بقائی، سخنگوی وزارت خارجه: اقدام دیپلماتهای فرانسوی قابل توجیه نبود


اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری مشترک با رییس سازمان امور اجتماعی، درباره ایجاد ممنوعیت برای حضور دو دیپلمات فرانسوی، گفت: «بهمحض اینکه احساس کردیم سفارت فرانسه در تهران فراتر از مسئولیتهای خود عمل کرده و اقدام آنها مصداق مداخلهجویی در امور داخلی ما بود، رسما اعلام کردیم که دو دیپلمات آنها باید ایران را ترک کنند و امکان بازگشت هم نخواهند داشت.»
بقائی گفت: «اقدامی که فرانسویها انجام دادند، قابل توجیه نیست.»
سخنگوی وزارت خارجه افزود: «روابط با فرانسه باید بر مبنای احترام متقابل و منع دخالت در امور داخلی باشد. هرجا که لازم باشد تذکر میدهیم.»
بقائی همچنین درباره «جنگ اقتصادی» گفت: «جنگ و تحریم برای ما ناآشنا نیست، ما ۲۰ سال تحت تحریم بودیم.»






گزارش مرکز پژوهشهای اتاق ایران نشان میدهد شمار شاغلان از بهار تا زمستان ۱۴۰۴ حدود ۷۷۰ هزار نفر و جمعیت فعال اقتصادی بیش از یک میلیون و ۳۵۸ هزار نفر کاهش یافته است. این آمار از حذف فرصتهای شغلی و ناامیدی بیکاران برای یافتن کار حکایت دارد.
روزنامه شرق یکشنبه اول شهریور با انتشار بخشهایی از گزارش «ارزیابی بازار کار ایران در پسابحرانها» نوشت جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات دیماه و قطع اینترنت و جنگ ۴۰ روزه، سه شوک پیاپی به اقتصاد و اشتغال ایران وارد کردند.
بر اساس این گزارش، تحریمهای مزمن، تورم بالا، نوسانات ارزی، کاهش سرمایهگذاری و رشد اقتصادی شکننده، بازار کار را پیش از این بحرانها نیز تضعیف کرده بودند.
شوکهای سال ۱۴۰۴ از طریق افزایش هزینه تولید، اختلال در زنجیره تامین، کاهش تقاضا و تشدید نااطمینانی، این وضعیت را وخیمتر کردند.
خروج نیروی کار و کاهش اشتغال رسمی
طبق دادههای مرکز آمار، در بهار ۱۴۰۴ حدود ۲۵ میلیون و ۱۲۲ هزار نفر شاغل بودند. این تعداد پس از جنگ ۱۲ روزه در تابستان ۱۶۵ هزار نفر کاهش یافت.
کاهش شمار شاغلان نسبت به بهار در پاییز به ۲۶۵ هزار نفر و در زمستان به حدود ۷۷۰ هزار نفر رسید.
بر اساس گزارش اتاق ایران، اثر بحرانها معمولا با تاخیر در آمار اشتغال نمایان میشود؛ زیرا بنگاهها ابتدا میکوشند کارکنان خود را حفظ کنند، اما با ادامه بحران، کاهش ساعات کار و تعدیل نیرو آغاز میشود.
در همین دوره، بیش از یک میلیون و ۳۵۸ هزار نفر از بازار کار خارج شدند؛ به این معنا که نه شاغل بودند و نه بهطور فعال دنبال کار میگشتند. بنابراین ثابت ماندن نسبی نرخ رسمی بیکاری الزاما نشانه بهبود نیست و ممکن است نتیجه ناامیدی افراد از یافتن شغل و پیوستن آنان به جمعیت غیرفعال باشد.
آمار سازمان تامین اجتماعی نیز نشان میدهد شمار بیمهشدگان اصلی از ۱۶ میلیون و ۸۵۵ هزار نفر در اسفند ۱۴۰۳ به ۱۶ میلیون و ۲۴۴ هزار نفر در دیماه ۱۴۰۴ کاهش یافت.
کاهش ۶۱۱ هزار نفری بیمهشدگان، نشانه تضعیف اشتغال رسمی است و همزمان درآمدهای سازمان تامین اجتماعی برای پرداخت هزینههای بازنشستگی و درمان را کاهش میدهد.
