عراقچی: عملیات اقتصادی علیه ایران برای انحراف افکار عمومی آمریکا است


عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، پنجشنبه ۲۹ مرداد در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در شبکه ایکس نوشت تهدید به شروع عملیات اقتصادی علیه جمهوری اسلامی، برای انحراف افکار عمومی آمریکا «از بحرانهای مالی داخلی، از جمله بدهی بیسابقه و افزایش شدید هزینههای بهره است.»
وزیر خارجه جمهوری اسلام همچنین نوشت که «تروریسم اقتصادی آمریکا» اقتصاد جهانی و حاکمیت کشورها در سراسر جهان را تهدید میکند.





وبسایت واینت گزارش داد اسرائیل چهار روز پس از تماس رییس موساد با وزیر امور خارجه سوریه، پایگاه هوایی ابوالظهور را هدف حملات هوایی قرار داد. به نوشته این رسانه، حمله پس از بازدید یک هیات نظامی ترکیه از پایگاه انجام شد و هدف آن جلوگیری از گسترش حضور نظامی آنکارا در سوریه بود.
بر اساس یادداشتی تحلیلی که واینت منتشر کرده است، رومن گافمن، رییس موساد، ۱۴ اوت ۲۰۲۶ [۲۳ مرداد] در تماسی تلفنی با اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، درباره افزایش حضور نظامی ترکیه در خاک سوریه گفتوگو کرد.
واینت این تماس را یکی از عالیرتبهترین ارتباطات مستقیم میان مقامهای اسرائیل و سوریه از زمان سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ توصیف کرد. این گزارش میگوید نگرانی مشترک از گسترش نفوذ ترکیه، با وجود اختلافهای تاریخی دمشق و اسرائیل، زمینه چنین ارتباطی را فراهم کرده است.
این رسانه تاکید کرد تماس یادشده نشانه شکلگیری یک ائتلاف محرمانه میان دو طرف نیست، بلکه همسویی محدود و موقتی منافع آنها در برابر نفوذ فزاینده آنکارا در سوریه است.
اسرائیل پایگاه ابوالظهور را هدف قرار داد
به نوشته واینت، اسرائیل ۲۷ مرداد، چهار روز پس از تماس گافمن و شیبانی، هشت حمله هوایی علیه پایگاه نظامی ابوالظهور در شمالغرب سوریه انجام داد.
این حملات باند اصلی پایگاه و زیرساختهای ذخیرهسازی نظامی آن را هدف گرفت. بنا بر این گزارش، عملیات تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که یک هیات نظامی ترکیه از پایگاه بازدید و امکانات و ظرفیت عملیاتی آن را بررسی کرده بود.
دفتر نخستوزیری اسرائیل پس از حمله اعلام کرد سوریه با فراهمکردن زمینه استقرار نیروهای نظامی ترکیه در ابوالظهور، در آستانه نقض «وضع موجود امنیتی مورد توافق» قرار گرفته بود.
در بیانیه دفتر نخستوزیری اسرائیل همچنین تاکید شد دمشق هشدارهای مکرر این کشور را نادیده گرفته است. اسرائیل تاکید کرد حضور نظامی تهدیدکننده در نزدیکی مرزهایش را تحمل نخواهد کرد.
اسرائیل حضور ترکیه را تهدیدی راهبردی میداند
گزارش واینت میگوید ترکیه حضور نظامی گستردهای در سوریه دارد و بر اساس نقشههای مبتنی بر منابع علنی، حدود ۱۲۶ پایگاه، پاسگاه و مرکز دیدهبانی متعلق به این کشور در شمال و مرکز سوریه مستقر شدهاند.
آنکارا همچنین در چارچوب توافقهای امنیتی با دولت جدید دمشق، آموزش و تجهیز نیروهای نظامی و امنیتی سوریه را آغاز کرده است. نویسنده این یادداشت معتقد است این همکاریها نفوذ قابلتوجهی بر ساختار امنیتی و آینده سیاسی سوریه در اختیار ترکیه قرار میدهد.
از دید اسرائیل، استقرار دائمی ترکیه در مناطق مرکزی یا جنوبی سوریه میتواند آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل را محدود کند. ترکیه برخلاف گروههای مسلح محلی، از نیروی هوایی پیشرفته، سامانههای جنگ الکترونیک و شبکههای مدرن پدافند هوایی برخوردار است و رویارویی با آن خطر گسترش درگیری منطقهای را در پی دارد.
به نوشته واینت، اسرائیل میکوشد پیش از تثبیت زیرساختهای نظامی ترکیه در سوریه، مانع تبدیل این کشور به سکویی برای نمایش قدرت آنکارا شود.
دمشق نیز از وابستگی کامل به آنکارا نگران است
این یادداشت تحلیلی احتمال میدهد دولت سوریه نیز نگران باشد که وابستگی کامل به ترکیه، حاکمیت ملی و کنترل آن بر قلمرو کشور را تضعیف کند. بر این اساس، ارتباط محدود و غیرعلنی با اسرائیل میتواند برای دمشق ابزاری در برابر قرارگرفتن کامل در حوزه نفوذ آنکارا باشد.
در مقابل، اسرائیل ممکن است از چنین تماسهایی برای دریافت اطلاعات درباره استقرار نیروهای ترکیه و تحرکات گروههای نزدیک به آن در سوریه استفاده کند.
واینت در عین حال درباره ماهیت دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع ابراز تردید کرده است. نویسنده با اشاره به سابقه شرع در جبهه النصره و هیات تحریرالشام استدلال میکند که تغییر ظاهر و ادبیات سیاسی او برای رفع نگرانیهای امنیتی اسرائیل کافی نیست.
آمریکا حمله را تشدید غیرضروری تنشها خواند
حمله اسرائیل به پایگاه ابوالظهور با واکنش آمریکا روبهرو شد. به نوشته واینت، تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا، این حملات را اقدامی غیرضروری در جهت تشدید تنشها توصیف کرد.
واشینگتن در تلاش است سازوکاری رسمی برای جلوگیری از درگیری میان اسرائیل، ترکیه و سوریه ایجاد کند. هدف از این چارچوب، مدیریت تنشها و جلوگیری از رویارویی مستقیم بازیگران منطقهای در خاک سوریه عنوان شده است.
بااینحال، نویسنده یادداشت واینت استدلال میکند که چنین سازوکاری نباید آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود کند. او حمله به ابوالظهور را بخشی از سیاست بازدارندگی اسرائیل و پیامی به ترکیه دانسته است که این کشور اجازه نخواهد داد آنکارا با ایجاد پایگاههای نظامی در سوریه، موازنه قدرت منطقهای را تغییر دهد.
امارات متحده عربی اعلام کرد همه مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درمیآورد؛ تصمیمی که میتواند فشار اقتصادی بر تهران را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. جمهوری اسلامی دستداشتن در حمله موشکی مورد ادعای ابوظبی را رد کرده است.
وزارت امور خارجه امارات متحده عربی اواخر سهشنبه ۲۷ مرداد اعلام کرد این تصمیم «با توجه به تشدید تنشهای منطقهای که صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی را تضعیف میکند» اتخاذ شده است.
این وزارتخانه همچنین تاکید کرد که امارات «قاطعانه به حفظ یکپارچگی نظام مالی بینالمللی متعهد است»، اما توضیح نداد تعلیق مبادلات از چه زمانی اجرایی میشود یا دقیقا چه فعالیتهایی را دربرمیگیرد.
به نوشته واشینگتنپست، تصمیم ابوظبی اندکی پس از آن اعلام شد که وزارت دفاع امارات متحده عربی، حکومت ایران را به شلیک دو موشک بالستیک به سوی این کشور متهم کرد. به گفته این وزارتخانه، موشکها تردد دریایی را هدف گرفته بودند؛ یکی از آنها در آبهای سرزمینی امارات و دیگری در خارج از این محدوده به دریا سقوط کرد.
