مقام تایلندی: ناو آبراهام لینکلن برای «استراحت و تفریح» در تایلند پهلو میگیرد


خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام تایلندی گزارش داد ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن نیروی دریایی آمریکا پس از استقرار طولانیمدت در خاورمیانه در جریان جنگ علیه جمهوری اسلامی، هفته آینده در تایلند پهلو خواهد گرفت.
آبراهام لینکلن شنبه خاورمیانه را ترک کرد. به گفته قانونگذاران دموکرات آمریکا، این ناو بیش از ۲۰۰ روز است که در هیچ بندری توقف نکرده و رکورد دوران معاصر برای بیشترین روزهای متوالی حضور در دریا را ثبت کرده است.
مقام تایلندی که نخواست نامش فاش شود، گفت آبراهام لینکلن با حدود پنج هزار ملوان و تفنگدار دریایی برای «استراحت و تفریح پس از سفر طولانی دریایی» در تایلند پهلو خواهد گرفت.
سخنگوی نیروی دریایی تایلند بلافاصله به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد.






یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال گفت بیش از ۲۰ مامور امنیتی بهطور همزمان به سه منزل متعلق به امین طبیانیفرد، بهاریه عسکرینسب و نیما طبیانیفرد، از اعضای یک خانواده بهائی در اصفهان یورش بردند و پس از تفتیش گسترده، شمار زیادی از وسایل شخصی و خانوادگی آنان را ضبط کردند.
این منبع گفت یورش ماموران لباسشخصی دوم شهریور با ارائه حکم قضایی انجام شد.
عسکرینسب، مادر امین طبیانیفرد، در واحدی جداگانه در همان ساختمان محل سکونت فرزندش زندگی میکند و منزل نیما طبیانیفرد، فرزند امین طبیانیفرد، در محلهای دیگر از اصفهان قرار دارد.
ماموران همچنین کارگاه سازسازی این خانواده را که در ساختمان محل سکونت امین طبیانیفرد قرار دارد، بازرسی کردند و تمامی ابزارها، تجهیزات و دستگاههای تخصصی ساخت ساز و تعدادی ساز دستساز ارزشمند را ضبط کردند.
همزمان گروه دیگری از ماموران به منزل نیما طبیانیفرد یورش بردند و شماری از وسایل شخصی او را نیز با خود بردند.
تفتیش این منازل از حدود ساعت هشت صبح آغاز شد و تا حوالی یک بعدازظهر ادامه داشت.
به گفته منبع ایراناینترنشنال، در یکی از این موارد رفتار ماموران با خشونت، ضربوجرح و تهدید همراه بود.
در جریان این بازرسیها، شمار زیادی از اموال شخصی و خانوادگی، از جمله لپتاپ، تلفن همراه، ساعت هوشمند، پاوربانک، مودم، گیرنده ماهواره، کتاب، تابلو و تصاویر مذهبی، پول نقد، ارز خارجی، طلا، دوربین حرفهای عکاسی، تلویزیون، میز تلویزیون، چمدان و تجهیزات ورزشی تنیس ضبط شد.
ماموران همچنین تعدادی از سازهای موسیقی متعلق به این خانواده، از جمله پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، تمبک، کمانچه، گیتار و کلارینت را ضبط کردند.
در ادامه، فروشگاه موسیقی و ساز متعلق به این خانواده نیز از سوی ماموران پلمب شد.
در پایان بازرسیها، نیما طبیانیفرد با دریافت احضاریهای ملزم به حضور در اداره اطلاعات اصفهان شد. برای سایر اعضای این خانواده نیز احضاریههایی برای حضور در دادگاه مستقر در زندان دستگرد اصفهان صادر شده است.
یورش دوباره به خانه یک خانواده بهائی در اصفهان
سپهر عاطفی، فیلمساز و روزنامهنگار، سوم شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ماموران امنیتی برای دومین بار در چند ماه گذشته به منزل والدینش در اصفهان یورش بردهاند.
او نوشت هشت مامور مرد و یک مامور زن بیش از شش ساعت منزل و محل کار پدرش را تفتیش کردند و حتی خاک گلدانها و کیسه برنج را نیز مورد بازرسی قرار دادند.
