نخستوزیر پاکستان: اسلامآباد واشینگتن و تهران را پای میز مذاکره آورد


شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، گفت اسلامآباد با تلاشهای دیپلماتیک، واشینگتن و تهران را برای مذاکره در پایتخت پاکستان گرد هم آورد.
شریف جمعه سوم مهر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت در پی بحران خاورمیانه، جانهای بسیاری در منطقه از دست رفت، اقتصادها آسیب دیدند و مسیرهای حیاتی کشتیرانی، بهویژه تنگه هرمز، تحت فشار قرار گرفتند.
او افزود پاکستان در این شرایط وارد عمل شد و مذاکرات و تفاهمنامه اسلامآباد از جمله گامهایی بودند که برای پایان دادن به درگیری برداشته شدند.






شاهزاده رضا پهلوی با قدردانی از تصمیم کلمبیا برای قطع روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی، آن را «اصولی» خواند و گفت ایرانیان کسانی را که در مبارزه برای آزادی کنارشان میایستند، هرگز فراموش نخواهند کرد.
او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به آبلاردو د لا اسپریلا، رییسجمهوری کلمبیا، نوشت: «ملت ایران سپاسگزار شما و ملت کلمبیا برای تصمیم اصولیتان در قطع روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی است.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «کلمبیا در برابر تروریسم، جرائم فرامرزی و نقض سیستماتیک حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی، موضع روشنی اتخاذ کرده است.»
او با تاکید بر اینکه «ایرانیان کسانی را که در مبارزه برای آزادی در کنارشان میایستند، هرگز از یاد نخواهند برد»، ابراز امیدواری کرد روابط دو کشور در آینده بر پایه ارزشهای مشترک شکل بگیرد.
شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «من چشمانتظار روزی هستم که یک ایران آزاد و کلمبیا، روابط مستحکم و دوستی پایداری را بر اساس ارزشهای مشترکِ آزادی، امنیت و دموکراسی بنا کنند.»
قطع روابط دیپلماتیک به دلیل نقض حقوق بشر و نگرانیهای امنیتی
این پیام پس از آن منتشر شد که وزارت امور خارجه کلمبیا در بیانیهای به تاریخ پنجشنبه دوم مهر، ۲۴ سپتامبر، اعلام کرد قطع روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی از ۲۸ شهریور، ۱۹ سپتامبر، اجرایی شده است.
بر اساس این بیانیه، روابط کنسولی دو کشور ادامه خواهد یافت.
بوگوتا نگرانیهای امنیتی، ارتباطات جمهوری اسلامی با گروههای تروریستی، نقض حقوق بشر و اقدامات حکومت ایران در منطقه و پرونده هستهای را از دلایل این تصمیم برشمرد.
وزارت امور خارجه کلمبیا گفت این اقدام در راستای اصول سیاست خارجی این کشور در زمینه امنیت ملی، امنیت نیمکره و مبارزه با جرایم فراملی صورت گرفته است.
این وزارتخانه در بیانیه خود به ارتباطات میان جمهوری اسلامی و گروههای تروریستی بینالمللی، از جمله گروههای مرتبط با قاچاق مواد مخدر، اشاره کرد و این ارتباطات را تهدیدی علیه امنیت کلمبیا دانست.
بوگوتا همچنین «نقض مستند حقوق بشر» در ایران و حملات تاییدشده علیه کشورهای غیرطرف درگیری در خاورمیانه را از دیگر دلایل قطع روابط عنوان کرد.
انسداد تنگه هرمز و ممانعت مقامهای ایرانی از فعالیت آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای راستیآزمایی دامنه برنامه هستهای ایران نیز از موارد ذکرشده در بیانیه بود. وزارت امور خارجه کلمبیا گفت مجموعه این اقدامات، اعتماد بوگوتا به دولت جمهوری اسلامی را تضعیف کرده است.