جمهوری اسلامی چهارشنبه ۲۸ مرداد این اتهام را رد کرد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه حکومت ایران، این ادعاها را «بیاساس» خواند و گفت مطرحکردن آنها تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد میان کشورهای منطقه را تضعیف میکند.
اعلام تعلیق روابط اقتصادی پس از تماس تلفنی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، صورت گرفت. جزئیات گفتوگوی دو طرف و ارتباط احتمالی آن با تصمیم ابوظبی اعلام نشده است.
یکی از مهمترین مسیرهای تجارت ایران بسته میشود
امارات متحده عربی یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران و مهمترین مبادی ورود کالا به این کشور است. دبی نیز طی دهههای گذشته بهعنوان یکی از مراکز اصلی تجارت ایران و دروازهای برای فعالیت شرکتها و بازرگانان ایرانی عمل کرده است.
به نوشته واشینگتنپست، بر اساس آمار سازمان تجارت جهانی، امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۴ بزرگترین مبدا واردات ایران بود. ارزش کالاهای وارداتی ایران از امارات در آن سال حدود ۲۱ میلیارد دلار برآورد شد که نزدیک به ۳۰ درصد کل واردات ایران را تشکیل میداد.
تعلیق کامل مبادلات، در صورت اجرای گسترده، میتواند دسترسی شرکتهای ایرانی به کالا، ارز، خدمات بانکی و مسیرهای انتقال پول را محدود کند. بااینحال، هنوز روشن نیست آیا ابوظبی برای کالاهای اساسی یا مبادلات بشردوستانه استثنایی در نظر خواهد گرفت یا نه.
امارات در آغاز جنگ نیز از توقف تجارت با ایران خبر داده بود، اما به نوشته واشینگتنپست گزارشهای هفتههای اخیر از ازسرگیری بخشی از روابط تجاری میان دو کشور حکایت داشت.
فشار اقتصادی آمریکا بر جمهوری اسلامی افزایش مییابد
تصمیم امارات متحده عربی همزمان با تلاش واشینگتن برای تشدید فشار اقتصادی بر حکومت ایران اعلام شده است. آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت در جهان، در بنبست قرار دارند و مذاکرات برای پایاندادن به جنگ نیز به توافقی پایدار منجر نشده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هفته گذشته گفته بود واشینگتن بهزودی اقداماتی را علیه حکومت ایران به اجرا میگذارد که به ادعای او، «در تاریخ انزوای اقتصادی یک کشور سابقه نداشته است.»
دونالد ترامپ نیز متعاقبا از آغاز آنچه «سنگینترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور خواند، خبر داد و هشدار داد کشورهایی که موسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی آنها به حکومت ایران «راه نجات» بدهند، با پیامدهای سنگین اقتصادی روبهرو خواهند شد.
ترامپ از متحدان آمریکا خواسته است برای منزویکردن حکومت ایران به این کارزار بپیوندند. تصمیم امارات متحده عربی، بهعنوان یکی از نزدیکترین متحدان منطقهای واشینگتن و یکی از مهمترین شرکای تجاری تهران، میتواند نخستین نشانه از همراهی کشورهای دیگر با این سیاست باشد.
تنش میان جمهوری اسلامی و امارات دوباره افزایش یافته است
امارات متحده عربی با وجود سالها تنش منطقهای، روابط سیاسی و اقتصادی خود را با حکومت ایران حفظ کرده بود. این کشور پس از آغاز جنگ از سوی آمریکا و اسرائیل در اسفند سال گذشته، به یکی از اهداف حملات تلافیجویانه حکومت ایران تبدیل شد.
تهران در جریان جنگ، کشورهای منطقهای میزبان پایگاههای آمریکا را با پهپاد و موشک هدف قرار داده است. امارات متحده عربی میگوید بیش از دو هزار و ۶۰۰ حمله علیه این کشور انجام شده و در مقایسه با برخی دیگر از کشورهای حاشیه خلیج فارس، موضع سختگیرانهتری در برابر حکومت ایران اتخاذ کرده است.
پس از امضای تفاهمنامه مقدماتی آتشبس میان واشینگتن و تهران در ماه خرداد، از شدت حملات و تنش میان حکومت ایران و امارات کاسته شد؛ اما اعتبار این تفاهمنامه بدون دستیابی به توافق صلحی بلندمدت پایان یافته است.
امارات متحده عربی همچنین طی روزهای اخیر جمهوری اسلامی را به هدف قراردادن نفتکشهای این کشور در تنگه هرمز متهم کرده است. تهران به این موضوع واکنشی نداشته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد واشینگتن عملیاتی گسترده را برای تشدید فشار و انزوای اقتصادی حکومت ایران آغاز میکند. او همچنین به کشورهایی که به تهران «راه نجات» بدهند، درباره پیامدهای سنگین اقتصادی هشدار داد.
ترامپ در متنی که در تروث سوشال منتشر کرد نوشت هیچکس به اندازه او به جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به توافق فرصت نداده، اما تهران نتوانسته است از این فرصت استفاده کند. او افزود در واکنش به این تصمیم، آمریکا آنچه را «سنگینترین عملیات اقتصادی انجامشده علیه یک کشور» توصیف کرد، به اجرا خواهد گذاشت.
رییسجمهوری آمریکا این اقدام را «جنگ و انزوای اقتصادی در مقیاسی بیسابقه» خواند، اما در این بیانیه جزئیات مشخصی درباره سازوکار اجرای عملیات، تحریمهای احتمالی یا زمانبندی آن ارائه نکرد.
ترامپ تاکید کرد نیروی دریایی و هوایی حکومت ایران از میان رفته، کارخانههای نظامی این کشور ویران شده و ارزش پول ملی آن سقوط کرده است.
ترامپ همچنین هشدار داد هر کشوری که به موسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد به [حکومت] ایران کمک کنند، با «پیامدهای اقتصادی بسیار سنگین» روبهرو خواهد شد.
او خواستار توقف فوری قاچاق نفت، خطوط سوآپ، انتقال پول نقد، فعالیت صرافیها، ثبت کشتیها و استفاده از شرکتهای پوششی برای کمک به [حکومت] ایران شد.
ترامپ این اقدام را آغاز یک «یورش اقتصادی گسترده و سرنوشتساز» علیه حکومت ایران توصیف کرد و از متحدان واشینگتن خواست برای انزوای [حکومت] ایران و مقابله با آن در کنار ایالات متحده بایستند. او گفت این اقدامات توانایی جمهوری اسلامی برای حمایت از فعالیتهای تروریستی در جهان را تضعیف خواهد کرد.
ترامپ این کارزار را «روز دی اقتصادی» خواند؛ تعبیری برگرفته از عملیات سرنوشتساز متفقین در نرماندی که در اینجا به معنای آغاز یک یورش اقتصادی گسترده و تعیینکننده است.
ترامپ در پایان بار دیگر تاکید کرد که [حکومت] ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هفته گذشته از آمادهشدن واشینگتن برای اعمال فشارهایی کمسابقه علیه جمهوری اسلامی خبر داده بود. او ۲۲ مرداد در گفتوگو با شبکه نیوزمکس گفته بود دولت ترامپ در هفته بعد اقداماتی را اعلام خواهد کرد که به گفته او، در تاریخ انزوای اقتصادی یک کشور سابقه نداشته است.
