رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس: هرگونه گفتوگو باید از موضع قدرت انجام شود


ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در نشستی در استان فارس گفت: «هرگونه گفتوگو باید از موضع قدرت و با پذیرش واقعیتهای میدان انجام شود و طرف مقابل باید بداند با کشوری مذاکره میکند که از ظرفیتهای بالای دفاعی، سیاسی و ژئوپلیتیکی برخوردار است.»
عزیزی افزود: «میدان مقابله با دشمن تنها نظامی نیست و عرصههای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، رسانهای، دیپلماتیک و روانی نیز بخشی از این نبرد گسترده به شمار میروند.»







خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی شش ماه پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل حملات خود به جمهوری اسلامی را آغاز کردند، شش پیامد این جنگ را بررسی کرده است.
رویترز در گزارش خود نوشته است جنگی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، آن را «یک گردش کوچک» توصیف کرده بود، به بنبستی نامحبوب تبدیل شده که میتواند ریاستجمهوری او را از مسیر خود خارج کند، جمهوری اسلامی هنوز تسلیم نشده، کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان بهشدت مختل است و هیچ مسیر روشنی برای پایان دادن به جنگی که ترامپ زمانی پیشبینی کرده بود ظرف چهار هفته تمام خواهد شد، وجود ندارد.
این خبرگزاری افزوده در حالی که به نظر میرسد حملات نظامی بیشتر نیز جمهوری اسلامی را به امتیاز دادن وادار نخواهد کرد، آمریکا بار دیگر به کارزار فشار اقتصادی روی آورده است تا حکومت ایران را بیش از پیش تضعیف کند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به متحدان واشینگتن گفته است که ایالات متحده «فعلا» بعید است حملات تازهای علیه جمهوری اسلامی آغاز کند.
هنوز مشخص نیست مرحله بعدی جنگ چگونه رقم خواهد خورد، اما بسیاری از پیامدهایی که احتمالا تاثیری ماندگار بر آمریکا، ایران و اقتصاد جهانی خواهند داشت، از هماکنون آشکار شدهاند.
۱. ترامپ هزینه سیاسی جنگ را میپردازد
بهنوشته رویترز جنگ از همان ابتدا در آمریکا محبوب نبود و با گذشت زمان مخالفت با آن افزایش یافته است. بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، میزان محبوبیت ترامپ از زمان آغاز جنگ از ۴۰ درصد به ۳۳ درصد کاهش یافته است؛ در حالی که افزایش قیمت بنزین وعده انتخاباتی او در سال ۲۰۲۴ برای کاهش هزینههای زندگی آمریکاییها را تضعیف کرده است.
ترامپ که با وعده پایان دادن به جنگها وارد کارزار انتخاباتی شده بود، استدلال میکند افزایش توان موشکی و جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی اقدام نظامی را ضروری کرده بود، اما نتوانسته اکثریت رأیدهندگان را متقاعد کند. تنها ۳۱ درصد آمریکاییها جنگ را تایید میکنند؛ رقمی که حتی از میزان حمایت از برخی جنگهای اخیر آمریکا در مقطع مشابه پایینتر است. برای نمونه، جنگ افغانستان در نظرسنجیهای گالوپ سالها از حمایت بیش از ۵۰ درصد آمریکاییها برخوردار بود.
نارضایتی رأیدهندگان از افزایش قیمتها برای حزب جمهوریخواه در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر نیز مشکلساز است؛ انتخاباتی که جمهوریخواهان باید در آن از اکثریت شکننده خود در هر دو مجلس کنگره دفاع کنند.
جنگ همچنین شکاف درون حزب جمهوریخواه را عمیقتر کرده است: از یک سو جمهوریخواهان متمایل به انزواگرایی خواهان پایان سریع جنگاند و از سوی دیگر گروهی از قانونگذاران جمهوریخواه معتقدند ترامپ باید فشار نظامی بر تهران را ادامه دهد.
۲. اقتصاد جهانی ضربه خورد، اما کمتر از آنچه انتظار میرفت
رویترز در ادامه گزارش خود افزوده حملات آمریکا و اسرائیل بلافاصله نگرانی شدیدی در بازارهای جهانی ایجاد کرد، زیرا حدود یکپنجم انرژی جهان از تنگه هرمز عبور میکند. اختلال در این مسیر قیمت نفت را بهشدت افزایش داد و نگرانی از رکود جهانی را برانگیخت.
