صفحه اینستاگرام مادر جاویدنام کیاوش میرقاسمی پس از بازداشتش مسدود شد
صفحه اینستاگرامی سمانه عصاران، مادر جاویدنام کیاوش میرقاسمی، در پی فشارهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از دسترس خارج و کنترل آن به اجبار به دست این نهادها افتاد. تمامی پستهای پیشین این صفحه حذف شده و تنها یک پست به دستور مقامات قضایی روی آن قرار گرفته است.
این اقدام در ادامه موج گسترده فشارها، احضارها و سرکوب علیه خانوادههای دادخواه صورت میگیرد. پیشتر نیز نهادهای امنیتی با هدف خاموش کردن صدای دادخواهی، مانع از انتشار پستهای اینستاگرامی توسط خانوادههای قربانیان شده بودند.
ماه گذشته مادر و خواهر کیاوش میرقاسمی در جریان تداوم این فشارها در خانه خود به دست نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند. کیاوش میرقاسمی، دانشآموز ۱۸ ساله، در شامگاه ۱۹ دیماه در گرگان با شلیک مستقیم گلوله به قلبش توسط نیروهای حکومتی کشته شد. نهادهای امنیتی تلاش میکنند با اعمال محدودیتهای دیجیتال و بازداشت اعضای خانوادهها، مانع از انتشار اخبار و زنده نگه داشتن یاد قربانیان کشتارهای حکومتی شوند.
مریم عظیمی، مهندس ایرانی اپل، که پیشتر از بازداشت و انتقال خود با چشمبند در خودروی نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در مشهد و تصور مرگ قریبالوقوع نوشته بود، در مراسم جهانی رونمایی اپل، یکی از فناوریهای جدید دوربین آیفون ۱۸ پرو و پرومکس را معرفی کرد.
عظیمی در ویدیوی از پیش ضبطشده اپل بهعنوان مهندس کیفیت تصویر معرفی شد.
او در بخش مربوط به دوربین آیفون ۱۸ پرو، قابلیتی به نام «تصویر مرجع اپل» را ارائه کرد.
اپل دوربین این مدل را پیشرفتهترین دوربین خود تا امروز توصیف کرده است.
حضور عظیمی از دو جهت در میان ایرانیان مورد توجه قرار گرفت: نقش او در توسعه فناوری تصویربرداری در یکی از بزرگترین شرکتهای جهان و مخالفت علنیاش با جمهوری اسلامی، از جمله روایت شخصی او از دوران بازداشت.
عظیمی ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، همزمان با گسترش اعتراضات در ایران، ویدیویی از منطقه وکیلآباد مشهد منتشر کرد و نوشت که سالها پیش، با چشمبند و در خودروی یک نهاد امنیتی، از همان خیابان به دادگاه منتقل شده است.
او نوشت: «آن زمان نمیدانستم کجا میرویم و فکر میکردم آخرین دقایق زندگیام است.»
بر اساس این روایت عظیمی، هنگامی که خودرو به میدان پارک نزدیک میشود، بازجو از او میخواهد چشمبندش را بردارد، سرش را بالا بگیرد و طبیعی رفتار کند. عظیمی میبایستی آن ساعت در دانشگاهی در همان نزدیکی سر کلاس میبود. او از پنجره میبیند که یکی از دوستان نزدیکش با خودرو از آنجا عبور میکند: «انگار خواب میدیدم. او به سوی خانهاش، امنترین جای جهان، میرفت و من اسیر دیو بودم و هر لحظه مرگ را پیش چشمم میدیدم.»
عظیمی در همان پست، معترضان را افرادی خواند که میخواهند حق خود را از «حکومت خونخوار اسلامی» پس بگیرند: «اکنون وکیلآباد، مشهد، خراسان و همه ایران بوی آزادی میدهد.»
او نوشتهاش را با شعار «زن، زندگی، آزادی» به پایان رساند. شعاری که پس از جانباختن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱ به شعار اصلی خیزش سراسری در ایران تبدیل شد.
