سنتکام: مسیر ۱۱۰ کشتی تجاری را در جریان محاصره دریایی ایران تغییر دادهایم


فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای آمریکایی تا ۳۰ شهریور مسیر ۱۱۰ کشتی تجاری را برای جلوگیری از ورود به بنادر و مناطق ساحلی ایران یا خروج از آنها تغییر دادند.
سنتکام همچنین اعلام کرد: «ناو یواساس رافائل پرالتا در آبهای منطقه در حال حرکت است و به اجرای سختگیرانه محاصره ایران ادامه میدهد.»






دیوان عالی کشور احکام اعدام مهدی ناظر و نامزد او، مهناز چاردولی، دو زندانی سیاسی بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را نقض کرد.
سایت حقوقبشری هرانا دوشنبه ۳۰ شهریور با اعلام این خبر گزارش داد ناظر و چاردولی اکنون بهترتیب در زندان تهران بزرگ و زندان قرچک ورامین نگهداری میشوند.
با نقض احکام اعدام در دیوان عالی کشور، پرونده برای رسیدگی مجدد و صدور رای تازه به دادگاه ارجاع خواهد شد.
هرانا ۲۲ شهریور گزارش داد دستکم هشت زندانی سیاسی زن شامل مهناز چاردولی، مریم هداوند، لیلا ابوالحسنی، ترانه رحیمی، سودا ابراهیمی شمسآبادی، پخشان عزیزی، ارغوان فلاحی و زهرا شهبازطبری با حکم اعدام روبهرو هستند. پرونده چهار نفر نخست به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مرتبط است.
حکم اعدام عزیزی و فلاحی در دیوان عالی کشور تایید شده و شهبازطبری نیز پس از نقض نخستین حکم اعدام، بار دیگر به اعدام محکوم شده است.
پرونده برخی دیگر از زندانیان سیاسی زن، از جمله وریشه مرادی، نیز پس از صدور حکم اعدام در دادگاه انقلاب و نقض آن در دیوان عالی کشور، در انتظار رسیدگی مجدد است.
اتهامها و روند صدور حکم اعدام ناظر و چاردولی
ایراناینترنشنال ۱۲ تیر سال جاری گزارش داد ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، ناظر و چاردولی را به اعدام و ۱۰ سال حبس و عاطفه ناظر، خواهر مهدی ناظر، را به ۱۰ سال حبس محکوم کرده است.
یک منبع آگاه از این پرونده به ایراناینترنشنال گفت اتهامهای این سه زندانی سیاسی «حمله به مسجد با کوکتل مولوتوف»، «حضور در تجمعات غیرقانونی»، مواد سه، چهار، هفت و هشت قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسرائیل و «اجتماع و تبانی» عنوان شده بود.
گفتههای این منبع آگاه نشان میدهد اتهام حضور در تجمعات و حمله به مسجد در حالی علیه آنان مطرح شده که در زمان بازداشتشان هیچ گزارشی درباره برگزاری تجمع یا حمله به مسجد منتشر نشده بود.
یک منبع دیگر که از وضعیت این سه زندانی آگاه است به ایراناینترنشنال گفته بود صلواتی برای اتهام «اجتماع و تبانی» هر یک از آنها را به ۱۰ سال حبس محکوم کرده، در حالی که مجازات قانونی این اتهام دو تا پنج سال زندان است.
به گفته این منبع، خانوادههای این سه زندانی سیاسی که ۲۱ دی ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شدند، برای اطلاعرسانی نکردن درباره پرونده تحت فشار نهادهای امنیتی قرار داشتند و یونس کریمی، وکیل تسخیری آنان، با وجود دریافت دستمزد از خانوادهها، در عمل، خواستههای صلواتی را پیش میبرد.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات احکامی چون اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال صادر کرده است.
از ابتدای سال جاری تاکنون دهها زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند و بیش از ۱۰۰ تن دیگر با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو هستند.
