مدرس حوزه علمیه قم: نمیتوان با بیحجابی و بیعفافی در برابر دشمن ایستادگی کرد


حمیدرضا داودوندی، مدرس حوزه علمیه، در یکی از تجمعات شبانه در قم گفت: «نمیتوان با بیحجابی و بیعفافی در برابر دشمن ایستادگی کرد و یکی از خطراتی که در روزگار آخرالزمان جامعه ما را تهدید میکند، فاصله گرفتن از حیا و عفاف است.»
داودوندی ادامه داد: «اگر فحشا و بیبندوباری در جامعهای جوان گسترش پیدا کند، بهتدریج ایمان از میان میرود و جوانان آن جامعه دیگر جوانانی مقاوم در برابر دشمن نخواهند بود. دشمن تلاش میکند فحشا و بیبندوباری را در جامعه گسترش دهد.»
او اضافه کرد: «همانگونه که آیات مربوط به حجاب و پوشش در جریان جنگ احزاب نازل شد، امروز نیز باید بر این مساله تاکید کرد که مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید دغدغه حجاب، عفاف و پوشش در جامعه را داشته باشند.»
این مدرس حوزه علمیه قم افزود: «اگر امروز شاهد هستیم عدهای در برابر دشمن به خروش آمده و دشمن را ذلیل کردهاند و زنان نیز در برابر دشمنان نابکار مقاومت و ایستادگی کردهاند، بخش مهمی از این مقاومت به عفاف، پوشش و حجاب آنان بازمیگردد.»
ترکیهتودی در یادداشتی تحلیلی نوشت فشار تازه آمریکا برای انزوای اقتصادی تهران، آنکارا را میان دوراهی روابط راهبردی با واشینگتن و تجارت و واردات گاز از ایران قرار داده است؛ انتخابی که هر دو مسیر آن برای اقتصاد ترکیه هزینه دارد.
وبسایت ترکیهتودی شنبه هفتم شهریور در یادداشتی تحلیلی نوشت دولت دونالد ترامپ فشار اقتصادی را به محور اصلی سیاست خود در برابر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، دوم شهریور از آغاز کارزار «طرد اقتصادی» و هدف قرار گرفتن مسیرهای مالی، تجاری و حملونقل تهران خبر داد.
او همزمان هشدار داد اجرای یکباره شدیدترین تحریمها میتواند به بحران مالی جهانی منجر شود و گفت واشینگتن ابتدا شرکای تهران را به کاهش تجارت با ایران ترغیب میکند.
آمریکا پیشتر به این کشورها هشدار داده بود که باید میان همکاری با جمهوری اسلامی و دسترسی به بازار و نظام مالی جهانی، یکی را انتخاب کنند.
آنکارا میان تهران و واشینگتن
چین، امارات متحده عربی و ترکیه، از مهمترین شرکای تجاری ایران هستند. چین با قطع تجارت مخالفت کرده و امارات مناسبات تجاری و مالی با ایران را تعلیق کرده است.
به نوشته ترکیهتودی، موضع آنکارا میان این دو قرار دارد: ترکیه بهعنوان همسایه ایران میکوشد روابط اقتصادی خود را با تهران حفظ کند، اما همزمان برای همکاری امنیتی، دسترسی به بازارهای مالی و بازگشت به برنامه جنگندههای اف-۳۵، به آمریکا نیاز دارد.
ایران یکی از تامینکنندگان مهم گاز ترکیه است.
بر اساس گزارش بلومبرگ، ترکیه سال گذشته ۷.۷ میلیارد مترمکعب گاز از ایران وارد کرد که حدود ۱۳ درصد کل واردات گاز این کشور بود.
ایران پس از روسیه، جمهوری آذربایجان و آمریکا، چهارمین تامینکننده بزرگ گاز ترکیه محسوب میشود. قطع این واردات، آنکارا را ناچار میکند گاز بیشتری از منابع دیگر و احتمالا با قیمت بالاتر تهیه کند.
ترکیهتودی پرسیده است آیا واشینگتن با افزایش وابستگی متحد خود به گاز روسیه، در نتیجه توقف خرید از ایران، موافقت خواهد کرد؟
اختلاف آمار درباره حجم تجارت
ترکیهتودی گردش تجاری ایران و ترکیه را حدود ۱۷ میلیارد دلار برآورد کرد و نوشت خدمات، جریان سرمایه و سفر سالانه بیش از سه میلیون ایرانی نیز بر اهمیت این روابط میافزایند.
