محمدرضا نقدی: تعداد موشکهایی که تولید میکنیم، از آنهایی که پرتاب میکنیم بیشتر است


محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران، در گفتوگو با شبکه پیبیاس آمریکا درباره توان موشکی جمهوری اسلامی گفت: «تعداد موشکهایی که ما تولید میکنیم، از آنهایی که پرتاب میکنیم بیشتر است.»
نقدی درباره جنگ ایران گفت: «پیروزی از آن ماست.» او افزود: «اگر روزی جمهوری اسلامی هیچ موشکی نداشته باشد، خطرناکتر خواهد شد و برای آمریکا بسیار تهدیدآمیزتر خواهد بود.»
او در پاسخ به سوالی درباره تنگه هرمز گفت: «هر مسیر دریایی که در جنگ تهدید تلقی شود را میتوانیم کنترل کنیم.» نقدی افزود کشتیها باید از مناطقی عبور کنند که جمهوری اسلامی بتواند آنها را کنترل کند و خروج کشتیها از مناطق تحت کنترل ممکن است به معنای انتقال تجهیزات و تدارکات برای دشمن باشد.






ایرج خواجهامیری، خواننده پیشکسوت و از چهرههای برجسته آواز ایرانی، در ۹۳ سالگی درگذشت. صدای او طی بیش از هفت دهه فعالیت هنری، از برنامه رادیویی «گلها» تا پرده سینما و ترانههای عامهپسند امتداد یافت و با خاطره چند نسل از ایرانیان گره خورد.
رسانههای ایران چهارشنبه ۲۱ مرداد از درگذشت حسین خواجهامیری، مشهور به «ایرج»، پس از یک دوره بیماری خبر دادند. او در هفتههای پایانی زندگی چند بار در بیمارستان بستری شده بود.
خواجهامیری ۱۱ دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز به دنیا آمد. آواز را ابتدا از پدر، پدربزرگ و تعزیهخوانان منطقه آموخت و پس از آمدن به تهران، نزد ابوالحسن صبا آموزش دید. معرف او به رادیو نیز صبا بود. ایرج از سال ۱۳۳۶ به دعوت داوود پیرنیا به برنامه «گلها» راه یافت.
او در ۲۱۳ برنامه از مجموعههای «برگ سبز»، «گلهای رنگارنگ»، «یک شاخه گل» و «گلهای تازه» آواز خواند و با موسیقیدانانی چون علی تجویدی، پرویز یاحقی، همایون خرم، فرهنگ شریف، جلیل شهناز و اسدالله ملک همکاری کرد.
قدرت، وسعت و صلابت صدای ایرج سبب شد به او لقب «پهلوان آواز» بدهند. محمدرضا شجریان در مراسم بزرگداشت او در سال ۱۳۹۲ گفت صدای ایرج در آوازخوانی ایران «متر و معیار» است و افزود وقتی بخواهند بالاترین حد توانایی حنجره را مثال بزنند، از صدای او نام میبرند.
بازگشت به صحنه پس از سالها سکوت
ایرج پس از انقلاب ۱۳۵۷ از فعالیت گسترده در فضای رسمی موسیقی کنار گذاشته شد اما بهکلی از اجرا دست نکشید. او بعدها تاکید کرد رسما ممنوعالکار نشده بود اما کسی به او کار نمیداد و به همین دلیل بیشتر در محافل خصوصی میخواند.
او در مصاحبه با یک برنامه تلویزیونی که سال ۱۴۰۳ از شبکه نسیم پخش شد گفت: «نگفتند ممنوعالکار شدهام اما به من کار نمیدادند. با این حال میخواندم و درآمد خوانندگیام هم کم نشده بود؛ من در مهمانیها میخواندم.»
برخلاف برخی روایتها، بازگشت ایرج در دهه ۱۳۹۰ به صحنه موسیقی، بازگشت از خارج کشور نبود. او در مصاحبهها تاکید میکرد که پس از سال ۱۳۵۷ ایران را ترک نکرده است.
ایرج در همان مصاحبه، در پاسخ به این پرسش که چرا مهاجرت نکرد، گفت: «چون ایران را دوست دارم و عاشق ایرانم. من نمیتوانم هیچ کجای دنیا بهجز ایران زندگی کنم. مملکت و مردمم را دوست دارم. من یک ایرانیم.»
او در اواخر دهه ۱۳۷۰ در جشنواره موسیقی فجر، در یکی از تالارهای شیراز اجرا داشت. اما این به معنای بازگشت او به فضای رسمی موسیقی نبود. سالهای بعد نیز ممنوعیتها و محدودیتها علیه او ادامه داشت. تلاش برای بازگرداندن او به صحنه در اسفند ۱۳۹۲ به نتیجه نرسید. قرار بود ایرج در کنسرت گروه عقیق در تالار اندیشه تهران بخواند اما وزارت ارشاد اعلام کرد نام او بدون دریافت مجوز در برنامه گنجانده شده و کنسرت را لغو کرد.
