دبیرکل سازمان ملل: آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب باید بهطور کامل برقرار شود


آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، چهارشنبه ۲۵ شهریور در یک نشست خبری در نیویورک، پیش از آغاز مجمع عمومی سازمان ملل، گفت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، بابالمندب و آبهای اطراف آنها باید مطابق قوانین بینالمللی بهطور کامل برقرار شود و همه طرفها به آن احترام بگذارند.
او همچنین حملات حوثیها به زیرساختهای غیرنظامی عربستان سعودی و ایجاد موانع برای کشتیرانی آزاد در بابالمندب را محکوم کرد و گفت فرستادگان ویژه سازمان ملل تلاش گستردهای برای رسیدگی به این تنشها انجام میدهند.
دبیرکل سازمان ملل درباره پیشروی حوثیها به سوی بابالمندب گفت حفظ آزادی کشتیرانی در این منطقه باید «به هر قیمتی» تضمین شود.
او با اشاره به ادامه عملیات نظامی گفت تجربه جنگ در یمن نشان داده است دستیابی به راهحل نظامی برای این بحران بسیار دشوار است و افزود: «اقدام نظامی در حال انجام است، اما بهتنهایی مشکل را حل نخواهد کرد.»
گوترش بر ضرورت آغاز مذاکرات جدی تاکید کرد و از طرفها خواست برای پایان دادن به تشدید درگیریها در خاورمیانه وارد گفتوگو شوند.






مصر، قطر، کویت، تشکیلات خودگردان فلسطین و شورای همکاری خلیج فارس، آنچه عربستان سعودی تلاش حوثیها برای حمله پهپادی به مکه خواند، محکوم کردند. این واکنشها در حالی منتشر شد که حوثیها از حملات تازه به تاسیسات نفتی و نظامی عربستان سعودی خبر دادند، اما هدف گرفتن مکه را رد کردند.
مصر چهارشنبه ۲۵ شهریور اعلام کرد امنیت عربستان سعودی بخش جداییناپذیر امنیت ملی کشورهای عربی است و تلاش برای حمله پهپادی به مکه را بهشدت محکوم کرد.
وزارت امور خارجه قطر نیز این اقدام را «تجاوزکارانه و شرمآور» و «عبور بسیار خطرناک از همه خطوط قرمز دینی، اخلاقی و انسانی» خواند و گفت چنین حملهای احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان را تحریک میکند.
این موضعگیریها پس از آن صورت گرفت که عربستان سعودی از رهگیری و انهدام یک پهپاد متعلق به حوثیها در جنوب مکه، پیش از ورود به حریم هوایی ممنوعه این شهر، خبر داد. به گفته سخنگوی ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی، این رویداد عصر سهشنبه ۲۴ شهریور رخ داد.
وزارت امور خارجه کویت در بیانیهای از حمایت خود از همه اقدامهای عربستان سعودی برای حفظ حاکمیت و امنیت این کشور و حفاظت از اماکن مقدس مسلمانان خبر داد.
تشکیلات خودگردان فلسطین نیز تلاش برای حمله به مکه را محکوم کرد و امنیت عربستان سعودی، مسجدالحرام و مسجدالنبی را «خط قرمز» خواند. دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس هم فرستادن پهپاد به سوی مکه را «اقدامی تروریستی و خائنانه» توصیف کرد.
ریاض: همه اقدامات لازم را برای دفاع انجام میدهیم
وزارت امور خارجه عربستان سعودی چهارشنبه ۲۵ شهریور اعلام کرد پدافند هوایی این کشور دومین تلاش حوثیها، گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی، برای هدف قرار دادن مکه را خنثی کرد و افزود: «برای دفاع از اماکن مقدس و خاک عربستان سعودی همه اقدامات لازم را انجام خواهیم داد.»
جمال الضاری، دبیرکل پروژه ملی عراق، نیز از کشورهای عربی و اسلامی خواست دفاتر حوثیها را ببندند، به حضور نمایندگان این گروه در خاک خود پایان دهند و از هرگونه حمایت از این گروه خودداری کنند.
در مقابل، حوثیها در بیانیه نیروهای مسلح خود گزارشهای عربستان سعودی درباره هدف گرفتن مکه را «دروغ» خواندند و گفتند عملیاتشان تاسیسات نفتی و پایگاههای نظامی دور از اماکن مقدس را هدف میگیرد.
این گروه چهارشنبه از حمله به تاسیسات آرامکو در ینبع و یک پایگاه هوایی در خمیس مشیط با «دهها موشک بالستیک و پهپاد» خبر داد و گفت این حملات به آتشسوزیهای گسترده و خسارتهای فراوان منجر شد.
حوثیها همچنین اعلام کردند حملات خود را در عمق خاک عربستان سعودی و علیه تجمع نیروهای سعودی تا توقف آنچه «تجاوز» و «محاصره» یمن خواندند، ادامه میدهند.
