• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ماموران حکومت موج جدیدی از بازداشت شهروندان معترض در لردگان را آغاز کردند

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، موج تازه‌ای از بازداشت شهروندان در شهر لردگان آغاز شده است. در جریان این برخوردها، نیروهای امنیتی چند تن از اعضای کادر درمان را که در جریان انقلاب ملی به معترضان کمک‌رسانی می‌کردند، بازداشت کرده‌اند.

همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که بامداد دوشنبه ۱۹ مرداد، حوالی ساعت ۲ صبح، مأموران با یورش به منزل یک جوان ۲۳ ساله به نام امیر احمدی که از شرکت‌کنندگان در اعتراضات بوده است، او را دستگیر کردند.

به گفته منابع مطلع، نهادهای امنیتی اتهام «همکاری با گروه‌های تروریستی» را به این معترض وارد کرده‌اند و از زمان بازداشت، هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست. خانواده این جوان که تا پیش از این سکوت اختیار کرده بودند، اکنون نسبت به وضعیت نامشخص و بی‌خبری مطلق از او به شدت ابراز نگرانی کرده‌اند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در سوگ فرحناز اسپد: صدایت پناه و امید مردم بود
۱

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در سوگ فرحناز اسپد: صدایت پناه و امید مردم بود

۲

ترامپ شرایط کنونی را «بسیار خوب» توصیف کرد؛ مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز ادامه دارد

۳

ترامپ: هر کشوری به ایران راه نجات بدهد با پیامدهای سنگین روبه‌رو می‌شود

۴
روایت شما

هم‌زمان با احتمال گران شدن بنزین، شهروندان از تعطیلی برخی جایگاه‌ها در تهران خبر دادند

۵

سی‌ان‌ان: جمهوری اسلامی بخش قابل‌توجهی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است

انتخاب سردبیر

  • دانمارک ورود منصور لقایی، روحانی ایرانی و ۱۶ مبلغ دینی خارجی دیگر را به این کشور ممنوع کرد

    دانمارک ورود منصور لقایی، روحانی ایرانی و ۱۶ مبلغ دینی خارجی دیگر را به این کشور ممنوع کرد

  • قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اعدام شد

    قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اعدام شد

  • وزیر دفاع اسرائیل: اردوغان ترکیه را به ماجراجویی‌های خطرناکی در سوریه می‌کشاند

    وزیر دفاع اسرائیل: اردوغان ترکیه را به ماجراجویی‌های خطرناکی در سوریه می‌کشاند

  • ترامپ: هر کشوری به ایران راه نجات بدهد با پیامدهای سنگین روبه‌رو می‌شود

    ترامپ: هر کشوری به ایران راه نجات بدهد با پیامدهای سنگین روبه‌رو می‌شود

  • سینما رکس؛ آتشی که سوخت انقلاب ۵۷ شد

    سینما رکس؛ آتشی که سوخت انقلاب ۵۷ شد

  • قوه قضاییه برخی مدیران خود را تغییر داد و ناقضان جدی حقوق بشر را در سمت‌های تازه گماشت

    قوه قضاییه برخی مدیران خود را تغییر داد و ناقضان جدی حقوق بشر را در سمت‌های تازه گماشت

•
•
•

مطالب بیشتر

قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، اعدام شد

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی، شهروند افغانستانی و یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان خبر داد.

میزان در گزارشی نوشت حسینی به اتهام‌های «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تخریب اموال عمومی به قصد اخلال در نظم و امنیت جامعه» و «تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی» به اعدام محکوم شده بود و حکم او پس از فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور، تایید و صبح پنج‌شنبه ۲۹ مرداد اجرا شد.

در این گزارش، مصادیق اتهام‌های مطرح‌شده علیه حسینی «کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت، ایجاد ناامنی عمومی و ناامنی در حد وسیع، اقدام علیه تمامیت جسمانی افراد و امنیت ملی به نحوی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی» عنوان شده است.

قوه قضاییه اعلام کرد پرونده میدان علیخانی به رویدادهای ۱۸ دی در منطقه ملک‌شهر اصفهان مربوط است که در جریان آن چهار عضو یگان ویژه فرماندهی انتظامی استان اصفهان به نام‌های محمد همتی، ولی‌الله صفری، حسین رمضانی و سیدعلی خشوعی کشته شدند.

جمهوری اسلامی تاکنون در ارتباط با پرونده میدان علیخانی، علاوه بر حسینی، گل‌محمد محمدی و عرفان اسفندیاری را ۲۸ تیر و ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی را ششم مرداد اعدام کرده است.

شهروند افغانستان و خویشاوند یک اعدام‌شده این پرونده

میزان در گزارش خود از قائم حسینی با نام «آرین» نیز یاد کرده و او را «تبعه خارجی» معرفی کرده است.

بر اساس روایت قوه قضاییه، او در اعتراضات ۱۸ دی در میدان علیخانی حضور داشته و «سلاح سرد همراه داشته» است.

تاکنون روایت مستقلی از خانواده یا وکیل حسینی درباره اتهام‌های مطرح شده، روند دادرسی و مستندات پرونده منتشر نشده است و جزییات مستقلی درباره نحوه حضور او در محل، از جمله این‌که به‌عنوان معترض در تجمع حضور داشته یا صرفا در محل حادثه بوده، در دست نیست.

قوه قضاییه همچنین حسینی را به مشارکت در آتش زدن خیریه امیرالمومنین در ملک‌شهر اصفهان و خارج کردن و آتش زدن وسایل این خیریه متهم کرده است.

میزان نوشت جلسات دادگاه او «با حضور وکیل» برگزار شده و «گزارش‌های پلیس اطلاعات و امنیت فراجا، بازسازی صحنه و اظهارات دیگر متهمان»، از مستندات پرونده بوده است.