سهم اشتغال ناقص نیز از ۶.۶ درصد در بهار به ۸.۲ درصد در زمستان رسید. این افزایش نشان میدهد شماری از کارفرمایان بهجای اخراج کامل کارکنان، ساعات کار یا قراردادهای تماموقت را کاهش دادهاند؛ روندی که درآمد نیروی کار و کیفیت اشتغال را پایین میآورد.
بنگاههای متوسط چگونه خرد شدند؟
دادههای تامین اجتماعی از اسفند ۱۴۰۳ تا مرداد ۱۴۰۴ نشان میدهد تعداد کارگاههای شش تا ۱۰ نفره ۲۲.۳ درصد و کارگاههای ۱۱ تا ۵۰ نفره ۱۴.۲ درصد کاهش یافت. شمار کارگاههای چهار نفره نیز ۱۷.۹ درصد پایین آمد، اما تعداد واحدهای یکنفره ۱۲ درصد افزایش پیدا کرد.
این تغییر بهجای رونق کارآفرینی، میتواند نشانه تعطیلی یا کوچکشدن بنگاهها و حرکت اجباری کارکنان به سوی خوداشتغالی، مشاغل غیررسمی، پیک موتوری، تاکسی اینترنتی و فعالیتهای پراکنده و ناپایدار باشد.
گزارش همچنین هشدار داد اینترنت از یک ابزار ارتباطی به زیرساخت اشتغال تبدیل شده است. قطع اینترنت علاوه بر کسبوکارهای آنلاین، حملونقل، فروش، آموزش، دورکاری، فعالیت فریلنسرها و مشاغل وابسته به پرداخت الکترونیکی را مختل میکند و میتواند به شوکی سراسری در بازار کار تبدیل شود.
پیامد کاهش اشتغال اکنون در زندگی روزمره شهروندان دیده میشود. شمار زیادی از خانوارها توان پرداخت هزینه تعمیر وسایل ضروری زندگی را از دست دادهاند و برای خرید نان، گوشت، مرغ و تخممرغ به اعتبار و پرداخت اقساطی روی آوردهاند.
همزمان، تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی در تیر به ۱۲۸.۱ درصد رسید و مصرف گوشت، مرغ و تخممرغ بین ۲۵ تا ۵۰ درصد کاهش یافت.
افت قدرت خرید، تقاضا را کاهش میدهد؛ تولیدکننده نیز در نبود مشتری، تولید و استخدام را محدود میکند. به این ترتیب، کاهش اشتغال، افت درآمد خانوار، کوچکشدن بازار و رکود تولید یکدیگر را تشدید میکنند.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بامداد یکشنبه اول شهریور اجرا شد.
به گزارش این رسانه حکومتی، دادگاه انقلاب کرج، آدینه را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروههای متخاصم» به اعدام و مصادره همه اموال محکوم کرده بود.
میزان افزود حکم او پس از فرجامخواهی در دیوان عالی کشور عینا تایید شد.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، آدینه شامگاه ۱۹ دی در محدوده محمدشهر کرج همراه یک نفر دیگر به دست نیروهای اطلاعات سپاه استان البرز بازداشت شده بود.
قوه قضاییه مدعی شد هنگام بازداشت او یک کلت کمری، سه خشاب، ۳۰ فشنگ، دو شوکر برقی، دو افشانه گاز اشکآور، یک اره برقی شارژی و یک بطری بنزین، کشف شده است.
ادعاهای قوه قضاییه درباره وسایل کشفشده، نحوه بازداشت، روند بازجویی و اظهارات منتسب به آدینه را بهطور مستقل قابل تایید نیست و نهادهای حقوق بشری همواره درباره راستی این ادعاها تشکیک کردهاند.
روایت قوه قضاییه از پرونده
میزان نوشت آدینه در بازجوییها استفاده از اسلحه را رد کرده و گفته بود برای خرید لباس به محل رفته و قصد داشته است به نیروهای امنیتی برای دور کردن مردم از تجمع کمک کند.
بر اساس این روایت، او گفته بود بطری بنزین و اره برقی را برای مقابله با آثار گاز اشکآور همراه خود داشته است.