در بیانیهای دیگر، نیروهای مسلح حوثیها گفتند یک جنگنده اف۱۵ عربستان سعودی را در حریم هوایی استان مارب با موشک زمینبههوا سرنگون کردند و جنگندههای اعزامشده برای جستوجوی لاشه آن را نیز وادار به عقبنشینی کردند. این گروه همچنین شمار حملات هوایی عربستان سعودی به هفت استان یمن در یک هفته را بیش از ۴۵۰ مورد اعلام کرد و از کشته و زخمی شدن شماری از غیرنظامیان خبر داد.
گزارش رویترز از دیدار مقامهای آمریکایی با حوثیها
در تحولی دیگر، رویترز چهارشنبه به نقل از پنج منبع آگاه گزارش داد مقامهای آمریکایی با نمایندگان حوثیها در عمان دیدار کردند.
به گفته این منابع، دیدار با کمک دولت عمان در سفارت آمریکا در مسقط برگزار شد و محمد عبدالسلام و عبدالملک العجری، از مقامهای ارشد حوثیها، در آن حضور داشتند.
بر اساس گزارش رویترز، این دیدار چند روز پس از تصرف بخشی راهبردی از سواحل دریای سرخ در یمن به دست حوثیها انجام شد.
عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ رهبری ائتلافی را بر عهده دارد که با حوثیها میجنگد. این درگیری پس از برقراری آتشبس در سالهای اخیر تا حد زیادی فروکش کرده بود، اما در هفتههای اخیر و بهدنبال پیشروی حوثیها و عقب راندن نیروهای همسو با دولت یمن، بار دیگر شعلهور شده است.
۱۹ شهریور، پایگاه خبری اکسیوس نوشت محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در دو تماس تلفنی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خواست تا واشینگتن حوثیها را هدف قرار دهد، اما ترامپ این درخواست را رد کرد.
تنها سه روز تا افتتاح رسمی بازیهای آسیایی آیچی–ناگویا ۲۰۲۶ باقی مانده و با ورود تدریجی ورزشکاران و کاروانهای کشورهای مختلف به ژاپن، تبوتاب این رویداد افزایش یافته است. این سومین دورهای است که بازیهای آسیایی در ژاپن برگزار میشود.
با افزایش چشمگیر هزینه میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی در سالهای اخیر و دشوارتر شدن توجیه اقتصادی ساخت زیرساختهای جدید، برگزارکنندگان این دوره تلاش کردهاند با استفاده از روشهای کمهزینهتر، مخارج را کنترل کنند و از تحمیل بار مالی بیشتر بر مالیاتدهندگان استان آیچی بکاهند.
یکی از مهمترین این اقدامات، کنار گذاشتن ایده ساخت یک دهکده متمرکز برای ورزشکاران و استفاده از زیرساختهای موجود، از جمله هتلها، در کنار کشتی کروز و اقامتگاههای موقت برای اسکان ورزشکاران و اعضای کاروانها بوده است.
این ابتکار البته چالشهایی را نیز به همراه داشته است. گزارشهایی درباره مشکلات اسکان، حملونقل و آمادهسازی برخی محلهای برگزاری مسابقات منتشر شده که برگزارکنندگان را در آستانه افتتاحیه با چالشهایی روبهرو کرده است.
ورزشکارانی که اتاق نداشتند
یکی از مهمترین مسائل مطرحشده، شرایط اقامت ورزشکاران است. استفاده از شیوه غیرمتمرکز اسکان با انتقاد برخی ورزشکاران و کاروانها همراه شده است. در تیم بسکتبال مردان کره جنوبی که چند بازیکن با قد بیش از دو متر دارد، انتقادهایی درباره کوچک بودن اتاقها و کوتاه بودن تختها مطرح شده است.
مشکلات اسکان به کره جنوبی محدود نیست. شورای ملی ورزش مالزی اعلام کرده است هنگام ورود پنج ورزشکار رشته کاراته، اتاقی برای آنها در نظر گرفته نشده بود و مسئولان مالزی در نهایت با پرداخت هزینه اضافی، محل اقامت آنها را تامین کردند.
در رشته تیراندازی با کمان نیز محل اقامت ۱۶ ورزشکار و عضو کادر مالزی هنوز تایید نشده بود و مسئولان این کشور ۱۱ اتاق در هتلی دیگر رزرو کردند. آنها همچنین اعلام کردند در صورت لزوم، هزینه رفتوآمد ورزشکاران تا محل مسابقه را پرداخت خواهند کرد.
درباره کاروان هند نیز گزارشهایی از تاخیر در تخصیص برخی محلهای اقامت، بهویژه اقامتگاههای کانتینری، منتشر شده است. با این حال، مقامهای هندی گفتهاند این موضوع تاکنون به مشکلی جدی تبدیل نشده و دستکم درباره تیم کریکت، شکایتی از شرایط اقامت دریافت نکردهاند.
