تکذیب دفتر عارف: تعیین نرخ ۸۷ هزار تومانی بنزین کذب است؛ هیچ رقمی نهایی نشده است


عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، اظهارات منتشرشده عارف درباره تعیین نرخ ۸۷ هزار تومانی در دولت را تکذیب کرد. این در حالی است که رسانههای ایران پیشتر اظهاراتی از عارف درباره تعیین این نرخ منتشر کرده بودند.
به گزارش رسانههای ایران، عارف دوشنبه ۲۶ مرداد در جمع خبرنگاران گفته بود پس از تعیین نرخ چهارم بنزین با بررسی کارشناسی و تعامل با نهادهای امنیتی و سایر قوا، قرار بود این طرح بهصورت آزمایشی در کرمان اجرا شود، اما بدون هماهنگی با دولت متوقف شد. نرخ چهارم مورد اشاره ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان است.
با این حال، پازوکی در ایکس مطالب منتشرشده درباره اظهارات عارف را «ادعای ساختگی برخی کانالهای غیررسمی» خواند و گفت: «معاون اول رییسجمهور هیچگونه موضعگیری یا گمانهزنی عددی درباره نرخهای جدید بنزین نداشتهاند.»
او افزود: «موضوع مدیریت مصرف سوخت در مرحله کارشناسی قرار دارد و هنوز هیچ رقم یا تصمیمی به جمعبندی نهایی نرسیده است.»






همزمان با افزایش مصرف و کمبود بنزین در ایران، بحث تغییر قیمت و شیوه سهمیهبندی دوباره جدی شده است؛ طرحهایی که انتقال سهمیه از خودرو به افراد و افزایش هزینه مصرف را مطرح کرده و همزمان هشدارها را درباره فشار بیشتر بر معیشت و احتمال اعتراضات افزایش داده است.
خبرگزاری دولتی ایسنا جمعه ۳۰ مرداد گزارش داد دولت سه الگو را برای مدیریت مصرف و توزیع بنزین بررسی میکند و پیشبینی میشود طی ۱۰ تا ۱۵ روز آینده درباره آنها تصمیمگیری شود.
هنوز هیچ یک از این سه الگو به تصویب نهایی دولت نرسیده است.
در سناریوی نخست، قیمت بنزین تغییر نمیکند، اما روزانه فقط به اندازه تولید داخلی، معادل ۱۲۱ میلیون لیتر، در جایگاهها عرضه میشود و پس از مصرف این میزان، نازلها خاموش خواهند شد.
در سناریوی دوم، همین میزان بنزین میان خودروهای موجود سهمیهبندی میشود و قیمت سهمیه یارانهای افزایش نمییابد، اما مصرفکنندگانی که به بنزین بیشتری نیاز دارند باید مازاد مصرف خود را با نرخ آزاد خریداری کنند.
سناریوی سوم، مبنای تخصیص سهمیه را از خودرو به افراد تغییر میدهد؛ به این ترتیب، همه شهروندان صرفنظر از اینکه خودرو داشته باشند یا نه، سهمیه بنزین دریافت خواهند کرد.
در هفتههای اخیر، همزمان با ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه و محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، ناتوانی دولت در تامین بنزین مورد نیاز مردم بیش از پیش آشکار شده است.
گزارشهای رسیده از شهروندان به ایراناینترنشنال در روزهای گذشته نیز نشان میدهد کمبود بنزین در تهران تشدید شده است.
شهروندان گفتهاند برخی جایگاهها با نصب اطلاعیههایی از اتمام بنزین و تعطیلی جایگاه خبر میدهند.
هشدار درباره فشار معیشتی و اعتراضات
طرحهای مطرحشده برای تغییر قیمت و سهمیهبندی بنزین همزمان نگرانیهایی را درباره پیامدهای معیشتی و اجتماعی اجرای این سیاستها به دنبال داشته است.
کمیسیون اجتماعی حزب مجمع ایثارگران ۲۹ مرداد هشدار داد افزایش قیمت بنزین در شرایط تورمی کنونی میتواند فشار بیشتری بر معیشت خانوارها وارد کند و نارضایتیهای انباشته را به «نقطه اشتعال» برساند.
این کمیسیون همچنین با اشاره به آنچه «انباشت خشم و یأس اجتماعی» خواند، هشدار داد ادامه شرایط موجود میتواند زمینه تبدیل نارضایتیها را به اعتراضات و رادیکالتر شدن آنها فراهم کند.
حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، نیز ۲۶ مرداد هشدار داد افزایش قیمت بنزین در شرایط کنونی مانند «جرقه در انبار باروت» است.
مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس و میثم ظهوریان، نایبرییس کمیسیون اقتصادی مجلس، در گفتوگو با صداوسیما درباره تغییر سهمیه و قیمت بنزین و پیامدهای اقتصادی آن برای خانوارها صحبت کردند.
شریعتی گفت سهمیه بنزین باید بهجای خودرو بر اساس افراد یا خانوارها توزیع شود.
او رقمهایی مانند ۸۷ هزار تومان برای قیمت بنزین را ناشی از «محاسبه غلط» دانست و گفت هزینه واقعی تولید و رساندن هر لیتر بنزین به مصرفکننده حدود ۱۷ هزار تومان است.
شریعتی همچنین گفت بر اساس آمار رسمی، روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر سوخت قاچاق میشود که ۸۰ درصد آن گازوئیل است.
ظهوریان نیز هشدار داد افزایش قیمت بنزین از طریق هزینه حملونقل و افزایش قیمت کالاها به خانوارهای فاقد خودرو هم منتقل میشود و گفت چنین افزایشی میتواند ماهانه شش تا هشت میلیون تومان هزینه اضافی به خانوارهای دهکهای پایین تحمیل کند.
سهمیه فردی در میانه شکاف تولید و مصرف
در سناریوی سوم مطرحشده، از ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین تولیدی روزانه، حدود ۳۰ میلیون لیتر برای حملونقل عمومی، تاکسیها و تاکسیهای اینترنتی در نظر گرفته میشود تا افزایش هزینه سوخت به کرایهها منتقل نشود. باقیمانده قرار است به جای خودرو میان شهروندان توزیع شود.
علیاکبر سقاب اصفهانی، معاون دولت و رییس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، درباره این الگو گفته است به هر فرد ماهانه حدود ۳۰ لیتر بنزین تعلق میگیرد؛ حتی اگر خودرو نداشته باشد. سهمیه قابلیت انتقال و خریدوفروش خواهد داشت و مدیریت آن به خود افراد سپرده میشود.
او ۲۴ مرداد نیز اعلام کرد ایران روزانه با حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر کسری بنزین مواجه است.
عماد رفیعی، مدیر دفتر مدیریت مصرف شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، گفت تولید روزانه بنزین به حدود ۱۳۰ میلیون لیتر رسیده، در حالی که مصرف در برخی روزها تا ۱۵۳ میلیون لیتر افزایش یافته است.
رفیعی افزود در جریان جنگ حدود ۲۳۰ هزار بشکه از ظرفیت تولید از دست رفت که نزدیک به نیمی از آن بازیابی شده است.
او همچنین گفت ایران که سال ۱۳۹۹ از صادرات بنزین حدود سه میلیارد دلار درآمد داشت، اکنون تقریبا همین میزان برای واردات آن هزینه میکند.
به گفته رفیعی، کاهش مصرف سیانجی و فرسودگی ناوگان حملونقل نیز کمبود بنزین را تشدید کرده است.
انتقاد از انتقال هزینه به مردم
یاشار سلطانی، روزنامهنگار، طرح «سقاب» برای بنزین را ناشی از «بیعرضگی دولت» و دارای «ریسک آشوب اجتماعی» دانست.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت بر اساس یک گزارش محرمانه دولت، خودروهای بیکیفیت ۵۶.۷ درصد و ارزانی بنزین تنها ۷.۳ درصد در مصرف بالای بنزین نقش دارند.
سلطانی افزود بر اساس همین گزارش، سهم خودروهای بیکیفیت در مصرف بالای بنزین نزدیک به هشت برابر ارزانی این سوخت است و پرسید: «چرا از نظر دولت سادهترین نسخه، دست بردن به قیمت بنزین و جیب مردم است؟»
او همچنین نوشت: «مردم قرار نیست صورتحساب بیعرضگی مدیران در خودروسازی، حملونقل، کنترل قاچاق و مدیریت انرژی را پرداخت کنند.»
محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان، ۲۶ مرداد گفت دولت قصد کاهش سهمیه اول بنزین را ندارد، اما سهمیه دوم باید بهتدریج کاهش یابد، زیرا راهبرد بلندمدت دولت حرکت به سمت آزادسازی قیمتهاست.
