ونس: حکومت ایران کشتیرانی بینالمللی را به وحشت انداخته است


جیدی ونس،معاون رییسجمهوری آمریکا، در گفتوگو با شبکه «نیوزمکس» گفت: «ما تاسیسات هستهای آنها [جمهوری اسلامی]، بهویژه سه تاسیسات هستهای، را در یک حمله تاکتیکی فوقالعاده منهدم کردیم»
او افزود: «مساله این است که اطمینان حاصل کنیم آنها نتوانند برنامه هستهای خود را بازسازی کنند.»
ونس اضافه کرد: «در اینجا واقعا یک روند دو مرحلهای وجود دارد؛ آیا ایران اگر بخواهد، میتواند فردا یک سلاح هستهای بسازد؟ نه. آیا ایران اگر بخواهد، میتواند ظرف شش ماه یا یک سال یک سلاح هستهای بسازد؟ نه.»
او اشاره کرد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، میخواهد اطمینان حاصل کند که جمهوری اسلامی منابع و زیرساخت لازم برای بازسازی برنامه هستهای را در اختیار نداشته باشند، و درنتیجه نتوانند دو سال دیگر، سه سال دیگر یا ۱۰ سال دیگر سلاح هستهای بسازند.
ونس در ادامه گفت: «اما اکنون، بخش بزرگی از آنچه در حال وقوع است این است که ایرانیها در واکنش به نابودی برنامه هستهای خود، با ایجاد رعب و وحشت در کشتیرانی بینالمللی پاسخ دادهاند. بنابراین فکر میکنم بسیاری از آمریکاییها میپرسند چرا قیمت بنزین اینقدر بالاست؟ دلیلش این است که ایرانیها همچنان به سوی کشتیهای تجاری موشک و پهپاد شلیک میکنند.»
او که در واکنش به انتقادهای اخیر از افزایش قیمت انرژی و پیامدهای آن در آمریکا سخن میگفت، تاکید کرد: «هر کار که از دستمان برآید، انجام میدهیم تا اطمینان حاصل کنیم جریان نفت و گاز ادامه داشته باشد. اما مساله اساسا به ایرانیها مربوط میشود. اگر ایرانیها بخواهند کشتیرانی بینالمللی را به وحشت بیندازند، ما، البته، هر کار که بتوانیم، برای مقابله با آن انجام خواهیم داد.»
ونس همچنین گفت: «بیایید مسئولیت را متوجه جایی کنیم که واقعا قرار دارد. دلیل این وضعیت این است که ایرانیها کشتیرانی بینالمللی را به وحشت انداختهاند. به همین دلیل قیمت سوخت بالاتر است.»






اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، دوشنبه ۳۰ شهریور گفت با درخواست عربستان سعودی برای ارائه سوخترسانی هوایی دفاعی برای مدت زمانی محدود موافقت کرده است؛ اقدامی که به گفته او به تثبیت اوضاع در منطقه کمک خواهد کرد.
ریاض پس از آن درخواست حمایت کرد که حوثیها، که کنترل پرجمعیتترین مناطق یمن را در اختیار دارند، حملات خود به عربستان سعودی را تشدید کردند و جبهه تازهای در جنگ گستردهتری گشودند که ۹ اسفند با حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی آغاز شد.
برنهام در حالی که برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک بود، به خبرنگاران گفت: «ما درخواستی از پادشاهی عربستان سعودی برای حمایت نظامی دریافت کردهایم و بنا بر توصیه وزیر دفاع و وزیر خارجه، شب گذشته با این درخواست برای سوخترسانی هوایی دفاعی موافقت کردم.»
او افزود: «زیرا عربستان سعودی هدف حمله قرار گرفته است و ما باید این مسیرها را باز نگه داریم و به همین دلیل با این درخواست موافقت کردیم.»
بریتانیا و عربستان سعودی دهههاست متحدان نظامی نزدیکی هستند و بریتانیا یکی از بزرگترین تأمینکنندگان تسلیحات عربستان به شمار میرود.
اوایل سال جاری، بریتانیا سامانه پدافند هوایی اسکای سیبر (Sky Sabre) خود را در عربستان سعودی مستقر کرد تا در جریان درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، به حفاظت از این کشور در برابر حملات موشکی ایران کمک کند.
بهگزارش رویترز برای ماموریت جدید سوخترسانی هوایی، بریتانیا طی روزهای آینده یک فروند هواپیمای سوخترسان وویجر (Voyager) اعزام خواهد کرد.
برنهام گفت: «این توافق از نظر کمکی که ارائه خواهیم کرد، محدود به یک دوره زمانی مشخص است، اما آن را تحت بررسی نگه خواهیم داشت.»
او افزود بریتانیا در خاورمیانه در حال «ایفای سهم خود» است و از تلاشها برای باز نگه داشتن تنگه هرمز نیز حمایت میکند.
پیشتر بلومبرگ ۲۴ شهریور گزارش داد عربستان سعودی از بریتانیا برای مقابله با حوثیها درخواست کمک کرده است اما اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، هنوز در حال بررسی این درخواست است.
بهگزارش بلومبرگ، عربستان سعودی از بریتانیا خواسته است هم برای عقب راندن حوثیها از تنگه بابالمندب و هم برای کمک به دفاع در برابر حملات به زیرساختهای نفتی این کشور، کمک ارائه کند.
در گزارش بلومبرگ تاکید شده بود نخستوزیر بریتانیا، که همچنان در حال بررسی ارائه حمایت نظامی به عربستان سعودی برای مقابله با حوثیهاست، با اعزام مستشاران نظامی بریتانیایی برای کمک به عربستان سعودی موافقت کرده است، اما هنوز تعهدی برای ارسال کمکهای بیشتر نداده است.