گزارشهایی درباره مشکلات یا تغییر محل اقامت برخی اعضای کاروانهای دیگر، از جمله تایوان و فیلیپین، نیز منتشر شده است.
در مقابل، شورای المپیک آسیا و کمیته برگزارکننده بازیها میگویند برای بیش از ۱۷ هزار ورزشکار و عضو کاروانهایی که تا مهلت تعیینشده بهطور رسمی ثبتنام کردهاند، محل اقامت مناسب در نظر گرفته شده است.
البته همه واکنشها به امکانات اقامتی نیز منفی نبوده است. برخی ورزشکاران از تنوع غذا و کیفیت امکانات تغذیهای ابراز رضایت کردهاند. کمیته برگزارکننده نیز اعلام کرده است مشکلات مطرحشده را بررسی میکند و یک مرکز پاسخگویی ۲۴ ساعته برای رسیدگی به درخواستهای کاروانها راهاندازی شده است.
از سوی دیگر، تابستان پرباران امسال بر مشکلات افزوده است. بارندگیهای شدید روزهای اخیر نیز به یکی دیگر از چالشهای برگزارکنندگان تبدیل شده است. گزارشها از آسیب دیدن برخی محلهای برگزاری مسابقات و نفوذ آب یا چکه کردن سقف در تعدادی از مجموعههای ورزشی حکایت میکنند.
در محل برگزاری رقابتهای روئینگ، شدت بارندگی باعث شد بخشی از تاسیسات موقت جمعآوری و دوباره نصب شود. در نتیجه، برخی مسابقات، لغو و بخشی از برنامه رقابتها به روزهای بعد منتقل شده است.
تیمهای فوتبال کرهجنوبی و قطر گم شدند!
نکته دیگر اینکه در چند مورد، حملونقل ورزشکاران نیز با مشکلاتی همراه بوده است. روز گذشته، اتوبوسهای حامل تیمهای فوتبال کره جنوبی و قطر در مسیر ورزشگاه راه را گم کردند و هر دو تیم حدود نیم ساعت دیرتر از زمان برنامهریزیشده به ورزشگاه رسیدند. مسابقه در نهایت طبق برنامه برگزار شد، اما این اتفاق پرسشهایی را درباره نحوه مدیریت سیستم جابهجایی ورزشکاران مطرح کرد.
یک روز بعد، ۲۵ شهریور، اتوبوسی که قرار بود تیم کره جنوبی را برای تمرین از هتل منتقل کند، در زمان تعیینشده نرسید و اعضای تیم ناچار شدند برای رفتن به محل تمرین وسیله دیگری پیدا کنند.
دردسر استقبال کم
در کنار مشکلات اجرایی، میزان استقبال مردم استان آیچی و شهر ناگویا از میزبانی بازیهای آسیایی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در ماههای گذشته، میزان توجه عمومی به بازیها چندان بالا نبود. گزارشهایی درباره دشواری جذب داوطلبان منتشر شد و افزایش قابل توجه هزینههای برگزاری نیز در سطح محلی بحثبرانگیز بود.
با نزدیک شدن به افتتاحیه، با این حال نشانههایی از افزایش توجه عمومی دیده میشود. تقاضا برای بلیتهای اختصاصیافته به شهروندان ناگویا برای مراسم افتتاحیه بالا بوده و بلیت برخی رقابتهای پرطرفدار نیز به فروش رفته است.
در نقاط مختلف شهر، پرچمها و نمادهای بازیها بیش از گذشته دیده میشوند و برنامههای فرهنگی نیز برای حضور و استقبال تماشاگران در حال آمادهسازی است. البته هنوز درباره میزان استقبال افکار عمومی از بازیهای آسیایی نمیتوان قضاوت کرد.
با تمام این مشکلات و دلنگرانیها، باید امیدوار بود که این دوره از بازیها با موفقیت برگزار شود و بتواند پیام صلح و رقابت سالم را به سراسر آسیا برساند؛ پیامی که بهویژه در خاورمیانه، عمیقاً به آن نیازمندیم.
هواپیمایی ماهان با صدور بخشنامههای رسمی اعلام کرد پروازهای رفتوبرگشت خود به مسقط در عمان و استانبول و آنکارا در ترکیه را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. این شرکت در بخشنامههای خود به اعلام مراجع هوانوردی دو کشور برای جلوگیری از پروازهای این شرکت استناد کرده است.
کجارو، وبسایتی در زمینه سفر و گردشگری، چهارشنبه ۲۵ شهریور نخستین بار تصویر این بخشنامهها را منتشر کرد. بر اساس این اسناد، پروازهای تهران-مسقط-تهران از پنجشنبه ۲۶ شهریور و پروازهای رفتوبرگشت ماهان میان ایران و ترکیه از دوشنبه ۳۰ شهریور لغو میشوند.
