شش حزب کرد ایران حملات پهپادی جمهوری اسلامی به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان را محکوم کردند


ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران در بیانیهای حملات پهپادی جمهوری اسلامی به دفتر مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، و همچنین مقر سازمان امنیت و اطلاعات اقلیم کردستان عراق را محکوم کرد و آن را ادامه اقدامات خصمانه تهران علیه این منطقه دانست.
این ائتلاف که شامل شش حزب کرد ایرانی است، گفت در جریان جنگ ایران، اقلیم کردستان عراق هدف بیش از یک هزار حمله قرار گرفته است.
بر اساس این بیانیه، حدود نیمی از این حملات، پایگاههای احزاب سیاسی کرد ایرانی و همچنین مناطقی را هدف قرار دادهاند که اعضای این احزاب و خانوادههایشان در آنجا زندگی میکنند.
ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران تاکید کرد که این حملات با وجود اعلام بیطرفی اقلیم کردستان عراق از آغاز جنگ و نپیوستن آن به هیچ جبهه نظامی علیه جمهوری اسلامی، همچنان ادامه داشته است.
ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران ضمن اعلام حمایت از اقلیم کردستان عراق، حملات جمهوری اسلامی را نقض آشکار حاکمیت عراق توصیف کرد و از دولت فدرال این کشور در بغداد خواست موضعی جدی در قبال این حملات اتخاذ کند.
ائتلاف همچنین از کشورهایی که در اقلیم کردستان عراق کنسولگری و نمایندگیهای دیپلماتیک دارند، خواست فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر تهران را افزایش دهند تا به جلوگیری از حملات بیشتر و حفاظت از امنیت، ثبات و حاکمیت اقلیم کردستان عراق کمک شود.






مقامهای اقلیم کردستان عراق و آمریکا حملات پهپادی جمهوری اسلامی به اربیل را محکوم کردند و آن را تهدیدی برای امنیت و ثبات منطقه دانستند. دولت عراق نیز از تشکیل کمیتهای برای بررسی جزییات این حملات خبر داد.
تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه کاخ سفید در امور عراق، دوشنبه ۲۶ مرداد با انتشار پیامی، حمله به دفتر مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، را بهشدت محکوم کرد و آن را «تهدیدی مستقیم علیه ثبات منطقه» خواند.
باراک در شبکه ایکس نوشت تعرض به «متحدان کرد مورد اعتماد» آمریکا «غیرقابل قبول» است و واشینگتن چنین اقدامات خصمانهای را نخواهد پذیرفت و تحمل نخواهد کرد.
او همچنین از رهبری علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای بازگرداندن حاکمیت کامل عراق و قرار گرفتن همه سلاحها و نیروهای امنیتی تحت اختیار دولت این کشور حمایت کرد.
سفارت آمریکا در بغداد در پیامی در ایکس، حمله به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان عراق را محکوم کرد و افزود واشینگتن در برابر این اقدامات خصمانه مدارا نمیکند.
دو پهپاد پرتابشده از ایران اربیل را هدف قرار دادند
سازمان «ضدترور اقلیم کردستان» اعلام کرد بامداد ۲۶ مرداد، دو پهپاد تهاجمی جمهوری اسلامی دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان و محل اقامت رییس دستگاه امنیتی اقلیم را در منطقه پیرمام اربیل هدف قرار دادند.
بر اساس این گزارش، این حمله هیچ تلفاتی به همراه نداشت.
مسرور بارزانی حملات پهپادی حکومت ایران به دفتر ویژه خود و محل اقامت رییس دستگاه امنیت و اطلاعات اقلیم را «بزدلانه و غیرقابل قبول» خواند.
بارزانی گفت: «این تشدید خطرناک تنشها و تهدیدی مستقیم علیه امنیت و ثبات اقلیم کردستان است.»
او افزود: «این حملات ما را از انجام وظایفمان و حفاظت از شهروندانمان بازنخواهد داشت.»
نچیروان بارزانی، رییس اقلیم کردستان عراق، نیز حملات پهپادی حکومت ایران را بهشدت محکوم کرد.
او از دولت عراق خواست به مسئولیت و تعهد قانونی خود برای حفظ امنیت و ثبات کشور و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی عمل کند.
تهران نقش خود را تکذیب کرد، بغداد از تشکیل کمیته بررسی خبر داد
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، اعلام کرد در پی حمله به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، کمیتهای برای بررسی جزییات این حمله تشکیل شده و نتایج تحقیقات به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید.
در سوی دیگر، رسانهها در ایران نوشتند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و فواد حسین، همتای عراقی او، در تماسی تلفنی آخرین تحولات امنیتی و ابعاد حمله اخیر به اقلیم کردستان عراق را مورد بررسی قرار دادند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، وزیر خارجه عراق این حمله را «سابقهای خطرناک» خواند و درباره پیامدهای منفی آن برای امنیت عراق و منطقه هشدار داد.
