قالیباف: هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند دوام نمیآوریم


محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، پنجشنبه ۲۹ مرداد و در نشست «جمع فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی» در بغداد اعلام کرد: «هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم.»
قالیباف گفت: «امنیت و اقتصاد دو بال یکدیگرند؛ اگر امنیت برقرار نشود، سرمایه نمیآید و اگر امنیت برقرار شود اما تداوم آن با اقتصاد پیش نرود، پایدار نخواهد بود.»
رییس مجلس همچنین افزود: «جغرافیای تنگه هرمز، خلیج فارس، بابالمندب و کانال سوئز در مدیترانه به گونهای است که ۷۵ درصد حملونقل دریایی جهان که اساس آن دریایی است، در اختیار کشورهای مسلمان بوده و این یکی از ویژگی های جهان اسلام است.»







وبسایت گلفنیوز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود میتواند هزینه عبور کشتیها از تنگه هرمز را بهشدت افزایش دهد، اما بستن طولانیمدت یا کنترل دائمی این آبراه، انزوای سیاسی، خطر نظامی و زیان اقتصادی بیشتری برای تهران به همراه خواهد داشت.
این گزارش میگوید [حکومت] ایران برای اعمال فشار نیازی به متوقفکردن همه نفتکشها ندارد. ایجاد سطح بالایی از ناامنی میتواند مالکان کشتیها، شرکتهای بیمه و اجارهکنندگان را به تاخیر در سفرها، تغییر مسیر، مطالبه تضمینهای امنیتی یا صرفنظرکردن از عبور از تنگه وادار کند.
به نوشته این رسانه اماراتی، حملات منتسب به حکومت ایران به کشتیهای تجاری، تردد در هرمز را بهشدت کاهش داده و هزینه بیمه، کرایه حملونقل و قیمت انرژی را افزایش داده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز برخورد «پرتابههای ناشناس» یا پهپادها با کشتیهای تجاری را تایید کرده و از شناورها خواسته است احتیاط بیشتری به خرج دهند.
امارات متحده عربی [حکومت] ایران را مسئول حمله به کشتیهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، معرفی و استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار اقتصادی را «دزدی دریایی» توصیف کرده است. به نوشته این رسانه، ابوظبی در پی این حملات، مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
جریان نفت از هرمز بهشدت کاهش یافته است
گلفنیوز با استناد به آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. این میزان در فاصله ماههای مارس تا مه بهطور متوسط به ۲.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ افتی که ظرفیت مسیرهای جایگزین نمیتواند آن را بهطور کامل جبران کند.
عربستان سعودی انتقال نفت از طریق خط لوله شرق - غرب به پایانههای دریای سرخ را افزایش داده و امارات از خط لوله حبشان - فجیره استفاده کرده است. ظرفیت خط لوله امارات حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز اعلام شده، اما مجموع ظرفیت این مسیرهای جایگزین همچنان بسیار کمتر از حجم نفتی است که پیش از بحران از هرمز عبور میکرد.
آمریکا، برزیل، قزاقستان و ونزوئلا نیز برای جبران کاهش عرضه نفت خلیج فارس، صادرات خود را افزایش دادهاند. براساس آمار نقلشده در گزارش، صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا در ماه مه به رکورد روزانه ۱۳.۱ میلیون بشکه رسید.
کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی همچنین با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردهاند. این اقدام در ماه مه روزانه ۲.۵ میلیون بشکه به بازار افزود، اما گلفنیوز آن را راهکاری موقت میداند که نمیتواند جایگزین بازگشت جریان عادی نفت از تنگه هرمز شود.
بستن تنگه برای ایران نیز هزینه دارد
در این گزارش آمده است که بستهماندن طولانی هرمز، صادرات و واردات انرژی خود ایران را نیز محدود خواهد کرد. چنین وضعیتی میتواند خریداران بزرگ آسیایی، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، را به تنوعبخشیدن به منابع انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه ترغیب کند.