ماهان در بخشنامه مربوط به ترکیه، آخرین پروازهای خود در مسیرهای تهران-استانبول و تهران-آنکارا و مسیرهای برگشت را یکشنبه ۲۹ شهریور اعلام کرده است.
این بخشنامهها خطاب به دفاتر خدمات مسافرت هوایی طرف قرارداد و دفاتر فروش صادر شدهاند. ماهان در متن هر دو سند، تصمیم خود را به اعلام «مراجع هوانوردی ذیصلاح» کشور مقصد نسبت داده، اما توضیح بیشتری درباره علت توقف پروازها ارائه نکرده است.
نزدیک به دو ساعت پیش از انتشار تصویر بخشنامهها در کجارو، وبسایت تخصصی هوانوردی «هردم اوییشن» در ترکیه احتمال توقف پروازهای ماهان به استانبول در پایان سپتامبر را مطرح کرده بود.
این رسانه ابهام درباره ادامه فعالیت ماهان در ترکیه را به فشار تحریمهای جدید آمریکا بر شبکه ارائه خدمات پشتیبانی به این شرکت مرتبط دانست.
محدودیت پروازها پس از تحریمهای تازه آمریکا
اعلام توقف این پروازها در پی انتشار خبر محدودیت پرواز شرکتهای ایرانی به گرجستان صورت میگیرد.
عصر ایران سهشنبه ۲۴ شهریور به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد دولت گرجستان با پیوستن به تحریمهای جدید آمریکا، پرواز همه شرکتهای هواپیمایی ایرانی به این کشور را از ۳۰ شهریور متوقف میکند.
آژانس هوانوردی غیرنظامی گرجستان نیز ۱۹ شهریور اعلام کرده بود این کشور تحریمهای شرکای بینالمللی خود را در بخش هوانوردی رعایت میکند. این نهاد تاکید کرده بود فهرست تحریمها، شرکتهای فعال در مسیرهای هوایی ایران و گرجستان را نیز در بر میگیرد.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۷ شهریور، در چارچوب کارزار «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی، ۳۵ شرکت و یک فرد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحریم کرد. این بسته شامل ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی، هشت شرکت خارجی و یک شهروند مصری ساکن امارات متحده عربی بود.
آسمان، آتا، ایرانایرتور، کیشایر، قشمایر، زاگرس، سپهران و وارش از جمله شرکتهای ایرانی این فهرست بودند. شرکتهای خارجی تحریمشده در امارات، بریتانیا، ترکیه، مالزی و قزاقستان مستقرند و وزارت خزانهداری به ارتباط شماری از این شرکتها با ماهانایر اشاره کرد.
آمریکا همچنین مجوز عمومی ورود موقت برخی هواپیماهای غیرنظامی به ایران و معاملات مرتبط با آن را تعلیق کرد و مجوزهایی برای پایان دادن به برخی معاملات پیشتر مجاز صادر کرد.
در پی این تحریمها، شبکه مقابله با جرایم مالی وزارت خزانهداری آمریکا از موسسات مالی خواست فعالیتهای مشکوک مرتبط با شبکههای تامین هواپیما و قطعات برای جمهوری اسلامی را شناسایی و گزارش کنند؛ بهویژه معاملاتی که ارتباط تهران با آنها آشکار نیست.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، همزمان با اعلام بستههای تحریمی علیه صنعت هوانوردی ایران، تحریم شرکتهای پشتیبان ماهان را بخشی از فشار بر مسیرهای تامین مالی حکومت ایران خواند.
او گفت سایر شرکتهای هواپیمایی ایران نیز تحریم شدهاند و هشدار داد اشخاص و شرکتهایی که با این خطوط هوایی همکاری میکنند، در معرض خطر قطع دسترسی به نظام مالی جهانی قرار دارند.
«سر به سر» ساخته قصیده گلمکانی فیلم تازهای است از سینمای زیرزمینی ایران که در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد و به زودی در جشنواره بوسان در کره جنوبی هم نمایش خواهد داشت.
فیلم با یک ایده ساده و در ابتدا جذاب آغاز میشود: اگر مردها به جای زنها حجاب داشته باشند، چه میشود؟
فیلم داستان فیلمبرداری یک فیلم را دنبال میکند، زمانی که یک فیلمساز زن که در جشنوارههای خارجی مطرح شده، در یک پروژه مخفیانه، چند بازیگر مرد را به فیلمبرداری دعوت کرده و از آنها خواسته که بدون تماس با دنیای بیرون، بهطور دائم با حجاب در جلو دوربین باشند و حتی زمانی که فیلمبرداریای وجود ندارد حجاب از سر برندارند.
در عین حال او بهطور مخفی در حال فیلمبرداری از اتفاقات و حرفهای روزمره آنهاست که به شکلی خارج از فیلمنامه و فیلمبرداری اصلی است، اما این فیلمساز قصد دارد در واقع این تصاویر مخفیانه را به فیلم تبدیل کند.
