محمدباقر قالیباف: در بعد نظامی و سیاسی جنگ پیروز شدیم


محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، ۲۴ مرداد و در نشست جمعی از خبرنگاران پارلمانی، اعلام کرد جمهوری اسلامی در جنگ اخیر هم در بعد نظامی و هم بعد سیاسی «به معنای واقعی پیروز شده است.»
رییس مجلس گفت: «منظور این نیست که ارتش آمریکا و اسرائیل را منهدم کردیم، بلکه منظور این است که آنها با اهداف مشخص و روشن و با ۹ هدف مشخص، اعلام شده رسمی، مکتوب و مکرر به ما حمله کردند، اما به هیچکدام از اهداف خود در هیچ سطحی دسترسی پیدا نکردند.»
قالیباف همچنین تفاهمنامه بین و آمریکا و جمهوری اسلامی را «سند افتخار و پیروزی در راستای تثبیت پیروزی در میدان دیپلماسی» عنوان کرد.
او همچنین درباره روایتگری از جنگ افزود مردم «حس این پیروزی را بهگونهای که اتفاق افتاده، حس نکردند» و گفت: «در برخی موارد نتوانستیم این حقی که مردم داشتند را بهدرستی ادا کنیم.»






پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد خرید اقساطی برای شماری از شهروندان از کالاهای گرانقیمت و لوازم الکترونیکی به مواد غذایی و نیازهای روزمرهای چون نان، گوشت، مرغ و تخممرغ رسیده است.
گروهی از مخاطبان نیز میگویند درآمدشان حتی کفاف پرداخت قسط اول یا بازپرداخت بدهی خرید مواد غذایی را نمیدهد.
نان، مرغ و تخممرغ؛ خریدهای روزمره هم قسطی شد
تعطیلی کسبوکارها، اخراج نیروها، بیکاری و افزایش قیمت کالاها در ماههای گذشته شماری از خانوادهها را به خرید اقساطی نیازهای معیشتی سوق داده است.
یکی از مخاطبان در دزفول گفت در این شهر حتی نان بربری را نیز قسطی میفروشند و هزینه خرید ۲۰ قرص نان را میتوان طی دو ماه پرداخت کرد.
مخاطب دیگری نوشت برای خرید اقساطی مرغ، ۱۰ میلیون تومان بدهکار شده و سه میلیون تومان هم پیشپرداخت داده است.
یکی دیگر از شهروندان گفت یک قوطی رب گوجهفرنگی و یک شانه تخممرغ را بهصورت اقساطی خریده است.
مخاطبی از شیراز نوشت: «از هایپراستار در مجموعه خلیج فارس مقداری میوه و حبوبات گرفتم که قیمتهایش بسیار بالا بود. صندوقدار گفت با اسنپ هم میتوانی پرداخت کنی. من هم با اسنپپی در چهار قسط پرداخت کردم.»
مردم با اسنپپی گوشت میخرند
در کنار خرید اقساطی از مغازهها، بخش دیگری از مخاطبان گفتند برای تامین نیازهای روزمره خود از خدمات اعتباری و اپلیکیشنها استفاده میکنند.
بر اساس پاسخهای رسیده به ایراناینترنشنال، «اسنپپی»، «دیجیپی» و «تارا» از جمله خدماتی هستند که مخاطبان برای قسطبندی خریدهایشان از آنها نام بردهاند.
یکی از مخاطبان با اشاره به خرید اقساطی گوشت از طریق اسنپپی نوشت: «این بیعرضگی سران را میرساند. آنها حسابوکتاب و کشورداری بلد نیستند.»
شهروند دیگری گفت بازنشستگان بهتازگی برای خرید اقساطی مواد غذایی از فروشگاههایی مانند دیلیمارکت و جانبو استفاده میکنند، زیرا درآمدشان کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد.
یک مخاطب بازنشسته نیز خبر داد حقوق بازنشستگی او تنها تا دهم ماه دوام میآورد و پس از آن ناچار است مواد غذایی مورد نیاز خود را در چهار قسط از اسنپپی بخرد.
به گفته او، فروشگاههای ویژه فرهنگیان هم اخیرا مواد غذایی و کالاهای معیشتی را در سه قسط عرضه میکنند.
