• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

معاون رییس دفتر کاخ سفید: تنگه هرمز برای آمریکا باز و برای ایران بسته است

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

استیون میلر، معاون رییس دفتر کاخ سفید در امور سیاست‌گذاری، در جمع خبرنگاران گفت: «ترامپ بیش از هر کس دیگری در تاریخ مبارزه با تروریسم اسلامی حکومت ایران در این کشور دستاورد داشته است. امروز تنگه هرمز برای آمریکا باز و برای ایران بسته است.»

او ادامه داد: «نیروی دریایی آن‌ها از بین رفته، نیروی هوایی آن‌ها از بین رفته، رادارهای آن‌ها از بین رفته و ساختار فرماندهی نظامی آن‌ها به‌طور کامل از بین رفته است. رهبری تروریستی این کشور نیز به‌طور کامل از بین رفته است.»

میلر این وضعیت را «نامتقارن‌ترین دستاورد نظامی در تاریخ مدرن جنگ» توصیف کرد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر
۱
تحلیل

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر

۲

برداشت مبهم از حساب مردم؛ بانک ملی می‌گوید در حال «اصلاح اطلاعات» است

۳
تحلیل

نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

۴

موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

۵

تردد کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز به ۷ فروند کاهش یافت

انتخاب سردبیر

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان
    تحلیل

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

  • آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟
    تحلیل

    آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟

  • آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان
    روایت شما

    آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان

  • نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ
    تحلیل

    نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

  • موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

    موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

پرونده انضباطی یوفا برای ستاره سرخ بلگراد به دلیل تجلیل از «قصاب بوسنی»

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

اتلتیک گزارش داد یوفا به‌دلیل نمایش بنرهایی در تجلیل از راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی» در دیدار ستاره سرخ بلگراد و ویکتوریا پلژن، علیه باشگاه صربستانی پرونده انضباطی باز کرده است. ملادیچ به نسل‌کشی سربرنیتسا محکوم شده بود و پنجشنبه درگذشت.

این باشگاه که در پایتخت صربستان فعالیت می‌کند، تصاویری را در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کرد که هوادارانش را در جریان بازی پنجشنبه لیگ اروپا مقابل ویکتوریا پلژن در حال در دست داشتن بنرهایی با این نوشته نشان می‌داد: «ژنرال، شکوه و سپاس ابدی.»

همچنین گزارش شد که در جریان مسابقه نام ملادیچ از سوی هواداران شعار داده شده است.

ملادیچ ۸۴ ساله، ساعاتی پیش از این مسابقه در روز پنجشنبه درگذشت. او که به «قصاب بوسنی» معروف بود، مسوول مرگبارترین کشتار اروپا از زمان جنگ جهانی دوم شناخته شد؛ کشتاری که در آن در سال ۱۹۹۵، هشت هزار مرد و پسر مسلمان در شهر سربرنیتسا در بوسنی کشته شدند.

هنگامی که حکم حبس ابد ملادیچ در سال ۲۰۱۷ تایید شد، آلفونس اوری، قاضی رییس جلسه، گفت جنایت‌های او «در شمار شنیع‌ترین جنایت‌های شناخته‌شده برای بشریت» قرار دارند.

ملادیچ در دوران حبس در لاهه هلند درگذشت؛ شهری که محکومان دادگاه‌های بین‌المللی جنایت‌های جنگی در آن نگهداری می‌شوند.

  • مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

    مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

یوفا، نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، روز جمعه در بیانیه‌ای به اتلتیک اعلام کرد که علیه باشگاه صربستانی در سه مورد پرونده انضباطی باز کرده است: «رفتار نژادپرستانه و/یا تبعیض‌آمیز»، «انتقال پیامی نامناسب برای یک رویداد ورزشی» و «رفتار نامناسب تیم».

مرکز یادبود سربرنیتسا که یاد قربانیان نسل‌کشی سال ۱۹۹۵ را گرامی می‌دارد، پس از مسابقه با یوفا تماس گرفت و اعلام کرد که موضوع این بنرها را نمی‌توان «به رفتار هواداران تقلیل داد».

در بیانیه این مرکز که در رسانه‌های بوسنی پوشش داده شده و اتلتیک نیز اصالت آن را تایید کرده، آمده است: «باشگاهی که آگاهانه از کانال‌های ارتباطی رسمی خود برای انتشار پیام‌هایی در تجلیل از فردی استفاده می‌کند که به‌طور قانونی به نسل‌کشی محکوم شده است، نمی‌تواند چنین رفتاری را صرفا به رفتار هواداران تقلیل دهد.»

در ادامه این بیانیه آمده است: «این دیگر فقط مساله هواداران نیست، بلکه مساله رویکرد نهادی باشگاه به ارزش‌هایی است که یوفا فوتبال اروپا را بر پایه آنها بنا کرده است.»

برای دریافت اظهارنظر با مرکز یادبود سربرنیتسا و باشگاه ستاره سرخ بلگراد تماس گرفته شده است.