سرانجام ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، حدود ۱۵ سال پس از اجرای شیراز، او در تالار شهید آوینی بندرعباس روی صحنه رفت. هرچند خبرنگاران از ورود به این کنسرت منع شدند، اما ویدیوهای مردمی که پس از کنسرت در شبکههای اجتماعی منتشر شد نشان میداد حاضران هنگام ورود او ایستاده تشویقش کردند. یکی از مخاطبان اجرای «پرنده» را خواست و ایرج این ترانه را خواند؛ سپس در پایان برنامه، با اصرار حاضران، بار دیگر آن را اجرا کرد.
او در این کنسرت از بیماری سختی سخن گفت که در ماههای پیش از اجرا با آن درگیر بود. یک سال بعد، ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ایرج همراه فرزندش، احسان خواجهامیری، در تالار وزارت کشور روی صحنه رفت و پدر و پسر ترانه محبوب «پرنده» را با هم اجرا کردند.
صدای ایرج بر چهره فردین
بخش مهم دیگری از شهرت ایرج از سینمای عامهپسند پیش از انقلاب آمد؛ جایی که صدای او با چهره محمدعلی فردین، بازیگر محبوب آن سالها، ترکیب شد و یکی از شناختهشدهترین پیوندها میان خوانندگی و بازیگری در سینمای ایران را شکل داد.
ایرج در یک مصاحبه با شبکه نسیم گفت در طول فعالیتش برای ۱۵۷ فیلم آواز خوانده است. او در همان برنامه شمار کل آوازها، تصنیفها و ترانههای خود را حدود دو هزار اثر اعلام کرد. بر اساس روایت دیگری از سخنان او، صدایش در ۲۶ فیلم بهجای فردین شنیده شد.
آشنایی هنری این دو با وساطت سیامک یاسمی، کارگردان و تهیهکننده سینما، شکل گرفت. ایرج در گفتوگویی با ایسنا نخستین همکاری خود با فردین را مربوط به فیلم «آقای قرن بیستم» دانست.
او در این فیلمها اغلب «بیات تهران»، مشهور به آواز کوچهباغی، میخواند. این فرم آوازی پیش از آن بهعنوان یک فرم موسیقی عامهپسند شهری شناخته میشد، اما حسین خواجهامیری با بهرهگیری از توانایی استثنایی حنجره و تسلطش بر ردیف، این فرم آوازی را به سطح جدیدی از استانداردهای هنری ارتقا داد و به مهمترین نماینده این سبک بدل شد.
آواز بیات تهران با حنجره ایرج، به شناسنامه صوتی و هویتبخشِ کاراکتر سینمایی محمدعلی فردین بدل شد. صمیمیت، لوطیگری و صراحتِ موجود در این لحن کوچه-باغی، مابهازای دقیقِ پهلوانیها، صفا و عدالتخواهی تیپ سینمایی «جاهل جوانمرد» روی پرده بود.
این پیوند با فیلم «گنج قارون» در سال ۱۳۴۴ به اوج رسید. ایرج ترانههای «علی بیغم»، «گنج قارون» با مطلع «آقا خودش خوب میدونه» و «اومدم از هند اومدم» را برای این فیلم اجرا کرد. محبوبیت گسترده فیلم باعث شد صدای ایرج و تصویر فردین بیش از پیش در ذهن مخاطبان به یکدیگر پیوند بخورند.
ایرج درباره این همکاری گفته بود: «دوتایی مچ شده بودیم. دیگر صدای من و بازی فردین را مردم قبول کردند.»
موفقیت این دو بحثهایی را نیز درباره سهم هر کدام در شهرت دیگری برانگیخت. ایرج گفت نوشتههای مطبوعات درباره اینکه «ایرج باعث شهرت فردین شد یا فردین باعث شهرت ایرج»، برای چند ماه میان آنها کدورت ایجاد کرد. با این حال، تاکید کرد رابطهشان دوباره بهبود یافت و تا پایان زندگی فردین با یکدیگر رفتوآمد داشتند.
نخستین تصویری که در صفحه رسمی ایرج در اینستاگرام منتشر شده، عکسی از او در کنار محمدعلی فردین است.
«من یه پرندهام» و ترانههایی که ماندند
در میان آثار فراوان ایرج، «من یه پرندهام» بیش از دیگر ترانههایش با نام او شناخته شد. این اثر را حسین صمدی، آهنگساز و نوازنده، ساخت. ایرج سالها بعد درباره استقبال گسترده از آن گفت: «آن آهنگ ساده و روان بود. مردم هم از آن استقبال کردند.»