آسیب اقتصادی قابل توجه بوده، اما از بدترین پیشبینیهای اولیه کمتر است. صندوق بینالمللی پول از آغاز جنگ تاکنون دو بار پیشبینی رشد اقتصاد جهانی را کاهش داده و اکنون رشد سه درصدی را برای امسال پیشبینی میکند؛ در حالی که برآورد ماه ژانویه ۳.۳ درصد بود.
با این حال، اقتصاد جهان در مقایسه با شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ مقاومتر ظاهر شده است. اقتصادهای بزرگ امروز برای تولید هر واحد از تولید ناخالص داخلی انرژی کمتری مصرف میکنند و تداوم هزینهکرد و سرمایهگذاری، از جمله رونق هوش مصنوعی، بخشی از ضربه جنگ را خنثی کرده است.
۳. حکومت ایران زخمی شده، اما شکست نخورده است
بهنوشته رویترز توان نظامی جمهوری اسلامی و اقتصاد ایران خسارات شدیدی متحمل شده، اما تهران هنوز قادر به انجام حملات و ایجاد اختلال در تنگه هرمز است.
دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، در ماه مه به کنگره گفت نیروهای آمریکایی ۱۶۱ شناور نیروی دریایی ایران را منهدم و ۸۲ درصد سامانههای پدافند هوایی این کشور را از کار انداختهاند. بهگفته او، نیروی هوایی جمهوری اسلامی که پیش از جنگ گاه روزانه تا ۱۰۰ سورتی پرواز انجام میداد، دیگر عملیات پروازی انجام نمیدهد.
با وجود این، جمهوری اسلامی همچنان پهپادها و موشکهایی در اختیار دارد و توانسته است کشتیها و تاسیسات نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد.
رویترز در ماه مارس گزارش داده بود که آمریکا تنها با اطمینان میتواند بگوید حدود یکسوم زرادخانه بزرگ موشکی ایران را نابود کرده است. وضعیت حدود یکسوم دیگر مشخص نبود، هرچند احتمال میرفت بمبارانها بخشی از آنها را تخریب یا در تونلها و پناهگاههای زیرزمینی مدفون کرده باشد.
جنگ هزاران نفر را کشته و بحران اقتصادی ایران را نیز تشدید کرده است. تورم افزایش یافته، تجارت مختل شده و طبق آمار مرکز آمار ایران، تورم سالانه مواد غذایی در ماه ژوئیه به ۱۲۸ درصد رسیده است.
با این حال، جنگ اختلافات سیاسی داخلی را نیز تا حدودی به حاشیه رانده و با سرکوب شدیدتر مخالفان همراه شده است.
۴. خاورمیانه بیثباتتر شده و آسیبپذیری متحدان آمریکا آشکار شده است
رویترز در ادامه گزارش خود افزوده جنگ آمریکا و اسرائیل قرار بود تهدیدجمهوری اسلامی علیه خاورمیانه را از میان ببرد، اما بهگفته تحلیلگران نتیجه تا اینجا منطقهای ناامنتر و ایرانی جسورتر بوده است.
حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که متحد آمریکا هستند، تاسیسات نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده را هدف قرار داده و موجب اختلال در پروازهای منطقه شده است.
حملات حکومت ایران به کشتیرانی، همراه با محاصره دریایی حوثیها علیه تردد مرتبط با عربستان در دریای سرخ، هزینههای بیمه و حملونقل را در سراسر منطقه افزایش داده است. تاثیر این وضعیت بسیار فراتر از خسارات مستقیم واردشده به کشتیهاست و زنجیرههای تامین و چشمانداز اقتصادی کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار داده است.
۵. دستیابی ایران به سلاح هستهای ممکن است زمان بیشتری ببرد
حملات آمریکا و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ و مرحله نخست جنگ کنونی، به سه مرکز شناختهشده غنیسازی ایران و همچنین تاسیساتی که مظنون به فعالیتهای مرتبط با تسلیحات هستهای بودند، بهشدت آسیب زده است. شماری از دانشمندان برجسته هستهای ایران نیز در حملات اسرائیل کشته شدهاند.
ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در ماه مه نشان میداد «زمان گریز هستهای» ایران، یعنی مدت لازم برای تولید مواد شکافتپذیر کافی برای یک بمب، از حداکثر شش ماه پیش از جنگ به حداکثر یک سال افزایش یافته است.
جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای همچنان مهمترین هدف اعلامشده ترامپ از جنگ است.
