای آن، بهایی را که جمهوری اسلامی مطالبه میکند بپردازد.
تغییر معادله هرمز
برای دههها، تهدید به بستن تنگه هرمز یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازدارندگی جمهوری اسلامی بوده است. جغرافیا در اینجا به سود تهران عمل میکند، مسیری باریک که بخش مهمی از نفت جهان باید از آن عبور کند و اختلال در آن میتواند مستقیما بازار انرژی، هزینه حملونقل و تورم جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.
این اهمیت از بین نرفته است. والاستریت ژورنال همین هفته گزارش داد که حتی عربستان سعودی، پس از تلاش برای توسعه مسیرهای جایگزین، بار دیگر مجبور شده بخش بیشتری از نفت خود را از هرمز عبور دهد. حملات به مسیرهای جایگزین و افزایش هزینه بیمه و حملونقل نشان میدهد هنوز جایگزین سادهای برای این آبراه وجود ندارد.
اما آنچه تغییر کرده، توان جمهوری اسلامی برای استفاده از اهمیت جغرافیایی هرمز و گرفتن امتیاز فوری از آمریکاست، نه اهمیت خود این تنگه.
ارتش آمریکا طی ماههای جنگ تلاش کرده توان [حکومت] ایران برای هدف قراردادن کشتیها را کاهش دهد و همزمان عملیات اسکورت نفتکشها را گسترش دهد. مقامهای آمریکایی به شبکه سیبیاس گفتهاند نزدیک به ۴۰ میلیون بشکه نفت تنها در ۴۸ ساعت با اسکورت نظامی آمریکا از تنگه عبور کرده است. واشینگتن همین توانایی را یکی از دلایلی میداند که دیگر برای رسیدن به توافق فوری عجله ندارد.
به عبارت دیگر، آمریکا تلاش کرده تهدید هرمز را از یک «وتوی انرژی» به یک «ریسک قابل مدیریت» تبدیل کند.
ترامپ چرا عجله ندارد؟
اینجاست که دلیل رد پیشنهاد تهران روشنتر میشود. اگر واشینگتن بتواند بخش قابلتوجهی از نفت را بدون توافق با جمهوری اسلامی از هرمز عبور دهد، چرا باید در مقابل بازگشایی کامل تنگه، محاصره دریایی ایران را کنار بگذارد، صادرات نفت تهران را تسهیل کند و بخشی از منابع مالی مسدودشده جمهوری اسلامی را آزاد کند؟
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای مطلع گزارش داده است که آمریکا به تهران و میانجیها گفته ترامپ قصد برداشتن محاصره دریایی را ندارد. محاسبه واشینگتن این است که ادامه فشار اقتصادی سرانجام تهران را به پذیرش توافقی با شرایط مطلوبتر برای آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس وادار خواهد کرد.
این رویکرد با موضعی که ترامپ چند روز پیش در مجمع عمومی سازمان ملل اتخاذ کرد نیز همخوان است. او از کشورهای دیگر خواست جمهوری اسلامی را از نظر اقتصادی منزوی کنند و گفت انتظار دارد توافق احتمالی پس از انتخابات میاندورهای حاصل شود. در واقع، ترامپ ظاهرا به این نتیجه رسیده که زمان، دستکم فعلا، بیشتر به سود واشینگتن کار میکند تا تهران.
فشاری مضاعف علیه جمهوری اسلامی از دریا و هوا
محاصره بنادر تنها بخشی از این استراتژی است. آمریکا همزمان فشار بر خطوط هوایی جمهوری اسلامی را افزایش داده و شرکتهایی را که به هواپیماهای ایرانی خدمات سوخترسانی یا زمینی ارائه کنند، با خطر تحریمهای ثانویه روبهرو کرده است. والاستریت ژورنال این اقدامات را بخشی از کارزار گستردهتر واشینگتن برای افزایش فشار اقتصادی بر [حکومت] ایران توصیف کرده است.
بنابراین پیشنهاد هفتروزه تهران درست در شرایطی ارائه شده که آمریکا در حال گسترش فشار اقتصادی است. پذیرفتن پیشنهاد جمهوری اسلامی میتوانست به معنای کنارگذاشتن بخشی از همین اهرمها درست زمانی باشد که واشینگتن تصور میکند آنها در حال اثرگذاری هستند.
هرمز هنوز مهم است، اما کافی نیست
این به معنای بیاهمیتشدن تنگه هرمز نیست. اختلال در این آبراه همچنان برای اقتصاد جهانی پرهزینه است و حتی عملیات گسترده نظامی آمریکا نتوانسته خطر حملات به نفتکشها یا افزایش هزینه بیمه و حملونقل را کاملا از بین ببرد.
آنچه تغییر کرده، محاسبه هزینه و فایده است. تهران همچنان تصور میکند بازگشایی هرمز کالایی است که میتواند در برابر کاهش فشار اقتصادی معامله کند. واشینگتن اما ظاهرا معتقد است توانسته بخشی از آثار بستهبودن تنگه را مهار کند، در حالی که جمهوری اسلامی همچنان باید هزینه محاصره بنادر، محدودیت صادرات نفت و افزایش انزوای اقتصادی را بپردازد.