بسنت راهبرد واشینگتن را ترکیبی از انزوای گسترده اقتصادی و ادامه محاصره بنادر ایران توصیف کرده بود. او گفت هدف از این رویکرد، جلوگیری از ورود کالا به بنادر ایران یا خروج آن از این بنادر است، اما در آن زمان جزئیات بیشتری درباره ماهیت اقدامات تازه ارائه نکرد. اظهارات جدید ترامپ ظاهرا اعلام رسمی همان کارزاری است که وزیر خزانهداری یک هفته پیش وعده آن را داده بود.
این تهدیدها در ادامه کارزاری مطرح شده است که دولت آمریکا آن را «خشم اقتصادی» مینامد. وزارت خزانهداری طی ماههای اخیر شبکههای مرتبط با فروش نفت، صرافیهای موسوم به سایه، شرکتهای کشتیرانی، تامینکنندگان صنایع نظامی و مجموعههای تسهیلکننده فعالیتهای سپاه پاسداران و هواپیمایی ماهان را هدف تحریم قرار داده است.
وزارت خزانهداری آمریکا در یکی از اقدامات اخیر، شش فرد و نهاد مستقر در ایران، چین، هند و روسیه را به اتهام پشتیبانی از هواپیمایی ماهان و سپاه پاسداران تحریم کرد. بسنت در آن زمان هشدار داد شرکتها و افرادی که خدمات مالی، تجاری یا لجستیکی در اختیار این مجموعهها قرار دهند، شناسایی و از نظام مالی آمریکا کنار گذاشته خواهند شد.
آمریکا همچنین شبکههای حملونقل نفت و شرکتهای پوششی مرتبط با حکومت ایران را هدف گرفته و درباره اعمال تحریمهای ثانویه علیه موسسات مالی خارجی تسهیلکننده مبادلات تحریمشده هشدار داده است. تهدید تازه ترامپ دامنه این فشار را گستردهتر میکند و بانکها، شرکتها، فرودگاهها، صرافیها و نهادهای دولتی کشورهای دیگر را نیز در معرض مجازات احتمالی قرار میدهد.
بااینحال، تا لحظه انتشار این گزارش، دولت آمریکا هنوز فهرست کامل اقدامات تازه، مبنای حقوقی مجازات کشورهای ثالث و چگونگی اجرای آنچه ترامپ «عملیات اقتصادی» خوانده است، منتشر نکرده است.
نتایج یک آزمایش گسترده نشان میدهد واکسن شخصیسازیشده «مدرنا» و «مرک» خطر بازگشت و گسترش ملانوما را کاهش میدهد. کارشناسان میگویند این دستاورد میتواند زمینه را برای درمان انواع دیگری از سرطان فراهم کند.
شرکتهای داروسازی مدرنا و مرک چهارشنبه ۲۸ مرداد اعلام کردند واکسن شخصیسازیشده آنها در یک آزمایش مرحله پایانی با مشارکت بیش از هزار بیمار مبتلا به ملانوما، به جلوگیری از بازگشت و گسترش این سرطان کمک کرده است.
تومورهای موضعی شرکتکنندگان در این آزمایش پیشتر با جراحی برداشته شده بود، اما خطر بازگشت بیماری در آنها بالا ارزیابی میشد. مدرنا پیشبینی میکند در صورت دریافت مجوز، هزاران بیمار مبتلا به ملانوما بتوانند در نخستین سالهای عرضه این واکسن از آن بهرهمند شوند.
این روش درمانی که «اینتیسمِران اتوژن» نام دارد، یک واکسن مبتنی بر پیامرسان آرانای یا امآرانای است که متناسب با ویژگیهای تومور هر بیمار ساخته میشود. واکسن به دستگاه ایمنی آموزش میدهد جهشهای اختصاصی سلولهای سرطانی را شناسایی کند و به آنها حملهور شود.
این ویژگی، واکسن شخصیسازیشده را از درمانهایی مانند شیمیدرمانی متمایز میکند. شیمیدرمانی علاوه بر سلولهای سرطانی، ممکن است به سلولهای سالم نیز آسیب برساند؛ اما واکسن جدید برای هدفگرفتن ویژگیهای مختص تومور هر بیمار طراحی شده است.
واکسن همراه با کیترودا تجویز میشود
درمان آزمایششده مدرنا و مرک از ترکیب واکسن شخصیسازیشده و داروی ایمنیدرمانی «کیترودا» تشکیل شده است. بیماران میتوانند حداکثر ۹ دوز واکسن و ۹ دوز کیترودا دریافت کنند. کیترودا هر شش هفته یکبار تزریق میشود و با فعالکردن دستگاه ایمنی، توان بدن برای مقابله با سرطان را افزایش میدهد.
کیترودا در حال حاضر پس از جراحی ملانوما نیز بهتنهایی استفاده میشود و ممکن است تا یک سال، هر سه تا شش هفته یکبار، به بیمار داده شود. این دارو میتواند عوارضی مانند خستگی، اسهال، بثورات پوستی و التهاب مفاصل، عضلات یا اندامهای سالم ایجاد کند.
مدرنا و مرک گفتهاند افزودن واکسن به این درمان، عارضه جانبی تازهای ایجاد نکرده است. به گفته استیون هوگ، رییس مدرنا، واکنشهای مشاهدهشده به واکسن بهطور عمده شبیه عوارضی بوده که پس از تزریق واکسن آنفلوآنزا یا کووید-۱۹ بروز میکند.
این آزمایش همچنان ادامه دارد و شرکتها هنوز جزئیات کامل نتایج آن را منتشر نکردهاند. پژوهشگران شرکتکنندگان را در سالهای آینده نیز زیر نظر خواهند داشت تا مشخص شود این درمان تا چه اندازه میتواند طول عمر آنها را افزایش دهد.
نتایج پنجساله از کاهش چشمگیر خطر حکایت دارد
دادههای پنجساله یک آزمایش مرحله میانی که در ماه ژوئن منتشر شد، نشان داد ترکیب واکسن و کیترودا در مقایسه با استفاده صرف از کیترودا، خطر بازگشت سرطان را ۵۰ درصد کاهش داده است. خطر گسترش سرطان به دیگر نقاط بدن نیز ۵۹ درصد کمتر گزارش شد.
دکتر رایان سالیوان، مدیر مرکز ملانوما در موسسه سرطان «مسجنرال بریگام»، نتیجه این مطالعه را رویدادی مهم برای حوزه درمان سرطان توصیف کرد. به گفته او، موفقیت این آزمایش امیدها و احتمالاً سرمایهگذاریها را برای گسترش چنین رویکردی به انواع دیگر سرطان افزایش خواهد داد.
دکتر جولی گرالو، مدیر ارشد پزشکی انجمن انکولوژی بالینی آمریکا، نیز این دستاورد را «جهشی بزرگ» دانست که ظرفیت فناوری امآرانای را در درمان سرطان تایید میکند.
آزمایش درمان سرطانهای دیگر آغاز شده است
شرکتهای مرک و مدرنا اکنون چند آزمایش بزرگ را روی مبتلایان به سرطان ریه سلول غیرکوچک انجام میدهند که تومور آنها با جراحی برداشته شده است. این ترکیب درمانی همچنین در آزمایشهای مرحله میانی برای سرطانهای مثانه و کلیه و در مطالعات اولیه برای سرطانهای معده و لوزالمعده بررسی میشود.
به گفته رییس مدرنا، نتایج شماری از این مطالعات طی یک تا دو سال آینده منتشر خواهد شد.
شرکتهای «روش» و «بایونتک» نیز درمان رقیبی با نام «اتوژن سوومران» را برای بیماران مبتلا به سرطانهای روده بزرگ و لوزالمعده آزمایش میکنند. انتظار میرود نتایج مطالعه سرطان روده بزرگ در سال ۲۰۲۷ و نتیجه آزمایش سرطان لوزالمعده در سال ۲۰۳۱ منتشر شود.