با این حال، آمار رسمی ترکیه حجم تجارت کالایی دو کشور در سال ۲۰۲۴ را ۵.۶۸ میلیارد دلار نشان میدهد.
گزارش بلومبرگ نیز ارزش تجارت دوجانبه در نیمه نخست سال جاری را حدود ۳.۱ میلیارد دلار دانسته است که سه درصد کمتر از دوره مشابه سال قبل بود.
این اختلاف نشان میدهد برآوردها به منبع و دامنه محاسبه بستگی دارند.
هزینه همراهی با تحریمها
اقتصاد ترکیه با تورم بالا، نیاز گسترده به تامین مالی خارجی و محدودیت ذخایر ارزی روبهروست. قطع کامل تجارت با ایران میتواند هزینه انرژی را افزایش دهد، درآمد گردشگری را کاهش دهد و فشار بیشتری بر لیر وارد کند.
پیشتر نیز روشن شده بود گسترش تحریمهای ثانویه به شرکتها و بانکهای کشورهای همسایه، از جمله ترکیه، میتواند روابط واشینگتن با شرکایش را پیچیده کند و بر قیمت انرژی و اقتصاد جهانی اثر بگذارد.
نویسنده یادداشت ترکیهتودی ارزیابی کرد اگر آمریکا خواهان محاصره تقریبا کامل اقتصادی ایران شود، ترکیه احتمالا برای همراهی، کمک یا امتیاز اقتصادی مطالبه خواهد کرد؛ مشابه درخواست آنکارا از واشینگتن پیش از حمله سال ۲۰۰۳ به عراق.
با این حال، این تحلیل احتمال تحمیل چنین خواستهای را پایین دانست.
به باور نویسنده، واشینگتن با توجه به جایگاه ترکیه در ناتو و نقش آن در بحرانهای منطقهای، احتمالا فشارها را بهگونهای تنظیم خواهد کرد که ثبات اقتصاد این متحد خود را به خطر نیندازد.
شمار جانباختگان سیل نپال و تبت به ۶۳۳ نفر رسیده و دو هزار و ۹۸۰ نفر همچنان مفقودند. در نپال بیش از ۴۶۰ مجروح ثبت شده و ۱۰۱ نفر هنوز در بیمارستان به سر میبرند. باران و مه عملیات جستوجو را مختل کرده است.
بر اساس تازهترین گزارش رویترز در شنبه هفتم شهریور، در نپال ۶۲۶ نفر جان باخته و دو هزار و ۴۲۶ نفر مفقود شدهاند. مقامهای چینی نیز در شهرستان گیرونگ در تبت، مرگ هفت نفر و مفقود شدن ۵۵۴ نفر را تایید کردهاند.
آمار جامع و بهروز مجروحان دو سوی مرز منتشر نشده است. آسوشیتدپرس پنجم شهریور شمار مجروحان ثبتشده در نپال را بیش از ۴۶۰ نفر اعلام کرد. تازهترین آمار نپال نشان میدهد ۱۰۱ مجروح همچنان در بیمارستانها تحت درماناند.
درباره شمار مجروحان تبت آماری اعلام نشده است.
صدها تبعه خارجی نیز در فهرست مفقودشدگان قرار دارند.
نهاد مدیریت بحران نپال شمار اتباع خارجی مفقودشده در این کشور را ۵۱۷ نفر اعلام کرده است. مقامهای چینی نیز پیشتر گفته بودند ۲۶۰ نفر از مفقودان تبت، اتباع خارجیاند.
بسیاری از آنان زائران هندو و بودایی، گردشگران یا کارکنان طرحهای برقآبی هستند.
این ارقام در مقایسه با اطلاعات اولیه، بهسرعت افزایش یافتهاند.
بر پایه آمار منتشرشده تا ششم شهریور، شمار قربانیان ۴۷۲ نفر و مفقودان بیش از هزار و ۵۰۰ نفر اعلام شده بود.
دسترسی به مناطق دورافتاده و ثبت گزارشهای تازه از روستاها، احتمال تغییر دوباره آمار را بالا برده است.
