عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: دیگر چیزی به نام انپیتی را نمیشناسیم


محمدرضا محسنیثانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در گفتوگو با دیدهبان ایران، گفت: «ما دیگر چیزی به عنوان انپیتی را نمیشناسیم که خود را مقید به حضور یا خروج در آن بکنیم.»
او گفت: «فشارهای اخیر این مطلب را تداعی میکند که باید درباره غنیسازی تجدیدنظر کنیم.»
به گفته محسنیثانی، جمهوری اسلامی پیشتر غنیسازی اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد پیش برده و برای تامین آنچه «نیازهای صلحآمیز» خود میخواند، محدودیتی قائل نیست.
محسنیثانی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال افزایش سطح غنیسازی و تغییر دکترین دفاعی و هستهای جمهوری اسلامی گفت: «همهچیز در حال تغییر است» و «امکان انجام هر چیزی وجود دارد.»
او افزود جمهوری اسلامی توانایی غنیسازی اورانیوم در هر سطحی را که مورد نیاز بداند، دارد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس همچنین گفت مسئله حضور بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ایران از نظر او «منتفی» است.
او، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و بازرسان این آژانس را، به همکاری با آمریکا و اروپا و جاسوسی متهم کرد.
او همچنین درباره درگیری با آمریکا گفت: «ما وارد یک جنگ فراگیر و بزرگ علیه آمریکا شدهایم.»
محسنیثانی شرایط کنونی را از وضعیت موجود در جنگهای جهانی اول و دوم «فراتر» توصیف کرد.
محسنیثانی درباره همزمانی مذاکره و اقدامات نظامی نیز گفت جمهوری اسلامی دیپلماسی و فعالیت نظامی را در یک مسیر دنبال میکند و افزود: «ما این دو لبه تیغ دیپلماسی و نظامی را با هم بر این دشمن فرود میآوریم.»
او در انتها به حملات اسرائیل به لبنان اشاره و ابراز امیدواری کرد نیروهای جمهوری اسلامی به این حملات پاسخ دهند.






۲۱ شهریور به مناسبت صدمین سال ورود سینما به ایران در تقویم ثبت شد، اما این روز با تاریخ ورود نخستین دوربین، نخستین فیلمبرداری یا نخستین نمایش عمومی فیلم مطابقت ندارد و انتخاب آن، به چهارمین جشن سینمای ایران در سال ۱۳۷۹ بازمیگردد.
تاریخی نمادین برای ۱۰۰ سالگی
سینما در ایران ۱۲۶ ساله شد. سال ۱۳۷۹، سینماگران ایرانی صدمین سال آشنایی با این هنر-صنعت را گرامی داشتند. چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران که به همت خانه سینما برگزار شد، در ۲۱ شهریور همان سال به این مناسبت اختصاص یافت. پس از آن، این تاریخ با عنوان «روز سینما» وارد تقویم رسمی شد و برگزاری جشن سالانه سینما نیز به تثبیت آن کمک کرد.
مبنای محاسبه ۱۰۰ سالگی، سال ۱۲۷۹ خورشیدی بود؛ سالی که مظفرالدین شاه قاجار در سفر اروپا با تصاویر متحرک آشنا شد و دستور خرید دستگاه سینماتوگراف را داد.
با این حال، در منابع تاریخ سینمای ایران رویداد مشخصی مانند ورود دوربین، فیلمبرداری یا نمایش عمومی فیلم در روز ۲۱ شهریور ۱۲۷۹ ثبت نشده است. در نتیجه، ۲۱ شهریور تاریخی نمادین است که در جریان جشن ۱۰۰ سالگی سینمای ایران انتخاب شد، نه سالروز دقیق ورود سینما به ایران.
نخستین تصاویر چگونه ثبت شدند؟
مظفرالدین شاه در بهار ۱۲۷۹، هنگام سفر به اروپا، با سینما به عنوان پدیدهای نوظهور آشنا شد و از میرزا ابراهیمخان عکاسباشی خواست تا دستگاه فیلمبرداری را خریداری کند.
عکاسباشی در مرداد همان سال (تابستان ۱۲۷۹) از جشن گل در اوستند بلژیک فیلم گرفت؛ تصاویری که از آنها بهعنوان نخستین فیلمبرداری یک ایرانی یاد میشود.
دستگاه سینماتوگراف سپس به ایران رسید و برای ثبت صحنههایی از دربار، باغوحش سلطنتی و مراسم مذهبی به کار رفت.