به گفته عاطفی، ماموران شماری از اثاثیه منزل، از جمله تلویزیون، جاروبرقی و جعبه ابزار، همچنین طلا، اشیای قیمتی، وسایل ارتباطی و حتی اسباببازی برادرزادهاش را داخل چمدانها و کیفهای والدینش گذاشتند و با یک وانت از محل خارج کردند. او افزود خودروی سواری خانواده نیز ضبط شد.
عاطفی نوشت ماموران در پاسخ به اعتراض مادرش درباره ضبط اموال گفتهاند: «اینها مال حرام است» و افزودهاند: «بار اول ادب نشدید.»
او این جمله را به معنای «دین خود را عوض نکردید» تعبیر کرد و نوشت این برخوردها به دلیل بهائی بودن خانوادهاش صورت گرفته است.
تشدید فشار بر شهروندان بهائی
فشار نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی بر شهروندان بهائی در ایران در روزهای گذشته بیشتر شده است.
در آخرین مورد، دادگاه انقلاب ساری، بنفشه اسدیان، کیومرث اکبری، راکوئل عطائیان، سهیل حقدوست، ملودی صمیمی، نسیم صمیمی، امیلیا فنائیان، حسین فنائیان، آناهیتا کوشکباغی، زهرا گلابیان، سهراب لقایی و فواد لقایی، ۱۲ شهروند بهائی را در یک پرونده مشترک به حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
ایراناینترنشنال اول شهریور گزارش داد ثریا منوچهرزاده، مارال روشنی، نگار بدیعی، شیما سنایی، فاخره زاهدی و ارسلان یزدانی، شش شهروند بهائی در ساری و کرج، بازداشت شدند.
کامیار ملاکی، دانشجوی بهائی دانشگاه آزاد بیرجند، نیز بهدلیل اعتقاد به آیین بهائی از دانشگاه اخراج و از ادامه تحصیل محروم شد.
۱۳ کارشناس سازمان ملل ۱۲ مرداد با اشاره به بازداشت یا زندانی بودن ۵۷ شهروند بهائی، درباره شکنجه، ناپدیدسازی قهری و افزایش سرکوب بهائیان در ایران هشدار دادند.
برآوردهای غیررسمی، جمعیت بهائیان ایران را بیش از ۳۰۰ هزار نفر نشان میدهد، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی آیین بهائی را، برخلاف اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی، به رسمیت نمیشناسد.
بهائیان، بهعنوان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک با سرکوب، محرومیت از تحصیل، تعطیلی کسبوکارها، تخریب اموال و نفرتپراکنی حکومتی روبهرو بودهاند.
بر اساس گزارشهای سالانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۶۲.۴۱ درصد گزارشهای مربوط به نقض حقوق اقلیتهای مذهبی در سال ۲۰۲۵ به موارد نقض حقوق شهروندان بهائی اختصاص داشته است.
رسانههای آلمان گزارش دادند بازرسان پهپاد سومی را همراه با حدود ۵۰ گرم ماده مشکوک به «هگزوژن»، نوعی ماده منفجره نظامی، در نزدیکی فرودگاه لایپزیگ-هاله یافتهاند. این کشف به پرونده حمله نافرجام پهپادی به این فرودگاه مرتبط است.
شبکههای اندیآر و دبلیودیآر و روزنامه زوددویچه سایتونگ سهشنبه سوم شهریور اعلام کردند پهپاد سوم ۲۳ مرداد، ۱۰ روز پس از حادثه اصلی، در غرب فرودگاه پیدا شد.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، دفتر دادستان کل آلمان تا زمان انتشار این خبر به درخواست این خبرگزاری برای اظهار نظر پاسخ نداد.
منابع امنیتی مورد استناد رسانههای آلمانی احتمال دادهاند دستگاه اطلاعاتی روسیه در این حمله نافرجام نقش داشته باشد.
مسکو این اتهام را رد کرده است و مقامهای آلمان هنوز درباره عامل حادثه به نتیجهای قطعی نرسیدهاند.
پهپاد حامل مواد منفجره
ماجرای فرودگاه لایپزیگ ۱۳ مرداد آغاز شد؛ زمانی که یک پهپاد حامل مواد منفجره در نزدیکی یک هواپیمای باری آنتونوف اوکراین در این فرودگاه کشف شد.
این هواپیما برای انتقال تدارکات نظامی مورد استفاده قرار میگرفت.