ایران‌اینترنشنال ششم مرداد در گزارشی نوشت حسینی همراه با امیرحسین ملکی و علی دشتی، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه اصفهان، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند.

100%
امیرحسین ملکی، علی دشتی و قائم حسینی

در این گزارش به نقل از یک منبع آگاه آمده بود حسینی پسرعمه گل‌محمد محمدی، شهروند افغانستانی، است که پیش‌تر در ارتباط با همین پرونده اعدام شد.

رسانه قوه قضاییه ۲۸ تیر اعلام کرد در پرونده میدان علیخانی برای ۱۶ نفر کیفرخواست صادر شده است.

ایران‌اینترنشنال نیز ۱۷ تیر گزارش داد احکام اعدام ۱۲ متهم پرونده میدان علیخانی، ۱۴ تیر در دیوان عالی کشور تایید و پرونده برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.

بر اساس این گزارش، در مرحله نخست ۵۹ نفر در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه در میدان علیخانی بازداشت شدند که ۲۳ نفر از آنان به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند.

متهمان در مرحله بدوی از انتخاب وکیل مستقل محروم بودند و وکلای آنان نیز به پرونده دسترسی نداشتند.

  • پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

    پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

در یک سال گذشته و به‌ویژه پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، صدور، تایید و اجرای احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی با اتهام‌هایی چون «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، جاسوسی و عضویت در گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی شتاب گرفته است.

بررسی‌های ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری تاکنون حدود ۶۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای ده‌ها نفر دیگر نیز با اتهام‌های سیاسی حکم اعدام صادر کرده است.

بر پایه یکی از آخرین خبرهای مرتبط با صدور این احکام، پوریا حسینی‌مفرد، جوان ۲۳ ساله بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان وکیل‌آباد مشهد به سر می‌برد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شده است.

وب‌سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست حسین یزدان‌خواه و با مستشاری سیدرضا جوادموسوی، حدود یک ماه پیش حکم اعدام حسینی‌مفرد را صادر کرده است.

پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پوریا حسینی‌مفرد، جوان ۲۳ ساله بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان وکیل‌آباد مشهد به سر می‌برد، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شده است.

وب‌سایت حقوق بشری هرانا گزارش داد شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست حسین یزدان‌خواه و با مستشاری سیدرضا جوادموسوی، حدود یک ماه پیش حکم اعدام حسینی‌مفرد را صادر کرده است.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه او شامل «اقدام علیه امنیت ملی»، «اجتماع و تبانی» و «اقدام عملیاتی مخل امنیت کشور» است.

در پرونده همچنین اقدامات منتسب به حسینی‌مفرد به نفع یکی از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی عنوان شده است.

در یک سال گذشته و به‌ویژه پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، روند صدور، تایید و اجرای احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی با اتهام‌هایی چون محاربه، افساد فی‌الارض، جاسوسی و عضویت در گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی شتاب گرفته است.

  • ۹ شهروند اهل اسفراین با اتهام‌های سنگین همچنان بلاتکلیف در بازداشتند

    ۹ شهروند اهل اسفراین با اتهام‌های سنگین همچنان بلاتکلیف در بازداشتند

در یکی از تازه‌ترین موارد، محسن (مهرداد) تکش، شهروند ۳۳ ساله اهل اصفهان، در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه به اتهام «محاربه» به دو بار اعدام محکوم شد.

یک منبع مطلع به ایران‌اینترنشنال گفت او در بازداشت به‌شدت شکنجه شده و اعترافات اجباری گرفته‌شده تحت این فشارها مبنای صدور حکم قرار گرفته است.

احد شکوهیان، ارغوان فلاحی، امیرحسن اکبری‌منفرد، سپهر امیرزاده، وحید خان‌صنمی، رسول رضایی، مهدی (سیکان) روشنی، بنیامین نقدی و مهنام نواب صفوی نیز از جمله زندانیان سیاسی‌اند که در هفته‌های گذشته از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده‌اند.

مصادیق اتهام‌های مطرح‌شده علیه حسینی‌مفرد

یک منبع مطلع به هرانا گفت مصادیق اتهام‌های مطرح‌شده علیه حسینی‌مفرد، اقداماتی از جمله «شکستن شیشه ایستگاه اتوبوس و آتش زدن شمشادها» در پی شرکت در یک فراخوان اعتراضی عنوان شده است.

حسینی‌مفرد ۲۴ دی ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شد و پس از طی مراحل بازجویی و قضایی به زندان وکیل‌آباد منتقل شد. او همچنان در این زندان نگهداری می‌شود.

  • جمهوری اسلامی شهرام صادقی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی شهرام صادقی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

بررسی‌های ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری تاکنون حدود ۶۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای ده‌ها نفر دیگر نیز با اتهام‌های سیاسی حکم اعدام صادر کرده است.

سعید مدنی، جامعه‌شناس و زندانی سیاسی پیشین، ۱۷ مرداد در برنامه اینترنتی «پانوراما» با عنوان «تنها چاره نجات ایران؛ عقب‌نشینی دموکراتیک ساختار حکمرانی» گفت چهار نفر از پنج متهم یک پرونده که ۱۸ و ۱۹ دی بازداشت شده بودند، کمتر از سه ماه بعد و تنها به‌دلیل پرتاب سنگ از پشت‌بام به سمت ماموران در جریان اعتراضات دی‌ماه اعدام شدند.

به گفته مدنی، سه نفر از متهمان این پرونده حتی وکیل تسخیری نداشتند، بدون وکیل در دادگاه حکم اعدام گرفتند و از امکان ملاقات نیز محروم بودند.

ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد اعلام کرد از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تا آن روز، دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدند که پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دی‌ماه مربوط بوده و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در خطر اعدام قرار دارند.

تورک نبود تضمین‌های دادرسی عادلانه را «عمیقا نگران‌کننده» دانست و گفت بر اساس گزارش‌ها، اعتراف‌هایی تحت شکنجه گرفته شده و در برخی پرونده‌ها تنها چند هفته میان بازداشت و اعدام فاصله بوده است.

به گفته او، ۱۲ متهم نیز پس از تنها یک جلسه غیرعلنی سه‌ساعته به اعدام محکوم شدند.

معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
سارا رازا
100%
تصاویر اشعه ایکس بیش از ۱۰۰ ساچمه را در هر یک از پاهای بیماری نشان می‌دهد که در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه در ایران مجروح شده است.

من جلوی مرگ افراد بر اثر خون‌ریزی را می‌گیرم. به‌عنوان متخصص رادیولوژی مداخله‌ای عروق و تروما در لس‌آنجلس، محل خون‌ریزی‌های شدید را پیدا می‌کنم و ظرف چند دقیقه متوقفشان می‌کنم. با این حال، برای آنچه در میان قربانیان اعتراضات دی‌ماه در داخل و خارج از کشور دیدم، آماده نبودم.

سرکوب در ایران بازماندگان را در سه جا دنبال می‌کند: در بیمارستان، جایی که زخم‌هایشان ممکن است هویتشان را آشکار کند؛ در بدنشان، جایی که ساچمه‌ها و درد باقی می‌مانند؛ و در تبعید، جایی که جای زخم‌ها، بازگشت ناگهانی خاطرات و ترس، سال‌ها بعد نیز ادامه دارند.

تمام معترضان مجروحی که به آن‌ها مشاوره دادم، از نظام درمانی می‌ترسیدند؛ نه از پزشکانی که می‌کوشیدند به آن‌ها کمک کنند، بلکه از آنچه ممکن بود در صورت شناسایی‌شدنشان از روی زخم‌ها رخ دهد.

دسترسی به درمان باید خط قرمز باشد. بیماران باید بتوانند بدون آنکه به‌دلیل زخم‌هایشان مجازات شوند، برای درمان مراجعه کنند و اعضای کادر درمان نیز باید بتوانند بدون ارعاب آن‌ها را درمان کنند.

با این حال، کارشناسان سازمان ملل گزارش داده‌اند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی وارد مراکز درمانی شده‌اند، برای بازداشت معترضان مجروح تلاش کرده‌اند و افرادی را در داخل و اطراف این مراکز بازداشت کرده‌اند.

  • گزارشگر ویژه سازمان ملل: معترضان مجروح از بیمارستان‌ها بیرون کشیده و بازداشت شده‌اند

    گزارشگر ویژه سازمان ملل: معترضان مجروح از بیمارستان‌ها بیرون کشیده و بازداشت شده‌اند

از لس‌آنجلس، به پزشکانی پیوستم که از طریق «MAHSA Medical» به غیرنظامیان مجروح، مشاوره پزشکی رایگان و محرمانه از راه دور ارائه می‌کردند.

همچنین از طریق شبکه‌ای از پزشکان در آمریکا که با همکاران و بستگان خود در داخل ایران در ارتباط بودند، به مجروحان کمک کردم.

از طریق واتس‌اپ و تلگرام مستقیما با غیرنظامیان مجروح صحبت کردم و هر زمان که شرایط امنیتی و دسترسی به اینترنت اجازه می‌داد، آن‌ها را در تماس ویدیویی زنده معاینه کردم.

عکس‌ها، تصاویر پزشکی و فایل‌های صوتی و ویدیویی را بررسی کردیم. این مدارک از خانه‌هایی که معترضان در آنها پنهان شده بودند، ارسال می‌شد.

بیماران به ما می‌گفتند می‌ترسند حتی مراجعه به داروخانه برای دریافت آنتی‌بیوتیک یا مسکن باعث شود به‌عنوان مجروح اعتراضات شناسایی شوند.

آن‌ها در سکوت و در خانه رنج می‌کشیدند و ما از هزاران کیلومتر دورتر می‌کوشیدیم تا حد امکان به آن‌ها مراقبت پزشکی ارائه کنیم.

در یکی از تماس‌های ویدیویی زنده، مرد جوانی را دیدم که زخمی عمیق روی دست راستش داشت و به‌شدت خون‌ریزی می‌کرد.

او گفت نیروهای امنیتی با سلاحی شبیه قمه به او حمله کرده و دستش را تا تاندون‌ها بریده‌اند.

این جراحت نیازمند معاینه پزشکی کامل و احتمالا جراحی ترمیمی بود، اما او می‌ترسید نوع جراحتش باعث شناسایی او شود.

به‌جای آنکه او در اتاق جراحی تحت درمان قرار گیرد، درباره راه‌های تثبیت موقت جراحت با استفاده از وسایل موجود در خانه صحبت کردیم. او حتی در حالی که خون‌ریزی می‌کرد و درد شدیدی داشت، به شکلی چشمگیر آرام بود.

  • خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

    خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

پس از سال‌ها درمان آسیب‌های شدید و مرگبار، هرگز چنین ترکیبی از درد جسمی، ترس شدید و استقامت را ندیده بودم.

این مراقبت جای درمان پزشکی مناسب را نمی‌گرفت؛ تنها تلاشی برای کاهش آسیب در شرایطی بود که مراجعه برای دریافت مراقبت‌های عادی خطرناک به نظر می‌رسید.

جراحات ناشی از اصابت ساچمه حتی گسترده‌تر بود. بیماران از نوجوانان تا زنان بالای ۷۰ سال را شامل می‌شدند.