سینما در این مرحله سرگرمی تازهای در محدوده دربار بود و مردم به آن دسترسی نداشتند.
نمایش عمومی فیلم چند سال بعد شکل گرفت. میرزا ابراهیمخان صحافباشی در حدود سال ۱۲۸۳ یکی از نخستین سالنهای عمومی نمایش فیلم را در خیابان چراغگاز تهران راهاندازی کرد. فعالیت این سالن در پی مخالفتهای مذهبی و سیاسی دوام چندانی نداشت، اما راه را برای گسترش سینما در شهرهای ایران باز کرد.
روزی که از تقویم رفت و برگشت
جایگاه روز سینما در تقویم از مناقشههای فرهنگی و سیاسی در جمهوری اسلامی دور نماند.
در سال ۱۳۹۱، همزمان با بالا گرفتن اختلاف دولت محمود احمدینژاد و خانه سینما، نام این مناسبت از متن اصلی تقویم حذف و به بخش ضمیمه منتقل شد، تا اینکه «روز سینما» از سال ۱۳۹۴ بار دیگر به متن تقویم رسمی بازگشت.
۲۱ شهریور اکنون بیش از آن که یادآور یک روز دقیق در تاریخ ورود یا نمایش فیلم باشد، مناسبت حرفهای و فرهنگی سینمای ایران است. سینمایی که از سرگرمی دربار قاجار به یکی از مهمترین ابزارهای هنری و اجتماعی کشور تبدیل شد و تاریخ آن با موفقیتهای جهانی، سانسور، بحرانهای صنفی و رخدادهایی چون فاجعه سینما رکس پیوند خورد.
یک مقام استانداری خوزستان گفت عراق گذرگاههای شلمچه و چذابه را بسته و تردد کالا و مسافر در آنها متوقف شده است. این تصمیم پس از حمله پهپادی از عراق به خط لوله شرقـغرب عربستان سعودی اتخاذ شده است. منابعی در فرودگاه بصره نیز از تعلیق پروازهای با مبدا و به مقصد ایران خبر دادهاند.
ولیالله حیاتی، معاون امنیتی و انتظامی استانداری خوزستان، شنبه ۲۱ شهریور گفت مقامهای عراقی از بامداد شنبه مرزهای شلمچه و چذابه را تا اطلاع ثانوی بستهاند و اکنون هیچگونه تردد مسافر یا کالا از این دو گذرگاه انجام نمیشود.
خبرگزاری رویترز نیز به نقل از دو منبع امنیتی عراقی گزارش داد بغداد دستور بسته شدن گذرگاه شلمچه را بهعنوان اقدامی احتیاطی صادر کرده است.
این منابع گفتند همزمان عملیاتی گسترده برای شناسایی و تعقیب عاملان حمله پهپادی به عربستان سعودی در جریان است.
از سوی دیگر، شبکه عراقی دجله به نقل از «منبعی در فرودگاه بصره» گزارش داد پروازهای ورودی از ایران و خروجی به مقصد ایران، تا اطلاع ثانوی لغو شدهاند.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نیز نوشت در حالیکه مدیر سازمان فوتبال استقلال شامگاه ۲۰ شهریور گفته بود اعضای این تیم ساعت ۱۴ شنبه ۲۱ شهریور تهران را به مقصد بصره ترک میکنند، فرودگاه بینالمللی این شهر تمام پروازهای با مبدا و بهمقصد ایران را تا اطلاع ثانوی تعلیق کرد.
واکنش بغداد به حمله پهپادی
عربستان سعودی جمعه اعلام کرد پهپادهایی که از خاک عراق به پرواز درآمده بودند، خط لوله شرقـغرب این کشور را هدف قرار دادند.
حمله ۱۹ شهریور چند ایستگاه پمپاژ در مناطق ریاض و مدینه را هدف گرفت، شماری را زخمی کرد و فعالیت این سامانه انتقال نفت را موقتا متوقف ساخت.
هیچ گروهی مسئولیت حمله را بر عهده نگرفته است، اما مقامهای آمریکایی و سعودی، گروههای شبهنظامی همسو با جمهوری اسلامی در عراق را در شمار مظنونان احتمالی قرار دادهاند.
دولت عراق پس از تایید پرتاب پهپادها از استان میسان، فرمانده عملیات میسان را برکنار کرد و کمیتهای برای بررسی عملکرد این فرماندهی تشکیل داد.