ادامه اختلال همچنین ممکن است به افزایش حضور نیروهای دریایی، گسترش تبادل اطلاعات، اجرای هماهنگتر تحریمها و حتی اقدام مستقیم نظامی منجر شود. در این صورت، تهران ممکن است در افکار عمومی جهانی نه صرفا یکی از طرفهای درگیری منطقهای، بلکه مسئول یک شوک گسترده انرژی شناخته شود.
گلفنیوز تاکید کرده است که براساس کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها، کشتیها و هواپیماها در تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی از حق عبور پیوسته و سریع برخوردارند و کشورهای ساحلی نمیتوانند این حق را تعلیق کنند. از این رو، حمله به کشتیهای تجاری نمیتواند ابزار قانونی چانهزنی برای اعمال حاکمیت بر هرمز باشد.
کشورهای جهان حملات به کشتیرانی را محکوم کردهاند
به نوشته این رسانه، مخالفت با حملات به کشتیهای تجاری به آمریکا و کشورهای خلیج فارس محدود نیست. مصر، ژاپن، اعضای گروه هفت، شماری از کشورهای خاورمیانه و اتحادیه عرب نیز این حملات را محکوم کرده و خواستار حفاظت از آزادی کشتیرانی شدهاند.
چین بارها بر ضرورت بازگشایی هرمز و تامین امنیت این گذرگاه حیاتی انرژی تاکید کرده است. شورای امنیت سازمان ملل نیز درباره افزایش حملات به کشتیهای تجاری ابراز نگرانی کرده، هرچند دستیابی به اجماع درباره تعیین مسئولیت و اعمال مجازات همچنان دشوار است.
گلفنیوز مشکل اصلی را نه کمبود محکومیتهای سیاسی، بلکه نبود اراده مشترک برای اجرای اقدامات عملی دانسته است. بسیاری از کشورها با حمله به کشتیرانی غیرنظامی مخالفاند، اما نمیخواهند به یکی از طرفهای رویارویی آمریکا و [حکومت] ایران تبدیل شوند.
به نوشته این رسانه، [حکومت] ایران میکوشد فشار بر کشتیرانی را پایینتر از آستانهای نگه دارد که واکنشی هماهنگ و نظامی در سطح بینالمللی ایجاد کند، اما همزمان هزینه فعالیت عادی کشتیها را بهشدت بالا ببرد.
بازگشایی از مسیر مذاکره محتملتر است
گلفنیوز نتیجه گرفته است که پایان محتمل بحران نه کنترل دائمی ایران بر تنگه هرمز خواهد بود و نه یک راهحل صرفا نظامی. محتملترین سناریو، بازگشایی تنگه از طریق توافقی است که با نظارت، بازدارندگی و تضمینهای امنیتی همراه باشد و به طرفهای درگیر اجازه دهد هر یک مدعی دستیابی به بخشی از اهداف خود شوند.
این گزارش اهداف احتمالی تهران را حفظ بقای حکومت، وادارکردن واشینگتن به مذاکره مستقیم، دریافت امتیازهای تحریمی یا امنیتی و افزایش هزینه فشار نظامی دانسته است. در مقابل، آمریکا و متحدانش خواستار عبور آزادانه کشتیها بدون بهرسمیتشناختن حق وتو برای [حکومت] ایران در یک آبراه بینالمللی هستند.
این رسانه در جمعبندی نوشته است هر بار که [حکومت] ایران از موقعیت هرمز بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند، انگیزه جهان برای توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ذخایر اضطراری، یافتن تامینکنندگان تازه و تقویت همکاریهای امنیت دریایی بیشتر میشود. بنابراین، قدرت فشار [حکومت] ایران تا زمانی بالا خواهد ماند که تنگه هرمز برای بازار جهانی انرژی جایگزینناپذیر باشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با امضای یک یادداشت اجرایی، نهادهای فدرال را مامور کرد زمینه افزایش چشمگیر پرتابهای فضایی تجاری را فراهم کنند. کاخ سفید قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت انجام دستکم هزار پرتاب و عملیات بازگشت فضاپیما به جو را در هر سال ایجاد کند.
