سلیمی، عضو هیات رییسه مجلس، مخالفت دولت با «طرح مقابله با نفوذ» را غیرقانونی خواند


علیرضا سلیمی، عضو هیات رییسه مجلس، پنجشنبه ۱۹ شهریور مخالفت هیات وزیران با گزارش کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی درباره «طرح مقابله با نفوذ بیگانگان» را غیرقانونی خواند.
سلیمی گفت مصوبات دولت باید در چارچوب قوانین مجلس باشد و هیچ نهادی نمیتواند در حوزه قانونگذاری مستقل از مجلس عمل کند. او افزود: «این طرح، طرح مجلس است و لایحه دولت نیست؛ بنابراین اقدام دولت در مخالفت با آن غیرقانونی است.»
او گفت دولت به جای بررسی کارشناسی این طرح، «رویکردی کاملا سیاسی» در پیش گرفته است و افزود اگر ایرادی به طرح وجود دارد، باید در روند بررسی کارشناسی برطرف شود.
سلیمی همچنین با اشاره به پرونده علیرضا اکبری، مقام پیشین جمهوری اسلامی که به اتهام «جاسوسی» اعدام شد، گفت نفوذ در ردههای بالای امنیتی و اجرایی «یک واقعیت» است و کشورهای دیگر نیز برای مقابله با آن قوانین مشخصی دارند.
او از دولت انتقاد کرد که بهموقع برای ارائه دیدگاههای خود در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی حاضر نشده است و گفت دولت میتواند با حضور در این کمیسیون نظرات کارشناسی خود را مطرح کند.
سلیمی در ادامه از دولت خواست «به جای رفتارهای پوپولیستی، بر مسائلی از جمله معیشت، تورم، نقدینگی و قیمت دلار تمرکز کند».






در ادامه بیاعتنایی مقامهای جمهوری اسلامی به بحرانهای زیستمحیطی ایران، قطع جریان آب زایندهرود به مرگ هزاران ماهی و بچهماهی در بستر خشک و ماندابهای این رودخانه انجامید.
رسانهها در ایران پنجشنبه ۱۹ شهریور گزارش دادند قطع ناگهانی آب پس از حدود سه ماه، شمار زیادی از آبزیان را در حوضچههای کمعمق و زیر تابش شدید آفتاب گرفتار کرده است.
آب زایندهرود ۱۳ خرداد، پس از حدود یک سال، برای تامین نیاز مزارع شرق استان اصفهان رهاسازی شده بود، اما جریان آن بامداد ۱۵ شهریور متوقف شد.
خبرگزاری ایسنا مرگ هزاران ماهی را «فاجعهای زیستمحیطی» توصیف کرد و هشدار داد انباشت لاشه آبزیان در بستر رودخانه میتواند به تجمع حشرات و حیوانات و انتشار بوی نامطبوع منجر شود.
حسین اکبری، معاون محیط زیست استان اصفهان، با انتقاد از مدیریت «مقطعی» منابع آبی، شرکت آب را مسئول پیامدهای این حادثه دانست.
او با تاکید بر ضرورت حفظ جریانی پیوسته و حداقلی در زایندهرود گفت باز و بسته کردن پیاپی آب از عوامل اصلی تخریب تنوع زیستی این رودخانه است.
اکبری افزود: «ماهیان با جریان آب از بالادست وارد بستر رودخانه میشوند و با قطع ناگهانی جریان در گرمای هوا دچار تلفات گسترده میشوند. شرکت آب منطقهای باید مسئولیت کامل تبعات زیستمحیطی این نحوه مدیریت را بپذیرد.»
تصاویر منتشرشده در رسانهها و شبکههای اجتماعی نشان میدهد شماری از شهروندان برای نجات ماهیهای گرفتار در ماندابها تلاش میکنند.