با آغاز مهر و بازگشایی مدارس، دانشآموزان بار دیگر پشت نیمکتهای کلاس مینشینند، اما در شماری از مدارس، جای کودکان و نوجوانانی خالی است که در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ کشته شدند.
برخی دانشآموز ممتاز بودند، بعضی هنرمند و ورزشکار و برخی در کنار تحصیل، برای تامین هزینههای خانواده کار میکردند.
حالا از آنها کیف و کتاب، اتاقهای خالی و خانوادههایی مانده که دادخواهاند.
برای بسیاری از خانوادهها، مهر امسال دیگر یادآور خرید دفتر و کتاب، آماده کردن لباس مدرسه یا نگرانی برای امتحان و نمره نیست. آغاز سال تحصیلی، جای خالی فرزندانی را به یادشان میآورد که قرار بود امسال نیز به کلاس درس بازگردند.
آیندهای که با گلوله نابود شد
پرنیان دبیری، دانشآموز ۱۶ ساله، ۱۹ دیماه در شهرستان بهارستان در استان تهران هدف گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت.
پرنیان همراه پدر و مادرش در اعتراضات حضور داشت که از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت.
در آستانه بازگشایی مدارس، پدر پرنیان بر مزار تنها دخترش حاضر شد و پرسید: «به چه جرمی آینده پرنیان را نابود کردید؟»
جواد کاظمی، کودک دیگری بود که در ۱۳ سالگی کشته شد؛ دانشآموزی که همزمان کودک کار و نانآور خانواده بود.
او شامگاه ۱۸ دی در حصارک پایین اسلامشهر با شلیک سه گلوله کشته شد.
رهام سعادتی، نوجوان ۱۷ ساله و عضو تیم والیبال ستارگان البرز، یکی دیگر از دانشآموزانی بود که در اعتراضات دیماه کشته شد.
او شامگاه ۱۸ دی در کرج و در جریان اعتراضات چهارراه مصباح با شلیک مستقیم گلوله و اصابت آن به ناحیه ریه، جان باخت.
برای رهام، آغاز سال تحصیلی تازه میتوانست ادامه مدرسه، تمرین والیبال و دنبال کردن آیندهای باشد که برای خود تصور کرده بود؛ اما اکنون نام او در فهرست نوجوانانی قرار گرفته که فرصت ادامه تحصیل و ورزش از آنان گرفته شد.
سینا اشگبوسی نیز تنها ۱۶ سال داشت؛ نوجوانی که نزدیکانش از او بهعنوان پسری باهوش، امیدوار و دارای آرزوهای بزرگ یاد کردهاند.
سینا تنها فرزند خانواده بود و رویای پزشک شدن داشت. او شامگاه ۱۸ دی در فلکه سوم تهرانپارس با اصابت دو گلوله جنگی به شکم و قلب کشته شد.
به گفته خانواده سینا، امسال مدرسه برای ثبتنام او تماس گرفته است؛ تماسی برای دانشآموزی که دیگر در خانه نیست.
تصویری که خانواده او منتشر کردهاند، کتاب سینا را همچنان باز نشان میدهد؛ کتابی که از شب ۱۸ دی همانطور باقی مانده است.
قرار بود سینا برای امتحان شنبه درس بخواند، اما شنبه فرا رسید و خانوادهاش به جای آماده کردن او برای امتحان، در میان پیکرهای جانباختگان در کیسههای سیاه کهریزک به دنبال پیکر فرزندشان گشتند.
جای خالی پدر و مادر در نخستین روز مدرسه
داستان مهر امسال تنها به نیمکتهای خالی دانشآموزان کشتهشده محدود نیست. کودکانی نیز برای نخستین بار وارد مدرسه میشوند که یکی از والدینشان را در اعتراضات از دست دادهاند.
گیسو، دختر شش ساله فاطمه سلطانی، یکی از آنهاست. فاطمه سلطانی، مادر دو کودک، ۱۸ دیماه در اسفراین کشته شد. گیسو اکنون در حالی نخستین سال مدرسه را آغاز میکند که مادرش در کنار او نیست.