این وزارتخانه تاکید کرد هنگام ابلاغ تصمیم به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، با استناد به کنوانسیونهای وین درباره روابط دیپلماتیک و کنسولی، ادامه روابط کنسولی دو کشور را تصریح کرده است. اداره تشریفات کلمبیا نیز روند اقدامات بعدی را به مقامهای ایرانی اطلاع خواهد داد.
دولت کلمبیا در پایان بیانیه، دفاع از حاکمیت ملی را از ارکان سیاست خارجی خود خواند و بر حفاظت از مرزها، مخالفت با مداخله خارجی و دفاع از شهروندان و منافع این کشور تاکید کرد.
واکنش جمهوری اسلامی
در واکنش به تصمیم دولت کلمبیا، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد «تدابیر لازم» را برای صیانت از منافع جمهوری اسلامی اتخاذ خواهد کرد و اتهامهای مطرحشده از سوی بوگوتا علیه ایران و بخشی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را رد کرد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی جمعه سوم مهر در بیانیهای اعلام کرد روابط دیپلماتیک ایران و کلمبیا بیش از نیم قرن سابقه داشته و تصمیم بوگوتا برای قطع این روابط را مغایر با منافع دو کشور دانست.
در این بیانیه، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تصمیم کلمبیا را ناشی از «نفوذ آمریکا و اسرائیل» دانست و دولت کلمبیا را به ارتباط با شبکههای قاچاق مواد مخدر متهم کرد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین از توقیف ۵۵ کیلوگرم کوکائین در تهران در اواخر شهریور خبر داد و گفت این محموله از کلمبیا به ایران قاچاق شده بود.
این وزارتخانه از مقامهای کلمبیا خواست برای شناسایی افراد دخیل در قاچاق این محموله و موارد مشابه همکاری کنند.
«چاقو؛ سوءقصد به سلمان رشدی» ساخته آلکس گیبنی عنوان مستند تازهای است که تلاش برای قتل این نویسنده در سال ۲۰۲۲ را از زوایای گوناگون میشکافد و از جهات مختلف به فتوای خمینی برای این قتل میرسد.
فیلم که بر اساس کتاب پرفروشی از سلمان رشدی با نام «چاقو» ساخته شده، در ساختار و روایت به آن وفادار میماند و همان راوی صمیمی و راحت کتاب اینجا نریشن فیلم را روایت میکند و ما با تصاویری روبرو هستیم که برخی از آنها برای اولین بار نمایش داده میشوند، از جمله تصاویر رشدی در بیمارستان پس از حمله که توسط همسر او- ریچل الیزا گریفیث که خود شاعر و نویسنده است- تصویربرداری شدهاند و تصاویر تکان دهندهای هستند؛ از جمله لحظه به هوش آمدن رشدی و جایی که رشدی به رغم احوال نامساعدش تردیدی در دادن اجازه تصویربرداری ندارد: «این فقط درباره من نیست؛ درباره آزادیه.»
فیلم در چندین بخش مختلف به فتوای خمینی و جایزهای که حکومت ایران برای قتل رشدی تعیین کرده بازمیگردد، ضمن این که در ابتدا به ما میگوید که ضارب در دادگاه گفته که آیتالله خمینی را ستایش میکند.
رشدی به کسانی اشاره دارد که دو صفحه از کتاب او را هم نخواندهاند و میگوید شیاطین زیادی تظاهر به باور خدا میکنند.
فیلم روند انتشار کتاب آیات شیطانی و آغاز مشکلات را روایت میکند، از جمله با تصاویری از ایران و فتوای خمینی که از رادیو پخش میشود. در تصاویر تظاهرات خشن معترضان در لندن عکسهای خمینی دیده میشود و اشارهای هم هست به اعلام جایزه پنج میلیون دلاری از سوی دولت ایران.
رشدی میگوید که اتفاقات خوب پیش نرفته انقلاب ایران و جنگ با عراق، حکومت را در برهه بسیار بدی قرار داده بود و نتیجه این وضعیت، متاسفانه پر او را گرفت.