عارف همچنین گفت دولت پس از بررسیهای کارشناسی «نرخ چهارمی» برای بنزین تعیین کرده بود، اما اجرای آزمایشی آن در استان کرمان بدون هماهنگی آغاز شد و پس از رسانهای شدن، دستور توقف آن صادر شد.
او تاکید کرد نرخ اعلامشده در کرمان نیز با نرخ مورد نظر دولت متفاوت بوده است.
بحث افزایش قیمت بنزین در ایران با سابقه اعتراضات سراسری گره خورده است.
۲۴ آبان ۱۳۹۸، دولت حسن روحانی بهطور ناگهانی از افزایش ۲۰۰ درصدی نرخ بنزین خبر داد؛ تصمیمی که موجی از خشم و اعتراض را در سراسر کشور برانگیخت.
در کمتر از یک هفته، صدها شهر در ۲۹ استان صحنه تجمعات اعتراضی شد. اعتراضها با مطالبات معیشتی آغاز شد، اما به سرعت رنگ سیاسی و ضدحکومتی گرفت و با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی مواجه شد که صدها کشته بر جای گذاشت.
وبسایت گلفنیوز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود میتواند هزینه عبور کشتیها از تنگه هرمز را بهشدت افزایش دهد، اما بستن طولانیمدت یا کنترل دائمی این آبراه، انزوای سیاسی، خطر نظامی و زیان اقتصادی بیشتری برای تهران به همراه خواهد داشت.
این گزارش میگوید [حکومت] ایران برای اعمال فشار نیازی به متوقفکردن همه نفتکشها ندارد. ایجاد سطح بالایی از ناامنی میتواند مالکان کشتیها، شرکتهای بیمه و اجارهکنندگان را به تاخیر در سفرها، تغییر مسیر، مطالبه تضمینهای امنیتی یا صرفنظرکردن از عبور از تنگه وادار کند.
به نوشته این رسانه اماراتی، حملات منتسب به حکومت ایران به کشتیهای تجاری، تردد در هرمز را بهشدت کاهش داده و هزینه بیمه، کرایه حملونقل و قیمت انرژی را افزایش داده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز برخورد «پرتابههای ناشناس» یا پهپادها با کشتیهای تجاری را تایید کرده و از شناورها خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند.
امارات متحده عربی [حکومت] ایران را مسئول حمله به کشتیهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، معرفی و استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی را «دزدی دریایی» توصیف کرده است. به نوشته این رسانه، ابوظبی در پی این حملات، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
جریان نفت از هرمز بهشدت کاهش یافته است
گلفنیوز با استناد به آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. این میزان در فاصله ماههای مارس تا مه بهطور متوسط به ۲.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ افتی که ظرفیت مسیرهای جایگزین نمیتواند آن را بهطور کامل جبران کند.
عربستان سعودی انتقال نفت از طریق خط لوله شرق - غرب به پایانههای دریای سرخ را افزایش داده و امارات از خط لوله حبشان - فجیره استفاده کرده است. ظرفیت خط لوله امارات حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز اعلام شده، اما مجموع ظرفیت این مسیرهای جایگزین همچنان بسیار کمتر از حجم نفتی است که پیش از بحران از هرمز عبور میکرد.
آمریکا، برزیل، قزاقستان و ونزوئلا نیز برای جبران کاهش عرضه نفت خلیج فارس، صادرات خود را افزایش دادهاند. براساس آمار نقلشده در گزارش، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا در ماه مه به رکورد روزانه ۱۳.۱ میلیون بشکه رسید.
کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی همچنین با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردهاند. این اقدام در ماه مه روزانه ۲.۵ میلیون بشکه به بازار افزود، اما گلفنیوز آن را راهکاری موقت میداند که نمیتواند جایگزین بازگشت جریان عادی نفت از تنگه هرمز شود.
بستن تنگه برای ایران نیز هزینه دارد
در این گزارش آمده است که بستهماندن طولانی هرمز، صادرات و واردات انرژی خود ایران را نیز محدود خواهد کرد. چنین وضعیتی میتواند خریداران بزرگ آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، را به تنوعبخشیدن به منابع انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه ترغیب کند.
ادامه اختلال همچنین ممکن است به افزایش حضور نیروهای دریایی، گسترش تبادل اطلاعات، اجرای هماهنگتر تحریمها و حتی اقدام مستقیم نظامی منجر شود. در این صورت، تهران ممکن است در افکار عمومی جهانی نه صرفا یکی از طرفهای درگیری منطقهای، بلکه مسئول یک شوک گسترده انرژی شناخته شود.
