محمدباقر قالیباف: هم باید بجنگیم، هم مذاکره کنیم


محمدباقر قالیباف، یکشنبه ۲۹ شهریور، در جلسه وبیناری مجلس گفت: «مقاومت مردم ایران علاوه بر تضمین امنیت کشور، با شکل دادن به نظمی جدید در منطقه و جهان میتواند زمینه گشایشهای اقتصادی و راهبردی را فراهم کند.»
او گفت: «ما معتقدیم دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست، بلکه هم باید جنگید و هم مذاکره کرد. باید معقول و مقتدرانه جنگید و در زمان مناسب با اقتدار و عقلانیت مذاکره کرد.»
قالیباف اضافه کرد: «ایستادگی با ارزش و تاریخی مردم، ایران را به سطح جدیدی از اقتدار و شکوفایی خواهد رساند.»






ارزیابیهای کلاسی، از امتحانهای نمرهدار گرفته تا کار گروهی، ارائه و فعالیتهای آزمایشگاهی، از مهمترین عوامل اضطراب در دوران تحصیل به شمار میروند؛ اما برای کاهش این فشار روانی چه میتوان کرد؟
وبسایت کانورسیشن گزارش داد ارزیابیهای کلاسی برای دانشجویان دورههای آموزش عالی، یکی از منابع همیشگی فشار روانی و نارضایتی به شمار میروند.
موسسات آموزشی برای حل این مشکل راههای گوناگونی را آزمودهاند. پیشنهادها معمولا بر تغییر شیوه ارزیابی، حذف نمره یا کاهش اهمیت آن تمرکز دارند.
برای نمونه، دانشگاه میشیگان قصد دارد درسهای نیمسال نخست دانشجویان سال اول را بدون نمره و تنها با نتیجه «قبول» یا «رد» ارائه کند.
با این حال، یافتههای پژوهشگران دانشگاه آلبرتا در کانادا نشان میدهد حذف برخی روشهای ارزیابی یا کنار گذاشتن نمره لزوما حال دانشجویان را بهتر نمیکند.
راهکاری بر پایه سه نیاز روانی
پژوهشگران بهجای جستوجوی روشی جادویی که همه دانشجویان آن را مطلوب بدانند، به نظریههای معتبر روانشناختی درباره رفاه روی آوردهاند.
لیا ام. دانیلز، استاد دانشگاه آلبرتا، گفت او پنج سال گذشته را صرف استفاده از نظریه «خودتعیینگری» (self-determination) برای بازطراحی ارزیابیهای کلاسی کرده است.
این نظریه سه نیاز اساسی روانشناختی را برای همه انسانها برمیشمارد: خودمختاری، شایستگی و ارتباط با دیگران. تامین این نیازها، احساس رضایت و رفاه را افزایش میدهد.
استادان میتوانند با توجه به دیدگاه دانشجویان، حمایت از استقلال آنان، ایجاد فضایی برای بیان احساسات منفی، توضیح دلایل تصمیمهایشان و برخورد صبورانه، به تامین این نیازها کمک کنند.
چنین شرایطی میتواند لذت، تلاش، پشتکار، خلاقیت و رضایت دانشجویان را افزایش دهد.
چهار تغییر ساده اما موثر
دانیلز و همکارانش در چند مطالعه، تاثیر افزودن چهار ویژگی حمایتگرانه و سازگار با نیازهای روانشناختی دانشجویان به ارزیابیها را بررسی کردند: استفاده از جدول مشخصات آزمون، دستهبندی پرسشها بر اساس این جدول، درج پیامهای کوتاه و دلگرمکننده در آغاز و پایان آزمون و فراهم کردن فرصتی برای اظهارنظر دانشجویان.
این تغییرات ساده بر اصول نظریه خودتعیینگری و پیوند اثباتشده آن با رفاه استوارند. پژوهشگران تاکید میکنند این ویژگیها درمانی جادویی برای اضطراب نیستند، بلکه انتخابهایی متکی بر شواهد علمی محسوب میشوند.