بازرسان همچنین احتمال میدهند پهپاد دومی پس از تعطیلی موقت فرودگاه با یک هواپیمای باری شرکت دیاچال برخورد کرده باشد.
جزییات بیشتری درباره میزان خسارت احتمالی یا سرنوشت این پهپاد منتشر نشده است.
فرودگاه لایپزیگ یکی از مراکز مهم حملونقل بار و پشتیبانی نظامی در اروپاست و سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) و شرکت هواپیمایی آنتونوف اوکراین از امکانات آن برای انتقال تجهیزات و تدارکات نظامی استفاده میکنند.
پرواز پهپادهای ناشناس پیشتر نیز فعالیت چند فرودگاه اروپایی را مختل کرده بود.
مهر سال گذشته، فرودگاههای کپنهاگ و اسلو پس از مشاهده چند پهپاد بزرگ برای چند ساعت تعطیل شدند و دهها هزار مسافر با تاخیر یا تغییر مسیر پروازها روبهرو شدند.
پلیس دانمارک گفت این پهپادها را یک «اپراتور توانمند» هدایت میکرد، اما مظنونی معرفی نکرد.
مسکو نیز دخالت در این رویداد را تکذیب کرد.
چند هفته بعد، مشاهده پهپادهای ناشناس در فرودگاه مونیخ فعالیت دهها پرواز را مختل کرد و بیش از ۱۰ هزار مسافر را سرگردان ساخت.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، روسیه را عامل احتمالی بیشتر این پروازها دانست، هرچند تاکید کرد پهپادهای مشاهده شده مسلح نبودند.
بر اساس گزارشها، در سال ۲۰۲۵ بیش از هزار پرواز مشکوک پهپادی بر فراز تاسیسات نظامی، فرودگاهها و دیگر زیرساختهای حیاتی این کشور ثبت شد.
محاسبات خبرگزاری رویترز نشان میدهد کشورهای متاثر از جنگ و درگیری در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۴۵ میلیون بشکه نفت تولید کردهاند؛ رقمی معادل بیش از ۴۳ درصد عرضه جهانی. اختلال در تولید و انتقال این حجم از نفت، بحران کنونی انرژی را از بحرانهای پیشین گستردهتر کرده است.
بر اساس گزارش سهشنبه سوم شهریور رویترز، حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی که شش ماه پیش آغاز شد، بزرگترین بحران ثبتشده در عرضه نفت را رقم زده و هنوز چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد.
همزمان، جنگ روسیه و اوکراین به کاهش تولید نفت و ظرفیت پالایش در روسیه و قزاقستان منجر شده است. ادامه درگیری در لیبی و محدودیتهای آمریکا بر صادرات نفت ونزوئلا در ابتدای سال نیز فشار بر بازار جهانی انرژی را افزایش دادهاند.
محاسبات رویترز بر پایه دادههای آژانس بینالمللی انرژی انجام شده است.
همه اختلالهای عرضه در سال جاری همزمان رخ ندادهاند، اما گستردگی مناطق درگیر، وابستگی بازار جهانی به نفت آمریکا را افزایش داده است.
تولید نفت ایالات متحده نیز در مقاطعی بر اثر شرایط نامساعد جوی مختل شده است.
اختلال روزانه تا هفت میلیون بشکه در خلیج فارس
عربستان سعودی بخشی از صادرات نفت خود را به مسیر دریای سرخ منتقل کرده و دیگر صادرکنندگان خلیج فارس نیز میکوشند نفت را بهصورت پنهانی از تنگه هرمز خارج کنند.
تحلیلگران برآورد میکنند اختلال کنونی در عرضه نفت خلیج فارس روزانه حدود پنج تا هفت میلیون بشکه باشد.
با این حال، حملات ماه ژوئیه در دریای سرخ و نزدیکی کانال سوئز مصر نشان داد مسیرهای جایگزین نیز از خطر درگیریها مصون نیستند.
کاهش یکدهم ظرفیت پالایش جهان
پیش از آغاز جنگ ایران، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایعشده جهان از خلیج فارس و تنگه هرمز عبور میکرد.