دکتر رابرت واندرهاید، مدیر مرکز سرطان «آبرامسون» در پن مدیسین، گفته است طی چند سال آینده نتایج مطالعات متعددی در این زمینه منتشر خواهد شد و دستاورد مدرنا و مرک، امید به موفقیت برخی از آنها را افزایش داده است.
چرا ملانوما برای این آزمایش انتخاب شد؟
متخصصان میگویند ملانوما جهشهای ژنتیکی فراوانی ایجاد میکند و همین ویژگی، شناسایی سلولهای سرطانی را برای دستگاه ایمنی آسانتر میسازد. از آنجا که بسیاری از سرطانهای دیگر نیز دارای جهشهای متعدد هستند، پژوهشگران احتمال میدهند این فناوری در برابر طیف گستردهتری از تومورها کاربرد داشته باشد.
دکتر الیزابت بوکبایندر، متخصص ملانوما در موسسه سرطان مسجنرال بریگام، گفت پزشکان معمولا مزایای درمان با کیترودا را با عوارض احتمالی آن مقایسه میکنند؛ بهویژه برای بیمارانی که خطر بازگشت سرطان در آنها نسبتا پایین است. به گفته او، مزیت افزوده واکسن میتواند این موازنه را به سود آغاز درمان تغییر دهد.
بااینحال، متخصصان تاکید میکنند که برای ارزیابی اثر واکسن بر طول عمر بیماران و تعیین میزان کارایی آن در سایر سرطانها، باید نتایج کامل آزمایشها و دادههای بلندمدت منتشر شود.
بازارهای مالی به نتایج واکنش نشان دادند
انتشار خبر موفقیت آزمایش، واکنش چشمگیری در بازار سهام آمریکا داشت. سهام مدرنا نزدیک به ۱۷۷ درصد افزایش یافت و بزرگترین رشد روزانه تاریخ این شرکت را ثبت کرد. سهام مرک نیز ۱۲.۶ درصد و سهام بایونتک در بازار آمریکا ۲۲ درصد بالا رفت.
رشد سهام شرکتهای فعال در حوزه واکسن و زیستفناوری، شاخص بخش سلامت اساندپی ۵۰۰ را ۳.۵ درصد افزایش داد و آن را به رکورد تازهای رساند. این بخش بزرگترین رشد یکروزه خود را از آوریل ۲۰۲۵ ثبت کرد.
واکنش بازار نشان میدهد سرمایهگذاران نتایج این آزمایش را نهتنها پیشرفتی برای درمان ملانوما، بلکه نشانهای از ظرفیت تجاری گستردهتر واکسنهای شخصیسازیشده سرطان ارزیابی کردهاند. با وجود این خوشبینی، موفقیت نهایی این فناوری به تایید نهادهای ناظر، انتشار نتایج کامل و اثبات کارایی آن در درمان سرطانهای دیگر بستگی خواهد داشت.
۱۲ روز پس از آنکه پاسخ اعتراض بخشی از محرومترین مردم جامعه در آبان ۱۳۹۸ گلوله شد، علی خامنهای گفت «مستضعف» یعنی بسیجیها، نه معترضان. با جستوجو در ۲۳ میلیون کلمه از سخنان او و متن قرآن، سرگذشت واژهای را روایت میکنیم که در نیم قرن از پابرهنهها گرفته و به سرکوبگران داده شد.
ششم آذر ۱۳۹۸، حسینیه امام خمینی در تهران پر از چفیه و سربند است. هزاران «بسیجی» بهمناسبت هفته بسیج، شانهبهشانه، روی زمین نشستهاند و منتظر بیانات رهبرشان هستند. پیش از علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، فرمانده سپاه پاسداران و رییس سازمانی سخنرانی کردهاند که اسمش زیاد تکرار میشود، اما کمتر کسی به معنای دو واژهای که آن را ساخته است، فکر میکند: «بسیج مستضعفین».
بیرون از این حسینیه، موجهای بزرگترین سیل خشم معترضان در تاریخ ایران تا آن روز، خوابیده است. بامداد ۱۲ روز پیش از آن، دولت حسن روحانی روی آتش زیر خاکستر خشم محرومان بنزین ریخته بود و در نتیجه قیمت سوخت یکشبه سه برابر شد. اینترنت سراسری پنج روز قطع بود. پس از آن، سازمانهای حقوق بشری از کشته شدن دهها شهروند غیرنظامی خبر دادند؛ دستکم ۳۲۱ نفر، شاید ۲۳۰ بهروایت رسمی و بهروایت رویترز از منابع درون حکومت، ۱۵۰۰ نفر.
مردی که پشت تریبون است ۸۰ سال دارد و ۳۰ سال است بر ایران حکومت میکند. از فرماندهان تشکر میکند، از توطئه میگوید، از فقری که «در خود آمریکا» مردم را کنار خیابان میکُشد. و بعد، وسط حرف، روی یک اسم توقف میکند: «اسم بسیج کشور ما چیست؟ نیروی مقاومت بسیج مستضعفین. مستضعفین چه کسانی هستند؟ مستضعفین را بد معنا میکنند؛ مستضعفین را به افراد فرودست یا حالا اخیرا، این چند سال اخیر باب شده، اقشار آسیبپذیر معنا میکنند. نه، قرآن مستضعف را این نمیداند... مستضعفین یعنی ائمه و پیشوایان بالقوه عالم بشریت. مستضعف یعنی آن کسی که بالقوه صاحب وراثت عالَم است، بالقوه خلیفةالله در زمین است.»
۱۲ روز پس از آنکه مردم فقیرترین محلههای ایران در جواب اعتراضشان گلوله خوردند، رهبر ایران به سربازان خودش گفت: مستضعف یعنی شما، نه آنها.
این گزارش سرگذشت همان یک کلمه است؛ کلمهای که نیم قرن در زبان یک نفر چرخید و هر بار، بسته به روزگار، به یک نشانی تازه فرستاده شد. با زبانِ کل جمهوری اسلامی کاری نداریم؛ فقط زبان یک نفر را دنبال میکنیم: علی خامنهای، از مشهد تا حسینیه تهران. مبنای کار هم آرشیو رسمی خود اوست؛ سخنرانیها، پیامها و یادداشتهایی که وبسایتش منتشر کرده است.
تاسوعا، ۱۳۵۵
دهم دی ۱۳۵۵، روز تاسوعا، سه نفر نشستهاند و درباره قیام حسین حرف میزنند: مرتضی مطهری، علی شریعتی، و یک آخوند ۳۷ ساله مشهدی به نام سیدعلی خامنهای. خامنهای توضیح میدهد پیامبر وارد چه جامعهای شد، و میرسد به دو کلمه: «انسانها به دو گروه، به دو دسته و به تعبیر رایج، به دو طبقه تقسیم میشوند: طبقه مستکبرین و طبقه مستضعفین. من اینجا از فرصت استفاده کنم و توصیه کنم به دوستانی که در مسائل اسلامی کار میکنند: بهتر این است که برای بیان مرادهای خودشان بگردند واژههای اصیل اسلامی را پیدا کنند. مثلاً در زمینه طبقات و تحلیل طبقاتی، همین واژه مستکبر و مستضعف خیلی گویاتر و رساتر است از همه معادلهایی که در مکاتب دیگر و ایدئولوژیهای دیگر هست.»
اینجای بحث دنبال معادل و تعریفی دقیق برای کلمه میگردد و سرانجام به لهجه مادریاش پناه میبرد: «ضعیف پنداشتهشده، ضعیف فرضشده... که رساترینش همان است که در لهجه مشهدی ما هست: ضعیف گرفتهشده، فلان کس را ضعیف گرفت.»