اما وضعیت واقعی برنامه هستهای نامعلوم است، زیرا بازرسان سازمان ملل هنوز به تاسیسات هستهای ایران بازنگشتهاند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی از زمان حملات سال ۲۰۲۵ نتوانسته محل حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد را تایید کند. این ذخیره بالقوه میتواند در یک تاسیسات مخفی تا سطح تسلیحاتی غنیتر شود.
ایران همواره تلاش برای ساخت سلاح هستهای را رد کرده است.
۶. آمادگی نظامی آمریکا کاهش یافته است
خبرگزاری رویترز در پایان گزارش خود نوشته است که شش ماه جنگ هزینه سنگینی نیز برای ارتش آمریکا داشته است. ایالات متحده پهپادها و هواپیماهایی را هم در اثر حملات جمهوری اسلامی و هم در حوادث عملیاتی از دست داده است. گزارشی از سرویس پژوهشی کنگره در ماه مه شمار هواپیماهای نظامی از دسترفته آمریکا در جنگ را ۴۲ فروند اعلام کرد.
ذخایر مهمات نگرانی بزرگتری است. رویترز گزارش داده ارتش آمریکا «تقریبا تمام» ذخیره جهانی خود از برخی موشکهای هدایتشونده دقیق را مصرف کرده است. برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز نشان میدهد آمریکا تا ماه ژوئیه حدود ۶۵ درصد رهگیرهای پاتریوت خود را مصرف کرده و ذخیره موشکهای رهگیر سامانه تاد دستکم ۳۸ درصد کاهش یافته است.
واشینگتن برای جنگ ایران جنگندهها، ناوهای جنگی و تجهیزات دیگری را از اروپا و منطقه آسیا-اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل کرده است. این جابهجاییها مدت ماموریت نیروها را افزایش داده و درباره میزان آمادگی ارتش آمریکا برای مقابله با بحرانهای احتمالی در دیگر نقاط جهان پرسشهایی ایجاد کرده است.
ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» بیش از یک سال در ماموریت بود؛ طولانیترین استقرار عملیاتی آن از زمان جنگ ویتنام. همزمان، قانونگذاران درباره شرایط خدمه «یواساس آبراهام لینکلن» پس از ۲۰۰ روز متوالی حضور در دریا ابراز نگرانی کردند. این ناو هفته گذشته با ناو دیگری که پیشتر در اقیانوس آرام مستقر بود جایگزین شد؛ نشانهای دیگر از فشاری که جنگ ایران بر منابع و توان عملیاتی ارتش آمریکا وارد کرده است.
فرماندهی یگانهای مدافع زنان (YPJ) اعلام کرد در نشستی با هیاتی رسمی از وزارت کشور سوریه درباره آینده این نیروها و امکان ادغام آنها بهعنوان نیرویی تخصصی و سازمانیافته در ساختار این وزارتخانه گفتوگو کرده است. مذاکرات میان دو طرف ادامه خواهد یافت.
فرماندهی یگانهای مدافع زنان پنجشنبه پنجم شهریور در بیانیهای اعلام کرد با یک هیات رسمی از وزارت کشور سوریه دیدار کرده و بهطور گسترده درباره مسائل مربوط به امنیت و ثبات در سوریه و آینده همکاری و هماهنگی میان دو طرف گفتوگو کرده است.
بر اساس این بیانیه، آینده یگانهای مدافع زنان محور اصلی نشست بود و در جریان گفتوگوها بار دیگر بر امکان ادغام این نیروها «بهعنوان نیرویی تخصصی و سازمانیافته» در ساختار وزارت کشور تاکید شد.
یگانهای مدافع زنان اعلام کردند این نشست در «فضایی مثبت و سازنده» و با هدف تکمیل و نهایی کردن روند ادغام در چارچوب توافق ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار شد و نشستها و گفتوگوهای دو طرف ادامه خواهد یافت.
خبرگزاری کردی هاوار، رسانه نزدیک به اداره خودگردان شمال و شرق سوریه، گزارش داد انس خطاب، وزیر کشور سوریه، در این نشست حضور داشت.
نوروز احمد، سوزدار حاجی و خالصه عاید، از اعضای فرماندهی یگانهای مدافع زنان، و روکن جمال، سخنگوی دفتر رسانهای این نیروها، نیز در مذاکرات شرکت کردند.
بر اساس این گزارش، نشست ساعت ۱۱ شب چهارشنبه آغاز شد و حدود ساعت ۱۲:۱۵ بامداد پنجشنبه پایان یافت.