براساس گزارش رویترز، آمریکا در سال ۲۰۲۵ میلادی ۱۷۸ پرتاب فضایی انجام داد که ۱۰ برابر شمار پرتابها در سال ۲۰۱۳ بود. شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، با انجام ۱۷۰ پرتاب و استقرار حدود دو هزار و ۵۰۰ ماهواره، سهم غالب این فعالیتها را در اختیار داشت.
یادداشت ترامپ از نهادهای دولتی میخواهد اراضی فدرال مناسب برای ایجاد پایگاههای جدید پرتاب و بازگشت فضاپیماها را شناسایی کنند. رییسجمهوری آمریکا همچنین خواسته است ظرف ۹۰ روز مکان یک پایگاه فدرال جدید برای عملیات بازگشت به جو تعیین شود.
دولت صدور مجوزها را تسریع میکند
این سیاست بر مشارکت گستردهتر بخش خصوصی در توسعه زیرساختهای حملونقل فضایی تاکید دارد. نهادهای فدرال موظف شدهاند برای اجرای پروژههای مشترک با شرکتهای خصوصی مشوق ایجاد کنند، صدور مجوزها و بررسیهای زیستمحیطی را سرعت ببخشند و طیف فرکانسی بیسیم کافی برای عملیات فضایی اختصاص دهند.
دولت آمریکا همچنین قصد دارد حریمهای هوایی اولویتدار برای کریدورهای مهم پرتاب فضایی تعیین و فعالیتهای فضایی را در برنامه نوسازی سامانه کنترل ترافیک هوایی ادغام کند.
ترامپ از سازمانهای دولتی خواسته است، جز در موارد ضروری برای ایمنی عمومی یا امنیت ملی، از فعالیتهایی که مانع حملونقل فضایی تجاری میشوند یا با شرکتهای آمریکایی رقابت میکنند، خودداری کنند.
براساس این یادداشت، درخواست شرکتهای خارجی برای پرتاب فضاپیماهای تجاری از خاک آمریکا نیز بهصورت موردی بررسی خواهد شد.
بازگشت به ماه برای سال ۲۰۲۸ برنامهریزی شده است
بخش دیگری از برنامه فضایی ترامپ به بازگشت فضانوردان آمریکایی به ماه تا سال ۲۰۲۸ اختصاص دارد. ناسا مامور شده است حملونقل تجاری به ماه و ماموریتهای رباتیک بخش خصوصی به مریخ را تسهیل و راههای تجاری اعزام انسان به سیاره سرخ را بررسی کند.
کاخ سفید همچنین استقرار اجزای اولیه یک پایگاه در ماه را تا سال ۲۰۳۰ هدفگذاری کرده است. مایکل کراتسیوس، مدیر دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، گفت سیاست جدید با اولویتدادن به بخش تجاری، آمریکا را برای رهبری مرحله بعدی فعالیتهای فضایی آماده میکند.
ترامپ در آغاز دومین دوره ریاستجمهوری خود بارها بر اعزام انسان به مریخ تاکید کرده بود؛ هدفی که ایلان ماسک نیز برای اسپیسایکس دنبال میکند. با این حال، فشار قانونگذاران کنگره سبب شد برنامه «آرتمیس» ناسا و بازگشت به ماه بار دیگر در مرکز سیاست فضایی آمریکا قرار گیرد.
رییس اداره هوانوردی فدرال آمریکا پیشتر گفته بود اسپیسایکس قصد دارد ظرف پنج سال ظرفیت خود را به ۱۰ هزار پرتاب در سال برساند. این شرکت همچنین پیشنهاد کرده است منظومهای متشکل از یک میلیون ماهواره در مدار زمین مستقر کند تا با بهرهگیری از انرژی خورشیدی، برق مراکز داده هوش مصنوعی را تامین کنند.
مارک تیسن، ستوننویس روزنامه واشینگتنپست، در یادداشتی هشدار داده است که [حکومت] ایران ممکن است پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا، با حمله به زیرساختهای انرژی یا نیروهای آمریکایی، در پی افزایش هزینههای سیاسی جنگ برای دونالد ترامپ باشد.