از این جهت فیلم در واقع به یک فیلم در فیلم تبدیل میشود که در چند سطح در حال رخ دادن است و فیلمساز میخواهد عامدانه آنها را با هم ترکیب کند اما نوع نگاه فیلمساز و نوع اجرا بسیار بافاصله و تصنعی است و نمیتواند در خلق موقعیت و فضا موفق عمل کند.
همه چیز به تصویری شعاری بدل میشود که در آن دیالوگها و صحنهها نه قصد روایت سینمایی بلکه گفتن حرف و پیامهایی را دارد که میتواند برای تماشاگر خارجی جذاب باشد.
در نتیجه این نگاه همه چیز فیلم فدای قصه ممنوعهاش میشود و از روایت و ساختار سینمایی خبری نیست و همه چیز سرد، کند و آماتوری پیش میرود؛ از بازیها تا فیلمنامه و کارگردانی.
شخصیتها به شدت یک بعدیاند و فیلمساز توانایی نفوذ در آنها را ندارد. شخصیت اصلی فیلم که یک فیلمساز زن است، بسیار یکسویه و تکبعدی خلق شده و تماشاگر کوچکترین احساس همذاتپنداری با او ندارد.
نوع حرف زدن او، رفتار خشن و غیرحرفهایاش و همینطور جملات شعاریای که به طور مرتب بر زبان میآورد و قصد دارد با مقایسه وضعیت زنان با مردان، به شخصیتهایش درس اخلاق بدهد، یکی از غیرقابلباورترین شخصیتهای فیلم در سینمای زیرزمینی این سالهاست که هیچ توجیه و دلیل درستی برای این رفتارش نمیتوان یافت.
در عین حال فیلمساز میخواهد از هر نکتهای که میتواند جشنوارهپسند باشد در این شخصیت استفاده کند: فیلمساز زن، چهره شناخته شده در جشنوارهها، اکتیویستی که دستگیر شده و ... اما فراموش میکند که پیش از همه آنها با یک انسان با گوشت و پوست و استخوان روبهرو است که رفتار و گفتارش باید معنا پیدا کند و بتواند برای تماشاگر باورپذیر باشد.
از سوی دیگر ما به دل هیچکدام از شخصیتهای مرد فیلم هم نفوذ نمیکنیم. آنها مانند یک ماشین یک رشته دیالوگهای معمول و شعاری را با اجرایی ضعیف تکرار میکنند و اعمال و رفتار آنها مانند یک علامت سوال بزرگ جلوی تماشاگر- لااقل ایرانی- قد علم میکند.
شورش یکی از آنها و درآوردن لباسش که قرار است به پیچ داستانی و نکته مهمی در فضای فیلم بدل شود، به یک ترفند شعاری دیگر بدل میشود که قرار است به زور به وضعیت زنان ایران و مشکلات آنها اشاره کند، چیزی که فیلم از ابتدا تا انتها به شکلی سادهانگارانه به آن میپردازد، بیآنکه قدرت نفوذ، تحلیل و واشکافی این مشکلات را داشته باشد.
برعکس فیلمساز با طرح مساله بهصورت دیالوگهای شعاری و تاکید بر آنها به شکلی رو، از فضای موجود استفاده میکند تا در برابر چشم تماشاگر خارجی، بهعنوان فیلمی جسارتآمیز که درباره تبعیضهای موجود در ایران ساخته شده، مورد تحسین قرار بگیرد.
همینجاست که فیلم در سینمای زیرزمینی ایران- که در این سالها قد کشیده و فیلمهای درخوری را به سینمای ایران اضافه کرده؛ فیلمهایی که در کنار ثبت و ضبط وضعیت اجتماعی/سیاسی ایران و تن ندادن به سانسور، ارزشهای سینمایی قابل تقدیری دارند و در وهله اول «فیلم» هستند تا یک بیانیه سیاسی- تنها به زیرزمینی بودنش دل خوش میکند و «سینمایش» را فراموش میکند.
همه چیز- چه اجرا و چه فیلمنامه و چه حرفهای ممنوعهای که قرار است گفته شود و فضا بسازد و درباره وضعیت اجتماع ایران و تبعیضها حرف بزند- در سطح میماند و در نهایت با فیلمی روبهرو هستیم که در یک ایده جذاب یک خطی اولیه خلاصه میشود و از آن فراتر نمیرود؛ و چه حیف.
سالهاست که نزدیک شدن به اول مهر برای بسیاری از خانوادهها با نوعی اضطراب همراه بوده است؛ اضطرابِ شروع مدرسه، جدا شدن کودک از خانه، ورود به کلاس و معلم جدید و نگرانی از اینکه سال تحصیلی پیش رو چگونه خواهد گذشت. اما این اضطراب همیشه در شرایط اجتماعی و روانی یکسانی تجربه نشده است.