عراقچی نیز گفت «هیچ اطلاعاتی» مبنی بر آغاز این حملات از داخل خاک ایران وجود ندارد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، نیز این حمله پهپادی را محکوم کرد و آن را «تحولی بسیار مشکوک» خواند.
بقایی افزود این رویداد باید با «هوشیاری و دقت» مورد توجه قرار گیرد.
اقلیم کردستان: بخشی از درگیریهای منطقهای نبودهایم
اقلیم کردستان عراق در واکنش به حمله اخیر جمهوری اسلامی اعلام کرد هدف قرار دادن «نماد اداره اقلیم کردستان» با اصل حسن همجواری سازگار نیست.
به گزارش العربیه، اقلیم کردستان عراق با انتقاد از حکومت ایران افزود: «با وجود تلاش ما برای حفاظت از مرزها، جمهوری اسلامی با ما به همان شیوه رفتار نکرد.»
این اقلیم تاکید کرد بخشی از درگیریهای منطقهای نبوده است.
به گزارش العربیه، مقتدی صدر، رهبر جریان صدر عراق، نیز حمله پهپادی از خاک ایران به عراق را «مایه تاسف» دانست.
کنسولگری بریتانیا در اربیل حمله به دفتر بارزانی را بهشدت محکوم کرد و بر ضرورت کاهش تنش و حمایت از تلاشها برای حفظ ثبات اقلیم کردستان عراق تاکید کرد.
شبکه روداو ۲۳ مرداد گزارش داد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، بیش از ۹۶۵ موشک و پهپاد در حملات به اقلیم کردستان عراق به کار رفتهاند که در نتیجه آنها، ۳۲ نفر کشته و ۱۵۴ تن دیگر زخمی شدهاند.
پنتاگون به ۳۰ موسسه دانشگاهی آمریکا دستور داد همکاریهای پژوهشی و مالی خود را با برخی نهادهای خارجی بررسی کنند. دانشگاههایی که از اجرای این دستور خودداری کنند، ممکن است از دریافت بودجههای پژوهشی فدرال محروم شوند.
بر اساس بیانیه وزارت جنگ آمریکا که دوشنبه ۲۶ مرداد منتشر شد، این موسسات باید روابط خود با نهادهای خارجی مشخصشده در قوانین فدرال و همچنین سازمانهای مرتبط با موسسات کنفوسیوس را که با نامهای جدید فعالیت میکنند، مورد بررسی قرار دهند.
آنها همچنین موظف هستند احتمال افشای اطلاعات حساس یا مشمول محدودیتهای صادراتی را ارزیابی کنند و تا ۹ شهریور، نتایج بررسیها و اقدامهای خود برای کاهش خطرات، از جمله پایان دادن به «همکاریهای مسالهساز» را به پنتاگون گزارش دهند.
وزارت جنگ آمریکا نام این ۳۰ موسسه را منتشر نکرده است.
اجرای این دستور بر عهده بخش پژوهش و مهندسی وزارت جنگ آمریکا است. پنتاگون اعلام کرد هدف از این اقدام، جلوگیری از سوءاستفاده کشورهای رقیب از دستاوردهای علمی آمریکا، سرقت مالکیت فکری و انتقال غیرقانونی فناوریهایی است که با بودجه عمومی توسعه یافتهاند.
جوزف جوئل، دستیار وزیر جنگ در امور علوم و فناوری، دانشگاهها را «شرکای حیاتی» پنتاگون در اجرای برنامههای پژوهشی دانست و تاکید کرد وزارت جنگ باید اطمینان یابد این سرمایهگذاریها در برابر سوءاستفاده عوامل خارجی بهخوبی محافظت میشوند.
امیل مایکل، معاون وزیر جنگ در امور پژوهش و مهندسی، نیز گفت این وزارتخانه در برابر همکاریهای دانشگاهی که امنیت ملی را به خطر میاندازند، «هیچگونه مسامحهای» نخواهد داشت.
او افزود: «موسساتی که از مالیات شهروندان آمریکا بودجه دریافت میکنند، باید بالاترین معیارهای امنیت پژوهشی را رعایت کنند. این بازرسیهای اجباری پاسخگویی همهجانبه را تضمین خواهد کرد.»
حساسیت فزاینده پنتاگون به همکاریهای علمی با چین
فهرست سال مالی ۲۰۲۵ پنتاگون از نهادهای مسالهساز، نام ۱۳۰ سازمان در ایران، چین و روسیه را دربرمیگیرد؛ از آزمایشگاههای اندازهگیری الکترونیکی تا مراکز پژوهشهای علمی.
از آغاز سال مالی ۲۰۲۶، پنتاگون قادر نیست به «پژوهشهای بنیادی» مرتبط با این سازمانها بودجه اختصاص دهد. این ممنوعیت شامل پژوهشهای مشترک، استفاده از تجهیزات و همکاری با کارکنان این نهادها میشود.