قوه قضاییه مدعی شد بررسیهای آزمایشگاهی نشان دادهاند از اسلحه کشفشده، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی شلیک شده است.
میزان افزود آدینه پس از روبهرو شدن با این گزارشها، نگهداری اسلحه و دیگر وسایل را پذیرفت و گفت از فراخوانهای اعتراضی اطلاع داشته است.
این رسانه حکومتی همچنین ادعا کرد آدینه به یکی از گروههای مخالف جمهوری اسلامی در خارج از ایران وابسته و آموزشدیده بوده است.
نام گروه مورد ادعا و شواهد مربوط به این ارتباط در گزارش میزان اعلام نشد.
پرونده آدینه با اتهامهای دیگری از جمله «محاربه از طریق تحریق عمدی»، «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت داخلی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و نگهداری غیرمجاز سلاح و تجهیزات در دادگاه انقلاب کرج بررسی شد.
مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی اعتراضات دیماه را «اغتشاش»، «آشوب» و «کودتای آمریکاییـصهیونیستی» مینامند و آن را به آمریکا و اسرائیل نسبت میدهند.
نهادهای حقوق بشری میگویند حکومت با استفاده از این ادبیات، سرکوب معترضان و صدور احکام سنگین علیه بازداشتشدگان را توجیه میکند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیشتر هشدار داد جمهوری اسلامی میکوشد برای توجیه سیاستهای سرکوبگرانه خود و کشتار شهروندان، هرگونه اعتراض مردمی را به کشورهای خارجی منتسب کند.
شتاب گرفتن اعدام معترضان
اعدام آدینه یک هفته پس از اجرای حکم شهرام صادقی، یکی دیگر از معترضان دیماه، انجام شد. صادقی نیز در دادگاه انقلاب کرج به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروههای متخاصم» به اعدام محکوم شده بود.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در ماههای اخیر روند صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی را شتاب بخشیده است. بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای سال جاری حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شدهاند و دهها نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی حکم اعدام گرفتهاند.
در یکی دیگر از تازهترین موارد، جمهوری اسلامی ۲۹ مرداد قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از بازداشتشدگان پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، را اعدام کرد. پیش از او چهار متهم دیگر همین پرونده، از جمله گلمحمد محمدی، پسرعمه حسینی، اعدام شده بودند.
ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد اعلام کرد از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تا آن زمان دستکم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند که پرونده ۲۷ تن از آنان با اعتراضات دیماه ارتباط داشته است.
به گفته او، بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در معرض خطر اعدام قرار دارند.
تورک نبود تضمینهای دادرسی عادلانه را «عمیقا نگرانکننده» خواند و گفت گزارشهایی از اخذ اعتراف زیر شکنجه منتشر شده و در برخی پروندهها فقط چند هفته میان بازداشت و اجرای حکم اعدام فاصله بوده است.
گلف نیوز گزارش داد حدود ۸۰ درصد کشتیهایی که در دو هفته گذشته از تنگه هرمز عبور کردهاند، سامانههای ردیابی خود را خاموش کردهاند. این نفتکشها با حمایت ارتش آمریکا از مسیر نزدیک به سواحل عمان عبور میکنند تا احتمال هدف قرار گرفتن از سوی جمهوری اسلامی را کاهش دهند.
بر اساس گزارش گلف نیوز که به دادههای شرکت تحلیل کشتیرانی «کپلر» استناد دارد، نفتکشها هنگام نزدیک شدن به تنگه، فرستندههای سامانه شناسایی خودکار یا AIS را خاموش میکنند و چند ساعت بعد در دریای عمان دوباره در سامانههای ردیابی ظاهر میشوند.
این عملیات که به «عبور خاموش» شهرت یافته است، امکان انتقال میلیونها بشکه نفت از خلیج فارس را فراهم کرده و تاکنون مانع جهش شدیدتر قیمتهای جهانی شده است. خاموش کردن سامانه شناسایی خودکار همچنین موجب شده برخی موسسات ردیابی، میزان واقعی نفت عبوری از هرمز را کمتر از رقم واقعی برآورد کنند.