بعدتر فیلم به سال ۱۹۹۸ و معامله حکومت ایران با بریتانیا برای از سرگیری روابط میرسد به این شرط که رژیم ایران اعلام کند علاقهای به گرفتن جان رشدی ندارد.
وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی این موضوع را اعلام میکند. رشدی دو سال بعد به آمریکا میرود و زندگی مخفیانهاش را به تدریج کنار میگذارد. حالا رشدی در فیلم این سوال را مطرح میکند:«اشتباه کردم؟»
فیلم نشان میدهد که در ایران از این حمله چطور استقبال شده است؛ از جمله با نمایش صفحه اول روزنامه جام جم که کاریکاتور بزرگی از رشدی به شکل شیطان منتشر کرده است.
فیلم با بازسازی صحنه حمله آغاز میشود و نزدیک به پایان، به نمایش صحنه واقعی میرسد. فیلم سعی دارد همه واقعه، حواشی اجتماعی-سیاسی و تاثیرات حسی و روانی آن را از دید رشدی تصویر کند و در این میان نمایش خشونت به یکی از ابزارهای فیلم بدل میشود؛ فیلمی که تماشای برخی صحنههای آن آسان نیست، اما در نهایت همه چیز را به نفع زندگی به پایان میرساند: جایی که رشدی به همراه همسرش به محل فاجعه بازمیگردد(« حالا در جایی ایستادهام که قبلا در همان جا سقوط کردم.») و روحیات و احساسات و خاطراتش از آن لحظات را بر زبان میراند و پس از آن به فصل جدیدی در زندگی خود اشاره میکند، جایی که پیشتر هم اشاره داشت که او به زندگی خود ادامه می دهد و ضارب ۲۴ سالهاش حالا در زندان خواهد ماند، در نتیجه برنده این بازی خود اوست.
رشدی در چندین جا زندگی را به یک بازی تشبیه میکند که حتی در آن به صحنه شطرنج با مرگ در فیلم مهر هفتم اینگمار برگمان میرسد، جایی که یک مرد با فرشته مرگ سر ادامه زندگیاش شطرنج بازی میکند.
رشدی زنده ماندنش را به این بازی شطرنج با مرگ تشبیه میکند و با آن که به معجزه ایمان ندارد، زنده ماندنش را «معجزهوار» میداند.
اما فیلم باز به اشارههای رشدی به سینما بازمیگردد و از تکههای مختلفی از فیلمهایی که او در کتاب به آنها اشاره کرده وام میگیرد: از چاقو در آب پولانسکی تا دوازده مرد خشمگین، از روانی هیچکاک تا داستان وستساید.
رشدی توضیح میدهد که زمان نوشتن رمان فکر نمیکرده که کسی را بیازارد. در یک مصاحبه میگوید ادبیات با واقعیت فرق دارد و وقتی نویسنده مینویسد اسبی پرواز میکند، این تخیل است و معنیاش این نیست که یک اسب واقعا پرواز میکند.
رسانههای بریتانیایی خبر دادهاند یک هیات مستقل، منچسترسیتی را در تقریبا تمام اتهامهای مربوط به نقض مقررات مالی لیگ برتر انگلیس مقصر شناخته است. به نوشته بیبیسی، سیتی تنها در یک مورد از ۱۱۵ اتهام تبرئه شده و در ۱۱۴ مورد دیگر مقصر شناخته شده است.
مجازات این باشگاه هنوز تعیین نشده و انتظار میرود منچسترسیتی به رای اعتراض کند.
این پرونده به تخلفهای ادعایی بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ مربوط میشود و لیگ برتر پس از چهار سال تحقیق، در فوریه ۲۰۲۳ اتهامها را علیه منچسترسیتی مطرح کرد.
سیتی به ارایه نکردن اطلاعات مالی دقیق، اعلام نکردن جزییات برخی پرداختها به بازیکنان و مربیان و نقض مقررات مالی متهم شده بود. این باشگاه از زمان طرح پرونده همواره اتهامها را رد کرده است.