ستاره سرخ بلگراد مسابقه پنجشنبه در جمهوری چک را پنج بر یک واگذار کرد و در نتیجه از حضور در لیگ اروپا این فصل بازماند و به لیگ کنفرانس، سومین سطح رقابت‌های باشگاهی اروپا، رفت.

ستاره سرخ پرافتخارترین باشگاه صربستان است و در مجموع دوران یوگسلاوی سابق، صربستان و مونته‌نگرو و صربستان امروزی، رکورد ۳۷ قهرمانی لیگ داخلی را در اختیار دارد. این باشگاه همچنین در سال ۱۹۹۱ قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شد.

انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرزاد فتاحی
100%

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان انقلاب ملی در استان تهران در دی‌ماه ۱۴۰۴، یک فرمانده سپاه پاسداران به نام عباس رسولی‌فر، با سابقه حضور در سرکوب مخالفان دولت بشار اسد در سوریه، فرماندهی نیروهای سرکوب شهرستان شهریار را بر عهده داشته است.

اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ که از هفته نخست دی‌ماه با اعتصاب کسبه در شهر تهران آغاز شد، خیلی زود به شهرهای دیگر اطراف پایتخت و غالب شهرستان‌های استان تهران گسترش یافت؛ مناطقی مهاجرپذیر و پرجمعیت که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۴ درصد جمعیت استان تهران را در خود جای داده‌اند.

پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراض‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید و سرکوب مرگباری که پیش‌تر آغاز شده بود، در این دو روز به کشتاری بی‌سابقه انجامید.

در شهریار، شاهدان از نقش یک عضو پیشین سپاه و نیروی موسوم به مدافع حرم در سوریه در هدایت سرکوب گفته‌اند؛ سرکوبی که شیوه سازمان‌دهی آن با الگوهای جنگ شهری در سوریه شباهت‌هایی دارد.

بخش‌هایی از این گزارش تحقیقی بر پایه روایت شاهدان و منابع محلی تهیه شده است؛ ادعاهای نقل‌شده به گویندگان آنها منتسب است و انتشار آنها به معنای تایید مستقل همه جزییات از جانب نویسنده نیست.

امامزاده اسماعیل؛ کانون سرکوب شهریار
در شهریار، پیوند نقاط ثبت‌شده سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولی‌عصر، چهارراه مخابرات و روبه‌روی کفش ملی، حوالی صحن امامزاده اسماعیل را به عنوان منشا سرکوب و اعزام نیروها معرفی می‌کند.

امامزاده اسماعیل در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رییسی محل برگزاری برنامه‌های مرتبط با نیروهای موسوم به «مدافع حرم» بوده و رییسی نیز چند بار در آن حضور یافته بود. بررسی افراد مرتبط با این مکان مذهبی، نام عباس رسولی‌فر، مدیر اجرایی امامزاده، را برجسته کرد که پسر بسیجی‌اش در سال ۱۴۰۰ کشته شده است.

تحقیقات و روایت‌های تازه نشان می‌دهد رسولی‌فر در دی ۱۴۰۴ هدایت دسته‌های عملیاتی سرکوب در شهریار را بر عهده داشته و با کلت کمری به سوی معترضان شلیک کرده است. نیروهای تحت هدایت او، بنا بر این یافته‌ها، از پایگاه بسیج حوزه ۸ روح‌الله در نزدیکی امامزاده به نقاط مختلف شهریار اعزام می‌شدند.

این پایگاه در بافت مسکونی، پشت امامزاده و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی قرار دارد. در نقشه‌های هوایی، محدوده‌ای در این نقطه دیده می‌شود که شناسه مشخصی ندارد. گزارش‌های می‌گویند این محل برای تجمع و آماده‌سازی نیروهایی به کار می‌رفت که با هدایت رسولی‌فر برای سرکوب معترضان اعزام می‌شدند.

از سوریه تا سرکوب شهریار

عباس رسولی‌فر متولد سال ۱۳۴۲ است و خانواده او حدود یک قرن در شهریار سکونت داشته‌اند. بر پایه سوابق منتشرشده، او در سال ۱۳۵۸ به بسیج و در سال ۱۳۶۳ به سپاه پاسداران پیوست و سابقه‌ای طولانی در لشکر ۱۰ سیدالشهدا دارد. او در دهه ۱۳۶۰، همزمان با قاسم سلیمانی، در سه عملیات طریق‌القدس، بیت‌المقدس و نصر ۴ حضور داشته است.

روزنامه جوان تایید کرده است که عباس رسولی‌فر در سال ۱۳۹۶ به‌عنوان نیروی موسوم به «مدافع حرم» در سوریه حضور داشته است. هرچند داعش در بخشی از آن سال همچنان در شرق حلب فعال بود، نیروی قدس و نیروهای هم‌پیمانش نیز در محورهای دیرالزور، المیادین و بوکمال در چارچوب ائتلاف حامی بشار اسد می‌جنگیدند. بنابراین حضور رسولی‌فر در سوریه، سابقه فعالیت او در این ساختار نظامی و تجربه جنگ شهری را تایید می‌کند.