هرچند دولت دونالد ترامپ در راهبرد دفاع ملی سال ۲۰۲۶، چین را در رتبهبندی تهدیدها برای ایالات متحده به جایگاه دوم تنزل داد، پنتاگون همچنان با حساسیت فزایندهای احتمال استفاده از پژوهشها و فناوریهای آمریکایی برای تقویت توان نظامی پکن را بررسی میکند.
خبرگزاری رویترز ۹ مرداد گزارش داد پژوهشگران نظامی چین از خروجی مدلهای هوش مصنوعی آمریکایی برای آموزش سامانههای بومی خود استفاده کردهاند.
وبسایت «میلیتاری تایمز» نوشت چین از سال ۲۰۰۴ موسسات کنفوسیوس را با هدف آموزش زبان ماندارین و معرفی فرهنگ این کشور در سراسر جهان راهاندازی کرد.
این موسسات که با وزارت آموزش چین ارتباط داشتند، اغلب با دانشگاهها همکاری میکردند و معمولا دستکم ۱۰۰ هزار دلار برای اجرای برنامهها در اختیار آنها میگذاشتند.
پس از آنکه کنگره آمریکا بودجه فدرال دانشگاههای مرتبط با موسسات کنفوسیوس را محدود کرد، تقریبا همه آنها تعطیل شدند.
با این حال، گزارش یک نهاد نظارتی دولت آمریکا در سال ۲۰۲۳ نشان داد برخی دانشگاهها همچنان از سازمانهای چینی مرتبط با این موسسات حمایتهایی دریافت میکردند.
من جلوی مرگ افراد بر اثر خونریزی را میگیرم. بهعنوان متخصص رادیولوژی مداخلهای عروق و تروما در لسآنجلس، محل خونریزیهای شدید را پیدا میکنم و ظرف چند دقیقه متوقفشان میکنم. با این حال، برای آنچه در میان قربانیان اعتراضات دیماه در داخل و خارج از کشور دیدم، آماده نبودم.
سرکوب در ایران بازماندگان را در سه جا دنبال میکند: در بیمارستان، جایی که زخمهایشان ممکن است هویتشان را آشکار کند؛ در بدنشان، جایی که ساچمهها و درد باقی میمانند؛ و در تبعید، جایی که جای زخمها، بازگشت ناگهانی خاطرات و ترس، سالها بعد نیز ادامه دارند.
تمام معترضان مجروحی که به آنها مشاوره دادم، از نظام درمانی میترسیدند؛ نه از پزشکانی که میکوشیدند به آنها کمک کنند، بلکه از آنچه ممکن بود در صورت شناساییشدنشان از روی زخمها رخ دهد.
دسترسی به درمان باید خط قرمز باشد. بیماران باید بتوانند بدون آنکه بهدلیل زخمهایشان مجازات شوند، برای درمان مراجعه کنند و اعضای کادر درمان نیز باید بتوانند بدون ارعاب آنها را درمان کنند.
با این حال، کارشناسان سازمان ملل گزارش دادهاند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی وارد مراکز درمانی شدهاند، برای بازداشت معترضان مجروح تلاش کردهاند و افرادی را در داخل و اطراف این مراکز بازداشت کردهاند.
از لسآنجلس، به پزشکانی پیوستم که از طریق «MAHSA Medical» به غیرنظامیان مجروح، مشاوره پزشکی رایگان و محرمانه از راه دور ارائه میکردند.
همچنین از طریق شبکهای از پزشکان در آمریکا که با همکاران و بستگان خود در داخل ایران در ارتباط بودند، به مجروحان کمک کردم.
از طریق واتساپ و تلگرام مستقیما با غیرنظامیان مجروح صحبت کردم و هر زمان که شرایط امنیتی و دسترسی به اینترنت اجازه میداد، آنها را در تماس ویدیویی زنده معاینه کردم.
عکسها، تصاویر پزشکی و فایلهای صوتی و ویدیویی را بررسی کردیم. این مدارک از خانههایی که معترضان در آنها پنهان شده بودند، ارسال میشد.
بیماران به ما میگفتند میترسند حتی مراجعه به داروخانه برای دریافت آنتیبیوتیک یا مسکن باعث شود بهعنوان مجروح اعتراضات شناسایی شوند.
آنها در سکوت و در خانه رنج میکشیدند و ما از هزاران کیلومتر دورتر میکوشیدیم تا حد امکان به آنها مراقبت پزشکی ارائه کنیم.
در یکی از تماسهای ویدیویی زنده، مرد جوانی را دیدم که زخمی عمیق روی دست راستش داشت و بهشدت خونریزی میکرد.
او گفت نیروهای امنیتی با سلاحی شبیه قمه به او حمله کرده و دستش را تا تاندونها بریدهاند.
این جراحت نیازمند معاینه پزشکی کامل و احتمالا جراحی ترمیمی بود، اما او میترسید نوع جراحتش باعث شناسایی او شود.