در بدن برخی، ۲۰ قطعه ساچمه یا بیشتر در یک ناحیه تجمع کرده بود و برخی دیگر بیش از ۱۰۰ قطعه در بدن داشتند.

موارد اصابت ساچمه به صورت و چشم‌ها، گردن، قفسه سینه، دست‌ها، لگن، قسمت بالایی ران‌ها و ناحیه ادراری-تناسلی را بررسی کردم؛ در نزدیکی ساختارهایی حساس که آسیب به آن‌ها می‌تواند به نابینایی، خون‌ریزی شدید و مرگبار، آسیب عصبی، آسیب جنسی یا آسیب به باروری، معلولیت یا مرگ منجر شود.

در مواردی که بررسی کردم، برآورد من این بود که بیش از ۹۵ درصد ساچمه‌های باقی‌مانده در بدن را هرگز نمی‌توان به‌طور ایمن خارج کرد.

قطعات ساچمه میان مفاصل کوچک دست و بند انگشتان، درون یا کنار مفاصل بزرگ‌تر و در نزدیکی ساختارهای ظریف عصبی و عروقی جای گرفته بودند.

تلاش جراحان برای یافتن و خارج کردن تک‌تک این قطعات کوچک می‌تواند به عصب، رگ خونی، تاندون یا مفصل آسیب برساند و زیانی بیشتر از باقی ماندن آنها در بدن ایجاد کند.

این به معنای بی‌خطر بودن ساچمه‌ها نیست. آن‌ها می‌توانند به‌طور مزمن عصب‌ها و مفاصل را تحریک کنند و باعث درد، خشکی، کاهش دامنه حرکتی و التهاب‌های مکرر شوند.

برخلاف اصابت یک گلوله که تنها یک مسیر زخم به وجود می‌آورد، شلیک تفنگ ساچمه‌ای می‌تواند ده‌ها جسم خارجی دائمی را در بافت‌هایی پراکنده کند که جراحی و بررسی آن‌ها بدون خطر ممکن نیست.

آسیب‌های چشمی ابعاد این صدمات را نشان می‌دهند. در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به روایت پزشکانی که گاردین به آن‌ها استناد کرده است، تنها در یک بیمارستان تهران بیش از ۴۰۰ مورد آسیب چشمی ناشی از اصابت گلوله ثبت شد.

پزشکان از نابینایی دائمی و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به چشم‌ها خبر دادند. این وضعیت ادامه الگویی بود که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ دیده شد؛ زمانی که چشم‌پزشکان دست‌کم ۵۸۰ مورد آسیب جدی چشمی را گزارش کردند.

آمار این آسیب‌ها در سراسر ایران همچنان مشخص نیست.

100%
پزشک متخصص رادیولوژی: شدت جراحات قربانیان اعتراضات دی‌ماه تکان‌دهنده بود

سال‌ها پس از آنکه خیابان‌ها آرام می‌شوند، ساچمه‌ای که در کنار یک عصب یا داخل یک مفصل باقی مانده است، می‌تواند هر حرکت عادی را با درد و خاطره همراه کند.

هر بار که انگشتی خم می‌شود، ممکن است صدای تیراندازی، ترس و لحظه زخمی شدن را برای بازمانده زنده کند.

اما همین زخم‌ها می‌توانند به مدرکی علیه مجروحان تبدیل شوند. رویترز گزارش داد سپاه پاسداران و پلیس در پی دستیابی به پرونده‌های بیمارستانی بودند تا معترضانی را پیدا کنند که پیش‌تر از بیمارستان مرخص شده بودند.

آسوشیتدپرس نیز نوشت برخی پزشکان برای جلوگیری از شناسایی بیماران، ساچمه‌ها را از بدن آن‌ها خارج کردند یا پرونده‌های پزشکی را تغییر دادند.

وجود ساچمه در بدن به‌خودی‌خود عقاید یا رفتار یک فرد را ثابت نمی‌کند، اما در چنین شرایطی می‌تواند به نشانه‌ای فیزیکی برای ظن به مشارکت او در اعتراضات تبدیل شود.

شناسایی فرد می‌تواند او را در معرض دستگیری، بازداشت و پیگرد قضایی، از جمله در پرونده‌هایی با مجازات اعدام، قرار دهد.

پرونده‌های پزشکی، تصاویر و معاینات پزشکی قانونی باید به شکلی امن حفظ شوند، نه اینکه به ابزار نظارت و شناسایی تبدیل شوند.

وقتی مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری می‌کنند، نه‌تنها فرصت درمان را از دست می‌دهند، بلکه امکان ثبت و مستندسازی آنچه بر آن‌ها گذشته است نیز از بین می‌رود.

سوی دیگر این فرایند را در جایگاه پزشک ارزیاب داوطلب در شبکه پناهندگی «پزشکان برای حقوق بشر» می‌بینم.

در ارزیابی پزشکی قانونی، بررسی می‌کنم که آیا جای زخم‌ها، آسیب‌های مزمن و علائم روانی یک پناهجو از نظر پزشکی با سابقه آزار و اذیتی که شرح می‌دهد، مطابقت دارد یا نه.

100%

علم پزشکی نمی‌تواند تعیین کند فرد از نظر حقوقی واجد شرایط پناهندگی است، نمی‌تواند تنها از روی یک جای زخم مهاجم را شناسایی کند و نمی‌تواند تمام جزییات یک رویداد را اثبات کند.

اما می‌تواند یافته‌ها را ثبت کند، احتمال‌های دیگر را در نظر بگیرد و مشخص کند شواهد بالینی تا چه اندازه با روایتی که فرد ارائه کرده است، مطابقت دارند.