عظیمی پس از کشتار دیماه، در پستی جداگانه به زبان انگلیسی خطاب به دوستان و همکاران غیرایرانی خود، از «اندوه، خشم، درماندگی و بیخبری» نوشت. او پنج سازمان حقوق بشری ایرانی را معرفی کرد و از مخاطبان خواست به این سازمانها کمک مالی کنند.
بر اساس مشخصات منتشرشده در وبسایت دانشگاه بریتیش کلمبیا، عظیمی سال ۲۰۰۹ مدرک کارشناسی مهندسی کامپیوتر خود را از دانشگاه فردوسی مشهد و سال ۲۰۱۴ مدرک کارشناسی ارشد مهندسی برق و کامپیوتر را از دانشگاه بریتیش کلمبیا دریافت کرده است.
قابلیتی که عظیمی معرفی کرد، هنگام گرفتن عکس، دادههای حسگر دوربین را همراه با یک امضای دیجیتال ذخیره و از آنها نسخهای مرجع تهیه میکند که قابل تغییر نیست. این نسخه مانند نگاتیو دیجیتال عمل میکند و میتوان عکس نهایی را با آن مقایسه کرد تا اصالت عکس و تغییرات احتمالی در آن مشخص شود.
اپل اعلام کرد این قابلیت برای عکاسان خبری، دیگر عکاسان و کسانی طراحی شده است که میخواهند عکس واقعی را از تصاویر ویرایششده یا ساختهشده با هوش مصنوعی تشخیص دهند.
در ادامه بیاعتنایی مقامهای جمهوری اسلامی به بحرانهای زیستمحیطی ایران، قطع جریان آب زایندهرود به مرگ هزاران ماهی و بچهماهی در بستر خشک و ماندابهای این رودخانه انجامید.
رسانهها در ایران پنجشنبه ۱۹ شهریور گزارش دادند قطع ناگهانی آب پس از حدود سه ماه، شمار زیادی از آبزیان را در حوضچههای کمعمق و زیر تابش شدید آفتاب گرفتار کرده است.
آب زایندهرود ۱۳ خرداد، پس از حدود یک سال، برای تامین نیاز مزارع شرق استان اصفهان رهاسازی شده بود، اما جریان آن بامداد ۱۵ شهریور متوقف شد.
خبرگزاری ایسنا مرگ هزاران ماهی را «فاجعهای زیستمحیطی» توصیف کرد و هشدار داد انباشت لاشه آبزیان در بستر رودخانه میتواند به تجمع حشرات و حیوانات و انتشار بوی نامطبوع منجر شود.
حسین اکبری، معاون محیط زیست استان اصفهان، با انتقاد از مدیریت «مقطعی» منابع آبی، شرکت آب را مسئول پیامدهای این حادثه دانست.
او با تاکید بر ضرورت حفظ جریانی پیوسته و حداقلی در زایندهرود گفت باز و بسته کردن پیاپی آب از عوامل اصلی تخریب تنوع زیستی این رودخانه است.
اکبری افزود: «ماهیان با جریان آب از بالادست وارد بستر رودخانه میشوند و با قطع ناگهانی جریان در گرمای هوا دچار تلفات گسترده میشوند. شرکت آب منطقهای باید مسئولیت کامل تبعات زیستمحیطی این نحوه مدیریت را بپذیرد.»
تصاویر منتشرشده در رسانهها و شبکههای اجتماعی نشان میدهد شماری از شهروندان برای نجات ماهیهای گرفتار در ماندابها تلاش میکنند.
بحران زایندهرود تنها یکی از پیامدهای سیاستگذاری ناکارآمد جمهوری اسلامی، فساد ساختاری، بیتوجهی نهادینه و کمبود بودجه در حوزه محیط زیست است.
روزنامه پیام ما ۱۹ شهریور گزارش داد پس از ۹۴ روز جریان آب در زایندهرود، قطع ناگهانی آن در بخشهای پاییندست به مرگ گسترده ماهیها و دیگر آبزیان انجامید.
خبرگزاری مهر نیز نوشت مرگ گسترده ماهیها در زایندهرود رویدادی تازه نیست و این صحنه در پی رهاسازی فصلی آب، بهویژه در بهار و تابستان که فصل تخمریزی ماهیهاست، بارها تکرار شده است.