بهنوشته بلومبرگ مقامهای بریتانیایی نیز به اندی برنهام گفتهاند که تنگه بابالمندب برای کشتیرانی و اقتصاد جهانی اهمیتی حیاتی دارد و باید از افتادن آن به دست حوثیها جلوگیری شود.
درخواست عربستان برای مقابله با حوثیها
گزارش بلومبرگ درباره درخواست کمک عربستان سعودی از بریتانیا پس از آن منتشر میشود که وبسایت اکسیوس پنجشنبه ۱۹ شهریور بهنقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در دو تماس تلفنی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا خواست حوثیهای یمن را هدف قرار دهد، اما ترامپ این درخواست را رد کرد.
همزمان گزارشهایی درباره درخواست عربستان از برخی کشورها از جمله بریتانیا، فرانسه و مصر برای کمک به مقابله با حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی منتشر شده بود.
روزنامه اسرائیل هیوم نیز ۲۴ شهریور گزارش داد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از طریق فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، خواستار کمک اطلاعاتی اسرائیل برای مقابله با پیشروی حوثیها شده است.
این روزنامه اسرائیلی به نقل از مقامهای دیپلماتیک منطقه نوشت ریاض درخواستهای مستقیمی نیز به مصر و شماری از کشورهای خلیج فارس فرستاده است.
به نوشته اسرائیل هیوم، هدف از درخواست غیرمستقیم از اسرائیل، دستیابی به اطلاعات و کمکهای دیگری است که بتواند مانع بسته شدن تنگه بابالمندب به دست حوثیها شود.
مقامهای سعودی، اسرائیل و آمریکا، تاکنون علنا طرح چنین درخواستی را تایید نکردهاند.
در همین حال، خبرگزاری رویترز ۲۶ شهریور بهنقل از سه منبع نزدیک به جمهوری اسلامی، گزارش داد که چین، پس از درخواست عربستان سعودی از پکن در پی پیشرویهای سریع نظامی حوثیها در هفته گذشته، بهطور خصوصی از جمهوری اسلامی خواسته است از نفوذ خود برای مهار حوثیهای یمن استفاده کند.
بهگفته این منابع، ریاض پس از آن به چین متوسل شد که حوثیها در امتداد ساحل دریای سرخ و اطراف تنگه بابالمندب بهسرعت پیش رفتند و به مناطقی در خاک عربستان حمله کردند؛ تحولاتی که صادرات نفت عربستان و کشتیرانی را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است.
چین در مواضع علنی خود خواستار خویشتنداری، گفتوگو و بازگشت کشتیرانی امن شده است، اما رویترز بهنقل از این سه منبع ایرانی نوشت که پیام خصوصی پکن به تهران فراتر از مواضع علنی آن بوده است و چین از جمهوری اسلامی خواسته نفوذ خود بر حوثیها را برای جلوگیری از گسترش بیشتر درگیری به مسیرهای انرژی به کار گیرد؛ مسیرهایی که اقتصاد چین به آنها وابستگی زیادی دارد.
فایننشالتایمز نیز جمعه ۲۷ شهریور گزارش داد مقامهای پاکستانی به تهران گفتهاند اگر عربستان سعودی رسما درخواست کمک کند، اسلامآباد ممکن است بر اساس «پیمان دفاعی مکه» ناچار شود برای دفاع از این کشور در برابر حملات حوثیها وارد عمل شود.
بر اساس این گزارش عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در دیدارهای اخیر خود با مقامهای جمهوری اسلامی بارها از تهران خواسته است از نفوذش بر حوثیها برای متوقف کردن حملات به عربستان سعودی و زیرساختهای انرژی این کشور استفاده کند.
مقامهای پاکستانی به همتایان ایرانی خود گفتهاند ادامه حملات میتواند اسلامآباد را در موقعیتی قرار دهد که در صورت درخواست رسمی ریاض، به تعهدات دفاعی خود عمل کند.
عربستان سعودی هنوز رسما خواستار فعال شدن سازوکار دفاع جمعی این پیمان نشده است.
کاخ سفید ساعت هفت عصر دوشنبه به وقت شرق آمریکا، یک پلتفرم پخش زنده در یوتیوب با نام ترامپ تیوی (TRUMP TV: The Essentials Station) راهاندازی کرد.
این اقدام پس از تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا برای ممنوع کردن حضور خبرنگاران سه رسانه خبری جریان اصلی در مجموعه خبرنگاران کاخ سفید صورت و خودداری پنج شبکه از پوشش اخبار او صورت گرفت.
این شبکه کار خود را با بازپخش سخنرانی ترامپ در مراسم دویستوپنجاهمین سالگرد آمریکا در کوه راشمور آغاز کرد. منتقدان، از جمله شماری از اعضای رسانههای جریان اصلی، این اقدام را تلاشی برای ایجاد «رسانه دولتی» خواندهاند.
کاخ سفید در معرفی شبکه جدید اعلام کرد که این پلتفرم ۲۴ ساعته و هفت روز هفته برنامه پخش خواهد کرد.
ترامپ این پلتفرم را راهی برای دور زدن رسانههای موسوم به «اخبار جعلی» و برقراری ارتباط مستقیم با مردم آمریکا معرفی کرده است.
خودداری پنج شبکه خبری از پوشش رویدادهای خبری ترامپ
پس از آنکه دولت آمریکا حضور سه رسانه سیانان، اِماسناو و پولیتیکو را در کاخ سفید ممنوع کرد و مانع انجام وظیفه سیانان در پوشش تصویری مشترک رویدادهای رییسجمهوری شد، پنج شبکه بزرگ تلویزیونی آمریکا در حمایت از سیانان اعلام کردند هیچیک جای سیانان را نخواهند گرفت.
