قالیباف خطاب به هگست: هدف بعدی داراییهای انرژی شما در منطقه است


محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، با انتشار تصویری در کانال تلگرامی خود، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، را خطاب قرار داد و نوشت: «هدف بعدی داراییهای انرژی شما در منطقه است.»






بر اساس یک سند قضایی که به ایراناینترنشنال رسیده است، پرونده ۱۸ زندانی محبوس در زندان دستگرد اصفهان در ارتباط با ناآرامی و وقوع آتشسوزی در این مکان، به دادگاه انقلاب ارجاع شده و این افراد با خطر صدور حکم اعدام روبهرو هستند.
این سند حاکی از آن است که نام ۷۵ زندانی در پرونده آتشسوزی زندان دستگرد به ثبت رسیده و دادسرای اصفهان برای دستکم ۲۶ تن از آنان قرار جلب به دادرسی صادر کرده است.
این پرونده بهدنبال ناآرامی و آتشسوزی در زندان مرکزی اصفهان، معروف به دستگرد، پس از حمله هوایی به اطراف این زندان در ۱۱ فروردین تشکیل شد.
در جریان این حمله، پادگان و انبار مهمات واقع در پشت زندان هدف اصابت موشک قرار گرفت و بخشهایی از محوطه زندان و آسایشگاه نیز دچار آسیب شد.
در اطلاعات ارائهشده همراه سند ارسالی به ایراناینترنشنال آمده است در جریان این رویداد شماری از زندانیان کشته شدند و تعدادی نیز در آتشسوزی جان باختند.
بر پایه این اسناد، شعبه ۱۱ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اصفهان ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ قرار نهایی این پرونده را صادر کرده است.
ارجاع پرونده این زندانیان به دادگاه انقلاب در شرایطی صورت گرفته است که طی دو ماه گذشته، پنج تن از معترضان محبوس در زندان دستگرد در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اعدام شدند.
پنج نفر دیگر از محکومان این پرونده نیز در خطر اعدام قریبالوقوع قرار دارند.
اتهامهای سنگین در پرونده آتشسوزی
بر پایه اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، دادسرای اصفهان اتهامهایی از جمله «اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد بر هم زدن امنیت کشور»، «تحریق عمدی»، «تخریب وسایل و تاسیسات مورد استفاده عموم» و «تجمع غیرقانونی در زندان منتهی به شورش در زمان جنگ» را برای متهمان پرونده زندان دستگرد مطرح کرده است.
برای شماری از متهمان نیز اتهام «تحریک به جنگ و کشتار» با استناد به آنچه دادسرا «لیدری آشوبها» خوانده، مطرح شده است.
در میان این افراد، اکبر خسروی، محسن حفیظی درچه، هادی بخشیان ریزی، محمدرضا هاشمی ورنوسفادرانی، حمیدرضا عاطفی افوسی، ابراهیم سلیمانی باباحیدری، سلمان رستمی، حمیدرضا دژکام، محمود حسنخانی باببیدنانی، علی حبیبی بابادی، حسین صفاهانی، محسن بلدینیا، مهدی محمدی فرتخونی، پوریا شیرعلی، ناصر یوسفی، قاسم شبانی دستجردی و مهران الهیاری با اتهامهایی چون «لیدری آشوبها» یا «تحریک به جنگ و کشتار» روبهرو شدهاند.
اتهامهای دیگر شامل تخریب دوربینهای مداربسته، پنجرهها و درهای امنیتی، مشارکت یا معاونت در تخریب و همچنین آتش زدن بهداری زندان است.
در هفتههای اخیر و همزمان با تشدید تنشها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران افزوده است.
احضار گسترده شهروندان، صدور احکام سنگین حبس و افزایش صدور و اجرای احکام اعدام، از جمله اقدامات سرکوبگرانه حکومت در این دوره بودهاند.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از تنشهای نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
افزایش نگرانیها درباره زندانیان دستگرد
نگرانی درباره وضعیت زندانیان دستگرد تنها به پروندههای قضایی و خطر صدور احکام سنگین محدود نیست.
عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، خردادماه در پیامی صوتی از این زندان گفت شماری از بازداشتشدگان خیزش دیماه شکنجه شدهاند.
او همچنین از ضربوشتم، بازجوییهای خشن، قطع ارتباط با خانواده و محدودیت هواخوری برای این زندانیان خبر داد.
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی درباره وخامت وضعیت بهداشتی و شیوع مننژیت در زندان دستگرد منتشر شده است.
سوم شهریور، یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال گفت چند زندانی بر اثر بیماریهای عفونی جان باختهاند.
اطلاعات رسیده همچنین از گسترش مننژیت به بیشتر بندهای زندان و انتقال شماری از زندانیان به بیمارستان الزهرا در اصفهان حکایت دارد.
دادههای اولیه نشان میدهند تردد شناورهای تجاری در تنگه هرمز سهشنبه شش فروند بود؛ این رقم دوشنبه ۹ فروند و میانگین ۱۰ روز گذشته حدود ۱۲ فروند بوده است. همزمان با کاهش تردد در تنگه هرمز، سئول اعلام کرد هنوز درباره نحوه مشارکت در امنیت این آبراه تصمیم نگرفته است.