این تصویر را به خاطر بسپارید: سال ۱۳۵۵، مردی در مشهد در جستوجوی واژهای برای توصیف کسی است که دیگران او را «ضعیف گرفتهاند» و آن را در زبان محاوره زادگاهش پیدا میکند. «مستضعف» در این تعریف، به یک طبقه اجتماعی اطلاق میشود، طبقهای که در داخل به ضعف کشانده شده و به وضعیت روز جامعه تعلق دارد. مزیت این واژه نیز، به تصریح خود او، این است که برای تحلیل طبقاتی از هر اصطلاح وارداتی دیگری گویاتر است.
۴۳ سال بعد، همان مرد خواهد گفت کسانی که این واژه را طبقاتی میفهمند، آن را «بد معنا» کردهاند.
در فاصله این دو تعریف چه اتفاقی افتاد؟ یک انقلاب.
جمعهای در خرداد ۱۳۶۶
۱۴ خرداد ۱۳۶۱، علی خامنهای رییسجمهور است و خطیب نماز جمعه تهران. به مسئولان دولتی یادآوری میکند که فلسفه وجودی آنان خدمت به مردم است، بهویژه «آنهایی که احتیاج به مراقبت و حمایت دارند: محرومان، ستمدیدگان، از پا افتادگان، محتاجان». سپس در جملهای کوتاه میان دو نوع استضعاف مرزی میکشد که در دهههای بعد نیز پابرجا میماند: «ما مستضعف سیاسی نداریم، این را بارها گفتهام، اما مستضعف مالی داریم.»
منطق این تفکیک، اگر مقدمهاش را بپذیری، روشن است: در تاسوعای ۱۳۵۵، مستضعف کسی بود که قدرتی داخلی ضعیفش گرفته بود. حالا آن قدرت، یعنی نظام پهلوی، از میان رفته است. پس دیگر کسی در «جمهوری اسلامی ایران» نمیتواند از نظر سیاسی مستضعف باشد؛ ظلم دیگر تمام شده و فقر مانده است.
از آن جمعه، «مستضعف» دو نیم شد. نیمه سیاسیاش به آنسوی مرزها صادر شد؛ به فلسطین، افغانستان، کشمیر، هر ملتی که هنوز فرعونی بالای سرش دارد. نیمه اقتصادیاش در داخل ماند، اما به یک پرونده رفاهی تبدیل شد: چیزی که وزارتخانهها و دولت باید به آن رسیدگی کند، نه چیزی که کسی حق داشته باشد بابتش شکایت کند.
۳۷ سال بعد، وبسایت رسمی خامنهای همین قاعده را در مقالهای به نقل از خامنهای صریحتر توضیح داد: «دلیل اینکه در جامعه اسلامی مستضعف سیاسی نداریم این است که مستضعف سیاسی مربوط به نظام طاغوت است و اصولا در ساختار نظام اسلامی، مستضعف سیاسی معنا ندارد؛ زیرا حکومت اسلامی اساسا مستکبر نیست تا مستضعفی داشته باشد.»
کارکرد این گزاره تنها الهیاتی نیست، مرزهای زبان سیاسی را نیز تعیین میکند. اگر بپذیری، معترض ایرانی دیگر نمیتواند مستضعف باشد؛ نه چون گرسنه نیست، چون حکومت اسلامی بنا به تعریف «مستکبر» نیست. در این چارچوب، فقر معترض ممکن است به رسمیت شناخته شود، اما اعتراض سیاسیاش نه؛ برای معترضانِ خیابانی باید نام دیگری پیدا کرد.
وقتی «مستضعف» هنوز به معنای «پابرهنه» بود
پیش از رسیدن به آن اسمِ دیگر، باید صحنهای را دید که نشان میدهد واژه یک زمانی برای نظام کار میکرد.
۲۲ اسفند ۱۳۶۸، مصادف با ۱۵ شعبان، خامنهای ۹ ماه است که به رهبری جمهوری اسلامی رسیده است. هنگامی که میخواهد توضیح دهد انتظار مهدی چه معنایی دارد، عدالت را بیهیچ ابهامی تعریف میکند: «عدالت یعنی کمک به مردم محروم و ضعیف؛ عدالت یعنی برنامههای کشور و حرکت کلی کشور در جهت تامین زندگی مستضعفان و مردم ضعیف باشد؛ عدالت بهمعنای این است که آن کسانی که در زیر سایه سنگین نظام طاغوتی از حقوق خودشان محروم ماندهاند، به حقوق خودشان برسند.»
سه ماه پیش از این سخنرانی، در آذر همان سال، خامنهای حتی با متولیان رسمی این واژه نیز درگیر شده بود. رییس و مدیران بنیاد مستضعفان برای ارائه گزارش نزد او رفته بودند. خامنهای در میانه جلسه با خشم از فیلمی انتقاد کرد که «بخش فرهنگی بنیاد» ساخته بود: «آدم آتش میگیرد! بنیاد مستضعفان، بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان! این یعنی کار را در غیر جای خودش انجام دادن.» او سپس گفت برخی دریافتکنندگان کمکهای بنیاد «حداقل جزو مستضعفین نبودند».
خامنهای نگهبان سختگیر معنای واژه مستضعف بود: مستضعف یعنی فقیر، و وای بر کسی که پول فقرا را جای دیگری خرج کند.
هشت سال بعد نیز تعریف او تغییر نکرده بود. در دیدار با مسئولان قوه قضاییه، از کسانی سخن گفت که معمولا «سرشان بیکلاه میماند»: «یعنی اکثریت کشور، یعنی طبقه مستضعفین، یعنی پابرهنهها، یعنی کسانی که بار تورم بر روی دوششان است.»
این صریحترین تعریف «مستضعف» بهمعنای «پابرهنهها» در ادبیات اوست. پس از آن، این واژه در گفتار او آرامآرام شروع میکند به آب رفتن.
حساب کلمهها
برای روشن شدن این تغییر از دو مدل هوش مصنوعی فیبل ۵ و اُپوس ۵ کمک گرفتیم. هر دو مدل آرشیو رسمی سخنان خامنهای را بررسی کردند: بیش از ۲۶ هزار سند و حدود ۲۳ میلیون کلمه از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴. روش شمارش ساده و یکدست بود: اول نسخههای تکراری آرشیو کنار گذاشته شد، بعد حساب کردیم هر واژه در هر صدهزار کلمه چند بار آمده است، یک بار برای دوازده سال اول رهبری و یک بار برای شش سال آخر زندگیاش.
نتیجه: نرخ «مستضعف» از میانگین ۱۳.۴ بار در هر صدهزار کلمه در سالهای اول، به ۵.۹ بار در سالهای اخیر رسیده است؛ افتی ۵۶ درصدی. کاربرد کلمه به کمتر از نصف رسید.
اما این فقط نیمی از ماجراست و شاید بخش کماهمیتتر آن. فقر که از ایران نرفت؛ آنچه رفت کلمه «مستضعف» بود، و جای خالیاش را کلمههای دیگری پر کردند.
تمام داستان در همین جدول است. بسامد استفاده از واژه «عدالت» حدود یکسوم بیشتر شد؛ اما کاربرد «مستضعف» و «محروم»، یعنی کسانی که عدالت قرار بود در قبال آنها نیز اعمال شود، به کمتر از نصف رسید. کلمه «عدالت» ماند، پرچمش حتی بالاتر رفت؛ فقط صاحبانش را جا گذاشت و به فضیلتی تبدیل شد که پرچمش را بلند میکنی، نه حقی که کسی بابتش طلبکار توست.