مجازات احتمالی منچسترسیتی میتواند از توبیخ و جریمه مالی تا کسر امتیاز و حتی اخراج از لیگ برتر را شامل شود.
یاسین پاتل، وکیل دادگستری، به بیبیسی گفت امکان ترکیبی از جریمه سنگین، کسر امتیاز و سقوط نیز وجود دارد و این رای احتمالا تنها آغاز یک روند حقوقی طولانی خواهد بود. موضوع پس گرفتن عناوین قهرمانی نیز ممکن است مطرح شود، هرچند هنوز هیچ مجازاتی تعیین نشده است.
منچسترسیتی در واکنش اعلام کرد روند رسیدگی لیگ برتر همچنان ادامه دارد و بخشهای مهمی از آن هنوز تکمیل نشده است.
این باشگاه تاکید کرد موضعش نسبت به فوریه ۲۰۲۳ تغییری نکرده و گفته طی هشت سال گذشته به روند قانونی رسیدگی احترام گذاشته است. سیتی در دوره ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸، که بخش اصلی پرونده را دربر میگیرد، سه بار قهرمان لیگ برتر شد و چند جام داخلی دیگر نیز به دست آورد.
پرونده چگونه آغاز شد؟
اتهامهای منچسترسیتی به تخلفهای ادعایی بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ مربوط میشود و پرونده برای رسیدگی به یک کمیسیون مستقل ارجاع شد. تحقیقات پس از آن آغاز شد که نشریه آلمانی اشپیگل در نوامبر ۲۰۱۸ اسناد مالی افشاشده منچسترسیتی را منتشر کرد.
لیگ برتر منچسترسیتی را به ارایه نکردن اطلاعات مالی دقیق و جزییات پرداختها به بازیکنان و مربیان و همچنین نقض مقررات بازی جوانمردانه مالی یوفا و مقررات سودآوری و پایداری مالی لیگ برتر متهم کرده بود. این باشگاه همواره این اتهامها را رد کرده است.
منچسترسیتی از زمان خرید باشگاه به وسیله گروه ابوظبی یونایتد متعلق به شیخ منصور در سال ۲۰۰۸، هشت بار قهرمان لیگ برتر، چهار بار قهرمان جام حذفی، هفت بار قهرمان جام اتحادیه و یک بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده است. شش مورد از این جامها پس از طرح اتهامها به دست آمدهاند.
یوفا در فوریه ۲۰۲۰ و در پی افشاگریهای اشپیگل، منچسترسیتی را برای دو سال از حضور در رقابتهای اروپایی محروم و ۳۰ میلیون یورو جریمه کرد. پنج ماه بعد، دادگاه حکمیت ورزش این محرومیت را لغو کرد، زیرا تخلفهای ادعایی یا اثبات نشده بودند یا مهلت قانونی رسیدگی به آنها بر اساس مقررات یوفا گذشته بود.
با این حال، دادگاه حکمیت ورزش منچسترسیتی را به دلیل همکاری نکردن با یوفا و ارایه نکردن حجم قابل توجهی از مدارک مقصر شناخت و این تخلف را «شدید» توصیف کرد. در نتیجه، سیتی ۸.۸ میلیون پوند جریمه شد.
ریچارد مسترز، مدیر اجرایی لیگ برتر، ماه گذشته اذعان کرده بود که رسیدگی به پرونده «بیش از حد انتظار طول کشیده است»، اما تاکید داشت تنها راه موجود این است که اجازه داده شود روند رسیدگی مسیر خود را طی کند.
در دورهای که تخلفهای ادعایی رخ دادهاند، منچسترسیتی سه بار قهرمان لیگ برتر، دو بار قهرمان جام حذفی، چهار بار قهرمان جام اتحادیه و یک بار قهرمان جام خیریه شد.