گلفنیوز تاکید کرده است که براساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها، کشتیها و هواپیماها در تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی از حق عبور پیوسته و سریع برخوردارند و کشورهای ساحلی نمیتوانند این حق را تعلیق کنند. از این رو، حمله به کشتیهای تجاری نمیتواند ابزار قانونی چانهزنی برای اعمال حاکمیت بر هرمز باشد.
کشورهای جهان حملات به کشتیرانی را محکوم کردهاند
به نوشته این رسانه، مخالفت با حملات به کشتیهای تجاری به آمریکا و کشورهای خلیج فارس محدود نیست. مصر، ژاپن، اعضای گروه هفت، شماری از کشورهای خاورمیانه و اتحادیه عرب نیز این حملات را محکوم کرده و خواستار حفاظت از آزادی کشتیرانی شدهاند.
چین بارها بر ضرورت بازگشایی هرمز و تامین امنیت این گذرگاه حیاتی انرژی تاکید کرده است. شورای امنیت سازمان ملل نیز درباره افزایش حملات به کشتیهای تجاری ابراز نگرانی کرده، هرچند دستیابی به اجماع درباره تعیین مسئولیت و اعمال مجازات همچنان دشوار است.
گلفنیوز مشکل اصلی را نه کمبود محکومیتهای سیاسی، بلکه نبود اراده مشترک برای اجرای اقدامات عملی دانسته است. بسیاری از کشورها با حمله به کشتیرانی غیرنظامی مخالفاند، اما نمیخواهند به یکی از طرفهای رویارویی آمریکا و [حکومت] ایران تبدیل شوند.
به نوشته این رسانه، [حکومت] ایران میکوشد فشار بر کشتیرانی را پایینتر از آستانهای نگه دارد که واکنشی هماهنگ و نظامی در سطح بینالمللی ایجاد کند، اما همزمان هزینه فعالیت عادی کشتیها را بهشدت بالا ببرد.
بازگشایی از مسیر مذاکره محتملتر است
گلفنیوز نتیجه گرفته است که پایان محتمل بحران نه کنترل دائمی ایران بر تنگه هرمز خواهد بود و نه یک راهحل صرفا نظامی. محتملترین سناریو، بازگشایی تنگه از طریق توافقی است که با نظارت، بازدارندگی و تضمینهای امنیتی همراه باشد و به طرفهای درگیر اجازه دهد هر یک مدعی دستیابی به بخشی از اهداف خود شوند.
این گزارش اهداف احتمالی تهران را حفظ بقای حکومت، وادارکردن واشینگتن به مذاکره مستقیم، دریافت امتیازهای تحریمی یا امنیتی و افزایش هزینه فشار نظامی دانسته است. در مقابل، آمریکا و متحدانش خواستار عبور آزادانه کشتیها بدون بهرسمیتشناختن حق وتو برای [حکومت] ایران در یک آبراه بینالمللی هستند.
این رسانه در جمعبندی نوشته است هر بار که [حکومت] ایران از موقعیت هرمز بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند، انگیزه جهان برای توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ذخایر اضطراری، یافتن تامینکنندگان تازه و تقویت همکاریهای امنیت دریایی بیشتر میشود. بنابراین، قدرت فشار [حکومت] ایران تا زمانی بالا خواهد ماند که تنگه هرمز برای بازار جهانی انرژی جایگزینناپذیر باشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با امضای یک یادداشت اجرایی، نهادهای فدرال را مامور کرد زمینه افزایش چشمگیر پرتابهای فضایی تجاری را فراهم کنند. کاخ سفید قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت انجام دستکم هزار پرتاب و عملیات بازگشت فضاپیما به جو را در هر سال ایجاد کند.
براساس گزارش رویترز، آمریکا در سال ۲۰۲۵ میلادی ۱۷۸ پرتاب فضایی انجام داد که ۱۰ برابر شمار پرتابها در سال ۲۰۱۳ بود. شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، با انجام ۱۷۰ پرتاب و استقرار حدود دو هزار و ۵۰۰ ماهواره، سهم غالب این فعالیتها را در اختیار داشت.