تیسن در این یادداشت تحلیلی نوشته است [حکومت] ایران با وجود خسارتهای گستردهای که در عملیات نظامی آمریکا متحمل شده، همچنان توان کافی برای تهدید تاسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس، پایگاههای آمریکا و کشتیهای عبوری از تنگه هرمز را در اختیار دارد.
این ستوننویس احتمال داده است تهران پیش از رایگیری ماه نوامبر از این توان استفاده کند تا قیمت جهانی نفت را افزایش دهد، نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد یا واشینگتن را به ازسرگیری جنگ وادار کند.
حکومت ایران توان تلافیجویی خود را حفظ کرده است
به نوشته واشینگتنپست، ترامپ در شش ماه گذشته محاصره اقتصادی ایران را دوباره برقرار کرده، صادرات نفت این کشور را بهشدت کاهش داده و با اسکورت نفتکشها، کنترل مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را در دست گرفته است.
ترامپ همچنین تهدید کرده است هر کشور یا نهادی را که با جمهوری اسلامی دادوستد کند، با آنچه «کوبندهترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور خوانده، روبهرو خواهد کرد.
با این حال، تیسن استدلال میکند که رهبران حکومت ایران از بیمیلی ترامپ به ازسرگیری یک عملیات نظامی گسترده آگاهاند. به باور او، حملات پهپادی و موشکی [حکومت] ایران به کشتیهای تجاری و نیروهای آمریکایی، تلاشهایی برای آزمودن میزان آمادگی رییسجمهوری آمریکا برای واکنش نظامی بودهاند.
نویسنده تاکید کرده که عملیات «خشم حماسی» بخش بزرگی از صنایع دفاعی و توان متعارف نظامی حکومت ایران را نابود کرد، اما توقف زودهنگام حملات سبب شد تهران بخشی از قدرت آتش خود را حفظ کند.
حمله به تاسیسات انرژی یکی از سناریوهای احتمالی است
تیسن یکی از محتملترین گزینههای [حکومت] ایران را حمله به تاسیسات نفت و گاز عربستان سعودی، قطر یا دیگر کشورهای منطقه دانسته است. چنین اقدامی میتواند عرضه نفت را مختل کند، قیمت انرژی را در آستانه انتخابات افزایش دهد و به موقعیت سیاسی ترامپ و جمهوریخواهان آسیب برساند.
او با استناد به گزارشی از روزنامه والاستریت ژورنال نوشته است متحدان عرب آمریکا اطلاعاتی در اختیار واشینگتن گذاشتهاند که از احتمال آمادگی [حکومت] ایران برای گسترش جنگ و افزایش هزینهها برای ایالات متحده حکایت دارد.
در این یادداشت سه سناریوی اصلی مطرح شده است: [حکومت] ایران ممکن است با هدف افزایش قیمت جهانی نفت به زیرساختهای انرژی منطقه حمله کند؛ نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد و ترامپ را به واکنش نظامی وادار سازد یا برای اجرای حملهای تروریستی در خاک آمریکا یا یکی از کشورهای متحد آن تلاش کند.
تیسن نوشته است تهران ممکن است تصور کند حمله پیش از انتخابات، شانس دموکراتها را برای به دست گرفتن کنترل کنگره افزایش میدهد و زمینه کاهش یا توقف بودجه جنگ را فراهم میکند. به باور او، مقامهای ایرانی همچنین شاید انتظار داشته باشند آمریکا پس از انتخابات در هر صورت حملات خود را از سر بگیرد و به همین دلیل بخواهند زمان آغاز دوباره درگیری را خود تعیین کنند.
نویسنده خواستار حمله پیشگیرانه شده است
تیسن در پایان از دولت ترامپ خواسته است منتظر اقدام احتمالی [حکومت] ایران نماند و پیش از آن، حملهای «نهایی و قاطع» علیه رهبران جمهوری اسلامی، زیرساختهای اقتصادی و انرژی و تاسیسات هستهای ایران انجام دهد.
