دونالد ترامپ بار دیگر تنگه هرمز را قلمرو جدید آمریکا خواند










منابع سوری و لبنانی از ورود نیروهای اسرائیلی به جنوب سوریه و حملات تازه در لبنان خبر دادند. ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد در دو حمله جداگانه در غزه، دو عضو حماس را کشته است.
خبرگزاری رسمی سوریه، سانا، شامگاه پنجشنبه پنجم شهریور گزارش داد نیروهای ارتش اسرائیل وارد روستای بَریقه در جنوب این کشور و در نزدیکی مرز اسرائیل شدند.
منابع محلی به شبکه المیادین، وابسته به حزبالله لبنان، گفتند یک گشت نظامی اسرائیل همچنین وارد روستای رأسالاجرف در حومه جنوبی قنیطره شد و چند خانه را بازرسی کرد.
شبکه الاخباریه سوریه نیز بعدتر گزارش داد ارتش اسرائیل دو گلوله توپ به نزدیکی شهرک بیتجن در غرب دمشق شلیک کرده است. ارتش اسرائیل هنوز درباره این گزارشها اظهارنظر نکرده است.
تحرکات تازه نظامی چند روز پس از دیدار رومان گوفمان، رییس موساد، با اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، گزارش شده است. هدف این دیدار که یکشنبه اول شهریور برگزار شد، کاهش تنشها میان دو کشور اعلام شده بود.
این گفتوگو پس از حمله اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه انجام شد. رویترز پیشتر گزارش داده بود گوفمان و شیبانی چند روز قبل از این حمله نیز تلفنی گفتوگو کرده و حضور نظامی ترکیه در سوریه را مورد بحث قرار داده بودند.
همزمان، ارتش اسرائیل از کشتهشدن دو عضو حماس در حملاتی جداگانه در شمال و جنوب نوار غزه خبر داد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد «بلال ابراهیم صالح رقیعی»، از فرماندهان واحد ضدتانک حماس، در حملهای در منطقه شاطی در شمال غزه کشته شده است.
در حملهای دیگر در منطقه خانیونس در جنوب نوار غزه نیز «عزام رفعت عبد عبادالله» از اعضای تیپ خانیونس، کشته شد.
به گفته ارتش اسرائیل، این دو نفر در تلاش برای بازسازی تواناییهای نظامی حماس و برنامهریزی حمله علیه نیروها و غیرنظامیان اسرائیلی نقش داشتند. ارتش اسرائیل همچنین آنها را به نقض سازمانیافته آتشبس متهم کرد.
در جبههای دیگر، رسانههای لبنان از چند حمله اسرائیل به مناطق جنوبی این کشور خبر دادند.
شبکه المیادین، وابسته به حزبالله، گزارش داد آتش توپخانه اسرائیل منطقه کفررمان در شهرستان نبطیه را هدف قرار داده است. گزارشهای دیگری نیز از حمله یک هواگرد اسرائیلی به شهرک المنصوری در شهرستان صور حکایت داشت.
بر اساس این گزارشها، نیروی هوایی اسرائیل منطقهای میان شهرکهای زوطر الشرقیه و میفدون در شهرستان نبطیه را نیز هدف قرار داد.
در گزارشهای منتشرشده به تلفات یا خسارات احتمالی حملات در سوریه و لبنان اشاره نشده است.
وزارت خارجه نیوزیلند در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال اعلام کرد جزئیات کارزار «طرد اقتصادی» آمریکا علیه جمهوری اسلامی را بررسی میکند، اما در مرحله کنونی درباره تدابیر اعلامشده موضعی نخواهد گرفت.
وزارت امور خارجه نیوزیلند گفت این کشور از تلاشهای بینالمللی برای رسیدگی به نگرانیهای مرتبط با برنامه هستهای حکومت ایران و امنیت منطقهای حمایت میکند، مشروط بر آنکه این اقدامات در چارچوب حقوق بینالملل انجام شوند.
در پاسخ این وزارتخانه آمده است: «نیوزیلند از تلاشهای بینالمللی، از جمله تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد، برای رسیدگی به نگرانیهای مربوط به برنامه هستهای ایران و امنیت منطقهای در چارچوب حقوق بینالملل حمایت میکند.»
وزارت خارجه نیوزیلند همچنین اعلام کرد این کشور علاوه بر اجرای تحریمهای شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی، شماری از افراد و شرکتهای ایرانی دخیل در حمایت از جنگ روسیه در اوکراین را مستقیما تحریم کرده است. به گفته این وزارتخانه، در نتیجه این محدودیتها حجم تجارت میان نیوزیلند و ایران بسیار اندک است.