بر اساس دادههای اولیه کپلر، شرکت رهگیری کشتیها، که ساعت ۰۵:۳۰ بامداد چهارشنبه ۱۸ شهریور به وقت تهران ثبت شده، از شش شناور عبوری، پنج فروند وارد تنگه هرمز شدند و یک فروند از آن خارج شده است. این شناورها شامل یک کشتی پاناماکس و یک نفتکش متوسط بودند.
این آمار ممکن است تغییر کند، زیرا برخی کشتیها معمولا هنگام عبور از این مسیر فرستندههای موقعیتیاب خود را خاموش میکنند.
همزمان و در پی تشدید درگیریها میان آمریکا و جمهوری اسلامی، قیمت نفت برنت ۱۸ شهریور از ۹۹ دلار در هر بشکه عبور کرد و به بالاترین سطح خود در حدود هفت هفته گذشته رسید.
در تنگه بابالمندب، دیگر گلوگاه مهم دریایی خاورمیانه، سهشنبه ۲۵ شناور تجاری تردد کردند که ۱۱ فروند وارد و ۱۴ فروند خارج شدند.
میانگین تردد در این تنگه طی ۱۰ روز گذشته حدود ۲۷ فروند بود.
در میان شناورهای عبوری، دو نفتکش سوئزمکس، هشت نفتکش افرامکس و یک نفتکش بسیار بزرگ حمل نفت خام بودند.
تشدید درگیریها در منطقه
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای آمریکا سهشنبه پنج نفتکش حامل نفت خام ایران را منهدم کردند و ویدیویی از حملات منتشر کرد.
سنتکام گفت این حملات در پاسخ به اقدام سپاه پاسداران انجام شد که طی دو روز پیش از آن، دو بار یک ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا را با موشکهای بالستیک هدف قرار داده بود.
آمریکا اعلام کرد در این حملات کسی آسیب ندیده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سفر به کلمبیا گفت ایران همچنان تلاش میکند کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده را هدف قرار دهد و «هر بار که چنین کاری کنند یا برای آن تلاش کنند، نفتکش از دست خواهند داد».
بر اساس بیانیه سپاه پاسداران که رسانههای حکومتی منتشر کردند، جمهوری اسلامی با موشکهای بالستیک به پایگاه مورد استفاده نیروهای آمریکا در نزدیکی الازرق اردن حمله کرده است.
رسانههای حکومتی در ایران ویدیویی منتشر کردند که به گفته آنها، پرتاب موشکها به سوی اردن را نشان میدهند.
در حالی که جمهوری اسلامی میگوید موشکها خسارات سنگینی وارد کردهاند، اردن اعلام کرد پدافند هوایی این کشور ۱۸ موشک از ۲۰ موشک ایرانی را رهگیری کرده و دو موشک دیگر در مناطق غیرمسکونی سقوط کردهاند.
به گفته مقامهای اردنی، این حمله تلفاتی نداشته است.
از سوی دیگر حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نیز چهار شهر در جنوب عربستان سعودی را هدف قرار دادند. مقامهای عربستان سعودی از زخمی شدن ۷۳ نفر و آتشسوزی در تاسیسات نفتی خبر دادند.
سئول گزینههای مشارکت در امنیت تنگه هرمز را بررسی میکند
لی جائهمیونگ، رییسجمهوری کره جنوبی، که در فرانسه به سر میبرد، ۱۷ شهریور در نشست خبری مشترک با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، گفت دو کشور توافق کردهاند برای احیای سریع آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و ثبات زنجیرههای تامین جهانی، هماهنگی نزدیک خود را ادامه دهند.
تنگه هرمز برای تامین انرژی کره جنوبی اهمیت ویژهای دارد؛ این کشور سال گذشته برای ۶۱ درصد واردات نفت خام و ۵۴ درصد واردات نفتای خود به این آبراه متکی بود.
وی سونگلاک، مشاور امنیت ملی کره جنوبی، پس از نشست سران دو کشور گفت گفتوگوها بر چگونگی مشارکت سئول در تلاشهای بینالمللی برای امنیت دریایی تنگه هرمز متمرکز بوده، نه اعزام نیرو.
او تاکید کرد: «ما هنوز در مرحله بررسی هستیم و هیچ تصمیمی گرفته نشده است.»
به گفته سونگلاک، جمهوری اسلامی پس از انتشار گزارشهایی درباره نقش احتمالی کره جنوبی در تامین امنیت تنگه هرمز، از طریق مجاری دیپلماتیک خواستار توضیح شده است.
او همچنین ارتباط بررسی گزینههای مشارکت با گفتوگوهای سرمایهگذاری با آمریکا را رد کرد.
وزارت دفاع کره جنوبی سهشنبه اعلام کرد یک تیم ارزیابی را برای بررسی شرایط امنیتی منطقه به امارات متحده عربی فرستاده است.
این وزارتخانه تاکید کرد ماموریت این تیم صرفا برای جمعآوری اطلاعات است و به معنای تصمیم قبلی برای اعزام نیرو نیست.
خبرگزاری یونهاپ گزارش داد این تیم شرایط لازم را برای عملیات احتمالی هواپیماهای گشت دریایی پی-۸ در پایگاه هوایی الظفره امارات متحده عربی بررسی میکند، اما وزارت دفاع کره جنوبی اعلام کرد نمیتواند موضوعات مربوط به استقرار و عملیات نیروها را تایید کند.