«گنج قارون»، «علی بیغم»، «اومدم از هند اومدم»، «پیرهن صورتی»، «گلدون بیگل»، «خلوت دل» با مطلع «دیشب با دلم خلوتی داشتم»، «پریشونی» و «توی ماشین» از دیگر ترانههای شناختهشده او بودند.
ماندگاری صدای ایرج تنها به قدرت حنجره یا مهارتش در تحریرهای آواز ایرانی محدود نماند. او توانست میان آواز دستگاهی و موسیقی عامهپسند پیوند برقرار کند. او در برنامه «گلها» شعر کلاسیک فارسی میخواند و همزمان، از پرده سینما با زبانی سادهتر و ملودیهایی که بهسرعت در ذهن میماند، با مخاطبان گستردهتری ارتباط میگرفت. البته این ترکیب به مذاق بخشی از اهل فن موسیقی کلاسیک و فاخر ایرانی خوش نمیآمد و انتقادهایی مطرح میکردند، با این حال ایرج تا پایان عمر به این سبک مردمی وفادار ماند.
همین گستره، صدای او را در حافظه ایرانیان از یک خواننده یا یک دوره تاریخی فراتر برد. برای گروهی، ایرج آوازخوان برنامه «گلها» و معیار قدرت صدا بود؛ برای گروهی دیگر، صدایی بود که بر چهره فردین مینشست.
ایرج در یکی از گفتوگوهای قدیمیاش گفته بود: «دوست دارم تا زندهام بتوانم بخوانم.» آخرین سالهای زندگیاش نیز بدون موسیقی نگذشت و قطعه «دنیا دو روزه» با صدای او در دی ۱۴۰۳، به مناسبت زادروز ۹۳ سالگیاش منتشر شد.
روزنامه نیویورکتایمز بهنقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که نهادهای اطلاعاتی آمریکا از تهدید مشخصی برای هدف قرار دادن ایرفورس وان با موشک زمینبههوا مطلع و از دیده شدن فردی با یک موشک دوشپرتاب در نزدیکی محل برگزاری نشست ناتو در آنکارا آگاه بودند.
این مقامها چهارشنبه ۲۱ مرداد گفتند ایرانیها همچنین دقیقا میدانستند ترامپ در کجای آنکارا اقامت دارد و حتی از طبقه ساختمانی که او در آن حضور داشت اطلاع داشتند.
بهنوشته نیویورکتایمز این اطلاعات به اندازهای معتبر ارزیابی شد که ترامپ و اعضای ارشد دولت او را به اجرای یک عملیات فریب فوقالعاده برای خارج کردن او از ترکیه واداشت.
ترامپ ۱۷ تیر ماه و پس از پایان نشست ناتو در آنکارا مقابل دوربینها سوار هواپیمای قدیمیتر ایرفورس وان شد و گفت به جای پرواز با هواپیمای ایرفورس وان جدید، «به یاد گذشتهها» با ایرفورس وان قدیمی به بریتانیا خواهد رفت و از آنجا با هواپیمای اهدایی قطر که به آمریکا بازخواهد گشت.
با این حال یک ماه پس از آن فاش شد که رییسجمهوری آمریکا پس از آنکه مقابل دوربینها سوار هواپیمای ایرفورس وان قدیمی شد مخفیانه درون یک کانتینر حمل غذای فرودگاهی از این هواپیما خارج شد و با یک جت نظامی ترکیه را ترک کرد.
او سپس در انگلیس، بار دیگر در مقابل دوربینها از هواپیمای ایرفورس وان قدیمی پیاده شد و از آنجا با هواپیمای اهدایی قطر که اکنون بهعنوان ایرفورس وان جدید به کار گرفته شده، به آمریکا بازگشت.
ترامپ شامگاه سهشنبه در واکنش به گزارشها درباره خروج مخفیانه از ترکیه به خبرنگاران گفت: «سرویس مخفی و ارتش میخواستند با پروازی دیگر، با هواپیمایی دیگر بروم که به همان اندازه امن بود، اما میخواستند این کار را انجام دهم، بنابراین انجامش دادم. من هرچه آنها بگویند انجام میدهم.»
با این حال او گفت: «فکر میکنم در واقع هواپیمایی که من با آن پرواز کردم بیشتر در معرض خطر بود. فکر میکنم خطر برای آن بیشتر بود، چون احتمالا همان هواپیمایی بود که آنها بیشتر احتمال داشت سراغش بروند.»
روزنامه واشینگتنپست شامگاه دوشنبه در گزارشی اختصاصی نوشت تهدید جمهوری اسلامی برای کشتن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماه گذشته دستگاههای امنیتی این کشور را به اجرای یک عملیات فریب کمسابقه واداشت.
بهنوشته واشینگتنپست، در جریان این عملیات ترامپ در برابر دوربینها سوار هواپیمای قدیمی «ایرفورس وان» شد، اما دقایقی بعد مخفیانه از آن خارج و با هواپیمای نظامی کوچکتری به بریتانیا منتقل شد.
