مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا از حادثهای برای یک کشتی در تنگه هرمز خبر داد


مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا شامگاه پنجشنبه ۲۶ شهریور اعلام کرد گزارشی از یک حادثه برای یک کشتی در تنگه هرمز، در ۱۶ مایل دریایی شمالشرق خصب عمان، دریافت کرده است.
بر اساس این هشدار، خدمه در سلامت هستند و تا زمان انتشار گزارش، هیچ پیامد زیستمحیطی تایید نشده است.
این مرکز اعلام کرد مقامها در حال بررسی حادثه هستند و از کشتیهای عبوری خواست با احتیاط تردد کنند و هرگونه فعالیت مشکوک را گزارش دهند.






وزارت خزانهداری آمریکا پنجشنبه ۲۶ شهریور اعلام کرد بیتبانک (BitBank)، یک صرافی دارایی دیجیتال ایرانی تحت کنترل بابک زنجانی، به همراه شرکت توسعهدهنده آن و سه نفر از مدیران شبکه اقتصادی زنجانی را در چارچوب عملیات «طرد اقتصادی» تحریم کرده است.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) با انتشار بیانیهای اعلام کرد بیتبانک و افراد و شرکتهای مرتبط با آن از اجزای اصلی زیرساخت جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمها از طریق داراییهای دیجیتال بودهاند و زنجانی در فاصله ژوئن تا ژوئیه امسال از این صرافی برای تسهیل انتقال صدها میلیون دلار بیتکوین به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استفاده کرده است.
علاوه بر بیتبانک، شرکت تجارت الکترونیک پیشتاز سیمرغ، توسعهدهنده نرمافزار این صرافی، و حسینعلی ذاکر حسین، محمدمهدی ذاکر حسین (معروف به حامد ذاکر حسین) و سید عادل حیدری نیز هدف تحریمهای جدید قرار گرفتهاند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با اشاره به استفاده از رمزارزها برای تامین مالی جمهوری اسلامی گفت: «تحریمهای امروز علیه زیرساخت داراییهای دیجیتال ایران کاملا روشن میکند که تلاش برای تامین مالی حکومت ایران با استفاده از رمزارزها خارج از دسترس اوفک نیست.»
او افزود: «اگر از حکومت ایران حمایت کنید، وزارت خزانهداری شما را تحریم خواهد کرد.»
وزارت خزانهداری همچنین اعلام کرد اداره خدمات دریایی ایمن هرمز که پیشتر از سوی اوفک تحریم شده است، از ماه ژوئن از بیتبانک برای انتقال پرداختهای دریافتی خود به جمهوری اسلامی استفاده کرده است.
بهگفته این وزارتخانه، تحریمهای جدید بهطور مستقیم ساختاری را هدف قرار میدهد که بابک زنجانی برای پولشویی و انتقال صدها میلیون دلار بیتکوین به سپاه پاسداران ایجاد کرده و شامل پلتفرمهای دارایی دیجیتال و شرکتهای توسعهدهنده پشتیبان آنها میشود.
گسترش «عملیات طرد اقتصادی» به داراییهای دیجیتال جمهوری اسلامی
تحریمهای جدید براساس فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ اعمال شدهاند. وزارت خزانهداری در چارچوب کارزار موسوم به «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day)، بخش داراییهای دیجیتال حکومت ایران را نیز در کنار شماری دیگر از بخشهای اقتصاد این کشور مشمول این اختیار تحریمی کرده است.
بهگفته وزارت خزانهداری، گسترش استفاده از این فرمان امکان بیشتری برای شناسایی و مختل کردن تلاشهای جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمها از طریق داراییهای دیجیتال فراهم میکند.
واشینگتن همچنین هشدار داده است که اقداماتش تنها به شرکتها و فعالان داخل ایران محدود نخواهد شد و نهادها و اشخاص خارجی که به اکوسیستم داراییهای دیجیتال جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمها کمک کنند نیز ممکن است هدف قرار گیرند.
عملیات «طرد اقتصادی» در دوم شهریور از سوی بسنت اعلام شد. وزارت خزانهداری میگوید هدف این کارزار قطع «شریانهای اقتصادی باقیمانده» جمهوری اسلامی است و برای این منظور شبکهها، واسطهها و کانالهای مالی مورد استفاده ایران برای فروش و قاچاق نفت، دور زدن تحریمها و تامین مالی تروریسم را شناسایی کرده است.
این وزارتخانه اعلام کرده است در این کارزار با بخشهای مختلف دولت آمریکا، اتحادیه اروپا، بریتانیا، کشورهای شریک در خلیج فارس و دیگر طرفها همکاری میکند و منابع درآمدی جمهوری اسلامی را که واشنگتن آنها را غیرقانونی میداند، هدف قرار خواهد داد.