مردی حدودا ۴۰ ساله گفت آزار و اذیت او از حدود ۲۰ سال پیش آغاز شده و در این سال‌ها بارها تکرار شده است.

خانواده او یک تالار عروسی را اداره می‌کردند که پخش موسیقی و جشن مشترک زنان و مردان در آن بارها به دخالت نیروهای بسیج یا سپاه پاسداران منجر شده بود.

او از بازداشت‌های مکرر، از جمله حبس انفرادی بدون برخورداری از روند قضایی موثر، گفت. در یکی از حملات، او بر اثر ضربات چاقو از ناحیه ران و پشت قفسه سینه دچار جراحات شد و به جراحی فوری عروق و حدود یک ماه بستری در بیمارستان نیاز پیدا کرد.

سال‌ها بعد، من جای زخم‌های گسترده، کاهش قدرت نبض، تحلیل عضلانی و عوارض مزمن عروقی و عصبی را ثبت کردم که از نظر پزشکی با آسیب نافذ شدید در نزدیکی شریان فمورال مطابقت داشتند.

چنین جراحتی می‌تواند باعث خون‌ریزی شدید، شوک، از دست‌دادن اندام و مرگ شود. یک زخم نمی‌تواند قصد یا نیت مهاجم را اثبات کند، اما می‌تواند نشان دهد خشونت اعمال‌شده تهدیدی برای جان فرد بوده است.

نزدیک به دو دهه پس از آغاز این آزار و اذیت، او همچنان از درد، کابوس، بی‌خوابی و بازگشت ناگهانی خاطرات رنج می‌برد.

اخبار ایران و اختلال در ارتباط با خانواده‌اش تمرکز و کار او را مختل می‌کرد. او از خطر فوری گریخته بود، اما خطر همچنان بر زندگی‌اش سایه انداخته بود.

همین روند را در بازماندگان دیگری دیده‌ام: جای زخم‌هایی که از نظر پزشکی با روایت‌های ضرب‌وشتم و شلاق‌زدن مطابقت دارند، همراه با هراس، گسستگی روانی و افسردگی که ممکن است مدت‌ها پس از فرار فرد ادامه پیدا کنند.

100%

همه آسیب‌های ماندگار قابل مشاهده نیستند و هیچ علامت واحدی نمی‌تواند آنچه رخ داده است اثبات کند. اما ارزیابی پزشکی قانونی با در نظر گرفتن آثار تروما می‌تواند آنچه خشونت بر جای گذاشته است، مستند کند.

اعدام و بازگرداندن اجباری همچنان بخشی از خطرهای جدی این وضعیت به شمار می‌روند، اما محور این روایت پزشکی نیستند.

عفو بین‌الملل مواردی از معترضان را مستند کرده است که در بازداشت بدون امکان ارتباط با بیرون نگهداری شده‌اند، از مراقبت پزشکی محروم بوده‌اند و در روندهای قضایی همراه با شکنجه قرار گرفته‌اند؛ از جمله پرونده‌هایی که مجازات اعدام در پی دارند.

برای بازماندگانی که در خارج از ایران در پی حمایت هستند، بازگردانده‌شدن می‌تواند به معنای قرار گرفتن دوباره در معرض همان نهادهایی باشد که آن‌ها عامل آزار خود معرفی می‌کنند.

واکنش به این وضعیت باید با حفاظت از استقلال پزشکی آغاز شود. کادر درمان در ایران باید بتوانند بدون ارعاب یا مجازات، بیماران را درمان کنند. نهادها و بازرسان بین‌المللی باید حملات علیه بیماران، کارکنان درمانی و مراکز درمانی را مستند کنند.

دولت‌هایی که درخواست‌های پناهندگی را بررسی می‌کنند، باید از محرمانگی اطلاعات حفاظت و امکان دسترسی به ارزیابی پزشکی قانونی از سوی متخصصان واجد صلاحیت را فراهم کنند.

هیچ‌کس نباید ناچار شود میان درمان نشدن یک آسیب ناتوان‌کننده و آشکار کردن هویت خود برای کسانی که از آن‌ها می‌ترسد، یکی را انتخاب کند.

  • آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

    آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

به‌عنوان یک ایرانی‌-آمریکایی، این کار برای من امری شخصی است. اما نتیجه‌گیری‌های پزشکی من باید بر معاینه، تصویربرداری، شواهد بالینی و صراحت درباره آنچه این یافته‌ها می‌توانند و نمی‌توانند اثبات کنند، استوار باشد.

زخم صرفا نشانی از آنچه بر یک بدن گذشته نیست. اگر به‌درستی درمان و به‌طور مستقل مستند شود، می‌تواند بخشی از مستندات آنچه بر یک جامعه گذشته است نیز باشد.

مقام‌های جمهوری اسلامی ممکن است بکوشند مجروحان را از مراجعه به بیمارستان بترسانند، کسانی را که آن‌ها را درمان می‌کنند مرعوب کنند و شواهد باقی‌مانده را پنهان کنند.

پزشکی به‌تنهایی نمی‌تواند این سازوکار را متوقف کند، اما می‌تواند از مجروحان مراقبت کند، روایت‌هایشان را حفظ کند و نگذارد شواهدی که نیروی سرکوب در تلاش برای محو آنهاست، از بین بروند.

بعد از دی‌ماه؛ زندگی‌هایی که دیگر مثل قبل نشدند

۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

شهروندان در پاسخ به پرسش ایرا‌ن‌اینترنشنال درباره تاثیر اعتراض‌های دی‌ماه بر زندگی‌‌شان گفتند که این واقعه روی وضعیت روانی، روابط شخصی، نگاه سیاسی و تصور آنان از آینده، سایه انداخته است.