ایبیسی، سیبیاس، سیانان، فاکسنیوز و انبیسی، دوشنبه ۳۰ شهریور در یک بیانیه مشترک کمسابقه اعلام کردند: «دسترسی به اطلاعات دقیق و مستقل درباره عملکرد دولت، برای افکار عمومی اهمیتی اساسی دارد. هیچ دولتی نباید یک سازمان خبری را به دلیل مخالفت با نحوه پوشش خبری آن محدود کند.»
این موضع مشترک از آن رو قابل توجه است که پنج شبکه امضاکننده از نظر خط مشی تحریریه، مخاطبان و گرایش سیاسی یکدست نیستند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، جمعه ۲۷ شهریور ممنوعیت این سه رسانه را اعلام کرد. این دستور روز شنبه ۲۸ شهریور، با جلوگیری از ورود خبرنگاران این رسانهها به محوطه کاخ سفید اجرایی شد.
تصمیم پنج رسانه بزرگ آمریکایی به این معناست که در رویدادهای کاخ سفید که بهدلیل محدودیت دسترسی، تنها یک شبکه تلویزیونی به نمایندگی از سایر رسانهها اجازه تصویربرداری و ارسال تصاویر را دارد، هیچیک از پنج شبکه این مسئولیت را بر عهده نخواهد گرفت. شبکههای تلویزیونی محلی، وبسایتهای خبری، روزنامهها و رسانههای سراسر جهان برای پوشش رویدادهای کاخ سفید به این تصاویر متکیاند.
دفاع کاخ سفید از تصمیم ترامپ
کاخ سفید نیز دوشنبه با انتشار بیانیهای از تصمیم ترامپ برای ممنوع کردن ورود خبرنگاران سیانان، اماس نو و پلیتیکو به محوطه کاخ سفید دفاع کرد.
در این بیانیه آمده است که اگرچه متمم اول قانون اساسی از حق رسانهها برای انتشار مطالب حمایت میکند، اما «به آنها حق داشتن دائمی کارت خبرنگاری، صندلی در اتاق نشست خبری یا جایگاهی در مجموعه خبرنگاران را نمیدهد.»
کاخ سفید همچنین گفت محدود کردن دسترسی رسانهها سابقه تازهای نیست و به مواردی در دولتهای اوباما و بایدن اشاره کرد که به گفته کاخ سفید، در آنها رسانهها یا خبرنگاران با محدودیتهای مشابه یا ممنوعیت پوشش خبری مواجه شده بودند.
در پایان بیانیه کاخ سفید آمده است: «هیچ رییسجمهوری موظف نیست میزبان یک رسانه با رویکرد خصمانه در محوطه کاخ سفید باشد. دسترسی همیشه یک امتیاز بوده است و رییسجمهوری ترامپ در حال اجرای همین قاعده است.»
ادامه حملات ترامپ به رسانههای منتقد
ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خود، تروثسوشیال، به حملاتش به رسانهها ادامه داد و نوشت
ترامپ سپس حملات خود به رسانهها را ادامه داد و نوشت: «چهرهها و نشریات رسانههای اخبار جعلی، که فقط مطالب منفی مینویسند و با انتشار داستانهای دروغین و افتراآمیز بر اساس "منابع" ناشناس به امنیت ملی ما آسیب میزنند، نباید اجازه دسترسی به مهمترین دفتر جهان را داشته باشند.»
او افزود: «نام آن دفتر، دفتر بیضی است و باید با ادب، احترام و شأن با آن رفتار شود؛ نه اینکه دلقکهای درجه سهای که عمدا هر چیزی را که مینویسند یا منتشر میکنند تحریف، وارونه و خوار میکنند، به آن بیحرمتی کنند.»
ترامپ نوشت: «تقریبا هر گزارشی درباره من یا هر چیزی که به من مربوط باشد، منفی، نادرست و در بسیاری موارد برای کشورمان خطرناک است! مهم نیست دستاوردهای من چقدر بزرگ باشند، آنها این دستاوردها را کوچک جلوه میدهند و نادیده میگیرند.»
ترامپ همچنین نوشت: «با چنین مطبوعات فاسد و متقلبی، چطور من با چنین اختلاف بزرگی پیروز شدم؟ چون رسانهها هیچ اعتباری ندارند و این برای کشورمان بسیار بد است! چرا باید به چنین افرادی "دسترسی" بدهم؟»
ترامپ در پایان نوشت: «در هر صورت، وظیفه من این است که برای موفقیت و امنیت کشورمان مبارزه کنم. اخبار جعلی تهدیدی برای دموکراسی است و هر کاری لازم باشد انجام خواهم داد تا اطمینان حاصل کنم ایالات متحده شکوفا میشود.»
با این حال، ترامپ پس از ورود به نیویورک و دیدار با زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در یک نشست خبری مشترک شرکت کرد.
شهردار نیویورک، درباره ممنوعیت برخی رسانهها از ورود به کاخ سفید گفت: «به رییسجمهوری گفتم که همینجا روی چمنها رویدادی با حضور همه اعضای مطبوعات برگزار خواهیم کرد و این چیزی است که من به آن اعتقاد دارم. از نظر من، همه باید اینجا حضور داشته باشند، صرفنظر از موضعشان یا انتقادهایی که از ما دارند.»
ترامپ در این نشست خبری به حملات خود ادامه داد و گفت: «جالب است، چون آنها گفتند مرا تحریم خواهند کرد، اما در واقع هیچوقت مرا تحریم نمیکنند، بنابراین من نگرانی خاصی درباره آن نداشتم. به این همه رسانه نگاه کنید.»
او افزود: «تنها دلیلی که این کار را میکنم این است که فکر میکنم رسانهها نیز مسئولیتی دارند. میدانید، من با اختلاف بسیار زیادی پیروز شدم. انتخابات را با اختلاف بسیار زیادی بردم. کارهای بزرگی انجام دادهام. کارهای بسیار بزرگی انجام دادهام. هشت جنگ را حلوفصل کردهام.»