متیو گولد، سفیر پیشین بریتانیا در اسرائیل و معاون پیشین سفیر این کشور در ایران، در یادداشتی در واشینگتنپست نوشته است برای تغییر حکومت در ایران، پنج عامل اساسی باید همزمان شکل بگیرد و در عین حال دولت ترامپ باید برنامهای جامع برای دوران پس از تغییر حکومت تدوین کند.
متیو گولد (Matthew Gould) در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ سفیر بریتانیا در اسرائیل بود. او که اولین سفیر یهودی بریتانیا در اسرائیل محسوب میشود از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ معاون سفیر بریتانیا در تهران بود.
او در این یادداشت که جمعه سوم مهر منتشر شد، نوشته است که حکومت جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، با وجود اعتراضات گسترده و کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل، توانستهاند در قدرت باقی بمانند و تغییر این وضعیت نیازمند تحولاتی همزمان در داخل کشور به همراه حمایت واقعی از خارج از کشور است.
گولد یادداشت خود را با سه اظهارنظر دونالد ترامپ درباره اعتراضات ایران آغاز کرده است. ترامپ ۲۳ دی ۱۴۰۴، در هفتهای که هزاران معترض کشته شدند، در تروثسوشیال نوشت: «میهنپرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید ــ نهادهایتان را تصرف کنید!!!» و وعده داد: «کمک در راه است.»
ترامپ در ساعات اولیه ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به ایرانیان گفت: «وقتی کار ما تمام شد، حکومتتان را در دست بگیرید. برای تصرف شما خواهد بود. این احتمالا تنها فرصت شما برای چند نسل خواهد بود.»
ترامپ ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ بار دیگر در تروثسوشیال، این بار به گفته گولد با لحنی گلایهآمیزتر، پرسید: «مردم ایران چه زمانی قیام خواهند کرد و خواهند جنگید؟»
معاون پیشین سفیر بریتانیا در ایران سپس در ادامه مقاله خود نوشته است حکومت ایران و سپاه پاسداران که در مرکز ساختار قدرت قرار دارد، «بیرحمانه مصمم» به حفظ قدرت هستند و بارها برخلاف پیشبینیها موفق به بقا شدهاند.
بهگفته او، جمهوری اسلامی در سال جاری از دو تحول بزرگی جان سالم به در برد که بسیاری از ناظران تصور میکردند میتواند به سقوط آن منجر شود.
نخست، اعتراضاتی بود که در دی ماه ۱۴۰۴ آغاز شد و بهنوشته گولد، جدیترین اعتراضاتی بود که حکومت با آن مواجه شده است. این اعتراضات نه با دانشجویان و طبقه متوسط، بلکه با اعتصاب کسبه بازار بزرگ تهران آغاز شد و سپس به هر ۳۱ استان ایران گسترش یافت.
یک دیپلمات اروپایی شمار معترضان حاضر در خیابانهای تهران در ۱۸ دی را «بسیار بیش از یک میلیون نفر» گزارش کرده است. حکومت اعتراضات را بهشدت سرکوب کرد؛ بهگفته حکومت دستکم سه هزار معترض کشته شدهاند و برخی برآوردهای معتبر شمار کشتهشدگان را تا ۳۰ هزار نفر اعلام کردهاند.
بهنوشته گولد، این تجربه نشان داد که اعتراضات گسترده بهتنهایی کافی نیست.
تحول دوم در۹ اسفند سال گذشته رخ داد؛ زمانی که علی خامنهای در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شد. خامنهای بیش از ۳۶ سال رهبر جمهوری اسلامی بود و پیش از آن نیز هشت سال ریاستجمهوری را برعهده داشت.
گولد پس از مرور این دو رویداد افزوده است اگر تغییر رهبری قرار بود به تغییر حکومت منجر شود، آن لحظه باید بهترین فرصت میبود: خامنهای جانشینی تعیین نکرده بود. پسرش مجتبی که سرانجام به رهبری منصوب شد، در همان حملات بهشدت مجروح شده بود و کشور برای مدتی کوتاه بهدست یک هیات موقت سهنفره اداره شد. با این حال، حکومت بار دیگر تاب آورد و قدرت به نسل بعدی و «تندروتر» منتقل شد.