هرگونه اعزام نظامی به تایید پارلمان کره جنوبی نیاز دارد. رسانههای این کشور گزارش دادهاند که این موضوع ممکن است در نشست ۲۶ شهریور شورای امنیت ملی بررسی شود؛ هرچند سونگلاک گفت هنوز درباره گزینه مشخصی تصمیمگیری نشده است.
دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی نیز گزارشها را درباره تعیین ضربالاجل از سوی آمریکا برای اعزام تجهیزات به تنگه هرمز رد کرد.
سئول هفته گذشته اعلام کرده بود گزینههای مختلف، از جمله اقدامات نظامی را برای کمک به تامین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بررسی میکند.
این اعلام پس از آن صورت گرفت که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۵ مرداد دستور داد رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی کاهش یابد؛ اقدامی که به گفته او تا حدی به خودداری سئول از کمک به واشینگتن در درگیری با ایران مربوط بود.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، این هفته هشدار داد هرگونه مشارکت نظامی کره جنوبی در عملیات خلیج فارس یا تنگه هرمز، حمایت از «تجاوز» آمریکا تلقی خواهد شد و پیامدهای جدی به دنبال خواهد داشت.
از کشتار دی ماه ۱۴۰۴ چه تصاویری در حافظه جمعی ایرانیان باقی مانده است؟ برای بسیاری، پاسخ ردیف کیسههای سیاه است. کیسههای حمل جسد که خانوادهها میانشان میگشتند تا شاید پیکر پدر، مادر، فرزند، خواهر، برادر یا دوست و رفیق گمشده خود را پیدا کنند.
هشت ماه از کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان میگذرد اما تصاویر کشتار و سرکوب همچنان زندهاند و به ذهن و روان بازماندگان و عموم شهروندان برمیگردند.
مردم در روایت زندگی پس از دی ماه از کابوسهای مکرر، گریههای شبانه و ناتوانی در بازگشت به زندگی عادی میگویند. برخی بازماندگان دست به خودکشی زدهاند و برای بسیاری، زمان به پیش و پس از دی ماه تقسیم شده است.
هشت ماه است که کیسههای حمل جسد به شکلی عریان وارد زندگی روزمره مردم شدهاند. این کیسهها تا پیش از آن بیشتر بهعنوان عناصری تصویری در سینما و تلویزیون دیده میشدند یا هنگام وقوع بلایای طبیعی و حوادث غیرمترقبه، مورد توجه قرار میگرفتند.
در تصاویر شاخص سرکوبها در اعتراضات ۱۳۸۸، آبان خونین ۱۳۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» ۱۴۰۱ نیز مرگ اغلب با خود پیکر دیده میشود؛ بدنی افتاده در خیابان، روی تخت بیمارستان یا پیچیده در کفن.
در دی ماه ۱۴۰۴، بدن بیجان معترض پشت یک زیپ و پوشش سیاه پنهان میشود. چهرهها از قاب کنار میروند و ردیف کیسهها باقی میماند.
این تغییری کوچک و بیاهمیت نیست.
وسیلهای که باید پیکر را برای انتقال و شناسایی حفظ کند، به نشانه اصلی صحنه سرکوب بدل میشود.
سازمان عفو بینالملل در تصاویر راستیآزماییشده کهریزک دستکم ۲۰۵ کیسه مجزا شمرده است. دیدهبان حقوق بشر هم در سه ویدیوی تاییدشده، دستکم ۴۰۰ پیکر یا کیسه جسد تشخیص داده است.
یوروویژن نیوز اسپاتلایت، پروژه راستیآزمایی اتحادیه پخش اروپا، نیز نشان سبز بهشت زهرا را روی شماری از کیسههای حمل جسد شناسایی کرده است.
ترومای کیسههای حمل جسد
هراسافکنی این تصاویر از سر تلاش کیسهها برای پنهانسازی است و از چیزی میآید که میخواهند نشان ندهند. پیکر آشکار، با همه دهشت مرگ، هنوز چهره دارد اما صدها کیسه مشابه، انسان را به واحد تبدیل میکنند: بستهای کنار بستهای دیگر، شمارهای کنار شمارهای دیگر و عددی که بزرگتر میشود.
و همزمان، کیسهها باید گشوده شوند تا حقیقت آشکار شود. برای یک وابسته در جستوجو، هر بار باز کردن یک کیسه، امکان مواجهه با پیکر آشنای مرده است و میزان این رنج، قابل اندازهگیری نیست.
اینجا میتوان از «ترومای کیسههای حمل جسد» سخن گفت. تعبیری تحلیلی برای مواجهه با مرگ انبوه، محو شدن هویت قربانیان، اضطراب شناسایی و بازگشت مکرر یک تصویر.
هر کیسه، پیکر کسی است که خانوادهاش هنوز در جستوجوی اوست. کیسهها روی زمین ماندهاند و کرامت متوفی و بازمانده در جستوجوی او، زیر پا میرود.
