سخنگوی کاخ سفید: هیچ مذاکرهای با تهران در جریان نیست


کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید پنجشنبه، پنجم شهریورماه، در گفتوگو با فاکسنیوز اعلام کرد: «در حال حاضر هیچ مذاکرهای میان واشینگتن و تهران در جریان نیست و این وضع تا زمانی ادامه خواهد یافت که رییسجمهوری احساس کند شاید آنها آمادهاند بهشکلی جدی پای میز مذاکره بیایند. تاکنون چنین چیزی ندیدهایم.»
سخنگوی کاخ سفید گفت: «او البته همچنان همه گزینهها را روی میز نگه داشته است و محاصره دریایی نیز همچنان ادامه دارد.»
لیویت در برنامه «فاکس اند فرندز» افزود: «هدف اصلی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همواره این بوده و خواهد بود که اطمینان یابد ایران هرگز نمیتواند به سلاح هستهای دست پیدا کند. تمام. به همین دلیل عملیات خشم حماسی را برای نابودی توان نظامی آنها اجرا کردیم و اکنون عملیات طرد اقتصادی را برای نابودی اقتصادشان در پیش گرفتهایم.»








سایت نشنالنیوز گزارش داده که کریستیانو رونالدو با اختلافی چشمگیر در صدر فهرست پردرآمدترین بازیکنان لیگ عربستان سعودی قرار دارد. بر اساس دادههای Capology، SalaryLeaks، ستاره پرتغالی النصر در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷ هفتهای ۴ میلیون یورو دستمزد دریافت میکند.
رقمی که او را به پردرآمدترین بازیکن فوتبال جهان نیز تبدیل کرده است.
رونالدو که فصل گذشته سرانجام نخستین جام خود با النصر را به دست آورد، در آخرین دیدار فصل برابر داماک دو گل زد و نقش مهمی در قهرمانی تیمش داشت. او حالا در آستانه آغاز فصل جدید لیگ عربستان سعودی، به دنبال دفاع از عنوان قهرمانی است.
در رده دوم این فهرست، کریم بنزما، مهاجم الهلال، با دستمزد هفتگی ۲.۳ میلیون یورو قرار دارد. سادیو مانه از النصر نیز با ۷۶۹ هزار یورو در هفته سوم است و کالیدو کولیبالی، همتیمی بنزما در الهلال، با ۶۶۷ هزار یورو در رده چهارم قرار دارد.
حضور نامهای سرشناس فوتبال اروپا در ادامه این فهرست نیز نشان میدهد باشگاههای عربستان سعودی همچنان مبالغ قابل توجهی برای جذب ستارههای بینالمللی هزینه میکنند. ایوان تونی و سرگئی میلینکوویچ ساویچ با ۴۹۰ هزار یورو در هفته در رتبه پنجم مشترک هستند و داروین نونیز، تئو هرناندز، کینگزلی کومان و ماتئو رتگی نیز در جمع ۱۰ بازیکن پردرآمد قرار گرفتهاند.