بحران زایندهرود تنها یکی از پیامدهای سیاستگذاری ناکارآمد جمهوری اسلامی، فساد ساختاری، بیتوجهی نهادینه و کمبود بودجه در حوزه محیط زیست است.
آلودگی شدید هوا، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، آتشسوزی جنگلها و تخریب و آلودگی فزاینده زیستبومها از مهمترین نمودهای بحران محیط زیست در ایران محسوب میشوند.
تکرار مرگ آبزیان با قطع ناگهانی جریان آب
روزنامه پیام ما ۱۹ شهریور گزارش داد پس از ۹۴ روز جریان آب در زایندهرود، قطع ناگهانی آن در بخشهای پاییندست به مرگ گسترده ماهیها و دیگر آبزیان انجامید.
خبرگزاری مهر نیز نوشت مرگ گسترده ماهیها در زایندهرود رویدادی تازه نیست و این صحنه در پی رهاسازی فصلی آب، بهویژه در بهار و تابستان که فصل تخمریزی ماهیهاست، بارها تکرار شده است.
بر اساس این گزارش، با وجود تکرار این وضعیت در سالهای اخیر، تدبیری موثر برای جلوگیری از آن اندیشیده نشده و با هر بار قطع جریان آب، شمار دیگری از آبزیان جان خود را از دست میدهند.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، با انتشار گزارشی تصویری درباره مرگ گسترده آبزیان با عنوان «نفسهای آخر»، زایندهرود را مهمترین رودخانه فلات مرکزی ایران خواند.
ایرنا بحران زایندهرود در سالهای اخیر را «مادر چالشهای محیط زیستی اصفهان» دانست و افزود خشک شدن این رودخانه و تالاب گاوخونی پیامدهایی چون فرونشست زمین، افزایش آلودگی هوا و فعال شدن کانونهای گرد و غبار در شرق استان اصفهان را به همراه داشته است.
هشتم تیر، روزنامه شرق با استناد به تازهترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داد پدیده فرونشست زمین در ایران به مرحلهای بحرانی رسیده است و نیمی از جمعیت ایران در مناطق درگیر فرونشست سکونت دارند.
پیشتر در آبان ۱۴۰۴، سازمان مدیریت بحران کشور اعلام کرد استانهای اصفهان، خراسان رضوی، فارس و تهران بیشترین تعداد شهرهای در معرض فرونشست را در خود جای دادهاند.
الجزایر پنجشنبه ۱۹ شهریور اعلام کرد تصمیم گرفته است روابط دیپلماتیک خود با امارات متحده عربی را قطع کند. وزارت امور خارجه الجزایر گفت این اقدام پس از هشدارهای مکرر این کشور به مجموعهای از اقدامات «تحریکآمیز یا خصمانه» ابوظبی صورت میگیرد.
وزارت امور خارجه الجزایر با تاکید بر اینکه اقدامات امارات به مرحلهای رسیده است که دیگر نمیتوان آنها را قابل قبول یا قابل تحمل دانست، افزود که این کشور «تمامی راههای ممکن برای حفظ روابط دوجانبه را به پایان رسانده است.»
وزارت امور خارجه اعلام کرد سفیر امارات به این وزارتخانه احضار و از این تصمیم مطلع شد و ۴۸ ساعت به او فرصت داده شد تا از آن تبعیت کند.
امارات متحده عربی هنوز به اقدام الجزایر واکنش نشان نداده است.
روابط میان دو کشور در سالهای اخیر بهطور فزایندهای پرتنش بوده است. رسانههای الجزایری بهشدت از امارات انتقاد و این کشور را به تلاش برای ایجاد اختلاف و تفرقه در منطقه متهم کردهاند.
الجزیره و ابوظبی همچنین درباره چند موضوع منطقهای مواضع متفاوتی اتخاذ کردهاند. الجزایر با عادیسازی روابط با اسرائیل مخالف است، در حالی که امارات و مراکش، رقیب منطقهای الجزایر، در چارچوب پیمانهای ابراهیم که در سال ۲۰۲۰ با میانجیگری آمریکا شکل گرفت، با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار کردند.