پژوهش با آزمونهای چندگزینهای آغاز شد؛ روشی که بسیاری از دانشجویان آن را خوشایند نمیدانند. نتایج دو مطالعه نشان داد با افزودن این چهار ویژگی، دانشجویان بیشتر احساس میکردند آزمون از نیازهای روانشناختی آنان حمایت میکند و عملکردشان نیز بهبود یافت.
در مرحله بعد، پژوهشگران با یکی از استادان برای بازنگری برنامه ارزیابی درس مهارتهای خواندن و نوشتن در مقطع کارشناسی همکاری کردند و آزمونهای چندگزینهای، تکالیف نوشتاری و ساختار کلی ارزیابی این درس اصلاح شد.
دانشجویان پس از این تغییرات گفتند نیازهای روانشناختیشان بهتر تامین شده، ارزیابیها باکیفیتتر و منصفانهتر شدهاند و خشم، ناامیدی و اضطراب کمتری احساس میکنند.
این بازنگری برای استاد نیز سودمند بود. او گفت ارزیابیها دیگر مانند گذشته بار سنگینی بر دوشش نبودند، اضطرابش کاهش یافته بود و فرصت بیشتری برای ارتباط معنادار با دانشجویان داشت.
انصاف، شرط اساسی ارزیابی
کانورسیشن در انتهای گزارش خود نوشت نکتهای مهم در این میان وجود دارد که نباید آن را نادیده گرفت.
پژوهشگران علاوه بر افزودن ویژگیهای حمایتگرانه، اطمینان یافتند همه ارزیابیها بر اساس اصول پذیرفتهشده علمی طراحی شدهاند.
مطالعات اولیه آنان نیز حاکی از آن بود که انصاف در ارزیابی، پایه تامین نیازهای روانشناختی و رفاه دانشجویان است.
دانشجویان و استادان هر سال ساعتهای زیادی را صرف طراحی و انجام ارزیابیها میکنند، اما این فرایند اغلب برای هر دو گروه با نارضایتی همراه است.
این پژوهش راهی امیدبخش پیش روی مراکز آموزشی میگذارد. اگر ارزیابیها آگاهانه و با هدف حمایت از نیازهای اساسی روانشناختی طراحی شوند، میتوان به بهبودهایی ملموس و قابلاندازهگیری دست یافت.
اگر آزمونها حتی اندکی کمتر آزاردهنده باشند، دانشجویان و استادان هر دو سود خواهند برد.
دونالد ترامپ همزمان با افزایش تنشها در خاورمیانه، اقامتش در کمپ دیوید را کوتاه کرد و به کاخ سفید بازگشت. عربستان از رهگیری موشک حوثیها به سوی ریاض خبر داد و جمهوری اسلامی اعلام کرد شروط پایان جنگ را از طریق قطر به آمریکا رسانده است.
رییسجمهوری آمریکا شنبه شب، برخلاف برنامه قبلی که بازگشت او را برای یکشنبه ۲۹ شهریور پیشبینی کرده بود، به واشنگتن بازگشت. دولت آمریکا درباره علت این تغییر برنامه توضیحی نداد.
همزمان، ائتلاف به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران، سحرگاه شنبه ۲۸ شهریور یک موشک بالستیک به سوی ریاض شلیک کردهاند که رهگیری شده است. این اعلام پس از وقوع آتشسوزی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی پایتخت عربستان صورت گرفت.
برخی ساکنان ریاض از شنیدن صدای انفجار و مشاهده ستون دود در نزدیکی فرودگاه خبر دادند. گزارشی از تلفات یا خسارت منتشر نشده است.
بر اساس متن گزارش، این نخستین بار است که از زمان تشدید درگیری عربستان سعودی با حوثیها و گشودهشدن جبههای تازه در جنگ ایران، ریاض هدف حمله قرار میگیرد.