فهرست پردرآمدترین بازیکنان لیگ عربستان سعودی در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷:
۱. کریستیانو رونالدو (النصر) – ۴ میلیون یورو
۲. کریم بنزما (الهلال) – ۲.۳ میلیون یورو
۳. سادیو مانه (النصر) – ۷۶۹ هزار یورو
۴. کالیدو کولیبالی (الهلال) – ۶۶۷ هزار یورو
۵. ایوان تونی (الاهلی) – ۴۹۰ هزار یورو
۵. سرگئی میلینکوویچ ساویچ (الهلال) – ۴۹۰ هزار یورو
۷. داروین نونیز (الهلال) – ۴۳۰ هزار یورو
۸. تئو هرناندز (الهلال) – ۳۹۴ هزار یورو
۸. کینگزلی کومان (النصر) – ۳۹۴ هزار یورو
۱۰. ماتئو رتگی (القادسیه) – ۳۸۵ هزار یورو
۱۱. مالکوم (الهلال) – ۳۵۰ هزار یورو
۱۲. ژوائو فلیکس (النصر) – ۳۳۶ هزار یورو
۱۳. کرایسنسیو سامرویل (الهلال) – ۳۲۵ هزار یورو
۱۴. ژوائو کانسلو (الهلال) – ۲۹۴ هزار یورو
۱۵. یوسف النصیری (الاتحاد) – ۲۸۸ هزار یورو
۱۶. یانیک کاراسکو (الشباب) – ۲۵۰ هزار یورو
۱۷. فرانسیسکو ترینکائو (الاهلی) – ۲۳۵ هزار یورو
۱۷. محمد سیماکان (النصر) – ۲۳۵ هزار یورو
۱۹. ادوار مندی (الاهلی) – ۲۳۰ هزار یورو
۱۹. مریح دمیرال (الاهلی) – ۲۳۰ هزار یورو
۲۰. گالنو (الاهلی) – ۲۲۵ هزار یورو
این ارقام بر اساس گزارش منابع ذکرشده محاسبه شدهاند و صرفا دستمزد هفتگی بازیکنان را نشان میدهند و لزوما شامل پاداشها و درآمدهای تجاری آنها نمیشوند.
در ادامه اعمال فشارها بر شهروندان بهائی در ایران، صریر موقن در اصفهان بازداشت و اموال خانوادهاش ضبط شد. همزمان ندا بدخش، زندانی بهائی در اصفهان و رویا ثابت، زندانی بهائی در شیراز، با وجود بیماری و نیاز به مراقبت پزشکی، از رسیدگی پزشکی و مرخصی درمانی محروم ماندهاند.
یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال گفت ساعت هشت صبح سوم شهریور، ۱۲ مامور لباسشخصی وزارت اطلاعات به منزل خانواده وحید موقن، از شهروندان بهائی ساکن اصفهان، یورش بردند.
این منبع آگاه افزود ماموران پس از تفتیش خانه، صریر موقن، دختر جوان این خانواده را بازداشت و به بازداشتگاه زندان دولتآباد اصفهان منتقل کردند.
به گفته این منبع، ماموران تا حدود ساعت ۱۲:۳۰ منزل را تفتیش کردند و شمار زیادی از اموال خانواده، از جمله تمامی وسایل الکترونیکی، پول و طلا، حلقههای ازدواج، پیانو، صندلیهای منزل، جعبهابزار، پمپ باد و برخی دیگر از وسایل کاری را ضبط کردند.
از سوی دیگر، وبسایت حقوق بشری هرانا گزارش داد بدخش در دوران حبس در زندان دولتآباد اصفهان، با وجود ابتلا به چند بیماری، از رسیدگی تخصصی پزشکی و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم مانده است.
بر اساس این گزارش، بدخش به دیابت، آرتروز، مشکلات سیاتیک، دردهای مزمن و التهاب مفاصل مبتلاست و بنا بر نظر پزشک متخصص باید هر سه ماه یک بار تحت معاینه، چکاپ و درمان تخصصی قرار گیرد.
با این حال، تاکنون با درخواست مرخصی درمانی او موافقت نشده و امکان اعزامش به مراکز درمانی خارج از زندان و دریافت خدمات پزشکی تخصصی نیز فراهم نشده است.
در سالهای اخیر گزارشهای متعددی درباره محرومیت زندانیان سیاسی در ایران از رسیدگی پزشکی و دسترسی به درمان مناسب منتشر شده است.
شماری از زندانیان نیز در دوران حبس، در پی بیماری، فشارهای جسمی و روانی یا محرومیت از خدمات پزشکی، جان خود را از دست دادهاند.
بدخش ششم دیماه ۱۴۰۴ همراه با هفت زن بهائی دیگر برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان دولتآباد اصفهان منتقل شد.