سخنگوی فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق گفت بغداد اجازه نخواهد داد خاک یا حریم هوایی این کشور پایگاهی برای حمله به کشورهای دیگر باشد و با هر فرد یا گروه دخیل برخورد خواهد کرد.
عربستان سعودی نیز به درخواست نخستوزیر عراق، اقدام تلافیجویانه خود را به تعویق انداخت تا بغداد برای شناسایی عاملان حمله و جلوگیری از تکرار آن فرصت داشته باشد.
افزایش فشار امنیتی بر عراق
بسته شدن دو گذرگاه مرزی نشان میدهد دامنه اقدامات امنیتی بغداد از استان میسان فراتر رفته و مسیرهای ارتباطی با ایران را نیز در بر گرفته است. با این حال، مقامهای عراقی هنوز اعلام نکردهاند این محدودیتها چه مدت ادامه خواهد داشت یا چه ارتباط مستقیمی میان عبور از مرزها و عاملان حمله یافتهاند.
حمله به خط لوله شرقـغرب در شرایطی صورت گرفت که کاهش تردد نفتکشها در تنگه هرمز، اهمیت این مسیر را برای صادرات نفت عربستان سعودی افزایش داده است.
این خط لوله روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند.
همزمان، پیشروی حوثیها در سواحل غربی یمن و تصرف بخش یمنی تنگه بابالمندب، مسیر دریای سرخ را نیز با تهدید بیشتری روبهرو کرده است.
مجموعه این تحولات، فشار بر دولت عراق را در آستانه پایان مهلت خلع سلاح گروههای شبهنظامی افزایش داده تا مانع استفاده دوباره از خاک این کشور برای حمله به همسایگان شود.
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد جمهوری اسلامی پیش از حمله موشکی مرگبار به پایگاهی در اردن، تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا را از نهادهای چینی تهیه کرده بود؛ موضوعی که پکن آن را نپذیرفته است.
در حمله ۲۶ تیر، موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی به محل اسکان نیروهای آمریکایی در پایگاه هوایی موفقالسلطی در شمالشرق اردن اصابت کردند. سه سرباز آمریکایی کشته و چهار نفر دیگر زخمی شدند. به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران هواپیماهای سرنشیندار و بدون سرنشین مستقر در پایگاه را نیز هدف قرار داد.
این حمله یکی از سه حمله موشکی جداگانه به پایگاه طی ۲۴ ساعت بود و نخستین تلفات نیروهای آمریکایی پس از آتشبس ماه آوریل را رقم زد. مقامهای آمریکایی میگویند این رویداد، هم دشواری حفاظت از نیروها در یک پایگاه بهشدت محافظتشده و هم بهبود توان جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن مواضع آمریکا را آشکار کرد.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، تهران تصاویر پایگاه را پیش و پس از حمله از نهادهای چینی تهیه کرده بود. مقامهای آمریکایی نام این نهادها را اعلام نکردند و پکن را نیز به دخالت مستقیم در حمله متهم نکردند، اما گفتند ارتباط میان تصاویر و عملیات موشکی را شناسایی کردهاند. به ارزیابی آنها، این روشنترین نشانه تا امروز از پیامدهای مرگبار حمایت چین از حکومت ایران برای نیروهای آمریکایی است.
جمهوری اسلامی سه روز پس از حمله، تصاویر با وضوح بالایی منتشر کرد که خسارت در سه بخش پایگاه را نشان میداد. والاستریت ژورنال نیز با بررسی تصاویر عمومی با وضوح پایینتر، آسیب دیدن بیش از ۲۰ سازه را در این مناطق شناسایی کرد. ویدیویی که این روزنامه صحت آن را تایید کرده نیز لحظه حمله موشکهای بالستیک به پایگاه را نشان میدهد.
مقامهای آمریکایی گفتند واشینگتن موضوع تصاویر مرتبط با حمله را با مقامهای چینی در میان گذاشته، اما آنها این ادعا را رد کرده و خواستار ارائه مدرک شدهاند. سفارت چین در واشینگتن به درخواست والاستریت ژورنال برای اظهارنظر پاسخ نداد و وزارت خارجه این کشور نیز «برخی نهادها» را به تلاش برای مرتبط کردن پکن با جنگ متهم کرد.