عربستان سعودی همچنین اعلام کرد تلاش حوثیها برای حمله به زیرساختهای غیرنظامی در ینبع، طائف، بیش و فرسان خنثی شده است. شهر بندری ینبع در ساحل دریای سرخ، محل پایان یکی از خطوط لوله مهم نفت عربستان است.
حوثیها پیشتر بدون ارائه شواهد مدعی شده بودند مراکز حساس در ریاض و تاسیسات آرامکو در ینبع را هدف قرار داده و آتشسوزیهای گستردهای ایجاد کردهاند.
در پی این تحولات، وزارت خارجه آمریکا هشدار فراگیر سفر به خاورمیانه را تمدید کرد و از شهروندان آمریکایی خارج از منطقه خواست درباره سفر به خاورمیانه یا عبور از آن بهطور جدی تجدیدنظر کنند.
این وزارتخانه با اشاره به حملات حوثیها علیه عربستان سعودی، از جمله فرودگاههای غیرنظامی، هشدار داد که درگیری ممکن است بهسرعت تشدید شود. دستکم ۱۱ سفارتخانه آمریکا در منطقه نیز درباره احتمال اختلال در سفرها هشدار دادند.
در تحولی دیگر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در مصاحبه با الجزیره گفت تهران شروط خود برای پایان جنگ را از طریق قطر به واشینگتن منتقل کرده و منتظر پاسخ ترامپ است.
به گفته رضایی، این شروط شامل پایان جنگ در تمامی جبههها، آزادسازی داراییهای توقیفشده [حکومت] ایران و پایان محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا است. او همچنین خواستار پایان درگیریهای یمن و عربستان شد. زمان انتقال این شروط مشخص نیست و مذاکرات پیشین تهران و واشینگتن نیز به شکست انجامیده بود.
در همین حال، برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، اعلام کرد ارتش این کشور طی دو ماه گذشته از عبور یک میلیارد بشکه نفت از تنگه هرمز پشتیبانی کرده است. او تاکید کرد حکومت ایران بهدلیل محاصره آمریکا در این مدت هیچ نفتی صادر نکرده است.
کوپر همچنین گفت مسیرهای اصلی کشتیرانی در تنگه هرمز از مین پاکسازی شدهاند و حجم نفت، گاز طبیعی و محمولههای عبوری در دو هفته گذشته به بالاترین سطح در شش ماه اخیر رسیده است.
با این حال، ناظران کشتیرانی میگویند تردد کشتیها همچنان بسیار کمتر از سطح پیش از جنگ است. بر اساس گزارشها، حکومت ایران نیز همزمان با تاکید بر کنترل خود بر تنگه هرمز، به حملات علیه کشتیها ادامه میدهد.
این تحولاتی در حالی رخ میدهد که حملات اسرائیل در غزه و لبنان نیز ادامه داشته است.
شاهزاده رضا پهلوی شنبه شب در رویداد کوروش کبیر در تورنتو، با تاکید بر هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و دستیابی به ایرانی آزاد و آباد، گفت مردم از همیشه مصممتر و سازمانیافتهترند و «صبح آزادی» ایران نزدیک است.
او با ستودن «عزت نفس و اصالت ملت ایران»، بر حفظ همبستگی ملی تاکید کرد و گفت: «ایمان داشته باشیم که دشمن از درون فرسوده و توخالی است و ما از همیشه مصممتر و سازمانیافتهتر هستیم. باور داشته باشیم که صبح آزادی نزدیک است.»
شاهزاده رضا پهلوی در بخشی از سخنانش، جمهوری اسلامی را به تلاش برای سوءاستفاده از فقر مردم متهم کرد و گفت حکومت کوشیده است با توزیع برنج و روغن، اراده آنان را بخرد. او با اشاره به مردم آبدانان افزود که آنان با وجود مشکلات اقتصادی «تن به ذلت ندادند» و رفتار آنها را نشانه عزت نفس مردم ایران دانست.