خزانهداری آمریکا همچنین هشدار داده است نهادهایی که به پولشویی یا دور زدن تحریمها برای ایران کمک کنند، ممکن است از نظام مالی آمریکا کنار گذاشته شوند.
این وزارتخانه بر خطر تحریمهای ثانویه برای طرفهایی که به تجارت با جمهوری اسلامی ادامه میدهند نیز تأکید کرده و گفته است سرعت اجرای اقدامات تحریمی را افزایش خواهد داد.
نقش بیتبانک در شبکه اقتصادی بابک زنجانی
اوفک پیشتر در ۳۰ ژانویه و ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ نیز چندین شرکت و واسطه فعال در حوزه داراییهای دیجیتال مرتبط با بابک زنجانی را تحریم کرده بود.
زنجانی در اسفند ۱۳۹۴ در ایران به اتهام اختلاس میلیونها دلار از شرکت ملی نفت ایران به اعدام محکوم شد، اما در اردیبهشت ۱۴۰۳ قوه قضاییه اعلام کرد که حکم به ۲۰ سال زندان کاهش یافته است و پس از آن او با آزادی از زندان بار دیگر بهطور علنی بهعنوان سرمایهگذار و حامی پروژههای اقتصادی مرتبط با حکومت فعالیتهای خود را از سر گرفت.
وزارت خزانهداری آمریکا، بابک زنجانی را در ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
وزارت خزانهداری آمریکا میگوید زنجانی در کنار پروژههای بزرگ زیرساختی و حملونقل، شبکهای از شرکتهای فعال در حوزه داراییهای دیجیتال ایجاد کرده که بخشی از آن برای پولشویی به نفع سپاه پاسداران به کار گرفته شده است.
بهگفته این وزارتخانه، شرکتهای این شبکه در ظاهر فعالیتهای تجاری انجام میدهند، اما همزمان بهعنوان پلتفرمهای مالی پنهان برای دور زدن تحریمها و حمایت از نهادهای وابسته به جمهوری اسلامی عمل میکنند.
بیتبانک یک صرافی دارایی دیجیتال ایرانی است که زنجانی دستکم از سال ۲۰۲۴ خدمات آن را در حسابهای شبکههای اجتماعی خود تبلیغ کرده است. چند شرکت دیگر در شبکه مرتبط با زنجانی نیز بیتبانک را بهعنوان شریک تجاری خود معرفی کردهاند.
وزارت خزانهداری میگوید زنجانی تنها در فاصله ژوئن و ژوئیه ۲۰۲۶ صدها میلیون دلار بیتکوین را با استفاده از بیتبانک به سپاه پاسداران منتقل کرده یا انتقال آن را تسهیل کرده است.
شرکت پیشتاز سیمرغ، توسعهدهنده نرمافزار داراییهای دیجیتال بیتبانک، زیرمجموعه گروه ارزشآفرینی دات وان (Dot One) است که پیشتر از سوی اوفک تحریم شده بود.
وزارت خزانهداری آمریکا میگوید پیشتاز سیمرغ فعالیت تجاری خود را نیز حول برند بیتبانک توسعه داده است. بیتبانک و پیشتاز سیمرغ بهدلیل فعالیت در بخش داراییهای دیجیتال اقتصاد ایران تحت فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ تحریم شدهاند.
سه مدیر شبکه زنجانی در فهرست تحریمها
سه فرد تحریمشده نیز از مدیران دات وان و افراد کلیدی شبکه داراییهای دیجیتال زنجانی معرفی شدهاند.
بهگفته وزارت خزانهداری، حسینعلی ذاکر حسین در بخش عمده فعالیتهای مرتبط با دور زدن تحریمهای زنجانی، از جمله صادرات نفت ایران و انتقال داراییهای دیجیتال، نقش داشته و واسطه معاملاتی بوده است که داراییهای دیجیتال آن در نهایت به سپاه پاسداران رسیده است.
محمدمهدی ذاکر حسین مدیر و نماینده دات وان و مدیرعامل پیشتاز سیمرغ است و سید عادل حیدری نیز سمت نایبرییس هیاتمدیره دات وان را دارد.
تشدید تحریمهای اقتصادی دولت ایالات متحده علیه ایران، اینبار بهطور مستقیم آینده تحصیلی شهروندان و دانشجویان ایرانی-کانادایی را هدف قرار داده است.