بر اساس این گزارش، با وجود تکرار این وضعیت در سالهای اخیر، تدبیری موثر برای جلوگیری از آن اندیشیده نشده و با هر بار قطع جریان آب، شمار دیگری از آبزیان جان خود را از دست میدهند.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، با انتشار گزارشی تصویری درباره مرگ گسترده آبزیان با عنوان «نفسهای آخر»، زایندهرود را مهمترین رودخانه فلات مرکزی ایران خواند.
ایرنا بحران زایندهرود در سالهای اخیر را «مادر چالشهای محیط زیستی اصفهان» دانست و افزود خشک شدن این رودخانه و تالاب گاوخونی پیامدهایی چون فرونشست زمین، افزایش آلودگی هوا و فعال شدن کانونهای گرد و غبار در شرق استان اصفهان را به همراه داشته است.
هشتم تیر، روزنامه شرق با استناد به تازهترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داد پدیده فرونشست زمین در ایران به مرحلهای بحرانی رسیده است و نیمی از جمعیت ایران در مناطق درگیر فرونشست سکونت دارند.
پیشتر در آبان ۱۴۰۴، سازمان مدیریت بحران کشور اعلام کرد استانهای اصفهان، خراسان رضوی، فارس و تهران بیشترین تعداد شهرهای در معرض فرونشست را در خود جای دادهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در اندرزگاه چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ، از سوی عدهای از زندانیان جرایم عمومی، تهدید، تحقیر و ضربوشتم میشوند.
به گفته یک منبع مطلع، در یکی از موارد اخیر، پنج نفر به یکی از معترضان حمله کردند و پس از ضربوجرح شدید، از او «رضایت اجباری» گرفتند.
این منبع گفت حمله پس از آن رخ داد که این زندانی به توهین یکی از زندانیان موسوم به «شعبهای» به خانواده پهلوی، واکنش نشان داد.
به گفته او، پس از این حمله، زندانی مضروب را وادار کردند برای پایان دادن به موضوع، رضایت بدهد.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارش ۲۲ تیر خود درباره بندهای یک، دو و چهار تیپ شش نوشته بود مسئولیت وکیل بند و انتظامات این بندها بر عهده زندانیانی با اتهامات سرقت و مواد مخدر است، نه بازداشتشدگان اعتراضات.
این افراد که اداره بندها را بر عهده دارند، در ادبیات زندان «شعبهای» خوانده میشوند.
منبع مطلع برخوردها با بازداشتشدگان اعتراضات را «هدفمند» توصیف کرد و گفت شماری از زندانیان جرایم عمومی بهطور مستمر آنان را تهدید و تحقیر میکنند و در مواردی با آنان درگیر میشوند.
او افزود برخی زندانیان «شعبهای» با فحاشی و ایجاد درگیریهای بیدلیل، فضای ترس و ارعاب به وجود میآورند.
به گفته این منبع، برخوردهای خشونتآمیز در برابر ماموران یا بدون مداخله موثر آنان ادامه مییابد و حسینیه اندرزگاه چهار نیز به محلی برای آزار و ضربوشتم بازداشتشدگان اعتراضات تبدیل شده است.
این منبع همچنین از توزیع مواد مخدر در این بخش زندان خبر داد و گفت مسئولان زندان از این موضوع اطلاع دارند.
پیشتر، جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ در بیانیهای در پنجم اردیبهشت، از «شکنجه، ضربوشتم و محرومیت درمانی» زندانیان، از جمله بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، خبر داده بودند.
آنان همچنین به رعایت نشدن اصل تفکیک جرایم و نگهداری زندانیان سیاسی در کنار زندانیان جرایم عمومی اعتراض کرده بودند.
شبکه حقوق بشر کردستان نیز در گزارشی که پنج ماه پیش منتشر شد، اعلام کرد صدها نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و افراد بازداشتشده پس از آغاز جنگ، در سه سالن اندرزگاه چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ نگهداری میشوند.