ترامپ در پایان گفت: «فکر میکنم این رسانهها وظیفه دارند منصف باشند و اگر اخبار جعلی باشند، واقعا معتقدم مسئولیت دارم که دیگر اجازه ورود آنها را به یک خانه بسیار ویژه ندهم.»
اللهیار صیادمنش، بازیکن لخ پوزنان، درباره دعوت نشدن به تیم ملی با وجود عملکرد خوب در فوتبال لهستان، به فوتبال۳۶۰ گفت: «قلعهنویی اعتقادی به من ندارد. او هیچکدام از بازیهای لژیونرها را نگاه نمیکند.» او همچنین گفت تا زمانی که قلعهنویی سرمربی تیم ملی است، به این تیم بازنمیگردد.
سعید الهویی، دستیار امیر قلعهنویی در تیم ملی، امشب در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت که دلیل دعوت نشدن صیادمنش به تیم ملی «رفتاری» است، نه فنی.
صیادمنش در واکنش به این اظهارات گفت: «آقای الهویی گفته دلیل دعوت نشدن من اخلاقی است. تنها ایرادی که نمیشود از من گرفت، اخلاقی است. من تا حالا هیچ مشکل انضباطی نداشتهام. این کادر فنی و سرمربی چهار سال است که در تیم ملی هستند و در این مدت دو بازی هم برای تیم ملی انجام ندادهام. در اردوهای قبلی دعوت شدم، اما نتوانستم بازی کنم. قبل از جام جهانی پنج، شش اردو و نزدیک به ۱۰ بازی دوستانه برگزار شد، اما من حتی ۲۰ دقیقه هم بازی نکردم.»
او افزود: «چنین توجیهاتی غلط است. هر مربی سلیقه خودش را دارد. حقیقت را بگویند و صادق باشند؛ بگویند این بازیکن در ترکیب ما جایی ندارد و سلیقه ما نیست. من هم میپذیرم. اما اینکه بگویند دلیلش اخلاقی است، خندهدار است. اگر سلیقه فنی ایشان نیستم، بگویند سلیقه من نیست.»
بازیکن لخ پوزنان گفت: «قلعهنویی اعتقادی به من ندارد. او هیچکدام از بازیهای لژیونرها را نگاه و دنبال نمیکند. در یکی از اردوهای قبلی تیم ملی، زمانی که در بلژیک وینگر راست بازی میکردم، از من پرسیدند میتوانی سمت راست بازی کنی؟ در حالی که من را بهعنوان وینگر راست به تیم ملی دعوت کرده بودند.»
او افزود: «مطمئنم کادر فنی و سرمربی هیچ اطلاعی از بازی من ندارند. حتی نمیدانند در کدام تیم بازی میکنم. با چند لژیونر دیگر هم که صحبت میکردم، آنها نیز همین نظر را داشتند.»
صیادمنش گفت: «وقتی سرمربی میپرسد میتوانی وینگر راست بازی کنی، چه برداشتی میشود کرد؟ هر کسی که فوتبالیست میشود، آرزو دارد برای تیم ملی کشورش بازی کند. من هم همین آرزو را دارم، اما با شرایطی که میبینم، تجربه اردوهای قبلی و حرفهایی که الان میشنوم و هیچ حقیقتی ندارد، نمیتوانم بازی کنم.»
او گفت: «از ماهها قبل، حتی پیش از جام جهانی، تصمیم گرفته بودم تا زمانی که این کادر فنی و سرمربی در تیم ملی هستند، در این تیم حضور پیدا نکنم، چون احساس میکنم هیچ اعتقادی به من ندارند. این موضوع دوطرفه است، چون در اردوهایی که حضور داشتم، چیزی به من اضافه نشد.»
صیادمنش گفت: «خیلی از بازیکنان جوان هستند که شاید حرفهایی که من میزنم را بخواهند بگویند، اما نتوانند. در چندتا اردویی که حضور داشتم، آن احترامی که باید به عنوان بازیکن دریافت میکردم را ندیدم، درحالی که من به هیچ کس بی احترامی نکردم.»
او گفت: «من در ۱۰ بازی روی نیمکت بودم و فقط ۲۰ دقیقه بازی کردم. هیچ فرصتی به من ندادند. فقط من در دعوت میکردند که باشم چون عملکرد خوبی داشتم. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا وقتی قلعهنویی هست، در تیم ملی بازی نکنم.»
هک یک تابلو دیجیتال ترافیکی در بزرگراه ۴۰۵ لسآنجلس و نمایش نشانی وبسایتی که نام و اطلاعات شماری از مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر کرده، نگرانیها درباره امنیت ایرانیان منتقد حکومت در آمریکا و گسترش فعالیتهای سایبری با هدف تهدید مخالفان در خارج از ایران را افزایش داده است.
این اتفاق در نزدیکی وستوود، یکی از مهمترین مراکز جامعه ایرانی در لسآنجلس، رخ داده است؛ منطقهای که بهدلیل حضور گسترده ایرانیان و کسبوکارهای فارسیزبان، سالهاست به «تهرانجلس» شهرت دارد.
از بزرگراه ۴۰۵ تا وبسایتی به نام گورکن
بهگزارش روزنامه نیویورکپست، رانندگانی که در آزادراه ۴۰۵ در نزدیکی وستوود در حرکت بودند، با پیامی غیرمعمول روی یک تابلو دیجیتال ترافیکی مواجه شدند: نشانی وبسایتی با نام «گورکن».
یکی از شاهدان گفته است این پیام را هشتم سپتامبر در حوالی خروجی بلوار سانتا مونیکا مشاهده کرده است.
اداره حملونقل کالیفرنیا، موسوم به کَلترنس، نمایش پیام غیرمجاز روی این تابلو را تایید کرده است. بهگفته این نهاد، تیم مسئول پروژه روز ۱۵ سپتامبر از موضوع مطلع شد و از پیمانکار خواست تابلو را به وضعیت عادی بازگرداند.