برای زنده ماندن باید قسطی خرید کنیم
یکی از مخاطبان گفت: «از صبح تا شب مدام پیامک تبلیغاتی میفرستند و همه آنها درباره خرید اقساطی است؛ از پنیر گرفته تا باقی چیزها.»
شهروند دیگری گفت پیشتر تصور نمیکرد خرید اقساطی روزی به کالاهای عادی و مصرفی برسد.
او افزود: «هیچوقت فکر نمیکردم یک روز چنین چیزی را به زبان بیاورم، ولی قیمتها به جایی رسیده که نیازهای روزانه و عادی را اقساطی میخریم. مردم شامپو، شیر و خیلی چیزهای دیگر را قسطی خریداری میکنند.»
مخاطب دیگری در پیامی مشابه نوشت: «مجبوریم قسطی خرید کنیم، وگرنه تا آخر ماه باید گرسنه بمانیم.»
حقوقم به نیمه ماه هم نمیرسد
یکی از مخاطبان نوشت: «روزی ۱۵ ساعت کار میکنم، اما هر ماه از هر روشی استفاده میکنیم تا مواد غذاییمان را قسطی بخریم، چون درآمد ۳۰ روز کار در همان روزهای نخست ماه تمام میشود.»
به گفته او، گاهی خانوادهاش حتی امکان خرید اقساطی هم ندارد، زیرا اپلیکیشنهای اعتباری قسط اول را هنگام خرید دریافت میکنند و آنها توان پرداخت همان مبلغ را نیز ندارند.
مخاطب دیگری از تغییر محسوس سبک زندگی خود گفت: «در تامین هزینههای عادی و ضروری ماندهایم. تا همین چند وقت پیش، ماهی سه بار به کافه یا رستوران میرفتیم، اما اکنون قدرت خرید مایحتاج اصلی را نداریم و قسطی خرید میکنیم.»
وقتی قسط هم دیگر راهحل نیست
گروهی از مخاطبان میگویند فشار اقتصادی به مرحلهای رسیده است که حتی توان خرید قسطی یا بازپرداخت بدهی خود را نیز ندارند.
یکی از آنها نوشت: «قسطی هم نمیتوانیم خرید کنیم، چون علاوه بر گرانی و تورم، درآمدمان را هم از دست دادهایم.»
شهروند دیگری تاکید کرد اگرچه خرید اقساطی افزایش یافته، پرداخت نشدن بهموقع دستمزدها و انباشته شدن چند ماه حقوق معوق، بازپرداخت اقساط را بسیار دشوار کرده است.
مخاطب دیگری نوشت: «دو ماه است که حتی قسطی هم نمیتوانیم چیزی بخریم، چون توانایی بازپرداختش را نداریم.»
او افزود: «چند ماه است حتی سادهترین میوهها را هم نتوانستهایم بخریم. پولی نمانده است که بتوانیم یک تیشرت ساده را قسطی بخریم. کل درآمدمان صرف پرداخت اقساط اسنپپی و دیجیپی میشود؛ آنها هم هر قلم جنس را چند برابر قیمت میفروشند.»
افزایش شدید هزینههای زندگی در ایران بسیاری از شهروندان را از تعمیر وسایل خراب بازداشته و آنان را ناچار کرده است این لوازم را کنار بگذارند یا تعمیرشان را تا زمانی نامعلوم به تعویق بیندازند.
روزنامه شرق یکشنبه ۲۵ مرداد در گزارشی با عنوان «فقر تعمیراتی؛ زندگی با وسایل خراب» نوشت گرانیها باعث شده است بسیاری از ایرانیان وسایل خانه و لوازم زندگی خراب خود را کنار بگذارند، زیرا نه توان پرداخت هزینه تعمیر آنها را دارند و نه از عهده خرید نمونه نو برمیآیند.
بر اساس این گزارش، با تداوم روند صعودی قیمتها مشخص نیست شهروندان چه زمانی بودجه لازم برای تعمیر یا جایگزینی این وسایل را پیدا خواهند کرد.
غزل، کارمند بانک، پس از خراب شدن کولر خودروی خود به تعمیرگاه مراجعه کرد.