جستوجو در گلولای و تونلها
باران شدید و مه غلیظ هفتم شهریور عملیات جستوجو را در بخشهایی از نپال موقتا متوقف کرد، اما بالگردها در فاصلههای کوتاه بهبود هوا، ارسال کمک و انتقال بازماندگان را از سر گرفتند.
شمار نجاتیافتگان در نپال به چهار هزار و ۵۵۱ نفر رسیده است. هیات گردشگری نپال اعلام کرد ۱۸۷ تبعه خارجی نیز نجات یافتهاند.
پیشتر ۱۹۱ نفر از تونلهای طرحهای برقآبی بیرون آورده شده بودند. با این حال، گمان میرود بیش از ۱۰۰ نفر همچنان در تونل یک نیروگاه برقآبی گرفتار باشند.
حدود ۱.۲ تا ۱.۵ متر گل تونل را پر کرده و کمبود محل فرود بالگرد، عملیات را دشوار کرده است.
شناسایی اجساد نیز به چالشی جدی تبدیل شده است. از ۴۹ جسدی که به بیمارستان دانشگاهی مهاراجگنج در کاتماندو انتقال یافتهاند، تا هفتم شهریور فقط هفت جسد شناسایی شدند.
مقامها از پیکرهای شناسایینشده نمونه دیانای گرفته و برای جلوگیری از خطرهای بهداشتی، آنها را پس از طی تشریفات، دفن کردهاند.
فروپاشی یخچال و خطر سیلاب دوباره
فاجعه چهارم شهریور در نپال و تبت، پس از فروپاشی یک یخچال طبیعی در ارتفاعات هیمالیا آغاز شد. تودهای عظیم از سنگ، یخ، گل و آوار وارد رودخانههای کوهستانی شد و ساختمانها، پلها، جادهها و تاسیسات برقآبی را ویران کرد.
در گزارش اولیه، رانش سنگ و یخ محتملترین عامل سیلاب معرفی شده بود. تصاویر منتشرشده از تبت نیز دیوارهای از گل و آوار را نشان میداد که ساختمانها و خودروها را در چند لحظه در بر میگرفت.
انباشت آوار در بالادست، دو دریاچه ایجاد کرده است. تخلیه تدریجی آب یکی از آنها خطر فوری را کاهش داده، اما مقامهای نپالی هشدار دادهاند تا زمانی که هر دو دریاچه کاملا تخلیه نشوند، احتمال شکسته شدن سدهای طبیعی و وقوع موج دیگری از سیلاب وجود دارد.
کمک تخصصی و هزینه سنگین بازسازی
شیشیر خانال، وزیر خارجه نپال، گفت کشورش به اعزام گسترده تیمهای جستوجوی خارجی نیاز ندارد، اما برای نجات افراد گرفتار در تونلها، بازگشایی راهها، ساخت پلهای موقت، آزمایش دیانای و نگهداری اجساد، به کمک تخصصی نیازمند است.
هند حدود ۶۰ تن پتو، دارو، مواد غذایی و قرصهای تصفیه آب فرستاده و آماده اعزام تیمهای پزشکی و نجات در تونل شده است. چین نیز خواستار همکاری بینالمللی شده و امدادگرانش پس از تخریب راهها، پیاده و با قایق، خود را به گیرونگ رساندهاند.
صلیب سرخ برآورد کرده است دستکم ۹۳ هزار نفر به کمک فوری نیاز دارند.
سوارنیم واگله، وزیر دارایی نپال، هزینه اولیه بازسازی را چهار تا پنج میلیارد دلار دانست که این رقم با ادامه ارزیابی خسارتها، ممکن است افزایش یابد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علی هاشمی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه، در زندان مرکزی اصفهان، معروف به دستگرد، جان باخته است. درگذشت او در شرایطی رخ داده که درباره علت دقیق آن ابهامهایی وجود دارد.
بر اساس این اطلاعات، مسئولان زندان علت بستری شدن او را «ایست قلبی» اعلام کردند، اما خانواده هنگام مراجعه به بیمارستان با پیکر بیجان او روبهرو شدند.
بازداشت هاشمی و انتقال به زندان دستگرد
بر اساس اطلاعات رسیده، هاشمی ۲۵ اردیبهشتماه بهدست نیروهای امنیتی در منزل پدریاش بازداشت شد. خانواده او حدود یک هفته از محل نگهداریاش بیخبر بودند تا اینکه مشخص شد به زندان مرکزی اصفهان منتقل شده است.
یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی به ایراناینترنشنال گفت نهادهای مربوط ابتدا به خانواده وعده داده بودند علی با پرداخت جریمه مالی آزاد میشود: «خانواده نیز مبلغ مورد نظر را تامین کردند، اما مسئولان قضایی اعلام کردند پرونده تا زمان تشکیل دادگاه متوقف میماند.»
ماموران زندان ۲۸ مردادماه به خانواده هاشمی اطلاع دادند که او در بیمارستان الزهرا در اصفهان بستری شده است. علت بستری «ایست قلبی» اعلام شد، اما زمانی که پدر و نزدیکان علی به بیمارستان رسیدند، به آنها گفته شد او جان باخته است.
مرگهای مبهم بازداشتشدگان؛ از اصفهان تا آمل
پرونده علی هاشمی نخستین مورد از مرگ یک بازداشتشده اعتراضات نیست که درباره علت آن ابهامهایی مطرح شده است.
در ماههای اخیر گزارشهای دیگری نیز درباره مرگ چند معترض در جریان حبس یا پس از بازداشت منتشر شده است.
اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اصفهانی، پس از بازداشت در زندان دستگرد جان باخت.
ایراناینترنشنال پیشتر در گزارشی اختصاصی به جانباختن محمدی پس از محرومیت از درمان در این زندان پرداخت.
در پروندهای دیگر، تقی سلیمی، معترض ۵۷ ساله، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان آمل جان باخت.
ایراناینترنشنال گزارش داد که مسئولان زندان درباره علت مرگ او پاسخ شفافی ارائه نکردند و با درخواست کالبدشکافی مخالفت کردند.
آرش طلوع شیخزاده، معترض ۳۵ ساله، نیز پس از بازداشت در مشهد و انتقال به بازجوییهای اطلاعات سپاه به کما رفت و چند هفته بعد در بیمارستان جان باخت.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، او ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ پس از انتشار ویدیوهای اعتراضات بازداشت شده بود.
گزارشهای حقوق بشری درباره مرگ زندانیان
گزارشهای حقوق بشری نیز از ادامه مرگ زندانیان در زندانهای ایران خبر میدهند.
بر اساس گزارشی ماهانه درباره وضعیت حقوق بشر در بازه خرداد تا تیر ۱۴۰۵، دستکم سه زندانی دیگر نیز در زندانهای کشور جان باختهاند.
در کنار این موارد، گزارشهایی بر پایه شهادت شاهدان درباره تزریق دارو یا مواد ناشناخته به برخی بازداشتشدگان منتشر شده است.
طبق این گزارشها، این افراد پس از تزریق دچار وخامت شدید جسمی شده یا جان باختهاند. با این حال، نوع مواد و ارتباط آنها با مرگ افراد نیازمند بررسی و تایید مستقل است.
تردیدهای مطرحشده درباره علت مرگ هاشمی و دیگر بازداشتشدگان در حالی است که خانوادهها در برخی موارد به اطلاعات پزشکی و روند مستقل بررسی علت مرگ دسترسی ندارند. همین موضوع، ضرورت بررسی مستقل علت مرگ و شرایط نگهداری زندانیان را بیشتر میکند
همزمان با تشدید فضای امنیتی در پی بحران بنزین و معیشت و نگرانی از دور جدید اعتراضات، گزارشها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از برگزاری دورههای آموزش نظامی برای کارمندان، حامیان جمهوری اسلامی، وابستگان نهادهای دولتی و کودکان، حکایت دارند.
بر اساس این گزارشها، شهرداری تهران تحت ریاست علیرضا زاکانی، آموزش کار با سلاح جنگی به کارکنان مناطق ۲۲گانه را در دستور کار قرار داده و برای این کار، برخی کارمندان با اتوبوس به پارکها و جنگل چیتگر منتقل شدهاند.
همزمان برنامههای آموزش کار با سلاح در مساجد و اماکن عمومی در حال اجراست.
انتقال کارمندان به پارکها برای آموزش نظامی
شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال گفتند نیروهای وابسته به حکومت و برخی کارمندان از نقاط مختلف تهران به بوستانها، از جمله جنگل چیتگر، منتقل میشوند تا در قالب برنامهای با عنوان «یگان رزمی جنگی» آموزشهای کاربردی کار با سلاح ببینند.