در تمام این مدت، خبرنگاران و حتی شماری از کارکنان کاخ سفید تصور میکردند رییسجمهوری در همان ایرفورس وان قدیمی همراه آنهاست و تنها سوار هواپیمای ایرفورس وان جدید که یک بویینگ اهداشده از قطر است نشده، روایتی که کاخ سفید نیز بعدا آن را تکرار کرد.
ترامپ سهشنبه درباره تهدیدی که باعث این تصمیم شد به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم تهدیدی وجود داشت. واقعا خیلی دربارهاش سوال نکردم. من تهدیدهای زیادی دریافت میکنم.»
رییسجمهوری آمریکا افزود از تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه جانش شگفتزده نشده است.
از زمان کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه به دستور ترامپ، مقامهای ارشد جمهوری اسلامی آشکارا رییسجمهوری آمریکا را به قتل تهدید کردهاند.
پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران و شمار زیادی از فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ بیلبوردها و نقاشیهای دیواری از ترامپ در تهران نصب میشوند که او را در حالی نشان میدهند که در تابوت خوابیده یا در دریایی از خون غرق شده است.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال، شامگاه سهشنبه در سرمقالهای این تهدیدها را جدی قلمداد کرد و نوشت روحانیون حکومتی نیز برچسبهایی به ترامپ میزنند که بر اساس فقه شیعه مستلزم خشونت علیه اوست: «محارب با خدا»، «مهدورالدم»، «مفسد فیالارض» و «کافر حربی». حکومت ایران در مقاطعی حتی برای سر ترامپ جایزه تعیین کرده است. دو آیتالله فتوایی علیه ترامپ صادر کردند که یادآور فتوای صادرشده علیه سلمان رشدی است؛ فتوایی که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون نویسنده را تعقیب کرده است. رشدی در نتیجه همین تهدید در سال ۲۰۲۲ هدف حمله با چاقو قرار گرفت و تا آستانه مرگ پیش رفت.
ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی سال ۲۰۲۴ در باتلر پنسیلوانیا در اثر اصابت گلوله یک فرد مسلح از ناحیه گوش زخمی شد و اواخر همان سال نیز مرد مسلح دیگری در زمین گلف او در فلوریدا قصد هدف قرار دادنش را داشت. این دو سوءقصد ارتباطی با تهدیدهای حکومت ایران نداشتند اما ترامپ پیش از این نیز هدف توطئههای جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
هیات منصفه یک دادگاه فدرال در نیویورک ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ آصف مرچند شهروند ۴۷ ساله پاکستانی را به اتهام طراحی نقشهای برای ترور رییسجمهوری آمریکا، مجرم شناخت. دادستانها اعلام کردند آصف مرچنت، ۴۷ ساله، از عوامل آموزشدیده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به اتهام «استخدام قاتل برای انجام قتل» و «تلاش برای انجام اقدام تروریستی فرامرزی» محکوم شد.
بر اساس اعلام وزارت دادگستری آمریکا، مرچنت در دادگاه گفته است که سپاه پاسداران در سال ۲۰۲۳ او را به آمریکا فرستاد تا افرادی را برای ماندن در این کشور و همکاری احتمالی شناسایی کند.
او همچنین گفته است سال بعد با ماموریتی دیگر به آمریکا بازگشت؛ ماموریت جذب افرادی برای ترور یکی از سه چهره سیاسی در آمریکا، سرقت اسناد و سازماندهی یک تجمع اعتراضی.
شورای سردبیری والاستریت ژورنال در ادامه یادداشت خود افزود: «اگر حکومت ایران پس از سال ۲۰۲۸ نیز باقی بماند، ترامپ را نیز تعقیب خواهد کرد هرچند خوشبختانه سرویس مخفی آمریکا نیز همچنان از او محافظت خواهد کرد.»
برخورد با کسبوکارها بهدلیل رعایت نکردن حجاب اجباری و آنچه مقامهای جمهوری اسلامی «هنجارشکنی» و «عدم رعایت شئونات» میخوانند، با موج تازهای همراه شده است. از ابتدای مرداد، دهها کافه، رستوران، فروشگاه، باشگاه ورزشی و مجموعه فرهنگی در شهرهای مختلف ایران پلمب شدهاند.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای مرداد تا صبح چهارشنبه ۲۱ مرداد، دستکم ۴۲ مورد پلمب واحدهای صنفی، فرهنگی و ورزشی در شهرهای مختلف ایران گزارش شده است. این رقم از جمعبندی مواردی به دست آمده که در این بازه زمانی بهطور جداگانه گزارش شدهاند.
این پلمبها در آباده، اردبیل، بابل، بجنورد، بروجرد، بیرجند، تنکابن، تهران، خمین، دزفول، سمنان، قائنات، کرمان، مشهد، مینودشت، یاسوج و یزد گزارش شدهاند و کافهها و کافهرستورانها، باشگاههای ورزشی، فروشگاهها و یک مجموعه فرهنگی را در بر میگیرند.