او گفت: «ملت شریف ایران، به این همبستگی ملی، به این اصالت، به مسیری که طی میکنیم ایمان داشته باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت در بالاترین لایههای تصمیمگیری جمهوری اسلامی شکاف و بیاعتمادی پدید آمده است. او با اشاره به آنچه اطلاعات دقیق درباره ارزیابی نهادهای امنیتی خواند، افزود: «سازمانهای اطلاعاتیـامنیتی رژیم در اتاقهای فکرشان از قدرت شبکههای انقلابی مردم ایران به لرزه افتادهاند.»
او در ادامه گفت علی خامنهای و بسیاری از سران جمهوری اسلامی کشته شدهاند و مجتبی خامنهای «مفقود است». شاهزاده رضا پهلوی افزود که مجتبی، اگر زنده باشد، در پناهگاهی زیرزمینی به سر میبرد و جرئت انتشار حتی صدای خود را ندارد.
به گفته او، بسیاری از نیروهای کشوری و لشکری نیز از طریق راههای ارتباطی امن، جدایی خود را از جمهوری اسلامی اعلام کرده و به مردم پیوستهاند.
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری از سخنرانی، آنچه «حماسه دی» نامید را حاصل مسیری طولانی و پرهزینه توصیف کرد و گفت این رویداد نتیجه هیجانی زودگذر نبوده است. او جمهوری اسلامی را متهم کرد که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، هنگامی که سقوط خود را قطعی میدید، دست به «یکی از بزرگترین جنایتهای تاریخ» زده است.
او افزود: «ما امروز باتجربهتر و مصممتر از هر زمان دیگری هستیم. هدف ما مشخص است، سرنگونی جمهوری اسلامی و رسیدن به یک ایران آزاد و آباد.»
شاهزاده رضا پهلوی بار دیگر چهار اصل مورد تاکید خود را حفظ تمامیت سرزمینی ایران، جدایی دین از حکومت، آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در برابر قانون، و حق ملت برای تعیین شکل آینده حکومت از طریق صندوق رای آزاد و منصفانه اعلام کرد.
او سخنانش را با این عبارت پایان داد: «پاینده و سرفراز باد ایران، پیروز باد انقلاب شیر و خورشید ملت بزرگ ایران.»
پیر پولیاو، رهبر حزب محافظهکار کانادا، نیز در این رویداد، جمهوری اسلامی را حکومتی تروریستی و خودکامه توصیف کرد که آزادی را از مردم ایران گرفته است. او گفت این حکومت سرنگون خواهد شد و مردم ایران به آزادی خواهند رسید.
پولیاو با تقدیر از جنبههای حقوق بشری منشور کوروش و جایگاه آزادی در فرهنگ چندهزارساله ایران گفت: «مشتاق روزی هستم که شاهزاده رضا پهلوی به ایران برگردد تا پرچم شیر و خورشید را برافرازد.»
مقامهای جمهوری اسلامی درباره نفت چنان سخن میگویند که گویی تنها مساله، فروش امروز یا فردای چند میلیون بشکه کالای ذخیرهشده است.
در این روایت، اگر صادرات متوقف شود، نفت در زیر زمین باقی میماند و هر زمان محاصره یا تحریم پایان یافت، میتوان دوباره شیر چاهها را باز کرد و تولید را از همان نقطه ادامه داد.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی، ۱۲ شهریور گفت صادرات نفت ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه «حتی یک ساعت» متوقف نشد. او پیشتر نیز ادعا کرده بود در آن دوره حتی یک روز کاهش تولید وجود نداشت. اما این سخنان، حتی اگر درباره آن مقطع محدود درست باشد، به پرسش مهمتری پاسخ نمیدهد: پس از کاهش شدید بارگیری نفت و محدود شدن ظرفیت ذخیرهسازی، چه مقدار از تولید ایران باید متوقف شود و بازگرداندن چاهها و تاسیسات به مدار چه هزینهای خواهد داشت؟
دادههای مستقل نشان میدهند که وضعیت پس از آن دوره بهشدت تغییر کرده است. برآوردهای شرکت اطلاعات انرژی کپلر که در اوایل سپتامبر منتشر شد، نشان میدهد بارگیری نفت ایران از حدود یک میلیون و ۸۳۰ هزار بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۵۵ هزار بشکه در ماه اوت کاهش یافته است. بر اساس برآورد همان شرکت، تولید نفت خام ایران نیز از حدود سه میلیون و ۲۴۰ هزار بشکه در روز به یک میلیون و ۷۵۵ هزار بشکه کاهش یافته است. همزمان، موجودی نفت در پایانهها، پالایشگاهها و دیگر مخازن خشکی افزایش یافت.