جنگهای خلیج فارس و اوکراین در مجموع حدود یکدهم ظرفیت پالایش جهانی را از دسترس خارج کردهاند. اوکراین بخش بزرگی از شبکه پالایش روسیه را هدف قرار داده و به تاسیساتی در شهر اومسک، در حدود دو هزار و ۷۰۰ کیلومتری مناطق تحت کنترل خود، حمله کرده است.
روسیه در پی این حملات با کمبود سوخت روبهرو شده و صادرات بنزین و گازوییل را ممنوع کرده است که این تصمیم فشار بر بازار جهانی فرآوردههای نفتی را افزایش داده است.
افزایش قیمت سوخت به یکی از عوامل اصلی تورم تبدیل شده، هزینه استقراض را بالا برده و به افزایش بدهی آمریکا تا رکورد ۴۰ تریلیون دلار کمک کرده است. بهای گازوییل در آمریکا نیز با وجود فعالیت پالایشگاهها در بالاترین سطح ظرفیت، به رکورد تازهای رسیده است.
آژانس بینالمللی انرژی برای کاهش شدت بحران، حجمی بیسابقه از ذخایر اضطراری را وارد بازار کرد.
آزادسازی این ذخایر اکنون تا حد زیادی پایان یافته، در حالی که موجودی جهانی نفت همچنان رو به کاهش است.
آمریکا پس از نزدیک به شش ماه جنگ با جمهوری اسلامی، مرحله تازهای از فشار اقتصادی علیه حکومت ایران را آغاز کرده است؛ کارزاری که مقامهای آمریکایی آن را «بزرگترین تهاجم مالی» علیه تهران توصیف کردهاند. همزمان تهران تهدید کرده که به این کارزار واکنشی تهاجمی نشان خواهد داد.
هدف اعلامشده واشینگتن، قطع ارتباط ایران با شبکه مالی و تجاری جهانی و واداشتن شرکای خارجی تهران به انتخاب میان ادامه تجارت با ایران یا حفظ دسترسی به نظام مالی مبتنی بر دلار است.
با این حال، بسته اعلامشده در روز دوشنبه دستکم در مرحله نخست از شدیدترین اقدام ممکن، یعنی تحریم بانکهای بزرگ چین و دیگر شرکای اصلی جمهوری اسلامی، فاصله داشت.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در تشریح این سیاست گفت واشنگتن یک «تهاجم اقتصادی» علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان آغاز کرده است.
وزارت خزانهداری همزمان ۷۸ فرد، شرکت و شناور را به فهرست تحریمها افزود و دامنه فعالیتهایی را که میتوانند مشمول تحریمهای ثانویه شوند به پنج حوزه داراییهای دیجیتال، طلا، فناوری، هوانوردی و کشتیرانی گسترش داد.
پیام اصلی واشینگتن اما بیش از تحریمهای اعلامشده، متوجه کشورها و شرکتهایی بود که همچنان با جمهوری اسلامی تجارت میکنند.
بسنت هشدار داد موسسات مالی و شرکتهایی که به تبدیل نفت ایران به درآمد و انتقال آن به اقتصاد جمهوری اسلامی کمک کنند، ممکن است دسترسی خود به نظام مالی دلاری را از دست بدهند. او همچنین بانک ملی ایران را بهطور مشخص هدف قرار داد و گفت تمام شعب خارجی این بانک باید تعطیل شوند.
با این همه، وزارت خزانهداری مشخص نکرد چه کشورها یا بانکهایی در مرحله بعد هدف قرار خواهند گرفت و تحریمهای ثانویه دقیقا از چه زمانی اجرا میشوند. نام هیچیک از بانکهای بزرگ چینی که مظنون به تسهیل تجارت نفت جمهوری اسلامی هستند در فهرست تازه دیده نمیشود.
بسنت در پاسخ به این پرسش که چرا واشینگتن فورا سراغ شدیدترین مجازاتها نرفته است، گفت: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟»
بهگفته او، دولت آمریکا میخواهد ابتدا به کشورها و شرکتها یک دوره زمانی برای قطع روابطشان با جمهوری اسلامی بدهد، اما پس از پایان این مهلت اقدامات میتواند به سرعت عملی شود.
معمای چین در سیاست فشار حداکثری
چین مهمترین آزمون این سیاست است. پکن طی سالهای اخیر بزرگترین خریدار نفت ایران بوده و بخش عمده نفت صادراتی جمهوری اسلامی را خریداری کرده است. در عین حال، محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، که از اواسط ژوئیه بار دیگر تشدید شده، جریان نفت ایران به چین را بهشدت کاهش داده است.