جنگ شهری در کمربند تهران
بررسی شیوه سرکوب در شهریار، دو شباهت اصلی با الگوی جنگ شهری در سوریه را نشان می‌دهد: نخست، تقسیم جغرافیای شهر به حوزه‌های عملیاتی و دوم، واگذاری ماموریت مشخص به هر یک از یگان‌های درگیر برای مهار همان حوزه، بدون جابه‌جایی مسئولیت میان یگان‌ها.

100%
عباس رسولی‌فر از سردستگان سرکوب در شهریار بود


یافته‌های تحقیق می‌گوید تجربه نظامی فرامرزی رسولی‌فر و نقش او در سازمان‌دهی دسته‌های عملیاتی می‌تواند توضیح دهد چرا تاکتیک‌های به‌کاررفته در شهریار با روش‌های به کار رفته در سوریه شباهت داشته‌اند. طبق برآوردها دست‌کم ۲۰۰ هزار غیرنظامی در سوریه به دست نیروهای حکومت بشار اسد، نیروهای منتسب به جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان همسو کشته شده‌اند.

نام رسولی‌فر پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز در چند سرکوب داخلی مطرح بوده است: اعتراضات قزوین در سال ۱۳۷۳، اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، شهریار در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهریار. برخی شاهدان همچنین عاملیت در قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شهریار را به او نسبت داده‌اند.

یک سناریو برای سرکوب چند شهرستان

بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد سرکوب در شهرستان‌های استان تهران از الگویی یکپارچه پیروی کرده است؛ الگویی که در آن، روش‌ها نه حاصل تصمیم‌های لحظه‌ای ماموران محلی، بلکه بخشی از یک نقشه هماهنگ بوده‌اند.

نخستین نشانه‌های این الگو در شهرستان اسلامشهر دیده می‌شود. روز ۱۷ دی، هم‌زمان با شکل‌گیری اعتصاب در اسلامشهر، نیروی انتظامی و یگان ضدشورش در محله‌های زرافشان و باغ‌فیض به حالت آماده‌باش درآمدند.

روز ۱۸ دی، با حرکت معترضان از خیابان‌های زرافشان، باغ‌فیض و ابوذر به سوی جاده ساوه، خودروهای انتظامی منور پرتاب کردند. بر پایه روایت‌های جمع‌آوری‌شده، منورها برای آشکار کردن موقعیت تجمع‌ها و انتقال سریع محل حضور معترضان به دیگر واحدهای سرکوب به کار رفتند؛ روشی شبیه آنچه در یک میدان جنگ برای نشانه‌گذاری هدف به کار می‌رود.

همان شب در شهرک واوان، شاهدان از شلیک گلوله جنگی از پشت‌بام مسجد جامع و اطراف میدان خمینی خبر دادند. به‌کارگیری یک مرکز مذهبی به‌عنوان موقعیت شلیک، بعدتر در نقاط دیگر نیز در روایت‌های شاهدان تکرار شد.

در شهرستان رباط‌کریم، این الگو شکل دیگری پیدا کرد. روز ۱۸ دی در پرند، نیروهای مسلحی که شاهدان می‌گویند عربی صحبت می‌کردند، از داخل مسجدها و پایگاه‌ها به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند. برخی شاهدان این افراد را نیروهای حشد شعبی معرفی کرده‌اند و حضورشان را مشابه آنچه در سرکوب آبان ۱۳۹۸ دیده بودند، دانسته‌اند.

در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، نیروها در پرند از عقب‌نشینی نمایشی برای به دام انداختن معترضان بهره بردند. طبق روایت‌ها، آنان با عقب رفتن، معترضان را به سوی کلانتری ۱۸ پرند کشاندند و پس از ورود بخشی از جمعیت به محدوده مقر انتظامی، با گلوله جنگی به آنان شلیک کردند. شاهدان گفته‌اند در این تیراندازی شماری از معترضان کشته شدند.

در پاکدشت، روز ۱۸ دی، نیروهای حکومتی در منطقه مامازند و خیابان علامه برای متفرق کردن معترضان یک خودروی زرهی بزرگ و سلاح جنگی به کار گرفتند. روز ۱۹ دی نیز درگیری‌ها ادامه یافت و شاهدان از تیراندازی شدید و شلیک تیربار نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خبر دادند.

در قرچک، شامگاه ۱۸ دی، برق اطراف میدان کلانتری قطع شد و هم‌زمان تیراندازی از داخل کلانتری آغاز شد. در همان تاریکی، تک‌تیراندازها از بام و طبقات مختلف رستوران سنتنیال در میدان خمینی معترضان را هدف قرار دادند. روایت‌های محلی شمار کشته‌شدگان این تیراندازی‌ها را ده‌ها نفر اعلام کرده‌اند.