کَلترنس همچنین اعلام کرده است بررسی میدانی این اتفاق و سوابق دسترسی به سامانه تابلو ادامه دارد.
هنوز مشخص نیست چه فرد یا گروهی کنترل این تابلو را در اختیار گرفته است. افبیآی نیز تاکنون تایید نکرده که تحقیقات رسمی درباره همین مورد مشخص را آغاز کرده باشد.
«گورکن» چیست و چه کسانی را هدف قرار میدهد؟
«گورکن» نام وبسایتی فارسیزبان است که خود را «کارزار ملی شناسایی و مجازات خائنان به میهن» معرفی میکند.
گردانندگان این وبسایت میگویند هدفشان شناسایی و معرفی افرادی است که آنان را «خائن» یا حامی «اقدامات خصمانه» علیه حکومت ایران میدانند.
در این سایت نام، تصویر و در مواردی اطلاعات شخصی افرادی منتشر شده که بهعنوان مخالف یا منتقد جمهوری اسلامی معرفی شدهاند.
به گزارش نیویورکپست، این وبسایت در روزهای اخیر تغییراتی کرده و بخشی با عنوان «فهرست سوختن» به آن افزوده شده است.
گردانندگان سایت در این بخش ادعا میکنند به اطلاعات خصوصی، مالی، ارتباطات و دادههای مربوط به وضعیت اقامتی برخی از افرادی که هدف قرار دادهاند دسترسی پیدا کردهاند.
صحت این ادعاها مشخص نیست و تاکنون شواهد مستقلی برای اثبات دسترسی گردانندگان سایت به چنین اطلاعاتی منتشر نشده است
برخی گزارشها «گورکن» را مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کردهاند. با این حال، ارتباط مستقیم این وبسایت یا هک تابلو بزرگراه ۴۰۵ با سپاه پاسداران تاکنون از سوی مقامهای آمریکایی یا منابع مستقل تایید نشده است.
دولت آمریکا از سال ۲۰۱۹ سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داده است.
مخالفانی که میگویند نام و تصویرشان در سایت منتشر شده است
بهگزارش نیویورکپست، شماری از ایرانیان ساکن لسآنجلس پس از مشاهده نشانی «گورکن» روی تابلو وارد این سایت شده و نام یا تصاویر افرادی را دیدهاند که در تجمعها و فعالیتهای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی شرکت میکنند.
یکی از شاهدان گفته است در میان اسامی منتشرشده، افرادی را دیده که شخصا آنها میشناسد و در تجمعهای مخالف جمهوری اسلامی حضور داشتهاند.
یکی دیگر از منتقدان جمهوری اسلامی گفته است نام، تصویر و اطلاعات شخصی خودش نیز در این سایت منتشر شده و او روز نهم سپتامبر موضوع را به دفتر افبیآی در لسآنجلس گزارش کرده است.
این فرد گفته پیشتر نیز در شبکههای اجتماعی پیامهای تهدیدآمیز دریافت کرده و از جمله با پیامهایی درباره آسیبزدن به چهرهاش مواجه شده است.
او گفته انتشار اطلاعات شخصیاش در چنین سایتی باعث شده حتی در خیابانهای لسآنجلس نگران امنیت خود باشد.
شاهد دیگری نیز گفته است افرادی وابسته به جمهوری اسلامی در تجمعهای مخالفان حضور پیدا میکنند و با استفاده از دوربینهای مجهز به لنزهای بلند از شرکتکنندگان تصویربرداری میکنند.
ارتباط این افراد با گردانندگان «گورکن»، سپاه پاسداران یا دیگر نهادهای جمهوری اسلامی بهطور مستقل تایید نشده است.
هشدار ۱۵ سپتامبر افبیآی درباره هدفگیری مخالفان و روزنامهنگاران
ماجرای هک تابلو بزرگراه ۴۰۵ در شرایطی رخ داده که افبیآی روز ۱۵ سپتامبر درباره فعالیتهای سایبری عوامل مرتبط با حکومت ایران علیه مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران هشدار تازهای منتشر کرد.
بر اساس این هشدار، عوامل سایبری ایرانی از بدافزاری موسوم به «چوزن بریک» برای هدف قرار دادن مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران در نقاط مختلف جهان استفاده کردهاند.
افبیآی اعلام کرده است این فعالیت دستکم از سال ۲۰۲۵ در جریان بوده و میتواند برای جمعآوری اطلاعات از افراد هدف مورد استفاده قرار گیرد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی افبیآی، این بدافزار میتواند امکان دسترسی به اطلاعاتی از جمله فهرست مخاطبان، ایمیلها و پیامهای شبکههای اجتماعی را فراهم کند؛ دادههایی که ممکن است برای شناسایی ارتباطات و فعالیتهای فرد هدف مورد استفاده قرار گیرند.
افبیآی همچنین درباره استفاده از بدافزار دیگری موسوم به «هِویگرَم» هشدار داده و گفته است مخالفان ایرانی، روزنامهنگاران منتقد جمهوری اسلامی و دیگر گروههای مخالف در نقاط مختلف جهان هدف این فعالیتها قرار گرفتهاند.
بر اساس ارزیابی افبیآی، فعالیت مرتبط با «هِویگرَم» از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی انجام میشود.
این هشدارها بخشی از نگرانی گستردهتر نهادهای امنیتی آمریکا درباره آن چیزی است که «سرکوب فرامرزی» نامیده میشود؛ اقداماتی که میتواند از تهدید و ارعاب و حملات سایبری تا تعقیب، تلاش برای آدمربایی و طرحهای خشونتآمیز علیه مخالفان در خارج از مرزهای یک کشور را شامل شود.
سابقه حملات سایبری منتسب به عوامل جمهوری اسلامی
نگرانی درباره فعالیتهای سایبری مرتبط با جمهوری اسلامی در آمریکا به ماجرای تابلو بزرگراه ۴۰۵ محدود نمیشود.