به گزارش شبکه سیبیسی، شورای پذیرش دانشکدههای حقوق مستقر در آمریکا دسترسی داوطلبان دارای تابعیت یا پیشینه ایرانی را به آزمون ورودی دانشکدههای حقوق در کانادا مسدود و ثبتنام آنها را لغو کرده است؛ تصمیمی که شوک و نگرانی عمیقی را برای جامعه ایرانیان کانادا رقم زده است.
قفل شدن ناگهانی حسابها در آستانه آزمون
آزمون ورودی حقوق اصلیترین و ضروریترین بخش از فرآیند پذیرش در تقریبا تمامی دانشکدههای حقوق کانادا و آمریکاست. با این حال، مدیریت این آزمون بر عهده یک نهاد غیرانتفاعی در ایالات متحده است که ملزم به رعایت قوانین تحریمی وزارت خزانهداری این کشور است.
به گزارش سیبیسی، در پی اجرای دور تازه تحریمهای واشینگتن در چارچوب عملیات طرد اقتصادی، شورای پذیرش با ارسال ایمیلهایی به داوطلبان ایرانی اعلام کرد بهدلیل محدودیتهای قانونی، از ارائه خدمات به شهروندان ایرانی معذور است. این رویکرد بدون در نظر گرفتن وضعیت اقامتی یا شهروندی متقاضیان اعمال شد و دسترسی دانشجویان مقیم کانادا به پروندهها، ثبتنامها و نمرات گذشتهشان را مسدود ساخت.
آرتین صفایی، دانشجوی دانشگاه سایمون فریزر و شهروند کانادا، و مانا محمدی، دانشجوی دانشگاه کویینز و متولد انتاریو، در گفتوگو با سیبیسی اعلام کردند که تنها چند روز یا چند هفته مانده به آزمون و پس از ماهها تلاش شبانهروزی، با قفل شدن حساب کاربری خود روبهرو و فشارهای روانی شدیدی را متحمل شدهاند.
شروط رفع انسداد و آزمون اثبات هویت
بر اساس این گزارش، هرچند پس از پیگیریهای متعدد حساب برخی از این متقاضیان بازگشایی شد، اما این روند مشروط به ارائه مدارک هویتی نظیر گذرنامه کانادایی، گواهی تولد و تکمیل فرمهایی مبنی بر عدم وابستگی به حکومت ایران و عدم سکونت در این کشور بوده است.
داوطلبان و حقوقدانان این اقدام را رویهای تحقیرآمیز و اعمال بار اثباتی ناعادلانه بر شهروندانی میدانند که در خاک کانادا سکونت دارند و صرفا قصد ورود به دانشگاههای کشور خود را دارند.
هشدار حقوقدانان نسبت به کاهش وکلای ایرانیتبار در کانادا
سیبیسی در ادامه بهنقل از نیوشا سمیعی، وکیل دادگستری در ونکوور، نوشت که آثار این محدودیتها فراتر از یک چالش مقطعی تحصیلی است.
به باور این حقوقدان، مسدود کردن مسیر ورود داوطلبان ایرانی به رشته حقوق میتواند در بلندمدت شمار وکلای ایرانیتبار را در کانادا کاهش دهد و دسترسی جامعه مهاجر ایرانی به وکلایی را با دشواری روبهرو کند که با زبان، فرهنگ و ویژگیهای جامعه خود آشنا هستند.
واکنش دانشکدههای حقوق به انحصار آزمونهای آمریکایی
به دنبال بروز این بحران، روسای دانشکدههای حقوق سراسر کانادا در نشستی به بررسی راهکارهای حمایتی پرداختهاند. در همین راستا، دانشکده حقوق دانشگاه تورنتو اعلام کرده است پرونده متقاضیانی را که بهدلیل این تحریمها موفق به ارائه نمره نشدهاند، بدون این آزمون ارزیابی خواهد کرد و دانشگاه بریتیش کلمبیا نیز وضعیت را از نزدیک زیر نظر دارد.
این اتفاقات پرسشها و انتقادهای گستردهای را در جامعه حقوقی کانادا برانگیخته است؛ منتقدان تاکید میکنند وابستگی شدید نظام آموزش عالی کانادا به یک آزمون انحصاری مستقر در آمریکا، استقلال دانشگاههای این کشور را زیر سوال برده و سبب شده تا تغییرات سیاسی در کاخ سفید، بهطور مستقیم زندگی شهروندان در کانادا را با اختلال مواجه کند.
ژینا مهسا امینی از اهالی شهر سقز بود. شهری در شمال استان کُردستان. او پس از اینکه در تهران به دست پلیس گشت ارشاد کشته شد، برای خاکسپاری به زادگاهش برده شد. شعلهی خیزش مردمی از همان گورستان آیچی از اجتماع بزرگ مردم سوگوار آغاز شد.