ممکن است مقداری از نفت ایران همچنان در چین تخلیه شود، اما بخش مهمی از آن پیش از تشدید محاصره از ایران خارج شده و برای مدتی روی نفتکشهای مستقر در آبهای آسیا باقی مانده بود. فروش چنین محمولههایی را نمیتوان معادل خروج نفت تازه از چاهها و پایانههای ایران دانست.
وقتی صادرات کاهش مییابد، نفت تولیدشده ابتدا در مخازن خشکی، پالایشگاهها و نفتکشها ذخیره میشود. اما ظرفیت ذخیرهسازی نامحدود نیست. با پر شدن مخازن، فشار بحران از سطح تجارت و حملونقل به تاسیسات تولید و در نهایت به خود چاهها منتقل میشود. شرکت ملی نفت ناچار است تولید برخی چاهها را کاهش دهد یا آنها را بهطور کامل از مدار خارج کند.
یک میدان نفتی، انبار زیرزمینی نیست
تصور عمومی از میدان نفتی گاهی شبیه کیسه یا دریاچهای زیرزمینی است که میتوان برداشت از آن را متوقف کرد و چند ماه بعد دوباره ادامه داد. اما نفت در فضای متخلخل [سوراخسوراخ] سنگها و شبکهای از شکستگیهای طبیعی قرار دارد و حرکت آن بهسوی چاه به فشار مخزن، ویژگی سنگ، ترکیب سیالات و نحوه مدیریت تولید بستگی دارد.
به همین دلیل، توقف تولید از تمام چاهها نتیجه یکسانی ندارد. برخی میادین متعارف خاورمیانه میتوانند توقف کوتاهمدت را بدون خسارت جدی تحمل کنند. در بعضی مخازن شکافدار، کاهش موقت تولید حتی میتواند به بازگشت فشار و حرکت تدریجی نفت از منافذ سنگ به داخل شکستگیها کمک کند.
رابین میلز، پژوهشگر مرکز سیاستگذاری انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، معتقد است توقف تولید احتمالا خسارتی فاجعهبار یا دائمی به بخش عمده صنعت نفت ایران وارد نخواهد کرد. او یادآوری میکند که تولید ایران پس از کاهشهای ناشی از تحریم و همهگیری کرونا نیز نسبتا سریع افزایش یافت. این نکته مهم است، زیرا نباید برای انتقاد از جمهوری اسلامی به ادعای غیرعلمی «نابودی قطعی همه چاهها» متوسل شد.
اما قابل بازگشت بودن تولید به معنای رایگان، فوری یا بدون خطر بودن آن نیست.
ایران تعداد زیادی میدان و چاه قدیمی دارد. میدانهایی مانند اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهههاست در حال تولیدند. چاههای کمفشار یا چاههایی که همراه نفت مقدار زیادی آب تولید میکنند، ممکن است پس از یک توقف طولانی دیگر بهطور طبیعی جریان پیدا نکنند. راهاندازی آنها میتواند به پمپ، تزریق موقت نیتروژن، شستوشوی شیمیایی یا عملیات تعمیر چاه نیاز داشته باشد.