این گزارش همچنین از محرومیت از خدمات درمانی شماری از بازداشتشدگان مجروح خبر داد.
گزارشهای پیشین از زندان تهران بزرگ نیز بارها از نبود تفکیک جرایم، خشونت علیه زندانیان سیاسی و شرایط نامناسب نگهداری آنان حکایت داشتهاند.
در پاسخ به نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال، ۹۴ درصد شرکتکنندگان گفتند احساس میکنند نسبت به قبل و بهطور ویژه پیش از دیماه، زودتر عصبانی میشوند و حتی در موقعیتهای ساده نیز به آسانی به مرز انفجار میرسند.
حدود ۳۸ هزار نفر در این نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و گفتند خشم آنها در مواجهه با مشکلات، بسیار سریعتر از سالهای گذشته برانگیخته میشود.
از نظر جنسیت، ۷۵.۷ درصد شرکتکنندگان در این نظرسنجی را مردان و ۲۴.۳ درصد را زنان تشکیل میدهند.
بیشترین رده سنی پاسخدهندگان با سهم ۳۹.۷ درصد، مربوط به ۲۵ تا ۳۴ سال است.
رده سنی ۱۸ تا ۲۴ سال ۱۶.۶ درصد، ۳۵ تا ۴۴ سال ۲۵.۷ درصد و بازه سنی ۴۵ تا ۵۴ سال نیز ۹.۵ درصد از پاسخدهندگان را شامل میشوند.
بررسی هزاران نظر بخش کامنتهای این پست درباره تغییر سطح عصبانی شدن نیز نشان میدهد کاهش تحمل، افزایش پرخاشگری، خستگی روانی و احساس قرار گرفتن در آستانه «انفجار»، از روایتهای پرتکرار مخاطبان است.
بسیاری فشار اقتصادی، تجربه خشونت سیاسی بهطور ویژه در اعتراضات دی، پیامدهای دو جنگ و نااطمینانی از آینده را از عوامل اصلی این وضعیت دانستند.
گروهی نیز گفتند خشم، جای خود را به افسردگی، خستگی و بیحسی داده است.
شماری از پاسخدهندگان گفتند این فشارها در روابط خانوادگی، رانندگی و برخوردهای روزمره آشکار میشوند. گروهی دیگر اما تاکید کردند آگاهی از شرایط سخت دیگران باعث شده بیشتر خشم خود را کنترل و با همدلی بیشتری رفتار کنند.
گرانی و ناامیدی
گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و فاصله درآمد با هزینههای زندگی، پرتکرارترین دلایلی هستند که مخاطبان برای کاهش تحمل خود مطرح کردهاند.
یکی از پاسخدهندگان نوشت افزایش مستمر هزینهها، در حالی که درآمد همپای آن بالا نمیرود، مردم را «زودتر عصبی و کمحوصله» کرده است.
مخاطب دیگری گفت حقوقش تا میانه ماه نمیماند و باید همزمان هزینه دارو، قبوض، اجاره خانه و مخارج روزمره را تامین کند و همینها، او و دیگران را تحت فشار شدید قرار میدهد.
این روایتها با نتایج نظرسنجی دیگری از ایراناینترنشنال درباره اشتغال همخوان است.
پیشتر حدود ۹۲ درصد از ۲۵ هزار شرکتکننده در یک نظرسنجی گفتند طی ماههای گذشته خود یا افرادی در اطرافشان بیکار شدهاند.
برخی مخاطبان گفتند مشکل تنها کمبود پول نیست و نامعلوم بودن آینده نیز فشار روانی را افزایش داده است.
در نظرسنجی دیگری که نتایج آن ۲۱ مرداد منتشر شد، ۸۳ درصد از حدود ۱۰۰ هزار شرکتکننده گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، از ایران مهاجرت میکنند. فشار معیشتی و نبود چشمانداز روشن، از دلایل پرتکرار پاسخدهندگان این نظرسنجی بود.
بخشی از کامنتها نشان میدهد فشارهای انباشته به روابط روزمره نیز منتقل شده است.