واژه «معیشت» جایگزین «محروم» شد. تفاوت این دو کلمه تفاوت دو جهان است. «محروم» یعنی کسی چیزی را از تو دریغ کرده؛ فعلِ مجهول است و پشتش یک فاعل پنهان دارد. «معیشت» یعنی هزینه زندگی؛ یک شاخص اقتصادی است، مثل نرخ ارز. اولی متهم میخواهد؛ دومی کارشناس.
تکرار واژه «اغتشاش» نیز هفت برابر شد. اگر مستضعفِ سیاسی در ایران «معنا ندارد»، و اگر مشکلِ فقر مسالهای «معیشتی» است، نه یک «بیعدالتی»، پس فقیری که به خیابان میآید نه شاکی است و نه مظلوم؛ در این دستگاه زبانی، او فقط «اغتشاشگر» است. زبان، پیش از باتوم، کار خود را کرده بود.
برای اطمینان، یک آزمون ساده هم کردیم. «مستضعف» و همخانوادههایش در کل این آرشیو سه هزار و ۳۴۰ بار در یکهزار و ۵۲۳ سند آمدهاند. دور و بر تکتک این سه هزار و ۳۴۰ مورد را دنبال کلمههای «اعتراض، معترض، اغتشاش، تظاهرات، شورش» گشتیم. در فاصله ۱۲۰ حرفی، فقط ۱۱ بار این کلمهها کنار «مستضعف» نشسته بودند. پنجره بررسی را که تا ۲۶۰ حرف باز کردیم، شد ۳۰ بار. در هیچکدام از همین اندک موارد هم «مستضعف» صفت معترض ایرانی نبود؛ یا حرف از شورش ملتهای دیگر بود، یا دو کلمه در دو جمله بیربط کنار هم افتاده بودند. به این ترتیب، شهروندی که در ایران اعتراض میکند، در این آرشیو حتی یک بار مستضعف خوانده نشده است.
تفسیر یک آیه به نفع جمهوری اسلامی
برگردیم به صبح ششم آذر ۱۳۹۸؛ خامنهای برای بازتعریف واژه مستضعف به قرآن متوسل شد؛ به آیه پنجم سورهی قصص: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.»
او بر مبنای همین یک آیه گفت مستضعفین را بد معنا میکنند و قرآن مستضعف را «فرودست» نمیداند. باز همان ادعای چند دهه پیش خود را تکرار کرد: «مستضعفین یعنی ائمّه و پیشوایانِ بالقوه عالَمِ بشریت». این دیگر تلاوت نیست؛ ادعای کشف «معنای حقیقی» یک واژه است. راستیآزمایی چنین ادعایی را نمیشود با همان یک آیه تمام کرد. باید کاری کرد که خطیبِ آن صبح نکرد: باید کل قرآن را گشت.
در زبان عربی برای قالبهایی که فعل از آنها ساخته میشود کلمهای دارند که خودش یک تصویر است: «باب»، یعنی «در». «مستضعف» و «استُضعِفوا» هر دو مشتقاتی از باب استفعالاند؛ انگار از یک در به زبان وارد شده باشند. عالمان دین هم فصلهای کتابهایشان را به همین نام میخوانند؛ هر بحث بابی است که باز میکنی و واردش میشوی. این واژه را با منطق زبان خودش بررسی میکنیم. ریشه «ضعف» از باب استفعال در کل قرآن دقیقا ۱۳ بار آمده است: ۱۳ در. میشود یکییکی بازشان کرد و پرسید پشت این در چه کسی ایستاده؟ پیشوایی بالقوه، یا آدمی که زیر فشار خم شده و انسانی دیگر او را به ضعف کشانده است؟
پشت درِ اول، در نساء ۷۵، مردان، زنان و کودکانی در مکه گیر افتادهاند که دستشان به هیچجا نمیرسد و فقط دعا میکنند: «پروردگارا، ما را از این شهری که مردمش ستمپیشهاند بیرون ببر». قرآن به مومنان نهیب میزند «چرا برای نجات اینها نمیجنگید». مستضعف در این آیه کسی است که باید نجاتش داد، نه فرمانده نجات.
پشت درِ دوم، در نساء ۹۷، صحنه تلختر است: فرشتگان مرگ آمدهاند سراغ کسانی که به خود ستم کردهاند. آنها بهانه میآورند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» اما فرشتگان بهانه را نمیپذیرند: مگر زمین خدا چنان فراخ نبود که هجرت کنید؟ [پس] جایشان دوزخ است. اینجا «مستضعف» نهتنها پیشوای بالقوه نیست، عذری است که از سوی خدا پذیرفته نمیشود.
در آیه ۹۸ همین سوره، یک استثنا میخوانیم: «مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چارهجویی نتوانند و راهی نیابند.» این ترجمه فولادوند است. کلیدواژهاش را نگه دارید: «فرودست»؛ کسی که نه چاره دارد، نه راه. تصویر قرآن از مستضعفِ واقعی همین است: بنبستِ مطلق.
در نساء ۱۲۷ واژه از عرصه سیاست به خانه میرسد: آیه ابتدا از زنان یتیمی سخن میگوید که حقوقشان رعایت نمیشود و سپس به «کودکان مستضعف» اشاره میکند. مستضعف اینجا بچهیتیمی است که ارثش را میخورند؛ بیپناهتر از این نمیشود.
در اعراف ۷۵ بزرگان «مستکبر» قوم ثمود، مومنانِ «مستضعف» را مسخره میکنندو از آنان میپرسند آیا واقعا باور دارند صالح پیامبر خداست؟ واژه اینجا رنگ عقیدتی دارد، اما رابطه قدرت همان است: گروهی فرادست تحقیر میکند، گروهی فرودست تحقیر میشود.
در انفال ۲۶ خودِ مسلمانان مخاطباند. خدا خطاب به آنها میگوید یادتان بیاید وقتی «گروهی اندک و مستضعف بودید، میترسیدید مردم شما را بربایند». ترسِ ربودهشدن؛ حالِ مستضعف این است. به زمان فعل دقت کنید: «بودید». حالا که خدا پناهتان داده، دیگر آن واژه برازندهتان نیست. استضعاف در قرآن ایستگاه است، نه هویت؛ آدم از آن عبور میکند.
اعراف ۱۳۷ همین عبور را از سوی دیگر نشان میدهد: «به آن گروهی که پیوسته تضعیف میشدند، باختر و خاور سرزمین را به میراث عطا کردیم.» باز هم زمانِ فعل گذشته است و لحظهای که بنیاسرائیل وارث زمین میشود، مردمانش دیگر مستضعف نیستند. دو حالت پشت سر هم، نه دو اسم برای یک حالت.
اعراف ۱۵۰ تنها جای قرآن است که یک «پیشوا» فعل استضعاف را درباره خودش به کار میبرد. هارون، برادر موسی، پیامبر خدا، جانشین رسمی رهبر میگوید: «این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزی نمانده بود مرا بکشند.» یعنی در یگانه آیهای که مستضعف واقعا رهبر است، معنای واژه دقیقا عکس اقتدار است: مردی که جمعیت او را تا یک قدمی مرگ برده است.
قرآن در سه آیه بعدی، در سبا ۳۱ تا ۳۳، تکلیف را یکسره میکند. صحنهای از قیامت است، کافران را دستهجمعی نگه داشتهاند و آنها تقصیر را به گردن هم میاندازند. «کسانی که زیردست بودند» به «کسانی که برتری داشتند» میگویند: اگر شما نبودید ما ایمان میآوردیم. جواب میشنوند: خودتان گناهکار بودید. و سرانجامشان در این جمله روشن میشود: «در گردنهای کسانی که کافر شدهاند غُلها مینهیم.» سه بار پشت هم، قرآن دوزخیان را «الَّذینَ استُضعِفوا» مینامد؛ دنبالهروهایی که به بهانه ضعف دنبال گردنکشان راه افتادند و حالا با آنها در زنجیرند. اگر «مستضعف» یعنی خلیفه بالقوه خدا در زمین، این سه آیه بیمعنا میشود: خدا که جهنمیها را پیشوایان بالقوه بشریت نمینامد.