بر اساس گزارشها، ارزش سالانه مبادلات کالایی دو کشور حدود چهار میلیون و ۱۲۰ هزار دلار آمریکا است؛ رقمی معادل کمتر از ۰.۰۰۲ درصد از کل تجارت خارجی نیوزیلند.
سطح کنونی روابط تجاری دو کشور در مقایسه با دهه ۱۹۸۰ بهشدت کاهش یافته است. ایران در آن دهه یکی از پنج بازار بزرگ صادراتی نیوزیلند به شمار میرفت.
از اول فوریه ۲۰۲۶، اشخاص و نهادهای نیوزیلندی که قصد تجارت با ایران را دارند، موظفاند ابتدا در وزارت امور خارجه و تجارت این کشور ثبتنام کنند.
دولت نیوزیلند گفته است این سازوکار اجباری با هدف حفظ امکان تجارت مشروع با ایران و اطمینان از رعایت الزامات نظارتی و احتیاط لازم از سوی فعالان اقتصادی طراحی شده است.
همزمان، وزارت خارجه استرالیا نیز به پرسش ایراناینترنشنال پاسخ کتبی ارائه کرد، اما از موضعگیری در مورد تحریمهای تازه آمریکا خودداری کرد.
دولت آنتونی آلبانیزی پیشتر در بیانیهای رسمی اعلام کرده بود که بیش از دولتهای پیشین استرالیا علیه جمهوری اسلامی اقدام کرده و بیش از ۲۳۰ تحریم جدید علیه افراد و نهادهای ایرانی وضع کرده است.
بر اساس این بیانیه، بیش از ۱۰۰ فرد و نهاد مشمول این تحریمها با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ارتباط دارند.
با وجود این تحریمها، حجم تجارت کالا و خدمات استرالیا با ایران در سال ۲۰۲۴ به ۷۲۸ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار استرالیا رسید. این رقم شامل ۴۴۰ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار صادرات استرالیا به ایران و ۲۸۸ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار واردات از ایران بود.
واکنش محتاطانه نیوزیلند و خودداری استرالیا از اعلام موضع عمومی در حالی صورت میگیرد که واشینگتن میکوشد کشورهای بیشتری را با کارزار «طرد اقتصادی» علیه جمهوری اسلامی همراه کند.
فرمانده سنتکام اعلام کرد نیروهای آمریکایی طی چند ماه گذشته از عبور نزدیک به هزار و ۵۰۰ کشتی حامل حدود ۷۵۰ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز حفاظت کردهاند.
دریابد برد کوپر اعلام کرد ارتش آمریکا مینهای کارگذاشتهشده از سوی سپاه پاسداران در مسیرهای بینالمللی تنگه هرمز را پاکسازی کرده است. به گفته او، واشینگتن همزمان محاصره دریایی ایران را ادامه میدهد.
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، در تازهترین گزارش خود از عملیات نظامی در خاورمیانه اعلام کرد مسیرهای بینالمللی کشتیرانی در تنگه هرمز از مینهای دریایی پاک شدهاند و تردد تجاری در این آبراه ادامه دارد.
فرمانده سنتکام تاکید کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چند ماه پیش این مینها را در مسیرهای بینالمللی تردد کشتیها کار گذاشته بود. او گفت نیروهای آمریکایی طی ماههای گذشته با استفاده از غواصان نیروی دریایی، نیروهای ویژه و پشتیبانی هوایی ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی و تفنگداران دریایی، مینها را پاکسازی کردهاند.
به گفته کوپر، عملیات پاکسازی بر مسیرهای موسوم به «طرح جداسازی ترافیک» متمرکز بوده است؛ مسیرهایی که مانند بزرگراههای دریایی، حرکت کشتیها در جهتهای مخالف را در آبراه باریک تنگه هرمز از یکدیگر جدا میکنند.
فرمانده سنتکام شرایط این عملیات را «دشوار و خطرناک» توصیف کرد و گفت مسیرهای بینالمللی کشتیرانی اکنون باز هستند. او افزود نیروهای آمریکایی طی چند ماه گذشته با فراهمکردن حفاظت هماهنگ، به نزدیک به هزار و ۵۰۰ کشتی تجاری برای عبور از تنگه کمک کردهاند.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی سنتکام، این کشتیها در مجموع نزدیک به ۷۵۰ میلیون بشکه نفت خام را از خلیج فارس به مقصد بازارهای جهانی انرژی حمل کردهاند.