یادداشت ترامپ از نهادهای دولتی میخواهد اراضی فدرال مناسب برای ایجاد پایگاههای جدید پرتاب و بازگشت فضاپیماها را شناسایی کنند. رییسجمهوری آمریکا همچنین خواسته است ظرف ۹۰ روز مکان یک پایگاه فدرال جدید برای عملیات بازگشت به جو تعیین شود.
دولت صدور مجوزها را تسریع میکند
این سیاست بر مشارکت گستردهتر بخش خصوصی در توسعه زیرساختهای حملونقل فضایی تاکید دارد. نهادهای فدرال موظف شدهاند برای اجرای پروژههای مشترک با شرکتهای خصوصی مشوق ایجاد کنند، صدور مجوزها و بررسیهای زیستمحیطی را سرعت ببخشند و طیف فرکانسی بیسیم کافی برای عملیات فضایی اختصاص دهند.
دولت آمریکا همچنین قصد دارد حریمهای هوایی اولویتدار برای کریدورهای مهم پرتاب فضایی تعیین و فعالیتهای فضایی را در برنامه نوسازی سامانه کنترل ترافیک هوایی ادغام کند.
ترامپ از سازمانهای دولتی خواسته است، جز در موارد ضروری برای ایمنی عمومی یا امنیت ملی، از فعالیتهایی که مانع حملونقل فضایی تجاری میشوند یا با شرکتهای آمریکایی رقابت میکنند، خودداری کنند.
براساس این یادداشت، درخواست شرکتهای خارجی برای پرتاب فضاپیماهای تجاری از خاک آمریکا نیز بهصورت موردی بررسی خواهد شد.
بازگشت به ماه برای سال ۲۰۲۸ برنامهریزی شده است
بخش دیگری از برنامه فضایی ترامپ به بازگشت فضانوردان آمریکایی به ماه تا سال ۲۰۲۸ اختصاص دارد. ناسا مامور شده است حملونقل تجاری به ماه و ماموریتهای رباتیک بخش خصوصی به مریخ را تسهیل و راههای تجاری اعزام انسان به سیاره سرخ را بررسی کند.
کاخ سفید همچنین استقرار اجزای اولیه یک پایگاه در ماه را تا سال ۲۰۳۰ هدفگذاری کرده است. مایکل کراتسیوس، مدیر دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، گفت سیاست جدید با اولویتدادن به بخش تجاری، آمریکا را برای رهبری مرحله بعدی فعالیتهای فضایی آماده میکند.
ترامپ در آغاز دومین دوره ریاستجمهوری خود بارها بر اعزام انسان به مریخ تاکید کرده بود؛ هدفی که ایلان ماسک نیز برای اسپیسایکس دنبال میکند. با این حال، فشار قانونگذاران کنگره سبب شد برنامه «آرتمیس» ناسا و بازگشت به ماه بار دیگر در مرکز سیاست فضایی آمریکا قرار گیرد.
رییس اداره هوانوردی فدرال آمریکا پیشتر گفته بود اسپیسایکس قصد دارد ظرف پنج سال ظرفیت خود را به ۱۰ هزار پرتاب در سال برساند. این شرکت همچنین پیشنهاد کرده است منظومهای متشکل از یک میلیون ماهواره در مدار زمین مستقر کند تا با بهرهگیری از انرژی خورشیدی، برق مراکز داده هوش مصنوعی را تامین کنند.
مارک تیسن، ستوننویس روزنامه واشینگتنپست، در یادداشتی هشدار داده است که [حکومت] ایران ممکن است پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا، با حمله به زیرساختهای انرژی یا نیروهای آمریکایی، در پی افزایش هزینههای سیاسی جنگ برای دونالد ترامپ باشد.
تیسن در این یادداشت تحلیلی نوشته است [حکومت] ایران با وجود خسارتهای گستردهای که در عملیات نظامی آمریکا متحمل شده، همچنان توان کافی برای تهدید تاسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس، پایگاههای آمریکا و کشتیهای عبوری از تنگه هرمز را در اختیار دارد.
این ستوننویس احتمال داده است تهران پیش از رایگیری ماه نوامبر از این توان استفاده کند تا قیمت جهانی نفت را افزایش دهد، نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد یا واشینگتن را به ازسرگیری جنگ وادار کند.
حکومت ایران توان تلافیجویی خود را حفظ کرده است
به نوشته واشینگتنپست، ترامپ در شش ماه گذشته محاصره اقتصادی ایران را دوباره برقرار کرده، صادرات نفت این کشور را بهشدت کاهش داده و با اسکورت نفتکشها، کنترل مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را در دست گرفته است.