در بسیاری از روایت‌های مرتبط با جاویدنامان، زندگی به دو دوره «پیش از دی‌ماه» و «پس از دی‌ماه» تقسیم شده است. دو دوره‌ای که شهروندان آن را با خاطره کشته‌شدگان، صدای تیراندازی، تصاویر ازدحام جمعیت در خیابان‌ها و یاد کسانی توصیف می‌کنند که دیگر بازنگشتند.

بخشی از مخاطبان از افسردگی، کابوس‌های مکرر، گریه‌های شبانه، خشم، احساس بی‌آیندگی و ناتوانی در بازگشت به زندگی عادی نوشتند. گروهی دیگر گفتند آنچه در دی‌ماه دیدند، آنان را مصمم‌تر، سیاسی‌تر و آماده‌تر برای ادامه اعتراض کرده است.

یکی از مخاطبان نوشت: «تاریخ برای من بعد از ۱۹ دی جلوتر نرفت.»

شهروندی دیگر تجربه خود را چنین خلاصه کرد: «زندگی‌ام به دو قسمت قبل و بعد از اعتراض‌ها تبدیل شد و هرگز آن آدم سابق نشدم.»

این روایت‌ها، با وجود تفاوت در تجربه‌ها، در یک نقطه به هم می‌رسند. این که دی‌ماه برای بسیاری از مردم تنها یک اعتراض به قصد تغییر حکومت باقی نماند بلکه نقطه‌ای شد که زندگی شخصی آنان را نیز تغییر داد.

  • جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

    جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

پیش از دی‌ماه و پس از آن

تکرار مفهوم «قبل و بعد از دی‌ماه» در پیام‌های شهروندان چشم‌گیر است.

شهروندی نوشت: «دیدن عددهای ۱۸ و ۱۹ برایم به یک محرک عاطفی تبدیل شده و این عددها را هر جا ببینم، ناخودآگاه ضربان قلبم بالا می‌رود.»

برای برخی، این گسست به احساس توقف زمان منجر شده است.

مخاطبی نوشت: «تاریخ برای من بعد از ۱۹ دی جلوتر نرفت.»

آنچه در این پیام‌ها دیده می‌شود، تنها یادآوری یک واقعه نیست. بسیاری می‌گویند دیگر نمی‌توانند با همان نگاه، دغدغه‌ها و اولویت‌های پیش از اعتراض‌ها، به زندگی ادامه دهند.

یکی از مخاطبان نوشت: «بعد از دی‌ماه، زندگی عمق بیشتری گرفته و همه چیزهایی که عمدا می‌خواستیم به آن‌ها توجه نکنیم، حالا اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.»

مخاطبی دیگر گفت: «همه آن صحنه‌ها مدام مثل یک فیلم جلوی چشمم تکرار می‌شود.»

زخم‌های روانی بازماندگان

یکی از پررنگ‌ترین موضوعات در پیام‌های شهروندان، آسیب روانی ناشی از مشاهده خشونت و کشته‌شدن معترضان است.

یکی از شهروندان نوشت: «شاهد کشته‌شدن جوانان و صحنه‌های بسیار خشونت‌آمیز بودم که باعث کابوس‌های مکرر، افسردگی، گریه‌های شبانه و احساس بی‌آیندگی شده است. دیگر نمی‌توانم با حس خوب در خیابان‌هایی که خون در آن‌ها ریخته شده قدم بزنم یا کارهای روزمره قبلی را انجام بدهم.»

شهروند دیگری نوشت: «دیگر نتوانستم به زندگی عادی برگردم. همه آن صحنه‌ها مدام مثل یک فیلم جلوی چشمم تکرار می‌شود؛ آن خیابان‌ها و نگاه کسانی که داشتند جان می‌دادند.»

در شماری از پیام‌ها، مخاطبان وضعیت خود را تنها با دو کلمه توضیح داده‌اند: «افسردگی شدید.»

شهروندی نوشت: «افسرده شدم، اعتقاد و ایمانم کم‌رنگ شد، ولی برای هدفم مصمم‌تر شدم.»

برای گروهی از مخاطبان، زنده ماندن نیز با احساس سنگین عذاب وجدان همراه شده است.

یکی از آن‌ها نوشت: «هر روز برای نفس کشیدنم به وجدانم جواب پس می‌دهم.»

پیام‌های رسیده نشان می‌دهند تاثیر اعتراض‌ها برای برخی به افسردگی یا اندوه محدود نمانده و رابطه آنان را با شادی، زندگی روزمره و حتی آدم‌های اطرافشان تغییر داده است.

یکی دیگر از مخاطبان نوشت: «دیگر جوان‌ها را مسخره نمی‌کنم. فهمیدم هر کس، فارغ از شغل، استایل و ظاهر، می‌تواند یک کاوه آهنگر در برابر ضحاک باشد.»

برای برخی دیگر، حتی خیابان‌های شهر معنای سابق خود را از دست داده‌اند. مکان‌هایی که پیش‌تر بخشی از رفت‌وآمد و زندگی روزانه بودند، اکنون با خاطره تیراندازی و کشته‌شدن معترضان گره خورده‌اند.

100%

خشمی که در گلو مانده است

احساس خشم یکی دیگر از احساس‌های تکرار شونده در پیام‌های مردمی است؛ احساسی که به گفته شماری از شهروندان، با گذشت زمان، اجرای اعدام‌ها، افزایش قیمت‌ها و ادامه بی‌عدالتی، نه تنها فروکش نکرده، بلکه عمیق‌تر شده است.

شهروندی تغییرات روحی خود را پس از اعتراض‌ها چنین توصیف کرد: «اول خیلی خوشحال بودم، بعد خشمگین و ناامید و بعد امیدوار شدم. الان منتظر و عصبانی‌ام، با شعله‌های خشم فروخفته؛ گاهی ناامید و گاهی امیدوار. اما می‌دانیم باید تا آخر برویم.»

