فایننشال تایمز: افزایش شدید قیمت گازوئیل، ضربه سنگینی به بخش صنعتی آمریکا وارد کرده است


فایننشال تایمز گزارش داد افزایش شدید قیمت گازوئیل، ضربه سنگینی به بخش صنعتی آمریکا وارد کرده و هزینههای کسبوکارها و مصرفکنندگان را در سراسر این کشور، در آستانه انتخابات میاندورهای، افزایش داده است.
بر اساس این گزارش، قیمت گازوئیل در جایگاههای سوخت ــ که به دلیل نقش حیاتی آن در تأمین انرژی صنایع و بخش کشاورزی، شریان حیاتی اقتصاد محسوب میشود ــ روز سهشنبه به ۵.۴۷ دلار به ازای هر گالن رسید و به رکورد تاریخی ۵.۸۲ دلاری نزدیک شد.
فایننشال تایمز اشاره کرد که این افزایش قیمت، هزینههای کامیونداران و کشاورزان را بالا برده و قرار است تاثیر آن به بخشهای مختلف اقتصاد سرایت کند؛ موضوعی که میتواند بار دیگر به افزایش تورم منجر شود و فشار بیشتری بر مصرفکنندگان آمریکایی که همین حالا نیز با محدودیت مالی روبهرو هستند، وارد کند.
تام کلوزا، مشاور ارشد انرژی در شرکت «گالف اویل»، به فایننشال تایمز گفت: «این از هماکنون یک بحران است؛ یک بحران آرام و بیسروصدا. اینها ضربههایی مستقیم به بخش میانی اقتصاد هستند. فکر میکنم تأثیر نسبتا شدیدی خواهند داشت.»
فایننشال تایمز احتمال داد که افزایش قیمت سوخت میتواند آشفتگی سیاسی پیش روی دونالد ترامپ را تشدید کند، زیرا نارضایتی رایدهندگان در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر که تکلیف کنترل کنگره را مشخص میکند، رو به افزایش است، و در این مورد به یک نظرسنجی همین نشریه اشاره کرد که بیشتر رایدهندگان معتقدند در دوران ریاستجمهوری ترامپ وضعیت مالیشان بدتر شده است.
این گزارش همچنین میگوید: موج جدید افزایش قیمت سوخت همچنین به فروش اوراق قرضه دولتی آمریکا دامن زده، بازدهی آنها را به بالاترین سطح چند سال اخیر رسانده و هزینه استقراض را برای آمریکاییهای عادی افزایش داده است.
در همین حال، تیلور راجرز، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «پرزیدنت ترامپ و تمامی تیم انرژی او اقدامات قاطعی برای کاهش اختلالات در بازارهای انرژی انجام دادهاند و همچنان بهطور جدی متعهد به تقویت سلطه انرژی آمریکا و کاهش هزینهها هستند.»
به نوشته فایننشال تایمز، افزایش قیمت سوخت در مقطع حساسی رخ داده است؛ زمانی که بسیاری از خانوارها خود را برای خرید سوخت گرمایشی پیش از زمستان آماده میکنند، فروشگاهها در حال پر کردن قفسهها برای فصل تعطیلات هستند و کشاورزان نیز برای برداشت محصولات آماده میشوند.
جان بوید، بنیانگذار و رئیس انجمن ملی کشاورزان سیاهپوست، به فایننشال تایمز گفت افزایش سرسامآور قیمت گازوئیل بسیاری از کشاورزان را تا مرز سلب مالکیت و ورشکستگی پیش برده است.
او گفت: «کشاورزان در برابر افزایش هزینه گازوئیل بسیار آسیبپذیرند و این اتفاق پس از افزایش شدید قیمت کود رخ داده است که آن هم ناشی از جنگ ایران بود.»






روزنامه واشینگتنپست سهشنبه ۲۷ مرداد در تحلیلی نوشت که چین و روسیه با کمک به جمهوری اسلامی از جمله از طریق تامین مواد شیمیایی و اطلاعات نظامی و جاسوسی، ماشین جنگی تهران را سرپا نگه داشتهاند.
در ابتدای این تحلیل نوشته شده که فهرست بلندبالای خواستههای جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز، بسیاری را سردرگم کرده و این پرسش را پیش آورده است که چگونه باید رویکرد پرشتاب و آشفته آمریکا در قبال حکومت تهران را فهمید.
بهنوشته نویسندگان این تحلیل، یکی از دلایل مهم تابآوری و توانایی تهران در استفاده از اهرمهای فشار، حمایت فزایندهای است که تهران از چین و روسیه دریافت میکند.
زمانی که اسرائیل و ایالات متحده در خرداد ۱۴۰۴ به تاسیسات هستهای و نظامی جمهوری اسلامی حمله کردند، اثری از این دو کشور نبود و تهران ناچار شد بهتنهایی از خود دفاع کند، اما هنگامی که آمریکا و اسرائیل در اسفند سال گذشته امسال عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را آغاز کردند، روسیه کمکهای خود را افزایش داد و پشتیبانی ارزشمندی در زمینه پهپاد و اطلاعات در اختیار حکومت ایران گذاشت که توان تهاجمی این کشور را تقویت کرد.
بهنوشته واشینگتنپست گزارشها حاکی است روسیه با انتقال تاکتیکها و فناوریهای ارزشمند پهپادی که در میدان نبرد اوکراین آزمایش شدهاند، به کارزار حملات پهپادی جمهوری اسلامی کمک کرده است.