ترامپ همچنین تهدید کرده است هر کشور یا نهادی را که با جمهوری اسلامی دادوستد کند، با آنچه «کوبندهترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور خوانده، روبهرو خواهد کرد.
با این حال، تیسن استدلال میکند که رهبران حکومت ایران از بیمیلی ترامپ به ازسرگیری یک عملیات نظامی گسترده آگاهاند. به باور او، حملات پهپادی و موشکی [حکومت] ایران به کشتیهای تجاری و نیروهای آمریکایی، تلاشهایی برای آزمودن میزان آمادگی رییسجمهوری آمریکا برای واکنش نظامی بودهاند.
نویسنده تاکید کرده که عملیات «خشم حماسی» بخش بزرگی از صنایع دفاعی و توان متعارف نظامی حکومت ایران را نابود کرد، اما توقف زودهنگام حملات سبب شد تهران بخشی از قدرت آتش خود را حفظ کند.
حمله به تاسیسات انرژی یکی از سناریوهای احتمالی است
تیسن یکی از محتملترین گزینههای [حکومت] ایران را حمله به تاسیسات نفت و گاز عربستان سعودی، قطر یا دیگر کشورهای منطقه دانسته است. چنین اقدامی میتواند عرضه نفت را مختل کند، قیمت انرژی را در آستانه انتخابات افزایش دهد و به موقعیت سیاسی ترامپ و جمهوریخواهان آسیب برساند.
او با استناد به گزارشی از روزنامه والاستریت ژورنال نوشته است متحدان عرب آمریکا اطلاعاتی در اختیار واشینگتن گذاشتهاند که از احتمال آمادگی [حکومت] ایران برای گسترش جنگ و افزایش هزینهها برای ایالات متحده حکایت دارد.
در این یادداشت سه سناریوی اصلی مطرح شده است: [حکومت] ایران ممکن است با هدف افزایش قیمت جهانی نفت به زیرساختهای انرژی منطقه حمله کند؛ نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد و ترامپ را به واکنش نظامی وادار سازد یا برای اجرای حملهای تروریستی در خاک آمریکا یا یکی از کشورهای متحد آن تلاش کند.
تیسن نوشته است تهران ممکن است تصور کند حمله پیش از انتخابات، شانس دموکراتها را برای به دست گرفتن کنترل کنگره افزایش میدهد و زمینه کاهش یا توقف بودجه جنگ را فراهم میکند. به باور او، مقامهای ایرانی همچنین شاید انتظار داشته باشند آمریکا پس از انتخابات در هر صورت حملات خود را از سر بگیرد و به همین دلیل بخواهند زمان آغاز دوباره درگیری را خود تعیین کنند.
نویسنده خواستار حمله پیشگیرانه شده است
تیسن در پایان از دولت ترامپ خواسته است منتظر اقدام احتمالی [حکومت] ایران نماند و پیش از آن، حملهای «نهایی و قاطع» علیه رهبران جمهوری اسلامی، زیرساختهای اقتصادی و انرژی و تاسیسات هستهای ایران انجام دهد.
او استدلال کرده است که اگر [حکومت] ایران دست به یک «غافلگیری اکتبر» بزند، ترامپ ناچار خواهد شد عملیات گسترده نظامی را از سر بگیرد؛ بنابراین بهتر است زمان چنین عملیاتی را واشینگتن تعیین کند.
چین قرار بود دوم شهریور کاوشگر چانگئه-۷ را به سوی قطب جنوب ماه پرتاب کند، اما این ماموریت در آخرین مرحله لغو و دستکم تا سال ۲۰۲۷ به تعویق افتاد. شرایط نامساعد جوی در جزیره هاینان یکی از دلایل احتمالی این تصمیم عنوان شده است.
در مرکز این ماموریت که قرار است سال آینده انجام شود، یک هدف به ظاهر ساده قرار دارد: یخ.
اما جستوجوی چین به این معنا نیست که دانشمندان تازه میخواهند بفهمند آیا روی ماه آب وجود دارد یا نه. پاسخ این سوال سالهاست تا حد زیادی روشن شده است. ماموریتهای مختلف شواهد محکمی از وجود آب و یخ در مناطق قطبی ماه به دست آوردهاند.
سوال امروز پیچیدهتر و بسیار مهمتر است: این یخ دقیقا کجاست؟ چه مقدار از آن وجود دارد؟ در چه عمقی قرار گرفته و آیا روزی میتوان از آن برای زندگی و فعالیت انسان روی ماه استفاده کرد؟ چانگئه-۷ برای پیدا کردن بخشی از این پاسخها ساخته شده است.