او استدلال کرده است که اگر [حکومت] ایران دست به یک «غافلگیری اکتبر» بزند، ترامپ ناچار خواهد شد عملیات گسترده نظامی را از سر بگیرد؛ بنابراین بهتر است زمان چنین عملیاتی را واشینگتن تعیین کند.
چین در روزهای آینده یکی از پیچیدهترین ماموریتهای فضایی تاریخ خود را آغاز خواهد کرد. چانگئه-۷ قرار است با موشک سنگین «لانگ مارچ ۵» از پایگاه فضایی ونچانگ در جزیره هاینان راهی قطب جنوب ماه شود، منطقهای که حالا یکی از مهمترین نقاط در رقابت فضایی میان قدرتهای جهان است.
در مرکز این ماموریت یک هدف به ظاهر ساده قرار دارد: یخ.
اما جستوجوی چین به این معنا نیست که دانشمندان تازه میخواهند بفهمند آیا روی ماه آب وجود دارد یا نه. پاسخ این سوال سالهاست تا حد زیادی روشن شده است. ماموریتهای مختلف شواهد محکمی از وجود آب و یخ در مناطق قطبی ماه به دست آوردهاند.
سوال امروز پیچیدهتر و بسیار مهمتر است: این یخ دقیقا کجاست؟ چه مقدار از آن وجود دارد؟ در چه عمقی قرار گرفته و آیا روزی میتوان از آن برای زندگی و فعالیت انسان روی ماه استفاده کرد؟ چانگئه-۷ برای پیدا کردن بخشی از این پاسخها ساخته شده است.
سفر به جایی که خورشید هرگز طلوع نمیکند
قطب جنوب ماه محیط عجیبی دارد. محور چرخش ماه تنها اندکی نسبت به مدارش انحراف دارد. در نتیجه در نزدیکی قطبها، خورشید همیشه بسیار نزدیک افق باقی میماند. لبه بعضی کوهها و دهانهها میتوانند برای مدت طولانی نور خورشید دریافت کنند، در حالی که تنها چند کیلومتر آنطرفتر، کف دهانهها ممکن است میلیاردها سال باشد که شاهد نور مستقیم خورشید نبودهاست. این مناطق با عنوان «نواحی همیشهسایه» شناخته میشوند.
این گودالها، که میلیاردها سال نور خورشید به آنها نتابیده، به «تلههای سرما» معروفاند. دادههای ناسا نشان داده دمای برخی از این نقاط میتواند تا منفی ۲۵۰ درجه سانتیگراد سقوط کند.
یکی از مهمترین مناطق مورد توجه دانشمندان، اطراف دهانه شَکِلتون در نزدیکی قطب جنوب است، دهانهای حدود ۲۱ کیلومتر عرض و چهار کیلومتر عمق که کف آن تقریبا همیشه در تاریکی قرار دارد، در حالی که بخشهایی از لبه آن نور خورشید مناسبی دریافت میکنند.
همین تضاد، این منطقه را بسیار ارزشمند کرده است: جایی برای تولید برق خورشیدی در نزدیکی مکانی که احتمالا یخ در آن حفظ شده است.
یک ماموریت، چهار کاوشگر
چانگئه-۷ برخلاف یک فرودگر ساده، در واقع مجموعهای از چند ابزار فضایی است. یک مدارگرد که از بالای سطح و زیرسطح منطقه را بررسی میکند. فرودگری که تجهیزات علمی را روی ماه قرار میدهد. یک ماهنورد در اطراف محل فرود حرکت و خاک و ساختار زیرسطحی را مطالعه میکند.
اما شاید جالبترین عضو این مجموعه، کاوشگر کوچک جهندهای باشد که برای ورود به نقاطی طراحی شده که یک ماهنورد چرخدار به سادگی نمیتواند به آنها برسد.
این وسیله میتواند از مناطق روشن حرکت کند و به داخل دهانههای تاریک بپرد، مناطقی که هم شیب شدید دارند، هم ارتباط و ناوبری در آنها دشوار است و هم سرمای شدید کار تجهیزات را پیچیده میکند.