او با اتهام «انجام فعالیت آموزشی و تبلیغی علیه شرع مقدس اسلام» به پنج سال حبس محکوم شده است. این اتهام بهدلیل آموزش داوطلبانه ریاضی و زبان فارسی به کودکان افغانستانی محروم از تحصیل علیه او مطرح شد.
ایراناینترنشنال چهارم مرداد به نقل از یک منبع آگاه از وضعیت بدخش نوشت او با وجود درد شدید و نیاز به درمان، به امکانات درمانی دسترسی ندارد.
مقامهای قضایی تاکنون با درخواستهای مکرر او و خانوادهاش برای استفاده از پابند الکترونیکی، مرخصی درمانی یا آزادی مشروط موافقت نکردهاند.
محرومیت رویا ثابت از درمان و مرخصی استعلاجی
جامعه بینالمللی بهائی اول شهریور اعلام کرد رویا ثابت، شهروند بهائی محبوس در زندان عادلآباد شیراز، در پی آسیبدیدگی جدی از ناحیه کمر و گردن، از دریافت خدمات پزشکی ضروری و مرخصی استعلاجی محروم مانده است.
این نهاد افزود ۱۶ مرداد سطح اکسیژن خون ثابت به ۷۰ درصد کاهش یافت، اما وضعیت او مورد بررسی پزشکی قرار نگرفت و اقدامات درمانی لازم نیز انجام نشد.
جامعه بینالمللی بهائی همچنین اعلام کرد نگرانیهایی درباره تشکیل پروندهای جدید علیه ثابت در داخل زندان با عنوان «تبلیغ بهائیت» وجود دارد.
ثابت سوم آبان ۱۴۰۴ برای اجرای حکم بازداشت و به زندان عادلآباد شیراز منتقل شد.
او خرداد ۱۴۰۴ از سوی دادگاه انقلاب شیراز به ۲۵ سال حبس محکوم شده بود که ۱۰ سال آن قابل اجراست.
اتهامهای ثابت «همکاری و مراوده با اتباع و نهادهای دولت اسرائیل»، «تشکیل و اداره گروه به قصد اقدام علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی فرقهای مغایر با شرع مقدس اسلام» عنوان شده است.
تشدید فشار بر شهروندان بهائی
فشار نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر شهروندان بهائی در روزهای گذشته افزایش یافته است.
ماموران وزارت اطلاعات دوم شهریور منزل کیهان عاطفی و فرشته عاطفی، زوج بهائی ساکن اصفهان، را تفتیش و وسایل ارتباطی، طلا، اشیای قیمتی، خودرو و حتی اسباببازی نوه آنان را توقیف کردند.
سپهر عاطفی، فرزند این زوج، نوشت ماموران پس از تفتیش منزل، اموال خانواده را «حرام» خواندند و گفتند: «بار اول ادب نشدید …»
عبارتی که او آن را اشاره به تغییر ندادن دین خانواده دانست.
همزمان، سه منزل متعلق به امین طبیانیفرد، بهاریه عسکرینسب و نیما طبیانیفرد، اعضای یک خانواده بهائی دیگر در اصفهان، تفتیش و شماری از وسایل، سازها و تجهیزات کارگاه سازسازی آنها ضبط و فروشگاه موسیقیشان پلمب شد.
اعضای این خانواده نیز برای حضور در اداره اطلاعات و دادگاه مستقر در زندان دستگرد اصفهان احضار شدند.
در روزهای اخیر، ۱۲ شهروند بهائی در ساری به حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدند و شش شهروند بهائی دیگر در ساری و کرج بازداشت شدند.
کامیار ملاکی، دانشجوی بهائی دانشگاه آزاد بیرجند، نیز بهدلیل اعتقاد به آیین بهائی از دانشگاه اخراج و از ادامه تحصیل محروم شد.
برآوردهای غیررسمی، جمعیت بهائیان ایران را بیش از ۳۰۰ هزار نفر نشان میدهد، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی آیین بهائی را، برخلاف اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی، به رسمیت نمیشناسد.