دو کشور همچنین در مناقشه چند دههای صحرای غربی در دو سوی مخالف قرار دارند. امارات از ادعای مراکش مبنی بر حاکمیت بر این سرزمین حمایت میکند و در آنجا کنسولگری دارد، در حالی که الجزایر از جبهه پولیساریو حمایت میکند که خواهان تشکیل یک صحرای غربی مستقل است.
الجزایر پیش از این در سوم شهریور ۱۴۰۰ روابط دیپلماتیک خود با مراکش را قطع کرده بود. در آن زمان الجزایر اعلام کرد اقدامات «خصمانه» مراکش، از جمله استفاده از جاسوسافزار پگاسوس علیه مقامهای الجزایری، حمایت از یک گروه جداییطلب الجزایری و نیز عدم پایبندی مراکش به تعهدات دوجانبه از دلایل این تصمیم بوده است.
منافع الجزایر و امارات متحده عربی همچنین بهطور فزایندهای در چند نقطه با یکدیگر تلاقی پیدا کرده است؛ جایی که امارات طی سالهای اخیر روابط خود را با چند دولت همسایه الجزایر گسترش داده، در حالی که روابط الجزایر با برخی همسایگان جنوبیاش پس از وقوع مجموعهای از کودتاهای نظامی پرتنش شده است.
تنشها بین دو کشور در ماه فوریه، زمانی که الجزایر روند لغو توافق خدمات هوایی با امارات متحده عربی را آغاز کرد، بیش از پیش تشدید شد. این توافق در ماه مه ۲۰۱۳ در ابوظبی امضا شده بود.
عبدالمجید تبون، رییسجمهوری الجزایر، در یک سال گذشته در سخنرانیهای خود بارها از امارات با عناوینی چون «کشور بسیار کوچک» یا «کشورک» یاد کرده و این کشور را به تلاش برای بیثبات کردن چند کشور منطقه متهم کرده است.
او سال در اشارهای غیرمستقیم اما آشکار به امارات متحده عربی گفت روابط کشورش با همه کشورهای حاشیه خلیج فارس، به استثنای یک کشور، گرم و دوستانه است.
تبون روابط با عربستان سعودی، کویت، عمان و قطر را «برادرانه» توصیف کرد و در عین حال، بدون نام بردن از امارات، این کشور را به دخالت در امور داخلی الجزایر و تلاش برای بیثبات کردن این کشور متهم کرد.
او در یک مصاحبه تلویزیونی در ماه ژوئیه گفت: «هر جا پا میگذارند، خون جاری میشود. ما میخواهیم آنها از ما دور بمانند تا در کشورمان خون جاری نشود.»
تبون در آن زمان گفت اگر الجزایر در پی جلوگیری از «عمیقتر شدن شکافها» در جهان عرب نبود، قطع روابط دیپلماتیک «مدتها پیش اتفاق افتاده بود.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در اندرزگاه چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ، از سوی عدهای از زندانیان جرایم عمومی، تهدید، تحقیر و ضربوشتم میشوند.
به گفته یک منبع مطلع، در یکی از موارد اخیر، پنج نفر به یکی از معترضان حمله کردند و پس از ضربوجرح شدید، از او «رضایت اجباری» گرفتند.
این منبع گفت حمله پس از آن رخ داد که این زندانی به توهین یکی از زندانیان موسوم به «شعبهای» به خانواده پهلوی، واکنش نشان داد.
به گفته او، پس از این حمله، زندانی مضروب را وادار کردند برای پایان دادن به موضوع، رضایت بدهد.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارش ۲۲ تیر خود درباره بندهای یک، دو و چهار تیپ شش نوشته بود مسئولیت وکیل بند و انتظامات این بندها بر عهده زندانیانی با اتهامات سرقت و مواد مخدر است، نه بازداشتشدگان اعتراضات.