وزارت انرژی آمریکا میگوید روزانه بین هشت تا ۹ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند؛ رقمی که حدود دو برابر برآورد برخی تحلیلگران و موسسات متکی بر دادههای عمومی ردیابی کشتیهاست.
تصاویر ماهوارهای و راداری نیز تردد کشتیهایی را در بخش عمانی تنگه نشان دادهاند که در همان زمان در سامانههای عمومی ردیابی دیده نمیشدند. به نوشته گلف نیوز، تصاویر ۲۳ مرداد چندین کشتی را در این منطقه ثبت کردهاند که اطلاعات آنها در وبسایت «مارینترافیک» نمایش داده نمیشد.
یکی از نمونههای این عملیات، ابرنفتکش یونانی «کیکو» بود. این کشتی پس از بارگیری نفت در پایانه مسیعید قطر، روز ۹ مرداد در نزدیکی دبی سیگنال ردیابی خود را قطع کرد و صبح روز بعد در آن سوی تنگه هرمز دوباره ظاهر شد.
آمریکا از مسیر جنوبی حفاظت میکند
فرماندهی مرکزی آمریکا برای حفاظت از نفتکشهای فعال در مسیر جنوبی از ناوهای جنگی، بالگردها، هواپیماها و سامانههای رهگیری پهپاد و موشک استفاده میکند. سنتکام میگوید به عبور بیش از یکهزار کشتی از تنگه کمک کرده است.
به نوشته گلف نیوز، حدود ۲۰ ناو جنگی آمریکا در دریای عمان فعالیت دارند. بااینحال، مسیر جنوبی کاملا امن نیست. نیویورکتایمز با بررسی دادههای سازمان بینالمللی دریانوردی گزارش داده است که از ابتدای ژوئن [۱۱ خرداد] دستکم ۱۵ کشتی در این مسیرها هدف قرار گرفتهاند.
شرکتهای نفتی منطقه علاوه بر عبور خاموش، از انتقال محموله میان کشتیها در دریای عمان استفاده میکنند. در این شیوه، نفتکشهای اجارهای محموله را از تنگه عبور میدهند و نفت را به کشتیهای دیگری تحویل میدهند که بیرون از خلیج فارس منتظرند.
سیانان گزارش داده است که تنها طی دو روز، بیش از ۱۲ مورد انتقال نفت میان کشتیها را مشاهده کرده است. این محمولهها سپس به مقصدهایی از جمله چین، تایوان، کره جنوبی، فیلیپین، ویتنام و تایلند فرستاده شدند.
این تاکتیک شباهتهایی با روش «ناوگان سایه» ایران دارد. جمهوری اسلامی سالها برای دور زدن تحریمهای آمریکا، فرستنده نفتکشها را خاموش یا دستکاری کرده و از انتقال محموله میان کشتیها استفاده کرده است. اکنون کشورهای خلیج فارس بخشی از همین روشها را برای کاهش خطر حملات حکومت ایران و حفظ صادرات نفت به کار گرفتهاند.
مسیرهای جایگزین از افزایش قیمتها جلوگیری کردهاند
پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز عبور میکرد. به گزارش گلف نیوز، در ماه ژوئیه نفتکشهای فعال در مسیرهای تحت حفاظت آمریکا روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت را از خلیج فارس خارج کردند.
عربستان سعودی نیز روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت را از طریق خط لوله شرق به غرب، به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کرده است. حدود دو میلیون بشکه دیگر بدون عبور از هرمز صادر شده و افزایش تولید در آمریکا، برزیل، گویان و ونزوئلا نیز بخشی از کمبود عرضه را جبران کرده است.
ترکیب این اقدامات تاکنون مانع شده است اختلال در تنگه هرمز به جهش شدیدتر قیمت نفت منجر شود. بااینحال، این عملیات هزینه نظامی و لجستیکی سنگینی برای آمریکا دارد و نمیتواند جایگزینی دائمی برای رفتوآمد آزادانه در تنگه باشد.
گلف نیوز میزان کاهش ذخایر نفت در جریان جنگ را تا ۱.۹ میلیارد بشکه برآورد کرده است. در صورت ادامه کاهش ذخایر، ممکن است عرضه جهانی بدون افزایش قابلتوجه قیمتها دیگر پاسخگوی تقاضا نباشد.