افبیآی میگوید عملیات سایبری منتسب به عوامل حکومت ایران در سالهای گذشته اهداف مختلفی را در آمریکا و دیگر کشورها در بر گرفته است؛ از نهادها و زیرساختها گرفته تا مقامهای دولتی، روزنامهنگاران، پژوهشگران و فعالان.
در یکی از پروندههای شناختهشده، سه شهروند ایرانی بهدلیل مشارکت ادعایی در عملیات سایبری مرتبط با سپاه پاسداران تحت تعقیب افبیآی قرار گرفتهاند.
بر اساس اسناد افبیآی، اهداف این عملیات از سال ۲۰۱۹ شامل افرادی مرتبط با مسائل ایران و خاورمیانه، مقامهای کنونی و پیشین دولت آمریکا، اعضای اندیشکدهها، روزنامهنگاران، فعالان و افراد فعال در حوزه سیاستگذاری بوده است.
افبیآی همچنین در ارزیابیهای خود از تهدیدهای مرتبط با جمهوری اسلامی اعلام کرده است حکومت ایران سابقه استفاده از عملیات سایبری، جاسوسی و عملیات نفوذ و همچنین هدف قرار دادن مخالفان ایرانی در خارج از کشور را دارد.
در ماههای اخیر نیز چند رخداد سایبری در کالیفرنیا به گروههای مرتبط با حکومت ایران نسبت داده شده است، هرچند انتساب قطعی هر حمله نیازمند بررسی مستقل نهادهای امنیتی است.
در ماه مارس، یک حمله سایبری گسترده سامانههای اطلاعرسانی و پرداخت مترو لسآنجلس را مختل کرد و گزارشهایی درباره سرقت حجم قابل توجهی از دادهها منتشر شد. پژوهشگران امنیت سایبری این حمله را به هکرهای مرتبط با حکومت ایران نسبت دادند.
در ماه ژوئن نیز یک گروه هکری ایرانی مدعی شد به سامانههای آبرسانی چند شهر در کالیفرنیا نفوذ کرده است. ادعای گروههای هکری درباره دامنه نفوذ آنها همیشه به معنای تایید مستقل موفقیت یا گستردگی حمله نیست.
نگرانی در قلب جامعه ایرانی لسآنجلس
لسآنجلس و کالیفرنیای جنوبی یکی از بزرگترین مراکز تجمع ایرانیان در خارج از ایران به شمار میروند و صدها هزار ایرانی و ایرانیتبار در این منطقه و دیگر نقاط آمریکا زندگی میکنند.
وستوود نیز از نخستین دهههای پس از انقلاب ۱۳۵۷ به یکی از مهمترین مراکز اجتماعی، فرهنگی و تجاری ایرانیان مهاجر تبدیل شده و حضور گسترده ایرانیان در این منطقه باعث شده است بخشی از آن به «تهرانجلس» شهرت پیدا کند.
در چنین شرایطی، نمایش نشانی سایتی که نام و اطلاعات مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر میکند روی یک تابلوی دیجیتال در یکی از پرترددترین آزادراههای لسآنجلس، آن هم در نزدیکی وستوود، نگرانیهای امنیتی در میان بخشی از جامعه ایرانی این شهر را افزایش داده است.
هنوز هویت فرد یا گروهی که تابلو بزرگراه ۴۰۵ را هک کرده و همچنین ارتباط احتمالی آن با گردانندگان «گورکن» مشخص نشده است.
با این حال، همزمانی این اتفاق با هشدار ۱۵ سپتامبر افبیآی درباره هدفگیری سایبری مخالفان، فعالان و روزنامهنگاران ایرانی، بار دیگر موضوع امنیت مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران و تلاش برای تهدید و ارعاب آنان فراتر از مرزهای کشور را در کانون توجه قرار داده است.
تهران، پاییز ۱۳۶۰، در حمامی کوچک با کاشیهای سفید، در طبقه بالای خانهای در محوطه سفارت بریتانیا، دو مرد نشسته بودند که تصمیمشان میتوانست مسیر جنگ سرد را تغییر دهد.
یکی از آنها افسری روس از سازمان اطلاعات شوروی، کا.گ.ب، بود؛ مردی بلندقامت و تنومند نشسته بر سبد رخت و دیگری افسر جوان سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا، امآی۶، که روی توالت فرنگی نشسته بود و لیوان ودکای مهمانش را پر میکرد.
شیرهای آب باز بودند و رادیو روشن بود تا پوششی در برابر گوشهای نامرئی سازمان اطلاعات تازهتاسیس جمهوری اسلامی باشد که ممکن بود آنها را شنود کنند.
این تصویر بخشی از کتاب تازه نویسنده و روزنامهنگار برجسته بریتانیایی، بن مکینتایر، با عنوان «رد وود» است که بر اساس اسناد تازه منتشرشده و مصاحبه با افسران اطلاعاتی بریتانیا، روسیه و آمریکا نوشته شده و داستان واقعی یکی از پیچیدهترین پروندههای جاسوسی دوران جنگ سرد را روایت میکند.
این داستان از مشکلی در عملکرد جنسی شروع شد و به یکی از خونینترین و دردناکترین تصفیههای جمهوری اسلامی انجامید.
تهران، شهر جاسوسان
دو سال پس از انقلاب اسلامی، تهران به میدان نبرد پنهان قدرتهای بزرگ بدل شده بود.
رهبری روحالله خمینی هنوز بهطور کامل تثبیت نشده بود، درگیریهای داخلی میان گروههای سیاسی رقیب ادامه داشت و همزمان جنگ با عراق کشور را در آستانه بحرانی بزرگ قرار داده بود.
در این آشوب، سرویسهای اطلاعاتی بزرگ جهان مثل کا.گ.ب، سیا و امآی۶ در حال رقابت بودند.