بهائیان بهعنوان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک با سرکوب، محرومیت از تحصیل، تعطیلی کسبوکارها، تخریب اموال و نفرتپراکنی حکومتی روبهرو بودهاند.
شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از افزایش شدید کرایه اسنپ و تپسی و کاهش پذیرش سفر از سوی رانندگان، همزمان با بحران سوخت خبر دادند. در مقابل، رانندگان تاکسیهای اینترنتی گفتند هزینه سوخت و تعمیر و نگهداری خودرو بخش بزرگی از درآمد آنها را از بین میبرد.
شهروندان در این پیامها به کمبود بنزین، تعطیلی برخی جایگاهها و شکلگیری صفهای طولانی سوخت در شماری از شهرها اشاره کردند و در عین حال گفتند شمار رانندگانی که سفر را قبول کنند، کاهش یافته است.
شهروندی از تهران گفت: «پمپبنزینها شلوغ است، جیپیاس کار نمیکند و نمیشود اسنپ کار کرد، کرایهها گران شده اما رانندهای نیست که آن سفر را قبول کند؛ ماندهایم بیپول و بیبنزین.»
یک مخاطب از شیراز اشاره کرد هنوز بنزین بهطور رسمی گران نشده، اما کرایه اسنپ دو برابر شده است.
شهروند دیگری نیز کرایه مسیری را که پیشتر ۷۰ هزار تومان بود، ۱۷۰ هزار تومان اعلام کرد.
بر اساس پیامهای دریافتی، در برخی مسیرها افزایش قیمت شدیدتر بوده است.
یک شهروند گفت کرایه مسیری که معمولا ۲۰۰ هزار تومان و در اوج ترافیک ۲۵۰ هزار تومان بود، به ۴۸۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطبی دیگر گفت برای مسیری حدود ۱۰ دقیقهای، کرایه ۳۰۰ هزار تومان پیشنهاد شده است.
در هفتههای اخیر، همزمان با ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، ناتوانی دولت در تامین بنزین مورد نیاز مردم بیش از پیش آشکار شده است.
دولت جمهوری اسلامی همزمان با کاهش واردات و افزایش کسری سوخت، سه سناریو را برای تغییر توزیع بنزین بررسی میکند؛ طرحهایی که از محدود کردن عرضه تا فروش بنزین آزاد و اختصاص سهمیه به همه شهروندان را در بر میگیرد.
رانندگان: هزینه خودرو، درآمد را میبلعد
در کنار گلایه مسافران، شماری از رانندگان اسنپ در پیامهای خود تاکید کردند افزایش کرایه به معنی افزایش سود آنها نیست.
یک راننده که کمیسیون اسنپ را ۲۲ درصد اعلام کرد، گفت با در نظر گرفتن زمان صرفشده برای پیدا کردن بنزین در صفهای طولانی جایگاهها و هزینههای خودرو، درآمد رانندگی صرفه اقتصادی چندانی ندارد.
او افزود: «تا آخر شب اگر سه میلیون تومان هم کار کنی، ممکن است فردا پنج میلیون تومان برای ماشین هزینه کنی.»
رانندهای گفت تعمیر تسمه دینام و هرزگرد پژو ۴۰۵ او همراه با اجرت، چهار میلیون تومان هزینه داشته است و شهروند دیگری از گیلان، از هزینه ۱۶ میلیون تومانی تعمیر جلوبندی پراید خبر داد.
افزایش هزینه تعمیر و نگهداری خودرو در ماههای اخیر فشار بیشتری بر رانندگان وارد کرده است.
عضو اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان لوازم یدکی خودرو، مرداد امسال گفته بود قیمت قطعات از ابتدای سال بهطور میانگین حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و رشد قیمت برخی قطعات، در پی کمبود مواد اولیه و محدودیت عرضه، به ۸۰ درصد رسیده است.