او در این رابطه گفت: «با خودم فکر کردم احتمالا باید پنج میلیونی پیاده شوم، اما وقتی مکانیک گفت فقط برای قطعه خرابشده باید ۱۲ میلیون تومان بپردازم، انگار یک ظرف آب سرد روی سرم ریختند. فهمیدم پنج میلیون هم باید برای هزینه کار خودش بدهم.»
او شنیدن این رقم را شوکهکننده خواند و افزود پس از چند لحظه مکث، تعمیرگاه را ترک کرده است.
به گفته غزل، پرداخت این هزینه باعث میشد تا پایان ماه پولی برایش باقی نماند، در حالی که اجاره خانه، اقساط و مخارج دیگر مانند هزینه کلاس فرزندش در اولویت قرار دارند.
این شهروند افزود خودرو را در پارکینگ گذاشته و تصمیم گرفته است تا خنکتر شدن هوا از وسایل حملونقل عمومی استفاده کند: «واقعا منطق اینکه نزدیک به ۲۰ میلیون تومان بدهم برای اینکه فقط کولر ماشینم را تعمیر کنم، برایم قابل درک نیست. تا چند سال پیش با این عدد میتوانستیم یک ماشین بخریم.»
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها و افت چشمگیر ارزش پول ملی، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر کرده است.
افزایش شدید تورم و کاهش قدرت خرید فشار بیسابقهای بر معیشت مردم وارد آورده و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوار کرده است.
گرانی تعمیرات و کنار گذاشتن وسایل زندگی
مسعود، یکی دیگر از شهروندان، در مصاحبه با روزنامه شرق گفت اتوی خانهاش چند ماه پیش خراب شد.
او ابتدا قصد داشت آن را تعمیر کند، اما پس از پرسوجو درباره هزینهها متوجه شد با پرداخت مبلغی بیشتر میتواند اتوی جدیدی، هرچند با کیفیتی پایینتر، بخرد.
با این حال، مشکلات اقتصادی موجب شد هم تعمیر اتوی قدیمی و هم خرید نمونه جدید را به آینده موکول کند.
مسعود با گلایه از افزایش مداوم قیمتها در کشور افزود: «هفته گذشته لباسی را به خیاطی بردم تا زیپش را درست کنند. شما باورت میشود که خیاطی ۸۵۰ هزار تومان قیمت به من داد؟ به خودش هم گفتم من با این قیمت بهتر است یک شلوار نو بخرم. هرچند در حقیقت همین کار را هم نمیتوانم بکنم.»
جهش قیمت قطعات و خدمات سبب شده است گاهی خرید کالای نو ظاهرا از تعمیر وسیله قدیمی بهصرفهتر باشد. روزنامه شرق از این وضعیت با عنوان «گذار از تعمیر به تعویض» یاد کرد و نوشت این تغییر نه نتیجه رشد مصرفگرایی، بلکه حاصل گرانی فزاینده است.
این رسانه در عین حال تاکید کرد بسیاری از شهروندان قادر به خرید کالای نو نیستند و در شرایط کنونی، ناتوانی در پرداخت هزینه تعمیر، به محرومیت کامل خانوارها از برخی وسایل ضروری زندگی میانجامد.
پایگاه خبری بلومبرگ ۲۳ مرداد به نقل از اقتصاددانان هشدار داد تداوم جنگ میتواند ایران را به یکی از وخیمترین بحرانهای اقتصادی تاریخ خود بکشاند.
بر اساس این گزارش، تبلیغ خرید اعتباری بدون بهره و طرحهای «اکنون بخر، بعدا پرداخت کن» اکنون در ویترین بسیاری از فروشگاههای تهران به چشم میخورد.
بلومبرگ افزود خرید اقساطی که پیشتر عمدتا به کالاهایی مانند مبلمان و لوازم آشپزخانه محدود بود، از آغاز جنگ به کالاهای ضروری گسترش یافته و اکنون حتی مواد غذایی را دربر میگیرد.
فقر تعمیراتی و گسترش محرومیت در خانوادهها
علیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی، در مصاحبه با شرق گفت در وضعیت «فقر تعمیراتی»، برخی خانوارها نه توان خرید کالای نو را دارند و نه میتوانند هزینه تعمیر و نگهداری وسایل موجود را بپردازند.