نسلهای مختلف کودکان و خانوادهها در چند دهه گذشته، هر کدام مهر را در دورهای از بحران تجربه کردهاند. نسلی با جنگ ایران و عراق بزرگ شد، نسلهای بعد با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و نگرانی درباره آینده روبهرو شدند و همهگیری کرونا نیز برای مدتی طولانی ارتباط کودکان با مدرسه و زندگی عادی را مختل کرد.
هر کدام از این تجربهها اثری بر خانوادهها و کودکان گذاشتند؛ اما امروز فقط با یک بحران تازه روبهرو نیستیم. سالها زندگی در شرایط ناامنی، فشار اقتصادی، فقدان و بحرانهای اجتماعی، رد خود را بر تجربه خانوادهها و کودکان گذاشته است.
دانشآموزی که امروز به مدرسه برمیگردد، ممکن است بخشی از این تجربه طولانیِ تغییر، ناامنی و فشار را با خود به مدرسه ببرد.
در سوی دیگر، والدینی قرار دارند که خودشان نیز سالها در معرض همین فشارها بودهاند و حالا باید در کنار نگرانی درباره آینده، هزینههای زندگی و امنیت خانواده، فرزندشان را برای بازگشت به مدرسه آماده کنند.
بنابراین پرسش فقط این نیست که دانشآموز برای مدرسه آماده است یا نه؛ باید دید خانواده با چه وضعیت روانی او را به مدرسه بازمیگرداند. خستگی و فشار روانی والدین، نگرانی درباره آینده و دشواریهای اقتصادی نیز بخشی از فضای زندگی فرزند است و حتی آمادهشدن برای مدرسه میتواند برای خانوادهای که با گرانی و بیثباتی اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، به منبع فشار تازهای تبدیل شود.
در این مقاله، با تکیه بر پژوهشهای موجود درباره سلامت روان کودکان و نوجوانان، خانواده و پیامدهای بحران، بررسی میکنیم که این شرایط چگونه میتوانند بر تجربه بازگشت به مدرسه اثر بگذارند. ترس، سوگ و ناامنی همیشه به زبان نمیآیند و گاهی خود را در بیحوصلگی، پرخاشگری، افت تمرکز، اختلال خواب یا بیمیلی به مدرسه نشان میدهند.
از این منظر، بازگشت به مدرسه تلاشی دوباره برای بازگشت خانواده و فرزندان به زندگی روزمره پس از سالها تجربه بحران و ناامنی است. دانشآموز فقط با کیف و کتاب وارد مدرسه نمیشود؛ بخشی از تجربه خانه و جامعه را نیز با خود به کلاس میبرد.
پژوهشها از تجربه دانشآموزان و خانوادهها چه میگویند؟
بحران همیشه همان روز تمام نمی شود: خانوادهای را تصور کنیم که مدتی از یک حادثه سخت، سوگ یا دورهای از ناامنی گذشته، اما بعد از مدتی انتظار دارد زندگی به حالت عادی برگردد؛ با این حال فرزندش هنوز بدخواب است، زود عصبانی میشود، تمرکز ندارد یا نسبت به رفتن به مدرسه مقاومت میکند.
پژوهشهای انجامشده پس از بلایای جمعی نشان میدهند که واکنشهای روانی کودکان و نوجوانان الزاما با پایان حادثه تمام نمیشوند.
یک مرور نظاممند از مطالعات مربوط به زلزله و سیل نشان داد که علائم پس از سانحه در ماههای بعد همچنان در بخشی از کودکان و نوجوانان دیده میشود و در طول زمان تغییر میکند. پایان خطر بیرونی الزاما به معنای پایان فشار روانی نیست و برای بعضی فرزندان، بازگشت به احساس امنیت و روال عادی زمان میبرد.
گاهی آنچه دانشآموز با خود به مدرسه می برد، مربوط به چیزی است که مدت ها قبل اتفاق افتاده است: این موضوع در تجربه زلزله بم به شکل ملموسی دیده شده است. پژوهشگران کودکانی هفت تا ۱۳ ساله را که چهار سال پیش یکی از والدین خود را در زلزله از دست داده بودند، با کودکانی از خانوادههای مشابه اما بدون این فقدان مقایسه کردند.
کودکانی که فقدان والد را تجربه کرده بودند، مشکلات هیجانی و رفتاری بیشتری داشتند و وضعیت روانی والد باقیمانده نیز با مشکلات کودک ارتباط داشت؛ دشواریهای اقتصادی هم میتوانست این وضعیت را تشدید کند.
این یافته یادآور میشود که رفتار فرزند را نباید فقط بر اساس آنچه امروز میبینیم قضاوت کنیم؛ بیحوصلگی، تحریکپذیری یا دشواری بازگشت به مدرسه ممکن است بخشی از تجربهای طولانیتر باشد.
بحران اجتماعی فقط بیرون از خانه اتفاق نمی افتد: برای نوجوانی که شاهد خشونت اجتماعی بوده، مدرسه ناامن شده یا در محیط اطرافش با ترس و بیثباتی روبهرو شده، مدرسه میتواند بخشی از تجربه بحران او باشد.