ساعتی نگذشته بود که مردم در شهرهای مختلف کردستان و دیگر شهرهای کردنشین به خیابانها آمدند. اهالی سقز، سنندج، مریوان، بوکان، کرمانشاه، پیرانشهر، مهاباد و تمام شهرهای دیگر سه استان کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی با خشم و اعتراض به خیابانها آمدند.
مردم فریاد میزدند ژن، ژیان، آزادی. آنها مهسا امینی را شهید مینامیدند و شعار میدانند شهید نمیمیرد. گروهی دیگر فریاد مرگ بر دیکتاتور سر میدادند. زنان پیشروی اعتراضات بودند. آنها روسری را از سر برداشته و در صف اول اعتراضات بودند. خونها از ظلم جمهوری اسلامی به جوش آمده بود.
در حالیکه اعتراضات مردمی در سراسر کشور گسترش مییافت، نیروهای سرکوب وارد عمل شدند. گستردهی سرکوب در استانهایی مانند کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی در حدی بالا بود، که سازمان عفو بینالملل در گزارش مفصل و بیسابقهی خود بهطور خاص به آنها پرداخته است.
سرکوب در این سه استان با الگویی واحد و بیرحمانه پیش رفت. نیروهای سرکوبگر از فراجا و یگان ویژه گرفته تا سپاه پاسداران و گردانهای بسیج با بهرهگیری از قرارگاههای منطقهای حمزه سیدالشهدا و نجف اشرف، خیابانهای غرب کشور را به صحنهی جنگ تبدیل کردند. سلاحهای بهکاررفته بسیار فراتر از ابزارهای مرسوم کنترل اعتراضات خیابانی بود. تفنگهای تهاجمی کلاشنیکف، ژ-۳، کلت کمری، مسلسلهای یوزی، تکتیراندازها و حتی مسلسلهای سنگین دوشکا نصبشده بر پشت وانتها، در کنار شاتگانهای ساچمهزن به کار گرفته شدند. سربازان خامنهای با سنگینترین تجهیزات نظامی به جنگ مردمی رفتند که سلاحشان فریاد آزادی بود.
تحقیقات مستند عفو بینالملل نشان میدهد تیراندازیها نه برای دفع خطرات جانی، بلکه برای مجازات، ارعاب و کشتار معترضان صورت گرفته است. الگوهایی تکرارشونده وجود داشت. شلیک به خودروهای در حال حرکت، تیراندازی مستقیم از فاصلهی نزدیک به سر و سینه، شلیک به پشت سر معترضانِ در حال فرار، ضربوشتم شدید و مانعتراشی در مسیر امدادرسانی.
یکی از تلخترین ابعاد این سرکوب سیستماتیک، بازداشت مجروحان در بیمارستانها بود. کابوسی که باعث شد دهها معترض از ترس ربودهشدن، به مراکز درمانی نروند و بر اثر عدم رسیدگی پزشکی، خونریزی و عفونت، جان بسپارند.
عفو بینالملل در بررسیهای خود توانسته است دستکم ۳۵ معترض کشتهشده در استان کردستان را با اطلاعات کامل شناسایی کند. ۳۰ نفر از آنها با شلیک مستقیم گلوله یا ساچمه و باقی زیر ضربوشتم، با اصابت کپسول گاز اشکآور و زیر گرفتن عمدی توسط خودروی یگان ویژه کشته شدهاند.
سنندج با ۱۷ کشته، شاهد سه موج سنگین سرکوب بود. در ۱۶ مهر، یحیی رحیمی ۳۰ ساله تنها به جرم بوق زدن در اتومبیلش از فاصله نیممتری هدف شاتگان قرار گرفت. پیمان منبری ۲۵ ساله با سلاح کمری لباسشخصیها از پشت زده شد و محمد امینی ۳۳ ساله با شلیک کلاشنیکف جان باخت. در چهلم مهسا، سارینا ساعدی ۱۵ ساله بر اثر ضربات باتوم به سر دچار خونریزی مغزی شد و جان سپرد؛ نهادهای امنیتی پدرش را تحت فشار قرار دادند تا سناریوی ساختگی خودکشی را تکرار کند. در موج سوم، شاهو بهمنی ۳۶ ساله پس از اصابت گلوله ژ-۳، ۳۰ تا ۴۰ دقیقه روی زمین خونریزی کرد، زیرا ماموران به هر کس که برای کمک نزدیک میشد شلیک میکردند.