در این یادداشت تاکید شده است استفاده گسترده جمهوری اسلامی از پهپادها برای حمله به نیروهای آمریکایی و نیروهای کشورهای شریک واشینگتن در سراسر خاورمیانه، در طول جنگ یکی از موثرترین ابزارهای تهران بوده است. در اول مارس، یک پهپاد ایرانی به یک مرکز عملیاتی آمریکا در کویت اصابت کرد و شش سرباز آمریکایی را کشت.
شاید شگفتآورتر از همه این باشد که بر اساس گزارشها، روسیه تصاویر ماهوارهای و انواع دیگری از اطلاعات را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده تا حملات این کشور به مواضع نظامی آمریکا در منطقه را تسهیل کند. این کمکها احتمالا توان تهران برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی و اهداف باارزشی مانند رادارها و مراکز فرماندهی و کنترل با استفاده از پهپادها و موشکهای بالستیک را افزایش داده است. در ۱۷ ژوئیه نیز سه سرباز آمریکایی در حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی در اردن کشته شدند.
بهنوشته واشینگتنپست چین نیز بیکار ننشسته است. پکن مدتهاست حمایتهایی با کاربرد دوگانه، یعنی اقلامی که میتوان از آنها هم برای اهداف غیرنظامی و هم نظامی استفاده کرد، در اختیار تهران قرار میدهد. شاید آشکارترین نمونه این موضوع را بتوان در برنامه موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی دید.
چین مواد شیمیایی مانند سدیم پرکلرات به ایران عرضه کرده است که میتوان از آن برای تولید آمونیوم پرکلرات استفاده کرد. ماده دوم تحت کنترل «رژیم کنترل فناوری موشکی»، توافقی چندجانبه با هدف محدود کردن اشاعه موشکی، قرار دارد. از آمونیوم پرکلرات میتوان در موتورهای موشکی سوخت جامد که نیروی محرکه بیشتر موشکهای بالستیک را تامین میکنند، استفاده کرد.
بهنوشته واشینگتنپست این محمولهها بهطور مستمر ارسال شدهاند. در ژانویه ۲۰۲۵، دو کشتی باری ایرانی با بیش از هزار تن سدیم پرکلرات از چین حرکت کردند. تا خرداد سال گذشته نیز تهران از طریق یک شرکت هلدینگ مستقر در هنگکنگ سفارش تازهای برای آمونیوم پرکلرات ثبت کرده بود.
وزارت خزانهداری آمریکا در ۲۹ آوریل ۲۰۲۵، شماری از نهادهای ایرانی و چینی را به دلیل تامین مواد اولیه سوخت موشکی برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریم کرد و گفت این شبکه تامین سدیم پرکلرات از چین برای ایران را تسهیل کرده است.
نویسندگان این تحلیل تاکید کردهاند که کمکها پس از حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در خرداد ۱۴۰۴نیز ادامه یافت. بر اساس اطلاعات منابع اطلاعاتی اروپایی، چین حدود دو هزار تن سدیم پرکلرات را در چند محموله به ایران فرستاد که ورود آنها از ۲۹ سپتامبر سال گذشته آغاز شد؛ زمانی که تهران در تلاش بود ذخایر موشکهای بالستیک خود را بازسازی کند.
حتی در جریان جنگی که در اسفند ماه سال گذشته آغاز شد نیز ظاهرا ارسال مواد شیمیایی چین به ایران ادامه داشته است. بر اساس دادههای ردیابی دریایی، دو کشتی که مظنون به حمل سدیم پرکلرات بودند، در ماه مارس به ایران رسیدند.
اما حمایت چین از توانایی ایران برای تهدید منطقه به کمک در تولید موشکهای بالستیک محدود نمیشود. سپاه پاسداران در سال ۲۰۲۴ یک ماهواره نظارتی چینی را که پیشتراز سوی چین به فضا پرتاب شده بود، در اختیار گرفت؛ ماهوارهای که بر اساس گزارشها، تهران از آن برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی استفاده کرده است.
در این تحلیل تاکید شده است که اگر واشینگتن اقدامات روسیه و چین را نادیده بگیرد، حکومت تهران همچنان تابآورتر و مرگبارتر خواهد شد. این وضعیت احتمالا فشار بیشتری بر ذخایر مهمات آمریکا وارد خواهد کرد، مشکلات در تنگه هرمز را تشدید خواهد کرد و ممکن است در یک درگیری آینده به تلفات بیشتر نیروهای آمریکایی منجر شود.
به باور نویسندگان واکنش ضعیف واشینگتن، زمینه را برای کمکهای بیشتر به ایران فراهم خواهد کرد؛ آن هم در شرایطی که تهران میکوشد زرادخانه و زیرساخت صنایع دفاعی خود را بازسازی کند. این کمکها میتواند شامل تحویل صدها سامانه پدافند هوایی دوشپرتاب ساخت چین از نوع QW-12 و FN-16 باشد.
در این تحلیل توصیه شده است که واشینگتن و متحدانش باید برای مجازات، متوقف کردن و بازداشتن چین و روسیه از حمایت از جمهوری اسلامی اقدامات قاطعی انجام دهند. این اقدامات باید شامل افزایش حمایت اطلاعاتی و تامین مهمات برای حملات تهاجمی اوکراین و اعمال تحریم علیه پکن در صورت ارائه سامانههای تسلیحاتی یا قطعات مهم نظامی به ایران باشد. آمریکا و متحدانش همچنین باید محمولههای مواد شیمیایی چین را که به تقویت برنامه موشکهای بالستیک ایران کمک میکنند، رهگیری و متوقف کنند و در نهایت، کنگره باید جامعه اطلاعاتی آمریکا را موظف کند هر سال گزارشی درباره حمایتهایی با کاربرد دوگانه پکن از تهران تهیه کند و این اطلاعات را در اختیار شرکای ایالات متحده قرار دهد.