فرمانده سنتکام همچنین گفت [حکومت] ایران از زمان ازسرگیری دوباره محاصره دریایی در اواسط ژوئیه هیچ نفتی از بنادر خود صادر نکرده است. به گفته او، هیچ کشتیای بدون اجازه نیروهای آمریکایی وارد بندری در ایران نشده یا از آن خارج نشده و تنها عبور کشتیها با اهداف بشردوستانه مجاز بوده است.
کوپر افزود هزاران نیروی آمریکایی با استفاده از بیش از ۲۰ ناو جنگی و صدها هواگرد در اجرای محاصره مشارکت دارند. بر اساس گزارش سنتکام، نیروهای آمریکایی ۷۵ شناور را که قصد عبور از محاصره داشتند، وادار به بازگشت کرده و سه شناور را پس از بیاعتنایی به دستورها از کار انداختهاند.
حدود ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در سراسر منطقه فعالیت میکنند. فرمانده سنتکام گفت بخشی از این نیروها ضمن اجرای محاصره دریایی ایران، ماموریت حفاظت از جریان تجارت در تنگه هرمز را بر عهده دارند.
کوپر تاکید کرد نیروهای تحت فرمانش اجرای این ماموریت را با «تمرکز کامل» ادامه خواهند داد و همچنان هوشیار و آماده خواهند ماند.
فرمانده سنتکام همچنین با اشاره به سفر اخیر خود به منطقه گفت از نزدیک در جریان فعالیت نیروهای آمریکایی قرار گرفته و از آنان بهدلیل اجرای این عملیات قدردانی کرده است.
اظهارات فرمانده سنتکام در خالی منتشر شده است که گزارشهای منتشرشده و رصد تردد نفتکشها نیز نشان میدهد جریان نفت خام از تنگه هرمز بهتدریج در حال افزایش است زیرا تولیدکنندگان خاورمیانه، بهجز ایران، با وجود ادامه تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشتیرانی صادرات خود را افزایش دادهاند. این افزایش صادرات به مهار قیمت جهانی نفت خام کمک کرده است.
پیش از آغاز درگیری آمریکا و جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز از تنگه هرمز عبور میکرد.
وزیر خزانهداری آمریکا قصد دارد در نشست مالی «گروه ۲۰»، اعضا را به اجرای تحریمهای حکومت ایران ترغیب کند؛ اقدامی که بهدلیل روابط تجاری تهران با چین و افزایش اختلافهای اقتصادی میان اعضای این گروه با موانعی روبهروست.
وزیران دارایی و روسای بانکهای مرکزی اقتصادهای بزرگ عضو گروه ۲۰ قرار است دوشنبه و سهشنبه آینده در اشویل، واقع در ایالت کارولینای شمالی، گرد هم آیند. این نخستین نشست از مجموعه نشستهای مهم وزیران گروه ۲۰ در سال جاری خواهد بود.
یک مقام وزارت خزانهداری آمریکا به خبرگزاری فرانسه گفت اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، در این نشست تلاشها برای انزوای اقتصادی ایران را افزایش خواهد داد. مقامهای آمریکایی قرار است بر ضرورت پایبندی اعضای گروه ۲۰ به تحریمهای واشنگتن علیه تهران تاکید کنند.
بر اساس این گزارش، بسنت در دیدارهای دوجانبه نیز مستقیما از همتایان خود خواهد خواست به کارزار فشار اقتصادی بر حکومت ایران بپیوندند. هنوز مشخص نیست او با نمایندگان کدام کشورها دیدار خواهد کرد و آیا مذاکرهای با مقامهای چین در برنامه او قرار دارد یا نه.
چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و همراهکردن پکن با سیاست تحریمی واشینگتن یکی از دشوارترین بخشهای این کارزار به شمار میرود. این تلاش در آستانه دیدار احتمالی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و شی جینپینگ، رهبر چین، در ماه سپتامبر انجام میشود.
بسنت پیشتر از برنامه واشینگتن برای گسترش تهدید به اعمال تحریمهای ثانویه خبر داده و به کشورهایی که از همراهی با این کارزار خودداری کنند، درباره پیامدهای سنگین هشدار داده است.
نشست اشویل در شرایطی برگزار میشود که جنگ در خاورمیانه و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، هزینههای انرژی را افزایش داده است. تعطیلی مسیرهای انتقال انرژی و نگرانی درباره عرضه جهانی نیز فشار بیشتری بر اقتصاد کشورهای عضو گروه ۲۰ وارد کرده است.