بهجای آنکه او در اتاق جراحی تحت درمان قرار گیرد، درباره راههای تثبیت موقت جراحت با استفاده از وسایل موجود در خانه صحبت کردیم. او حتی در حالی که خونریزی میکرد و درد شدیدی داشت، به شکلی چشمگیر آرام بود.
پس از سالها درمان آسیبهای شدید و مرگبار، هرگز چنین ترکیبی از درد جسمی، ترس شدید و استقامت را ندیده بودم.
این مراقبت جای درمان پزشکی مناسب را نمیگرفت؛ تنها تلاشی برای کاهش آسیب در شرایطی بود که مراجعه برای دریافت مراقبتهای عادی خطرناک به نظر میرسید.
جراحات ناشی از اصابت ساچمه حتی گستردهتر بود. بیماران از نوجوانان تا زنان بالای ۷۰ سال را شامل میشدند.
در بدن برخی، ۲۰ قطعه ساچمه یا بیشتر در یک ناحیه تجمع کرده بود و برخی دیگر بیش از ۱۰۰ قطعه در بدن داشتند.
موارد اصابت ساچمه به صورت و چشمها، گردن، قفسه سینه، دستها، لگن، قسمت بالایی رانها و ناحیه ادراری-تناسلی را بررسی کردم؛ در نزدیکی ساختارهایی حساس که آسیب به آنها میتواند به نابینایی، خونریزی شدید و مرگبار، آسیب عصبی، آسیب جنسی یا آسیب به باروری، معلولیت یا مرگ منجر شود.
در مواردی که بررسی کردم، برآورد من این بود که بیش از ۹۵ درصد ساچمههای باقیمانده در بدن را هرگز نمیتوان بهطور ایمن خارج کرد.
قطعات ساچمه میان مفاصل کوچک دست و بند انگشتان، درون یا کنار مفاصل بزرگتر و در نزدیکی ساختارهای ظریف عصبی و عروقی جای گرفته بودند.
تلاش جراحان برای یافتن و خارج کردن تکتک این قطعات کوچک میتواند به عصب، رگ خونی، تاندون یا مفصل آسیب برساند و زیانی بیشتر از باقی ماندن آنها در بدن ایجاد کند.
این به معنای بیخطر بودن ساچمهها نیست. آنها میتوانند بهطور مزمن عصبها و مفاصل را تحریک کنند و باعث درد، خشکی، کاهش دامنه حرکتی و التهابهای مکرر شوند.
برخلاف اصابت یک گلوله که تنها یک مسیر زخم به وجود میآورد، شلیک تفنگ ساچمهای میتواند دهها جسم خارجی دائمی را در بافتهایی پراکنده کند که جراحی و بررسی آنها بدون خطر ممکن نیست.
آسیبهای چشمی ابعاد این صدمات را نشان میدهند. در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به روایت پزشکانی که گاردین به آنها استناد کرده است، تنها در یک بیمارستان تهران بیش از ۴۰۰ مورد آسیب چشمی ناشی از اصابت گلوله ثبت شد.
پزشکان از نابینایی دائمی و آسیبهای جبرانناپذیر به چشمها خبر دادند. این وضعیت ادامه الگویی بود که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ دیده شد؛ زمانی که چشمپزشکان دستکم ۵۸۰ مورد آسیب جدی چشمی را گزارش کردند.
آمار این آسیبها در سراسر ایران همچنان مشخص نیست.
سالها پس از آنکه خیابانها آرام میشوند، ساچمهای که در کنار یک عصب یا داخل یک مفصل باقی مانده است، میتواند هر حرکت عادی را با درد و خاطره همراه کند.
هر بار که انگشتی خم میشود، ممکن است صدای تیراندازی، ترس و لحظه زخمی شدن را برای بازمانده زنده کند.
اما همین زخمها میتوانند به مدرکی علیه مجروحان تبدیل شوند. رویترز گزارش داد سپاه پاسداران و پلیس در پی دستیابی به پروندههای بیمارستانی بودند تا معترضانی را پیدا کنند که پیشتر از بیمارستان مرخص شده بودند.
آسوشیتدپرس نیز نوشت برخی پزشکان برای جلوگیری از شناسایی بیماران، ساچمهها را از بدن آنها خارج کردند یا پروندههای پزشکی را تغییر دادند.
وجود ساچمه در بدن بهخودیخود عقاید یا رفتار یک فرد را ثابت نمیکند، اما در چنین شرایطی میتواند به نشانهای فیزیکی برای ظن به مشارکت او در اعتراضات تبدیل شود.
شناسایی فرد میتواند او را در معرض دستگیری، بازداشت و پیگرد قضایی، از جمله در پروندههایی با مجازات اعدام، قرار دهد.
پروندههای پزشکی، تصاویر و معاینات پزشکی قانونی باید به شکلی امن حفظ شوند، نه اینکه به ابزار نظارت و شناسایی تبدیل شوند.