به گفته او، در چنین شرایطی وسایل معیوب برای مدت طولانی بلااستفاده میمانند، با وجود نقص فنی و خطرهای احتمالی همچنان مورد استفاده قرار میگیرند یا با تعمیرات موقت و کمکیفیت به چرخه مصرف بازمیگردند.
این جامعهشناس ادامه داد: «اگر درآمد خانوار برای نیازهای فوریتری مانند خوراک، مسکن، دارو و آموزش کافی نباشد، تعمیر حتی زمانی که از نظر بلندمدت بهصرفه است، به تعویق میافتد. وقتی هزینهها بالا میروند، نسبت هزینههای خوراکی به غیرخوراکی افزایش پیدا میکند.»
شرق نوشت فقر تعمیراتی پیامدهایی فراتر از کنار گذاشتن یک وسیله دارد و میتواند به افزایش کار خانگی، دشوارتر شدن رفتوآمد و محرومیت از آموزش یا خدمات دیجیتال منجر شود.
بر اساس این گزارش، خراب شدن وسایلی مانند ماشین لباسشویی، جاروبرقی و تجهیزات پختوپز در بسیاری از خانوادهها حجم «کار بدون مزد زنان» را افزایش میدهد و به این ترتیب، فقر تعمیراتی ابعادی جنسیتی پیدا میکند.
بررسیهای تازه نشان میدهد دورههای خشکسالی میتوانند از طریق تغییر رفتار میمونها و پشهها، به گسترش بیماری تب زرد بینجامند؛ یافتهای که با توجه به تشدید و تکرار خشکسالیها در پی تغییرات اقلیمی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به گزارش پایگاه علمی «ساینسنیوز»، بارندگی معمولا با افزایش جمعیت پشههای ناقل بیماری همراه است، اما کمبود باران نیز ممکن است در وقوع همهگیری تب زرد در تاریخ معاصر برزیل نقش داشته باشد.
در سال ۲۰۱۵، پدیده النینو خشکسالی کمسابقهای در مناطق مرکزی آمریکای جنوبی پدید آورد. بر اساس نتایج یک تحقیق جدید، میمونها و پشههایی که در جستوجوی منابع آب بودند، احتمالا ویروس تب زرد را از جنگلها به شهرهای برزیل رساندند.
یافتههای این پژوهش بهتازگی در نشریه «ساینس ادونسز» منتشر شد.
شبیهسازیهای رایانهای نشان داد ورود نخستیسانان آلوده از جنگلهای درگیر خشکسالی به مناطق شهری، همراه با افزایش خونخواری پشههایی که برای مقابله با کمآبی، میزبانان بیشتری را نیش میزدند، ممکن است زمینه گسترش بیماری را فراهم کرده باشد.
همهگیری تب زرد برزیل از اواخر سال ۲۰۱۶ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۹ ادامه یافت. در این دوره، بیش از دو هزار نفر به بیماری مبتلا شدند و نزدیک به ۷۵۰ نفر جان باختند.
تب زرد بیماری ویروسی و گاه مرگباری است که از طریق نیش پشه منتقل میشود. مبتلایان ممکن است دچار تب، سردرد، درد عضلانی، تهوع و ضعف شوند. در موارد شدید، بیماری به زردی، خونریزی، نارسایی اندامها و مرگ میانجامد.
خشکسالی؛ جرقهای در بستری آماده
به گزارش ساینسنیوز، عوامل متعددی در شکلگیری همهگیری برزیل نقش داشتند. تغییر رفتار حیوانات در دوره خشکسالی احتمالا با پایین بودن میزان واکسیناسیون و ادامه جنگلزدایی همراه شد و شرایط مناسبی برای گسترش ویروس پدید آورد.
جوئل راسر، پزشک متخصص بیماریهای عفونی و همهگیرشناس دانشگاه استنفورد، گفت: «به نظر من، خشکسالی جرقه ماجرا بود؛ زمینه از پیش فراهم شده بود.»