پنج شرط برای تغییر حکومت
گولد سپس در پاسخ به این پرسش که برای سرنگونی حکومت چه چیزی لازم است، پنج عامل را برشمرده که بهگفته او تحقق هیچیک آسان نخواهد بود:
عامل نخست، بازگشت مردم ایران به خیابانهاست:
به نوشته معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران، ایرانیان با وجود آسیبهای مکرر ناشی از خشونت باید بار دیگر اعتراض کنند و ائتلافی را که در آغاز سال میان طبقات و مناطق مختلف کشور شکل گرفته بود، بازسازی کنند.
گولد محتملترین محرک اعتراضات متحد را فشار اقتصادی میداند؛ وضعیتی که بهگفته او ایرانیان به همان اندازه که آمریکا را مسئول آن میدانند، حکومت خود را نیز مقصر میشمارند. تورم به بالاترین سطح از زمان جنگ جهانی دوم رسیده، بیش از یک نفر از هر پنج جوان بیکار است، قیمت سوخت افزایش یافته و سوخت کافی نیز وجود ندارد. او نوشته که یک زمستان سخت میتواند افراد بیشتری را به خیابانها بکشاند.
عامل دوم، دوام اعتراضات پس از آغاز سرکوب و قطع اینترنت است:
به اعتقاد متیو گولد، حکومت تنها در صورتی واقعا با تهدید روبهرو خواهد شد که اعتراضات بتواند پس از سرکوب اجتنابناپذیر و خاموشی اینترنت ادامه پیدا کند.
عامل سوم، ایجاد زیرساختی است که شهروندان بتوانند حتی بدون اینترنت سازماندهی شوند:
در اعتراضات دی ماه، هنگامی که حکومت برای ایجاد خاموشی کامل دیجیتال تلاش کرد، استارلینک دسترسی رایگان را برای حسابهای ایرانی فعال کرد و دولت ترامپ هزاران پایانه استارلینک را به داخل ایران فرستاد اما حکومت بهسرعت واکنش نشان داد.
بهنوشته گولد، با فناوریای که احتمالا روسیه یا چین تامین کرده بودند، سیگنال جیپیاس استارلینک در تهران مختل شد و حکومت همزمان به جستوجو و جمعآوری دیشهای استارلینک در داخل کشور پرداخت؛ اقداماتی که اتصال را تا ۸۰ درصد کاهش داد. سامانههای آمریکایی دور زدن محدودیتهای اینترنتی که میتوانست به معترضان کمک کند نیز عمدتا پس از آنکه دولت ترامپ یک سال پیشتر کمکهای خارجی را متوقف کرد، از دسترس خارج شده بود.
عامل چهارم و شاید مهمترین عامل، متزلزل شدن نیروهای امنیتی است:
سفیر سابق بریتانیا در اسرائیل نوشته است انقلابها زمانی موفق میشوند که نیروهای نظامی دچار تردید شوند.
او دو نمونه تاریخی ذکر میکند: در سال ۱۳۵۷، ارتش شاه ایران پس از ماهها تیراندازی به معترضان سرانجام کنار کشید؛ در سال ۱۴۰۳ نیز ارتش بشار اسد در سوریه، به تعبیر گولد، بیش از آنکه «جدا شود، ناپدید شد».
اما در ایران، با وجود پیشبینیهای خوشبینانه، نیروهای نظامی تا امروز عمدتا منسجم باقی ماندهاند. سپاه پاسداران و نیروی شبهنظامی بسیج نیز وفادار ماندهاند و بهنوشته گولد، ایدئولوژی و منافع اقتصادی آنها را به حفظ وضع موجود پیوند داده است.