از همین زاویه، «نه» ترامپ معنای بیشتری پیدا میکند. رییسجمهوری آمریکا لزوما به دیپلماسی نه نگفته است، مذاکرات از طریق میانجیها همچنان ادامه دارد. آنچه ترامپ فعلا رد کرده، قیمت پیشنهادی تهران برای پایان بحران هرمز است.
و این شاید مهمترین تغییر معادله باشد، جمهوری اسلامی هنوز هرمز را یکی از مهمترین کارتهای خود میداند، اما واشینگتن دیگر حاضر نیست برای گرفتن این کارت از دست تهران، همان بهایی را بپردازد که جمهوری اسلامی مطالبه میکند.
جمهوری اسلامی پس از آنکه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از رد پیشنهاد تهران برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان نبردها خبر داد، بر راهحل دیپلماتیک تاکید کرد. عباس عراقچی گفت میانجیها هنوز پاسخ قطعی واشینگتن را بهطور رسمی منتقل نکردهاند.
عراقچی در شبکههای اجتماعی نوشت بازگشایی تنگه هرمز به تحقق شرایط ایران بستگی دارد و «تنها یک راهحل مبتنی بر مذاکره» میتواند به بنبست کنونی پایان دهد. او افزود تهران پس از دریافت موضع قطعی آمریکا از طریق میانجیها تصمیم خواهد گرفت.
جمهوری اسلامی طرح خود را در جریان مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک مطرح کرده و گفته است آن را از طریق میانجیهای قطری به آمریکا رسانده است. به گفته عراقچی، پذیرش این پیشنهاد، مهلتی هفتروزه برای بازگشایی تنگه هرمز و توقف موقت نبردها در منطقه آغاز میکند و زمینه را برای مذاکرات گستردهتر درباره موضوعات مورد توافق فراهم خواهد کرد.
ترامپ، در مقابل، گفته است این طرح را رد کرده و تلاش تهران برای توافق بر سر تنگه هرمز را ناشی از شکستهای [حکومت] ایران دانسته است. او در کاخ سفید به خبرنگاران گفت ایرانیها خواهان توافق برای بازگشایی فوری این آبراه هستند، زیرا «بهشدت در حال شکست خوردن هستند».
در همین زمینه، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفت تهران چیزی جز بازگشت آمریکا به تفاهمنامه پیشین و پایبندی واشینگتن به آن نمیخواهد.
پزشکیان در گفتوگو با الجزیره، تلویزیون دولتی قطر، درباره احتمال بازگشت به توافق با آمریکا گفت: «ما چیزی نمیخواهیم. فقط میخواهیم به همان تفاهمنامه برگردند و به آن پایبند باشند.»
والاستریت ژورنال نیز به نقل از مقامهای آمریکایی که نامشان فاش نشده، گزارش داده است ترامپ درباره پذیرش خواستههایش از سوی ایران تردید دارد و ازسرگیری بمباران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر را محتمل میداند. این در حالی است که پیشتر یک مقام آمریکایی، گفتوگوهای غیرمستقیم با تهران را «مثبت و سازنده» توصیف کرده بود.
اختلاف بر سر برنامه هستهای ادامه دارد
برنامه هستهای حکومت ایران یکی از موضوعاتی است که ممکن است در مذاکرات گستردهتر مطرح شود. مسعود پزشکیان، رییس دولت در ایران، در گفتوگو با شبکه سیبیاس اعلام کرد تهران آماده مذاکره درباره این برنامه و دیگر مسائل است، اما «زورگویی یا اجبار» را نمیپذیرد. او همچنین گفت ایران به دنبال جنگ نیست و پیشتر پذیرفته است که سلاح هستهای نسازد.
با این حال، یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته است حتی در صورت پذیرش طرح صلح از سوی آمریکا، تهران درباره برنامه هستهای خود انعطاف نشان نخواهد داد. به گفته این مقام، ایران از حق غنیسازی صرفنظر نمیکند و با انتقال اورانیوم با غنای بالای خود به خارج از کشور موافقت نخواهد کرد. ترامپ نیز تاکید کرده است که [حکومت] ایران هرگز نباید به بمب هستهای دست یابد.
اختلال در تنگه هرمز به اقتصاد جهانی آسیب زده است
به نوشته رویترز جنگی که ۹ اسفند با حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد، پس از هفت ماه و با وجود دورههایی از توقف نبردها، همچنان ادامه دارد. به نوشته این خبرگزاری، این جنگ هزاران کشته بر جای گذاشته، نیروهای نظامی حکومت ایران را تضعیف کرده و به اقتصاد آسیبدیده این کشور لطمه زده است.
حملات جمهوری اسلامی به کشتیها در تنگه هرمز، رفتوآمد در این مسیر حیاتی انتقال نفت را بهشدت کاهش داده و پیامدهای آن به اقتصاد جهانی رسیده است. آمریکا برای وادار کردن تهران به توقف این حملات، ایران را تحت محاصره اقتصادی قرار داده است.
درگیریها به دیگر نقاط منطقه نیز گسترش یافته است؛ ایران متحدان آمریکا در خلیج فارس را با موشک و پهپاد هدف قرار داده و حوثیهای یمن نیز به منافع عربستان سعودی حمله کردهاند. همزمان، تهران درباره تنگه هرمز با ریاض رایزنی کرده است، اما تلاشهای دیپلماتیک تاکنون به پایان جنگ نینجامیدهاند.