شبکه سیانان سهشنبه ۲۷ مرداد در گزارشی تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با صدور قطع هرگونه مذاکره، تغییری بنیادین در رویکرد خود نسبت به جنگ ایران در پیش گرفته که بیش از هر چیز مبتنی بر فاصله گرفتن از مذاکره و درگیری مستقیم با حکومت ایران است.
در این گزارش گفته شده ترامپ پس از آنکه هفتهها تلاش کرد با ابراز خوشبینی، تحولات مثبتی در رابطه با ایران را به واقعیت تبدیل کند اما این تلاش او چندان موفق نبوده و اکنون به نظر میرسد او رویکرد تازهای در پیش گرفته است.
سیانان بهنقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد که ترامپ به فرستادگان ارشد دولت خود دستور داده است گفتوگوهایشان با جمهوری اسلامی را متوقف کنند. علاوه بر این، به گفته یک منبع آگاه، مقامهای کاخ سفید اخیرا به متحدان سیاسی خود گفتهاند که در حال تغییر راهبرد هستند و از رویکرد «هرچه سریعتر حکومت ایران را درهم بکوبید» به راهبرد «به مرور آنها را خفه کنید» تغییر مسیر میدهند.
ترامپ خود نیز سهشنبه ۲۷ مرداد به جای آنکه مانند گذشته بگوید مذاکرات بهخوبی پیش میرود و توافق تازهای در آستانه دستیابی است، اعلام کرد که در حال حاضر اساسا هیچ دیپلماسی یا مذاکرهای در جریان نیست.
او در شبکههای اجتماعی نوشت: «هیچ مذاکره یا گفتوگویی با جمهوری اسلامی ایران در جریان نیست و هیچ مذاکره یا گفتوگویی نیز برنامهریزی نشده است. محاصره دریایی با تمام قدرت همچنان برقرار است و تنگه هرمز باز و فعال است. همه مینهای دریایی جمعآوری یا منفجر شدهاند. از توجه شما به این موضوع متشکرم!»
در واقع، تردد در تنگه هرمز همچنان بسیار محدود است و کشتیهایی که از این آبراه کلیدی عبور میکنند، همچنان هدف پرتابههای جمهوری اسلامی قرار میگیرند.
با این حال، بهنوشته سیانان، «ترامپ که از بنبست تلاشها برای بازگشایی این آبراه سرخورده شده و همزمان با پرسشهای فزاینده درباره هزینههایی روبهروست که این جنگ نامحبوب بر ارتش آمریکا تحمیل کرده، اکنون سخن از آن میگوید که آماده است تا حدی از این درگیری فاصله بگیرد.»
مقامهای دولت آمریکا سهشنبه گفتند دستور ترامپ به تیم مذاکرهکنندهاش برای توقف گفتوگو و تعامل با تهران صادر شده است. جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، و استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه او، چهرههای اصلی تیم مذاکرهکننده ترامپ با جمهوری اسلامی هستند.
با این حال، به گفته این مقامها، ترامپ همچنان از اینکه تهران حاضر نیست در برابر خواستههای او کوتاه بیاید ناراضی است. او میخواهد تا زمانی که رهبران جمهوری اسلامی نشانه تازهای از آمادگی برای دستیابی به توافق مورد نظرش نشان ندادهاند، از ورود دوباره به مذاکرات خودداری کند.
یک روز پیش از انتشار پیام ترامپ در شبکههای اجتماعی، کوشنر در جریان سفر به خاورمیانه ارزیابی خوشبینانهتری از مذاکرات ارائه کرده بود. او در مصاحبهای با فاکسنیوز گفت گفتوگوهای آمریکا و جمهوری اسلامی «احتمالاً گستردهتر از هر زمان دیگری» است.
کوشنر افزود که تیم مذاکرهکننده آمریکا با افراد مختلفی در داخل حاکمیت ایران در تماس است.
او گفت: «آنها به شکلی بسیار جدی در حال تعامل هستند و این کاملا مثبت است. ما گفتوگوهایی بسیار مثبت و فعال داریم.»
مقامهای جمهوری اسلامی بارها اعلام کردهاند که ادعای انجام مذاکرات مستقیم با ایالات متحده صحت ندارد. ترامپ پیشتر از این تکذیبها ابراز خشم کرده و گفته بود تهران در حال بازی دادن طرف مقابل است و مقامهای جمهوری اسلامی در گفتوگوهای خصوصی اشتیاق زیادی برای رسیدن به توافق نشان میدهند.
در همین حال، سیانان بهنقل از افراد آگاه افزود ترامپ در پشت صحنه از شکل در حال ظهور توافقی که جمهوری اسلامی میکوشد با عمان درباره مدیریت تردد در تنگه هرمز به دست آورد، ناخشنود شده است. با وجود اینکه عمان دهههاست شریک راهبردی آمریکا بوده، ترامپ این هفته حتی تهدید کرد این کشور حاشیه خلیج فارس را در صورت مخالفت با نظر واشینگتن بمباران خواهد کرد.
او دوشنبه ۲۶ مرداد در دفتر بیضی به خبرنگاران گفت: «فکر نمیکنم رفتار خیلی خوبی داشتند، اما خیلی راحت میتوانیم با آنها برخورد کنیم؛ درست همانطور که با دیگران برخورد میکنیم.»
ایران و عمان هر دو در امتداد تنگه هرمز ساحل دارند و بر اساس توضیح مقامهای منطقهای، توافق مورد بحث کنترل تردد کشتیهایی را که وارد خلیج فارس میشوند یا از آن خارج میشوند، میان دو کشور تقسیم خواهد کرد.