تصاویر آغاز سال تحصیلی گیسو، او را با لبخند و لباس مدرسه نشان میدهد؛ کودکی که یکی از مهمترین روزهای زندگیاش را بدون حضور مادر تجربه کرد.
در پی اعتصاب گسترده ۲۵ شهریور، همزمان با چهارمین سالگرد کشتهشدن مهسا ژینا امینی، دهها کاسب در شهرهای کُردستان، آذربایجانغربی و کرمانشاه احضار یا بازداشت شدند. همزمان، شماری از مغازهها پلمب و از تعدادی از کسبه، بهاجبار، تعهد کتبی گرفته شد تا در اعتصابهای بعدی شرکت نکنند.
شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داد نهادهای امنیتی، از جمله سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، در پی اعتصاب ۲۵ شهریور در شهرهای مختلف کردستان، کسبه و بازاریان را تحت فشار قرار دادهاند.
بر اساس این گزارش، برخوردهای امنیتی در کامیاران و سنندج شامل بازداشت و احضار کسبه، گرفتن تعهد کتبی و در یک مورد ضربوشتم یک کاسب سالخورده بوده است. همچنین در سنندج و سقز، دهها مغازه با دستور قضایی پلمب شدهاند. در کامیاران دستکم شش مغازهدار و در سنندج دستکم چهار بازاری بازداشت شدهاند.
ایراناینترنشنال ۲۵ شهریور گزارش داد همزمان با چهارمین سالگرد کشتهشدن امینی و در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، اعتصاب گستردهای در دهها شهر کردنشین برگزار شد و کسبه و بازاریان با بستن مغازههای خود به این اعتصاب پیوستند.
همزمان با اعتصاب، حضور و گشتزنی نیروهای امنیتی و یگانهای ضدشورش در شماری از شهرهای کردنشین افزایش یافت و کسبه نیز به پلمب محل کسب، جریمه و بازداشت تهدید شدند.
در سقز نیز گزارشها از حضور گسترده نیروهای امنیتی حکایت داشت. نیروهای امنیتی با بستن مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی، مانع حضور خانواده امینی و دیگر شهروندان بر مزار ژینا شدند.
همزمان، سپاه پاسداران با رهاسازی آب سد چراغویس سقز، مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی را مسدود کرد؛ اقدامی که برای سومین سال پیاپی برای جلوگیری از حضور شهروندان و خانوادههای دادخواه در این محل انجام شد.
شاهد علوی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، اعتصاب در شهرهای کردنشین را نشانه زنده ماندن جنبش «زن، زندگی، آزادی» در حافظه جمعی جامعه و ادامه اراده مقاومت با وجود فشارهای امنیتی دانست.
او گفت اعتصاب بهتنهایی به تغییر حکومت منجر نمیشود، اما میتواند بخشی از روندی باشد که توان و همبستگی جامعه را نشان میدهد و گسترش آن به دیگر نقاط ایران، نشانه شکلگیری ارادهای فراگیر برای اعتراض باشد.
احضار و بازداشت کسبه در کامیاران و سنندج
یک کاسب در کامیاران گفت شامگاه ۲۵ شهریور، پس از اعتصاب بازار در خیابان توبرهریز، سازمان اطلاعات سپاه تعدادی از مغازهداران را تلفنی احضار و تهدید کرد در صورت مراجعه نکردن ظرف چند ساعت، محل کسب آنها پلمب خواهد شد.
به گفته این منبع، تعدادی از کسبه همان شب به ستاد خبری سازمان اطلاعات سپاه رفتند و در آنجا به تشکیل پرونده قضایی تهدید شدند. یک کاسب سالخورده نیز پس از اعتراض به این برخوردها، مقابل دیگران مورد ضربوشتم و توهین قرار گرفت. از افراد احضارشده تعهد کتبی گرفته شد که در اعتصابهای آینده شرکت نکنند.