در بانه، فریدون فرجی ۲۷ ساله، کارگر پیتزافروشی، هنگام نگاه کردن از پنجره هدف گلوله قرار گرفت. در سقز، محمد حسینی عمدا توسط خودروی یگان ویژه زیر گرفته شد. در دیواندره، ماموران از برجک پایگاه سپاه به جمعیت شلیک کردند و محسن محمدی و فواد قدیمی را به قتل رساندند. در دهگلان، محسن نیازی هنگام فرار از پشت زده شد و ده دقیقه طول کشید تا زیر نظر ماموران جان سپرد.
استان کرمانشاه شاهد کشتهشدن دستکم ۱۹ نفر بود. مینو مجیدی ۶۲ ساله هنگام فرار از موتورسواران یگان ویژه از فاصله نزدیک هدف ساچمه قرار گرفت و جان باخت. رضا شهپرنیا ۲۳ ساله و امیرحسین بساطی ۱۵ ساله نیز با شلیک مستقیم کشته شدند. امیرحسین تنها برای برداشتن دمپاییاش برگشته بود که از پشتبام مسجد هدف قرار گرفته شد.
خونینترین سرکوب در جوانرود رقم خورد. روز ۳۰ آبان و ۱ آذر، خیابانهای جوانرود به میدان جنگ تبدیل شد. عرفان کاکایی ۵۱ ساله و بهاءالدین ویسی ۱۶ ساله با شلیک گلوله کشته شدند. فردای آن روز، نیروهای سپاه با بستن خیابانها، جمعیت معترض را با سلاحهای جنگی به گلوله بستند. جوانرود پس از این جنایت، ماهها زیر محاصره شدید امنیتی بود.
بنا به کشتهشدگان شناساییشده توسط عفو بینالملل آذربایجان غربی با ۴۱ کشته، بیشترین تلفات را در میان سه استان داشت. ۳۳ مرد، دو زن و شش کودک.
بوکان با ۱۳ کشته، روزهایی تلخ را تجربه کرد. در ۲۶ آبان، با بستن مسیرها توسط خودروهای دوشکادار، شلیک از بام ادارات دولتی آغاز شد. میلاد معروفی ۲۲ ساله از فاصله نزدیک به سرش شلیک شد.
در مهاباد، ۱۳ نفر جان باختند. نیروهای امنیتی با قطع عمدی برق شهر در تاریکی دست به سرکوب زدند.
در پیرانشهر، کومار درافتاده ۱۶ ساله با شلیک ساچمه از فاصله نزدیک به سینه و شکم کشته شد. در اشنویه، امین معرفت ۱۶ ساله، میلان حقیقی ۲۱ ساله و صدرالدین لیطانی ۲۷ ساله هدف گلوله قرار گرفتند.
عفو بینالملل تاکید میکند این کشتهها فقط مشتی نمونهی خروار از سرکوبهای خونین جمهوری اسلامی در خیزش زن، زندگی، آزادی هستند. مستندات عفو بینالملل ثابت میکند که این سرکوبها حاصل رفتارهای خودسرانه افراد نبوده، بلکه دستوری هماهنگشده از سوی بالاترین مقامات نظامی و قضایی جمهوری اسلامی بوده است.
پرونده سنگین کشتار در غرب ایران، بخشی انکارناپذیر از جنایات علیه بشریت است. جنایاتی که تا زمان محاکمه و پاسخگویی تمامی آمران و عاملان آن، هرگز فراموش نخواهد شد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پنجشنبه ۲۶ شهریور به وبسایت اکسیوس گفت در جنگ ایران به مرحلهای حساس نزدیک میشود و باید درباره ازسرگیری حملات گسترده و نابودی حکومت ایران تصمیم بگیرد.
ترامپ گفت: «یک تصمیم بزرگ پیش رو دارمِ آیا میخواهم وارد شوم و آنها [حکومت ایران] را نابود کنم یا نه؟ تصمیم بزرگی است. درباره من هر اتفاقی ممکن است بیفتد.»
ترامپ پیشتر نیز تهدیدهای مشابهی را مطرح کرده بود، اما اظهارات جدید او در آستانه نشست برنامهریزیشده روز سهشنبه آینده با رهبران شش کشور خلیج فارس در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک بیان میشود.
این نشست میتواند بر مرحله بعدی جنگ تاثیر بگذارد؛ از جمله اینکه آیا بار دیگر برای دستیابی به راهحلی دیپلماتیک تلاش شود یا اقدامات نظامی شدت گیرد. اگر ترامپ بخواهد عملیات رزمی گسترده را از سر بگیرد، به همراهی متحدان منطقهای آمریکا نیاز خواهد داشت.
او به اکسیوس گفت ممکن است در حاشیه نشست سازمان ملل با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نیز دیدار کند.