خشکسالی میتواند احتمال ابتلا به شماری از بیماریهای عفونی، بهویژه بیماریهای ویروسی منتقلشونده توسط پشهها را افزایش دهد. برای نمونه، ویروس نیل غربی ممکن است در دورههای کمبارش بیشتر گسترش یابد، زیرا پرندگان آلوده و پشهها در اطراف منابع محدود آب متمرکز میشوند.
برزیل از سال ۱۹۴۲ با شیوع شهری تب زرد روبهرو نشده بود. پشه آئدس اجیپتی که به «پشه تب زرد» شهرت دارد، زمانی ویروس را بهطور گسترده در بخشهایی از قاره آمریکا و آفریقا میان انسانها منتقل میکرد.
کنترل پشهها با حشرهکش و واکسیناسیون موثر، شیوع این بیماری را در قاره آمریکا تا حد زیادی مهار کرد و اکنون بیشتر موارد آن در آفریقا گزارش میشود.
با این حال، تب زرد چرخه انتقال دیگری نیز در جنگلها دارد. در این چرخه، پشههای سرده «هماگوگوس» و گونههای دیگر، ویروس را عمدتا میان میمونهای زوزهکش، مارموستها و سایر نخستیسانان غیرانسانی منتقل میکنند.
بیماری و مرگ میمونها معمولا زنگ خطری برای گسترش تب زرد است. این اتفاق نشان میدهد ویروس در منطقه گردش دارد و در صورت انتقال آن به پشههای نزدیک به مناطق مسکونی، ممکن است سلامت انسانها نیز به خطر بیفتد.
پژوهشها حاکی از آن است که در همهگیری برزیل، آئدس اجیپتی ناقل اصلی بیماری نبود. جمعیت این پشه بهدنبال برنامههای مقابله با همهگیری ویروس زیکا که اندکی پیش منطقه را درگیر کرده بود، بهشدت کاهش یافته بود.
در عوض، به نظر میرسد پشههای هماگوگوس ساکن جنگل نقش اصلی را در انتقال تب زرد داشتند.
جابهجایی میمونها و افزایش خونخواری پشهها
جیمی کالدول، بومشناس بیماریها در دانشگاه پرینستون، گفت برزیل همزمان شاهد خشکسالی و همهگیری نامعمولی بود که احتمال وقوع هر یک تنها یکبار در ۱۰۰ سال برآورد میشود.
کالدول، راسر و همکارانشان با استفاده از دادههای مربوط به مرگ نخستیسانان، موارد ابتلای انسانها و شدت خشکسالی، مسیر احتمالی گسترش همهگیری را شبیهسازی کردند.
آنان دو تغییر رفتاری را مورد بررسی قرار دادند: نزدیک شدن حیوانات جنگلی به شهرها برای یافتن آب و افزایش دفعات نیش زدن پشههای جنگلی برای جلوگیری از کمآبی.
نتایج شبیهسازیهایی که هر دو عامل را در نظر میگرفتند، بیشترین تطابق را با دادههای واقعی همهگیری سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ در ایالت میناس ژرایس برزیل داشتند.
بر پایه یافتههای پژوهش، کاهش منابع آب سبب شد جانوران جنگلی و ویروس تب زرد به مناطق شهری نزدیکتر شوند.
سیدی رایان، جغرافیدان پزشکی دانشگاه فلوریدا، گفت افزایش خونخواری پشهها تنها تغییر رفتاری موثر نبود و میمونهای آلوده نیز احتمالا ناچار شدند به سوی مناطق شهری حرکت کنند.
افزایش واکسیناسیون و اجرای برنامههای کنترل پشههای ناقل سرانجام به مهار همهگیری کمک کرد.
به گفته رایان، رویدادی که پیشتر شاید هر ۱۰۰ سال یکبار اتفاق میافتاد، ممکن است اکنون در هر قرن چهار بار رخ دهد؛ زیرا خشکسالیهای شدید و طولانی، احتمال همزمانی چنین شرایطی را افزایش میدهند.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داد حکم اعدام شهرام صادقی، از معترضان خیزش دیماه، بامداد یکشنبه ۲۵ مرداد به اجرا درآمد.
به گزارش این رسانه حکومتی، دادگاه انقلاب کرج صادقی را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروههای متخاصم» به اعدام محکوم کرده بود.