۱۹ دی در میدان راه‌آهن ورامین، خودروهای مجهز به بلندگو عبارت «حیدر حیدر» را با صدایی بسیار بلند پخش کردند تا شعار معترضان به یکدیگر نرسد و صدای تجمع خنثی شود. هم‌زمان، نیروهای حکومتی گاز اشک‌آور و گلوله جنگی شلیک کردند.

۱۸ دی در شهر قدس (قلعه حسن‌خان) اختلال شدید اینترنت با قطع برق هم‌زمان شد. ۱۸ و ۱۹ دی، در مرکز شهر، میدان سرقنات و محدوده فرمانداری، تک‌تیراندازان مستقر بر بام مجتمع تجاری میلاد و نیروهای شبه‌نظامی که برخی شاهدان آنان را حشد شعبی معرفی کرده‌اند، به سوی معترضان شلیک کردند. گزارش‌های محلی از کشته شدن ده‌ها نفر خبر می‌دهند. ایلیا قدسی از جمله قربانیانی بود که با اصابت گلوله به سر جان باخت.

قتل در خودرو و اجبار به مصرف قرص

در پردیس و بومهن، روایت‌ها از مرحله‌ای فراتر از تیراندازی در تجمع حکایت دارند؛ روشی که شاهدان آن را «ترور میدانی» معترضان در نقاط خلوت توصیف کرده‌اند. در یک نمونه، روایت شده است که محمدرضا مرادقلی، معترض ۱۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی بازداشت و به داخل خودروی نیروهای سرکوب منتقل شد و ماموران با زدن رگ، او را کشتند.

طبق روایتی دیگر، ۱۹ دی در عوارضی شهر پردیس و محدوده بومهن، نیروهای حکومتی تلفن همراه جوان دیگری را تفتیش کرده و پس از یافتن عکس شاهزاده رضا پهلوی، او را بازداشت کردند. طبق روایت ثبت‌شده، ماموران او را به‌شدت کتک زدند و وادارش کردند دو قرص مصرف کند. این جوان نیمه‌شب در خیابان رها شد.

در همین محور، پخش شعار «حیدر حیدر» هم‌زمان با ضرب‌وجرح با باتوم، تیراندازی مستقیم و شلیک گاز اشک‌آور گزارش شده است. تکرار این روش در ورامین و بومهن، همراه با قطع برق در قرچک و شهر قدس، وارد عمل شدن تک‌تیرانداز در قرچک و قلعه حسن‌خان و حضور نیروهای عرب‌زبان در پرند و شهر قدس، اجزای همان الگوی یکپارچه‌ای است که در چند شهرستان دیده می‌شود.

سرکوب هم‌زمان و نظام‌مند اعتراضات دی‌ماه در شهرستان‌های استان تهران، به ویژه در دو شهر قلعه حسن‌خان و شهریار نمونه‌ای از پیاده‌سازی تکتیک‌های «جنگ شهری» در حاشیه پایتخت است؛ جایی که حاکمیت به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه به‌عنوان «کمربند حائل تهران»، بدون ورود به فاز مهار ضدشورش متعارف، مستقیما به ابزارهای مرگبار روی آورد.

جمهوری جادو، مملکت امام زمان

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا حاجی‌حسینی
100%
A motorcyclist checks his phone on a street in Tehran, with a banner depicting Iran’s slain Supreme Leader Ali Khamenei visible in the background, August 26, 2026

جمهوری اسلامی باورهای خرافی را از حاشیه جامعه به مرکز قدرت برد و برای این باورها با پول نفت، نهاد، بودجه و دستگاه تبلیغاتی ساخت تا حاکمان در «مملکت امام زمان» مشروعیت خود را از جهان غیب بگیرند و هزینه بقایشان را بر اقتصاد و زندگی مردم تحمیل کنند.

در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، مجسمه‌ای که برگزارکنندگان «بعل» می‌خواندند، به آتش کشیده شد و «نظام»، در میانه تلاطم‌ها و بحران اقتصادی، «جشن پیروزی بر دشمنان» را در قالب آیینی خیابانی، به اجرا گذاشت.

چند ماه بعد، سالار ولایتمدار، نماینده مجلس شورای اسلامی، گفت انتشار تصویر مجتبی خامنه‌ای به توصیه علمای قم، مشهد و نجف و مقام‌های امنیتی متوقف شده تا دشمن نتواند با «علوم غریبه» به او آسیب برساند.

این اظهارات نشان داد علوم غریبه به روایت رسمی امنیت ملی راه یافته است.

این دو وضعیت از دل منطق نظامی بیرون می‌آیند که سیاست را از جمله رویارویی نیروهای مرئی و نامرئی می‌بیند.

باید تاکید کرد جمهوری اسلامی دولتی عرفی نبوده که بعدتر به خرافه آلوده شود؛ بلکه از زمان شروع این حکومت، نام و هویت آن با ترکیب «مملکت امام زمان» پیوندی ناگسستنی داشته است.

  • غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

    غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

صاحب غایب مملکت!

روح‌الله خمینی ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ در سخنرانی برای مسئولان دولت گفت: «صاحب این مملکت امام زمان است.»