تابستان ۲۰۱۳، پس از تیراندازی نیروهای امنیتی مصر به معترضان در اطراف میدان رابعه قاهره، مسجد الایمان به سردخانهای موقت بدل شد. پیکرها در ردیفهای فشرده و زیر ملحفههای سفید روی زمین قرار داشتند. داوطلبان نام قربانیان را روی پارچه مینوشتند؛ روی برخی پوششها، نام و نشانی محل زندگی دیده میشد و برخی دیگر بینام بودند.
پس از سقوط حکومت بشار اسد نیز خانوادهها به سردخانههای دمشق رفتند. کیسهها را یکبهیک گشودند، از چهرهها عکس گرفتند و آنها را با تصاویر نزدیکان و آشنایان مفقودشده خود تطبیق دادند.
آن کیسهها آرشیو سالها ناپدیدسازی قهری، شکنجه و مرگ در بازداشت بودند.
دی ماه ۱۴۰۴ در ایران، صحنه شکل دیگری به خود گرفت: کیسهها در همان روزها و شبهای تیراندازی و در قلب شبکه رسمی بیمارستان، پزشکی قانونی و آرامستان ظاهر شدند.
آنچه در تصاویر ثبت شده دیده میشود، ردیف کیسههای سیاه است بدون اینکه نام و مشخصات افراد بر آنها دیده شود. اینجا کیسه تصویرگر کشتار شده است.
در حالی که صورت قربانیان پوشیده شده، کثرت کیسهها ابعاد مرگ را آشکار میکند. حکومت میتواند درباره نامها و آمار مناقشه کند، اما آیا انکار ردیف کیسهها شدنیست؟
از سوی دیگر کیسهها خود به سردخانه نرفتهاند. پشت این تصویر دهشتناک، دستگاهی برای جمعآوری، انتقال، شمارهگذاری و نگهداری پیکرها، کار کرده است.
کیسهها پس از شلیک گلولهها
کشتار با پایان تیراندازی تمام نمیشود. گلوله، پیکری بر جا میگذارد و در جابهجا کردن پیکر، به آمبولانس یا وانت، کیسه و برچسب، سردخانه یا کانتینر یخچالدار و فهرست اسامی نیاز است. دستگاهی هم باید تصمیم بگیرد هر جسد کجا نگهداری شود، چه زمانی شناسایی شود و با چه شرایطی به خانواده برسد.
پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه، گزارشها از کمبود کیسههای حمل جسد و انباشته شدن پیکرها در بیمارستانها و سردخانهها حکایت داشتند. اما این کیسهها از کجا آمده بودند و آیا حکومت با فراهم کردن تعداد زیادی از آنها، از پیش برای مدیریت اجساد آماده شده بود؟
دو استعلام برای خرید کیسههای حمل جسد در روزهای نزدیک به کشتار در استان البرز دیده میشود. استانی که به یکی از کانونهای اصلی اعتراضات و سرکوب خونین تبدیل شد.
مرکز درمانی «امام حسین» البرز، ۱۴ دیماه و پس از آغاز اعتراضات، برای خرید ۲۰۰ کاور جسد بزرگسال و هشت کاور کودک درخواست قیمت کرده است. بیمارستان شریعتی کرج هم استعلام خرید ۲۰۰ کاور بزرگسال را از ۲۷ آذر ثبت کرده و آگهی آن دو روز بعد منتشر شده است.
این تاریخها بهویژه در مورد آگهی مرکز درمانی «امام حسین» قابل توجه هستند اما از استعلام قیمت تا قرار گرفتن پیکر در کیسه، چند حلقه گم شده وجود دارد: قرارداد نهایی، رسید تحویل، شماره محموله و حواله خروج از انبار. روندی اداری که احتمالا روزی برملا خواهد شد.
این دو آگهی اما به خودی خود از پیشبینی کشتار خبر نمیدهند. همچنین نمیتوان گفت همین کیسهها برای حمل پیکر معترضان به کار رفتهاند. با وجود این، کمبود کیسه در چند شهر از جمله اراک، خرمآباد و گرگان، نشان میدهد موجودی معمول به سرعت تمام شده است و از آن نقطه به بعد، کیسهها باید دوباره توزیع شده باشند - احتمالا پس از خریداری شدن.
کیسه حمل جسد بخشی از خرید معمول بیمارستانها، آرامستانها و نهادهای امدادی است اما کم آمدن آن، معنادار است: دستگاهی که پیکرها را جمعآوری و توزیع کرد، برای چه ابعادی از کشتار آماده شده بود و آیا از آن فراتر رفت؟
از شماره تا نام
کیسه حمل جسد در بیمارستان، پزشکی قانونی و عملیات امدادی، وسیلهای برای انتقال و تفکیک پیکرها و محافظت کارکنان از تماس با خون و ترشحات بدن است.
بر اساس دستورالعمل مشترک سازمان بهداشت جهانی و کمیته بینالمللی صلیب سرخ، هر پیکر باید جداگانه در کیسه قرار گیرد، محل و زمان پیدا شدن آن باید ثبت شود، وسایل شخصی باید همراهش بماند و شمارهای یکتا باید به آن اختصاص یابد.
این شماره برای محو کردن نام نیست و باید راه بازگرداندن پیکر به خانواده را باز کند.
در دی ماه، همین کارکرد وارونه میشود: خانوادهها میان انبوه کیسهها و هزاران تصویر میگردند تا شمارهای را دوباره به نام تبدیل کنند.