سفر به جایی که خورشید هرگز طلوع نمیکند
قطب جنوب ماه محیط عجیبی دارد. محور چرخش ماه تنها اندکی نسبت به مدارش انحراف دارد. در نتیجه در نزدیکی قطبها، خورشید همیشه بسیار نزدیک افق باقی میماند. لبه بعضی کوهها و دهانهها میتوانند برای مدت طولانی نور خورشید دریافت کنند، در حالی که تنها چند کیلومتر آنطرفتر، کف دهانهها ممکن است میلیاردها سال باشد که شاهد نور مستقیم خورشید نبودهاست. این مناطق با عنوان «نواحی همیشهسایه» شناخته میشوند.
این گودالها، که میلیاردها سال نور خورشید به آنها نتابیده، به «تلههای سرما» معروفاند. دادههای ناسا نشان داده دمای برخی از این نقاط میتواند تا منفی ۲۵۰ درجه سانتیگراد سقوط کند.
یکی از مهمترین مناطق مورد توجه دانشمندان، اطراف دهانه شَکِلتون در نزدیکی قطب جنوب است، دهانهای حدود ۲۱ کیلومتر عرض و چهار کیلومتر عمق که کف آن تقریبا همیشه در تاریکی قرار دارد، در حالی که بخشهایی از لبه آن نور خورشید مناسبی دریافت میکنند.
همین تضاد، این منطقه را بسیار ارزشمند کرده است: جایی برای تولید برق خورشیدی در نزدیکی مکانی که احتمالا یخ در آن حفظ شده است.
یک ماموریت، چهار کاوشگر
چانگئه-۷ برخلاف یک فرودگر ساده، در واقع مجموعهای از چند ابزار فضایی است. یک مدارگرد که از بالای سطح و زیرسطح منطقه را بررسی میکند. فرودگری که تجهیزات علمی را روی ماه قرار میدهد. یک ماهنورد در اطراف محل فرود حرکت و خاک و ساختار زیرسطحی را مطالعه میکند.
اما شاید جالبترین عضو این مجموعه، کاوشگر کوچک جهندهای باشد که برای ورود به نقاطی طراحی شده که یک ماهنورد چرخدار به سادگی نمیتواند به آنها برسد.
این وسیله میتواند از مناطق روشن حرکت کند و به داخل دهانههای تاریک بپرد، مناطقی که هم شیب شدید دارند، هم ارتباط و ناوبری در آنها دشوار است و هم سرمای شدید کار تجهیزات را پیچیده میکند.
این کاوشگر به دستگاهی برای تحلیل مولکولهای آب مجهز شده است. هدف فقط تشخیص هیدروژن از فاصله دور نیست، دانشمندان میخواهند مواد را در همان محل بررسی کنند و ببینند آیا واقعا یخ آب در خاک وجود دارد، چه مقدار است و چه ویژگیهایی دارد.
اگر این بخش ماموریت موفق شود، چانگئه-۷ میتواند یکی از دقیقترین بررسیهای مستقیم از ذخایر یخ در مناطق همیشهسایه ماه را انجام دهد.
اما چرا چند کیلو یخ اینقدر مهم است؟
برای ماموریتهای کوتاه، بردن آب از زمین کار سادهتری است. اما اگر قرار باشد انسان برای هفتهها، ماهها یا حتی سالها روی ماه زندگی کند، حمل تمام نیازهای او از زمین بسیار گران خواهد بود. در چنین شرایطی آب ماه فقط برای نوشیدن اهمیت ندارد.
با تجزیه آب میتوان اکسیژن مورد نیاز برای تنفس تولید کرد. هیدروژن و اکسیژن حاصل از آن نیز بالقوه میتوانند در سامانههای پیشران فضایی به عنوان سوخت استفاده شوند.
در نتیجه اگر روزی استخراج آب در ماه از نظر فنی و اقتصادی امکانپذیر شود، بخشی از مواد مورد نیاز ماموریتهای فضایی دیگر لازم نیست از زمین حمل شود.
این همان چیزی است که در صنعت فضایی استفاده از منابع در محل نامیده میشود: به جای اینکه همه چیز را با خود ببرید، از موادی که در مقصد وجود دارد استفاده کنید.