این عبارت در جلد ۱۵ «صحیفه امام» ثبت شده است. البته روی کار آمدن خمینی آغازگر باورمندی عمومی به کرامت و نیروهای غیبی نبود اما حکومتی که او بنیان گذاشت، این باورها را بیش از پیش از زندگی خصوصی، به مرکز قدرت برد.

در این تعبیر، «مملکت امام زمان» نظریه مالکیت کشور است. اگر صاحب مملکت امامی غایب باشد، روحانیان مدعی تفسیر اراده او می‌شوند و ولی فقیه، به جای نمایندگی شهروندان، نایب صاحب غایب می‌شود و مسئولیت او رو به جهانی دسترس‌ناپذیر است، نه مردمی که بتوانند برکنارش کنند.

بنابراین، بحث بر سر ایمان شخصی شهروندان نیست. مساله از جایی آغاز می‌شود که باوری اثبات‌ناپذیر مبنای مشروعیت سیاسی، تصمیم امنیتی و توزیع منابع عمومی قرار می‌گیرد.

در این نقطه، خرافه دیگر عقیده‌ای خصوصی نیست و فناوری حکومت است.

از ماه تا بیت

اولمو گُلتس، پژوهشگر و تاریخ‌نگار، در مقاله «چهره خمینی در ماه است؛ محدودیت‌های قداست و خاستگاه‌های حاکمیت»، با استناد به خاطرات و روزنامه‌های آن دوره، هم گسترش این شایعه و هم رد آن از سوی خمینی و شماری از روحانیان را بررسی کرده است.

این تکذیب اما مانع شکل‌گیری هاله قدسی پیرامون خمینی نشد.

در همان روزها، ویدیویی از دیدار مردم با خمینی در مدرسه علوی، مردی را نشان می‌دهد که ابتدا دست او و سپس دست‌های مردم را لمس می‌کند؛ برای انتقال «تبرک»، چرا که «امام متبرک است».

فکت‌نامه، این مرد را غلامحسین روغنی و فیلم را مربوط به روزهای نخست حضور خمینی در مدرسه علوی دانسته است. این صحنه پیوند امر قدسی و فرمانروایی سیاسی را ثبت کرده است.

بعدها محمد سعیدی، امام جمعه قم، گفت علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، هنگام تولد «یا علی» گفته است.

اهمیت سیاسی این داستان در تلاش‌ها برای واقعی جلوه دادن آن نیست، بلکه در این نکته است که دستگاه رسمی با آن، هاله‌ای قدسی پیرامون رهبر می‌سازد.

در کنار این موارد، مسجد جمکران صورت مادی همان جهان غیبی است. پایگاه رسمی مسجد از «چاه عریضه» سخن می‌گوید؛ جایی که افراد درخواست‌های خود را خطاب به امام غایب در آن می‌اندازند.

هم‌زمان، ادعاهای حکومتی درباره مشاهده «امام زمان» یا ارتباط با او ادامه یافته و حکومت پیرامون این باورها، آیین، ساختمان، رسانه، سفر و اقتصاد زیارت ایجاد کرده است.

با این سابقه، غیبت مجتبی خامنه‌ای تازه‌ترین صورت این منطق است. رهبری که تصویر و صدای تاییدشده‌ای ندارد، در نظامی حکومت می‌کند که صاحب حقیقی‌اش نیز غایب معرفی شده است.

آنچه در غیبت طولانی او بحران تصمیم‌گیری و اختلاف درون حکومت به نظر می‌رسد، در دستگاه اسطوره‌ساز جمهوری اسلامی قابلیت تبدیل شدن به راز، تقدس و انتظار را دارد.

از این زاویه، مقایسه زیست مخفیانه او با سال‌های پایانی زندگی اسامه بن لادن، بُعد امنیتی این ناپیدایی را نشان می‌دهد.

تفاوت مهم‌تر اما در ساختار معناست: رهبر القاعده پنهان بود تا پیدا نشود؛ رهبر «مملکت امام زمان» می‌تواند از غیبت خود سرمایه نمادین بسازد.

در نظامی عرفی، ناپدید شدن رهبر بحران مشروعیت است. در اینجا، غیبت از پیش در معماری اعتقادی قدرت معنا شده است.

از سوی دیگر پیام‌های منسوب به مجتبی، مردم را حاملان ماموریتی تاریخی ترسیم می‌کنند.

گفتمان مجتبی، واژه «بعثت» مردم، نهادهای حکومت و «جبهه مقاومت» را در زنجیره‌ای از رسالت الهی قرار می‌دهد: فرمانروا دیده نمی‌شود، اما جامعه باید ماموریت او را انجام دهد.

100%

نفت، بودجه جادو و جنبل

این جهان غیبی، بدون پشتوانه‌ای زمینی نمی‌توانست چنین گسترده شود.