این افزایش قیمت در کنار هزینه اجرت تعمیرات، بخش قابل توجهی از درآمد رانندگانی را که خودرو ابزار اصلی کارشان است، مصرف میکند.
یک راننده اسنپ در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت هزینه تعمیر موتور ساینا به حدود ۱۰۰ میلیون تومان و کمپرسور کولر به حدود ۳۰ میلیون تومان رسیده است.
شهروندی دیگر خود را راننده اکو پلاس اسنپ معرفی کرد و گفت بهدلیل ضرورت استفاده از کولر برای مسافر، بنزین زیادی مصرف میشود و هر دو روز یکبار باید باک ماشین را پر کند، اما سهمیهاش تمام شده و آزاد هم ۲۵ لیتر بیشتر عرضه نمیکند که آن هم باک را کامل پر نمیکند.
مرکز آمار ایران تورم سالانه (۱۲ ماهه منتهی به تیر ۱۴۰۵) را ۶۶ درصد اعلام کرده است. با این حال آنچه شهروندان در زندگی روزمره خود به شکل عینی تجربه میکنند بسیار بالاتر از آمار رسمی جمهوری اسلامی است.
شهروندی نیز قیمت لنت پراید را که به گفته او پیشتر ۴۰۰ هزار تومان بوده، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اعلام کرد و گفت قیمت چهار حلقه لاستیک از هفت میلیون تومان به ۲۵ میلیون تومان رسیده است.
همین دو رقم محصول به ترتیب رشد قیمتی ۲۷۵ درصدی و ۲۵۷ درصدی را تجربه کردهاند.
یک راننده از اصفهان نیز گفت لنت پژو ۲۰۶ را که سال گذشته ۴۰۰ هزار تومان میخرید، اکنون دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خریده است؛ یعنی معادل ۵۲۵ درصد افزایش.
صف بنزین و تعطیلی جایگاهها
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال همچنین از ادامه مشکل دسترسی به سوخت حکایت دارند.
یک شهروند از کرج گفت از ساعت یک بامداد پنجشنبه پنجم شهریور مقابل جایگاهها صفهای طولانی تشکیل شده و در برخی موارد بیش از ۱۵ لیتر بنزین عرضه نمیشود.
شهروندی گفت: «صبح زود میروم سرکار، شب خسته و بیرمق برمیگردم. سه شب است که میخواهم بنزین بزنم؛ اما یا پمپبنزین تعطیل کرده، بنزین ندارد، یا هم آنقدر شلوغ است که ساعتها باید در صف بایستی تا یک باک بنزین بزنی.»
گزارشهای ایراناینترنشنال در روزهای اخیر نیز از تعطیلی یا اختلال در فعالیت شماری از جایگاههای تهران و کرج حکایت داشته است.
فریدون یاسمی، مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، سوم شهریور گفت افزایش ناگهانی تقاضا و ترافیک مسیرهای حمل سوخت باعث اتمام موقت بنزین در تعدادی از جایگاهها شده است.
روایت یک شاهد عینی از سوختگیری خودروهای یگان ویژه
یک شاهد عینی با اشاره به بحران بنزین و تعطیلی شماری از جایگاههای پایتخت برای عموم مردم، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت خودروها و موتورسیکلتهای یگان ویژه خیابان تجاره تهران به راحتی در پمپبنزین تختی سوختگیری میکنند.
به گفته او، بنزین در برخی جایگاهها مانند خیابان تجاره، پمپبنزین مسعودیه و پمپبنزین میدان آقانور در سه راه افسریه موجود نیست و جایگاهداران به مردم میگویند که سوخت ندارند.
با این حال خودروها و موتورهای نهادهای نظامی-امنیتی موجود در محدوده بزرگراه هجرت، بدون هیچ کمبود و مشکلی در پمپبنزین تختی سوختگیری میکنند.