روزنامه بریتانیایی تلگراف گزارش داد هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی در حملهای سایبری، یک نیروگاه کوچک در بریتانیا را برای چهار روز از مدار خارج کردند. دولت بریتانیا میگوید این حمله خطری برای شبکه سراسری انرژی ایجاد نکرد.
تلگراف به نقل از افراد مطلع نوشت این حمله ماه گذشته میلادی رخ داده و احتمالا نخستین بار است که هکرهای مرتبط با [حکومت] ایران موفق شدهاند فعالیت یک نیروگاه در بریتانیا را متوقف کنند. نام و محل تاسیسات هدف به دلایل امنیتی اعلام نشده است.
بر اساس این گزارش، کارکنان نیروگاه چهار روز برای بازگرداندن سامانههای آن به مدار تلاش کردند. بااینحال، ظرفیت نیروگاه به اندازهای محدود بود که توقف فعالیت آن تاثیری بر تولید برق یا تامین انرژی بریتانیا نگذاشت و افکار عمومی نیز تا حد زیادی متوجه این حادثه نشد.
یک سخنگوی دولت بریتانیا با تایید وقوع حادثه گفت: «این گزارش به حادثهای مربوط میشود که یک واحد کوچک تولید انرژی را تحت تاثیر قرار داد و در هیچ مقطعی خطری متوجه شبکه گستردهتر انرژی نبود.»
یک منبع دولتی نیز به تلگراف گفت ظرفیت این نیروگاه در مقایسه با کل شبکه برق بریتانیا «تقریبا قابل چشمپوشی» است و در محدوده تاسیساتی قرار نمیگیرد که طبق قانون موظفاند همه فعالیتهای سایبری را به دولت گزارش کنند.
تلگراف نوشت بعید است هدف از این حمله وارد کردن آسیب مستقیم به غیرنظامیان بوده باشد. بااینحال، این احتمال مطرح شده است که مهاجمان قصد داشتهاند توانایی هکرهای مرتبط با سپاه پاسداران برای نفوذ به سامانههای بریتانیا و متوقف کردن فعالیت زیرساختهای حساس را به نمایش بگذارند.
در پی این حمله، دولت بریتانیا مدیران عامل شرکتهای فعال در صنعت برق را در جریان قرار داد و توصیهها و دستورالعملهایی برای اقدامات بعدی در اختیار شرکتها گذاشت.
این حمله همزمان با مجموعهای از حملات سایبری به زیرساختهای آب آمریکا انجام شد که به نوشته تلگراف، ۱۲ ایالت را تحت تاثیر قرار داد. این حملات فعالیت دهها تصفیهخانه فاضلاب را مختل کرد، در برخی مناطق موجب آبگرفتگی و افت فشار آب شد و مقامهای محلی را واداشت به ساکنان توصیه کنند آب آشامیدنی را پیش از مصرف بجوشانند.
افبیآی عاملان حملات آمریکا را «عوامل مخرب سایبری» توصیف کرد، اما منابع دولت آمریکا بعدا به رسانهها گفتند که منشا احتمالی عملیات تهران بوده است. نخستین حادثه روز ۲۶ ژوئیه [چهارم مرداد] در مینهسوتا گزارش شد و پس از آن رخنههای مشابهی در میشیگان، جورجیا، داکوتای جنوبی و نیوجرسی روی داد.
تلگراف همچنین تاکید کرد جمهوری اسلامی پس از گسترش درگیریهای خاورمیانه و آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه، عملیات سایبری خود علیه کشورهای غربی را افزایش داده است. حملاتی منتسب به حکومت ایران در آلمان، لهستان، فنلاند، بلژیک و آلبانی نیز گزارش شده، هرچند اسرائیل و کشورهای خاورمیانه همچنان اهداف اصلی این حملات به شمار میروند.
مرکز ملی امنیت سایبری بریتانیا، موسوم به NCSC، در ماه مارس از سازمانهای این کشور خواسته بود با توجه به درگیریهای منطقهای، تدابیر امنیتی خود را بازبینی کنند. مدیر اجرایی این مرکز نیز در ماه ژوئن گفت این نهاد طی یک سال گذشته با بیش از ۲۰۰ حمله به زیرساختهای حیاتی بریتانیا مقابله کرده است.