فرناندو کورونیل، انسان‌شناس ونزوئلایی، در کتاب «دولت جادویی: طبیعت، پول و مدرنیته در ونزوئلا»، توضیح می‌دهد دولت‌های نفتی چگونه با ثروت زیر زمین، قدرتی اعجازگونه به نمایش می‌گذارند.

در جمهوری اسلامی، این استعاره معنایی تحت‌اللفظی یافته است.

درآمد نفت در دهه‌های نخست این حکومت، دولت را از اتکای کامل به مالیات و چانه‌زنی با شهروندان بی‌نیاز کرد. پول از زیر زمین بیرون آمد و برای ساختن دستگاهی خرج شد که مشروعیتش را از آسمان می‌گرفت.

نفت همچنان منبع ارز حکومت است و بر اساس داده‌های کپلر، چین در سال ۲۰۲۶ روزی حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت از ایران دریافت کرده است.

با این پشتوانه، حوزه‌های علمیه، سازمان‌های تبلیغاتی، زیارتگاه‌ها، بنیادهای مذهبی، هیات‌ها و موسسه‌های فرهنگی، به شبکه بازتولید این جهان‌بینی تبدیل شدند. به این ترتیب، خرافه در جمهوری اسلامی از فضای منبر و دعانویسی بسیار فراتر رفت و تشکیلات، رسانه، نیروی انسانی و ردیف بودجه پیدا کرد.

برای نمونه، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، برای شورای عالی حوزه‌های علمیه، هفت هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان و برای مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، ۱۶ هزار و ۴۲۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شد.

ارقام گردآمده در بودجه مذهبی، صورت‌حساب اقتصادی «مملکت امام زمان» را نشان می‌دهد: در همان زمان که افزایش قابل اعتنای حقوق کارمندان و بازنشستگان به بهانه «مهار تورم» کنار گذاشته شد، دستگاه تولید و توزیع مشروعیت مذهبی در حاشیه امن ماند.

کارکرد سیاسی این نهادها اما مشخص است: روحانی، مبلغ، آیین، اطاعت، دشمن و مشروعیت تولید می‌کنند. جهانی می‌سازند که در آن شکست سیاست خارجی، «آزمایش الهی»؛ فقر، ضرورت صبر؛ سرکوب، دفاع از دین و بقای حکومت، وعده‌ای مقدس جلوه می‌کند.

نفت هزینه را می‌پردازد و خرافه، مشروعیت می‌سازد. با این همه، این دستگاه دیگر فقط با پول نفت اداره نمی‌شود.

بررسی بودجه نشان می‌دهد دولت در لایحه ۱۴۰۵ پیش‌بینی کرده ۸۷ درصد درآمدش را از مالیات تامین کند.

نفت در ساختن این بنای ایدئولوژیک نقش محوری داشت اما اکنون مالیات، تورم و کاهش قدرت خرید مردم، هزینه نگهداری آن را می‌پردازد.

وقتی شهروند میان هزینه دارو و غذا سرگردان است و سرکوب می‌شود، بودجه هزاران میلیاردی نهادهای مذهبی صورت‌حساب حفظ یک نظام اعتقادی است.

جادو برای جمهوری اسلامی نفت تولید نکرده و این حکومت است که با پول نفت، جادو را به ابزار قدرت تبدیل کرده است.

در جمهوری جادو، فرمان همچنان از آسمان می‌آید، اما هزینه آن روزبه‌روز بیشتر از جیب مردم پرداخت می‌شود.

آیا ترکیه هزینه جنگ اقتصادی آمریکا علیه حکومت ایران را می‌پردازد؟

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

ترکیه‌تودی در یادداشتی تحلیلی نوشت فشار تازه آمریکا برای انزوای اقتصادی تهران، آنکارا را میان دوراهی روابط راهبردی با واشینگتن و تجارت و واردات گاز از ایران قرار داده است؛ انتخابی که هر دو مسیر آن برای اقتصاد ترکیه هزینه دارد.

وب‌سایت ترکیه‌تودی شنبه هفتم شهریور در یادداشتی تحلیلی نوشت دولت دونالد ترامپ فشار اقتصادی را به محور اصلی سیاست خود در برابر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، دوم شهریور از آغاز کارزار «طرد اقتصادی» و هدف قرار گرفتن مسیرهای مالی، تجاری و حمل‌ونقل تهران خبر داد.

او هم‌زمان هشدار داد اجرای یک‌باره شدیدترین تحریم‌ها می‌تواند به بحران مالی جهانی منجر شود و گفت واشینگتن ابتدا شرکای تهران را به کاهش تجارت با ایران ترغیب می‌کند.

آمریکا پیش‌تر به این کشورها هشدار داده بود که باید میان همکاری با جمهوری اسلامی و دسترسی به بازار و نظام مالی جهانی، یکی را انتخاب کنند.

آنکارا میان تهران و واشینگتن

چین، امارات متحده عربی و ترکیه، از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران هستند. چین با قطع تجارت مخالفت کرده و امارات مناسبات تجاری و مالی با ایران را تعلیق کرده است.