یکی از افسران اطلاعاتی روس که بعدها امآی۶ نام رمز «رد وود» را به او داد، از توطئهای خبر داشت که میتوانست معادلات جنگ سرد را زیر و رو کند.
او میگفت طرحی برای کودتای مسلحانه حزب توده با پشتیبانی مستقیم شوروی وجود دارد که با هدف برکناری روحانیون حاکم و استقرار حکومتی مارکسیستی در ایران برنامهریزی شده است.
طبق این طرح، نیروهای ارتش سرخ میتوانستند از مرزهای آذربایجان، ترکمنستان و افغانستان که زیر نظر شوروی بود، وارد ایران شوند.
تسلط شوروی بر تنگه هرمز و میدانهای نفتی میتوانست به معنای پیروزی مسکو در جنگ سرد باشد. این سناریویی بود که غرب بهشدت از آن هراس داشت.
این افسر روس در ازای افشای این راز، خواستهای شخصی و کاملا غیرمنتظره از افسر انگلیسی داشت. او برای درمان اختلال نعوظ کمک میخواست؛ مشکلی که در فرهنگ مردسالار و خشن کا.گ.ب میتوانست به معنای نابودی کامل آبرویش باشد.
رازی پنهانتر از هر سند محرمانه
نام واقعی این افسر ولادیمیر کوزیچکین بود. مردی که در سال ۱۹۷۶ بهعنوان دانشآموز برتر مدرسه ۱۰۱، آکادمی نخبهپرور کا.گ.ب، فارغالتحصیل شده و به همراه همسرش گالینا به ایران فرستاده شده بود تا شبکههای جاسوسی شوروی در خاورمیانه را هدایت کند.
با وجود موفقیت چشمگیر شغلی، او بهتدریج دچار افسردگی عمیق و بیگانگی از نظام کمونیستی شد.
طبق روایت گالینا، سالهای نخست ازدواج آنها سرشار از عشق و صمیمیت بود، اما با گذر زمان و افزایش فشارهای روانی محیط تهران، این نزدیکی رنگ باخت؛ مسالهای که تنها همسرش از آن آگاه بود و هیچکدام حاضر به گفتوگو دربارهاش نبودند.
نقطه عطف ماجرا زمانی رخ داد که رییس ایستگاه کا.گ.ب در تهران به کوزیچکین خبر داد بریتانیا دیپلماتی تازه را که در واقع رییس ایستگاه امآی۶ بود، به تهران فرستاده است. همین خبر ساده، جرقه طرحی جسورانه را در ذهن او روشن کرد.
یک ملاقات خطرناک در خیابانی خالی
افسر بریتانیایی، ایان مککردی، در اردیبهشت ۱۳۶۰ با پوشش دیپلماتیک وارد تهران شده بود.
این در شرایطی بود که سفارتهای بریتانیا و آمریکا پیشاپیش با عنوان «لانه جاسوسی» شناخته میشدند و افشای هویت واقعی او میتوانست به بحرانی دیپلماتیک و حتی گروگانگیری منجر شود. با این حال، دولت وقت بریتانیا این ریسک را پذیرفت.
پس از تردیدهای فراوان، مککردی مامور برقراری تماس با افسر روس شد. در یکی از نخستین ملاقاتها کوزیچکین زیر پتویی که از پیش در خودرو مککردی گذاشته شده بود، پنهان شد تا بدون شناسایی از دروازه محوطه سفارت بگذرد.
در امنیت نسبی خانه مککردی و در حمامی با شیرهای آب باز، کوزیچکین برای ساعتها بدون وقفه اطلاعاتی حیاتی ارائه داد.
او فهرستی از بیش از صد جاسوس و دیپلمات شوروی، جزییات عملیات اطلاعاتی کا.گ.ب در خاورمیانه و شرح کامل توطئه کودتا در ایران را افشا کرد.
قرصهایی که هرگز اثر نکردند
مقر امآی۶ در لندن پس از دریافت این اطلاعات بیسابقه تصمیم گرفت به خواسته شخصی کوزیچکین پاسخ دهد.
افسر روس در یک خودکار نسخهای پزشکی به زبان روسی همراه با بطری کوچکی از قرصهای قرمز را دریافت کرد. این قرصها در واقع تنها ویتامین و آهن بودند. امید تیم پزشکی این بود که قرصها اثر روانی مثبتی بر او بگذارد.
پرونده موسوم به «رد وود» به روالی ثابت درآمد. ملاقاتهای ماهانه، تماسهای کوتاه هر دو هفته و عکسبرداری مستمر از اسناد محرمانه با دوربینی کوچک که مککردی در اختیار او گذاشته بود، بهطور مرتب انجام میشد.
حجم اطلاعات چنان زیاد بود که تحلیلگران بخش شوروی در مقر امآی۶ بهسختی میتوانستند با آن همگام شوند.
اما مشکل شخصی کوزیچکین همچنان حلنشده باقی ماند. فشار مضاعف جاسوسی هم علیه ایرانیها برای کا.گ.ب و هم علیه شوروی برای بریتانیا، وضعیت روانی او را بدتر میکرد.
تصفیه حساب در تهران
خطرناکترین بخش افشاگریهای کوزیچکین نه به بریتانیا یا شوروی، بلکه به سرنوشت حزب توده و دیگر نیروهای چپ در ایران مربوط میشد.
کوزیچکین حزب توده را «اسب تروآ» در ایران نامیده و گفته بود این تشکیلات از یک شبکه نظامی زیرزمینی، انبارهای اسلحه، منابع مالی و پیوندی مستقیم با طرح خرابکاری کا.گ.ب برخوردار است.
بهگفته او، بخش بینالملل حزب کمونیست شوروی بهطور مستقیم بر عملکرد حزب توده نظارت داشت.