میماند دو درِ آخر: قصص ۴ و ۵؛ همان که خامنهای از آن شروع کرد. خواندن این دو آیه پشت سر هم، حساب کار را از همهجا روشنتر میکند. آیه چهارم، اول عامل را معرفی میکند: فرعون مردم سرزمینش را دستهدسته کرد، گروهی را به ضعف کشاند، پسرانشان را سر بُرید و زنانشان را زنده نگه داشت. بعد آیه پنجم وعده میدهد: و ما میخواهیم بر همان بهضعفکشیدهشدگان منت بگذاریم، «وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً»؛ و آنان را پیشوا کنیم. ترتیب روشن است: اول فرعون مستضعفشان میکند، بعد خدا وعده میدهد این وضع را برگرداند.
اینجا قلب ماجراست، پس یک لحظه مکث کنیم. خدا نمیگوید مستضعفان اماماند؛ میگوید امامشان خواهم کرد. اگر واژه خودش به معنای امام بود، آیه حرف تازهای نداشت. کل خبر آیه در همین فاصله است: فاصله میان آنچه هستند و آنچه خدا میخواهد بشوند. تعریف خامنهای این فاصله را میبلعد و با آن، خودِ خبر آیه را.
این کارنامه نهایی واژه است: ۱۳ بار تکرار و در هر ۱۳ بار «مستضعف» وصف وضعیتی است که از بیرون به انسان تحمیل شده است. گاهی ستمدیده، مومن است و ستودنی، گاهی جامانده و معذور، گاهی یتیمِ غارتشده، گاهی بهانهجو و مقصر، و گاهی صافْ، وسط جهنم. تنها چیزی که هیچوقت نیست، صاحب «مقام» است.
احادیث و سنت شیعه چه میگویند؟
در صحیح بخاری (حدیث ۲۸۹۶)، سعد بن ابیوقاص، جنگاور نامدار، گمان میکند بر ضعیفترها برتری دارد. پیامبر اسلام جوابی میدهد که ۱۴۰۰ سال است نقل میشود: «هَل تُنصَرونَ و تُرزَقونَ إلّا بِضُعَفائِکُم»؛ مگر جز بهواسطه ضعیفانتان یاری و روزی داده میشوید؟ در روایت ابوداود پیامبر میگوید: «ضعیفان را برایم بجویید» زیرا یاری و روزی جامعه بهواسطه آنها میرسد. ضعیف در این احادیث سرچشمه برکت است، نه صاحب قدرت، پابرهنه بیصدا ماندهایست که ارتشها به برکت دعای او پیروز میشوند، نه کسی که به ارتش فرمان میدهد.
در منابع روایی شیعه، محمد بن یعقوب کلینی، محدث سدههای سوم و چهارم هجری، در کتاب «الکافی» بابی با عنوان «المستضعف» آورده است. در یکی از روایتهای این باب، از امام محمد باقر میپرسند مستضعف کیست و پاسخ تقریبا واژهبهواژه از آیه ۹۸ سوره نساء میآید: کسی که نه چارهای میتواند و نه راهی مییابد؛ مانند کودکان و بزرگسالانی که عقلشان به کودکان میماند و قلم تکلیف از آنان برداشته شده است. در فقه و کلام شیعه، مستضعف اسم معذورترین و بیدستوپاترین انسانهاست. از «خلیفةالله بالقوه» دورتر نمیشود رفت.
وعدهای که به تعریف تبدیل شد
مفسران کلاسیک شیعه و سنی هم همین را دیده و میان «استضعاف» و «پیشوایی» تمایز گذاشتهاند. طبری میگوید «الَّذینَ استُضعِفوا» بنیاسرائیلاند و «ائمه» یعنی والیان و حاکمانی که خدا بعدا از ایشان ساخت.
در میان مفسران اهل سنت، اسماعیل ابنکثیر در کتاب «تفسیر ابنکثیر»، استضعاف را همان بهضعفکشیدهشدن زیر تیغ فرعون معنا میکند. محمدبن احمد قرطبی نیز در کتاب «تفسیر قرطبی» نیز هنگام توضیح واژه چند دیدگاه را نقل میکند:عبدالله ابنعباس آن «پیشوایان در نیکی» و قتاده بن دعامه «والیان و پادشاهان» معنی کردهاند؛ همه بهعنوان چیزی که خدا از آن ضعیفان ساخت، نه معنای خود واژه.
در میان مفسران شیعه، طبرسی در کتاب «مجمعالبیان» و طباطبایی در کتاب المیزان «استُضعِفوا» را ضعیفشمردهشدگان میخوانند. طباطبایی روایتهای تطبیق آیه بر امامان را هم از جنس تطبیق مصداق میداند، نه تغییر معنای واژه. باز همان ساختار دیده میشود: ضعیفِ امروز، وارثِ فردا.
اما کاربرد واژه «مستضعف» در سخنان خود خامنهای، علیه همان تعریفی شهادت میدهد که او از این واژه ارائه کرده است. در همان آرشیو، حساب کردیم در چند سند «مستضعف» با یکی از کلمههای «محروم»، «فقیر»، «پابرهنه» یا «تهیدست» همخانه است: در ۴۴ درصد اسناد. یعنی در زبان روزمره خامنهای هم این واژه در نزدیک به نیمی از موارد همان همسایه همیشگی را کنار خود دارد: فقر.
اینجا باید انصاف داد، چون تفسیر خامنهای یک ریشه واقعی هم دارد و پنهانکردنش از خواننده همانقدر تحریف است که خود آن تعریف. در نهجالبلاغه، حکمت ۲۰۹، علی بن ابیطالب میگوید: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیَا عَلَیْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَی وَلَدِهَا». یعنی دنیا پس از سرکشی به ما روی خواهد آورد، مثل شتر بدخویی که به بچهاش مهربان شود. بعد، آیه ۵ سوره قصص را میخواند. روایات شیعه این آیه را به اهل بیت و ظهور مهدی گره زدهاند؛ خاندانی که حقش را خوردهاند و روزی زمام زمین به دست او باز خواهد گشت. پس وقتی خامنهای این آیه را به امامت نهایی زمین وصل میکند، وسط یک سنت تفسیری اصیل شیعی ایستاده است. اما آن سنت دو کار میکند که کلام او در صبح ششم آذر ۱۳۹۸ نمیکند.
اول، زمان آینده را نگه میدارد: دنیا «روی خواهد آورد». وعده، وعده میماند. دوم، مصداقش ۱۴ معصوم و اهل بیت پیامبر است، نه هر که فرم عضویت بسیج را پر کند. حتی مهدویترین قرائت شیعی هم «مستضعف» را همان محروممانده از حق معنا میکند و امامت را وعدهای که در آخرالزمان ادا میشود. هیچکدام از این مفسران، از طبری تا طباطبایی و از قرطبی تا خود علی، نگفتهاند معنای واژهی مستضعف «پیشوای بالقوه» است.
طنز ماجرا را دستگاه خودش کامل کرد. پای همان سخنرانی در سایت رسمی، پانوشت شماره شش، آیه را برای خواننده فارسیزبان ترجمه کرده است: «و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منت نهیم...» این ترجمه واژه «فرودست» را به کار میبرد؛ درست همان واژهای که خامنهای چند سطر بالاتر گفته بود قرآن قبولش ندارد. بالای صفحه، رهبر میگوید مستضعف فرودست نیست؛ پایین صفحه، مترجم رسمیِ همان نهاد مینویسد: فرودست.