آمریکا پیش از حمله نیز به چین هشدار داده بود که شرکتهای این کشور تصاویر ماهوارهای قابل استفاده برای هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات آمریکایی را در اختیار حکومت ایران میگذارند. دولت دونالد ترامپ در ماه مه سه شرکت چینی «میزارویژن»، «ارثآی» و «چانگگوانگ» را به همین دلیل تحریم کرد.
واشینگتن پیشتر شرکت چانگگوانگ را متهم کرده بود تصاویری ماهوارهای در اختیار حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی قرار داده که مستقیما به حملات این گروه در یمن کمک کرده است. مقامهای آمریکایی همچنین نگراناند چین به ایران برای ردیابی ناو هواپیمابر و دیگر ناوهای جنگی آمریکا کمک کند؛ بهویژه پس از حملات موشکی اخیر جمهوری اسلامی به کشتیهای در حال حرکت.
جیم لمسون، تحلیلگر پیشین سیا، گفت تصاویر تازه و با وضوح بالا میتوانند تغییرات اخیر در یک پایگاه را آشکار و به حکومت ایران در انتخاب اهداف موثرتر کمک کنند. به گفته او، تصاویر پس از حمله نیز برای ارزیابی خسارت و تصمیمگیری درباره محل و زمان عملیات بعدی کاربرد دارند.
مقامها و تحلیلگران میگویند تصاویر چینی احتمالا تنها یکی از چند منبع اطلاعاتی جمهوری اسلامی بودهاند. نیروهای نظامی جمهوری اسلامی از ماهوارهها و منابع انسانی خود و همچنین اطلاعات و تصاویر روسیه استفاده میکند. فناوری چینی مورد استفاده تهران نیز علاوه بر تصاویر ماهوارهای، خدمات ناوبری و قطعات پهپادها و موشکها را دربر میگیرد.
این یافتهها ممکن است در آستانه دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی جینپینگ در ۲۴ سپتامبر، تنش میان دو کشور را افزایش دهد. با این حال، دولت ترامپ که حفظ روابط با چین را در اولویت قرار داده، تاکنون تاثیر کمکهای پکن بر توان عملیاتی حکومت ایران را در اظهارات علنی کماهمیت جلوه داده است.
یخیل مایکل لایتر، سفیر اسرائیل در ایالات متحده، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت اسرائیل به چیزی کمتر از سقوط جمهوری اسلامی رضایت نخواهد داد.
لایتر گفت: «این حکومت باید سقوط کند. فکر میکنم آنها در مسیر فروپاشی قرار دارند... ممکن است این روند کمی بیشتر از آنچه تصور میکردیم طول بکشد.»
اظهارات لایتر تصویری صریح از نتیجه نهایی مورد نظر اسرائیل در ایران ارائه میکند؛ هدفی که از نابودی تواناییهای هستهای و موشکی تهران یا تضعیف متحدان منطقهای آن فراتر میرود.
وقتی از او پرسیده شد آیا تحقق پیروزی مستلزم سقوط حکومت است، بدون ابهام پاسخ داد: «قطعا. زیرا اگر این حکومت سقوط نکند و از هم نپاشد، راهی برای بازسازی خود پیدا خواهد کرد.»
«کدام طرف بیشتر دوام میآورد؟»
لایتر مرحله بعدی رویارویی را عمدتا رقابتی بر سر فشار اقتصادی و میزان تابآوری توصیف کرد و راهبرد تحریمی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را عامل افزایش فشار بر رهبران حکومت ایران دانست.
او گفت: «اکنون پرسش بزرگ این است: کدام طرف بیشتر دوام میآورد؟ غرب یا آیتاللهها؟» لایتر افزود عوامل تعیینکننده عبارتاند از «صبر، اراده، پشتکار، تابآوری و توان ادامه دادن».
او گفت: «ما آنها را شکست خواهیم داد. آنها سقوط خواهند کرد.»
ارزیابی لایتر مبنی بر حرکت جمهوری اسلامی به سوی فروپاشی، یک پیشبینی است و نه نتیجهای که تحقق آن قطعی شده باشد.
جمهوری اسلامی با وجود ماهها جنگ و فشار اقتصادی همچنان در قدرت است و توان وارد کردن خسارتهای نظامی قابل توجهی را دارد.
حکومت ایران به شلیک موجهای گسترده موشکی و حمله به کشتیرانی در اطراف تنگه هرمز ادامه داده است. حملات این هفته نیز به چند هواپیمای نظامی آمریکا در پایگاهی در اردن خسارت وارد کردهاند. حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز در همین حال، مناطق تازهای را در اطراف تنگه بابالمندب تصرف کردهاند.