این افراد که اداره بندها را بر عهده دارند، در ادبیات زندان «شعبهای» خوانده میشوند.
منبع مطلع برخوردها با بازداشتشدگان اعتراضات را «هدفمند» توصیف کرد و گفت شماری از زندانیان جرایم عمومی بهطور مستمر آنان را تهدید و تحقیر میکنند و در مواردی با آنان درگیر میشوند.
او افزود برخی زندانیان «شعبهای» با فحاشی و ایجاد درگیریهای بیدلیل، فضای ترس و ارعاب به وجود میآورند.
به گفته این منبع، برخوردهای خشونتآمیز در برابر ماموران یا بدون مداخله موثر آنان ادامه مییابد و حسینیه اندرزگاه چهار نیز به محلی برای آزار و ضربوشتم بازداشتشدگان اعتراضات تبدیل شده است.
توزیع مواد مخدر و شرایط نامناسب نگهداری
این منبع همچنین از توزیع مواد مخدر در این بخش زندان خبر داد و گفت مسئولان زندان از این موضوع اطلاع دارند.
پیشتر، جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ در بیانیهای در پنجم اردیبهشت، از «شکنجه، ضربوشتم و محرومیت درمانی» زندانیان، از جمله بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، خبر داده بودند.
آنان همچنین به رعایت نشدن اصل تفکیک جرایم و نگهداری زندانیان سیاسی در کنار زندانیان جرایم عمومی اعتراض کرده بودند.
شبکه حقوق بشر کردستان نیز در گزارشی که پنج ماه پیش منتشر شد، اعلام کرد صدها نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و افراد بازداشتشده پس از آغاز جنگ، در سه سالن اندرزگاه چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ نگهداری میشوند.
این گزارش همچنین از محرومیت از خدمات درمانی شماری از بازداشتشدگان مجروح خبر داد.
گزارشهای پیشین از زندان تهران بزرگ نیز بارها از نبود تفکیک جرایم، خشونت علیه زندانیان سیاسی و شرایط نامناسب نگهداری آنان حکایت داشتهاند.
در تاریخ انسان کمتر گذرگاه آبی جهان به اهمیت تنگه هرمز وجود دارد. تنگه هرمز با گذر از هزاران سال تاریخ از دوران ایران باستان تا امروز، بر سرنوشت بشر در سراسر جهان تاثیر گذاشته است.
حتی امروز هم در پی جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی، مردم در سراسر جهان هزینه بسته شدن و تنش در این تنگه آبی را با هزینههای اضافی بر زندگیشان پرداخت میکنند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، بارها ابراز علاقه کرده که نام تنگه هرمز به «تنگه ترامپ» تغییر کند.
این پیشنهاد ابتدا بهشوخی مطرح شد، سپس با چند تصویر ساختهشده با هوش مصنوعی در صفحه رسمی ترامپ در شبکه اجتماعی تروثسوشال ادامه یافت و حالا در سخنرانی انتخاباتی حزب جمهوریخواه به یک خواست رسمی تبدیل شده است.
ترامپ گفت آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و این آبراه باید به نام او نامگذاری شود. او افزود: «فکر میکنم باید آن را تنگه ترامپ بنامیم. من هم باید چیزی از این ماجرا نصیبم شود.»
رییسجمهوری ایالات متحده خبر داد بهزودی در این زمینه اطلاعیهای منتشر خواهد کرد.
ترامپ پیش از این نیز به تغییر نامهای جغرافیایی علاقه نشان داده است. در نخستین روزهای ریاستجمهوری، خلیج مکزیک را خلیج آمریکا نامید و بهتازگی در یک فرمان اجرایی نام دریاچه انتاریو را به دریاچه آمریکا تغییر داد.
ترامپ همچنین گفته که به او پیشنهاد شده است نام ایالت نیومکزیکو به نیوآمریکا تغییر کند.