سایت حقوق بشری هرانا اواخر اسفند ۱۴۰۴ بر اساس آمار سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش داد در آن سال دستکم ۱۹۱ مورد پلمب اماکن تجاری و صنفی ثبت شده است.
به این ترتیب، ۴۲ مورد ثبتشده تنها در سه هفته نخست مرداد، حدود ۲۲ درصد، یا بیش از یکپنجم کل موارد گزارششده در سراسر سال گذشته را تشکیل میدهد.
موارد پلمب در مرداد
در تازهترین موارد، صداوسیما چهارشنبه ۲۱ مرداد از پلمب یک عینکفروشی در قائنات خبر داد و نوشت این واحد صنفی پیشتر نیز اخطار دریافت کرده بود. همان روز، کافه «یین یانگ» در خمین و فروشگاه لباس زنانه «مزون شبنم» در کرمان پلمب شدند.
۲۰ مرداد نیز کافهرستوران «بُل» در ولنجک تهران پلمب شد. در همان روز، حسین سالاری، معاون دادستان اردبیل، از پلمب سه کافیشاپ و بازداشت ۱۶ نفر در ارتباط با این واحدها خبر داد.
سالاری همچنین از تشدید نظارت بر کافهها خبر داد و گفت دادستانی طی روزهای آینده با فروش لباسهایی که به گفته او «خلاف شرع» است یا «عفت عمومی» را جریحهدار میکند، برخورد خواهد کرد.
سه کافه در مشهد، بجنورد و بیرجند نیز ۱۹ مرداد پلمب شدند. تنها نام یکی از آنها، کافهرستوران «آرکیا» در بجنورد، در گزارشها اعلام شده است.
۱۸ مرداد، اداره نظارت بر اماکن مینودشت کافه «ژوان» را پلمب کرد و ۱۴ مرداد نیز کافهکتاب «ارغوان» در مشهد پلمب شد.
از باشگاههای ورزشی تا شهر کتاب
دو باشگاه ورزشی در بروجرد ۱۳ مرداد با دستور قضایی پلمب و برای آنها پرونده تشکیل شد. همان روز، خبر پلمب مجموعه «شهر کتاب» بابل از سوی اداره نظارت بر اماکن عمومی و با دستور قضایی منتشر شد.
۱۱ مرداد، پنج واحد صنفی در آباده پلمب شدند و متصدی یک کافه نیز بازداشت شد. فرماندهی انتظامی این شهرستان اعلام کرد در بازرسی از ۲۷ باغتالار، کافه و کافهرستوران، برای ۱۱ واحد اخطار پلمب صادر شده است. مجوز فعالیت کافه مربوط نیز با دستور قضایی لغو و متصدی آن از فعالیت در این رسته منع شد.
همان روز، چهار باشگاه ورزشی زنان در یزد نیز با مجوز قضایی پلمب شدند.
هفت مرداد، یک واحد صنفی در استان سمنان پلمب و گرداننده صفحه مجازی آن به پلیس احضار شد. سوم مرداد نیز یک فروشگاه مواد غذایی در یاسوج پلمب و یک فعال فضای مجازی در ارتباط با این پرونده به دادسرا احضار شد.
دوم مرداد، کافهرستوران «کاسپین» در تنکابن پس از انتشار ویدیویی از مراسم تماشای دیدار پایانی جام جهانی پلمب شد. اول مرداد نیز دادستان دزفول از پلمب ۱۵ کافه و قلیانسرا خبر داد.
حجاب اجباری، محتوای مجازی و افزایش ۲۰ برابری پلمبها در مشهد
دلایل اعلامشده برای این برخوردها طیف گستردهای را در بر میگیرد؛ از رعایت نکردن حجاب اجباری و آنچه مقامها «عدم رعایت شئونات اسلامی»، «هنجارشکنی»، «ترویج بیبندوباری» و «خدشهدار کردن عفت عمومی» میخوانند تا انتشار محتوای اینستاگرامی و آنچه «تمسخر حجاب اسلامی» و انتشار محتوای «مغایر با شئونات» در فضای مجازی عنوان شده است.
در برخی موارد دلایل دیگری نیز مطرح شده است. معاون دادستان اردبیل «دایر کردن بساط قمار» و «ترویج فساد» را نیز در شمار دلایل پلمب سه کافیشاپ این شهر قرار داد.
درباره یک کافه در مشهد نیز مواردی مانند درج نشدن نوشیدنی ماچا در نرخنامه و نداشتن «سیب سلامت» برای کیک و دسر مطرح شد و پلیس در یزد علت پلمب چهار باشگاه ورزشی زنان را بدون ارائه جزئیات «تخلفات انتظامی» عنوان کرد.