این کاوشگر به دستگاهی برای تحلیل مولکولهای آب مجهز شده است. هدف فقط تشخیص هیدروژن از فاصله دور نیست، دانشمندان میخواهند مواد را در همان محل بررسی کنند و ببینند آیا واقعا یخ آب در خاک وجود دارد، چه مقدار است و چه ویژگیهایی دارد.
اگر این بخش ماموریت موفق شود، چانگئه-۷ میتواند یکی از دقیقترین بررسیهای مستقیم از ذخایر یخ در مناطق همیشهسایه ماه را انجام دهد.
اما چرا چند کیلو یخ اینقدر مهم است؟
برای ماموریتهای کوتاه، بردن آب از زمین کار سادهتری است. اما اگر قرار باشد انسان برای هفتهها، ماهها یا حتی سالها روی ماه زندگی کند، حمل تمام نیازهای او از زمین بسیار گران خواهد بود. در چنین شرایطی آب ماه فقط برای نوشیدن اهمیت ندارد.
با تجزیه آب میتوان اکسیژن مورد نیاز برای تنفس تولید کرد. هیدروژن و اکسیژن حاصل از آن نیز بالقوه میتوانند در سامانههای پیشران فضایی به عنوان سوخت استفاده شوند.
در نتیجه اگر روزی استخراج آب در ماه از نظر فنی و اقتصادی امکانپذیر شود، بخشی از مواد مورد نیاز ماموریتهای فضایی دیگر لازم نیست از زمین حمل شود.
این همان چیزی است که در صنعت فضایی استفاده از منابع در محل نامیده میشود: به جای اینکه همه چیز را با خود ببرید، از موادی که در مقصد وجود دارد استفاده کنید.
البته فاصله زیادی میان «پیدا کردن یخ» و ساختن یک کارخانه سوخت فضاپیماها روی ماه وجود دارد. هنوز معلوم نیست یخ در این مناطق چه تراکمی دارد، استخراج آن چقدر انرژی میخواهد و آیا میتوان سامانههایی ساخت که سالها در محیط خشن قطب جنوب ماه کار کنند. ماموریت چانگئه-۷ تنها برای کمک به پاسخ دادن به سوالهایی است که پیش از رسیدن به مراحل بعد باید حل شوند.
از آزمایش علمی تا رقابت فضایی
اهمیت چانگئه-۷ فقط به علم محدود نمیشود. چین طی دو دهه گذشته برنامه اکتشاف ماه را مرحله به مرحله پیش برده است: ابتدا مدارگرد فرستاد، سپس روی ماه فرود آمد، ماهنورد به کار گرفت و در سال ۲۰۲۰ نمونههای ماه را به زمین بازگرداند. چانگئه-۶ در سال ۲۰۲۴ نیز برای نخستین بار در تاریخ نمونههایی از نیمه دور ماه به زمین آورد.
چانگئه-۷ آغاز مرحله دیگری است، مرحلهای که توجه آن از «رسیدن به ماه» به سمت شناخت محیط و منابع مورد نیاز برای حضور طولانیتر حرکت میکند.
ماموریت بعدی، چانگئه-۸، قرار است در سالهای آینده فناوریهای بیشتری را در همین مسیر آزمایش کند. چین همچنین گفته است قصد دارد تا پیش از پایان دهه جاری فضانوردان خود را روی ماه فرود بیاورد و در افق بلندمدت، همراه با شرکای بینالمللی، یک ایستگاه تحقیقاتی در ماه ایجاد کند.
آمریکا نیز تقریبا به همان منطقه چشم دوخته است. پس از پرواز سرنشیندار آرتمیس ۲ به دور ماه در بهار امسال، ناسا برنامه خود برای بازگشت به سطح ماه را ادامه میدهد. طبق برنامه فعلی، آرتمیس ۳ در سال ۲۰۲۷ فناوریهای مورد نیاز فرود را آزمایش خواهد کرد و آرتمیس ۴ در سال ۲۰۲۸ نخستین فضانوردان را به منطقه قطب جنوب ماه خواهد برد.
همزمان، ناسا برنامهای با عنوان «Moon Base» را برای ایجاد مجموعهای از تجهیزات، رباتها، سامانههای حملونقل و در نهایت زیرساخت لازم برای حضور طولانیمدت انسان در قطب جنوب آغاز کرده است.