عامل پنجم، فروپاشی درونی خود حکومت است:
گولد معتقد است این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که مقامهای رده میانی به این نتیجه برسند که نظم قدیمی به پایان رسیده است. اما تا زمانی که این افراد آیندهای برای خود در نظام بعدی نبینند، چنین تغییری رخ نخواهد داد. او تاکید میکند که «انزوای کامل» هیچ انگیزهای برای جدا شدن این افراد از حکومت ایجاد نمیکند.
هشدار درباره خلاء قدرت پس از سقوط احتمالی
متیو گولد در ادامه یادداشت خود افزوده است اگر این پنج شرط فراهم شود، اعتراضات ممکن است فرصتی برای موفقیت پیدا کند و حکومت سرانجام کنار برود؛ اما بدون آنها، «هیچ میزان بمباران هوایی یا تشویق کاخ سفید کافی نخواهد بود.»
او در عین حال هشدار داده که اگر چنین روزی فرا برسد، آمریکا و دیگر کشورها نباید روی انتقال آرام و آسان قدرت به یک حکومت جدید حساب کنند.
بهگفته او، احتمال وقوع دورهای از هرجومرج، خلاء رهبری و قدرت گرفتن گروههای جداییطلب در مناطق پیرامونی ایران نیز وجود دارد؛ از کردها در غرب و شمالغرب گرفته تا بلوچها در جنوبشرق.
گولد در پایان یادداشت خود نوشته است به جای آنکه ترامپ به انتشار پیامهای اینترنتی بیشتری برای تشویق ایرانیان به قیام ادامه دهد، اقدام مفیدتر این است که دستور تدوین یک برنامه جامع برای دوران پس از تغییر حکومت را صادر کند؛ طرحی که در زمان لازم آماده اجرا باشد و بتواند بلافاصله حمایتهای امنیتی، بشردوستانه و بازسازی را فراهم کند.
بهنوشته او، تنها در چنین شرایطی وعده ترامپ مبنی بر اینکه «کمک در راه است» معنای واقعی خواهد یافت و مردم ایران خواهند توانست ساختن آیندهای را که بهگفته گولد «شایسته آن هستند» آغاز کنند.
شهبانو فرح پهلوی در گفتوگو با مجله فرانسوی «پوئن دو وو» گفت ایرانیان، بهویژه نسل جوانی که در فضای سرکوب دائمی بزرگ شده، انتخاب خود را کردهاند: «آزادی و دموکراسی». او همچنین بر مخالفت همیشگی خود با هرگونه حمله به ایران تاکید کرد.
او در این مصاحبه گفت همواره با هرگونه حمله به ایران مخالف بوده و مردم باید آزادانه شکل نظام آینده را انتخاب کنند.
همسر آخرین پادشاه ایران پیش از انقلاب ۵۷ با انتقاد از سرکوب و سیاستهای جمهوری اسلامی تاکید کرد: «قلبم برای ایران میتپد.»
این مصاحبه در انستیتو دو فرانس در پاریس انجام شده و نخستین گفتوگوی رسانهای شهبانو فرح پهلوی از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در اسفند گذشته معرفی شده است.
شهبانو فرح پهلوی در توضیح سکوت خود از آغاز جنگ گفت خبرهایی که از ایران دریافت میکرد، از دشوارتر شدن روزافزون شرایط مردم حکایت داشت.
او افزود: «وقتی این جنگ درگرفت، ایرانیان هنوز در سوگ چیزی بودند که احتمالا یکی از بزرگترین کشتارهای غیرنظامیان بیدفاع به دست یک حکومت علیه مردم خودش بود.»
شهبانو فرح پهلوی در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت کنونی، در میانه حملات آمریکا و مذاکرات، گفت: «من همیشه با هرگونه حمله به کشورم مخالف بودهام. ایرانیان چهلوهفت سال است که زیر فشار و سرکوبی هر روز شدیدتر زندگی میکنند. امروز باید پیامدهای دخالتهای رژیم در خارج را هم تحمل کنند.»