در داخل کاخ سفید نگرانیهایی وجود دارد که این طرح، که هنوز نهایی نشده است، بتواند کنترل ایران بر این آبراه را تثبیت کند. برخی مقامها معتقدند عمان در جریان مذاکرات، به جای ایفای نقش یک شریک بیطرف، بیش از آمریکا جانب جمهوری اسلامی را گرفته است.
یکی از پیشنهادهایی که ترامپ و مقامهای ارشد آمریکایی با آن مخالفت میکنند، دریافت هزینه از کشتیهایی است که قصد عبور از تنگه را دارند. ترامپ اصرار کرده است که هیچ عوارض یا پرداخت دیگری نباید مجاز باشد، اما برخی نسخههای توافق که در گردش بودهاند، شامل هزینههایی تحت عنوان حفاظت از محیط زیست یا تأمین امنیت هستند.
این با تصوری که ترامپ از نحوه فعالیت این آبراه دارد مطابقت ندارد. او خواهان توافقی است که وضعیت تنگه را به شرایط پیش از جنگ بازگرداند؛ زمانی که تردد بدون محدودیت از این آبراه بینالمللی جریان داشت. دولت او بارها گفته است که اجازه دادن به هر کشوری برای اعمال کنترل بر تنگه، سابقهای خطرناک ایجاد خواهد کرد.
آزادی تردد در تنگه هرمز اکنون به چالش اصلی جنگ تبدیل شده است؛ هرچند ترامپ این هفته تاکید کرد که هدف اصلی او همچنان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.
به گفته مقامهای آمریکایی، انتظار میرود ایالات متحده بهزودی تحریمهای تازه و سنگینی علیه ایران اعمال کند؛ اقدامی که ممکن است همین هفته انجام شود. مقامهای نظامی، از جمله پیت هگست، وزیر دفاع، گفتهاند نیروهای آمریکایی در منطقه آمادهاند محاصره بنادر ایران را برای مدتی نامحدود ادامه دهند.
با این حال مقامهای جمهوری اسلامی هشدار دادهاند که صبر آنها در مقابل محاصره دریایی بیپایان نیست و در صورت تداوم این وضعیت رویکردی تهاجمی اتخاذ خواهند کرد.
ترامپ و تیم او معتقدند فشار اقتصادی بر ایران سرانجام حکومت این کشور را وادار خواهد کرد شرایط او برای پایان دادن به جنگ را بپذیرد. اما مقامهای جمهوری اسلامی نیز به نوبه خود معتقدند ترامپ برای خروج از جنگ تحت فشار سیاسی قرار دارد و همین برداشت متقابل به بنبست کنونی منجر شده است.
فشارهای نظامی بر ترامپ برای مذاکره بر سر راهی برای خروج از جنگ نیز افزایش یافته است. استقرارهای طولانی و کمسابقه تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، از جمله ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن»، به دلیل فشار و فرسایشی که بر کشتیها و ملوانان مستقر در آنها وارد کرده، مورد توجه و انتقاد قرار گرفته است. ترامپ نیز اذعان کرده که پس از شش ماه جنگ، ذخایر پیشرفتهترین مهمات آمریکا در سطحی که او میخواهد قرار ندارد.
با وجود این، ترامپ تاکنون در برابر درخواستهای فزاینده جمهوریخواهان برای یافتن راهی جهت خروج از جنگ مقاومت و تاکید کرده که برای پایان دادن به درگیری با محدودیت زمانی روبهرو نیست.
ترامپ روز سهشنبه در پیام دیگری در شبکههای اجتماعی، نقشهای از تنگه هرمز منتشر کرد که روی آن عبارت «قلمرو ایالات متحده» نوشته شده بود؛ پیامی که دستکم نشانهای از خروج قریبالوقوع نظامی آمریکا از منطقه به دست نمیدهد.
شبکه خبری سیانان در گزارشی با تاکید بر اینکه نبرد بر سر کنترل تنگه هرمز به کانون اصلی جنگ ایران تبدیل شده، نوشت اکنون آمریکا که با نیروی دریایی خود در تنگه گشتزنی میکند، در حال پیشروی است و حکومت ایران بخش زیادی از کنترل خود بر این آبراه حیاتی را از دست داده است.
در ماههای اخیر هم جمهوری اسلامی و هم آمریکا مدعی برتری در این آبراه و در دست داشتن کنترل تردد در آن بودهاند و این ادعاهای متضاد باعث سردرگمی و تردید قابلتوجهی شده است.
بر اساس دادههای شرکت کپلر، که حرکت کشتیها را با استفاده از فرستندههای ردیابی و دادههای ماهوارهای دنبال میکند، بیش از ۸۰ درصد عبور کشتیها از تنگه هرمز طی دو هفته گذشته از مسیر عمان انجام شده است. جمهوری اسلامی بهشدت با این مسیر مورد تایید سازمان ملل مخالف است.
جمهوری اسلامی که مدعی است کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد به دهها کشتی که تلاش کردهاند از طریق ساحل شمالی عمان از این آبراه عبور کنند، حمله کرده است. با وجود این خطر، در هفتههای اخیر بیشتر کشتیها ترجیح دادهاند خواستههای تهران را نادیده بگیرند و با اتکا به وعده حفاظت نیروهای دریایی آمریکا از تنگه هرمز عبور کنند.
همایون فلکشاهی، رییس بخش تحلیل نفت خام در کپلر، به شبکه سیانان گفت: «بهطور فزایندهای به نظر میرسد که حکومت ایران دستکم بخشی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است.»
تغییر در کنترل
بهنوشته سیانان این وضعیت کاملا در تضاد با یک ماه پیش است؛ زمانی که کپلر تقریبا هیچ ترددی از مسیر عمان را ثبت نمیکرد. کاهش شدید تردد در مسیری که جمهوری اسلامی ترجیح میدهد باعث شده تهران نتواند مانند فصل بهار از کشتیهای عبوری از تنگه عوارض دریافت کند.