در عمل، هر دو قدرت فضایی به یک نتیجه رسیدهاند: اگر قرار باشد حضور انسان در ماه از چند سفر کوتاه فراتر برود، قطب جنوب یکی از بهترین نقاط برای شروع است.
آیا مسابقهای برای تصاحب ماه آغاز شده است؟
عبارت «رقابت بر سر ماه» جذاب است، اما ممکن است تصویر اشتباهی ایجاد کند.
بر اساس پیمان ماورای جو، هیچ کشوری نمیتواند بخشی از ماه را خاک خود اعلام کند. چین با فرود در یک دهانه و آمریکا با ساخت یک پایگاه نمیتوانند مالک آن منطقه شوند. اما حضور زودتر همچنان اهمیت دارد.
کشوری که زودتر بتواند مناطق مناسب را با جزئیات نقشهبرداری کند، منابع را بشناسد، سیستمهای ارتباطی و ناوبری ایجاد کند و فناوری کار در محیط قطب جنوب را توسعه دهد، تجربه و زیرساختی به دست میآورد که دیگران فاقد آن هستند.
رقابت واقعی احتمالا نه بر سر کاشتن یک پرچم، بلکه بر سر توانایی ماندن، کار کردن و ساختن زیرساخت خواهد بود. همین موضوع است که ماموریتی مانند چانگئه-۷ را از یک آزمایش علمی صرف فراتر میبرد. موفقیت واقعی این ماموریت زمانی خواهد بود که بتواند نشان دهد آن یخ دقیقا کجاست، چه شکلی دارد و تا چه اندازه قابل دسترس است.
اگر این اتفاق بیفتد، تاریکترین دهانههای ماه دیگر فقط نقاط ناشناختهای روی نقشه نخواهند بود. آنها ممکن است به یکی از مهمترین مکانها برای حضور انسان در فضا در مراحل بعد تبدیل شوند.
شرکت آمریکایی «پاوروس» قراردادی به ارزش حدود ۲۲.۳ میلیون دلار برای استقرار سامانه مقابله با پهپادها در تاسیسات نفت و گاز خاورمیانه امضا کرده است؛ قراردادی که افزایش نگرانیها درباره آسیبپذیری زیرساختهای انرژی منطقه را بازتاب میدهد.
شرکت آمریکایی پاوروس، سازنده پهپاد و سامانههای راداری، پنجشنبه ۲۹ مرداد اعلام کرد فناوری مقابله با پهپادهای خود را برای حفاظت از زیرساختهای نفت و گاز در خاورمیانه در اختیار یک مشتری تجاری قرار میدهد.
این شرکت نام مشتری و محل دقیق استقرار تجهیزات را فاش نکرده است؛ موضوعی که ارزیابی مستقل دامنه پروژه و کشور میزبان آن را ناممکن میکند.
براساس اعلام پاوروس، سامانه جدید قادر خواهد بود تهدیدهای پهپادی را شناسایی، رهگیری و طبقهبندی کند. اطلاعات گردآوریشده سپس به یک مرکز فرماندهی در محل مشتری منتقل میشود تا اپراتورها تصویری یکپارچه از فعالیتهای هوایی منطقه در اختیار داشته باشند.
این قرارداد تامین سختافزار و نرمافزار، نصب و راهاندازی سامانه در محل و یک برنامه نگهداری ۲۴ماهه را در بر میگیرد. شرکت هنوز جدول زمانی اجرای پروژه یا جزئیات مربوط به شمار و نوع تجهیزات را اعلام نکرده است.
پاوروس میگوید معماری این سامانه امکان میدهد در آینده پهپاد رهگیری به نام «گاردین» نیز به آن افزوده شود. به این ترتیب، مجموعهای که در مرحله نخست برای کشف و ردیابی تهدیدها طراحی شده، میتواند در آینده توان رهگیری و مقابله عملی با پهپادهای مهاجم را نیز به دست آورد.