در دوره توقف، رسوبات معدنی، آسفالتین و مواد سنگین نفتی ممکن است در اطراف چاه، لوله تولید یا خطوط انتقال انباشته شوند. خوردگی، تهنشینی شن و مواد جامد، خرابی پمپها و جریان ناخواسته میان لایههایی با فشارهای متفاوت نیز از خطرهای شناختهشدهاند.
کمیته مشورتی مخازن انجمن مهندسان نفت در تحلیلی درباره توقفهای طولانیمدت هشدار داده است که خوردگی، رسوب مواد، آسیب پمپها و گرفتگی چاه میتواند راهاندازی مجدد برخی چاهها را به عملیات تعمیر، تحریک یا تکمیل دوباره نیازمند کند. در چاههای کمبازده نیز ممکن است هزینه احیا به اندازهای بالا برود که ادامه بهرهبرداری از نظر اقتصادی توجیهپذیر نباشد. این هزینهها در آمار ساده «بشکههای فروختهنشده» دیده نمیشوند.
تعطیلی چرخشی نیز رایگان نیست
شرکت ملی نفت ایران تجربه مدیریت کاهش تولید در دورههای تحریم را دارد. یکی از روشها این است که بهجای تعطیلی کامل یک میدان، چاهها بهصورت چرخشی از مدار خارج شوند تا هیچ چاهی برای مدت بسیار طولانی متوقف نماند.
این روش میتواند خطر را کاهش دهد، اما نیازمند نظارت مداوم بر فشار، ترکیب سیالات، تزریق گاز، خوردگی، وضعیت پمپها و تاسیسات سطحی است. خاموش و روشن کردن مکرر چاهها، تغییر نرخ تزریق مواد شیمیایی و تنظیم دوباره واحدهای فرآورش نیز هزینه عملیاتی را افزایش میدهد.
به بیان دیگر، حکومت حتی برای تولید نکردن نیز باید پول خرج کند. اگر کاهش درآمد نفتی باعث کمبود بودجه تعمیرات و نگهداری شود، آنچه در آغاز یک توقف قابل کنترل است، میتواند به خرابی پرهزینه تبدیل شود.
مساله اساسی این نیست که آیا تمام چاهها از بین خواهند رفت؛ مساله این است که چند چاه بدون عملیات اضافی بازمیگردند، احیای بقیه چه مدت طول میکشد و چه کسی هزینه آن را خواهد پرداخت.
تزریق گاز؛ پیوند نفت خاموش با بحران گاز
بخش مهمی از میادین قدیمی ایران برای حفظ فشار و افزایش بازیافت نفت به تزریق گاز وابستهاند. کپلر میزان تاریخی تزریق گاز به میادین نفتی ایران را حدود ۴.۸ میلیارد فوت مکعب [حدود ۱۳۶ میلیون متر مکعب] در روز برآورد کرده است. ایران حتی پیش از بحران کنونی نیز به اندازه مورد نیاز مخازن گاز تزریق نمیکرد.
اکنون این مشکل میتواند شدیدتر شود. تولید گاز پارس جنوبی با میعانات گازی همراه است. اگر امکان صادرات، ذخیرهسازی یا مصرف این میعانات محدود شود، ایران ممکن است ناچار به کاهش تولید گاز شود. در آن صورت حکومت باید میان مصرف خانگی، نیروگاهها، صنایع، صادرات و تزریق به میادین نفتی اولویتبندی کند.
کاهش تزریق گاز لزوما فردای همان روز یک چاه را نابود نمیکند، اما در طول زمان میتواند فشار مخزن و میزان نهایی نفت قابل برداشت را کاهش دهد. به این ترتیب، بحران صادرات نفت ممکن است از مسیر میعانات و گاز دوباره به میادین نفتی بازگردد.
این همان بخشی از صورتحساب است که در سخنان مقامهای جمهوری اسلامی جایی ندارد. آنان درباره ادامه صادرات، دور زدن تحریم یا تحویل نفت در هزاران کیلومتر دورتر سخن میگویند، اما توضیح نمیدهند حفظ فشار مخازن در دوره کاهش تولید چه مقدار گاز، تجهیزات و سرمایه لازم دارد.