پژوهشی که در میان دختران نوجوان پس از خشونتهای مرتبط با جنبش زن، زندگی، آزادی و حملات گاز به مدارس دخترانه انجام شد، نشان داد تجربه چنین ترومای جمعی با واکنشهای اضطرابی، افسردگی و پس از سانحه همراه بوده است.
این پژوهش نشان میدهد نوجوان ممکن است ناامنی اجتماعی را با خود به مدرسه ببرد؛ بنابراین مقاومت در برابر مدرسه گاهی میتواند با احساس امنیت ازدسترفته او ارتباط داشته باشد.
فشار اقتصادی ممکن است قبل از ورود دانشآموز به مدرسه، خودش را نشان داده باشد: برای خانوادهای که باید همزمان هزینههای زندگی، اجاره، درمان، رفتوآمد و مخارج مدرسه را مدیریت کند، رسیدن شهریور و مهر میتواند به دورهای از فشار تبدیل شود.
پژوهشی که کودکان و نوجوانان شش تا ۱۸ ساله را در سراسر کشور بررسی کرده، نشان داد وضعیت اقتصادی پایینتر با احتمال بیشتر برخی مشکلات روانی و رفتاری، از جمله افسردگی، اضطراب، احساس بیارزشی، خشم، بیخوابی و درگیری فیزیکی همراه بود.
این یافته نشان میدهد شرایط اقتصادی بخشی از محیط زندگی فرزند است و میتواند همراه با فشارهای خانوادگی و اجتماعی، آسیبپذیری او را بیشتر کند.
وقتی والد خودش خسته و تحت فشار است، مسئله فقط اضطراب فرزند نیست: گاهی والد دیگر مثل گذشته حوصله شنیدن نگرانیهای فرزندش را ندارد، زودتر عصبانی میشود یا نمیتواند با خیال راحت درباره شروع مدرسه با او صحبت کند.
این وضعیت لزوما به معنای ضعف والدگری نیست. در پیمایشهای ملی درباره سلامت روان کودکان و نوجوانان، سابقه مشکلات روانی والدین با احتمال بیشتر مشکلات روانی و اضطرابی در فرزندان ارتباط داشت.
این یافته نشان میدهد وضعیت روانی والد بخشی از زمینه زندگی فرزند است و فشارهای طولانیمدت زندگی میتوانند ظرفیت والد برای همراهی با او را کاهش دهند.
مدرسه میتواند فقط محل درس نباشد؛ می تواند بخشی از احساس امنیت دانشآموز باشد: برای بعضی نوجوانان، بازگشت به مدرسه فقط برگشتن به کلاس نیست؛ برگشتن به جمع دوستان، معلم، برنامه روزانه و احساس تعلق است.
پژوهشی درباره نوجوانان نشان داد احساس تعلق به مدرسه با وضعیت اجتماعی، هیجانی و رفتاری، عملکرد تحصیلی و رفتارهای حمایتگرانه ارتباط دارد. بنابراین وقتی فرزند از مدرسه فاصله میگیرد، بهتر است فقط به نمره و تکالیف نگاه نکنیم و ببینیم آیا در مدرسه احساس دیدهشدن و تعلق دارد یا نه. مدرسه میتواند بخشی از شبکه حمایتی او باشد، نه فقط محل آموزش.
پژوهشهای انجامشده درباره بحرانهای اجتماعی و سیاسی، جنگ، خشونت و فشار اقتصادی نشان میدهند که تجربه بحران به لحظه حادثه محدود نمیشود.
ناامنی، فشار اقتصادی و وضعیت روانی والدین میتوانند از مسیر خانواده بر احساس امنیت و رفتار فرزند اثر بگذارند؛ در مقابل، رابطه حمایتگر خانواده و احساس تعلق به مدرسه میتوانند بخشی از این فشارها را تعدیل کنند. بنابراین تجربه روانی فرزند حاصل تعامل چند عامل است و نمیتوان آن را به یک علت واحد نسبت داد.
آمادگی روانی خانواده برای بازگشت به مدرسه
خانه را تا حد امکان به فضای امن فرزندان تبدیل کنیم: در شرایطی که بیرون از خانه با اخبار نگرانکننده، خشونت، ناامنی و بیثباتی روبهرو هستیم، خانواده نمیتواند همه این عوامل را از زندگی فرزندان حذف کند؛ اما میتواند فضای خانه را از بازتولید مداوم این فشارها دور نگه دارد.
قرار نیست فرزندان از اتفاقات جامعه بیخبر بمانند، اما بهتر است در معرض تصاویر خشونتآمیز، ویدئوهای تکاندهنده، بحثهای مداوم و اخبار تکرارشونده قرار نگیرند. بهویژه برای کودکان کمسنتر، آنچه برای بزرگسال یک خبر است، ممکن است به تصویری ترسناک از جهانی ناامن تبدیل شود. بنابراین میزان و نوع مواجهه با این محتوا بهتر است متناسب با سن و درک فرزندان و تا حد امکان محدود باشد.