خبرگزاری قوه قضاییه این زندانی سیاسی را متهم کرد که شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان «کودتای آمریکایی-صهیونی»، با یک دستگاه خودروی پراید شماری از ماموران یگان ویژه استان البرز مستقر در چهارراه گلزار کرج را «عمدا» زیر گرفت.
میزان نوشت در این رویداد، هفت مامور یگان ویژه که برای «اعاده نظم و امنیت» در محل حضور داشتند، مصدوم شدند.
مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی در تلاش برای بیاعتبار کردن صدای انتقاد شهروندان، بارها اعتراضات ضدحکومتی را «اغتشاشات»، «آشوب» و «کودتا» نامیده و آنها را به بازیگران خارجی، از جمله آمریکا و اسرائیل، نسبت دادهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیشتر هشدار داد جمهوری اسلامی میکوشد برای توجیه سیاستهای سرکوبگرانه خود و کشتار شهروندان، هرگونه اعتراض مردمی را به کشورهای خارجی منتسب کند.
خبرگزاری قوه قضاییه و دیگر رسانههای حکومتی در حالی معترضان را به «خشونت» متهم میکنند که بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
دفاع صادقی در برابر اتهامها: خودرویم به سرقت رفته بود
میزان در ادامه گزارش داد صادقی پس از «حمله» به ماموران یگان ویژه در کرج، با «همکاری اغتشاشگران» خودروی خود را به آتش کشید و از محل گریخت.
در این گزارش آمده است: «او با جعل هویت و در حالی که اعتیاد نداشته، در یک کمپ ترک اعتیاد مخفی شده بود که بلافاصله شناسایی و بازداشت شد.»
خبرگزاری قوه قضاییه نوشت صادقی در جریان بازجوییها دست داشتن در این رویداد را رد کرده و گفته بود شامگاه ۱۸ دی از اسلامشهر راهی خانه خود در کردان ساوجبلاغ بوده، اما برای صرف غذا وارد کرج شده و در آنجا خودرویش به سرقت رفته است.
به گزارش میزان، این زندانی سیاسی سرانجام پس از مواجهه با «مستندات و دلایل متقن ارائهشده»، اتهام خود را پذیرفت و «اذعان کرد» خودرو را به سوی ماموران رانده و سپس آن را آتش زده است.
خبرگزاری قوه قضاییه افزود حکم اعدام صادقی پس از رسیدگی به فرجامخواهی و تایید در دیوان عالی کشور بامداد ۲۵ مرداد اجرا شد.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره اخذ اعترافات اجباری تحت فشار، شکنجه و شرایط سخت بازداشت در زندانهای جمهوری اسلامی منتشر شده است.
حکومت ایران در ماههای گذشته موج سرکوب شهروندان را شدت بخشیده و دهها نفر را با اتهاماتی از جمله شرکت در اعتراضات دیماه، جاسوسی یا عضویت در سازمان مجاهدین خلق اعدام کرده است.
پیشتر در ۲۱ مرداد، کانادا و ۳۲ کشور دیگر با انتشار بیانیهای مشترک، نقض حقوق بشر در ایران را مورد انتقاد قرار دادند و از جمهوری اسلامی خواستند استفاده از مجازات اعدام برای «خاموش کردن صدای مخالفان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه» را فورا متوقف کند.
آمریکا در حال بررسی راههایی برای تشدید فشار اقتصادی بر حکومت ایران است، اما به گزارش بلومبرگ، هدف قراردادن مسیرهای باقیمانده تجارت و انتقال پول تهران میتواند برای اقتصاد آمریکا و روابط واشینگتن با چین نیز هزینههایی به همراه داشته باشد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفته است واشینگتن برای اعمال فشار اقتصادی «بیسابقه» بر [حکومت] ایران آماده میشود. با این حال، دولت دونالد ترامپ هنوز جزئیات برنامه خود را اعلام نکرده و مشخص نیست کدام ابزارهای اقتصادی را به کار خواهد گرفت.
بلومبرگ گزارش داد با توجه به محاصره دریایی و هزاران تحریمی که پیشتر علیه حکومت ایران اعمال شده، گزینههای باقیمانده محدودتر و پرهزینهتر شدهاند. مقامهای آمریکایی ممکن است چند اقدام را همزمان اجرا کنند یا رویکردی متفاوت در پیش بگیرند.