وقتی مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری میکنند، نهتنها فرصت درمان را از دست میدهند، بلکه امکان ثبت و مستندسازی آنچه بر آنها گذشته است نیز از بین میرود.
سوی دیگر این فرایند را در جایگاه پزشک ارزیاب داوطلب در شبکه پناهندگی «پزشکان برای حقوق بشر» میبینم.
در ارزیابی پزشکی قانونی، بررسی میکنم که آیا جای زخمها، آسیبهای مزمن و علائم روانی یک پناهجو از نظر پزشکی با سابقه آزار و اذیتی که شرح میدهد، مطابقت دارد یا نه.
علم پزشکی نمیتواند تعیین کند فرد از نظر حقوقی واجد شرایط پناهندگی است، نمیتواند تنها از روی یک جای زخم مهاجم را شناسایی کند و نمیتواند تمام جزییات یک رویداد را اثبات کند.
اما میتواند یافتهها را ثبت کند، احتمالهای دیگر را در نظر بگیرد و مشخص کند شواهد بالینی تا چه اندازه با روایتی که فرد ارائه کرده است، مطابقت دارند.
مردی حدودا ۴۰ ساله گفت آزار و اذیت او از حدود ۲۰ سال پیش آغاز شده و در این سالها بارها تکرار شده است.
خانواده او یک تالار عروسی را اداره میکردند که پخش موسیقی و جشن مشترک زنان و مردان در آن بارها به دخالت نیروهای بسیج یا سپاه پاسداران منجر شده بود.
او از بازداشتهای مکرر، از جمله حبس انفرادی بدون برخورداری از روند قضایی موثر، گفت. در یکی از حملات، او بر اثر ضربات چاقو از ناحیه ران و پشت قفسه سینه دچار جراحات شد و به جراحی فوری عروق و حدود یک ماه بستری در بیمارستان نیاز پیدا کرد.
سالها بعد، من جای زخمهای گسترده، کاهش قدرت نبض، تحلیل عضلانی و عوارض مزمن عروقی و عصبی را ثبت کردم که از نظر پزشکی با آسیب نافذ شدید در نزدیکی شریان فمورال مطابقت داشتند.
چنین جراحتی میتواند باعث خونریزی شدید، شوک، از دستدادن اندام و مرگ شود. یک زخم نمیتواند قصد یا نیت مهاجم را اثبات کند، اما میتواند نشان دهد خشونت اعمالشده تهدیدی برای جان فرد بوده است.
نزدیک به دو دهه پس از آغاز این آزار و اذیت، او همچنان از درد، کابوس، بیخوابی و بازگشت ناگهانی خاطرات رنج میبرد.
اخبار ایران و اختلال در ارتباط با خانوادهاش تمرکز و کار او را مختل میکرد. او از خطر فوری گریخته بود، اما خطر همچنان بر زندگیاش سایه انداخته بود.
همین روند را در بازماندگان دیگری دیدهام: جای زخمهایی که از نظر پزشکی با روایتهای ضربوشتم و شلاقزدن مطابقت دارند، همراه با هراس، گسستگی روانی و افسردگی که ممکن است مدتها پس از فرار فرد ادامه پیدا کنند.
همه آسیبهای ماندگار قابل مشاهده نیستند و هیچ علامت واحدی نمیتواند آنچه رخ داده است اثبات کند. اما ارزیابی پزشکی قانونی با در نظر گرفتن آثار تروما میتواند آنچه خشونت بر جای گذاشته است، مستند کند.
اعدام و بازگرداندن اجباری همچنان بخشی از خطرهای جدی این وضعیت به شمار میروند، اما محور این روایت پزشکی نیستند.
عفو بینالملل مواردی از معترضان را مستند کرده است که در بازداشت بدون امکان ارتباط با بیرون نگهداری شدهاند، از مراقبت پزشکی محروم بودهاند و در روندهای قضایی همراه با شکنجه قرار گرفتهاند؛ از جمله پروندههایی که مجازات اعدام در پی دارند.
برای بازماندگانی که در خارج از ایران در پی حمایت هستند، بازگرداندهشدن میتواند به معنای قرار گرفتن دوباره در معرض همان نهادهایی باشد که آنها عامل آزار خود معرفی میکنند.
واکنش به این وضعیت باید با حفاظت از استقلال پزشکی آغاز شود. کادر درمان در ایران باید بتوانند بدون ارعاب یا مجازات، بیماران را درمان کنند. نهادها و بازرسان بینالمللی باید حملات علیه بیماران، کارکنان درمانی و مراکز درمانی را مستند کنند.
دولتهایی که درخواستهای پناهندگی را بررسی میکنند، باید از محرمانگی اطلاعات حفاظت و امکان دسترسی به ارزیابی پزشکی قانونی از سوی متخصصان واجد صلاحیت را فراهم کنند.
هیچکس نباید ناچار شود میان درمان نشدن یک آسیب ناتوانکننده و آشکار کردن هویت خود برای کسانی که از آنها میترسد، یکی را انتخاب کند.