در برخی پیام‌ها، خشم با میل به انتقام نیز همراه شده است. این احساس به‌ویژه در روایت کسانی دیده می‌شود که گفته‌اند از نزدیک شاهد کشته‌شدن یا مجروح‌شدن معترضان بوده‌اند.

یکی از مخاطبان نوشت: «آن دو شب تمام شد، ولی یک تکه از من جدا شد و یک گوشه تنها ماند.»

مصمم‌تر برای ادامه مقاومت

با وجود روایت‌های متعدد از افسردگی و آسیب روانی، بخش دیگری از پیام‌ها نشان می‌دهند دی‌ماه برای برخی شهروندان هم‌زمان به عاملی برای افزایش جسارت، اعتمادبه‌نفس و آمادگی برای ادامه اعتراض تبدیل شده است.

یکی از مخاطبان نوشت: «برای رسیدن به آزادی، شجاع‌تر و مصمم‌تر شدم.»

شهروند دیگری گفت: «غیر از اینکه بعضی موهایم سفید شده، بزرگ‌ترین تغییر این بوده که آماده‌ شده‌ام با فراخوان بعدی دِینم را ادا کنم.»

مخاطبی در پیام دیگری نوشت: «ملت به این باور رسید که پایان کار فقط یک رویا نیست.»

  • ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

    ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

درک بهتر از پروپاگاندای حکومت

تغییر نگرش سیاسی یکی دیگر از محورهای پررنگ پیام‌ها بوده است. برخی شهروندان گفته‌اند پس از اعتراض‌ها، بیش از گذشته به شناخت ساختار جمهوری اسلامی، شیوه‌های پروپاگاندا و جریان‌های سیاسی روی آورده‌اند.

یکی از آن‌ها برای ایران‌اینترنشنال نوشت: «دی‌ماه باعث شد سیستم پروپاگاندای این رژیم و مهره‌هایش را بشناسم. اطلاعات سیاسی‌ام خیلی بیشتر شد. تفکر چپ و راست را شناختم. فهمیدم چطور بازی داده می‌شدم و چرا این رژیم ۴۷ سال دوام آورده است.»

او همچنین نوشت که اعتراض‌های دی‌ماه، نگاهش را به روابط خارجی جمهوری اسلامی و حامیان بین‌المللی آن نیز تغییر داده‌ است.

  • حضور مسلحانه و شلیک نماینده مجلس به معترضان انقلاب ملی در بوشهر

    حضور مسلحانه و شلیک نماینده مجلس به معترضان انقلاب ملی در بوشهر

جایی برای «وسط‌بازی» نمانده است

اعتراض‌های دی‌ماه فقط رابطه شهروندان با حکومت را تغییر نداد، بلکه شکاف‌های سیاسی به روابط خانوادگی و دوستی‌ها نیز کشیده شد.

یک مخاطب در توضیح مهم‌ترین تغییر زندگی‌اش پس از اعتراض‌ها، نوشت: «قطع ارتباط با اقوام و دوستان وسط‌باز!»

برای برخی، واکنش اطرافیان به کشته‌شدن معترضان، سکوت در برابر سرکوب یا اختلاف نظر درباره آینده ایران، به معیاری تازه برای ادامه دادن یا قطع روابط شخصی تبدیل شده است.

در مقابل، تعدادی از مخاطبان نوشته‌اند احساس همبستگی آنان با دیگر ایرانیان افزایش یافته است.

یکی از آن‌ها در پیام خود نوشت: «فقط در یک‌کلام، به هم‌وطن ایرانی خودم افتخار می‌کنم که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ پشت هم بودیم.»

فرد دیگری از «شهامت، قدرت و ازخودگذشتگی یک ملت» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تجربه‌هایی یاد کرد که از دی‌ماه با خود دارد.

  • فایل صوتی جلسه محرمانه بسیج؛ هراس از اعتراضات دوباره و کشته‌شدن سرکوبگران

    فایل صوتی جلسه محرمانه بسیج؛ هراس از اعتراضات دوباره و کشته‌شدن سرکوبگران

بی‌اعتمادی به کمک قدرت‌های خارجی

در بخشی از پیام‌ها، تجربه دی‌ماه با از دست رفتن امید به مداخله یا کمک قدرت‌های خارجی همراه شده است.

یک مخاطب نوشت: «تنها هستیم و نباید برای نجات و آزادی به هیچ قدرتی امید داشته باشیم؛ مگر به تلاش خودمان.»

در پیام دیگری تاکید شد: «اعتراض‌های دی‌ماه چیزی را در من برای همیشه تغییر داد. از آن روز خشمگین‌تر، زخمی‌تر و افسرده‌تر شدم، اما شکسته نشدم.»

این شهروند در ادامه نوشت که دیگر جایی برای عقب‌نشینی نمی‌بیند و با وجود دشواری مسیر، نمی‌تواند به زندگی و نگاه گذشته بازگردد.

ادای احترام شهروندان به کاربرانی که پس از ۱۸ دی آنلاین نشدند

۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در روزهای اخیر، شماری از شهروندان در شبکه‌های اجتماعی یاد کاربرانی را گرامی داشتند که از تصمیم خود برای شرکت در اعتراضات دی‌ماه خبر داده بودند، اما پس از آن دیگر در شبکه اجتماعی ایکس فعال نشدند.

سرنوشت این افراد روشن نیست و احتمال می‌رود در جریان سرکوب گسترده انقلاب ملی ایرانیان به دست عوامل جمهوری اسلامی کشته یا بازداشت شده باشند.

برخی کاربران با بازنشر آخرین نوشته‌های این فعالان مخالف جمهوری اسلامی، نگرانی خود را از سرنوشت نامعلوم آنان ابراز کردند.