در ادامه فشارها، نیروهای وزارت اطلاعات دستکم شش مغازهدار را در کامیاران با خشونت بازداشت کردند. دو نفر از آنها ۲۸ شهریور از زندان کامیاران آزاد شدند، اما چهار نفر همچنان در بازداشتاند و با وجود پیگیری خانوادههایشان، اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری آنان در دست نیست.
در سنندج نیز دستکم چهار بازاری از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و شماری دیگر از کسبه پس از احضار به اداره اماکن، با تهدید وادار به امضای تعهد کتبی شدند.
یک روز پیش از اعتصاب، در ۲۴ شهریور، وبسایتها و کانالهای تلگرامی وابسته به نهادهای امنیتی با انتشار اطلاعیهای منتسب به این نهادها هشدار داده بودند همراهی کسبه و اصناف با فراخوانها به پلمب ششماهه مغازه و برخورد قضایی با صاحبان آنها منجر خواهد شد.
پلمب واحدهای صنفی و فشار بر خانواده فعالان حقوق بشر
سازمان حقوق بشری هانا نیز گزارش داد اداره نظارت بر اماکن عمومی فرماندهی انتظامی سقز شماری از واحدهای صنفی این شهر را پس از اعتصاب ۲۵ شهریور پلمب کرده است.
بر اساس تصاویر منتشرشده، روی برگههای پلمب عبارت «عدم رعایت قوانین نظام صنفی» درج شده و فعالیت این واحدها تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام شده است.
تخلف مشخص و مستند قانونی این تصمیمها اعلام نشده و شمار دقیق واحدهای پلمبشده، مدت تعطیلی و امکان اعتراض صاحبان آنها نیز مشخص نیست.
هانا همچنین اعلام کرد پس از پوشش اعتصابهای شهرهای کردستان، شماری از خانوادههای اعضای این سازمان در ایران از سوی نهادهای امنیتی احضار شدند و به دلیل فعالیتهای حقوق بشری بستگانشان مورد تهدید و فشار قرار گرفتند.
این سازمان احضار و تهدید اعضای خانواده برای تاثیرگذاری بر فعالیت بستگانشان را «اقدام تلافیجویانه علیه مدافعان حقوق بشر» خواند و تاکید کرد این فشارها مانع ادامه فعالیتهایش در زمینه مستندسازی و اطلاعرسانی نخواهد شد.
کمیسیون حفاظت از دادههای ایرلند، نهاد ناظر اصلی اتحادیه اروپا بر فعالیت بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری، گوگل را بهدلیل نحوه پردازش دادههای مکانی کاربران، ۴۰۳ میلیون یورو جریمه کرد.
این کمیسیون دوشنبه ۳۰ شهریور اعلام کرد تحقیقاتش نشان میدهد گوگل در فاصله سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰، در سه قابلیت مشخص خود، مقررات عمومی حفاظت از دادههای اتحادیه اروپا، موسوم به GDPR، را نقض کرده است.
این سه قابلیت شامل «فعالیت وب و برنامهها»، «تاریخچه موقعیت مکانی» و «دقت موقعیت مکانی» میشوند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد جریمه گوگل چهارمین جریمه بزرگ در میان بیش از چهار میلیارد یورو جریمهای است که کمیسیون حفاظت از دادههای ایرلند تاکنون اعمال کرده است.
از زمان اجرایی شدن مقررات عمومی حفاظت از دادهها در سال ۲۰۱۸، ایرلند بهدلیل میزبانی از مقر فعالیتهای اروپایی بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی، به نهاد ناظر اصلی اتحادیه اروپا بر عملکرد این شرکتها در حوزه حفاظت از دادهها تبدیل شده است.
کمیسیون حفاظت از دادههای ایرلند همچنین به گوگل دستور داد ظرف شش ماه شیوه پردازش دادههای خود را با مقررات اتحادیه اروپا منطبق کند.