به نوشته ترکیه‌تودی، موضع آنکارا میان این دو قرار دارد: ترکیه به‌عنوان همسایه ایران می‌کوشد روابط اقتصادی خود را با تهران حفظ کند، اما هم‌زمان برای همکاری امنیتی، دسترسی به بازارهای مالی و بازگشت به برنامه جنگنده‌های اف‌-۳۵، به آمریکا نیاز دارد.

ایران یکی از تامین‌کنندگان مهم گاز ترکیه است.

بر اساس گزارش بلومبرگ، ترکیه سال گذشته ۷.۷ میلیارد مترمکعب گاز از ایران وارد کرد که حدود ۱۳ درصد کل واردات گاز این کشور بود.

ایران پس از روسیه، جمهوری آذربایجان و آمریکا، چهارمین تامین‌کننده بزرگ گاز ترکیه محسوب می‌شود. قطع این واردات، آنکارا را ناچار می‌کند گاز بیشتری از منابع دیگر و احتمالا با قیمت بالاتر تهیه کند.

ترکیه‌تودی پرسیده است آیا واشینگتن با افزایش وابستگی متحد خود به گاز روسیه، در نتیجه توقف خرید از ایران، موافقت خواهد کرد؟

100%

اختلاف آمار درباره حجم تجارت

ترکیه‌تودی گردش تجاری ایران و ترکیه را حدود ۱۷ میلیارد دلار برآورد کرد و نوشت خدمات، جریان سرمایه و سفر سالانه بیش از سه میلیون ایرانی نیز بر اهمیت این روابط می‌افزایند.

با این حال، آمار رسمی ترکیه حجم تجارت کالایی دو کشور در سال ۲۰۲۴ را ۵.۶۸ میلیارد دلار نشان می‌دهد.

گزارش بلومبرگ نیز ارزش تجارت دوجانبه در نیمه نخست سال جاری را حدود ۳.۱ میلیارد دلار دانسته است که سه درصد کمتر از دوره مشابه سال قبل بود.

این اختلاف نشان می‌دهد برآوردها به منبع و دامنه محاسبه بستگی دارند.

  • اکونومیست از برنامه ترکیه برای بهره‌برداری اقتصادی از جنگ ایران خبر داد

    اکونومیست از برنامه ترکیه برای بهره‌برداری اقتصادی از جنگ ایران خبر داد

هزینه همراهی با تحریم‌ها

اقتصاد ترکیه با تورم بالا، نیاز گسترده به تامین مالی خارجی و محدودیت ذخایر ارزی روبه‌روست. قطع کامل تجارت با ایران می‌تواند هزینه انرژی را افزایش دهد، درآمد گردشگری را کاهش دهد و فشار بیشتری بر لیر وارد کند.

پیش‌تر نیز روشن شده بود گسترش تحریم‌های ثانویه به شرکت‌ها و بانک‌های کشورهای همسایه، از جمله ترکیه، می‌تواند روابط واشینگتن با شرکایش را پیچیده کند و بر قیمت انرژی و اقتصاد جهانی اثر بگذارد.

نویسنده یادداشت ترکیه‌تودی ارزیابی کرد اگر آمریکا خواهان محاصره تقریبا کامل اقتصادی ایران شود، ترکیه احتمالا برای همراهی، کمک یا امتیاز اقتصادی مطالبه خواهد کرد؛ مشابه درخواست آنکارا از واشینگتن پیش از حمله سال ۲۰۰۳ به عراق.

با این حال، این تحلیل احتمال تحمیل چنین خواسته‌ای را پایین دانست.

به باور نویسنده، واشینگتن با توجه به جایگاه ترکیه در ناتو و نقش آن در بحران‌های منطقه‌ای، احتمالا فشارها را به‌گونه‌ای تنظیم خواهد کرد که ثبات اقتصاد این متحد خود را به خطر نیندازد.

تلفات سیل نپال و تبت به ۶۳۳ نفر رسید؛ حدود ۳ هزار نفر مفقودند

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شمار جان‌باختگان سیل نپال و تبت به ۶۳۳ نفر رسیده و دو هزار و ۹۸۰ نفر همچنان مفقودند. در نپال بیش از ۴۶۰ مجروح ثبت شده و ۱۰۱ نفر هنوز در بیمارستان‌ به سر می‌برند. باران و مه عملیات جست‌وجو را مختل کرده است.

بر اساس تازه‌ترین گزارش رویترز در شنبه هفتم شهریور، در نپال ۶۲۶ نفر جان باخته و دو هزار و ۴۲۶ نفر مفقود شده‌اند. مقام‌های چینی نیز در شهرستان گیرونگ در تبت، مرگ هفت نفر و مفقود شدن ۵۵۴ نفر را تایید کرده‌اند.

آمار جامع و به‌روز مجروحان دو سوی مرز منتشر نشده است. آسوشیتدپرس پنجم شهریور شمار مجروحان ثبت‌شده در نپال را بیش از ۴۶۰ نفر اعلام کرد. تازه‌ترین آمار نپال نشان می‌دهد ۱۰۱ مجروح همچنان در بیمارستان‌ها تحت درمان‌اند.