یکی از مهمترین گزینهها، افزایش فشار بر خریداران چینی نفت ایران است. بر اساس گزارش بلومبرگ، چین بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری میکند و تحریم نهادهای تسهیلکننده این معاملات میتواند درآمد نفتی تهران را کاهش دهد. آمریکا تاکنون شماری از پالایشگاههای مستقل و شرکتهای چینی را تحریم کرده، اما از هدف قراردادن بانکهای بزرگ تامینکننده مالی این تجارت خودداری کرده است.
تحریم بانکها و شرکتهای بزرگ چینی میتواند تنش میان واشینگتن و پکن را در آستانه دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی جینپینگ افزایش دهد. بلومبرگ همچنین هشدار داده است که کاهش عرضه نفت ایران، نفت ارزانقیمت را از بازار جهانی خارج میکند و ممکن است به افزایش بیشتر قیمتها بینجامد.
صرافیها و واسطههای مالی، بهویژه در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، از دیگر اهداف احتمالیاند. به نوشته بلومبرگ، این شبکهها درآمدهای نفتی ایران را که اغلب به یوان دریافت میشود، به ارزهای قابلاستفاده برای تهران تبدیل میکنند. وزارت خزانهداری پیشتر شماری از این صرافیها را به اتهام کمک به جابهجایی و پولشویی میلیاردها دلار تحریم کرده است.
با این حال، مسدودکردن فعالیت چند صرافی لزوما جریان پول به ایران را متوقف نخواهد کرد. گزارش بلومبرگ میگوید تهران طی سالها شبکههایی خارج از نظام رسمی مالی ایجاد کرده و احتمالا معاملات خود را به واسطههای جدید، ارزهای دیگر یا داراییهای دیجیتال منتقل خواهد کرد.
گزینه دیگر، تهدید همه شرکای تجاری ایران به تحریمهای ثانویه است؛ سیاستی که شرکتها و بانکهای خارجی را ناچار میکند میان تجارت با [حکومت] ایران و دسترسی به نظام مالی آمریکا یکی را انتخاب کنند. به گزارش بلومبرگ، چنین رویکردی علاوه بر روسیه و چین، میتواند شرکتها و موسسات مالی کشورهای همسایه ایران، از جمله ترکیه، را نیز تحت فشار قرار دهد. ترامپ پیشتر کشورهای معاملهکننده با ایران را به تعرفه ۲۵ درصدی تهدید کرده، اما هنوز این تهدید را عملی نکرده است.
مصادره داراییهای دولتی ایران در خارج از کشور نیز از گزینههای احتمالی است. بلومبرگ نوشته است میزان داراییهای ایران در حوزه قضایی آمریکا احتمالا محدود است و مصادره آنها، برخلاف مسدودکردن، با موانع حقوقی و دیپلماتیک بیشتری روبهرو خواهد شد. بخش عمده داراییهای خارجی حکومت ایران در کشورهای ثالث نگهداری میشود و توقیف آنها به همکاری دولتهای میزبان نیاز دارد.
واشینگتن همچنین ممکن است فشار بر «ناوگان سایه» [حکومت] ایران را گسترش دهد و علاوه بر کشتیها، شرکتها، پایانهها و زیرساختهای پشتیبان انتقال محمولهها را هدف قرار دهد. آمریکا پیشتر تعدادی از شناورها و نهادهای مرتبط با این شبکه را تحریم کرده است.
کریس کندی، تحلیلگر «بلومبرگ اکونومیکس»، ارزیابی کرده است تا زمانی که ترامپ مقابله با [حکومت] ایران را بر موضوعات دیگر، بهویژه روابط با چین، مقدم نداند، بعید است اقدامات تازه محاسبات تهران را بهطور اساسی تغییر دهد. بر این اساس، چالش واشینگتن تنها یافتن نقاط فشار تازه نیست، بلکه باید پیامدهای احتمالی این اقدامات برای قیمت نفت، اقتصاد آمریکا و روابطش با شرکای خارجی را نیز مدیریت کند.