زیان پنهان در میادین مشترک
همه میدانهای ایران را نیز نمیتوان با یک معیار تعطیل کرد. آزادگان و یادآوران با عراق، فروزان با عربستان سعودی و سلمان با امارات متحده عربی مشترکاند. این کشورها از بخشهای مختلف یک ساختار زمینشناسی پیوسته برداشت میکنند.
کاهش تولید ایران به این معنا نیست که نفت با سرعت و نسبت مشخصی فوراً بهسوی چاههای کشور همسایه حرکت خواهد کرد؛ رفتار هر مخزن به ویژگیهای زمینشناسی آن بستگی دارد. اما اگر ایران برای مدتی طولانی تولید و توسعه را متوقف کند و طرف مقابل به حفاری و برداشت ادامه دهد، سهم اقتصادی ایران از منبع مشترک میتواند کاهش یابد.
در چنین میادینی، نفتی که امروز استخراج نمیشود الزاما برای استفاده انحصاری نسل آینده ایران کنار گذاشته نشده است. ادامه برداشت در سوی دیگر مرز میتواند در برخی مخازن سهم قابل برداشت یا فرصت اقتصادی ایران را کاهش دهد.
صورتحساب واقعی توقف تولید
خسارت توقف اجباری تولید را باید در چند ستون جداگانه محاسبه کرد: درآمدی که امروز از دست میرود؛ هزینه ذخیرهسازی و مدیریت چاههای تعطیل؛ مخارج تعمیر و راهاندازی مجدد؛ کاهش احتمالی ظرفیت یا بازیافت نهایی مخزن؛ و فرصت از دست رفته در میادین مشترک.
هزینههای غیرمستقیم نیز وجود دارند. کاهش تولید گاز میتواند برق نیروگاهها، خوراک پتروشیمیها و فعالیت صنایع را تحت فشار قرار دهد. اگر گاز کمتری در دسترس باشد، حکومت ناچار است میان مصرف داخلی، تولید برق، صنعت، صادرات و تزریق به میادین نفتی انتخابهای دشوارتری انجام دهد.
بنابراین محاصره و کاهش صادرات فقط حساب جاری جمهوری اسلامی را هدف قرار نمیدهد. اگر این وضعیت طولانی شود و چاهها و تاسیسات بهدرستی نگهداری نشوند، بخشی از هزینه به ترازنامه ملی ایران و حتی حکومت آینده منتقل خواهد شد.
وزیر نفت میتواند درباره ادامه تولید در یک دوره محدود یا صادرات بدون وقفه سخن بگوید، اما باید به پرسشهای دیگری نیز پاسخ دهد: اکنون چه تعداد چاه با ظرفیت کامل تولید میکنند؟ چه تعداد کاهش تولید داده یا متوقف شدهاند؟ هزینه تعطیلی چرخشی چاهها چقدر است؟ برنامه تزریق گاز چگونه تغییر کرده است؟ و چه میزان بودجه برای تعمیر و بازگرداندن تولید کنار گذاشته شده است؟
بدون انتشار این اطلاعات، ادعای «تداوم تولید» تصویر کاملی از وضعیت صنعت نفت ایران ارائه نمیکند.
چاه نفت کیسهای نیست که بتوان آن را بست و سالها بعد بدون هزینه دوباره گشود. شاید بیشتر چاههای ایران قابل احیا باشند، اما توقف اجباری تولید نه رایگان است و نه لزوما بازگشت از آن فوری خواهد بود. هر ماه تاخیر، کمبود تعمیرات، کاهش تزریق و مدیریت نامناسب میتواند هزینه بازگشت را افزایش دهد. جمهوری اسلامی فقط نفت امروز ایران را ارزان نمیفروشد یا از فروش آن بازنمیماند؛ با سیاستهای خود، بخشی از هزینه حفاظت و احیای این ثروت ملی را نیز برای مردم و نسل آینده باقی میگذارد.