تصمیم نهایی درباره ساختار یگانهای مدافع زنان گرفته نشده است
منابع هاوار گفتند مذاکرات درباره آینده یگانهای مدافع زنان ادامه خواهد یافت و وضعیت این نیروها با توجه به ویژگیهای منطقه کردنشین، بهعنوان موردی استثنایی بررسی خواهد شد.
به گفته این منابع، انتظار میرود یگانهای مدافع زنان جایگاه متمایز خود را بهعنوان واحدهای ویژه مبارزه با تروریسم در ساختار وزارت کشور حفظ کنند، اما هنوز تصمیم نهایی در این زمینه گرفته نشده است.
تعیین جایگاه این نیروها یکی از مسائل باقیمانده در روند ادغام ساختارهای نظامی و امنیتی مناطق تحت کنترل کردها در ساختار دولت مرکزی سوریه است.
آسوشیتدپرس و فایننشالتایمز چهارشنبه چهارم شهریور گزارش دادند مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد)، انحلال این ائتلاف کردمحور و ادغام نیروهای آن در ارتش سوریه را اعلام کرد.
عبدی پس از دیدار با احمد الشرع، رییس دولت سوریه، و اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه، در کاخ ریاستجمهوری دمشق گفت روند ادغام تکمیل شده و قسد دیگر بهعنوان نیرویی مستقل فعالیت نخواهد کرد.
با وجود انحلال قسد، سرنوشت یگانهای مدافع زنان یکی از موضوعاتی بود که همچنان بهطور کامل روشن نشده بود.
پیشنهاد ادغام در وزارت کشور
یک روز پیش از بیانیه یگانهای مدافع زنان، مصطفی عبدی، عضو تیم ریاستجمهوری سوریه ناظر بر روند ادغام، چهارشنبه چهارم شهریور گفت این نیروها بهجای وزارت دفاع در وزارت کشور ادغام خواهند شد و در ساختارهای امنیت داخلی و مبارزه با تروریسم فعالیت خواهند کرد.
پیش از آن نیز عبدالکریم عمر، نماینده اداره خودگردان شمال و شرق سوریه در دمشق، اوایل اوت گفته بود یگانهای مدافع زنان خواستار ادغام در وزارت دفاع سوریه شده بودند، اما دمشق با این درخواست مخالفت کرد و دلیل آن را نبود نیروهای زن در ساختار این وزارتخانه اعلام کرد.
به گفته عمر، مقامهای سوری دلیل مخالفت با ادغام یگانهای مدافع زنان در وزارت دفاع را نبود نیروهای زن در ساختار این وزارتخانه عنوان کردند و در مقابل پیشنهاد دادند این نیروها به وزارت کشور بپیوندند.
یگانهای مدافع زنان نیز این پیشنهاد را پذیرفتند، مشروط بر اینکه بهصورت یک واحد یکپارچه و بهعنوان نیروی مبارزه با تروریسم در ساختار وزارت کشور فعالیت کنند.
روکن جمال نیز پیشتر وجود این پیشنهاد را تایید کرده اما گفته بود در آن زمان تصمیم نهایی درباره ساختار آینده یگانهای مدافع زنان گرفته نشده بود.
یگانهای مدافع زنان که در سال ۲۰۱۳ تشکیل شدند، نیرویی نظامی متشکل از زنان و از اجزای اصلی نیروهای کرد سوریهاند. این نیرو در جنگ با داعش، بهویژه در نبرد کوبانی در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، نقش مهمی داشت.
روند ادغام نیروهای کرد در دولت سوریه
مذاکرات درباره یگانهای مدافع زنان بخشی از روند گستردهتر ادغام نیروها و نهادهای اداره خودگردان شمال و شرق سوریه در دولت مرکزی است.
نیروهای دموکراتیک سوریه در جریان جنگ داخلی و با حمایت آمریکا به مهمترین شریک زمینی ائتلاف بینالمللی در نبرد با داعش تبدیل شدند و در مقطعی بخش بزرگی از شمال شرق سوریه، از جمله مناطق نفتخیز، را در اختیار داشتند.
پس از سرنگونی بشار اسد در آذر ۱۴۰۳، دولت جدید سوریه روند یکپارچهسازی گروههای مسلح و بازگرداندن نهادهای محلی به حاکمیت دمشق را آغاز کرد.
دولت سوریه و قسد بهمن ۱۴۰۴ به توافقی جامع برای آتشبس و ادغام مرحلهای ساختارهای نظامی و اداری دست یافتند.