برت ولیکوویچ، یکی از بنیانگذاران و رییس پاوروس، گفت: «این قرارداد تجاری بازتابدهنده مسیری است که به باور ما بازار مقابله با پهپادها در پیش گرفته است؛ حرکت به سوی حفاظت یکپارچه و شبکهای از زیرساختهای حیاتی نفت و گاز.»
حملات منطقهای تقاضا برای پدافند ضدپهپادی را افزایش داده است
این قرارداد در شرایطی منعقد شده که حملات پهپادی و موشکی، نگرانی کشورهای منطقه درباره امنیت پالایشگاهها، پایانههای صادراتی، خطوط انتقال و مسیرهای کشتیرانی را افزایش داده است.
در تازهترین نمونه، امارات متحده عربی در مرداد ماه حکومت ایران را متهم کرد دو نفتکش متعلق به شرکت دولتی نفت و گاز ابوظبی، ادنوک، را هنگام عبور از تنگه هرمز با پهپاد هدف قرار داده است. تهران مسئولیت این حملات را نپذیرفت. تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن میتواند بر عرضه و قیمت جهانی نفت و گاز اثر بگذارد.
چند هفته پیش از آن نیز عربستان سعودی اعلام کرده بود پهپادهای شلیکشده از سوی شبهنظامیان مورد حمایت حکومت ایران در عراق را که تاسیسات نفتی این کشور را هدف گرفته بودند، سرنگون کرده است. حوثیهای یمن هم مدعی حمله به تاسیسات نفتی عربستان شده بودند.
این تحولات سبب شده است حفاظت از تاسیسات انرژی دیگر تنها به سامانههای متعارف پدافند هوایی متکی نباشد. پهپادهای کوچک و کمهزینه میتوانند در ارتفاع پایین پرواز کنند و شناسایی آنها برای رادارهایی که با هدف مقابله با هواپیماها و موشکهای بزرگتر طراحی شدهاند، دشوارتر باشد. از همین رو، تقاضا برای شبکههایی که رادار، حسگر، نرمافزار فرماندهی و ابزار رهگیری را در یک سامانه واحد ترکیب میکنند، افزایش یافته است.
پاوروس در آستانه ادغام قرار دارد
پاوروس همزمان در حال طیکردن مراحل ادغام با شرکت «اورئوس گرینوی هولدینگز» است. براساس اسناد ثبتشده نزد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، توافق ادغام دو شرکت در هشتم مارس ۲۰۲۶ امضا شده و پس از تکمیل معامله، شرکت ترکیبی قرار است با نام «پاوروس کورپوریشن» فعالیت کند. انجام معامله همچنان به تحقق شرایط نهایی و دریافت تاییدهای لازم بستگی دارد.
دو شرکت انتظار دارند روند ادغام در اوایل اکتبر ۲۰۲۶ تکمیل شود. اورئوس پیشتر نماد معاملاتی خود در نزدک را از «AGH» به «PUSA» تغییر داده بود؛ اقدامی که در آستانه ترکیب فعالیتهای دو شرکت انجام شد.
پاوروس در زمینه طراحی و ساخت سامانههای خودکار برای کاربردهای دفاعی و حفاظت از زیرساختها فعالیت میکند. محصولات این شرکت سکوهای حمل بار سنگین، سامانههای بدون سرنشین هوایی و دریایی و فناوریهای پشتیبانی ماموریت را شامل میشود.
قرارداد تازه نخستین نشانه علنی از تبدیل تلاشهای بازاریابی این شرکت در کشورهای حاشیه خلیج فارس به یک سفارش تجاری عمده است. پاوروس پیشتر اعلام کرده بود برای معرفی پهپادهای رهگیر خود در چند کشور منطقه نمایشهای عملی برگزار میکند، اما جزئیات مشتریان احتمالی را منتشر نکرده بود.
با این حال، ناشناسماندن خریدار، محل استقرار تجهیزات و مشخصات فنی سامانه به این معناست که میزان پوشش عملیاتی و تاثیر قرارداد بر امنیت زیرساختهای انرژی منطقه، تا زمان انتشار اطلاعات بیشتر، قابل ارزیابی مستقل نیست.