پدر ایمان اسدی پنج روز به کلانتریها، زندانها و بیمارستانها رفت. او سرانجام تصویر پسرش را میان هزاران عکس افراد مجهولالهویه پیدا کرد. ایمان در آن مجموعه، شماره ۱۱۸۳۸ بود.
شمارهای که باید به شناسایی کمک میکرد، خود به نشانه بینام بودن قربانی تبدیل شد.
در این روند، خانواده و نزدیکان، انسانی را که میشناسند از میان عددها و تصاویر بازسازی میکنند ... و در همین فاصله میان تبدیل شماره به نام، صدایی هم به گوش میرسد: ... «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»
این صدای اسماعیل شکری است که در ویدیوی ۱۲ دقیقهای پزشکی قانونی کهریزک، میان کیسههای حمل جسد راه میرود و نام پسرش را صدا میزند.
هر کیسه میتواند سپهر او باشد. سپهر چهره، خانواده و گذشته دارد اما کیسه، شکلی بسته و همسان با کیسههای دیگر است.
در تصاویر سرکوبهای پیشین، پیکر قربانیان در مرکز قاب است. در تصاویر دی ماه ۱۴۰۴، این کیسه است که میان پیکر کشتهشدگان و نگاه افکار عمومی قرار میگیرد.
نگرانیها در آزمایشگاههای هوش مصنوعی رو به افزایش است و رقابت، شرکتهای فناوری را به سوی مسابقهای برای ساخت مدلهای خودبهبوددهنده سوق میدهد؛ مدلهایی که خطر خارج شدن از کنترل انسان را دارند. یکی از پژوهشگران آنتروپیک به همین دلیل، از این صنعت کناره گرفته است.
بهنوشته والاستریت ژورنال جیکوب کاکسون، یکی از پژوهشگران آنتروپیک بهدلیل نگرانی از اینکه این آزمایشگاه و رقبایش برای ساخت سیستمهایی از هوش مصنوعی با یکدیگر در رقابتی هستند که ممکن است قادر به کنترل آنها نباشند، صنعت هوش مصنوعی را ترک میکند؛ اقدامی که نشانهای از افزایش نگرانیهای ایمنی در درون شرکتهای پیشرو هوش مصنوعی است.
جیکوب کاکسون در زمینه آموزش مدلهای جدید هوش مصنوعی از طریق تغذیه آنها با حجم عظیمی از دادهها تخصص دارد. او سهشنبه ۱۷ شهریور گفت شرکت را ترک میکند، زیرا نمیخواهد در رقابت گسترده صنعت برای ساخت سیستمهای هوش مصنوعی مشارکت داشته باشد که قادرند خودشان را بهبود دهند.
او نگران است چنین سیستمهایی از کنترل خارج شوند و بشریت را نابود کنند.
این بریتانیایی ۲۷ ساله که پیشتر ریاضیات خوانده، به والاستریت ژورنال گفت بسیاری از همکارانش در این صنعت اکنون برای توصیف مسیر حرکت به سوی مدلهای خودبهبوددهنده از عباراتی مانند «لحظه سرنوشتساز» (crunchtime) و «بازی نهایی» (endgame) استفاده میکنند.
کاکسون گفت: «ما در مسیری قرار داریم که به بسیاری از تهاجمیترین سناریوها منتهی میشود؛ سناریوهایی که بر اساس آنها ممکن است تا پایان سال آینده اوضاع از کنترل خارج شده باشد.»
او افزود زمانی که شرکتها با یکدیگر و همچنین با شرکتهای نوظهور چینی رقابت میکنند، مصالحه و کوتاه آمدن در زمینه ایمنی اجتنابناپذیر است.
آنتروپیک بلافاصله درباره این جدایی اظهار نظر نکرد. داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، و دیگر مدیران این شرکت بارها درباره خطرات مدلهای هوش مصنوعی سرکش هشدار داده و خواستهاند سرعت توسعه را کاهش دهد.
کاکسون گفت او اوایل امسال اوپنایآی (OpenAI) را ترک کرد تا به آنتروپیک بپیوندد، زیرا این شرکت به تلاشهایش در زمینه ایمنی مدلها شهرت دارد.
اما با وجود اینکه او تلاشهای آنتروپیک در زمینه ایمنی را جدی و صادقانه یافت، اکنون معتقد است در غیاب مداخله دولت یا کاهش هماهنگ سرعت توسعه در سراسر صنعت، هیچ شرکتی نمیتواند بهطور مسئولانه هوشی مصنوعی توسعه دهد که در طیف وسیعی از وظایف عملکردی بهتر از انسانها داشته باشد؛ چیزی که گاهی هوش مصنوعی عمومی (AGI) نامیده میشود.
هکهای اخیر انجامشده از سوی مدلهای اوپنایآی و آنتروپیک، که برخی از آنها در قالب مجموعههایی از عاملهای هوش مصنوعی که با یکدیگر همکاری میکنند فعالیت داشتهاند، نشان دادهاند که چگونه سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند اهداف مخرب را در پیش بگیرند و تلاش کنند این اهداف را از انسانها پنهان کنند.