واشینگتن تاکنون عمدتا پالایشگاههای مستقل چینی موسوم به «تیپات»، واسطههای تجاری و نفتکشهای عضو «ناوگان سایه» جمهوری اسلامی را تحریم و از هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چین یا شرکتهای دولتی این کشور پرهیز کرده است.
این احتیاط در آستانه دیدار مورد انتظار ترامپ و شی جینپینگ در واشینگتن در ماه سپتامبر اهمیت بیشتری دارد.
بهنوشته رویترز آمریکا نگران است تحریم بانکهای بزرگ چینی به اقدامات تلافیجویانه پکن، بهویژه محدود کردن صادرات مواد معدنی حیاتی و عناصر کمیاب، منجر شود و توافقهای اقتصادی میان دو کشور را به خطر اندازد.
با این حال بسنت تاکید کرد که «هیچکس فراتر از دسترس تحریمهای آمریکا نیست» و اگر بانکهای چینی بخشی از شبکه تبدیل نفت ایران به پول برای جمهوری اسلامی باشند، میتوانند هدف قرار گیرند.
او گفت: «اگر آنها معاملات را تسهیل کنند و بخشی از اکوسیستمی باشند که نفت ایران را به پول و پول را به سرکوب تبدیل میکند، هدف قرار خواهند گرفت.»
وزارت امور خارجه چین نیز در واکنش اعلام کرد تحریم و فشار راهحل بحران نیست و پکن برای حفاظت از منافع خود اقدامات لازم را انجام خواهد داد.
تهدید تهران به تلافی
جمهوری اسلامی در مقابل، ضمن کماهمیت جلوه دادن تاثیر فشارهای جدید، تهدید کرده است که ممکن است پاسخ آن صرفا اقتصادی نباشد.
علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد جمهوری اسلامی، پس از اعلام اقدامات آمریکا گفت جمهوری اسلامی «کاملا برای تحریمهای آمریکا آماده» است و آنچه واشینگتن انجام میدهد یک «حمله تروریستی اقتصادی» است.
او با تاکید براینکه تهران نیز ابزارهای خود را در اختیار دارد، افزود: «دفاع ما دیگر چندان تدافعی نیست؛ دشمنان باید منتظر حمله باشند.»
مدنیزاده همچنین گفت چین و روسیه اقدامات آمریکا را نپذیرفتهاند و پیشبینی کرد کشورهای دیگری نیز در برابر فشار واشینگتن مقاومت کنند.
در این جمهوری اسلامی به تهدیدهای نظامی خود نیز ادامه داد.
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، هشدار داد که در صورت تهدید زیرساختهای ایران، جمهوری اسلامی میتواند ضربات سنگینی به «منافع حیاتی» آمریکا و گلوگاههای انرژی وارد کند.
تهران پیش از اعلام بسته تحریمی نیز احتمال واکنش نظامی و محدودتر کردن جریان نفت از خلیج فارس را مطرح کرده بود.
این تهدیدها در شرایطی مطرح میشود که تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای جمهوری اسلامی است.
بهنوشته رویترز جنگ بخش قابل توجهی از توان متعارف نظامی حکومت ایران را از میان برده یا تضعیف کرده، اما جمهوری اسلامی هنوز از توان موشکی و پهپادی برای تهدید کشتیها و کشورهای منطقه برخوردار است.
ادامه محاصره و افزایش فشار بر اقتصاد
تحریمهای جدید بر اقتصادی اعمال میشوند که از جنگ و محاصره دریایی آسیب سنگینی دیده است. جمهوری اسلامی دهههاست با تحریمهای آمریکا مواجه است و در این مدت شبکه گستردهای از شرکتهای پوششی، واسطهها، صرافیها و نفتکشهایی با ثبت و مالکیت پیچیده برای دور زدن محدودیتها ایجاد کرده است.
آمریکا نیز شبکه تحریمها را به طور مداوم گسترش داده است. بر اساس آمار وزارت خزانهداری، از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ در سال ۲۰۲۵ تاکنون بیش از هزار فرد، کشتی و هواپیما در ارتباط با جمهوری اسلامی تحریم شدهاند. اقدامات اخیر شبکه نفتکشهای سایه، شرکتهای بیمه کشتیرانی، شبکههای تامین قطعات تسلیحاتی و صرافیهای دیجیتال را نیز هدف گرفته است.