نام تنگه هرمز از کجا آمده است؟ چگونه نام منطقه از آیین زرتشت و زبانهای کهن ساحلی برخاست، بر روی شهری بندری نشست، سپس به جزیرهای صخرهای منتقل شد و دست آخر بر سراسر این گذرگاه بینالمللی سایه افکند؟
از آیین زرتشتی تا دریانوردان یونانی
بررسی ریشهشناختی واژه «هرمز» در منابع خاورشناسی و متون زبانشناسی تاریخی غرب نشان میدهد که این نام حاصل تلاقی سه فرهنگ مختلف بوده است.
ایرانشناسان غربی مانند مری بوییس و ریچارد فرای میگویند واژه «هرمز» صورت دگرگونشده زبان پهلوی از نام اهورامزدا، خرد مطلق و پروردگار آیین زرتشت است.
در دوره ساسانیان، نامگذاریهای جغرافیایی با نامهای مقدس اوستایی الگویی رایج برای اعطای تقدس و مشروعیت بود.
نامهایی چون Hormizd یا Ohrmazd در زبان پهلوی، به مرور زمان و در سیر تطور زبان به «هرمز» تبدیل شدند.
بر اساس این نظریه، این گذرگاه و بندرگاه حاکم بر آن بهعنوان نعمتی یزدانی و مظهر آبادانی در مرزهای جنوبی ایران باستان شناخته میشده است.
همچنین گروهی از پژوهشگران تاریخ جنوب ایران به ریشههای بومی و زبانشناختی سواحل خلیج فارس اشاره میکنند.
بر پایه این نظریه، واژه هرمز دگرگونشده واژه ترکیبی «هور-موغ» در گویشهای کهن ساحلی است. هور بهمعنای مدخل دریا و خلیج کوچک و موغ بهمعنای نخل خرما.
بدین ترتیب، «هور-موغ» یا «خورِ موغ» در اصطلاح بومیان اولیه به معنای «بندرگاه خرما» بوده است.
فراوانی کشت نخل در دهانه رود میناب و سواحل کهن هرمزگان، منطق جغرافیایی این نامگذاری را تقویت میکند.
در کنار این دو نظریه برخی مورخان نوین دریانوردی معتقدند واژه ایرانی «هرمز» و واژه یونانی باستان Hormos همپوشانی دارند و از یکدیگر تاثیر پذیرفتهاند.
در متون دریانوردی یونانی و رومی، Hormos به معنای «لنگرگاه امن» یا «دهانه بندر» به کار میرفته است.
با توجه به حضور دریانوردان یونانی در خلیج فارس از دوره هخامنشی به بعد، احتمال جابهجایی و تطبیق آوایی میان واژه فارسی هرمز و کلمه یونانی وجود دارد.
مهاجرت نام «هرمز» از خشکی به جزیره
برخلاف تصور عمومی، نام هرمز در ابتدا متعلق به جزیره صخرهای معروف در تنگه هرمز نبود، بلکه نام شهر و بندری آباد در کنار ساحل بوده است.
در طول دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی، شهری که با نام «هرمز» یا «هرمزیا» شناخته میشد، در امتداد رود میناب در استان هرمزگان کنونی قرار داشت.
این بندر ساحلی بهعنوان پایگاه تجاری خشکی عمل میکرد و کاروانهای تجاری که از شهرهای مرکزی ایران مانند کرمان و همینطور سیستان میآمدند، کالاهای خود را در این بندر به کشتیها میسپردند.
در اواخر قرن هفتم خورشیدی، با یورش ایلخانان مغول و ناامنیهای گسترده در خشکیهای ایران، بندر هرمز کهن در معرض غارت قرار گرفت.
بهاءالدین ایاز، حاکم وقت هرمز، تصمیم گرفت سکنه، تجار و خزانه را از ساحل غیرقابل دفاع به جزیرهای صخرهای و لمیزرع در ۸ کیلومتری ساحل منتقل کند.