گراهام دویل، معاون کمیسر این نهاد، گفت: «در نتیجه کوتاهیهای گوگل در این زمینه، ممکن بود کاربران از این موضوع بیاطلاع باشند که از اطلاعات مکانی آنها، برای مثال، برای تاثیرگذاری بر آنها از طریق تبلیغات یا تشخیص علایقشان استفاده میشود.»
او افزود نگهداری دادههای مکانی کاربران بیش از مدت لازم، باعث شد آنها کنترل کمتری بر اطلاعات شخصی خود داشته باشند.
گوگل تاکنون به درخواست رویترز برای اظهارنظر درباره این جریمه پاسخ نداده است.
پیشتر در شهریور ۱۴۰۴، دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اروپا را به انجام «اقدامات تبعیضآمیز» علیه شرکتهای فناوری آمریکایی متهم کرده و هشدار داده بود در صورت ادامه این روند، واشینگتن اقدامات تلافیجویانه را در دستور کار قرار خواهد داد.
کمیسیون اروپا در آن زمان گوگل را بهدلیل تخلفات ضدرقابتی در بازار تبلیغات دیجیتال به پرداخت ۳.۵ میلیارد دلار جریمه محکوم کرده بود.
ترامپ این جریمه را «ناعادلانه» خوانده و گفته بود پولی که باید صرف سرمایهگذاری و ایجاد شغل در آمریکا شود، به اروپا منتقل میشود و «مالیاتدهندگان آمریکایی چنین رفتاری را تحمل نخواهند کرد».
تحقیقات درباره دادههای مکانی گوگل چگونه آغاز شد؟
کمیسیون حفاظت از دادههای ایرلند سال ۲۰۲۰ و پس از شکایت چند سازمان اروپایی مدافع حقوق مصرفکنندگان، از جمله سازمان مصرفکنندگان اروپا (BEUC)، تحقیق درباره نحوه پردازش دادههای مکانی کاربران از سوی گوگل را آغاز کرد.
بخشی از موارد نقض مقررات به قانونی و منصفانه بودن نحوه پردازش دادههای مکانی کاربران در قابلیتهای «فعالیت وب و برنامهها» و «تاریخچه موقعیت مکانی» مربوط میشد.
«فعالیت وب و برنامهها» یکی از تنظیمات حساب کاربری گوگل است که اطلاعات مربوط به فعالیت کاربران در سرویسهای این شرکت را پردازش میکند.
«تاریخچه موقعیت مکانی» نیز موقعیت کاربران را از طریق دستگاههای همراه آنها ثبت و دنبال میکند.
کمیسیون حفاظت از دادههای ایرلند همچنین اعلام کرد سه تحقیق قانونی دیگر درباره گوگل در جریان است که همگی به مراحل پیشرفته رسیدهاند.
این نهاد در سال ۲۰۲۳ نیز متا، مالک فیسبوک، را بهدلیل انتقال دادههای شخصی کاربران از اتحادیه اروپا به ایالات متحده، ۱.۲ میلیارد یورو جریمه کرده بود.
هشدار، تعهد، بازداشت، زندان و در چند پرونده حتی حکم اعدام؛ برخورد با رپرهای ایران تنها به محدودیت انتشار موسیقی ختم نمیشود.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد برخی نهادهای امنیتی فعالیت رپرهای پرمخاطب را زیر نظر دارند و به شماری از آنها درباره انتشار محتوای سیاسی و اعتراضی هشدار دادهاند.
برخی نیز پس از بازداشت، با تعهد یا به شکل مشروط آزاد شدهاند.
این فشارها در شرایطی ادامه دارد که خیابان و شبکههای اجتماعی، رپرها را بیش از گذشته از سالن، ناشر و رسانه رسمی بینیاز کردهاند؛ استقلالی که امکان شنیده شدن را بیشتر کرده، اما خطر شناسایی و برخورد را هم افزایش داده است.
خیابان؛ صحنهای که به سالن نیاز ندارد
در نسل نخست رپ فارسی، «زیرزمینی بودن» بیشتر به شیوه تولید و انتشار اشاره داشت؛ اتاق خواب، استودیوی خانگی و فایلهایی که دستبهدست میشدند.