آمار منتشرشده درباره مشهد ابعاد گستردهتری از برخورد با کسبوکارها را نشان میدهد.
محسن صیادی، مدیر بازرسی و نظارت بر اصناف مشهد، ۱۶ مرداد اعلام کرد در چهار ماه نخست سال جاری ۱۰۴ واحد صنفی در این شهر پلمب شدهاند؛ در حالی که در مدت مشابه سال گذشته این رقم تنها پنج واحد بود.
به گفته صیادی، شمار واحدهای پلمبشده در مشهد در این مدت حدود ۲۰ برابر شده است.
فشار همزمان بر کسبوکارها و فضای مجازی
گزارش هرانا در ۱۰ مرداد نیز نشان میدهد دامنه این برخوردها به پلمب واحدهای صنفی محدود نبوده است.
این سایت حقوق بشری در بررسی رخدادهای ۲۰ تیر تا ۱۰ مرداد، از پلمب دستکم ۲۳ واحد صنفی، مسدود یا توقیف شدن دستکم ۷۲ صفحه و حساب در شبکههای اجتماعی و الزام گردانندگان ۲۱ صفحه به انتشار تعهدنامه خبر داد.
برخوردها طیف گستردهای از بلاگرها و تولیدکنندگان محتوا تا ورزشکاران، هنرمندان، فعالان مد و زیبایی، کسبوکارهای اینترنتی، آژانسهای گردشگری، کافهها و دیگر واحدهای صنفی را در بر گرفته است.
در شماری از موارد، مسدودسازی صفحه، حذف محتوا، گرفتن تعهد و پلمب محل کسب همزمان یا در فاصله کوتاهی از یکدیگر انجام شده است.
این گزارش همچنین از «شناسایی و پاکسازی» ۵۶ صفحه اینستاگرامی در قزوین و حذف سه هزار و ۲۵۸ محتوا از صفحات متعلق به ۳۲ واحد صنفی در رشت خبر داد؛ مواردی که به دلیل مشخص نبودن نام صفحات یا نوع دقیق اقدام، در آمار موارد مشخص هرانا محاسبه نشدهاند.
فشار اقتصادی و سابقه برخورد سیاسی با کافهها
بحران اقتصادی در ایران نیز کافهها و فرهنگ کافهنشینی را تحت فشار قرار داده است. تا چند ماه پیش، تنها در تهران حدود شش هزار کافه در اندازههای مختلف فعال بودند، اما کاهش قدرت خرید مردم ادامه فعالیت بسیاری از آنها را دشوار کرده است.
در ماههای اخیر، کتابفروشیها نیز با موج تعطیلی و تغییر کاربری روبهرو شدهاند؛ روندی که فشارهای اقتصادی بر ناشران، فروشندگان و شهروندان در شهرهای مختلف کشور به آن دامن زده است.
در کنار فشار اقتصادی، برخورد با کافهها و دیگر کسبوکارها به دلایل سیاسی و امنیتی نیز سابقه دارد.
در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و پیش از آن، همزمان با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از کسبوکارهایی که در اعتصابها شرکت کرده یا از اعتراضات علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بودند، پلمب شدند.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، ۱۷ مرداد گزارشها درباره رفع پلمب کافههای متعلق به صادق ساعدینیا، مدیرعامل «املاک و صنایع ساعدینیا»، را رد کرد. ساعدینیا پیشتر به دلیل حمایت از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت و محاکمه شده بود.
جهانگیر گفت ساعدینیا تا زمان بررسی فرجامخواهی و اعلام نظر نهایی دیوان عالی کشور، رسما از فعالیت در حوزه کافهداری محروم است.
این روند نشان میدهد پلمب کسبوکارها همچنان برای اجرای حجاب اجباری، برخورد با محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و مجازات واحدهایی که از اعتراضات حمایت میکنند، به کار گرفته میشود.
ادامه این برخوردها در شرایطی است که بسیاری از همین کسبوکارها همزمان با کاهش قدرت خرید مردم و فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد هیچ مذاکرهای میان تهران و واشینگتن برای تمدید آتشبس ۶۰ روزه در جریان نیست، زیرا از دید حکومت ایران، توافق آتشبس تاریخ شروع مشخصی نداشته و در نتیجه، چیزی برای تمدید وجود ندارد.
این منبع چهارشنبه ۲۱ مرداد گفت: «صحبتی از تمدید در میان نیست، زیرا از نظر ایران هیچ دورهای آغاز نشده است که بتوان آن را تمدید کرد. ایالات متحده ۴۸ ساعت پس از دستیابی به توافق موقت، آن را نقض کرد و چند روز بعد نیز از آن خارج شد.»
او افزود یکی از موضوعهایی که از طریق میانجیها بررسی میشود، بازگشت آمریکا به توافق موقت و تعیین جدول زمانی برای اجرای تعهدات است، اما در این زمینه «مطلقا هیچ پیشرفتی» حاصل نشده است.