این جزیره تا پیش از آن «جرون» نامیده میشد اما با استقرار هرمزیها نام آن به جزیره هرمز تغییر کرد.
این انتقال جغرافیایی زمینهساز «پادشاهی هرمز» شد که برای سه قرن، قدرتی تجاری و دریایی بود و بر تمام مبادلات تجاری خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند تسلط داشت.
تنگه هرمز در منابع کلاسیک
از نخستین روایت اروپاییها درباره هرمز میتوان به سفرنامه نئارخوس، دریاسالار برجسته اسکندر مقدونی، اشاره کرد.
نئارخوس که مامور شده بود با ناوگان خود از دهانه رود سند تا اروندرود و بابل دریانوردی کند، هنگام عبور از این گذرگاه در سال ۳۲۵ پیش از میلاد، در سفرنامه خود به منطقهای به نام هرمزا در ساحل اشاره میکند.
بنابراین، دیرینگی این نام در ادبیات مکتوب غربی به بیش از ۲۳۰۰ سال قبل میرسد.
کلودیوس بطلمیوس، جغرافیدان قرن دوم میلادی در اسکندریه، در نوشتههای خود موقعیت دهانه خلیج فارس را ثبت کرده است.
او دماغه استراتژیک خلیج فارس و بندر را هرموزیا مینامد.
در منابع اسلامی هم جغرافیدان برجسته، الشریف الادریسی، نقشه کاملی از خلیج فارس ارائه داد که موقعیت بندر هرمز و تنگه آن را بهعنوان شریان اصلی تجارت فلفل، ادویه و ابریشم نشان میداد.
تثبیت نام تنگه هرمز
تثبیت نام «هرمز» بهعنوان یک نام بینالمللی برای این تنگه، بیش از هر چیز حاصل گزارشهای سیاحان اروپایی و حضور قدرتهای غربی در سدههای ۱۵ تا ۱۷ میلادی است.
مارکو پولو، جهانگرد مشهور ونیزی، در طول سفرهای خود دو بار در سالهای ۱۲۷۵ و ۱۲۹۲ میلادی از بندر هرمز گذر کرد.
مارکو پولو هرمز را تجسم ثروت شرق توصیف میکند؛ شهری که بازرگانانی از هند، چین و مکران در آن کالا مبادله میکردند.
توصیفات شگفتانگیز او باعث شد نام هرمز در ذهن اروپاییها با ثروتهای افسانهای خاورمیانه گره بخورد.
در سال ۱۵۰۷ میلادی، آلفونسو د البوکرک، دریانورد و دریاسالار پرتغالی، وارد خلیج فارس شد.
البوکرک با درک موقعیت کلیدی تنگه، جزیره هرمز را تصرف کرد و قلعهای عظیم در آن ساخت که هنوز بقایای آن پابرجاست.
پرتغالیها برای بیش از یک قرن تا زمان اخراجشان از سوی شاه عباس کبیر و امامقلیخان در سال ۱۶۲۲ میلادی بر جزیره و حکومت هرمز سلطه سیاسی و نظامی داشتند.
در تمامی اسناد دریانوردی، نقشهها و مکاتبات امپراتوری پرتغال، این تنگه با عنوان «تنگه هرمز» ثبت شده است.
با اوجگیری امپراتوری بریتانیا و شرکت هند شرقی بهعنوان قدرت برتر دریایی در اقیانوس هند، نقشهبرداران نیروی دریایی بریتانیا، نقشه خلیج فارس را با دقت بالایی ترسیم کردند.
در تمامی این نقشهها که در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی در لندن و پاریس به چاپ رسیدند، عنوان «تنگه هرمز» برای این گذرگاه آبی به ثبت رسید و به همین نام بهعنوان استاندارد حقوقی و بینالمللی در کنوانسیونهای دریانوردی تثبیت شد.