لایتر اذعان کرد که زمان احتمالی سقوط جمهوری اسلامی نامشخص است. او وضعیت ایران را با سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کرد؛ حکومتی که شمار اندکی از کارشناسان توانستند فروپاشی آن را بهدرستی پیشبینی کنند.
کمک اطلاعاتی به آمریکا
لایتر همچنین فاش کرد اسرائیل برای پشتیبانی از کارزار اقتصادی آمریکا علیه تهران، اطلاعات امنیت و دادههای دیگری در اختیار واشینگتن قرار میدهد.
او گفت: «ما اکنون در حال کمک هستیم. با ارائه اطلاعات و انواع دادهها مورد نیاز به ایالات متحده کمک میکنیم.»
به گفته او، این کمکها شامل ارائه اطلاعات لازم برای «تحریم حکومت، تحریم کشورهای مرتبط با حکومت و شرکتهایی است که با حکومت دادوستد میکنند».
لایتر گفت اسرائیل در جنگ ۱۲روزه نقش نظامی اصلی را بر عهده داشت، اما از آن زمان موازنه تغییر کرده است؛ واشینگتن هدایت را در دست گرفته و دو متحد «شانهبهشانه» یکدیگر فعالیت میکنند.
ترامپ همواره خواسته اصلی خود را جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای عنوان کرده و در عین حال، امکان دستیابی به توافقی از طریق مذاکره با تهران را منتفی ندانسته است.
لایتر، واشینگتن را قدرت برتر در این شراکت و اسرائیل را «شریک کوچکتر» آن توصیف کرد.
او گفت: «ایالات متحده یک ابرقدرت است. ما یک قدرت کوچک منطقهای هستیم. قدرتمندیم، بسیار قدرتمند؛ اما یک قدرت کوچک منطقهای هستیم.»
آمادگی برای وارد کردن «ضربه نهایی»
لایتر همچنین این احتمال را مطرح کرد که ترامپ ممکن است سرانجام به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی جمهوری اسلامی را به اندازه کافی به فروپاشی نزدیک کرده و یک عملیات نظامی دیگر میتواند موازنه را برهم بزند.
او گفت: «ممکن است زمانی فرا برسد که رییسجمهوری تصمیم بگیرد و بگوید: “این نقطه عطف است. آنها را به آستانه فروپاشی رساندهایم. اکنون به عملیات دیگری نیاز داریم تا کاملا تعادلشان را برهم بزنیم.”»
لایتر از سناریویی فرضی سخن گفت که در آن ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میخواهد در آنچه او «ضربه نهایی» علیه حکومت ایران خواند، مشارکت کند.
او گفت: «و ما آنجا خواهیم بود. میخواهیم این حکومت سقوط کند. میخواهیم فروبپاشد. میخواهیم مردم ایران را آزاد ببینیم.»
لایتر نگفت که دستور انجام چنین عملیاتی صادر شده یا اجرای آن قریبالوقوع است؛ او این موضوع را صرفا بهعنوان سناریویی احتمالی در آینده مطرح کرد.
او اذعان کرد که اسرائیل و ایالات متحده بهتنهایی نمیتوانند آینده سیاسی ایران را تعیین کنند و گفت «ستون سوم» این روند در نهایت باید خود مردم ایران باشند.
هرگونه خیزش احتمالی با حکومتی روبهرو خواهد شد که بارها نشان داده است برای حفظ بقای خود آماده استفاده از نیروی قهری گسترده است.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات دی ماه هزاران نفر را کشتند و هزاران نفر دیگر را بازداشت کردند. مقامها همچنین به اعدام افرادی که به مشارکت در ناآرامیها متهم شدهاند، ادامه دادهاند.
وقتی از لایتر پرسیده شد غیرنظامیانی که عمدتا سلاحی در اختیار ندارند چگونه میتوانند حکومتی را سرنگون کنند که در برابر فشار نظامی هر دو کشور دوام آورده است، او گفت «فرمول دقیقی» برای این کار ندارد و پراکندگی مخالفان ایران را یکی از موانع اصلی دانست.