بهعنوان یک ایرانی-آمریکایی، این کار برای من امری شخصی است. اما نتیجهگیریهای پزشکی من باید بر معاینه، تصویربرداری، شواهد بالینی و صراحت درباره آنچه این یافتهها میتوانند و نمیتوانند اثبات کنند، استوار باشد.
زخم صرفا نشانی از آنچه بر یک بدن گذشته نیست. اگر بهدرستی درمان و بهطور مستقل مستند شود، میتواند بخشی از مستندات آنچه بر یک جامعه گذشته است نیز باشد.
مقامهای جمهوری اسلامی ممکن است بکوشند مجروحان را از مراجعه به بیمارستان بترسانند، کسانی را که آنها را درمان میکنند مرعوب کنند و شواهد باقیمانده را پنهان کنند.
پزشکی بهتنهایی نمیتواند این سازوکار را متوقف کند، اما میتواند از مجروحان مراقبت کند، روایتهایشان را حفظ کند و نگذارد شواهدی که نیروی سرکوب در تلاش برای محو آنهاست، از بین بروند.
سایت اتلتیک گزارش داده که سازمان غیرانتفاعی و گروه کنشگری «فراسکوئر»، در نامهای به کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق فیفا از این نهاد خواسته است جیانی اینفانتینو را فاقد صلاحیت برای نامزدی یک دوره دیگر در انتخابات ریاست فیفا در سال آینده اعلام کند.
این سازمان غیرانتفاعی و گروه کنشگری، میگوید برای ترویج «حکمرانی بهتر و دموکراتیکتر با هدف جلوگیری از نقش داشتن نهادهای ورزشی در ایجاد آسیب و رنج» فعالیت میکند.
این سازمان که به یکی از مهمترین گروههای فشار علیه ریاست اینفانتینو تبدیل شده است، پیشتر در ماه دسامبر ۲۰۲۵ شکایتی هشت صفحهای به کمیته اخلاق فیفا ارایه کرد و در آن، اینفانتینو، رییس فیفا، را به «نقض مکرر» وظیفه این نهاد در حفظ بیطرفی سیاسی متهم کرد.
فراسکوئر همچنین خواستار تحقیق درباره روندی شد که به اهدای نخستین «جایزه صلح فیفا» به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، انجامید.
فدراسیون فوتبال نروژ نیز پس از آن از این شکایت حمایت کرد و از کمیته خواست درباره اینکه آیا اینفانتینو اساسنامه فیفا را نقض کرده است یا نه، تصمیمگیری کند.
از آن زمان، ریاست اینفانتینوی ۵۶ ساله با جنجالها و رسواییهایی روبهرو شده است؛ از جمله ماجرای تعلیق محرومیت فولارین بالوگان، مهاجم تیم ملی آمریکا، در جریان جام جهانی و سپس طرح مخفیانه اینفانتینو برای فروش سهمی از رویدادها و رقابتهای فیفا به «ترایو کپیتال»، شرکت جاشوا کوشنر.
در پی این حواشی، چشمانداز انتخاب مجدد اینفانتینو با موانعی روبهرو شده است؛ یوفا با رییس فیفا وارد تقابل شده و کونکاکاف و کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز رهبری او را زیر سوال بردهاند.
اکنون فراسکوئر درخواست دیگری به فیفا ارایه کرده است و این بار میخواهد مانع نامزدی اینفانتینو برای چهارمین دوره ریاست در سال آینده شود؛ دورهای که در صورت انتخاب، ریاست او را تا سال ۲۰۳۱ ادامه خواهد داد. اینفانتینو تاکنون تنها نامزدی است که قصد خود را برای شرکت در انتخابات اعلام کرده است.
اینفانتینو در سال ۲۰۱۶ و در پی رسواییهای فساد در فیفا به ریاست این نهاد رسید.
رییسان فیفا حداکثر میتوانند سه دوره در این سمت باشند، اما اینفانتینو در سال ۲۰۲۲ اعلام کرد نخستین دوره ریاستش در این محدودیت محاسبه نمیشود، زیرا آن دوره بهعنوان تکمیل آخرین دوره ناتمام سپ بلاتر در نظر گرفته شده است، نه یک دوره مستقل که باید در سقف سه دوره محاسبه شود.
نامه فراسکوئر که ۱۳ آگوست، چهار روز پیش ارسال شده، خطاب به سه عضو کمیته بازبینی فیفا است که زیرمجموعه کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق محسوب میشود.
به گزارش اتلتیک در این نامه آمده: «این نامه را برای درخواست از شما مینویسیم تا آقای اینفانتینو را فاقد صلاحیت برای نامزدی دوباره ریاست فیفا اعلام کنید، زیرا او هماکنون در حال سپری کردن سومین و آخرین دوره ریاست خود است. تصمیم پیشین کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق برای محاسبه نکردن نخستین دوره ریاست او، آشکارا متن و هدف مقررات اساسنامه فیفا درباره محدودیت دوره ریاست را نقض میکند.»