امروز در حالی که پادشاهی هرمز دیگر وجود ندارد و جزیره هرمز از اهمیت تجاری سابق برخوردار نیست، نام تنگه هرمز با شریان حیاتی انرژی و محصولات شیمیایی گره خورده است؛ شریانی که بسته شدنش از ایران تا پمپ بنزینهای اروپا و آمریکا را متاثر میکند؛ تنگهای استراتژیک با نامی کهن که گلوگاه جنگ شده است.
در پاسخ به نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال، ۹۴ درصد شرکتکنندگان گفتند احساس میکنند نسبت به قبل و بهطور ویژه پیش از دیماه، زودتر عصبانی میشوند و حتی در موقعیتهای ساده نیز به آسانی به مرز انفجار میرسند.
حدود ۳۸ هزار نفر در این نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و گفتند خشم آنها در مواجهه با مشکلات، بسیار سریعتر از سالهای گذشته برانگیخته میشود.
از نظر جنسیت، ۷۵.۷ درصد شرکتکنندگان در این نظرسنجی را مردان و ۲۴.۳ درصد را زنان تشکیل میدهند.
بیشترین رده سنی پاسخدهندگان با سهم ۳۹.۷ درصد، مربوط به ۲۵ تا ۳۴ سال است.
رده سنی ۱۸ تا ۲۴ سال ۱۶.۶ درصد، ۳۵ تا ۴۴ سال ۲۵.۷ درصد و بازه سنی ۴۵ تا ۵۴ سال نیز ۹.۵ درصد از پاسخدهندگان را شامل میشوند.
بررسی هزاران نظر بخش کامنتهای این پست درباره تغییر سطح عصبانی شدن نیز نشان میدهد کاهش تحمل، افزایش پرخاشگری، خستگی روانی و احساس قرار گرفتن در آستانه «انفجار»، از روایتهای پرتکرار مخاطبان است.
بسیاری فشار اقتصادی، تجربه خشونت سیاسی بهطور ویژه در اعتراضات دی، پیامدهای دو جنگ و نااطمینانی از آینده را از عوامل اصلی این وضعیت دانستند.
گروهی نیز گفتند خشم، جای خود را به افسردگی، خستگی و بیحسی داده است.
شماری از پاسخدهندگان گفتند این فشارها در روابط خانوادگی، رانندگی و برخوردهای روزمره آشکار میشوند. گروهی دیگر اما تاکید کردند آگاهی از شرایط سخت دیگران باعث شده بیشتر خشم خود را کنترل و با همدلی بیشتری رفتار کنند.
گرانی و ناامیدی
گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و فاصله درآمد با هزینههای زندگی، پرتکرارترین دلایلی هستند که مخاطبان برای کاهش تحمل خود مطرح کردهاند.
یکی از پاسخدهندگان نوشت افزایش مستمر هزینهها، در حالی که درآمد همپای آن بالا نمیرود، مردم را «زودتر عصبی و کمحوصله» کرده است.
مخاطب دیگری گفت حقوقش تا میانه ماه نمیماند و باید همزمان هزینه دارو، قبوض، اجاره خانه و مخارج روزمره را تامین کند و همینها، او و دیگران را تحت فشار شدید قرار میدهد.
این روایتها با نتایج نظرسنجی دیگری از ایراناینترنشنال درباره اشتغال همخوان است.
پیشتر حدود ۹۲ درصد از ۲۵ هزار شرکتکننده در یک نظرسنجی گفتند طی ماههای گذشته خود یا افرادی در اطرافشان بیکار شدهاند.
برخی مخاطبان گفتند مشکل تنها کمبود پول نیست و نامعلوم بودن آینده نیز فشار روانی را افزایش داده است.