این مرکز که معمولا درباره حوادث مشخص سایبری اظهارنظر نمیکند، از پاسخ به پرسش تلگراف درباره حمله به نیروگاه خودداری کرد. تاکنون نیز نام گروه مسئول حمله، شواهد فنی انتساب عملیات به حکومت ایران و جزئیات چگونگی نفوذ به سامانههای نیروگاه بهطور عمومی منتشر نشده است.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، هشدار داد اگر فشار اقتصادی بر تهران ادامه یابد، حکومت ایران صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، منافع اقتصادی آمریکا و کشورهای همراه واشینگتن را هدف قرار خواهد داد.
رضایی شنبهشب در گفتوگویی با صداوسیمای جمهوری اسلامی، بسته ماندن تنگه هرمز را به تغییر رفتار آمریکا مشروط کرد و گفت توافق احتمالی تهران و مسقط بر سر تعیین یک مسیر کشتیرانی، بهخودیخود به معنای بازگشایی این آبراه نیست.
او گفت: «تنگه هرمز بسته است و تا تغییر رفتار آمریکا و عمل به تعهداتش باز نخواهد شد.» به گفته رضایی، گفتوگوهای ایران و عمان بر تعیین مسیری در بخش میانی تنگه متمرکز است، اما این مسیر تنها زمانی قابل استفاده خواهد بود که تهران تصمیم به بازگشایی تنگه بگیرد.
این اظهارات در حالی بیان شد که گزارشهای اخیر از نزدیک شدن جمهوری اسلامی و عمان به تفاهمی درباره مدیریت رفتوآمد کشتیها حکایت دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده است که حکومت ایران عملا پس از آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل در اسفند سال گذشته، رفتوآمد در تنگه هرمز را متوقف یا بهشدت محدود کرد؛ آبراهی که پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت مورد معامله جهان از آن عبور میکرد. بنابر گزارشهای منتشر شده، مقامهای عمانی و ایرانی بر سر نقشه یک مسیر عبوری به تفاهم اولیه رسیدهاند، اما جزئیات مدیریت آن همچنان محل اختلاف است.
رضایی در صریحترین بخش سخنانش کشورهای پیرامون ایران را تهدید کرد که در صورت پیوستن به کارزار اقتصادی آمریکا، از سوی تهران «دشمن» تلقی خواهند شد. او گفت جمهوری اسلامی به دنبال گسترش جنگ نیست، اما اگر کشورهای منطقه در «محاصره اقتصادی» ایران مشارکت کنند، منافع آنها را هدف قرار خواهد داد.
مقامات آمریکا در تازهترین اظهارات در دو هفته گذشته، از آغاز دور تازه کارزار «جنگ اقتصادی» علیه جمهوری اسلامی خبر دادند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، قرار است دوشنبه دوم شهریور جزییات تحریمهای برنامهریزیشده علیه جمهوری اسلامی را اعلام کند.
به گزارش رویترز، نشست خبری بسنت ساعت دو بعدازظهر به وقت شرق آمریکا در ساختمان وزارت خزانهداری برگزار خواهد شد. ترامپ پیشتر درباره پیامدهای اقتصادی برای هر کشوری که به گفته او «هر نوع راه نجاتی به ایران» ارائه کند، هشدار داده بود.
دبیر شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران همچنین تهدید کرد که در صورت تداوم فشارها، ایران اجازه نخواهد داد «یک قطره نفت خلیج فارس از هیچ راهی خارج شود». این تهدید تنها به تنگه هرمز محدود نمیشود و میتواند اشارهای به احتمال حمله به خطوط لوله، پایانههای نفتی یا مسیرهای جایگزین صادرات انرژی در کشورهای منطقه باشد.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لولهای دارند که بخشی از نفت آنها را بدون عبور از تنگه هرمز به دریای سرخ و بندر فجیره منتقل میکند. برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد ظرفیت مجموع مسیرهای جایگزین این دو کشور حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز است؛ میزانی که تنها بخشی از صادرات معمول منطقه را پوشش میدهد.