پایان اعتبار یادداشت تفاهم میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی در این هفته، دستکم روی کاغذ به حکومت ایران اجازه میدهد بار دیگر دریافت عوارض را آغاز کند اما به گفته کپلر، به نظر نمیرسد جمهوری اسلامی توانسته باشد چنین کاری را انجام دهد یا توانایی انجام چنین کاری را در شرایط فعلی داشته باشد.
دن پیکرینگ، بنیانگذار و مدیر ارشد سرمایهگذاری در شرکت پیکرینگ انرژی (Pickering Energy Partners)، به سیانان گفت: «درخواست ایران برای دریافت عوارض چیزی است که بیشتر کشورهای خاورمیانه نمیخواهند انجام دهند و تاکنون هم انجام ندادهاند. بنابراین مسیر عمان کاملا منطقیتر است.»
به گفته اندی لیپو، رییس شرکت لیپو (Lipow Oil Associates)، نیز کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نفتکشهای بسیار بزرگ حمل نفت خام (VLCC) را اجاره کردهاند تا از خلیج فارس و از طریق تنگه هرمز خارج شوند و سپس نفت را در خارج از منطقه خطر در خلیج عمان به نفتکشهای مشتریان منتقل کنند.
این کشتیها برای دور ماندن از حملات جمهوری اسلامی فرستندههای خود را گاهی برای هفتههای متوالی خاموش کردهاند. این نوع تردد موسوم به «ترافیک تاریک» ظاهرا از دید برخی خدمات ردیابی داده، از جمله کپلر، نیز پنهان مانده است. اگرچه برخی از این کشتیها را میتوان از طریق ماهواره شناسایی کرد، اما ردیابی آنها با روشهای معمول دشوارتر است.
سیانان در عین حال تاکید کرده که برعکس جمهوری اسلامی، ایالات متحده که نیروی نظامی قابلتوجهی در این آبراه مستقر کرده، بر همه کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند نظارت دارد و ارقام مربوط به حملونقل نفت را بسیار بالاتر از برآوردهای سنتی اعلام کرده است.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، هفته گذشته گفت مجموع نفتی که از تنگه عبور کرده یا از مسیرهای جایگزین در اطراف آن منتقل شده، طی یک هفته حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز بوده است؛ رقمی که به میانگین ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از آغاز جنگ بسیار نزدیکتراست.
نبود شفافیت
این موضوع باعث شد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه ۲۶ مرداد بار دیگر اعلام کند که ایالات متحده «کنترل کامل تنگه» را در دست دارد. با این حال سیانان در گزارش خود افزوده که ادامه حملات جمهوری اسلامی و باقی ماندن جریان نفت در سطحی بسیار پایینتر از قبل از جنگ نشان میدهد آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار ندارد، اما تهران نیز چنین کنترلی بر تنگه هرمز ندارد.
پیکرینگ گفت: «اگر هدف رهبران جمهوری اسلامی این است که "فرمان دست آنها باشد"، باید بگویم از همان ابتدا هم هرگز کنترل کامل نداشتند. به نظر میرسد هدفشان بازدارندگی است تا به این ترتیب کنترل خود را به رسمیت بشناسانند. فکر میکنم هنوز هم بازدارندگی ایجاد میکنند.»
با این حال اگر نفتکشها واقعاً به همان میزانی که ایالات متحده ادعا میکند نفت را از تنگه عبور میدهند، آنگاه میزان بازدارندگی و کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز نسبت به یک یا دو ماه پیش کاهش یافته است.
بهنوشته سیانان عامل دیگری که وضعیت را پیچیدهتر میکند این است که عمان و جمهوری اسلامی، بدون حضور آمریکا، در حال مذاکره برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگه هستند و این موضوع باعث نارضایتی شدید ترامپ شده است.
هنوز مشخص نیست گفتوگوهای تهران و مسقط چه تاثیری بر تردد نفت یا کنترل آبراه خواهند گذاشت. مقامهای جمهوری اسلامی تاکید کردهاند که توافق با عمان به معنای باز شدن تنگه هرمز نیست و این تنگه تنها زمانی باز خواهد شد که آمریکا شروط تهران از جمله برای رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و لغو تحریمهای نفتی را بپذیرد.
وزارت دادگستری آمریکا با انتشار بیانیهای اعلام کرد که کیفرخواست تکمیلی ۱۴ فقرهای علیه ۱۷ عضو «موسسه مبنا»، شرکتی مستقر در ایران، سهشنبه ۲۷ مرداد از حالت محرمانه خارج شد.
بر اساس این کیفرخواست، موسسه مبنا دستکم از سال ۲۰۱۳ یک کارزار هماهنگ نفوذ سایبری به سامانههای رایانهای ۱۴۴ دانشگاه در آمریکا، ۱۷۸ دانشگاه خارجی، دستکم ۴۲ شرکت خصوصی آمریکایی، حداقل ۱۱ شرکت خصوصی خارجی، دستکم پنج نهاد دولتی فدرال و ایالتی آمریکا و حداقل دو سازمان غیردولتی را اجرا کرده است.
بهگفته وزارت دادگستری ایالات متحده، هکرهای موسسه مبنا برای سرقت تحقیقات، دادههای دانشگاهی و اختصاصی و مالکیت فکری، سامانههای صدها دانشگاه، شرکت و نهاد دیگر را هدف قرار دادند و بیش از ۳۱ ترابایت داده دانشگاهی و مالکیت فکری را از این دانشگاهها به سرقت بردند.