اما تفاوت مهم شرایط کنونی با سالهای گذشته، همراه شدن تحریمهای مالی با محاصره دریایی است. این محاصره صادرات نفت ایران را بهشدت کاهش داده و به گفته مقامها و تحلیلگران، آسیب اقتصادی بسیار بیشتری نسبت به تحریمهای معمول وارد کرده است.
با این حال رویترز در گزارشی نوشت که تجربه چند دهه تحریم نشان داده که فشار اقتصادی لزوما به تغییر سریع رفتار سیاسی تهران منجر نمیشود. جمهوری اسلامی تاکنون توانسته است هزینههای سنگینی را تحمل کند و شبکههای تازهای برای دور زدن محدودیتها بسازد. به همین دلیل برخی کارشناسان هشدار میدهند کارزار جدید، حتی در صورت موفقیت، احتمالا طولانی خواهد بود.
ادامه تلاشهای پاکستان برای میانجیگری
جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا به مرز ششماهگی نزدیک میشود. حملات گسترده دو طرف طی هفتههای اخیر فروکش کرده، اما هیچ نشانه روشنی از دستیابی به توافق سیاسی دیده نمیشود. جنگ توان متعارف حکومت ایران را بهشدت تضعیف کرده و علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، نیز در جریان آن کشته شده است؛ با این حال وضعیت دقیق برنامه هستهای و توان موشکی و پهپادی باقیمانده جمهوری اسلامی همچنان نامعلوم است.
همزمان، اختلال در عبور نفت و مواد خام از تنگه هرمز قیمت جهانی انرژی را بالا نگه داشته و هزینه سیاسی جنگ را برای ترامپ افزایش داده است. از همین رو، واشینگتن در مقطع کنونی ظاهرا فشار اقتصادی را به ازسرگیری عملیات گسترده نظامی ترجیح میدهد.
در حالی که نبرد مستقیم نظامی فعلا کاهش یافته، مرکز ثقل جنگ بیش از پیش به اقتصاد، تجارت نفت، نظام مالی جهانی و رقابت بر سر تنگه هرمز منتقل شده است.
در کنار تهدیدها، تلاشهای دیپلماتیک نیز کاملا متوقف نشده است. عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز دوشنبه در سفری یکروزه به تهران با مسعود پزشکیان رییسدولت، محسن رضایی نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی، محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی، عباس عراقچی وزیر امور خارجه و اسکندر مومنی وزیر کشور در جمهوری اسلامی دیدار کرد.
رویترز بهنقل از منابع پاکستانی گزارش داد که این سفر پس از گفتوگوی منیر با ترامپ انجام شد.
پزشکیان در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان گفت آمریکا باید «لحن و رویکرد» خود در قبال جمهوری اسلامی را تغییر دهد و اتکا به اجبار و زورگویی تنها دستیابی به توافق را دشوارتر میکند.
پاکستان پیشتر نیز میان تهران و واشینگتن میانجیگری کرده و تلاشهایش در ماه ژوئن به «تفاهمنامه اسلامآباد» منجر شده بود، اما آن چارچوب خیلی زود به بنبست رسید.
شورای سردبیری واشینگتنپست دوشنبه دوم شهریور با حمایت از آغاز عملیات طرد اقتصادی جمهوری اسلامی نوشت اگر آمریکا بر ادامه تجارت چین با حکومت ایران چشم بپوشد، تهدیدهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، توخالی به نظر خواهد رسید.
شورای سردبیری واشینگتنپست در سرمقاله خود نوشت پس از شش ماه بمباران متناوب ایران و تلاشهای بینتیجه برای دستیابی به یک توافق بزرگ با جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بار دیگر به راهبرد قابلدفاعترِ مهار اقتصادی روی آورده است.
بهنوشته واشینگتنپست دولت ترامپ به جای شرطبندی روی یک پیروزی نظامی، که احتمالا مستلزم اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران خواهد بود، تصمیم گرفته با قطع ارتباط جمهوری اسلامی با بخش بزرگی از جهان، فشار اقتصادی بر آن را تشدید کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز دوشنبه با اعلام یک «تهاجم اقتصادی» بیسابقه هشدار داد افراد، شرکتها و موسسات مالی خارجی که همچنان با تهران تجارت کنند، هدف تحریمهای ثانویه آمریکا قرار خواهند گرفت.