در نظرسنجی دیگری که نتایج آن ۲۱ مرداد منتشر شد، ۸۳ درصد از حدود ۱۰۰ هزار شرکتکننده گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، از ایران مهاجرت میکنند. فشار معیشتی و نبود چشمانداز روشن، از دلایل پرتکرار پاسخدهندگان این نظرسنجی بود.
خشم؛ از خیابان تا خانه
بخشی از کامنتها نشان میدهد فشارهای انباشته به روابط روزمره نیز منتقل شده است.
رانندگی یکی از پرتکرارترین موقعیتهایی بوده است که مخاطبان به آن اشاره کردهاند.
به گفته شهروندان، برخورد از پشت خودرو، ترافیک، بوق زدن و اختلافهای ساده بر سر پارک خودرو، میتواند به مشاجره منجر شود.
شهروندی نوشت پیشتر در برابر یک تصادف جزیی حتی از خودرو پیاده نمیشد، اما اخیرا در موقعیتی مشابه واکنش تندی همراه با ناسزا به راننده مقابل نشان داده و پس از آن از خود پرسیده است: «این من بودم؟»
مخاطبی دیگر نوشت تاب تحمل خیلیها به پایان رسیده و انگار با کوچکترین جرقهای، از کوره در میروند: «هر بار بیرون میروم، حتما دستکم یک دعوا در خیابان میبینم.»
برخی، فشار اقتصادی را عامل تشدید این برخوردها دانستند و گفتند خشم ناشی از مشکلات گستردهتر، در خیابان و در روابط میان شهروندان تخلیه میشود.
عدهای نیز از کاهش تحمل در روابط خانوادگی گفتند.
شهروندی تاکید کرد فشار فکری و افسردگی باعث شده هنگام صحبت با فرزندش زودتر به «مرز انفجار» برسد.
دوم شهریور، ۱۰۰ هزار نفر در نظرسنجی آنلاین ایراناینترنشنال شرکت کردند و ۹۰ درصدشان گفتند در وضعیت فعلی کشور، تمایلی به ازدواج یا فرزندآوری ندارند.
بررسی این نظرات نشان میداد فشار اقتصادی، ناامنی شغلی، هزینه مسکن و نگرانی از آینده کودکان، از مهمترین دلایلی است که بسیاری از مخاطبان برای عقبنشینی از تشکیل خانواده یا داشتن فرزند، مطرح میکنند.
دیماه، جنگ و تجربه خشونت
شماری از پاسخدهندگان افزایش خشم خود را مستقیما به رویدادهای سیاسی ماههای اخیر نسبت دادند و از وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه، مواجهه با کشتار گسترده خیابانی، اعدامها و تجربه جنگ نوشتند.
یک شهروند گفت از شب ۱۸ دی و پس از دیدن تصاویر کشته شدن مردم، دیگر آن «آدم قبل» نشده است.
مخاطب دیگری نیز گفت زندگیاش پس از وقایع دیماه تغییر کرد؛ هرچند تلاش میکند عصبانیت خود را متوجه دیگر شهروندان نکند.
شماری دیگر نیز گفتند در مواجهه آگاهانه با این خشم انفجاری، تلاش میکنند در موقعیتهای تنشزا با یک «عذرخواهی ساده» از تشدید درگیری جلوگیری کنند.
شهروندی تاکید کرد چون میداند دیگران هم با مشکلات معیشتی، بیماری و بیکاری درگیرند، در کسبوکار، رانندگی و همسایگی، بیشتر ملاحظه میکند.
ایراناینترنشنال ۲۵ تیر گزارشی از نتایج یک پیمایش رسمی و محرمانه در نهاد ریاستجمهوری منتشر کرد که حاکی از ثبت نرخ ۶۳.۶ درصدی خشم عمومی در ایران پس از کشتار دیماه بود.
شاخص جهانی احساسات موسسه گالوپ تاکنون هیچ کشوری را با نرخ خشم بالاتر از ۴۷ درصد ثبت نکرده است و این رکورد متعلق به کشور چاد است.