براساس این بیانیه، هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی همچنین به حسابهای ایمیل کارکنان شرکتهای خصوصی، نهادهای دولتی و سازمانهای غیردولتی دسترسی پیدا کردند.
بهگفته وزارت دادگستری آمریکا متهمان بسیاری از این نفوذها را به نمایندگی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین برای دیگر مشتریان دولتی و دانشگاهی ایران انجام دادهاند.
۹ نفر از ۱۷ متهم این کیفرخواست تکمیلی، پیشتر نیز در کیفرخواست هفتفقرهای که در مارس ۲۰۱۸ اعلام شده بود، متهم شده بودند.
در کیفرخواست تکمیلی از جمله از امیر براتی شهروند ۳۹ ساله ایرانی-ترکیهای نام برده شده که از سال ۲۰۲۱ با هویت تازهای در ترکیه زندگی میکرد و اخیرا به درخواست آمریکا در مونتهنگرو بازداشت شد و در انتظار استرداد به آمریکا به سر میبرد.
جان ای. آیزنبرگ، معاون دادستان کل آمریکا در امور امنیت ملی، گفت: «در کیفرخواست تکمیلی گفته شده است که این متهمان، به دستور نهادهایی از جمله سپاه پاسداران، دانشگاهها و دیگر موسسات تحقیقاتی را در سراسر جهان، از جمله در ایالات متحده، هک کرده و دستکم ۳۱ ترابایت اطلاعات و مالکیت فکری با ارزشی نامعلوم را به سرقت بردهاند.»
او افزود: «بخش امنیت ملی متعهد به حفاظت از ایالات متحده در برابر چنین مهاجمانی است و کسانی را که مرتکب چنین جرایمی میشوند، هرقدر هم که طول بکشد، برای سپردن به دست عدالت تعقیب خواهد کرد.»
جیمی مکدونالد، دادستان ایالات متحده در ناحیه جنوبی نیویورک، نیز گفت: «اتهامات امروز که شامل هشت متهم دیگر نیز میشود، شبکه گستردهتری را آشکار میکند که گفته میشود در پشت یک کارزار وسیع و تحت حمایت حکومت ایران برای سرقت تحقیقات و مالکیت فکری از دانشگاهها، شرکتها و نهادهای دولتی آمریکا قرار داشته است.»
او افزود: «بیش از هشت سال پس از علنی شدن کیفرخواست اولیه، این اتهامات روشن میکند که گذشت زمان ما را از شناسایی و تعقیب کسانی که از خارج از کشور ایالات متحده را هدف قرار میدهند، منصرف نخواهد کرد. عملیات سایبری به یکی از ابزارهای اصلی قدرت ملی تبدیل شده و حمله به نهادهای آمریکایی و متحدان این کشور پیامدهای مستقیمی برای امنیت و قدرت اقتصادی ما دارد. این دفتر و شرکای ما همچنان از نوآوری آمریکا حفاظت خواهند کرد و افراد مسئول این حملات را پاسخگو خواهند ساخت.»
برت لیترمن، معاون مدیر بخش سایبری افبیآی، نیز گفت: «این متهمان بنا بر ادعاها یک عملیات گسترده هک سفارشی ایجاد کردند و از آن سود بردند؛ عملیاتی که مالکیت فکری دانشگاهها، شرکتها و نهادهای دولتی آمریکا و متحدانش را به سود دولت ایران هدف قرار میداد.»
او افزود: «اتهامات امروز برای دشمنان سایبری در همهجا پیام روشنی دارد: حافظه افبیآی طولانی است و گذشت زمان از عزم ما برای اجرای عدالت نخواهد کاست. افبیآی به همکاری با نهادهای مجری قانون و شرکای بخش خصوصی برای شناسایی عوامل مخرب سایبری، مختل کردن عملیات آنها و تحمیل هزینه واقعی به آنها، هر کجا که فعالیت کنند، ادامه خواهد داد.»
پیشینه موسسه مبنا
براساس آنچه در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا آمده است غلامرضا رفعتنژاد و احسان محمدی حدود سال ۲۰۱۳ موسسه مبنا را تاسیس کردند تا به دانشگاهها و سازمانهای علمی و پژوهشی ایران برای سرقت و دسترسی به منابع علمی غیرایرانی کمک کنند.
موسسه مبنا هکرهای اجارهای و دیگر نیروهای قراردادی را استخدام کرد، با آنها قرارداد بست یا با آنها همکاری داشت. این افراد عبارت بودند از: عبدالله کریما معروف به وحید کریما، مصطفی صادقی، سیدعلی میرکرمی، محمدرضا صباحی، روزبه صباحی، ابوذر گوهریمقدم، سجاد طهماسبی، سعید هوشیار، بهزاد مصری معروف به «سکوت وحشت»، منوچهر هاشملو؛ کیوان فیاض معروف به «آشیل»، «جوکر» و «bc.monster»، امیر براتی؛ صابر شهبازی بالوجه، آرمان کهزادیان، و مجتبی گلکوهی معروف به «مجتبی قلعهکویی».
وزارت دادگستری آمریکا این افراد را به انجام نفوذهای سایبری برای سرقت دادههای دانشگاهی، مالکیت فکری، صندوقهای ایمیل و دیگر دادههای اختصاصی متهم کرده وافزوده است موسسه مبنا برای انجام عملیات هکری به نمایندگی از نهادهای دولتی و خصوصی در ایران با آنها قرارداد داشت و بهطور مشخص، کارزار فیشینگ هدفمند علیه دانشگاهها را به نمایندگی از سپاه پاسداران اجرا میکرد.