اکسیوس پیشتر بهنقل از یک منبع اسرائیلی خبر داده بود که نتانیاهو خواهان دیدار با ترامپ در نیویورک است، اما هنوز دیداری میان آنها برنامهریزی نشده است.
رییسجمهوری آمریکا طی روزهای اخیر چندین بار گفته است که جنگ ایران بهزودی پایان خواهد یافت. با این حال، برخی مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند که درگیری به یک بنبست ناپایدارِ نه جنگ و نه صلح تبدیل شده است. آنها معتقدند اگر تا زمان انتخابات میاندورهای آمریکا توافقی حاصل نشود، ترامپ ممکن است پس از این انتخابات بار دیگر به عملیات رزمی گسترده روی آورد.
ترامپ میخواهد نظر متحدان خلیج فارس را بشنود
ترامپ در مصاحبه با اکسیوس تاکید کرد که قصد دارد از نشست حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل برای شنیدن مستقیم دیدگاه متحدان منطقهای درباره گامهای بعدی جنگ استفاده کند.
او گفت: «میخواهم بفهمم آنها در چه وضعیتی هستند و اوضاعشان چطور است. ما بسیار از آنها محافظت کردهایم.»
اکسیوس چهارشنبه ۲۵ شهریور گزارش داده بود رهبران یا وزیران امور خارجه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عمان، در این نشست شرکت خواهند کرد.
بهنوشته اکسیوس وزارت امور خارجه آمریکا چهارشنبه دعوتنامههای اولیه را ارسال کرده و ممکن است دیگر رهبران کشورهای عربی و مسلمان نیز به این نشست دعوت شوند.
ترامپ حاضر نشد بگوید تصمیم خود درباره مسیر آینده جنگ را پیش یا پس از انتخابات میاندورهای خواهد گرفت.
نگرانی عربستان و قطر مانع ازسرگیری جنگ گسترده
بهنوشته اکسیوس ترامپ در اوایل ماه اوت به این دلیل از شروع دوباره عملیات رزمی گسترده خودداری کرد که عربستان سعودی و قطر نگرانی خود را از احتمال حمله تلافیجویانه جمهوری اسلامی به تاسیسات نفت و گاز و زیرساختهای کشورهای منطقه ابراز کردند.
از آن زمان، ترامپ بهنوشته اکسیوس رویکردی «کمسروصدا» در پیش گرفت که عمدتا بر تعلیق مذاکرات با تهران، آغاز کارزار جدید تحریمهای اقتصادی، ادامه محاصره دریایی بنادر ایران و تمرکز ارتش آمریکا بر بازگشایی تنگه هرمز و افزایش جریان نفت به بازار جهانی انرژی متمرکز بوده است.
ارتش آمریکا تردد نفتکشها و کشتیهای حامل گاز از تنگه هرمز را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. با این حال، میزان تردد همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ است و قیمت نفت نیز بالا باقی مانده است.
نیروهای آمریکا تا پایان سال در سطح کنونی باقی میمانند
ب گفته مقامهای آمریکایی، ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، به ارتش دستور دادهاند سطح فعلی نیروهای خود در خاورمیانه را تا پایان سال حفظ کند تا برای احتمال بازگشت به جنگ تمامعیار آماده باشد.
این مقامها میگویند ترامپ باید بهزودی درباره مسیر آینده تصمیم بگیرد؛ بخشی از دلیل آن این است که ارتش آمریکا نمیتواند برای مدت بسیار طولانی در وضعیت فعلی انتظار باقی بماند.
یکی از مقامهای آمریکایی گفت: «بالاخره در مقطعی باید تصمیم بگیرید هدف نهایی چیست.»
ترامپ همچنین به اکسیوس گفت از اینکه محاصره دریایی مانع صادرات نفت ایران شده است بسیار رضایت دارد.
او گفت: «از زمانی که شروع کردیم، حتی یک کشتی هم به ایران نرفته است. آنها تلاش کردند و ما آنها را منفجر کردیم.»
رئیسجمهوری آمریکا همچنین گفت حکومت ایران بهطور مستقیم با ایالات متحده در تماس است و آنها همچنان خواهان دستیابی به توافق هستند.
برنامه کاخ سفید برای دوران پس از جنگ
کاخ سفید همزمان در حال تدوین راهبردی برای دوران پس از جنگ است که براساس آن، یک تلاش منطقهای برای مهار ایران شکل خواهد گرفت و در عین حال روند عادیسازی روابط میان اسرائیل و کشورهای همسایه گسترش خواهد یافت.