کاکسون گفت نگران است زمانی که این سیستمها شروع به بهبود دادن خودشان کنند، آنقدر پیشرفت کنند که بتوانند از اجرای دستورات سر باز بزنند.
خروج کاکسون یکی از نخستین نمونههای استعفای یک کارمند آنتروپیک بهدلیل نگرانیهای مربوط به ایمنی هوش مصنوعی است. یک پژوهشگر حوزه ایمنی نیز اوایل امسال این شرکت را ترک کرد تا به مطالعه شعر بپردازد و هشدار داد که «جهان در معرض خطر است.»
در سالهای اخیر و همچنین در گذشته، چندین پژوهشگر اوپنایآی و شرکتهای دیگر نیز با اشاره به نگرانیهای مشابه از سمتهای خود کنارهگیری کردهاند.
آنتروپیک یکی از بزرگترین پلتفرمهای هوش مصنوعی را تا حدی با این ادعا ایجاد کرده است که توسعه مسئولانه هوش مصنوعی را در اولویت قرار میدهد و سرمایهگذاری سنگینی در این حوزه انجام داده است.
رهبران این صنعت هشدار دادهاند که حملات سایبری اخیر میتواند نشانهای از آنچه در آینده رخ خواهد داد باشد.
اوپنایآی هفته گذشته به خبرنگاران گفت جدیدترین مدل این شرکت مصداق هوش مصنوعی عمومی است و جهشی بزرگ در قابلیتها محسوب میشود.
سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، هفته گذشته در نشستی در کارولینای شمالی به مقامهای گروه ۲۰ گفت: «فکر میکنم اگر مردم با فوریت بسیار زیادی اقدام نکنند، در حوزه امنیت سایبری اتفاقات بسیار بدی رخ خواهد داد.»
یاکوب پاچوکی، دانشمند ارشد اوپنایآی، نیز در یادداشتی که روز یکشنبه در وبلاگ خود منتشر کرد و در آن خواستار کاهش هماهنگ سرعت توسعه در صنعت و مداخله دولت شد، نوشت:«اکنون زمانی است که احتیاط فوقالعادهای را میطلبد. من نگرانم که هیچکس برای پیامدهای ادامه افزایش سریع هوش ماشینی آماده نباشد.»
کاکسون، پاچوکی و آمودی به بیش از هزار پژوهشگر هوش مصنوعی در سراسر این صنعت پیوستهاند که اخیرا بیانیهای را امضا کردند و در آن خواستار هماهنگی جهانی دولتها برای ایجاد سازوکاری شدهاند که اگر برای کنترل مدلهای قادر به بهبود دادن خودشان به یک «پدال ترمز» نیاز باشد، بتوان سرعت توسعه هوش مصنوعی را کاهش داد.
در سطح فدرال آمریکا هیچ مقرراتی برای هوش مصنوعی وجود ندارد و دولت ترامپ رویکردی با حداقل مداخله را در اولویت قرار داده است تا منافع اقتصادی هوش مصنوعی را به حداکثر برساند؛ فضایی که منتقدان میگویند ممکن است به حملات سایبری گسترده یا آسیبهای دیگر منجر شود.
سناتور برنی سندرز و گرگ کاسار، نماینده دموکرات تگزاس، دو تن از معدود قانونگذارانی هستند که پیشنهاد ایجاد محدودیتهای حفاظتی برای هوش مصنوعی را مطرح کردهاند. آنها هفته گذشته طرحی قانونی ارائه کردند که هدف آن ممنوعیت دائمی ابرهوش مصنوعی و توقف توسعه مدلها تا زمانی است که یک نهاد تنظیمگر صنعت، مقررات جدیدی وضع کند.
خروج کاکسون از صنعت هوش مصنوعی در شرایطی صورت میگیرد که آنتروپیک خود را برای عرضه اولیه سهام آماده میکند؛ عرضهای که انتظار میرود یکی از بزرگترین عرضههای اولیه سهام در تاریخ باشد.
این شرکت بهدنبال دستیابی به ارزشگذاری دو تریلیون دلاری است و در جریان جذب سرمایهگذاران، بر توسعه مسئولانه این فناوری تاکید کرده است.
آمودی و دیگر مدیران شرکت گاه بر سر شیوههایی که بهگفته آنها ایمنی هوش مصنوعی را در اولویت قرار نمیدهند، با دولت ترامپ و دیگر مدیران صنعت وارد تقابل شدهاند.
کاکسون گفت آنتروپیک از یک کانال داخلی در اسلک (Slack) کارکنان برای بحث درباره قابلیتهای قدرتمند مدلهای خود استفاده میکند. او این موضوع را بازتابی از میزان نفوذ شرکتهای هوش مصنوعی بر مسیر توسعه این صنعت توصیف کرد.
کاکسون گفت: «این واقعا یک جورهایی دیوانهکننده است که چنین چیزی باید روی مکبوکهای چند مهندس ساکن سانفرانسیسکو اتفاق بیفتد، نه در یک پناهگاه در دل بیابان، مثل جایی که پروژه منهتن را انجام میدادند.»
لبنان کشوری است که نامش در بند اول تفاهمنامه اسلامآباد آمده و ایران خود را ضامن تمامیت ارضی آن معرفی کرده بود اما حملات مکرر اسرائیل به جنوب لبنان، بهویژه ارتفاعات علیالطاهر، نشان داد این ضمانت چندان مؤثر نبوده است.