نشانی موسسه مبنا در تهران، شیخ بهایی شمالی، کوچه دوازدهمتری سوم، پلاک ۱۴، واحد ۲، کد پستی ۱۹۹۵۸۷۳۳۵۱ اعلام شده است.
همزمان با انتشار کیفرخواست تکمیلی، برنامه «پاداش برای عدالت» وزارت امور خارجه آمریکا برای اطلاعاتی که به تعیین محل بهزاد مصری، مجتبی گلکوهی، آرمان کهزادیان، کیوان فیاض و صابر شهبازی بالوجه از متهمین این پرونده منجر شود، تا سقف ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده است.
این برنامه بهدنبال اطلاعات درباره هر فردی است که تحت هدایت یا کنترل یک دولت خارجی، در برخی فعالیتهای مخرب سایبری ناقض «قانون کلاهبرداری و سوءاستفاده رایانهای» مشارکت داشته باشد.
کارزار هک دانشگاهها
بهگفته وزارت دادگستری آمریکا، موسسه مبنا از طریق فعالیت متهمان، بیش از ۱۰۰ هزار حساب متعلق به استادان دانشگاه در سراسر جهان را هدف قرار داده است.
در این بیانیه گفته شده که مهاجمان موفق شدند حدود هشت هزار حساب ایمیل استادان را در ۱۴۴ دانشگاه آمریکا و ۱۷۸ دانشگاه در کشورهای دیگر به خطر بیندازند. این کشورها شامل استرالیا، کانادا، چین، دانمارک، فنلاند، آلمان، ایرلند، اسرائیل، ایتالیا، ژاپن، مالزی، هلند، نروژ، لهستان، عربستان سعودی، سنگاپور، کره جنوبی، اسپانیا، سوئد، سوئیس، ترکیه و بریتانیا بودند.
براساس بیانیه وزارت دادگستری ایالات متحده، این کارزار حدود سال ۲۰۱۳ آغاز شد، دستکم تا دسامبر ۲۰۱۷ ادامه یافت و طیف گستردهای از دادههای دانشگاهی و مالکیت فکری موجود در سامانههای دانشگاههای هکشده را هدف قرار داد.
دانشگاههای مستقر در آمریکا بیش از حدود ۳.۴ میلیارد دلار برای تهیه و دسترسی به چنین دادهها و داراییهای فکری هزینه کرده بودند.
طبق کیفرخواستی که برای هکران صادر شده، اعضای این شبکه با استفاده از اطلاعات ورود سرقتشده، بدون مجوز به حساب استادان قربانی دسترسی پیدا میکردند و تحقیقات و دیگر دادهها و اسناد دانشگاهی را به سرقت میبردند. این موارد، از جمله، شامل نشریات دانشگاهی، پایاننامهها، رسالهها و کتابهای الکترونیکی بود.
متهمان همچنین دادههای مربوط به تمام حوزههای تحقیقاتی و رشتههای دانشگاهی، از جمله علوم و فناوری، مهندسی، علوم اجتماعی، پزشکی و دیگر حوزههای تخصصی را هدف قرار دادند و دستکم حدود ۳۱.۵ ترابایت داده دانشگاهی و مالکیت فکری را سرقت و آنها را به سرورهایی خارج از ایالات متحده منتقل کردند که تحت کنترل اعضای این شبکه قرار داشت.
براساس این کیفرخواست، متهمان علاوه بر سرقت دادههای دانشگاهی و اطلاعات ورود به حسابها به سود دولت ایران، دادههای سرقتشده را از طریق دو وبسایت Megapaper.ir و Gigapaper.ir نیز به فروش میرساندند.
مگاپیپر از سوی شرکت «فالینوس»، شرکتی تحت کنترل عبدالله کریما، اداره میشد و گیگاپیپر نیز با کریما مرتبط بود.
مگاپیپر منابع دانشگاهی سرقتشده را به مشتریانی در داخل ایران، از جمله دانشگاهها و موسسات دولتی مستقر در ایران، میفروخت. گیگاپیپر نیز خدماتی را به مشتریان ایرانی ارائه میکرد که با خرید آن میتوانستند با استفاده از حسابهای هکشده استادان دانشگاه، مستقیما به سامانههای کتابخانه آنلاین برخی دانشگاههای آمریکایی و خارجی دسترسی پیدا کنند.
کارزار هک بخش خصوصی، نهادهای دولتی و سازمانهای غیردولتی
براساس بیانیه وزارت دادگستری آمریکا، متهمان علاوه بر هدف قرار دادن و نفوذ به دانشگاهها، حسابهای ایمیل کارکنان دستکم پنج نهاد دولتی فدرال و ایالتی آمریکا، حداقل ۴۲ شرکت خصوصی آمریکایی و دستکم حدود ۱۱ شرکت خارجی مستقر در آلمان، ایتالیا، سوئیس، سوئد و بریتانیا را هدف قرار دادند و پس از نفوذ اطلاعاتشان را استخراج کردند.
آنها همچنین نهادهای دولتی و غیردولتی مختلفی را در آمریکا هدف قرار دادند؛ از جمله وزارت کار ایالات متحده، کمیسیون فدرال تنظیم مقررات انرژی، ایالت هاوایی، ایالت ایندیانا، سازمان ملل متحد و صندوق کودکان سازمان ملل متحد، یونیسف.
هشت متهم جدید در کیفرخواست تکمیلی
در کیفرخواست تکمیلی که سهشنبه ۲۷ مرداد منتشر شد، هشت متهم دیگر نیز در این پرونده تحت پیگرد قرار گرفتهاند و تلاشهای ادامهدار موسسه مبنا برای هدف قرار دادن نهادهای آمریکایی و بینالمللی تشریح شده است.