این اظهارات ساعاتی پس از آن مطرح شد که خبرگزاری آناتولی ترکیه به نقل از منابع دولتی پاکستان گزارش داد تهران و واشینگتن بر سر تمدید آتشبس ۶۰ روزه در چارچوب یادداشت تفاهم اسلامآباد توافق کردهاند.
تهران و واشینگتن ۲۵ خرداد بر سر خاتمه جنگ به تفاهم دست یافتند، اما تنشهای منطقهای پس از آن ادامه یافت.
۱۷ تیر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مقامهای جمهوری اسلامی را «متقلب»، «دروغگو» و «بیمار» خواند و با اشاره به حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، از پایان آتشبس با تهران خبر داد.
طبق یادداشت تفاهم، برقراری آتشبس در لبنان و تضمین آزادی کشتیرانی در خلیج فارس از جمله شروطی بودند که باید پیش از ورود به مرحله بعدی مذاکرات بر سر پرونده هستهای و لغو تحریمهای جمهوری اسلامی تحقق مییافتند.
ادامه لفاظیهای مقامهای حکومت ایران
در روزهای اخیر، مقامهای جمهوری اسلامی بر شدت لفاظیهای تهدیدآمیز خود علیه آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه افزودهاند.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، ۲۱ مرداد در مصاحبهای اعلام کرد انتصاب محسن رضایی به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، حامل «پیامی خاص» برای آمریکا است.
۲۰ مرداد، سیانان گزارش داد انتصاب شش چهره تندرو در سمتهای ارشد نظامی و امنیتی از سوی مجتبی خامنهای، از حرکت حکومت به سوی سیاست خارجی تهاجمیتر و تشدید فضای امنیتی در داخل ایران حکایت دارد.
رضایی ۲۰ مرداد در دیدار با سفیر چین در تهران تهدید کرد تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط جمهوری اسلامی را نپذیرد، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد.
او اضافه کرد: «آمریکا باید جنگ را پایان دهد، پولهای مسدودشده ایران را بپردازد و جنگ در کل منطقه از جمله لبنان و غزه پایان یابد. شروط دیگر تهران نیز از طریق واسطهها به آنها منتقل شده است.»
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
بهدنبال گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.
آژانس بینالمللی انرژی ۲۱ مرداد هشدار داد تشدید درگیریها و اختلال در کشتیرانی در تنگههای هرمز و بابالمندب، بازار جهانی نفت را در سهماهه سوم سال جاری میلادی با کسری روزانه ۱.۸ میلیون بشکه روبهرو خواهد کرد و ذخایر نفت با سرعتی بیش از دو برابر برآورد قبلی کاهش خواهد یافت.
این نهاد پیشبینی کرد کسری عرضه نفت در سال ۲۰۲۶ به بالاترین سطح در پنج سال گذشته برسد.
همزمان، افزایش قیمت سوخت به کاهش تقاضای جهانی انجامیده و انتظار میرود مصرف نفت در سال جاری روزانه ۱.۶ میلیون بشکه افت کند.
یکی از انتخابهای مجتبی خامنهای در تغییرات فرماندهی نیروهای مسلح، کیومرث حیدری است؛ فرمانده پیشین نیروی زمینی ارتش که به جانشینی رییس ستاد کل نیروهای مسلح رسیده و حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، بخشی از کارنامه اوست. حیدری برای این کارنامه، نشان نظامی نیز دریافت کرده است.
انتصاب او همزمان با پنج انتصاب دیگر در سطوح عالی ستاد کل نیروهای مسلح و سپاه پاسداران اعلام شد.
رد این مسیر را میتوان از سوریه دنبال کرد؛ زمانی که حیدری هنوز جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بود.
اسفند ۱۳۹۴، حیدری از تیمهای آماده اعزام به سوریه بازدید و آنها را بدرقه کرد. چند ماه بعد، حضور نیروهای ارتش، از جمله تکاوران تیپ ۶۵ نوهد، در سوریه علنی شد.
این نخستین بار بود که حضور نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در جنگ سوریه به این شکل آشکار میشد؛ میدانی که تا آن زمان حضور نظامی حکومت ایران در آن بیش از همه با نیروی قدس سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی شناخته میشد.
آبان ۱۳۹۵، چند ماه پس از علنیشدن حضور نیروهای ارتش در سوریه، فرماندهی نیروی زمینی به حیدری سپرده شد.
حیدری بعدها نه تنها از این حضور دفاع کرد، بلکه جزییاتی از نقش نیروهای تحت فرمان خود در سوریه ارائه داد. او سال ۱۳۹۹ گفت توپخانه نیروی زمینی ارتش در این کشور حضور داشته و در «نبرد با داعش» عملیات انجام داده است.