بر اساس این توافق، مقرر شد نیروهای امنیتی وزارت کشور وارد مراکز شهرهای حسکه و قامشلی شوند و روند ادغام نیروهای امنیتی منطقه آغاز شود.
این توافق همچنین تشکیل یک لشکر متشکل از سه تیپ نیروهای قسد و یک تیپ از نیروهای کوبانی را در ساختار نظامی سوریه پیشبینی کرد.
پیش از توافق بهمنماه نیز دمشق و قسد ۲۸ دی بر سر آتشبس و ادغام نیروهای نظامی و امنیتی در ساختار وزارتخانههای دفاع و کشور به توافق رسیده بودند. در آن توافق، ادغام نیروها بهصورت فردی و پس از بررسیهای امنیتی پیشبینی شده بود.
با انحلال قسد و ادغام نیروهای آن در ساختار ارتش، تعیین وضعیت یگانهای مدافع زنان از مهمترین بخشهای باقیمانده این روند است.
بیانیه پنجشنبه این نیروها نشان میدهد مذاکرات اکنون بر چگونگی حضور سازمانیافته آنها در وزارت کشور و تعیین ماموریت و ساختارشان در دستگاه امنیتی سوریه متمرکز شده است.
در حالی که بانک ملی ایران و تمامی شعب آن در اتحادیه اروپا مشمول تحریم و مسدودسازی داراییها هستند، شعبه این بانک در هامبورگ همچنان تعطیل نشده و به فعالیت خود، از جمله ارائه خدمات و افتتاح حساب برای مشتریان، ادامه میدهد.
دولت آلمان در پاسخ به ایراناینترنشنال میگوید تحریمهای گسترده اتحادیه اروپا شامل این شعبه نیز میشود و برلین درباره اقدامات بیشتر علیه جمهوری اسلامی با آمریکا و شرکای اروپایی در تماس است.
سخنگوی دولت آلمان به خبرنگار ایراناینترنشنال گفت: «بانک ملی ایران در حال حاضر مشمول تحریمهای گسترده در سطح اتحادیه اروپا است و بدیهی است که این تحریمها شامل شعبه بانک ملی در آلمان نیز میشود.»
این موضع همزمان با کارزار تازه دولت دونالد ترامپ با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) مطرح میشود؛ کارزاری که هدف آن تشدید انزوای مالی جمهوری اسلامی و قطع مسیرهای اقتصادی آن عنوان شده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در تشریح هدف این عملیات گفت واشینگتن قصد دارد «هر شریان اقتصادی که این رژیم را سرپا نگه میدارد» قطع کند.
او همچنین جمهوری اسلامی را میان انزوای جهانی و تنزل به یک «اقتصاد در حد معیشت» از یک سو و بازگشت به اقتصاد جهانی از سوی دیگر قرار داد.
بسنت بانک ملی را نیز مشخصا هدف قرار داده و خواستار تعطیلی شعب آن شده است.
سخنگوی دولت فدرال آلمان در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره درخواست وزیر خزانهداری آمریکا گفت برلین این اظهارات را مورد توجه قرار داده و درباره اقدامات احتمالی بیشتر علیه جمهوری اسلامی بهطور مستمر با آمریکا، شرکای اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه، در تماس و رایزنی است.
پس از بازگشت تحریمها در سپتامبر ۲۰۲۵، اتحادیه اروپا محدودیتهای تعلیقشده علیه شماری از افراد و نهادهای ایرانی را دوباره برقرار کرد.
در اسناد رسمی اتحادیه اروپا درباره بانک ملی آمده است که این بانک، بزرگترین بانک ایران، تحت مالکیت و کنترل دولت ایران قرار دارد و به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خدمات ارائه میکند.
این موضوع از دلایل ذکر شده در اسناد تحریمی اتحادیه اروپا درباره بانک ملی و نهادهای وابسته به آن است.
قرار گرفتن بانک ملی در فهرست تحریمها برای شعبه هامبورگ پیامدهای حقوقی گستردهای دارد. بر اساس ماده ۲۳ مقررات تحریمی اتحادیه اروپا، وجوه و منابع اقتصادی متعلق به، در اختیار یا تحت کنترل نهادهای فهرستشده، باید مسدود شوند.
همچنین اشخاص و شرکتهای اتحادیه اروپا اصولا نمیتوانند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم وجوه یا منابع اقتصادی جدیدی در اختیار این نهادها قرار دهند یا به نفع آنها فراهم کنند.