برای نمونه، متهمان شرکت «هوم باکس آفیس» (HBO)، شرکت رسانهای و سرگرمی مستقر در نیویورک، را هدف قرار دادند.
بهزاد مصری پیشتر در پروندهای جداگانه به هک سامانههای رایانهای HBO، سرقت دادههای اختصاصی این شرکت و سپس تلاش برای اخاذی حدود شش میلیون دلار بیتکوین از HBO متهم شده بود.
سعید هوشیار، منوچهر هاشملو، کیوان فیاض، صابر شهبازی بالوجه و آرمان کهزادیان نیز همراه با مصری مستقیما در هک سامانههای HBO مشارکت داشتند.
مجتبی گلکوهی، کیوان فیاض و صابر شهبازی بالوجه در تلاشهای موسسه مبنا برای هک شرکتهای بخش خصوصی و دستکم دو نهاد دولتی مشارکت داشتند. این اقدامات از جمله شامل حملات سایبری، دسترسی غیرمجاز به سامانههای قربانیان و استخراج دادهها بود و بیش از ۲۰ میلیون دلار هزینه برای بررسی نفوذها و رفع خسارتهای ناشی از آنها به قربانیان تحمیل کرد.
طبق کیفرخواست تکمیلی امیر براتی نیز در پیگیری روند کارزارهای فیشینگ هدفمند، مبادله اطلاعات ورود حسابهای هکشده با دیگر همدستان، تهیه فهرست اهداف، شناسایی و بررسی شبکههای رایانهای و طراحی پیامهای فیشینگ نقش داشت.
در این بیانیه با اشاره به برنامه «پاداش برای عدالت» وزارت امور خارجه ایالات متحده از کسانی که اطلاعاتی درباره این افراد یا اشخاص و نهادهای مرتبط با آنها اطلاعاتی در اختیار دارند خواسته شده است که با برنامه «پاداش برای عدالت» تماس بگیرند.
وزارت دفاع امارات متحده عربی اعلام کرد دو موشک بالستیک شلیکشده از سمت ایران را شناسایی کرده است.
وزارت دفاع امارات سهشنبه ۲۷ مرداد گفت یکی از موشکها در آبهای سرزمینی این کشور و موشک دیگر خارج از این محدوده سقوط کرد.
این وزارتخانه گزارشی درباره تلفات یا خسارات احتمالی منتشر نکرد اما در شبکه ایکس اعلام کرد ارزیابیها نشان میدهند دو موشک پرتابشده، حرکت کشتیها را هدف گرفته بودند که در دریا سقوط کردند.
خبرگزاری رویترز نوشت این نخستین مورد گزارششده از حمله موشکی به امارات از زمان حمله ۱۴ اردیبهشت به بندر فجیره است.
تا زمان انتشار این گزارش، جمهوری اسلامی درباره شلیک این موشکها اظهار نظری نکرد.
وزارت دفاع امارات در بیانیه خود اعلام کرد: «آمادگی کامل خود را برای مقابله با هرگونه تهدید و برخورد قاطع با هر اقدامی که امنیت کشور را بیثبات کند، حفظ کردهایم.»
وزارت کشور امارات پیشتر در یک پیام هشدار تلفنی به ساکنان، از وجود تهدید موشکی خبر داده بود.
این وزارتخانه پس از پایان وضعیت هشدار، پیام دیگری فرستاد و اعلام کرد شرایط امن است و شهروندان میتوانند فعالیتهای عادی خود را از سر بگیرند.
افزایش خطر تشدید دوباره جنگ
شلیک موشکها یک روز پس از پایان مهلت ۶۰ روزه مذاکرات صلح میان آمریکا و جمهوری اسلامی، بدون دستیابی به توافق، انجام شد.
پایان این مهلت، نگرانیها را درباره تشدید دوباره درگیریها افزایش داده است.
جنگی که آمریکا و اسرائیل نهم اسفند با حمله به جمهوری اسلامی آغاز کردند، تردد کشتیها را در تنگه هرمز بهشدت مختل کرده است.
تهران و واشینگتن در ماه ژوئن تفاهمنامهای موقت امضا کردند، اما این توافق فروپاشید و حملات پراکنده ادامه یافت.
امارات در روزهای اخیر جمهوری اسلامی را به حمله به کشتیهای متعلق به شرکت دولتی نفت ابوظبی، ادنوک، هنگام عبور از تنگه هرمز متهم کرد.
تهران مسئولیت این حملات را بر عهده نگرفت.
سپاه پاسداران پیشتر تهدید کرده بود علیه کشتیهایی که «با دشمنان جمهوری اسلامی ارتباط داشته باشند» یا از دستورهای تهران برای عبور از تنگه پیروی نکنند، اقدام خواهد کرد.
بررسی تغییر آرایش نظامی آمریکا در منطقه
شلیک موشکها از ایران همزمان با آن انجام شد که واشینگتنپست گزارش داد پنتاگون احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس پس از پایان جنگ را بررسی میکند.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، در شرایط عادی حدود ۴۰ هزار نیرو را در نزدیک به ۲۰ مرکز، از اردن تا عمان، مستقر میکند. بزرگترین پایگاههای دائمی آمریکا در بحرین، قطر و کویت قرار دارند و کشورهای منطقه برای دفاع در برابر حملات موشکی و پهپادی تا حد زیادی به این نیروها متکیاند.
بر اساس گزارش واشینگتنپست، در جریان جنگ بیش از ۲۰۰ مرکز و تاسیسات آمریکا در منطقه آسیب دیده یا خراب شدهاند.
پنتاگون در حال بررسی این موضوع است که آیا پایگاههای خسارتدیده باید به شکل سابق بازسازی شوند یا بخشی از نیروها به مناطق دورتر از خلیج فارس انتقال یابند.