البته فاصله زیادی میان «پیدا کردن یخ» و ساختن یک کارخانه سوخت فضاپیماها روی ماه وجود دارد. هنوز معلوم نیست یخ در این مناطق چه تراکمی دارد، استخراج آن چقدر انرژی میخواهد و آیا میتوان سامانههایی ساخت که سالها در محیط خشن قطب جنوب ماه کار کنند. ماموریت چانگئه-۷ تنها برای کمک به پاسخ دادن به سوالهایی است که پیش از رسیدن به مراحل بعد باید حل شوند.
از آزمایش علمی تا رقابت فضایی
اهمیت چانگئه-۷ فقط به علم محدود نمیشود. چین طی دو دهه گذشته برنامه اکتشاف ماه را مرحله به مرحله پیش برده است: ابتدا مدارگرد فرستاد، سپس روی ماه فرود آمد، ماهنورد به کار گرفت و در سال ۲۰۲۰ نمونههای ماه را به زمین بازگرداند. چانگئه-۶ در سال ۲۰۲۴ نیز برای نخستین بار در تاریخ نمونههایی از نیمه دور ماه به زمین آورد.
چانگئه-۷ آغاز مرحله دیگری است، مرحلهای که توجه آن از «رسیدن به ماه» به سمت شناخت محیط و منابع مورد نیاز برای حضور طولانیتر حرکت میکند.
ماموریت بعدی، چانگئه-۸، قرار است در سالهای آینده فناوریهای بیشتری را در همین مسیر آزمایش کند. چین همچنین گفته است قصد دارد تا پیش از پایان دهه جاری فضانوردان خود را روی ماه فرود بیاورد و در افق بلندمدت، همراه با شرکای بینالمللی، یک ایستگاه تحقیقاتی در ماه ایجاد کند.
آمریکا نیز تقریبا به همان منطقه چشم دوخته است. پس از پرواز سرنشیندار آرتمیس ۲ به دور ماه در بهار امسال، ناسا برنامه خود برای بازگشت به سطح ماه را ادامه میدهد. طبق برنامه فعلی، آرتمیس ۳ در سال ۲۰۲۷ فناوریهای مورد نیاز فرود را آزمایش خواهد کرد و آرتمیس ۴ در سال ۲۰۲۸ نخستین فضانوردان را به منطقه قطب جنوب ماه خواهد برد.
همزمان، ناسا برنامهای با عنوان «Moon Base» را برای ایجاد مجموعهای از تجهیزات، رباتها، سامانههای حملونقل و در نهایت زیرساخت لازم برای حضور طولانیمدت انسان در قطب جنوب آغاز کرده است.
در عمل، هر دو قدرت فضایی به یک نتیجه رسیدهاند: اگر قرار باشد حضور انسان در ماه از چند سفر کوتاه فراتر برود، قطب جنوب یکی از بهترین نقاط برای شروع است.
آیا مسابقهای برای تصاحب ماه آغاز شده است؟
عبارت «رقابت بر سر ماه» جذاب است، اما ممکن است تصویر اشتباهی ایجاد کند.
بر اساس پیمان ماورای جو، هیچ کشوری نمیتواند بخشی از ماه را خاک خود اعلام کند. چین با فرود در یک دهانه و آمریکا با ساخت یک پایگاه نمیتوانند مالک آن منطقه شوند. اما حضور زودتر همچنان اهمیت دارد.
کشوری که زودتر بتواند مناطق مناسب را با جزئیات نقشهبرداری کند، منابع را بشناسد، سیستمهای ارتباطی و ناوبری ایجاد کند و فناوری کار در محیط قطب جنوب را توسعه دهد، تجربه و زیرساختی به دست میآورد که دیگران فاقد آن هستند.
رقابت واقعی احتمالا نه بر سر کاشتن یک پرچم، بلکه بر سر توانایی ماندن، کار کردن و ساختن زیرساخت خواهد بود. همین موضوع است که ماموریتی مانند چانگئه-۷ را از یک آزمایش علمی صرف فراتر میبرد. موفقیت واقعی این ماموریت زمانی خواهد بود که بتواند نشان دهد آن یخ دقیقا کجاست، چه شکلی دارد و تا چه اندازه قابل دسترس است.
اگر این اتفاق بیفتد، تاریکترین دهانههای ماه دیگر فقط نقاط ناشناختهای روی نقشه نخواهند بود. آنها ممکن است به یکی از مهمترین مکانها برای حضور انسان در فضا در مراحل بعد تبدیل شوند.