این طرح هنوز در مراحل اولیه تدوین است، اما قرار است پس از پایان جنگ ایران، چارچوب رویکرد آمریکا در خاورمیانه را در دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری ترامپ تعیین کند.
با این حال دو رویداد مهم یعنی انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر، بر این برنامهریزی سایه انداختهاند.
۲۲شهریور ۱۴۰۱ ژینا مهسا امینی دختر ۲۲سالهی کُرد در تهران به بهانه حجاب به دست پلیس گشت ارشاد بازداشت شد. همان شب با علائم مرگ مغزی به بیمارستان کسری برده شد و پس از سه روز درگذشت. دلیل مرگ او ضربات ناشی از باتوم و رفتار خشن ماموران گشت ارشاد بابود.
عصر ۲۵ شهریور همزمان با اعلام خبر درگذشت مهسا، نخستین جرقههای اعتراض با تجمع اعضای خانواده، فعالان مدنی و شهروندان معترض در برابر بیمارستان زده شد. پلیس سرکوب از همان لحظه ی اول وارد شد.
یکروز بعد مراسم خاکسپاری مهسا در گورستان آیچی سنندج آغاز اعتراضات گستردهی سراسری بود. بر سنگ گور مهسا نوشته شده بود «ژینا جان، تو نمیمیری، نامت نماد میشود» جملهای که به واقعیت پیوست.
تا سوم مهسا در ۲۸ شهریور خیزش سراسری از شهرهای استانهای کردنشین فراتر رفت و بهدهها شهر دیگر کشیده شد. ۳۰ شهریور خیزش اعتراضی به اوج سراسری خود رسید و دستکم ۸۷ شهر در تمامی ۳۱ استان ایران شاهد تجمعات خیابانی، درگیری با نیروهای سرکوبگر و تسخیر نمادین معابر عمومی بود.
ویژگی بیبدیل خیزش ۱۴۰۱ نقش محوری زنان بود. دخنتران و زنان که برای بیش از چهردهه تخت سرکوب سیستماتیک قرار داشتند، پیشتاز اعتراضات بودند. زنان روسریها، نمادهای سرکوب را برداشته و سوزاندند. دور آتش رقصیدند، موها را گره زدند و بدون حجاب در خیابانها نظم نمادین سلطه را به چالش کشیدند.
شعار ژن، ژیان، آزادی که در روز خاکسپاری مهسا در گورستان آیچی سرداده شده بود ترجمه و زن، زندگی، آزادی تبدیل به شعار محوری اعتراضات شد.
خیزش زن، زندگی، آزادی با تنوع رنگارنگش تبدیل به نخستین ائتلاف فراطبقاتی و سراسری میان اقشار گوناگون پس از انقلاب سال ۵۷ شد. از دانشآموزان و دانشجویان گرفته تا اقلیتهای قومی و دینی، اصناف مختلف، کارگران و فعالان مدنی همگی به میدان آمدند. دانشآموزان دختر روسریهای خود را برداشتند و عکسهای رهبران جمهوری اسلامی را پاره کردند. دانشجویان، دانشگاهها را به تعطیلی کشاندند. بازارها در بزرگترین اعتصابات پس از انقلاب بسته شدند. و کارگران از رفتن به سر کارهای خود سرباز زدند.
حکومت بلافاصله احساس خطر کرد. موج بزرگ و بیسابقهای از سرکوب در ابعادی که پیش از آن دیده نشده بود از راه رسید. جمهوری اسلامی با تمام نیروهایش به میدان آمد. از شهریور تا پایان آبان سال ۱۴۰۱ چندین موج پیاپی اعتراضات مردمی، با شدت و خشونت سرکوب شد.
بررسیهای عفو بینالملل ثابت میکند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بهطور گسترده، سیستماتیک و غیرقانونی از انواع سلاحهای مرگبار و نیروی سرکوب برای متفرقکردن، ارعاب، سرکوب و مجازات معترضان استفاده کرده است. براساس حقوق بینالملل، استفاده از سلاح گرم تنها زمانی مجاز است که یک خطر واقعی و نزدیک مرگ یا جراحت شدید متوجه نیروهای امنیتی یا دیگران باشد. اما تحقیقات عفو بینالملل نشان میدهد نیروهای امنیتی در هیچیک از موارد بررسیشده با چنین خطری روبرو نبودهاند.
نیروهای سرکوب از سلاحهای گرم جنگی مانند تفنگهای خانوادهی کلاشنیکف، ژ۳، مسلسل و کلتهای کمری استفاده کرد. همچنین از تفنگهای ساچمهزن استفاده شد که باعث زخمهای شدید، کور شدن چشمها و مرگ معترضان شده است.