حتی تهدیدهای اخیر تهران برای مقابله با این حملات نیز عملی نشده و بیاثر مانده است؛ موضوعی که اعتراض حامیان حکومت را هم برانگیخته است.
ارتش اسرائیل روز سوم سپتامبر اعلام کرد بر این ارتفاعات «کنترل عملیاتی» یافته است؛ تعبیری که نشان میدهد این تپه هنوز بهطور کامل تصرف نشده، اما در آستانه سقوط است. حزبالله این ادعا را نه کاملا تایید کرد و نه رد؛ رسانههای نزدیک به حکومت ایران نیز ادعاهای متناقضی مطرح کردند و آن را همزمان درست و نادرست خواندند.
در سوی دیگر، حملات تلآویو و بمباران این منطقه نهتنها متوقف نشده، بلکه شدت یافته است. اکنون پرسش این است که آیا فشار حامیان، حکومت را به واکنش نظامی وادار خواهد کرد و این تپه آتش جنگ تازهای را در منطقه خواهد افروخت؟
«همه جبههها» تا کجا؟
متن تفاهمنامهای که میان تهران و واشنگتن امضا شد، از دغدغه جمهوری اسلامی برای لبنان نشان داشت، چرا که حکومت حاضر شد تا امنیت ایران را به امنیت این منطقه گره بزند. بند اول تفاهم نامه صراحتا میگفت: آمریکا، جمهوری اسلامی و متحدان آنها «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان» را اعلام میکنند و متعهد میشوند «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند».
این عبارت از همان ابتدا محل نزاع طرفین بود. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و میزبان مذاکرات، «همه جبههها از جمله لبنان» را بخشی از توافق اعلام کرد، اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ساعاتی بعد آن را رد کرد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گنجاندن لبنان را دستاورد جمهوری اسلامی خوانده است: «ما جبهه مقاومت و لبنان را در بند اول تفاهمنامه آوردیم.» اما هم او بارها لبنان را یکی از بندهای نقضشده تفاهمنامه شمرده، بیآنکه تهران جز یک بار اقدام قابلتوجهی در برابر آن انجام داده باشد.
مجتبی امانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی در بیروت، معادله بازدارندگی را چنین توصیف میکند: «از زمانی که پاسخ نظامی دادیم، تلاش میکنند این معادله را به هم بزنند؛ معادلهای که باعث شده اسرائیل و نتانیاهو جرئت حمله به بیروت و ضاحیه را نداشته باشند.»
ولی جنوب لبنان عملا به جایی بدل شده که اسرائیل در آن منطقه امن خود را میسازد و تهران تنها نظارهگر است. شرایط برای تهران هم دشوار است چرا که در خیابانهای مختلف ایران گفته میشود «جنوب ایران» نیز به «جنوب لبنان» تبدیل شده است.
شکاف میان ادعا و اقدام جمهوری اسلامی، دقیقا همان زمین مانوری است که اسرائیل در آن پیشروی میکند.
در حالی که سند تفاهمنامه بر پایان جنگ در «همه جبههها» تاکید دارد، خط قرمز عملی تهران تاکنون از محدوده ضاحیه در بیروت فراتر نرفته است.
در آن سو، تلآویو با استناد به «امنیت وجودی»، شرط عقبنشینی را خلع سلاح کامل حزبالله دانسته و تحرکات خود از قلعه شقیف تا علیالطاهر را در همین چارچوب توجیه میکند؛ تهران اما در برابر این روند، جز هشدارهای محرمانه و غیرعلنی، موضعی موثر اتخاذ نکرده است.
اسرائیل چه میخواهد؟
علیالطاهر ارتفاعی راهبردی با حدود ۶۰۰ متر ارتفاع از سطح دریاست که در نزدیکی شهر نبطیه و حدود ۱۵ کیلومتری مرز اسرائیل قرار دارد.
بنا بر گزارش منابع امنیتی لبنانی و ادعاهای اسرائیل، حزبالله در دل این ارتفاعات شبکهای زیرزمینی شامل مرکز فرماندهی و انبارهای تسلیحاتی ایجاد کرده بود؛ موضعی که مناطق مرزی جنوب لبنان را به عمق کوهستانی اقلیمالتفاح در شمال پیوند میدهد.
این تپه، بر اساس روایت ارتش اسرائیل، یکی از گرههای اصلی یگان بدر حزبالله بود؛ یگانی که گفته میشود با تکیه بر این زیرساختها، در نبردی که تهران آن را «جنگ رمضان» نامید، در حملات موشکی به اسرائیل نقش داشت.
ایهاب حماده، نماینده حزبالله در مجلس لبنان، میپرسد: «چگونه دشمن اسرائیلی میتواند ادعا کند تپه را کنترل میکند، در حالی که همچنان بیوقفه آن را بمباران میکند؟»
او میافزاید اسرائیل هیچ تصویری از تصرف منتشر نکرده و میکوشد تپه را «آخرین سنگر» نشان دهد تا نتانیاهو با آن کارت انتخاباتی بسازد. اما خبرنگار جمهوری اسلامی در گزارشی درباره این تپه میگوید که منطقه مدتهاست از دست رفته و سربازان سپاه در آنجا وضعیتی عاشورایی را از سر گذراندهاند.