تهدیدات مقام ارشد جمهوری اسلامی در حالی مطرح شده است که کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، جمعه ۳۰ مرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ارتش این کشور به انتقال بیش از ۱۵ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز کمک کرده است؛ اقدامی که هدف آن حفظ جریان انرژی در بحبوحه تنشها با جمهوری اسلامی عنوان شده است.
رایت نوشت با احتساب انتقال نفت از طریق خطوط لوله، مجموع نفت و فرآوردههای خارجشده از منطقه به حدود ۲۰ میلیون بشکه رسیده است. به گفته او، میانگین هفتروزه نفتی که از تنگه هرمز خارج میشود، اکنون به بیش از هشت میلیون بشکه در روز رسیده است. وزیر انرژی آمریکا نوشت: «تردید نداشته باشید، به لطف نیروی دریایی آمریکا، نفت از تنگه هرمز در حال عبور است.»
دادههای شرکت اطلاعات کشتیرانی «کپلر» نشان میدهد این محاصره بارگیری نفت خام ایران را از حدود دو میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به میانگین ۲۸۷ هزار بشکه در روز در ماه جاری میلادی کاهش داده است؛ رقمی معادل حدود یکهفتم سطح پیش از جنگ.
رضایی در تهدیدی جداگانه گفت جمهوری اسلامی تاکنون به «منافع اقتصادی آمریکا» حمله نکرده است، اما در صورت ادامه آنچه او «شرارت» خواند، چنین اقدامی در دسترس تهران خواهد بود. او درباره ماهیت یا محل این اهداف توضیحی نداد.
این مقام جمهوری اسلامی همچنین به نیروهای آمریکایی هشدار داد نیروی تازهای وارد منطقه نکنند، از مسیر جنوبی تنگه هرمز عبور نکنند و با گروههای مخالف جمهوری اسلامی جلسه برگزار نکنند. رضایی گفت تهران «به این اقدامات حمله خواهد کرد». مسیر جنوبی مورد اشاره او در امتداد سواحل عمان قرار دارد و آمریکا در ماههای گذشته کوشیده است با نظارت هوایی و نظامی، عبور کشتیها از آن را تسهیل کند.
بر اساس کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها، کشتیها و هواپیماهای همه کشورها در تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی از حق «عبور ترانزیتی» برخوردارند و کشورهای ساحلی نباید مانع این عبور شوند. تهدید به حمله به کشتیها یا مشروط کردن عبور آنها به تصمیم یک کشور ساحلی، با این اصل حقوقی تعارض دارد.
رضایی در بخش دیگری از سخنانش گفت راهبرد دفاعی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی پس از جنگ تغییر خواهد کرد. او با اشاره به انتصاب فرماندهان باتجربه گفت تهران آموختههای «یک سال گذشته» را در نبرد بعدی به کار خواهد گرفت و «جنگ آینده» با آنچه او «جنگ سوم» نامید متفاوت خواهد بود.
او همچنین از مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، تمجید کرد و مدعی شد که او با وجود از دست دادن اعضای خانوادهاش، کشور را در جریان جنگ «قدرتمندانه» اداره کرده است. رضایی که پیشتر فرمانده سپاه پاسداران و مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی بود، بهتازگی به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شده است. او اندکی پیش از انتصابش نیروهای آمریکایی را به وارد آمدن «تلفات جدی» تهدید کرده بود.
رضایی بدون ارائه مدرک گفت جنگ اخیر حدود هزار و ۲۰۰ نفتکش را از چرخه تجارت جهانی خارج کرده و موجب افزایش چندبرابری هزینه حملونقل شده است. او همچنین مدعی شد دو سوم مردم آمریکا با «جنگ دونالد ترامپ علیه ایران» مخالفاند. این ارقام در جریان مصاحبه با منبع مستقل یا داده مشخصی پشتیبانی نشد.
سخنان رضایی نشان میدهد جمهوری اسلامی میکوشد کنترل تردد در تنگه هرمز را به اهرمی برای کاهش فشارهای آمریکا تبدیل کند. بااینحال، تهدید همزمان کشتیرانی، زیرساختهای جایگزین صادرات نفت، منافع اقتصادی آمریکا و کشورهای منطقه، خطر گسترش درگیری فراتر از تنگه هرمز را افزایش میدهد.