نیروهای سرکوب از اینهم فراتر رفت و از سلاحهای کمتر کشنده مانند پرتابکنندههای گاز اشکآور و فشنگهای پلاستیکی برای کشتن معترضان استفاده کرد. آنها گاز اشکآور را مستقیم به سمت سروصورت معترضان شلیک کردند و از باتوم، شوکر و کابل برای آسیبهای جدی که حتی منجر به مرگ شد استفاده کردند.
آنها بدون هیچگونه هشدار قبلی به تجمعات کاملا مسالمتآمیز شلیک کردند. نیروهای سرکوب با تعقیب معترضان در حال فرار به سروگردن آنها از پشت شلیک کردند. همچنین در ایستهای بازرسی و گشتهای خودرویی و در هجوم به منازل مسکونی از اسلحهی گرم استفاده شد.
صدها نفر در خیابانها کشته شدند. زنان، مردان و کودکان به خون نشستند. بازداشتهای گسترده از راه رسید و دهها هزار نفر راهی بازداشتگاهها شدند. بازداشتگاههایی که ادامهای بر ماشین کشتار و سرکوب بودند. گروهی ناپدید شدند و هرگز بازنگشتند. بعضی به مرگهایی مشکوک درگذشتند. ماشین کشتار حتی پس از آزادی هم دست از سر معترضان برنداشت.
عفو بینالملل دستکم ۳۷۷ نفر از کشتهشدگان خیزش زن، زندگی آزادی را فهرست کرده است. ۳۲۸ نفر از این افراد در خیابانها کشته شدند. اکثریت آنها با شلیک مستقیم گلولهی جنگی یا ساچمههای فلزیدرگذشتند و دستکم ۱۳ نفر بر اثر ضربات شدید باتوم و زیر ضربوشتم جان باختند. کسانی چون حدیث نجفی و مهدی حضرتی. مابقی بر اثر برخورد پوکهی گاز اشکآور یا استنشاق گاز و تصادف عمدی با وسایل نقلیهی نیروهای ضدشورش کشته شدند.
براساس برآوردهای سازمان عفو بینالملل ۱۷درصد از کشتهشدگان کودک بودهاند. کسانی چون کیان پیرفلک، سارینا اسماعیلزاده و نیکا شاکرمی. ۴۷درصد جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله و ۳۶ درصد بالای سیسال داشتهاند.
بهجز کشتهشدگان، بازداشتهای خودسرانه بخش بزرگی از روند سرکوب جمهوری اسلامی بوده است. دهها هزارنفر از جمله کودکان، دانشجویان، وکلا، روزنامهنگاران، فعالان مدنی و خانوادههای دادخواه بازداشت شدند. گروهی در خیابانها و گروهی دیگر با هجوم به منازلشان ربوده شده و به بازداشتگاههای مخفی و خانههای امن منتقل شدند. آنها شکنجه شده و ناچار به اعتراف اجباری شدند. نیروهای امنیتی و قضایی با پنهانکردن اطلاعات مربوط به محل نگهداری و سرنوشت بازداشتشدگان از خانوادهها، آنها را برای روزها یا هفتهها در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار دادند.
همچنین شکنجههای جسمی، جنسی و روحی برنامهی عادی بازداشتگاههای جمهوری اسلامی بوده است. کتکزدن با باتوم، شلاق، شوک الکتریکی، سوزاندن با سیگار یا اجسام داغ، سوزنزدن زیر ناخنها، محرومیت طولانی از خواب، غذا و آب، نگهداری در سلولهای بسیار سرد یا گرم، و عدم درمان جراحات از شکنجههای انجامشده هستند.
گروهی با اجرای مصنوعی اعدام، تهدید به تجاوز جنسی به فرد یا اعضای خانواده و توهینهای خردکننده شکنجه شدند.
عفو بینالملل دستکم ۱۶مورد تجاوز جنسی توسط ماموران یا با استفاده از وسایلی مانند باتوم و بطری را فهرست کرده است. همچنین دستکم ۲۹مورد انواع دیگر شکنجههای جنسی مانند دستدرازی به اندامهای جنسی و شوک الکتریکی به دستگاه تناسلی مردان تاییده شدهاند.
یافتههای عفو بینالملل ثابت میکند که سرکوب اعتراضات سال ۱۴۰۱ یک اقدام پراکنده یا تخلف فردی ماموران نبوده، بلکه حاصل یک برنامهی گسترده، سیستماتیک و سازمانیافته علیه غیرنظامیان برای حفظ قدرت به هر قیمت بوده است. تمام ارکان این سرکوبها منطبق بر تعریف حقوقی «جنایات علیه بشریت» براساس اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی است.