همزمان، سیاستهای تجاری دولت ترامپ روابط آمریکا با برخی متحدان و شرکای اقتصادی این کشور را متشنج کرده است. تعرفههای گسترده واشینگتن، از جمله علیه کانادا، در کنار نگرانیها درباره افزایش بدهیهای آمریکا، پرسشهایی را درباره نقش رهبری این کشور در اقتصاد جهانی مطرح کرده است.
جاش لیپسکی، رییس بخش اقتصاد بینالملل اندیشکده شورای آتلانتیک، هشدار داده است که جنگ تجاری آمریکا و کانادا و احتمال اعمال تحریم علیه اعضای گروه ۲۰ میتواند نگرانیها درباره ایجاد شکاف در این گروه را افزایش دهد.
آمریکا در دوره ریاست خود بر گروه ۲۰، آفریقای جنوبی را از نشستهای امسال کنار گذاشته و در مقابل از لهستان برای حضور در مذاکرات دعوت کرده است. گروه ۲۰ در حالت معمول از ۱۹ کشور، اتحادیه اروپا و اتحادیه آفریقا تشکیل میشود.
واشینگتن همچنین قصد دارد در نشست پیش رو موضوعاتی مانند ظرفیت مازاد صنعتی، افزایش رشد اقتصادی و ایجاد زنجیرههای تامین مطمئن برای منابع حیاتی، بهویژه انرژی، را مطرح کند.
تحلیلگران انتظار دارند دولت ترامپ دامنه گفتوگوهای گروه ۲۰ را که در سالهای گذشته موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی و بهداشت جهانی را نیز در بر گرفته بود، محدودتر کند. رویکرد مورد نظر واشینگتن بر بدهی، تجارت، ثبات مالی و مقررات بانکی متمرکز خواهد بود.
نشست اشویل مقدمهای برای اجلاس سران گروه ۲۰ است که ترامپ قرار است در ماه دسامبر در فلوریدا میزبانی کند. با این حال، اختلافهای تجاری، جنگ خاورمیانه و فشار آمریکا برای همراهکردن اعضا با تحریمها علیه حکومت ایران، دستیابی به موضعی مشترک را دشوار کرده است.
تحلیل هاآرتص میگوید کاهش شدید صادرات نفت ایران میتواند منابع مالی سپاه و دستگاههای امنیتی را محدود کند؛ وضعیتی که به باور نویسنده، احتمال تغییر رژیم را افزایش میدهد، هرچند تحقق آن قطعی نیست.
دیوید روزنبرگ، تحلیلگر هاآرتص، نوشته است که تازهترین کارزار اقتصادی آمریکا علیه تهران با تحریمهای گذشته تفاوتی اساسی دارد: این بار صادرات نفت ایران تقریبا متوقف شده و حکومت با خطر ازدستدادن یکی از مهمترین منابع درآمدی خود روبهروست.
دولت دونالد ترامپ این کارزار را «عملیات طرد اقتصادی» نامیده است. هدف آن، افزایش فشار مالی بر حکومت ایران و شرکای تجاریای است که به تهران برای فروش نفت و دورزدن تحریمها کمک میکنند. آمریکا امیدوار است با مسدودکردن مسیرهای تجاری و مالی، درآمد نفتی حکومت را به حداقل برساند.
امارات متحده عربی، بزرگترین مبدا واردات ایران و یکی از مجاری اصلی دورزدن تحریمها، اعلام کرده است که مبادلات تجاری و مالی با تهران را متوقف میکند. با این حال، درباره اجرای کامل این تصمیم تردیدهایی وجود دارد. چین، روسیه، عراق و ترکیه نیز یا تمایلی به اجرای تحریمهای آمریکا ندارند یا توان لازم برای این کار را در اختیار ندارند.
نویسنده یادآوری میکند که سابقه تحریمها لزوما از موفقیت این سیاست حکایت ندارد. تحریمها نتوانستهاند رفتار روسیه یا کوبا را بهطور اساسی تغییر دهند و ونزوئلا نیز تنها پس از مداخله مستقیم آمریکا نوعی تغییر محدود سیاسی را تجربه کرد. با این حال، فشار اقتصادی در سال ۲۰۱۳ [حکومت] ایران را به مذاکراتی کشاند که دو سال بعد به توافق هستهای برجام منتهی شد.