این روایتهای متضاد، خود گویای وضعیت مبهم منطقهاند. نیکلاس بلنفورد، پژوهشگر شورای آتلانتیک، میگوید اگر اسرائیل میخواست علیالطاهر را نگه دارد، ناچار بود ارتفاعات شمال و شمالشرقی آن را هم بگیرد؛ و به گمان او تلآویو ترجیح میدهد تاسیسات را منفجر کند و به زمین قابل دفاعتر عقب بنشیند. گزارش شبکه کان نیز همین ارزیابی را تقویت میکند و آن را صریحا به پایانیافتن عملیات علیالطاهر گره میزند.
اگر چنین باشد، هدف نخست تلآویو را باید انهدام تاسیسات این تپه دانست تا بتواند در منطقه امنیتی خود راحتتر مستقر شود. اما سرنوشت این خواسته به واکنش حزبالله و جمهوری اسلامی هم بستگی دارد، چرا که با سقوط تپه راه اشغال نبطیه نیز باز میشود.
با این حال، به نظر میرسد نبرد فعلا بر سر صرفا تصرف تپه نیست، بر سر قطع پیوند خط مقدم با عقبه عملیاتی است. منابع نظامی لبنانی به ارمنیوز گفتهاند حزبالله بخشی از تسلیحات و سامانههای پدافندی خود را پیشاپیش به نوار کوهستانی اقلیمالتفاح، الریحان، عرمتی، ملیتا و جبل صافی منتقل کرده و مرحله بعدی حملات احتمالا همین مناطق خواهد بود.
اگر اهداف اسرائیل در لبنان از خنثیسازی یک موضع مشخص به تثبیت «منطقه امنیتی»، کنترل مسیرهای دسترسی و جلوگیری دائمی از بازسازی توان حزبالله گسترش یابد، این تحول میتواند پیامدهایی فراتر از جبهه لبنان داشته باشد.
در چنین چارچوبی، فشار بر حزبالله بخشی از راهبرد وسیعتر اسرائیل برای محدود کردن ظرفیتهای منطقهای جمهوری اسلامی خواهد بود؛ راهبردی که بنیامین نتانیاهو نیز با تاکید بر اینکه «کار اسرائیل با جمهوری اسلامی هنوز تمام نشده است» به آن اشاره کرده است.
آیا تهران ریسک نبرد را خواهد پذیرفت؟
بنا بر گزارش رویترز، تهران از طریق عمان به آمریکا هشدار داده بود که در صورت حمله گسترده به علیالطاهر واکنش شدید نشان خواهد داد؛ دو مقام منطقهای به این خبرگزاری گفتند «بیش از ۱۲ عضو سپاه پاسداران» در منطقه حضور دارند. یک مقام کاخ سفید پاسخ داد این ادعا «دقیق نیست» و روزنامه معاریو نیز نوشت ارزیابی ارتش اسرائیل آن است که هیچ نیروی سپاه در علیالطاهر نیست. به نظر میرسد هر دو طرف عامدانه میکوشند وضعیت را مبهم نگه دارند.
در دل همین ابهام، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، شامگاه یکشنبه در صدا و سیما برای نخستین بار تلویحا پذیرفت: «اسرائیل بنا بر دلایلی که بعدها عرض خواهیم کرد توانسته جاهایی را بگیرد.»
او در همان گفتوگو از اعلام قریبالوقوع یک «محدوده ممنوعه» در خارج از تنگه هرمز خبر داد. یعنی در شرایطی که تهران شکست جنوب لبنان را نیمبند پذیرفته است، تشدید تنش را به خلیج فارس برده، نه به لبنان.
در تحلیل رفتار تهران، منطقی دوگانه به چشم میخورد: پرهیز از تشدید مواجهه مستقیم با اسرائیل و همزمان تمرکز توان بر حفظ امنیت پیرامونی در مرزهای جنوبی، بدون گشودن جبههای جدید.
در این میان، تنگه هرمز اهرمی مستقیم و مستقل از توان متحدان آسیبدیده ارائه میدهد؛ ابزاری که شدتش قابل کنترل بوده و فشار را به صورت غیرمستقیم متوجه واشینگتن میسازد.
اما این تنگه به خاطر اقدامات آمریکا در محاصره دریایی و حمله به نفتکشها آسیبپذیر به نظر میرسد. همچنین آسیب پذیری آن به واسطه از دست رفتن کنترل انصارالله یمن بر تنگه بابالمندب ممکن است بیشتر نیز بشود.
با این حال، تهران زیر انباشتِ فشارهای چندلایه قرار دارد: فشارهای خردکننده اقتصادی، محاصره دریایی و نارضایتیهای روزافزون اجتماعی. همزمان، افت توان میدانی و از دست رفتن مواضع حزبالله و حوثیها، انزوای راهبردی جمهوری اسلامی را پررنگتر کرده است.
چنانچه این روند محاسبات تهران را به نقطه غیرقابل تحمل بودن هزینهها برساند، احتمال چرخش از انفعال به سوی خروج از لکنت و عملیاتیکردن سیاستهای تهاجمیِ اعلامی افزایش خواهد یافت و حکومت تنش را راهی برای کنترل موقعیت خواهد دانست.