تصور نکنیم فرزندان چیزی نمی فهمند: کودکان و نوجوانان اتفاقات اطراف خود را میبینند و احساس میکنند، حتی اگر نتوانند آن را به زبان بزرگسالان بیان کنند.
آنها تغییر رفتار والدین، گفتوگوهای اطرافیان و فضای متفاوت جامعه را متوجه میشوند و اگر درباره آنچه میبینند پاسخی دریافت نکنند، ممکن است خودشان برای آن توضیح بسازند.
بنابراین سکوت کامل همیشه به معنای محافظت نیست. گاهی یک گفتوگوی کوتاه و صادقانه، بدون ورود به جزئیات ترسناک، کمک میکند فرزند آنچه را تجربه میکند بهتر بفهمد و با اتفاقی ناشناخته روبهرو نماند.
اجازه بدهیم فرزندانمان احساساتشان را نشان دهند: ممکن است بترسند، عصبانی شوند، گریه کنند، سکوت کنند یا حتی در برابر رفتن به مدرسه مقاومت نشان دهند.
در چنین شرایطی، نخستین واکنش بزرگسال نباید تلاش برای از بین بردن فوری این احساسات باشد. گاهی شنیدن و پذیرفتن آنچه فرزند تجربه میکند، کمک میکند احساسش را بهتر بشناسد و آن را به تنهایی حمل نکند. مهم است که احساسات او سرزنش، رد یا نادیده گرفته نشوند و ترس، خشم یا غمش بیاهمیت و بیاعتبار جلوه نکند؛ بلکه بداند میتواند آنها را در رابطهای امن بیان کند.
مدرسه را بخشی از شبکه حمایت خانواده بدانیم: بازگشت به مدرسه نباید به معنای سپردن فرزند به مدرسه و کنار کشیدن خانواده باشد.
اگر فرزند تجربه سختی داشته یا تغییر قابل توجهی در رفتار، خواب، تمرکز یا روابطش دیده میشود، بهتر است والد در صورت امکان آن را با معلم یا مشاور مدرسه در میان بگذارد و از مدرسه نیز بخواهد وضعیت او را دنبال کند.
ممکن است کودک بخشی از احساسات و رفتارهایش را در خانه نشان ندهد و در مدرسه بروز دهد و برعکس. مدرسه نیز بهتر است این تغییرات را فقط به بیانضباطی یا بیانگیزگی نسبت ندهد و احتمال فشار روانی یا تجربه دشوار را در نظر بگیرد.
ارتباط میان والد و مدرسه میتواند به شناخت زودتر این تغییرات و حمایت هماهنگتر کمک کند و مدرسه را به بخشی از شبکه حمایت و احساس امنیت فرزندان تبدیل کند.
تغییرات فرزندانمان را جدی بگیریم: در دورههای بحران ممکن است رفتار فرزند تغییر کند؛ کودکی بدخواب شود، نوجوانی منزویتر شود یا تمرکز او کاهش پیدا کند.
بهتر است به جای سرزنش یا برچسبزدن، ببینیم چه چیزی، از چه زمانی و تا چه اندازه تغییر کرده است.
گفتوگوی آرام و توجه به خواب، روابط و مدرسه میتواند کمککننده باشد. اگر این تغییرات شدید یا ماندگار شوند، زندگی روزمره او را مختل کنند یا فرزند درباره مرگ و آسیب به خود صحبت کند، لازم است وضعیت او جدی گرفته شود و از متخصص سلامت روان کمک گرفته شود.
از خودمان هم مراقبت کنیم: والدین نیز در شرایط بحرانی ممکن است خسته، مضطرب یا درگیر افکار و احساسات دشوار باشند.
لازم نیست آنها این احساسات را انکار کنند؛ مهم این است که جایی برای صحبت کردن، استراحت و دریافت حمایت داشته باشند و فشار خود را به رابطه با فرزند منتقل نکنند.
اگر این فشار خواب، کار یا رابطه با فرزند را مختل کند، کمک گرفتن از یک فرد قابل اعتماد یا متخصص سلامت روان میتواند بخشی از مراقبت از خود و خانواده باشد.
در نهایت آمادگی روانی یعنی: در خانه برای گفتوگو درباره احساسات و نگرانیها جا باز کنیم؛ جایی که والدین و فرزندان بتوانند درباره آنچه این روزها بر آنها میگذرد حرف بزنند و هرکس بدون ترس از قضاوت، از احساس خودش بگوید.
لازم نیست همه فشارها را به تنهایی تحمل کنیم. گاهی همین که اعضای خانواده در کنار هم بمانند، به حرفهای یکدیگر گوش دهند و در روزهای دشوار پناه و همراه یکدیگر باشند، میتواند به حفظ احساس امنیت و تداوم زندگی کمک کند.