به این ترتیب، حضور ارتش در سوریه تنها به اعزام تکاوران محدود نبود و بخشی از توان رزمی نیروی زمینی نیز وارد این جنگ شده بود.
ماموریتهای برونمرزی نیروهای تحت فرمان حیدری به سوریه محدود نماند.
او بعدها تایید کرد نیروی زمینی ارتش در جریان «مقابله با داعش» وارد اقلیم کردستان عراق شده و در آن سوی مرز ایران قرارگاهی ایجاد کرده بود؛ اقدامی که به گفته حیدری، با هدف «مقابله با داعش پیش از رسیدن این گروه به مرزهای ایران» انجام شد.
تیرماه سال جاری نیز رسانهها در ایران گزارشی درباره ۱۱ عملیات تیپ ۶۵ نوهد در مناطق سلیمانیه و اربیل منتشر کردند؛ گزارشی که در آن از کشتهشدن هشت فرمانده میانی گروههای مخالف جمهوری اسلامی و انهدام سه مقر آنها به دست تکاوران ارتش خبر داده شد.
با این حال، روشنترین سند درباره جایگاه حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کارنامه حیدری، نه این گزارشها، بلکه اعلام رسمی خود ارتش است.
حیدری و نشان درجه یک فتح
سال ۱۴۰۰، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، نشان درجه یک فتح را به حیدری اعطا کرد. روابط عمومی ارتش در تشریح دلایل اعطای این نشان، صراحتا «پشتیبانی از نیروهای جبهه مقاومت» را در کارنامه فرمانده نیروی زمینی ذکر کرد؛ اصطلاحی که جمهوری اسلامی برای نیروهای نیابتی و همپیمانان خود در منطقه به کار میبرد.
نشان فتح از نشانهای نظامی جمهوری اسلامی است که فرمانده کل نیروهای مسلح آن را به فرماندهان و نیروهایی با عملکرد برجسته نظامی اعطا میکند.
قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده نیروی قدس سپاه پاسداران، نیز پیشتر درجات مختلف این نشان را دریافت کرده بود.
به این ترتیب، حمایت از نیروهای نیابتی دیگر صرفا نتیجهای نبود که از حضور نیروهای ارتش در سوریه یا عراق گرفته شود؛ خود ارتش آن را بهعنوان بخشی از کارنامه حیدری ثبت کرده بود و فرمانده کل قوا نیز برای همین مجموعه عملکرد به او نشان درجه یک فتح داده بود.
چابکسازی نیروی زمینی چه شد؟
اما در همان دورهای که حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی به بخش برجستهای از کارنامه حیدری تبدیل شد، طرح چابکسازی بخشی از نیروی زمینی به اهداف خود نرسید.
«طرح ثامن» با ایجاد تیپهای مستقل قرار بود تحرک، انعطافپذیری و سرعت عمل نیروی زمینی را افزایش دهد. با این حال، پژوهشی تخصصی که سال ۱۴۰۰ منتشر شد، نشان داد دستکم در تیپهای مستقل زرهی، این اهداف محقق نشده است.
پژوهشگران به مشکلاتی از جمله فرسودگی تجهیزات، کمبود نیروی متخصص و کاستیهای پشتیبانی اشاره کردند و نتیجه گرفتند پاسخگویی، انعطافپذیری و سرعت عمل مورد انتظار در این تیپها به دست نیامده است.
در نتیجه، تصویری دوگانه از بخشی از دوره فرماندهی حیدری شکل گرفت: در داخل، چابکسازی تیپهای مستقل زرهی به نتیجه مورد انتظار نرسید؛ در خارج از مرزها، حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی چنان در کارنامه فرمانده نیروی زمینی برجسته شد که در شمار دلایل اعطای نشان فتح به او قرار گرفت.
این کارنامه مانعی برای ادامه مسیر حیدری در سلسلهمراتب نظامی نبود.
آذر ۱۴۰۴، پس از حدود ۹ سال فرماندهی نیروی زمینی، او به جانشینی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا رسید؛ قرارگاهی که خود حیدری بعدها آن را، پس از فرمانده کل قوا، بالاترین رده طراحی و هدایت جنگ و عملیات توصیف کرد.
اکنون همان فرمانده که نشان فتح را از خامنهای پدر دریافت کرد، از انتخابهای خامنهای پسر در بازآرایی تازه راس نیروهای مسلح است.
حیدری از بدرقه نیروهای اعزامی به سوریه به فرماندهی نیروی زمینی، سپس به قرارگاه خاتم و در نهایت به جانشینی ستاد کل رسیده است.
حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی اکنون با ارتقای حیدری به یکی از بالاترین سطوح فرماندهی نیروهای مسلح پیوند خورده است؛ جایی که حوزه مسئولیت او دیگر به نیروی زمینی ارتش محدود نیست.