سیا برای نخستینبار مجموعهای از گزارشهای اطلاعاتی روزانهای را منتشر کرد که پیش از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در اختیار بیل کلینتون و جرج دبلیو بوش قرار گرفته بود. این گزارشها حاوی هشدارهایی درباره برنامههای القاعده برای انجام حملات تروریستی در خاک آمریکا بودند.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، جمعه ۲۰ شهریور، همزمان با بیستوپنجمین سالگرد حملات، ۷۱ سند از طبقهبندی خارجشده را در اختیار عموم قرار داد. جان رتکلیف، رییس این سازمان، انتشار این اسناد را «اقدامی در راستای شفافیتی استثنایی» توصیف کرد و گفت این بزرگترین مجموعهای است که سیا تاکنون بهطور همزمان از تحلیلهای خود درباره حملات ۱۱ سپتامبر منتشر کرده است.
رتکلیف در بیانیهای گفت: «۲۵ سال پیش، حملات ۱۱ سپتامبر ضربهای به کشور ما وارد کرد، اما نتوانست ما را در هم بشکند.» او افزود نسلهای مختلف افسران سیا از آن زمان فعالیت حرفهای خود را وقف اجرای عدالت برای آمریکاییهای جانباخته و اطمینان از این کردهاند که القاعده دیگر هرگز نتواند به آمریکا آسیب برساند.
رییس سیا همچنین گفت شماری از افسران این سازمان در سالهای پس از حملات، در جریان آنچه «جنگ جهانی علیه تروریسم» خوانده میشود، جان خود را فدا کردند. او افزود: «ما با پایبندی به تعهدمان برای مختل کردن، از هم پاشیدن و شکست دادن کسانی که قصد آسیب رساندن به ما را دارند، یاد و خدمات آنان را گرامی میداریم.»
یکی از مهمترین اسناد منتشرشده، هشداری است که سیا در سال ۱۹۹۸ و در دوره ریاستجمهوری کلینتون در اختیار او قرار داده بود. در این یادداشت که تاریخ آن به ۱۰ سپتامبر همان سال بازمیگردد، هشدار داده شده بود که القاعده «ممکن است هواپیمایی مملو از مواد منفجره را به یکی از شهرهای آمریکا بکوبد».
کمیسیون تحقیق درباره حملات ۱۱ سپتامبر در گزارش سال ۲۰۰۴ خود به این یادداشت اشاره کرده بود، اما نگفته بود که هشدار یادشده بخشی از گزارش اطلاعاتی روزانه رییسجمهوری بوده است. مطالب گنجاندهشده در این گزارشهای روزانه از حساسترین اسناد اطلاعاتی دولت آمریکا به شمار میروند و تنها در اختیار رییسجمهوری و حلقه محدودی از مشاوران امنیت ملی قرار میگیرند.
اگرچه به نظر نمیرسد اسناد تازه از طبقهبندی خارجشده حاوی افشاگری عمدهای درباره حملات باشند، جزئیات بیشتری از اطلاعاتی ارائه میکنند که کلینتون و بوش در آستانه ۱۱ سپتامبر دریافت کرده بودند. انتشار آنها بار دیگر بحث درباره میزان آگاهی مقامهای ارشد آمریکا از تهدید القاعده و نحوه برخورد با هشدارهای پیش از حملات را مطرح کرده است.
همزمان با انتشار این اسناد، تری استرادا، همسر یکی از قربانیان ۱۱ سپتامبر، در مراسم یادبود این حملات در شهر نیویورک از دولت دونالد ترامپ خواست عربستان سعودی را در ارتباط با حملات پاسخگو کند.
پانزده نفر از هواپیماربایان القاعده که در حملات ۱۱ سپتامبر مشارکت داشتند، شهروند عربستان سعودی بودند. استرادا و شماری دیگر از اعضای خانوادههای قربانیان معتقدند سعودیها در این حملات نقش داشتهاند؛ اتهامی که حکومت عربستان سعودی بارها آن را رد کرده است.
به نوشته نشریه هیل، اولیویا ویلز، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به درخواست اظهارنظر درباره سخنان استرادا، به انتشار اسناد سیا اشاره کرد. او گفت ترامپ «شفافترین دولت تاریخ» را رهبری میکند و به همین دلیل اجازه داده است صدها صفحه سند مرتبط با حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از طبقهبندی خارج و منتشر شوند.
ویلز افزود رییسجمهوری آمریکا همواره یاد آمریکاییهایی را که در حملات ۱۱ سپتامبر جان باختند، اعضای خانوادههای آنان و اقدامات قهرمانانه آن روز گرامی خواهد داشت؛ روزی که به گفته او، «روحیه شکستناپذیر مردم آمریکا» بر شرایط غلبه کرد.