اسماعیل سلمان‌پور، فعال سیاسی، نام شماری از این کاربران را در ایکس مطرح کرد. او با اشاره به حساب کاربری «سولماز» نوشت: «این کاربر هم مثل صدها کاربر دیگر از ۱۸ دی برنگشته. چه قهرمانانی بین ما بودند و نمی‌شناختیم.»

سولماز پیش‌تر از تصمیم خود برای پیوستن به اعتراضات خبر داده و نوشته بود: «باید رفت. سنگ هم از آسمون بباره، باید رفت. من هم ساعت ۶ عازم هستم. سلامت باشین.»

او در پستی دیگر از احتمال قطع اینترنت و کشتار گسترده گفته بود: «احتمالا امشب اینترنت رو قطع می‌کنن و مردم رو سلاخی می‌کنن. سپاه هم داره آماده سرکوب می‌شه. اگر زنده نموندیم، از ما هم یادی کنید.»

سولماز در نوشته‌های متعددی از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرده بود و ویدیوی فراخوان او برای اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی همچنان در بالای صفحه‌اش دیده می‌شود.

بسیاری از فعالان مخالف جمهوری اسلامی، از جمله کاربرانی مانند سولماز، به‌دلیل فضای سرکوب و نگرانی‌های امنیتی با نام مستعار در فضای مجازی حضور داشتند یا از افشای کامل هویتشان خودداری می‌کردند؛ موضوعی که پیگیری سرنوشت آنان را دشوارتر کرده است.

بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.

  • ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

    ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

آخرین نوشته‌ها

کاربری به نام «مهدی» از جمله افرادی است که شهروندان به غیبت او در فضای مجازی اشاره کرده‌اند. او پیش از شرکت در تظاهرات ۱۸ دی نوشته بود: «پاشیم یواش‌یواش آماده پیاده‌روی بشیم.»

مهدی همچنین با انتشار تصویری از پیامک وزارت اطلاعات درباره منع «شرکت در تجمعات غیرقانونی»، خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی گفته بود: «شما الان باید فکر ویزا و پاسپورت باشید.»

حساب کاربری «روشناک» نیز از دی‌ماه تاکنون فعالیتی نداشته است. او در یکی از آخرین نوشته‌هایش از تیراندازی نیروهای سرکوبگر به معترضان خبر داده و نوشته بود: «نت نداریم. با هزار بدبختی وصل شدم. صدای تیر می‌آد. جلوی چشمم شلیک کردن به جمعیت و کشتن.»

در آخرین پست این حساب کاربری آمده است: «تا ابد زنده باد ایران. جاوید شاه.»

کاربری به نام «روهام» هم پس از ۱۸ دی دیگر آنلاین نشد. او که پیش‌تر در سال ۱۴۰۱ از خیزش «زن، زندگی، آزادی» حمایت کرده بود، در آخرین روز فعالیتش در ایکس نوشت: «داریم می‌ریم برای انقلاب. زنده باد ایران. جاوید شاه.»

روهام در نوشته‌ای دیگر تاکید کرده بود: «من ترک آذربایجان هستم. من فریب بازی‌های سیاسی سپاه و جمهوری اسلامی را نمی‌خورم. بازگشت پهلوی و سرنگونی حکومت تروریستی خامنه‌ای مطالبه ماست.»

  • کارزار کشف حقیقت در بیمارستان عشایر خرم‌آباد؛ پیکر‌هایی که برهنه بر زمین سردخانه رها شدند

    کارزار کشف حقیقت در بیمارستان عشایر خرم‌آباد؛ پیکر‌هایی که برهنه بر زمین سردخانه رها شدند

بر پایه شواهد و روایت‌های متعدد از انقلاب ملی ایرانیان در دی‌ماه ۱۴۰۴، نیروهای حکومتی با استفاده از گلوله جنگی به سوی معترضان شلیک کردند.

گزارش‌ها از منابع گوناگون حاکی از آن است که سرکوبگران شماری از معترضان مجروح را در مراکز درمانی با شلیک «تیر خلاص» کشتند.

گزارش‌ها همچنین از نقش نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله عوامل حشد شعبی، در کنار اعضای سپاه پاسداران و بسیج، در سرکوب و کشتار معترضان در ایران حکایت دارد.

«ما ادامه داریم»

«پیسلیک» نام کاربر دیگری است که پس از خیزش دی‌ماه فعالیتی در ایکس نداشته است. او در آخرین نوشته خود از پیوستن شهرهای گوناگون به اعتراضات ابراز خوشحالی کرده و گفته بود: «من تا به حال اسم یه سری شهرها رو نشنیده بودم. کیف می‌کنم هم با شهرش، هم با مردمش. ملکشاهی، مورموری، لردگان و ....»

او در پستی دیگر با هشتگ «ایران آزاد» نوشته بود: «من اگر کشته شوم، یک نفرم، چیزی نیست / نگذارید به ناکس برسد میهن من.»

کاربری با نام «مولاز» هم در آخرین پست خود در ۱۸ دی نوشته بود: «به‌زودی فتح تهران.»

او از آغاز انقلاب ملی ایرانیان با انتشار مطالبی همراه با هشتگ‌های «جاوید شاه» و «ما ادامه داریم»، از اعتراضات و معترضان حمایت کرده بود.

حکومت ایران در ماه‌های گذشته موج سرکوب شهروندان را شدت بخشیده و ده‌ها نفر را با اتهاماتی از جمله شرکت در اعتراضات دی‌ماه اعدام کرده است.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، یک‌شنبه ۲۵ مرداد گزارش داد حکم اعدام شهرام صادقی، از معترضان خیزش دی‌ماه، به اجرا درآمد.