او در ادامه پرسید: «تا کی یک ملت باید تاوان انتخابهای فاجعهبار رژیمی را بپردازد که بر او حکم میراند، در حالی که بارها و به بهای فداکاریهای سنگین، مخالفت خود را با آن فریاد زده است؟»
شهبانو فرح پهلوی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا جمهوری اسلامی از جنگ قویتر بیرون خواهد آمد، گفت: «به نظرم این کاملا غیرممکن است.»
او افزود: «فریب تبلیغات، تظاهرات با دقت سازمانیافته و استفاده گسترده از ابزارهای رسانهای و فناوری را نخورید. واقعیت روی زمین، آنطور که من میشناسم، چیز دیگری است.»
به باور او، سیاستهای حکومت به جنگ و ویرانی انجامیده و رنج مردم و آسیب به کشور را افزایش داده است.
او گفت: «برای اکثریت بزرگ ایرانیان، دشمن واقعی درون مرزهای خودشان است. اگر برای دفاع از میهنشان متحد شدهاند، پیش و بیش از هر چیز در برابر همین دشمن بوده است.»
شهبانو فرح پهلوی با اشاره به مشکلات معیشتی مردم گفت در کشوری که آن را از ثروتمندترین کشورهای جهان توصیف کرد، بخش بزرگی از جمعیت توان تامین غذای کافی ندارند و برخی ناچارند به یک وعده غذا در روز، اغلب بدون پروتئین، بسنده کنند.
او افزود: «با این همه، ایرانیان، و بهویژه این نسل جوان که در فضای سرکوب دائمی بزرگ شده، انتخاب خود را کردهاند: آزادی و دموکراسی.»
در بخش دیگری از مصاحبه، شهبانو فرح پهلوی درباره فعالیتهای پسرش، شاهزاده رضا پهلوی، گفت: «او زندگی و تمام توانش را وقف مبارزه برای آزادی ایران کرده است.»
او در پاسخ به پرسشی درباره ایرانیانی که خواهان پایان جمهوری اسلامیاند اما با بازگشت سلطنت مخالفاند، بر انتخاب شکل نظام سیاسی آینده با رای مردم تاکید کرد.
شهبانو فرح پهلوی گفت: «هدف اعلامشده شاهزاده رضا این است که جنبش ایرانیان را به سوی آزادی هدایت کند و دوره گذار را رهبری کند، تا زمانی که مردم بتوانند آزادانه و با رای خود شکل نظام آینده را برگزینند. آنگاه ماموریت او به پایان میرسد.»
او در پاسخ به پرسشی درباره امید به بازگشت به ایران نیز گفت: «تنها دغدغه و تنها امید من این است که ایرانیان و کشورم را رها از چنگ این قدرت شوم ببینم.»
شهبانو فرح پهلوی هنگام صحبت درباره نسبت خود با فرانسه، بر هویت ایرانیاش تاکید کرد و گفت: «من پیش از هر چیز ایرانی هستم. قلبم برای ایران میتپد و عمیقا به ریشههایم وابستهام.»
او همچنین از ثبت بنیادی در پرتغال خبر داد و گفت آرزو دارد این بنیاد در دوران حیاتش و پس از آن، به مرجعی با نام او تبدیل شود. به گفته شهبانو فرح پهلوی، از دیگر ماموریتهای این بنیاد، شناساندن ایران، تاریخ، فرهنگ و ارزشهای آن به جهان خواهد بود.
شهبانو فرح پهلوی گفت امسال به تعطیلات نرفته و تمام تابستان را در پاریس، «نگران و در تماس دائم با هممیهنانم» گذرانده است.
او درباره تلاش برای حفظ امید در میان ایرانیان گفت: «دور از آنها، هر کاری از دستم برمیآید میکنم تا به آنها امید بدهم و یادآوری کنم که در پایان، روشنایی بر تاریکی پیروز خواهد شد.»
وقتی از او خواسته شد خود را در یک کلمه توصیف کند، پاسخ داد: «مثبت».