این محدودیت بانکها و موسسات مالی دیگر را نیز در بر میگیرد؛ به این معنا که آنها اصولا نمیتوانند معاملهای انجام دهند که نتیجه آن قرار گرفتن منابع مالی در اختیار بانک ملی باشد.
با این حال، مقررات اتحادیه اروپا استثناها و مجوزهای مشخصی برای برخی پرداختها و معاملات پیشبینی کرده است که اجرای آنها نیازمند رعایت شرایط تعیینشده و، در موارد لازم، مجوز مقام صلاحیتدار است.
دولت آلمان درباره احتمال تعطیلی شعبه هامبورگ مستقیما اعلام موضع نکرده و در توضیح سازوکار اجرای تحریمها گفته است بوندسبانک مسئول اجرای تحریمهای مالی اتحادیه اروپا و سازمان ملل و بافین (BaFin) مسئول نظارت بانکی است.
هر دو نهاد در حوزه مسئولیت وزارت دارایی فدرال آلمان قرار دارند.
بافین در پاسخ به ایراناینترنشنال حاضر نشد مشخصا درباره وضعیت بانک ملی ایران یا اقدام احتمالی علیه آن اظهار نظر کند و گفت بر اساس الزامات قانونی موظف به حفظ محرمانگی درباره موسسات مالی مشخص است.
این نهاد در عین حال اعلام کرد بانک ملی ایران در پایگاه داده رسمی بافین ثبت شده است و اطلاعات مربوط به مجوزهای آن از طریق این پایگاه قابل مشاهده است.
بافین افزود چنانچه تصمیم یا اقدام قطعی و نهایی قابل انتشار علیه یک موسسه مالی اتخاذ کند، آن را در وبسایت رسمی خود منتشر خواهد کرد.
بافین همچنین تاکید کرد مسئولیت اجرای تحریمهای مالی در آلمان بر عهده بوندسبانک است و سوالهای مربوط به اجرای تحریمها علیه بانک ملی باید از بانک مرکزی آلمان پرسیده شود.
محدودیت فعالیت بانک ملی در آلمان سابقهای طولانیتر نیز دارد.
بافین در اکتبر ۲۰۲۱ شعبه هامبورگ بانک ملی را از انجام برخی فعالیتهای اعتباری، از جمله اعطای اعتبار و وام، منع کرده بود.
ایراناینترنشنال پرسشهایی را درباره نحوه اجرای تحریمهای اتحادیه اروپا علیه شعبه بانک ملی در هامبورگ و وضعیت فعالیت این بانک برای بوندسبانک نیز ارسال کرده است؛ بانک مرکزی آلمان تا زمان انتشار این گزارش به پرسشهای خبرنگار ایراناینترنشنال پاسخ نداده است.
با وجود این محدودیتها و بازگشت تحریمهای اتحادیه اروپا، شعبه بانک ملی در هامبورگ همچنان تعطیل نشده است.
اکنون درخواست صریح واشینگتن برای تعطیلی شعب بانک ملی، همراه با رایزنی دولت آلمان درباره اقدامات احتمالی بیشتر علیه جمهوری اسلامی، پرسش درباره آینده فعالیت این شعبه را جدیتر کرده است.
محسن نامجو، آهنگساز و خواننده ایرانی ساکن نیویورک، با انتشار ویدیویی در اینستاگرام اعلام کرد پس از حدود ۲۰ سال دوری به ایران بازمیگردد و کنسرتهای پیشروی او در تورنتو، واشینگتن دیسی و نیویورک برگزار نخواهد شد.
او در ویدیویی که عصر پنجشنبه پنجم شهریور در صفحه رسانه اینستاگرامی بیلبورد منتشر شد، گفت: «شما این ویدیو را زمانی مشاهده خواهید کرد که بنده یا در پرواز تهران هستم یا بعد از حدود ۲۰ سال در خود خاک وطن.»
نامجو دلیل این تصمیم را خستگی از زندگی در خارج از ایران دانست و گفت به مرحلهای از زندگی رسیده است که احساس میکند «غربت بسه، کافیه».
او افزود امکان فعالیت موسیقی یا فرهنگی در ایران تاثیری در تصمیمش نداشته و برایش مهم است که در وطن و کنار دوستان، اعضای خانواده و خواهرانش باشد و سالهای باقیمانده عمرش را در کنار آنان بگذراند.
قرار بود نامجو ۱۳ شهریور در تورنتو، ۲۷ شهریور در واشینگتن دیسی و ۲۸ شهریور در نیویورک کنسرت برگزار کند. فروش بلیتهای هر سه برنامه آغاز شده بود.