در این نامه استدلال شده است که امکان حضور اینفانتینو برای چهارمین دوره ریاست «ظاهرا بر اساس تصمیم یا نظری فراهم شده که کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق در سال ۲۰۲۲ صادر کرده است.»
در ادامه آمده است: «شورای فیفا ۱۶ دسامبر ۲۰۲۲ جلسهای در دوحه قطر برگزار کرد و پس از آن فیفا بیانیهای مطبوعاتی منتشر کرد که در آن به این تصمیم اشاره شده بود: "شورای فیفا همچنین به اتفاق آرا موافقت خود را با نظر کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق تایید کرد مبنی بر اینکه دوره بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ برای رییس کنونی فیفا یک دوره ریاست محسوب نمیشود و بنابراین او در آستانه پایان نخستین دوره ریاست خود قرار دارد."»
با این حال، فراسکوئر میگوید گزارشی که کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق در اختیار شورای فیفا قرار داده، هرگز بهطور عمومی منتشر نشده است و فیفا نیز اطلاعات اندکی درباره این موضوع منتشر کرده است. این سازمان استدلال میکند از آنجا که اینفانتینو در سال ۲۰۱۶ در یک کنگره فوقالعاده انتخاب شد، اساسنامه فیفا باید بهگونهای تفسیر شود که بر اساس آن، او تا سال آینده سه دوره ریاست را سپری کرده باشد.
در نامه آمده است: «نه اساسنامه فیفا و نه مقررات حکمرانی فیفا هیچ بندی ندارند که اجازه دهد یک دوره ریاست به این دلیل که به حداکثر مدت چهار سال نرسیده است، در محاسبه دورههای ریاست منظور نشود. اساسنامه بهصراحت میگوید "هیچ فردی نمیتواند بیش از سه دوره در مقام ریاست خدمت کند" و هیچ تمایزی میان این دورههای ریاست قایل نشده است. متن این مقررات روشن است و هیچ استثنایی بر اساس کامل یا ناتمام بودن دوره ریاست یا نوع کنگره، عادی یا فوقالعاده، که انتخابات در آن برگزار شده باشد، در نظر نمیگیرد.»
فراسکوئر استدلال میکند که «تفسیری که سه سال نخست حضور در مقام ریاست را محاسبه نکند، با روح و هدف این مقررات نیز مغایرت خواهد داشت.»
این سازمان میگوید این محدودیت در پی توصیههای کمیته اصلاحات فیفا در سال ۲۰۱۶ وضع شد؛ کمیتهای که پیشنهاد کرده بود «برای جلوگیری از فساد، تقلب و اقدام در جهت منافع شخصی و همچنین شفافتر و پاسخگوتر کردن این سازمان، تغییرات قابل توجهی در ساختار نهادی و فرایندهای اجرایی آن ضروری است.»
در این نامه تاکید شده است: «باید توجه داشت که آقای اینفانتینو بهعنوان نماینده یوفا در کمیته اصلاحات فیفا در سال ۲۰۱۶ حضور داشت.»
در نامه همچنین ابراز نگرانی شده است که یک رییس فیفا بتواند از جایگاه خود در شورای فیفا سوءاستفاده کند و پیش از پایان یک دوره کامل، انتخابات زودهنگام برگزار کند؛ اقدامی که از نظر نظری میتواند به او امکان دهد «برای مدت نامحدودی در قدرت باقی بماند».
در نامه آمده است: «با توجه به موارد مختلف سوءاستفاده آقای اینفانتینو از قدرت و ناکامی شورای فیفا در پاسخگو کردن او، چنین سناریویی محتمل است.»
در این نامه همچنین گفته شده است که ترکیب و ریاست کمیته حکمرانی، حسابرسی و انطباق و همچنین کمیته بازبینی، که بهعنوان زیرمجموعه آن فعالیت میکند، از سال ۲۰۲۲ تغییر کرده است و تصمیم آن سال ممکن است بازتابدهنده موضع کنونی کمیته بازبینی نباشد.
فراسکوئر در نتیجه از اعضای کنونی کمیته میخواهد «آقای اینفانتینو را فاقد صلاحیت برای نامزدی ریاست فیفا اعلام کنند، زیرا این نامزدی چهارمین دوره ریاست او محسوب میشود و در نتیجه ناقض اساسنامه فیفا خواهد بود.»
کووید-۱۹ ممکن است افزون بر ایجاد عفونت شدید، ویروسهایی را که سالها بیسروصدا در بدن پنهان ماندهاند، دوباره فعال کند؛ پدیدهای که احتمالا با کووید طولانی و ناتوانی پایدار برخی بیماران ارتباط دارد.
به گزارش پایگاه خبری ساینسدیلی، پژوهشگران بیمارستان کودکان بوستون و چند مرکز علمی دیگر دریافتند ابتلا به کووید-۱۹ میتواند به فعالیت مجدد ویروسهای نهفتهای مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و چند نوع ویروس هرپس در بیماران بینجامد.