۶۱ درصد از شهروندان در پاسخ به نظرسنجی آنلاین ایراناینترنشنال گفتند «در شرایط فعلی»، آموزش مجازی را به حضور دانشآموزان در کلاس ترجیح میدهند.
نزدیک به ۵۵ هزار و ۵۰۰ نفر در این نظرسنجی اینستاگرامی شرکت کردند و به این پرسش پاسخ دادند که کلاسهای حضوری را ترجیح میدهند یا کلاسهای مجازی.
از این تعداد شرکتکننده در نظرسنجی، ۶۰ درصد را مردان و ۴۰ درصد را زنان تشکیل میدهند.
در شاخص سن، بیشترین آمار شرکتکنندگان در نظرسنجی مربوط به رده سنی ۱۸ تا ۳۴ سال است.
بخش بزرگی از شرکتکنندگان در این نظرسنجی معتقدند در شرایط نابهسامان این روزهای ایران، آموزش مجازی نه بهترین راهکار، بلکه صرفا تنها راهحل موجود است.
در مقابل، ۳۹ درصد از پاسخدهندگان کماکان آموزش حضوری را به نفع دانشآموزان و دانشجویان میدانند.
حدود چهار هزار شهروند نیز در بخش نظرات، از دلایل خود برای انتخاب گزینه آری یا خیر گفتند.
کیفیت یادگیری و افت تحصیلی، امنیت، جنگ و حفظ جان انسانها، بیاعتمادی به نظام آموزشی و تاثیر فشارهای اقتصادی و تورم، از جمله معیارهایی هستند که شهروندان خواهان آموزش مجازی، در پاسخهای خود به آن اشاره کردند.
در مقابل، حامیان آموزش حضوری بر کیفیت یادگیری، تمرکز بیشتر، تعامل با معلمان و دانشآموزان و جلوگیری از افت تحصیلی تاکید کردند.
نگرانی از جنگ و امنیت دانشآموزان
نگرانی درباره امنیت دانشآموزان در شرایط ناپایدار کشور، یکی از مهمترین دلایل حمایت از آموزش مجازی است.
شماری از والدین نوشتند هرچند آموزش حضوری را موثرتر میدانند، تا زمانی که خطر جنگ یا حمله وجود دارد، ترجیح میدهند فرزندانشان در خانه بمانند.
یکی از مخاطبان نوشت: «هیچ چیز جای آموزش حضوری را نمیگیرد، اما در شرایط فعلی که مشخص نیست جنگ تمام شده یا خیر، آموزش مجازی را ترجیح میدهم. دستکم میدانم فرزندم کنارم و سالم است.»
شهروند دیگری یادآوری کرد در ایام جنگ و در زمانی که دانشآموزان امتحانات نهایی داشتند، حوزههای امتحانی با هدف ایجاد «سپر انسانی»، در کنار مقرهای نظامی و پایگاههای بسیج در نظر گرفته شده بودند.
در برخی پیامها هم به نگرانی در خصوص احتمال تکرار فاجعه مدرسه میناب اشاره شده است.
هزینههای سنگین حضور در مدرسه
فشار اقتصادی و تورم یکی دیگر از دلایل اصلی ترجیح کلاسهای مجازی است.
هزینه سرویس مدرسه، رفتوآمد، تغذیه، لباس، کفش، لوازمالتحریر و خوابگاه در شمار زیادی از پیامها مطرح شده است.
یکی از شهروندان نوشت هزینه تغذیه روزانه دو فرزندش در مدرسه حدود ۴۰۰ هزار تومان است.
مخاطب دیگری هم گفت هزینه سرویس مدرسه با توجه به گرانیها و احتمال افزایش قیمت بنزین برای سال جدید، پنج میلیون تومان در نظر گرفته شده است.
یکی از والدین نیز از صرف هزینه ۱۰۰ میلیون تومانی برای مدرسه فرزند کلاس اول دبستانی خود گلایه کرد.