رانندگی یکی از پرتکرارترین موقعیتهایی بوده است که مخاطبان به آن اشاره کردهاند.
به گفته شهروندان، برخورد از پشت خودرو، ترافیک، بوق زدن و اختلافهای ساده بر سر پارک خودرو، میتواند به مشاجره منجر شود.
شهروندی نوشت پیشتر در برابر یک تصادف جزیی حتی از خودرو پیاده نمیشد، اما اخیرا در موقعیتی مشابه واکنش تندی همراه با ناسزا به راننده مقابل نشان داده و پس از آن از خود پرسیده است: «این من بودم؟»
مخاطبی دیگر نوشت تاب تحمل خیلیها به پایان رسیده و انگار با کوچکترین جرقهای، از کوره در میروند: «هر بار بیرون میروم، حتما دستکم یک دعوا در خیابان میبینم.»
برخی، فشار اقتصادی را عامل تشدید این برخوردها دانستند و گفتند خشم ناشی از مشکلات گستردهتر، در خیابان و در روابط میان شهروندان تخلیه میشود.
عدهای نیز از کاهش تحمل در روابط خانوادگی گفتند.
شهروندی تاکید کرد فشار فکری و افسردگی باعث شده هنگام صحبت با فرزندش زودتر به «مرز انفجار» برسد.
دوم شهریور، ۱۰۰ هزار نفر در نظرسنجی آنلاین ایراناینترنشنال شرکت کردند و ۹۰ درصدشان گفتند در وضعیت فعلی کشور، تمایلی به ازدواج یا فرزندآوری ندارند.
بررسی این نظرات نشان میداد فشار اقتصادی، ناامنی شغلی، هزینه مسکن و نگرانی از آینده کودکان، از مهمترین دلایلی است که بسیاری از مخاطبان برای عقبنشینی از تشکیل خانواده یا داشتن فرزند، مطرح میکنند.
شماری از پاسخدهندگان افزایش خشم خود را مستقیما به رویدادهای سیاسی ماههای اخیر نسبت دادند و از وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه، مواجهه با کشتار گسترده خیابانی، اعدامها و تجربه جنگ نوشتند.
یک شهروند گفت از شب ۱۸ دی و پس از دیدن تصاویر کشته شدن مردم، دیگر آن «آدم قبل» نشده است.
مخاطب دیگری نیز گفت زندگیاش پس از وقایع دیماه تغییر کرد؛ هرچند تلاش میکند عصبانیت خود را متوجه دیگر شهروندان نکند.
شماری دیگر نیز گفتند در مواجهه آگاهانه با این خشم انفجاری، تلاش میکنند در موقعیتهای تنشزا با یک «عذرخواهی ساده» از تشدید درگیری جلوگیری کنند.
شهروندی تاکید کرد چون میداند دیگران هم با مشکلات معیشتی، بیماری و بیکاری درگیرند، در کسبوکار، رانندگی و همسایگی، بیشتر ملاحظه میکند.
ایراناینترنشنال ۲۵ تیر گزارشی از نتایج یک پیمایش رسمی و محرمانه در نهاد ریاستجمهوری منتشر کرد که حاکی از ثبت نرخ ۶۳.۶ درصدی خشم عمومی در ایران پس از کشتار دیماه بود.
شاخص جهانی احساسات موسسه گالوپ تاکنون هیچ کشوری را با نرخ خشم بالاتر از ۴۷ درصد ثبت نکرده است و این رکورد متعلق به کشور چاد است.
روحالله لک علیآبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، از آغاز تحقیق و تفحص از سازمان غذا و دارو خبر داد و گفت هنوز مشخص نیست ۷۰۰ میلیون دلار از اعتبار در نظر گرفته شده برای دارو، چه وضعیتی دارد. او افزود قیمت برخی داروها در کشور ۱۰ تا ۱۵ برابر شده است.
لک علیآبادی پنجشنبه ۱۹ شهریور در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا درباره یک میلیارد دلار اختصاصیافته برای تامین دارو گفت یکی از پاسخهای ارائه شده، این است که ۳۰۰ میلیون دلار از این مبلغ دریافت و هزینه شده، اما ۷۰۰ میلیون دلار باقیمانده «اصلا دریافت نشده» است.