پس تعریفی که خامنهای آن صبح ارائه کرد نه از قرآن درمیآید، نه از حدیث، نه از تفسیرهای معتبر شیعه و سنی. کاری که خامنهای در آن سخنرانی کرد ظریفتر از جعل بود: جابهجایی سه چیز در دل یک آیه واقعی؛ وعده جای تعریف نشست، آینده جای اکنون، و بنیاسرائیلِ زیر تیغ فرعون جای سازمانی شبهنظامی که چند هفته پیشتر، در آبان ۱۳۹۸، معترضان به همان حاکمیت را بهشکلی خشونتبار سرکوب کرده بود. هر سه جابهجایی در یک جهت کار میکنند: واژهای که در قرآن متعلق به لهشدگان زیر فشار سرکوب است، به نام نیروی سرکوب سند میخورد.
جملهای که هرگز تکرار نشد
اگر «مستضعف یعنی پیشوای بالقوه» کشفی قرآنی بود، انتظار میرفت کاشفش بارها آن را تکرار کند. مفسری که گنجی در آیهای پیدا کند، درِ گنج را نمیبندد.
اما در کل پیکره سخنان عمومی خامنهای از ۱۳۶۸ تا امروز، تعبیر «پیشوایان بالقوه» و خانوادهاش («بالقوه امام»، «بالقوه خلیفةالله»، «بالقوه صاحب وراثت عالم») فقط در پنج سند پیدا میشود. هر پنج سند در یک بازه ۷۲ ساعته منتشر شدهاند: خود سخنرانی ششم آذر ۱۳۹۸و بازتابهای همان روز، یادداشت روز بعد در سایت رسمی با عنوان «مستضعفان، نجاتبخش فرودستان جهان»، و دو روز بعد در مقاله «معنای حقیقی مستضعفین از منظر قرآن چیست؟». بعد از آن، سکوت. نه در دیدارهای بسیج سالهای بعد، نه در سخنرانیهای قرآنی، این تعبیر تکرار نشد. جملهای که قرار بود «معنای حقیقی» یک واژهی قرآنی باشد، سه روز عمر کرد.
خود آن دستگاه سهروزه هم پرحرفتر از آن بود که باید. مقاله رسمی، که برای محکمکردن حرف رهبر نوشته شده بود، در همان بندهای اول اعتراف میکند: «این اصطلاح در قرآن کریم در دو معنا به کار رفته است: ۱. مستضعف سیاسی و اجتماعی ۲. مستضعف مالی و اقتصادی» و برای معنای دوم همان آیه کودکان یتیم نساء را شاهد میآورد. یعنی متنی که مامور است ثابت کند قرآن مستضعف را فرودست نمیداند، خودش نشان میدهد که میداند. همان مقاله جملهای هم از خود خامنهای نقل میکند که شاید صادقانهترین سطر کل این پرونده باشد: «ما مستضعف سیاسی نداریم، این را بارها گفتهام، اما مستضعف مالی داریم.» واژه از یکسو به آسمان فرستاده میشود، پیشوای بالقوه بشریت؛ و از سوی دیگر داخل کشور از کار میافتد. هر معنایی مجاز است جز آن معنایی که ممکن است روزی کسی در خیابان به خودش بگیرد.
شاید برای همین است که جمله تکرار نشد. تعریفها ابزارند و از هرکدام کاری خواسته میشود. از این یکی، در آن هفته خاص، خواسته شده بود اسم «بسیج مستضعفین» را در هفتهای معنا کند که بسیج روبهروی مستضعفان ایستاده بود. کارش که تمام شد، به بایگانی رفت.
آخرین تکرار
بیستویکم خرداد ۱۴۰۲، دیدار دانشمندان و کارشناسان صنعت هستهای. خامنهای میخواهد از پیشرفت صنعت بگوید و اول میگوید «مقدمتا یک جملهای را من بگویم». این آخرین باری است که کلمه «مستضعف» را تعریف میکند: «در ادبیات سیاسی ما، کلمه «مستضعف» وارد شد؛ میگوییم «فلان ملت، ملت مستضعفیاند» یا «ما قبل از انقلاب، ملت مستضعفی بودیم»... از این خطرناکتر، نوع دوم استضعاف است: یک ملت خودش باور کند که ضعیف است، باور کند که بیعرضه است، باور کند که نمیتواند.»
این جمله را باید آهسته خواند تا روشن شود در ۴۷ سال چه تغییری رخ داده است. واحد سنجش دیگر «طبقه» نیست، «ملت» است. زمان فعل نیز دیگر حال نیست، گذشته است: «بودیم». خطرناکترین شکل استضعاف هم دیگر این نیست که مستکبری نان کسی را گرفته یا او را از حقی محروم کرده باشد، این است که یک ملت به توانایی خود شک کند. استضعاف از رابطهای مادی میان دو گروه، به حالتی روانی در ذهن یک ملت تبدیل شده است.
مخاطبان این تعریف چه کسانی بودند؟ دانشمندان و کارشناسان هستهای؛ کسانی که پیش از جلسه، تازهترین دستاوردهای این صنعت، از جمله نسل جدید سانتریفیوژها، را به خامنهای نشان داده بودند. در منطق این سخنرانی، آنان چون به افزایش قدرت جمهوری اسلامی کمک میکردند، «مستضعف» نبودند. در این تعریف، مستضعف دیگر کسی نیست که قدرتی او را به ضعف کشانده باشد، ملتی است که خود را ضعیف میپندارد.
پرده آخر؛ واژهای که از درون تهی شده است
پنجم آذر ۱۳۵۸، روحالله خمینی فرمان تشکیل «ارتش ۲۰ میلیونی» را صادر کرد. نهادی که از دل آن فرمان بیرون آمد اول «سازمان بسیج ملی» نام داشت و یک سال بعد، با ادغام در سپاه پاسداران، «بسیج مستضعفین» نام گرفت. یعنی سلاح به دست همانهایی که همیشه ضعیف گرفته شدهاند. نام تازه حامل وعدهای روشن بود: سلاح را به دست همان کسانی میدهیم که همیشه ضعیف گرفته شدهاند. اسم، یک قول بود.
۴۰ سال بعد، در هفته سالگرد تشکیل همان سازمان، خامنهای همین نام را در برابر بسیجیان تکرار کرد و از آن نتیجه گرفت که مستضعف نه کسی است که تورم سفرهاش را کوچک کرده، حقوقش معوق مانده و زندگیاش به باد رفته و اکنون به دنبال حق خود دست به اعتراض زده، بلکه «پیشوای بالقوه عالم بشریت» است.
کلمه در زبان جمهوری اسلامی نمرده است. حالا نام یک بنیاد است؛ سازمان شبهنظامی است در ساختار سپاه و مجموعهای اقتصادی و عظیم زیر نظر رهبری. گاهی هم ناگهان به خانه قدیمیاش برمیگردد. خامنهای پنجم مرداد ۱۴۰۱، در دیدار با امامان جمعه گفت: «... عدالت بدون کمک و رسیدگی به طبقه مستضعف و محروم و مانند اینها معنا ندارد.»
واژه مستضعف نمرده؛ فقط دیگر خانه ثابتی ندارد. بسته به اینکه چه کسی روبهرویش نشسته باشد، نشانی متفاوتی میدهد: در برابر روحانیون یعنی فقیر، در برابر بسیجیها یعنی پیشوای عالم و نزد کارشناسان هستهای یعنی اعتمادبهنفس ملی. اما کسی که واقعا «ضعیف گرفته شده»، همان که خامنهای در سال ۱۳۵۵ با تعبیر مشهدی توصیفش میکرد، هنوز وجود دارد. فقط وقتی به خیابان میآید تا اعتراض کند، نامش را عوض میکنند: «اغتشاشگر».