نگرانی از افت کیفیت آموزش مجازی
۳۹ درصد پاسخدهندگان که حامی آموزش حضوری بودند، بیش از همه بر افت کیفیت یادگیری در کلاسهای آنلاین تاکید کردند.
برخی از شهروندان به هزینه اینترنت، ضعف شبکه و قطع برق اشاره کردند و گفتند زیرساخت لازم برای آموزش مجازی باکیفیت هم در ایران وجود ندارد.
به گفته یک کاربر، دانشآموزان در خانه تمرکز کافی ندارند، مشارکتشان در کلاس کمتر میشود و بخش مهمی از مسئولیت آموزش به خانوادهها منتقل میشود.
برخی مخاطبان هم گفتند گسترش آموزش آنلاین پس از همهگیری کرونا به افت سطح سواد دانشآموزان منجر شده است.
دانشآموزی که برای کنکور آماده میشود، گفت آموزش مجازی نمیتواند نیازهای دانشآموزان دوره متوسطه را تامین کند.
اگرچه برخی دانشآموزان معتقدند با آموزش آنلاین، خود قادرند مدیریت زمانبندی و اولویت درسها را به عهده بگیرند، معلمی در پاسخ به این پرسش ایراناینترنشنال گفت با توجه به عدم وجود زیرساختهای لازم برای تدریس آنلاین، به نفع دانشآموز و معلم است که مدارس حضوری باشند.
یک دانشجو که در مقطع کارشناسی ارشد درس میخواند هم عنوان کرد بهعنوان کسی که «تحصیلات تکمیلی» را پشت سر میگذارد، یادگیری و بازدهی، تعامل و پژوهش برایش مهم است و تمام اینها در بستر کلاسهای حضوری انجام میگیرد.
بیاعتمادی به ساختار نظام آموزشی
بخش دیگری از پاسخها از بیاعتمادی عمیقتر دانشآموزان و والدینشان به کل نظام آموزشی حکایت داشت.
این دسته از شهروندان معتقدند میان کلاس حضوری و مجازی تفاوت معناداری وجود ندارد، چرا که کیفیت آموزش در هر دو حالت پایین است و این کل نظام آموزشی است که باید تغییر کند.
نبود آینده شغلی، ایدئولوژیک بودن محتوای درسی و ضعف مدارس دولتی، از جمله انتقادهای مطرح شده است.
یکی از والدین پرسید: «وقتی آینده شغلی برای دانشآموزان وجود ندارد، حضوری یا مجازی بودن کلاسها چه تفاوتی ایجاد میکند؟»
مخاطبی دیگر نوشت کیفیت آموزش در مدارس دولتی، چه حضوری و چه مجازی «در حد صفر» است.
شماری از دانشآموزان در پاسخ به این پرسش، راهحلهای میانه پیشنهاد کردند؛ برگزاری حضوری دروس تخصصی، عملی و محاسباتی و ارائه مجازی دروس عمومی، از جمله این پیشنهادها بود.
غیبت مجتبی خامنهای و منتشر نشدن پیام یا بیانیه تازهای از او در هفتههای اخیر، به پرسشها در این باره و تولید طنز در شبکههای اجتماعی دامن زده است. کاربران با اشاره به اینکه ارتباط او با جامعه تاکنون به انتشار متن محدود بوده، توقف همان پیامها را نیز دستمایه شوخی قرار دادهاند.
یکی از کاربران در اینستاگرام نوشت: «یادش بهخیر یک زمانی مجتبی یک بیانیهای میداد، الان همان هم نمیدهد. اشتراکش تمام شده؟»
این پیام اشارهای است به بحثها و طنزهایی که از نخستین هفتههای رهبری مجتبی خامنهای درباره استفاده از هوش مصنوعی برای بازسازی تصویر و صدای او یا تولید محتوای مرتبط با او شکل گرفت.