به نوشته هاآرتص، رهبری کنونی حکومت ایران پس از کشتهشدن شماری از چهرههای قدیمی حکومت، تندروتر شده و بیش از دیپلماسی به تهدیدهای نظامی، بهویژه در تنگه هرمز، بهعنوان ابزاری برای تضمین بقای خود متکی است. از این رو، بازگشت تهران به میز مذاکره در نتیجه تحریمها بعید، اما همچنان ممکن ارزیابی شده است.
اقتصاد ایران در این تحلیل با تورمی نزدیک به ۹۰ درصد، کمبود فزاینده سوخت، صفهای طولانی در پمپبنزینها و بیکاری گسترده توصیف شده است. با این حال، نویسنده استدلال میکند که وخامت معیشت عمومی بهتنهایی برای تغییر رفتار حکومت کافی نیست؛ زیرا جمهوری اسلامی در صورت بروز اعتراضهای گسترده احتمالا به سرکوب متوسل خواهد شد.
عامل تعیینکننده، به باور این تحلیلگر، نه میزان فشار بر شهروندان عادی، بلکه توانایی حکومت برای تامین مالی نیروهایی است که مسئول حفظ ساختار قدرت و سرکوب اعتراضها هستند. نیروهای سپاه، بسیج، پلیس، ماموران زندان و دیگر بخشهای امنیتی برای ادامه فعالیت و حفظ وفاداری خود به منابع مالی نیاز دارند.
هاآرتص با استناد به تحلیلی از رویترز مینویسد که سپاه پاسداران پیش از جنگ تا ۵۰ درصد تجارت نفت ایران را در اختیار داشت و از این راه درآمد هنگفتی کسب میکرد. برآورد شده بود که در سال ۲۰۲۴ نیز سپاه و ارتش حدود ۵۱ درصد از سود نفتی دولت را دریافت کردهاند.
درآمدهای نفتی همچنین در تامین حقوق حدود ۱۹۰ هزار نیروی سپاه نقش دارد. نویسنده معتقد است کاهش این درآمدها ممکن است پرداخت حقوق نیروهای نظامی و امنیتی را مختل و منابع موجود برای پلیس، ارتش، تجهیزات ضدشورش، گاز اشکآور و مهمات را محدود کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز آشکارا نیروهای نظامی حکومت ایران را مخاطب قرار داده و از آنان خواسته است در صورت توقف یا تاخیر در پرداخت حقوقشان، از خود بپرسند که فرماندهانشان کشور را به سوی پیروزی میبرند یا ویرانی. این اظهارات نشان میدهد واشینگتن امیدوار است فشار مالی به تضعیف وفاداری بدنه نظامی و امنیتی منجر شود.
با وجود گزارشها درباره کاهش چشمگیر صادرات نفت، احتمال میرود [حکومت] ایران همچنان بخشی از نفت خود را از راههای زمینی یا با مخلوط کردن آن با نفت عراق صادر کند. این محمولهها با تخفیفهای سنگین فروخته میشوند و انتقال آنها نیز هزینه بیشتری دارد؛ در نتیجه درآمد نهایی تهران بهمراتب کمتر از گذشته است.
در سوی دیگر، فشار بر صادرات نفت ایران و اختلال در تولید نفت روسیه پس از حملات اوکراین، عرضه جهانی را روزانه پنج تا هفت میلیون بشکه کاهش داده است. قیمت نفت خام برنت نیز حدود ۲۰ درصد بالاتر از پیش از جنگ قرار دارد. افزایش بیشتر قیمت نفت میتواند نارضایتی رایدهندگان آمریکایی را پیش از انتخابات میاندورهای کنگره افزایش دهد و دامنه زمانی ترامپ برای ادامه فشار را محدود کند.
تحلیل هاآرتص در نهایت تغییر رژیم را نه پیامدی قطعی، بلکه سناریویی وابسته به چند عامل میداند: ناتوانی حکومت در جلوگیری از اعتراضهای تازه، کاهش منابع لازم برای حفظ وفاداری نیروهای امنیتی و مدتزمانی که برای فرسایش ساختار قدرت لازم است.
به باور نویسنده، حکومتها زمانی فرو میپاشند که رهبران اراده ادامه مقاومت را از دست بدهند یا نیروهای ردههای پایینتر دیگر حاضر به اجرای سرکوب نباشند. با این حال، هنوز روشن نیست جمهوری اسلامی تا چه اندازه منابع جایگزین در اختیار دارد و آیا فشار اقتصادی پیش از آنکه ترامپ یا اقتصاد جهانی تحمل خود را از دست بدهند، میتواند چنین شکافی در ساختار قدرت ایجاد کند.