درباره شمار مجروحان تبت آماری اعلام نشده است.

صدها تبعه خارجی نیز در فهرست مفقودشدگان قرار دارند.

نهاد مدیریت بحران نپال شمار اتباع خارجی مفقودشده در این کشور را ۵۱۷ نفر اعلام کرده است. مقام‌های چینی نیز پیش‌تر گفته بودند ۲۶۰ نفر از مفقودان تبت، اتباع خارجی‌اند.

بسیاری از آنان زائران هندو و بودایی، گردشگران یا کارکنان طرح‌های برق‌آبی هستند.

این ارقام در مقایسه با اطلاعات اولیه، به‌سرعت افزایش یافته‌اند.

بر پایه آمار منتشرشده تا ششم شهریور، شمار قربانیان ۴۷۲ نفر و مفقودان بیش از هزار و ۵۰۰ نفر اعلام شده بود.

دسترسی به مناطق دورافتاده و ثبت گزارش‌های تازه از روستاها، احتمال تغییر دوباره آمار را بالا برده است.

جست‌وجو در گل‌ولای و تونل‌ها

باران شدید و مه غلیظ هفتم شهریور عملیات جست‌وجو را در بخش‌هایی از نپال موقتا متوقف کرد، اما بالگردها در فاصله‌های کوتاه بهبود هوا، ارسال کمک و انتقال بازماندگان را از سر گرفتند.

شمار نجات‌یافتگان در نپال به چهار هزار و ۵۵۱ نفر رسیده است. هیات گردشگری نپال اعلام کرد ۱۸۷ تبعه خارجی نیز نجات یافته‌اند.

پیش‌تر ۱۹۱ نفر از تونل‌های طرح‌های برق‌آبی بیرون آورده شده بودند. با این حال، گمان می‌رود بیش از ۱۰۰ نفر همچنان در تونل یک نیروگاه برق‌آبی گرفتار باشند.

حدود ۱.۲ تا ۱.۵ متر گل تونل را پر کرده و کمبود محل فرود بالگرد، عملیات را دشوار کرده است.

شناسایی اجساد نیز به چالشی جدی تبدیل شده است. از ۴۹ جسدی که به بیمارستان دانشگاهی مهاراج‌گنج در کاتماندو انتقال یافته‌اند، تا هفتم شهریور فقط هفت جسد شناسایی شدند.

مقام‌ها از پیکرهای شناسایی‌نشده نمونه دی‌ان‌ای گرفته و برای جلوگیری از خطرهای بهداشتی، آنها را پس از طی تشریفات، دفن کرده‌اند.

100%

فروپاشی یخچال و خطر سیلاب دوباره

فاجعه چهارم شهریور در نپال و تبت، پس از فروپاشی یک یخچال طبیعی در ارتفاعات هیمالیا آغاز شد. توده‌ای عظیم از سنگ، یخ، گل و آوار وارد رودخانه‌های کوهستانی شد و ساختمان‌ها، پل‌ها، جاده‌ها و تاسیسات برق‌آبی را ویران کرد.

در گزارش اولیه، رانش سنگ و یخ محتمل‌ترین عامل سیلاب معرفی شده بود. تصاویر منتشرشده از تبت نیز دیواره‌ای از گل و آوار را نشان می‌داد که ساختمان‌ها و خودروها را در چند لحظه در بر می‌گرفت.

انباشت آوار در بالادست، دو دریاچه ایجاد کرده است. تخلیه تدریجی آب یکی از آنها خطر فوری را کاهش داده، اما مقام‌های نپالی هشدار داده‌اند تا زمانی که هر دو دریاچه کاملا تخلیه نشوند، احتمال شکسته شدن سدهای طبیعی و وقوع موج دیگری از سیلاب وجود دارد.

100%

کمک تخصصی و هزینه سنگین بازسازی

شیشیر خانال، وزیر خارجه نپال، گفت کشورش به اعزام گسترده تیم‌های جست‌وجوی خارجی نیاز ندارد، اما برای نجات افراد گرفتار در تونل‌ها، بازگشایی راه‌ها، ساخت پل‌های موقت، آزمایش دی‌ان‌ای و نگهداری اجساد، به کمک تخصصی نیازمند است.

هند حدود ۶۰ تن پتو، دارو، مواد غذایی و قرص‌های تصفیه آب فرستاده و آماده اعزام تیم‌های پزشکی و نجات در تونل شده است. چین نیز خواستار همکاری بین‌المللی شده و امدادگرانش پس از تخریب راه‌ها، پیاده و با قایق، خود را به گیرونگ رسانده‌اند.

صلیب سرخ برآورد کرده است دست‌کم ۹۳ هزار نفر به کمک فوری نیاز دارند.

سوارنیم واگله، وزیر دارایی نپال، هزینه اولیه بازسازی را چهار تا پنج میلیارد دلار دانست که این رقم با ادامه ارزیابی خسارت‌ها، ممکن است افزایش یابد.