کریس کرون، مسئول وقت ضدجاسوسی امآی۶، تابستان ۱۳۶۱ برای رایزنی محرمانه با بیل کیسی، رییس وقت سازمان سیا، به واشینگتن رفت.
طرح او این بود که امآی۶ و سیا بهصورت مشترک تمام اطلاعات درباره رهبران حزب توده، شبکه نظامی زیرزمینی آن و هویت افسران کا.گ.ب در ایران را مستقیما در اختیار مقامهای جمهوری اسلامی قرار دهند.
هدف این بود که این اقدام نشانهای از حسن نیت غرب به روحالله خمینی تلقی شود. فرانسیس پیم، وزیر امور خارجه وقت بریتانیا، این طرح را تایید کرد و آن را برای امضای نهایی نزد مارگارت تاچر فرستاد.
صبح ۳۱ شهریور ۱۳۶۱، کوزیچکین همراه با افسران امآی۶ و یک محافظ مسلح از نیروی ویژه بریتانیا، با پروازی به اسلامآباد رفت.
دیدار در مقر سازمان اطلاعات نظامی پاکستان با هیاتی از افسران ارشد سپاه پاسداران برگزار شد.
طبق توصیف یکی از افسران امآی۶، طرف ایرانی گروهی جدی و کمحرف بودند که همهچیز را با دقت یادداشت میکردند، اما هیچ واکنش عاطفی نشان نمیدادند.
تنها هنگامی که کوزیچکین به نقش کا.گ.ب در تسلیح و تامین مالی حزب توده رسید، شاخکهای هیات ایرانی تکان خورد.
گفتوگوها دو روز به طول انجامید و ایرانیها پرسشهای دقیقی درباره زمان احتمالی کودتا، محل انبارهای سلاح و نحوه دخالت نظامی احتمالی شوروی مطرح کردند. صبح روز سوم، بدون هیچ ابراز نظری، هیات ایرانی بهطور ناگهانی جلسه را ترک کرد.
سرکوب حزب توده و بهای خونین یک همکاری اطلاعاتی
اطلاعات ارائهشده در اسلامآباد میان مقامهای جمهوری اسلامی اختلافنظر ایجاد کرد. سپاه پاسداران خواستار اقدام فوری، بازداشت رهبران حزب توده به اتهام جاسوسی و درهمشکستن کامل شبکه زیرزمینی آن بود.
علی خامنهای، رییسجمهوری وقت، هم از این رویکرد حمایت میکرد.
گروهی دیگر ترجیح میدادند حزب را تحت نظر بگیرند و در زمان مناسبتری وارد عمل شوند. سرانجام این روحالله خمینی بود که در پاییز همان سال دستور داد موضوع با جدیت پیگیری شود.
۱۷ بهمن ۱۳۶۱ نیروهای سپاه با استفاده از فهرست کوزیچکین، عملیات گستردهای علیه حزب توده آغاز کردند.
در همان ساعات نخست، حدود ۲۰۰ نفر از جمله دهها عضو کمیته مرکزی حزب بازداشت و به زندان توحید منتقل شدند.
علی شمخانی، جانشین وقت فرمانده کل سپاه، نظارت بر بازجوییها را برعهده گرفت و بر پایه گزارشهای منتشرشده، شکنجه از روز بعد آغاز شد.
حزب توده در اردیبهشت ۱۳۶۲ رسما منحل اعلام شد و به اعضایش دستور داده شد خود را به مقامها معرفی کنند.
در کنار بازداشتهای رسمی، گروههای خودسر نیز افراد مشکوک به عضویت در حزب را از خانههایشان بیرون کشیدند.
بر اساس گزارشهای موجود، شمار دقیق قربانیان هرگز بهطور کامل مشخص نشد، اما تخمینها از بازداشت و زندانی شدن بین شش تا ده هزار عضو حزب سخن میگویند. این موجی بود که بعدها با موج بسیار بزرگتر اعدامهای سال ۱۳۶۷ دنبال شد.
در پی این عملیات، ۱۸ دیپلمات شوروی که بسیاری از آنها با کوزیچکین در کا.گ.ب همکاری داشتند، به اتهام دخالت در امور داخلی ایران اخراج شدند.
از منظر طراحان اصلی این عملیات در لندن و واشینگتن، نتیجه دقیقا همان چیزی بود که انتظار داشتند؛ یعنی تضعیف کامل کمونیسم ایرانی و ناکام ماندن نقشهای که میتوانست معادلات جنگ سرد را تغییر دهد.
اما دامنه و شدت این سرکوب فراتر از آنچه سرویسهای اطلاعاتی غربی پیشبینی کرده بودند، پیش رفت.
آنها انتظار بازداشت چند چهره کلیدی را داشتند، نه محاکمههای نمایشی، اعترافات تلویزیونی و اعدامهای گسترده.
اندرو برایت، افسر امآی۶ که کوزیچکین را در سفر اسلامآباد همراهی کرده بود، بعدها نوشت سرنوشت افرادی که به مقامهای حکومت ایران معرفی شدند، تنها بخش از کارنامه شغلی اوست که همچنان او را رنج میدهد.
طرح اولیه لندن و واشینگتن برای ساختن کانالی دوستانه و غیررسمی با تهران عملا به نتیجه نرسید. برعکس، تحلیلگران غربی به این نتیجه رسیدند که حذف آخرین نیروی رقیب داخلی در عمل به تحکیم بیشتر حکومت انقلابی در ایران انجامیده بود.
طرح یک افسر اطلاعاتی روس برای درمان مشکل جنسیاش پایهگذار سرکوبی بسیار خونین بود؛ سرکوبی که هنوز هم خانوادههای بسیاری از ایران را داغدار کرده است.
این طرح فقط به حزب توده محدود نماند، بلکه هر کسی را که کوچکترین گرایشهای چپ داشت، به زندان، تبعید و اعدام رساند.