او خطاب به کسانی که برای این اجراها بلیت خریدهاند، گفت: «قطعا این اتفاق برای آنها سورپرایز است. من از تکتک شما عذرخواهی میکنم.»
نامجو اطمینان داد هزینه بلیتها به خریداران بازگردانده خواهد شد، اما زمان و سازوکار بازپرداخت را مشخص نکرد.
او همچنین احتمال بازگشت خود به صحنه را منتفی ندانست و گفت: «بعد از اینکه تکلیفم با زندگی در ایران و بیرون از ایران روشن شود، شاید دوباره برگردم روی استیج و در خدمت شما باشم.»
نامجو در بخشی از این ویدیو خطاب به همسرش، شارلوت، گفت او «در جریان خیلی از امور» است که دیگران از آن خبر ندارند و ابراز امیدواری کرد تصمیمش را درک کند. او گفت: «برایم دعا کن که شرایط برای من خوب پیش برود و انشاءالله بتوانیم در کنار همدیگر باشیم. تو هم بتوانی مثل یک شهروند معمولی رفتوآمد کنی، چون این حق هر دوی ماست.»
او در پایان رسانههایی را که «رسانههای اپوزیسیون» خواند، خطاب قرار داد و گفت: «اگر من در ایران به هزار جور بدبختی بیفتم، ته جوب بیفتم یا به عرش اعلی برسم، شما کوچکترین حقی بابت اینکه گزارشی در رابطه با محسن نامجو پخش بکنید ندارید.»
نامجو افزود: «حساب من و شما سالهاست که از هم جداست و ما هیچ نسبتی با هم نداریم، چه از لحاظ اجتماعی و چه سیاسی، چه حتی هنری.» او همچنین گفت در این رسانهها «هیچ فهم هنری» سراغ ندارد و از آنها خواست درباره او و اتفاقهایی که ممکن است در ایران برایش رخ دهد، گزارش منتشر نکنند.
تا زمان تنظیم این گزارش، صفحات فروش بلیت هر سه کنسرت همچنان فعال بودند و برگزارکنندگان اطلاعیه جداگانهای درباره لغو برنامهها یا چگونگی بازپرداخت هزینه بلیتها منتشر نکرده بودند.
اتهامهای آزار جنسی و پاسخ نامجو
در شهریور ۱۳۹۹، زنی با نام مستعار «ماهی» محسن نامجو را متهم کرد که سال ۲۰۱۳ در خانه یکی از دوستان مشترکشان در کالیفرنیا، هنگامی که او خواب بوده، به او تعرض کرده است. این زن گفت ماجرا را همان زمان به پلیس گزارش کرده بود.
ایراناینترنشنال بعدتر تصویری از گزارش پلیس منتشر کرد که در آن به مواردی از جمله لمس بدون رضایت، اقدام برای تجاوز و حبس غیرقانونی اشاره شده بود.
نامجو این اتهامها را «شایعه» و «تسویهحساب شخصی» خواند و گفت آنها را «قویا» رد میکند.
او همچنین گفت هیچ مرجع قضایی این اتهامها را وارد ندانسته است. وکیل نامجو نیز اعلام کرد هیچ پرونده کیفری بازی علیه او وجود ندارد و او به جرمی متهم نشده است.
در فروردین ۱۴۰۰، زنان دیگری از جمله پانیدا، خواننده، لونا شاد، بازیگر و مجری و بشرا دستورنژاد، بازیگر، روایتهایی از رفتار جنسی یا تحقیرآمیز نامجو مطرح کردند.
ایراناینترنشنال در آن زمان از اتهامهای دستکم پنج زن علیه او خبر داد. نامجو پس از مطرح شدن این روایتها ویدیویی منتشر کرد و گفت پاسخ پیشین او به اندازه کافی «شفاف و صادق» نبوده است.
او بابت رفتار یا گفتاری که برای این زنان «اشتباه یا آزارنده» بوده، عذرخواهی کرد و رفتار خود را ناشی از آموزش ندیدن درباره روابط صحیح در فرهنگی مردسالار دانست.
کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار این عذرخواهی، یک فایل صوتی ۱۷ دقیقهای از سخنان خصوصی نامجو با یکی از دوستانش منتشر شد. او در بخشی از آن مفهوم «نه یعنی نه» را زیر سوال برد و در اشاره به کسانی که خواستار توقف فعالیتش بودند، گفت: «یک ساعت نفس کشیدن من برابر با شش ماه از زندگی هر کدام از شماهاست.»