بسنت گفت تیم او «تمام گرهها، تسهیلکنندگان و شبکههایی» را که برای دور زدن تحریمهای موجود استفاده شدهاند، شناسایی کرده است.
بهگفته او، مقامهای دولت آمریکا در حال تماس با رهبران کشورهای خارجی و ارائه «درخواستهای مشخص» همراه با ضربالاجل برای اجرای آنها هستند.
او به عنوان نمونه به بزرگترین بانک ایران اشاره کرد و گفت تمام شعب خارجی آن باید تعطیل شوند.
بسنت گفت: «زمانسنج از همین حالا به کار افتاده است» و وعده داد واشینگتن رویکردی با «نشت صفر» در اجرای تحریمها در پیش خواهد گرفت.
با این حال، بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست تحقق چنین هدفی مستلزم رویارویی بزرگی با چین، بزرگترین خریدار نفت ایران، خواهد بود و هنوز مشخص نیست ترامپ تا چه اندازه حاضر است این رویارویی را تا پایان دنبال کند.
تاکنون تحریمهای آمریکا بیشتر پالایشگاههای مستقل و واسطهها را هدف گرفتهاند و نه بانکهای بزرگ یا شرکتهای دولتی چین را. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، قرار است ماه آینده برای شرکت در نشستی به واشینگتن سفر کند.
بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست اگر او بدون ارائه تعهدی معنادار برای کاهش خرید نفت ایران آمریکا را ترک کند، تهدیدهای بسنت توخالی به نظر خواهد رسید.
اما حتی اگر دولت ترامپ موفق شود صادرات ایران را بهشدت محدود کند، ترامپ باید درباره آنچه این سیاست واقعا قادر به تحقق آن است، واقعبین باشد. جنگ به تقویت تندروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منجر شده و بسیار بعید است افزایش فشار اقتصادی، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند.
دولت ترامپ نمیتواند از توصیف راهبرد تازه خود با ادبیاتی نظامی خودداری کند. بسنت پیش از اعلام برنامه روز دوشنبه از آن به عنوان یک «روز دی اقتصادی» یاد کرد. اما «روز دی» یادآور یک عملیات نظامی با هدفی روشن است: تسلیم بدون قید و شرط دشمن. فشار اقتصادی بهندرت چنین نتیجهای به همراه دارد.
بهنوشته واشینگتنپست تحریمها در زمینه تسریع تغییر حکومت سابقه چندان موفقی ندارند. اجرای همهجانبه آنها دشوار است و حکومت ایران نیز پس از دههها تحریم، مهارت زیادی در دور زدن محدودیتها به دست آورده است.
مشکل دیگر این است که نخبگان حاکم معمولا در انتقال هزینه تحریمها به مردم عادی بسیار ماهرند. حتی جوامعی که با فلاکت و فشار اقتصادی عمیق روبهرو میشوند، بهندرت صرفا بهدلیل این فشارها موفق به سرنگونی حکومتهای سرکوبگر میشوند. خاندان کیم در کره شمالی نمونه روشنی از این واقعیت است.
بهنوشته واشینگتنپست به همین دلیل، راهبرد مهار در اصل به معنای تغییر حکومت نیست. هدف فوری آن، ضعیفتر کردن حکومتی است که پیشاپیش بهشدت آسیب دیده است؛ به گونهای که توان کمتری برای تهدید همسایگان خود و توسعه سلاح هستهای داشته باشد.
با تنگتر شدن حلقه فشار، رهبران جدید تهران احتمالا واکنشی نظامی نشان خواهند داد. ترامپ در چنین شرایطی باید به این حملات پاسخ قاطع بدهد، اما در عین حال اجازه ندهد هر اقدام تحریکآمیز جمهوری اسلامی، آمریکا را دوباره به یک جنگ طولانی و بدون پایان مشخص بکشاند.
شورای سردبیری واشینگتنپست در پایان تاکید کرده است: «مهار یک فرایند است، نه نقطه پایانی؛ یک ماراتن است، نه دو سرعت.»