امروز بخشی از رپ از همان فضاهای بسته بیرون آمده و خیابان را به صحنه تبدیل کرده است.
رپ خیابانی دیگر به تهران محدود نیست. بررسی ویدیوها، صفحات برگزارکنندگان و گزارشهای رسانهای نشان میدهد تا ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، در دستکم ۱۸ شهر ایران شواهدی از برگزاری میتینگ، رپبتل یا اجرای گروهی خیابانی وجود داشته است؛ از کرج و رشت تا نیشابور،
شیراز، اراک، ارومیه، اردبیل، آبادان، لردگان و نهبندان.
این تجمعها همیشه بدون مداخله برگزار نشدهاند. بهعنوان مثال، مرداد ۱۴۰۵، یک میتینگ رپ در لردگان با حضور نیروهای انتظامی متوقف شد؛ نمونهای از محدودیتهایی که اجرای خیابانی رپرها با آن روبهروست.
این گسترش فقط جغرافیایی نیست. در برخی شهرها، رپرها به کردی، ترکی، عربی و دیگر زبانهای مادری میخوانند و تجربههای محلی را وارد موسیقی میکنند.
یکی از رپرهایی که در این میتینگها حضور دارد، به ایراناینترنشنال گفت: «رپ یعنی صدای اعتراض. از همان ابتدا در همه جای دنیا زبان اعتراض بوده. اصلا ماهیت رپ اعتراض است.»
رپ البته میتواند عاشقانه، رقابتی یا تجاری هم باشد؛ اما برای بخشی از رپرها و مخاطبان، استقلال همچنان یکی از معیارهای اعتبار آن است.
وقتی زنان هم وارد صحنه میشوند
زنان نیز بخشی از این صحنه تازهاند. در شرایطی که خوانندگی زنان در فضای عمومی با محدودیتهای گسترده روبهروست، میتینگهای رپ و شبکههای اجتماعی مسیر دیگری برای شنیده شدن باز کردهاند.
اما این حضور بدون هزینه نیست. در خرداد ۱۴۰۴، صفحه فروشگاه اینترنتی «خانومی» پس از انتشار ویدیویی از رپخوانی چند زن جوان با دستور قضایی مسدود شد؛ محتوایی که لزوما سیاسی نبود.
چند ماه بعد نیز «اِوی»، رپر جوان ایرانی، گفت نهادهای امنیتی ۲۴ ساعت به او فرصت دادهاند صفحهاش را حذف و فعالیتش را متوقف کند.
او نپذیرفت و یک روز بعد صفحهاش با حدود ۲۶ هزار دنبالکننده از دسترس خارج شد.
نوجوانان هم وارد این فضا شدهاند. ویدیوهای منتشرشده از میتینگها اجراکنندگانی ۱۳ و ۱۶ ساله را نشان میدهند؛ هرچند آمار مشخصی از تعداد رپرهای زیر ۱۸ سال وجود ندارد.
وقتی رپر فقط خواننده نیست
تغییر فقط در محل اجرا نیست؛ نقش رپر هم عوض شده است.
در اعتراضات سالهای اخیر، نامها، اتفاقها و تجربههای روزمره وارد ترانهها شدند و شبکههای اجتماعی به رپرها امکان دادند روایت خود را بدون عبور از رسانههای رسمی منتشر کنند.
به این ترتیب، یک صفحه پرمخاطب دیگر فقط محل انتشار موسیقی نیست و میتواند به رسانهای برای روایت اتفاقها تبدیل شود.
تلفن همراه این فاصله را کوتاهتر کرده است؛ یک اتفاق میتواند همان روز
وارد ترانه شود و در قالب یک ویدیو به هزاران مخاطب برسد.
اما همین دسترسی مستقیم، رپر را آسیبپذیرتر هم کرده است. چهرهها در میتینگها ثبت میشوند، محل اجرا قابل شناسایی است و صفحهها و ویدیوهایی که برای دیده شدن ساخته شدهاند، میتوانند به شناسایی رپرها و ارتباطاتشان هم کمک کنند.