این پژوهش با مشارکت ۱۵ موسسه زیستپزشکی در سراسر آمریکا انجام گرفت و نتایج آن در نشریه «نیچر» منتشر شد.
این یافتهها درک تازهای از چگونگی فعالیت ویروسهای ماندگار در بدن به دست میدهد و میتواند زمینه را برای یافتن راههایی بهمنظور جلوگیری از فعال شدن دوباره ویروسها یا درمان پیامدهای آن فراهم کند.
ویروسهایی مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و هرپس بسیار شایع هستند و پس از ورود به بدن میتوانند سالها در حالت نهفته باقی بمانند.
این ویروسها در بسیاری از افراد هیچ علائمی ایجاد نمیکنند، اما شواهد فزاینده نشان میدهد فعال شدن دوباره آنها ممکن است در بروز بیماریهای خودایمنی و دیگر عوارض طولانیمدت نقش داشته باشد.
بررسی بیش از هزار بیمار در ۲۰ مرکز پژوهشی
اوفر لوی، مدیر بخش واکسیناسیون هدفمند در بیمارستان کودکان بوستون، سرپرستی تحقیقات این مرکز را بر عهده داشت.
در این مطالعه، وضعیت ۱۱۵۴ بیمار بستری در ۲۰ بیمارستان آمریکا بررسی شد. هدف پژوهشگران، شناسایی نشانگرهای زیستی مرتبط با شدت کووید-۱۹ و پیامدهای آن برای بیماران بود.
پژوهشگران با بهرهگیری از توالییابی ژنومی، نمونههای جمعآوریشده را برای یافتن نشانههای فعال شدن ویروسهای نهفته مورد بررسی قرار دادند.
جوآن دیرای آرس، مدیر بخش تحلیل داده برنامه واکسیناسیون هدفمند، این تحقیق را بزرگترین و جامعترین مطالعه درباره نشانگرهای زیستی کووید-۱۹ توصیف کرد.
به گفته او، پژوهشگران بیش از هزار بیمار را زیر نظر گرفتند و بیش از ۲۰۰ هزار نمونه جمعآوری کردند.
کشف نشانهای تازه از عوامل موثر بر کووید طولانی
پژوهشگران در ۴۰ روز نخست پس از بستری شدن بیماران، نشانههای فعالیت مجدد ۱۱ ویروس را شناسایی کردند.
اپشتینبار، هرپس سیمپلکس نوع یک، سیتومگالوویروس و ویروسهای خانواده آنلوویریده از شایعترین موارد بودند.
در میان یافتهها، ارتباط فعال شدن آنلوویریده با ناتوانی جسمی بلندمدت و کووید طولانی بیش از همه توجه پژوهشگران را جلب کرد.
آنلوویریده خانوادهای کمتر شناختهشده از ویروسهاست که در بدن حدود ۹۰ درصد جمعیت جهان وجود دارد و معمولا بهصورت نهفته باقی میماند.
لوی ارتباط این ویروسها با کووید طولانی را یافتهای مهم خواند، زیرا میلیونها نفر در سراسر جهان با عوارض مزمن این بیماری دستوپنجه نرم میکنند.
نقش التهاب در فعال شدن ویروسهای نهفته
بررسی نمونههای خون همچنین الگویی غیرمنتظره را درباره اپشتینبار و سیتومگالوویروس آشکار کرد.
به نظر میرسد فعال شدن دوباره این ویروسها نه در نتیجه تضعیف سیستم ایمنی، بلکه در واکنش به التهاب رخ میدهد.
این یافته دیدگاه غالب را مبنی بر اینکه ویروسهای نهفته عمدتا در پی سرکوب سیستم ایمنی فعال میشوند، به چالش میکشد.
بر پایه نتایج تحقیق، هنگام ابتلا به بیماری شدید، بهویژه در شرایط التهاب گسترده در بدن، ویروسهای نهفته ممکن است حتی در افرادی که ظاهرا سیستم ایمنی سالمی دارند، بارها فعال شوند.
لوی گفت اگرچه بسیاری دیگر کرونا را معضلی جدی نمیدانند، در فصل بیماریهای تنفسی ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ تا ۵۰ هزار آمریکایی بر اثر این بیماری جان باختند و برخی برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۰ میلیون بزرگسال در آمریکا با کووید طولانی دستوپنجه نرم میکنند.
او افزود دیر یا زود ممکن است همهگیری دیگری از ویروسهای کرونا رخ دهد و باید از تجربه کووید-۱۹ برای آمادگی بیشتر درس گرفت.
به گزارش ساینسدیلی، پژوهشگران در مرحله بعد، واکنش سیستم ایمنی به ویروسهای دوباره فعالشده را در طول دوره ابتلا بررسی خواهند کرد.
هدف آنها شناسایی درمانهای موثر و تعیین مناسبترین زمان برای مداخلات احتمالی است.