کاخ سفید شنبه ۲۸ شهریور با جلوگیری از ورود خبرنگاران سیانان، اماس نو (MS NOW) و پولیتیکو، اعلام قبلی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر ممنوع کردن ورود این رسانهها به محوطه کاخ سفید را عملی کرد.
هر سه رسانه بهطور جداگانه اعلام کردند که صبح شنبه، کارتهای خبرنگاری خبرنگاران آنها زمانی که به کاخ سفید رفتند، ضبط شد.
این رسانهها همچنین گفتهاند ممکن است این ممنوعیت را به چالش بکشند. آنها میگویند چنین اقدامی با حمایتهای متمم اول قانون اساسی آمریکا از آزادی بیان و آزادی مطبوعات مغایرت دارد.
سیانان شنبه در بیانیهای این ممنوعیت را «حملهای غیرقانونی» به حق قانونی و مبتنی بر قانون اساسی این شبکه برای انجام فعالیت روزنامهنگاری بدون دخالت دولت خواند.
اماس نو و پولیتیکو نیز در بیانیههایی جداگانه اعلام کردند که از «حقوق خود براساس متمم اول قانون اساسی» دفاع خواهند کرد.
اماس نو اعلام کرد قصد دارد «هر اقدام لازم و ممکنی را برای دفاع از حقوق خود براساس متمم اول قانون اساسی و نقش اساسی روزنامهنگاری مستقل در دموکراسی آمریکا انجام دهد.»
سیانان و اماس نو گفتند به پوشش خبری دولت ترامپ ادامه خواهند داد و پولیتیکو نیز اعلام کرد از خبرنگاران خود که اخبار کاخ سفید را پوشش میدهند، حمایت میکند.
ترامپ جمعه ۲۷ شهریور در پستی در شبکههای اجتماعی این رسانهها را به «انتشار اخبار جعلی» متهم کرد و نوشت آنها «نباید بتوانند هنگامی که خبرهای رییسجمهوری ایالات متحده را پوشش میدهند، دائما مطالب ساختگی و دروغ بنویسند یا گزارش کنند.»
او افزود: «رسانههای جعلی دیگری نیز در پی خواهند آمد.»
ترامپ جمعه در دفتر بیضی کاخ سفید، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره منظورش از رسانههای دیگری که ممکن است مشمول چنین اقدامی شوند، از نیویورکتایمز و واشینگتنپست نام برد و آنها را به نشر «اخبار جعلی» متهم کرد. با این حال، او بهطور مشخص نگفت که ورود خبرنگاران این دو روزنامه را نیز به کاخ سفید ممنوع خواهد کرد.
نیویورکتایمز در بیانیهای، تازهترین ممنوعیت اعمالشده از سوی ترامپ را «تهدیدی تلافیجویانه و مغایر با قانون اساسی» خواند و گفت این روزنامه از سازمانهای خبری که «بهناحق هدف رییسجمهوری قرار گرفتهاند»، حمایت میکند.
ترامپ پیش از این نیز تلاش کرده بود برخی رسانهها یا خبرنگاران مشخص را از حضور در نشستها و برنامههای خبری محروم کند.
سال گذشته، او آسوشیتدپرس را از گروه خبرنگارانی که رفتوآمدها و برنامههای رییسجمهوری را پوشش میدهند کنار گذاشت؛ زیرا این خبرگزاری پس از آنکه ترامپ به قوه مجریه دستور داد خلیج مکزیک را «خلیج آمریکا» بنامد، از بهکارگیری نام مورد نظر او خودداری کرد. آسوشیتدپرس این ممنوعیت را به چالش کشیده است.
در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز کاخ سفید تلاش کرد اعتبارنامههای خبرنگاری برایان کرم، خبرنگار پلیبوی، و جیم آکوستا از سیانان را لغو یا تعلیق کند، اما قضات فدرال دستور دادند کارتهای ورود آنها به کاخ سفید بازگردانده شود.