کاربر دیگری نیز سکوت مجتبی خامنهای را به محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، پیوند داد و خطاب به او نوشت: «این سکوت مجتبی دیگر خیلی دارد تابلو میشود.»
او در ادامه از قالیباف خواست به جای خامنهای «چند تا بیانیه» منتشر کند.
این گفته، به گزارشهایی در شبکههای اجتماعی درباره متادیتای فایلهای منتشرشده از حسابهای منسوب به مجتبی خامنهای اشاره دارد.
بر اساس این گزارشها، پس از تغییر سیستم مورد استفاده از مک به ویندوز، متادیتای برخی فایلهای پیدیاف او شباهتهایی با فایلهای دفتر قالیباف پیدا کرد. این موضوع به گمانهزنی درباره استفاده از تیم فنی یا منابع مشترک دامن زد؛ هرچند مستقلا تایید نشده است.
در واکنشی دیگر که همان مضمون «اشتراک» را دنبال میکرد، کاربری نوشت: «متاسفانه دلار گران شد، نتوانستیم اشتراکشان را تمدید کنیم و رهبری را از دست دادیم.»
وجه مشترک بخش قابل توجهی از این واکنشها این است که کاربران، بیش از خود متن بیانیهها، درباره این پرسش شوخی میکنند که اساسا چه کسی آنها را تولید و منتشر میکند.
آخرین پیام مناسبتی منتشرشده به نام مجتبی خامنهای، پاسخی به نامه حزبالله لبنان در چهارم مرداد بود. پس از آن، در ۱۹ مرداد چند حکم انتصاب برای فرماندهان ارشد نیروهای مسلح به نام او صادر شد.
با این حال، در هفتههای اخیر پیام عمومی تازهای از جنس پیامهای سیاسی و مناسبتی پیشین، از شخص او منتشر نشده است.
مجتبی خامنهای در تیر ماه هفت پیام و در ماههای خرداد و اردیبهشت نیز پنج پیام برای مناسبتهای مختلف منتشر کرد.
این بیخبری در شرایطی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است که چند مناسبت سیاسی و مذهبی نیز بدون پیام علنی تازهای از مجتبی خامنهای گذشته است. مانند اربعین که پدرش هر ساله دیدار یا سخنرانی انجام میداد.
او حتی برای مراسم چهلم علی خامنهای که خودش میزبان بود نیز بیانیهای منتشر نکرد.
در هفته دولت هم صدایی از او در نیامد؛ مناسبتی که در دوران رهبری علی خامنهای معمولا با دیدار اعضای دولت و سخنرانی او همراه بود.
برای نمونه، علی خامنهای ششم شهریور ۱۴۰۳ در جریان هفته دولت با مسعود پزشکیان و اعضای کابینهاش دیدار و سخنرانی کرد.
تا پنجشنبه پنجم شهریور امسال، پیام یا سخنرانی مشابهی از مجتبی خامنهای منتشر نشد.
دفتر او ۱۸ مرداد از دیدار با پزشکیان خبر داد و رییس دولت یک روز بعد گفت که این ملاقات هفت ساعت طول کشیده و خامنهای «از لحاظ جسمی در صحت و سلامت کامل» بوده است.
با وجود این، از این ملاقات نیز هیچ عکس یا ویدیویی منتشر نشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه چهارم مرداد گفت تصور نمیکند مجتبی خامنهای مرده باشد، اما در حملات آمریکا و اسرائیل بهشدت مجروح شده و سمت چپ بدن، از جمله دست و پایش، آسیب دیده است.
در همین روز، احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد و نماینده رهبر جمهوری اسلامی در خراسان رضوی، نیز در سخنانی به پیامدهای غیبت مجتبی خامنهای اشاره کرد.
علمالهدی گفت باید «خلأ ناشی از غیبت رهبر» در ارتباط با مردم را پر کرد و اذعان کرد که پیام و بیانیه نمیتواند بهطور کامل جای حضور و ارتباط مستقیم رهبر با جامعه را بگیرد.