بر اساس این روایتها، این دورهها در شرایطی برگزار میشود که همزمان فضای امنیتی در کشور تشدید شده است.
برخی مخاطبان ایراناینترنشنال این آموزشها را نشانه آماده شدن حکومت برای مواجهه با اعتراضات احتمالی میدانند.
درباره شمار دقیق کارکنان شرکتکننده، نهاد برگزارکننده دورهها، مدت آموزش و نوع سلاحهای مورد استفاده، اطلاعات مستقلی موجود نیست.
آموزش سلاح به کودکان در مساجد و برنامههای حکومتی
گزارشها و تصاویری که در هفتههای اخیر و پس از کشتار گسترده برای سرکوب انقلاب ملی منتشر شده، از گسترش آموزشهای مرتبط با سلاح در برخی مساجد و کانونهای فرهنگی حکایت دارند.
در نمونههایی از جمله مسجد جامع قائمشهر و کانون کمیل، آموزش کار با سلاح به کودکان و نوجوانان در قالب برنامههای اوقات فراغت گزارش شده است.
همزمان، تصاویری از آموزشهای نظامی در تجمعات شبانه حامیان حکومت و حضور زنان و کودکان در این برنامهها منتشر شده است.
اخیرا نیز انتقال اسلحه واقعی به استودیوی صداوسیما و آموزش کار با آن و شلیک تیر در برنامه زنده در برخی برنامهها جنجالبرانگیز شده بود.
معاونان صداوسیما این اقدامات را «نمادین و تربیتی» توصیف کردهاند، اما منتقدان و فعالان حقوق بشر، از جمله شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، نسبت به آموزش نظامی کودکان اعتراض کردهاند و آن را «مغایر با حقوق کودک و مشابه رفتار گروههای شبهنظامی» دانستهاند.
آموزشهای نظامی در سایه نگرانی از اعتراضات
گسترش این برنامهها در شرایطی گزارش میشود که فشارهای اقتصادی و معیشتی، از جمله نگرانی درباره افزایش قیمت بنزین، از عوامل افزایش نارضایتی عمومی در ایران عنوان شده است.
فرماندهان نیروهای سرکوب حکومت از جمله احمدرضا رادان، فرمانده کل فرماندهی انتظامی، و حسین طائب، رییس سازمان بسیج، در روزهای اخیر در سخنانشان درباره اعتراضات ناشی از بحران معیشت و بنزین ابراز نگرانی کرده و بر اقدامات پیشگیرانه تاکید کردند.
برخی ناظران سیاسی و اقتصادی، برگزاری مانورهای میدانی، ایجاد غرفههای آمادگی دفاعی و نمایش آموزشهای تسلیحاتی را نشانه تمرکز حکومت بر آمادگی امنیتی برای مقابله با اعتراضات احتمالی دانستهاند.
در این میان، انتقال آموزشهای نظامی به نهادهای مدنی، مساجد و صداوسیمای جمهوری اسلامی، پرسشهایی درباره هدف و دامنه این برنامهها ایجاد کرده است.
پیش از این نیز ایراناینترنشنال گزارش داده بود که حکومت برای سرکوب و کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی دیماه از مساجد و اماکن مذهبی استفاده کرد.
در جریان اعتراضات سراسری اخیر، کشتار دهها هزار نفری مردم در خیابانها با شلیک اسلحههای جنگی به دست ماموران حکومت انجام شد و اکنون نیز این گمانه مطرح میشود که جمهوری اسلامی برنامههای جدیدی را برای سازماندهی و جذب نیرو بهمنظور کشتار و سرکوب دور بعدی اعتراضات احتمالی در نظر دارد.
پیشنهاد دولت برای دو برابر کردن نرخ سوم بنزین، واکنش گسترده و عمدتا منفی کاربران شبکههای اجتماعی را برانگیخت. بررسی صدها کامنت نشان میدهد نگرانی اصلی، سرایت افزایش بهای سوخت به قیمت کالاها، کرایهها و دیگر هزینههای زندگی است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، شامگاه ششم شهریور اعلام کرد پیشنهاد دولت افزایش نرخ سوم بنزین از پنج هزار به ۱۰ هزار تومان است.
او گفت اجرای این تصمیم به هماهنگی با مجلس، قوه قضاییه و دیگر نهادها نیاز دارد و زمان مشخصی برای آن اعلام نکرد.