این نماینده مجلس گفت توضیحات مطرح شده درباره این اعتبار باید بهطور کامل راستیآزمایی شود تا مشخص شود منابع در نظر گرفتهشده برای تامین دارو دقیقا چه وضعیتی داشتهاند.
او گفت تحقیق و تفحص به «ترک فعلهایی» مربوط است که در حوزه دارو صورت گرفته و افزود اگر توضیحات سازمان غذا و دارو در کمیسیون بهداشت قانعکننده نباشد، موضوع به صحن مجلس ارجاع خواهد شد.
ایلنا نوشت مسئولان سازمان غذا و دارو میگویند این منابع برای ایجاد ذخایر استراتژیک در نظر گرفته شده، در خزانه قرار دارد و از طریق واردات به شرکتهای خارجی حواله میشود.
لک علیآبادی دوم تیر گفته بود سرنوشت ۷۰۰ میلیون دلار از یک میلیارد دلار برداشتشده از صندوق توسعه ملی برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی مشخص نیست و اعضای کمیسیون بهداشت از توضیحات سازمان غذا و دارو قانع نشدهاند.
در حالی که ابهامها درباره بخشی از منابع در نظر گرفتهشده برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی ادامه دارد، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از افزایش شدید قیمت و کمبود برخی داروها در شهرهای مختلف حکایت دارند.
شماری از مخاطبان گفتهاند برای تهیه داروهایی از جمله انسولین، داروهای سرطان و برخی داروهای رایج و مکملها ناچارند چندین داروخانه را جستوجو کنند یا اساسا توان پرداخت هزینه آن را ندارند.
قیمت برخی داروها ۱۰ تا ۱۵ برابر شده است
لک علیآبادی گفت با توجه به شرایط جنگی و مشکلات ایجادشده در تامین مواد اولیه و واردات دارو، قیمت برخی داروها ۱۰ تا ۱۵ برابر شده و در تامین شماری از اقلام، از جمله انسولین و داروهای ضدسرطان، نیز «مشکلات جدی» وجود دارد.
او افزود با وجود پیشبینی احتمال بروز بحران و اختصاص منابع برای تامین دارو، اکنون کشور با «بحران جدی» در این حوزه مواجه است.
این نماینده مجلس همچنین گفت برخی داروهایی که همیشه در دسترس مردم بوده و با قیمتهای پایین عرضه میشدند، اکنون با افزایش شدید قیمت مواجه شدهاند و ارقام مربوط به گرانی بعضی داروها «به حدی بالاست که حتی بیان آنها نیز دشوار است».
احمد آریایینژاد، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، ۱۸ شهریور گفت گرانی دارو و افزایش هزینههای درمان باعث شده بخشی از مردم درمان خود را به تعویق بیندازند یا از ادامه آن صرفنظر کنند.
با وجود گزارشهای متعدد درباره تشدید بحران دارو در ایران، حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، ۱۳ شهریور کوشید ابعاد این بحران را کماهمیت جلوه دهد. او کمبودهای موجود را «غیرجدی» توصیف کرد.
شهریاری در پاسخ به پرسشی درباره چالش کمبود دارو، بهویژه برای بیماران خاص، افزود: «مشکل واقعا جدی نیست که الان بیماران درمانده باشند و نتوانند درمان خود را ادامه بدهند.»
۱۲ شهریور، پایگاه خبری رویداد۲۴ به نقل از هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، وضعیت دارو در کشور را نگرانکننده خواند و گزارش داد حدود ۸۰۰ قلم دارو در فهرست کمبود قرار دارند که «دهها قلم داروی حیاتی» نیز در میان آنهاست.
پنجم مرداد نیز پایگاه خبری اقتصادنیوز نوشت در پی شدت گرفتن بحران اقتصادی، پرداختهای اقساطی در بازار سلامت کشور بهتدریج رواج یافته و خدماتی مانند دندانپزشکی و حتی دارو بهصورت قسطی عرضه میشوند.