نامجو پس از انتشار این فایل گفت سخنانش درد دل خصوصی با یکی از دوستانش و حاصل «عصبانیت و غصه چندماهه» بوده است. او در عین حال گفت از عذرخواهی خود پشیمان نیست و تاکید کرد: «از زنان عذرخواهی کردهام و از این کار پشیمان نیستم.»
سایت نشنالنیوز گزارش داده که کریستیانو رونالدو با اختلافی چشمگیر در صدر فهرست پردرآمدترین بازیکنان لیگ عربستان سعودی قرار دارد. بر اساس دادههای Capology، SalaryLeaks، ستاره پرتغالی النصر در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷ هفتهای ۴ میلیون یورو دستمزد دریافت میکند.
رقمی که او را به پردرآمدترین بازیکن فوتبال جهان نیز تبدیل کرده است.
رونالدو که فصل گذشته سرانجام نخستین جام خود با النصر را به دست آورد، در آخرین دیدار فصل برابر داماک دو گل زد و نقش مهمی در قهرمانی تیمش داشت. او حالا در آستانه آغاز فصل جدید لیگ عربستان سعودی، به دنبال دفاع از عنوان قهرمانی است.
در رده دوم این فهرست، کریم بنزما، مهاجم الهلال، با دستمزد هفتگی ۲.۳ میلیون یورو قرار دارد. سادیو مانه از النصر نیز با ۷۶۹ هزار یورو در هفته سوم است و کالیدو کولیبالی، همتیمی بنزما در الهلال، با ۶۶۷ هزار یورو در رده چهارم قرار دارد.
حضور نامهای سرشناس فوتبال اروپا در ادامه این فهرست نیز نشان میدهد باشگاههای عربستان سعودی همچنان مبالغ قابل توجهی برای جذب ستارههای بینالمللی هزینه میکنند. ایوان تونی و سرگئی میلینکوویچ ساویچ با ۴۹۰ هزار یورو در هفته در رتبه پنجم مشترک هستند و داروین نونیز، تئو هرناندز، کینگزلی کومان و ماتئو رتگی نیز در جمع ۱۰ بازیکن پردرآمد قرار گرفتهاند.
فهرست پردرآمدترین بازیکنان لیگ عربستان سعودی در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷:
۱. کریستیانو رونالدو (النصر) – ۴ میلیون یورو
۲. کریم بنزما (الهلال) – ۲.۳ میلیون یورو
۳. سادیو مانه (النصر) – ۷۶۹ هزار یورو
۴. کالیدو کولیبالی (الهلال) – ۶۶۷ هزار یورو
۵. ایوان تونی (الاهلی) – ۴۹۰ هزار یورو
۵. سرگئی میلینکوویچ ساویچ (الهلال) – ۴۹۰ هزار یورو
۷. داروین نونیز (الهلال) – ۴۳۰ هزار یورو
۸. تئو هرناندز (الهلال) – ۳۹۴ هزار یورو
۸. کینگزلی کومان (النصر) – ۳۹۴ هزار یورو
۱۰. ماتئو رتگی (القادسیه) – ۳۸۵ هزار یورو
۱۱. مالکوم (الهلال) – ۳۵۰ هزار یورو
۱۲. ژوائو فلیکس (النصر) – ۳۳۶ هزار یورو
۱۳. کرایسنسیو سامرویل (الهلال) – ۳۲۵ هزار یورو
۱۴. ژوائو کانسلو (الهلال) – ۲۹۴ هزار یورو
۱۵. یوسف النصیری (الاتحاد) – ۲۸۸ هزار یورو
۱۶. یانیک کاراسکو (الشباب) – ۲۵۰ هزار یورو
۱۷. فرانسیسکو ترینکائو (الاهلی) – ۲۳۵ هزار یورو
۱۷. محمد سیماکان (النصر) – ۲۳۵ هزار یورو
۱۹. ادوار مندی (الاهلی) – ۲۳۰ هزار یورو
۱۹. مریح دمیرال (الاهلی) – ۲۳۰ هزار یورو
۲۰. گالنو (الاهلی) – ۲۲۵ هزار یورو
این ارقام بر اساس گزارش منابع ذکرشده محاسبه شدهاند و صرفا دستمزد هفتگی بازیکنان را نشان میدهند و لزوما شامل پاداشها و درآمدهای تجاری آنها نمیشوند.