زیر نظر
یک رپر ایرانی که سابقه بازداشت دارد و بهدلیل نگرانیهای امنیتی نامش منتشر نمیشود، در گفتوگویی اختصاصی گفت: «بهشدت تحت نظریم. از ما خواستهاند به هیچ عنوان مطلب سیاسی یا اعتراضی نگوییم و منتشر نکنیم.»
او ادامه داد: «گفتهاند اگر چیزی منتشر کنیم، خیلی زود بازداشت میشویم و عواقب خطرناکی در انتظارمان است. واقعا میترسیم.»
بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال، برخی نهادهای امنیتی، از جمله ادارات اطلاعات در استانها و پلیس اطلاعات و امنیت، فعالیت شماری از رپرها، بهویژه چهرههای پرمخاطب را با حساسیت بیشتری دنبال میکنند.
به گفته منابع آگاه، به برخی درباره انتشار محتوای سیاسی و اعتراضی هشدار داده شده، برای تعدادی پرونده تشکیل شده و بعضی پس از بازداشت، با دادن تعهد یا به شکل مشروط آزاد شدهاند.
مهر ۱۴۰۴، عباس دغاغله، رپر عرب اهوازی معروف به «رشاش»، پس از بازداشت با وثیقه آزاد شد. به گفته منبعی نزدیک به خانوادهاش، از او تعهد گرفتهاند که «افکار عمومی را تحریک نکند».
در همان دوره، پس از بازداشت دانیال فرجی، معروف به «مشکی»، و امیر اردلان آقاشاهی، معروف به «دالو»، ویدیوهای عذرخواهی در صفحات شخصی آنها منتشر شد.
مرداد امسال نیز آرمین نورانی، مشهور به «خجسته»، برای مدتی بازداشت و پس از دادن تعهد، آزاد شد.
همزمان، ویدیویی از او منتشر شد که در آن از مواضع قبلی خود درباره اعتراضات ابراز پشیمانی میکرد.
یکی از تازهترین پروندهها به حسین افراسیاب، ترانهسرا و خواننده رپ زندانی در دستگرد اصفهان، مربوط است.
او ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ در شاهینشهر بازداشت شد و بر اساس گزارشها، حکم نهایی سه سال و ۹ ماه و ۲۰ روز حبس برایش صادر شده است.
در برخی پروندهها، مقامهای انتظامی بازداشت رپرها را به «اخلال در نظم عمومی»، «نزاع» یا «استفاده از الفاظ رکیک» نسبت دادهاند. اما سابقه فعالیت اعتراضی بعضی از آنها و نوع برخورد پس از بازداشت، این احتمال را مطرح میکند که در مواردی این اتهامها پوششی برای برخورد با فعالیتهای سیاسی یا اعتراضی بوده باشد.
وقتی مجازات به اعدام میرسد
سنگینترین شکل برخورد ثبتشده با رپرهای معترض در ایران صدور حکم اعدام بوده است.
توماج صالحی و سامان یاسین، هر دو پس از بازداشت در ارتباط با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در مقاطعی به اعدام محکوم شدند.
حکم اعدام هر دو بعدا نقض شد؛ صالحی در آذر ۱۴۰۳ آزاد شد و یاسین هم پس از نقض حکم و دورهای طولانی در زندان، از ایران خارج شد.
اما پرونده اعدام رپرها به اعتراضات ۱۴۰۱ محدود نمانده است. مهنام نواب صفوی، رپر ۲۲ ساله اهل اصفهان و از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴، از سوی شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است.
اتهام اعلامشده علیه او شامل «تبلیغ علیه نظام» است. او در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود و تا زمان تنظیم این گزارش، خبری از نقض این حکم منتشر نشده است.
در یکی از تازهترین پروندهها، عرفان میرزایی، رپر ۲۱ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در زندان دستگرد اصفهان جان باخت.