قیمت بنزین مثل بمب عمل میکند
بسیاری از کاربران در نظرات خود به تاثیر افزایش بهای سوخت بر زنجیره تولید و توزیع کالاها تمرکز کردند.
یکی از کاربران نوشت: «بحث بنزین ۱۰ [هزار تومانی] نیست .... این قیمت بنزین عین بمب عمل میکند؛ قیمت تمام اجناس چند برابر میشود.»
کاربر دیگری با اشاره به ثابت ماندن درآمدها نوشت: «همهچیز را دارید چند برابر گران میکنید؛ حقوق هم بر طبق گرانی تصویب کنید. نمیشود همهچیز گران بشود ولی حقوقها ثابت بمانند.»
شماری دیگر درباره افزایش کرایه، هزینه حملونقل و قیمت مواد غذایی هشدار دادند.
از نگاه آنها، حتی کسانی که مصرف مستقیم بنزین اندکی دارند نیز هزینه افزایش قیمت آن را خواهند پرداخت.
به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن
گروهی از کاربران انتشار ارقام بسیار بالاتر در روزهای گذشته را زمینهسازی برای پذیرش نرخ ۱۰ هزار تومانی دانستند.
یکی از آنها نوشت: «گفتند ۸۷ [هزار] تومان که بگویید چه خبر است، بعد بکنند ۱۰ هزار تومان و بگویید خوب شد ۸۷ [هزار] تومان نشد.»
کاربران دیگری با استفاده از ضربالمثل «طرف را به مرگ بگیر تا به تب راضی شود» همین برداشت را مطرح کردند. از نگاه آنها، طرح ارقام ۵۰ هزار یا ۸۷ هزار تومانی، افزایش ۱۰۰ درصدی نرخ سوم را مناسب جلوه میدهد.
پزشکیان این ارقام را تکذیب کرده است، اما تکرار چنین برداشتی از بیاعتمادی به اطلاعرسانی دولت حکایت دارد.
بررسی طرح دولت نشان میدهد سیاست مصوب بنزینی، افزایش سالانه قیمت، کاهش تدریجی سهمیههای یارانهای و تبدیل سهمیه لیتری به ریالی را پیشبینی کرده است.
هماهنگی با دخلوخرج
بخش دیگری از واکنشها به تاکید پزشکیان بر «هماهنگی با همه نهادها و ارگانها» مربوط است.
کاربران پرسیدند وضعیت معیشتی مردم در این هماهنگی چه جایگاهی دارد؟
یک شهروند نوشت: «با نهادها هماهنگ کردید؟ باید با دخل و خرج مردم هماهنگ میشد.»
دیگری گفت: «با ارگانها هماهنگ نشوید. با مردم هماهنگ شوید.»
موضوع انتخابات نیز در نظرات پررنگ است. عده زیادی از شهروندان، افزایش قیمت را با وعدههای پزشکیان مقایسه و از رای خود به او ابراز پشیمانی کردند.
سهمیههای قبلی چه میشوند؟
کاربران همچنین پرسیدند آیا سهمیههای بنزین هزار و ۵۰۰ و سه هزار تومانی حفظ میشوند یا میزان آنها نیز کاهش مییابد؟
این ابهام با سخنان متفاوت مقامها تشدید شده است.
سخنگوی دولت گفته بود این سهمیهها دستکم تا پایان ماه تغییر نمیکنند، اما نایبرییس مجلس شورای اسلامی از کاهش سهمیه سه هزار تومانی از ۷۰ به ۵۰ لیتر و سهمیه پنج هزار تومانی از ۳۰ به ۱۵ لیتر خبر داده بود.
همزمان، صفها نشان میدهند با وجود تکذیب کمبود از سوی دولت، شهروندان دستکم در چند استان، درگیر تعطیلی جایگاهها و دشواری دسترسی به سوخت شدهاند.
ایران روزانه حدود ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین تولید و نزدیک به ۱۳۵ میلیون لیتر مصرف میکند.
طبق گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال، برداشت از ذخایر راهبردی سوخت به مرحله «هشدار قرمز» رسیده و با ادامه روند کنونی، این ذخایر ممکن است ظرف چند هفته تمام شوند.
مجموع واکنشها از بیاعتمادی به روند تصمیمگیری دولت، نگرانی از موج تازه گرانی و نبود اطلاعات روشن درباره آینده سهمیهها حکایت دارد.