اطلاعات رسیده حاکی از آن است که او بر اثر شکنجه شدید جان خود را از دست داده و پیکرش هنگام خاکسپاری، آثار متعدد جراحت داشته است.
هزینه مستقل ماندن
یکی از رپرهایی که این روزها در خیابان اجرا میکند، به ایراناینترنشنال گفت رپرهای مستقل و معترض، مثل بسیاری از مردم، با فشار شدید معیشتی روبهرو هستند و هزینه تولید آثارشان را اغلب از درآمد شغلهای دیگر تامین میکنند.
داشتن مخاطب زیاد هم لزوما به درآمد پایدار منجر نمیشود، بهویژه وقتی امکان کنسرت رسمی و فعالیت آزادانه محدود باشد.
در مقابل، شواهد نشان میدهد برخی رپرهای نزدیک یا وابسته به حکومت، به تریبون و حمایت مالی دسترسی دارند.
«شبزده»، رپری که خود را «انقلابی» معرفی میکند، در گفتوگو با روزنامه جامجم دریافت پول برای برخی تولیدات و حمایت نهادهای وابسته به سپاه پاسداران از شماری از آثارش را تایید کرده است. برخی آثار او هم از صداوسیما پخش شدهاند.
این شکاف پس از پخش برنامه «گنگ» با اجرای علی ضیا و حضور محمدرضا شایع دوباره پررنگ شد.
منتقدان حضور شایع را نشانهای از نزدیک شدن بخشی از رپ به حکومت دانستند. شایع بعدتر عذرخواهی کرد و گفت با این تصور در برنامه حاضر شده که بتواند برای رپ، قدمی بردارد.
همزمان، برخی رپرها او را به دریافت پول متهم کردند و در واکنش به این برنامه، قطعه منتشر کردند.
بعدتر، محمدامین حسام، از مدیران تولید صداوسیما، فاش کرد گنگ به سفارش یک نهاد حاکمیتی ساخته شده و ضیا، برای آن دستمزد گرفته است.
برای بخشی از جامعه رپ همین تفاوت در دسترسی به پول و تریبون، مرز میان استقلال و نزدیکی به حکومت را پررنگ کرده است؛ در حالی که رپرهای مستقل از فشار اقتصادی، محدودیت اجرا و برخورد امنیتی میگویند.
تبعید؛ ادامه صدا بیرون از ایران
برای برخی رپرها، خروج از ایران تنها راه ادامه فعالیت بوده است. «هیچکس» پس از فشارهای دوره اعتراضات ۱۳۸۸ ایران را ترک کرد، بهرام نورایی پس از بازداشت و فشار به سوئد رفت و یاسین نیز پس از زندان، نقض حکم اعدام و مرخصی درمانی، ایران را ترک کرد.
این در حالی است که شاهین نجفی در آلمان با تهدید و فتوای قتل روبهرو شد.
اما مهاجرت ارتباط این رپرها را با مخاطبان داخل ایران قطع نکرد. بخشی از رپ اعتراضی امروز بیرون از ایران تولید میشود و از طریق شبکههای اجتماعی دوباره به داخل کشور برمیگردد؛ صدایی که جغرافیایش عوض شده، اما مخاطبش همچنان در ایران است.
صدایی که مسیرش را عوض میکند
از هشدار و تعهد تا زندان و حکم اعدام، شواهد نشان میدهد هزینه رپ اعتراضی در ایران میتواند سنگین باشد.
اما همزمان، راههای انتشار هم بیشتر شدهاند. رپ از زیرزمین به شبکههای اجتماعی و خیابان رسیده و برای بعضی از رپرها حتی خروج از ایران هم ارتباط با مخاطبان داخل کشور را قطع نکرده است.
امروز برای شنیده شدن دیگر به سالن، ناشر یا رسانه رسمی نیاز نیست و یک تلفن، یک صفحه شخصی یا چند متر خیابان میتواند کافی باشد. راههای برخورد هم تغییر کردهاند و رپ نیز هر بار راه تازهای برای رساندن صدا پیدا کرده است.